اشعار محرم

مرتب سازی براساس

شعر ورود به محرم(كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است) *

1444
1

شعر ورود به محرم(كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است) كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است
ابری است وضع حال و هوایم محرم است
نه كه فقط همین سه دهه هست ماتمش
والله تمام سال برایم محرم است
در بین روضه از ته دل توبه می كنم
ضامن میان من و خدایم محرم است
رفتم پی طبیب و چنین نسخه ام نوشت
دردم محرم است و دوایم محرم است
هر كس گذاشت نام و نشانی پس از ممات
من جاودانگی و بقایم محرم است
ختم كلام، حرف دگر مختصر كنم
مهر برات كرب و بلایم محرم است
شاعر:علی اکبر حائری

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر ورود به محرم(پیش از آنی که عزادار محرم باشی؟؟) *

7544
11

شعر ورود به محرم(پیش از آنی که عزادار محرم باشی؟؟) پیش از آنی که عزادار محرم باشی
سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی
خاک از حُرمت شش گوشه او حُرمت یافت
گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی
منزلت نیست تو را بی مدد مهر حسین
گر چه موسی شوی و عیسی مریم باشی
گر چه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن
سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی
همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند
می توان مُحرم بیت الله اعظم باشی
شادی هر دو جهانت به خدا تأمین است
گر در این ماه عزا هم سفر غم باشی
صاحب بزم حسین است، علی و زهرا
نکند غافل از این محفل ماتم باشی
به همان دست و سر و سینه مجروح قسم
شرط عشق است بر این زخم تو مرهم باشی
خوش به حال تو «وفائی» که خدا خواسته است
هم چنان کعبه عزادار محّرم باشی
شاعر

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ورود به محرم(باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب) *

8000
8

شعر ورود به محرم(باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب) باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب
ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم
باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب
هر کسی در پی دلدار خودش می گردد
باز آواره دور از وطنم کرد ارباب
من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم
از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب
من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟
یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب
خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
من به عالم ندهم لذت مردن را با
فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب
شاعر:مهدی صفی یاری

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(باید برای خویش دلی دست و پا كنی) *

1587
1

شعر استقبال از محرم(باید برای خویش دلی دست و پا كنی) باید برای خویش دلی دست و پا كنی
تا در ره حسینِ زمان، جان فدا كنی
فصل بهار دل شده باید دگر شوی
وقتش رسیده خیمه ی ماتم به پا كنی
باید برای عرض ادب نزد آفتاب
یك پنجره به جانب خورشید وا كنی
اول دهی سلام به ارباب بی كفن
تا خویش را به قلب علمدار جا كنی
بعد از سلام عقده ی دل باز می شود
باید كه پای تا سر خود كربلا كنی
روزی اگر رسد كه ببینی ضریح او
آن گاه خود ببین كه چنین و چِه ها كنی
غیر از حسین هیچ نداری در این جهان
باید تمام آن چه منم را رها كنی
این مشك چشم پر ز فرات دلت شده
باید كه ساقی حَرَمت را صدا كنی
خواهی اگر صفا بدهی قلب خود «اسیر
باید دوباره یاد شه سر جدا كنی
شاعر:حمید رمی

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است) *

1537
1

شعر استقبال از محرم(كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است) كو جامه ی سیاهِ عزایم، محرم است
ابری است وضع حال و هوایم محرم است
نه كه فقط همین سه دهه هست ماتمش
والله تمام سال برایم محرم است
در بین روضه از ته دل توبه می كنم
ضامن میان من و خدایم محرم است
رفتم پی طبیب و چنین نسخه ام نوشت
دردم محرم است و دوایم محرم است
هر كس گذاشت نام و نشانی پس از ممات
من جاودانگی و بقایم محرم است
ختم كلام، حرف دگر مختصر كنم
مهر برات كرب و بلایم محرم است
شاعر:علی اکبر حائری

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات با امام زمان و ورود به محرم( شب های بی قراری چشمم سحر نشد *

2191

شعر مناجات با امام زمان و ورود به محرم(   شب های بی قراری چشمم سحر نشد شب های بی قراری چشمم سحر نشد
دلواپسی و غربت و اندوه سر نشد
آهم کشید شعله ولی بال و پر نشد
اصلاً کسی ز حال دلم با خبر نشد
فرموده ای که شرط وصالت صبوری است
وقتی زمان زمانه‌ی هجران و دوری است
ای طلعة الرشیده‌ی من أیها العزیز
ای غرة الحمیده‌ی من أیها العزیز
ای نور هر دو دیده‌ی من أیها العزیز
خورشید من سپیده‌ی من أیها العزیز
این جمعه هم غروب شد اما نیامدی
ای آخرین سلاله‌ی زهرا نیامدی
وقتی که هست چشم تر تو مطاف اشک
گم می شود دوباره دلم در طواف اشک
چشمان بی قرار من و اعتکاف اشک
آقا بخر مرا به همین دو کلاف اشک
این اشک ها شده همه‌ی آبروی من
چشمی گشا به روی من ای آرزوی من
آمد محرم و غم عظمای کربلا
خون م

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 12:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 مهدی نظری

اشعار استقبال از محرم از مهدی نظری -( گرچه در راه عشق جا زده ام ) * مهدی نظری

27

اشعار استقبال از محرم از مهدی نظری -( گرچه در راه عشق جا زده ام ) گرچه در راه عشق جا زده ام
من به این نفس پشت پا زده ام
روی من را زمین نزن آقا
من برای تو ناله ها زده ام
دست من را بگیر با انصاف
من که قیدبجز تو را زده ام
آبرویم ببر خیالی نیست
چونکه رو بر هزار جا زده ام
هرچه باشد بنام تو هستم
بال و پر در همین هوا زده ام
جان من را بگیر حرفی نیست
من که یک سربه کربلا زده ام
جان زهرا به من نگاهی کن
چونکه قید بجز تو را زده ام

شاعر : مهدی نظری

  • چهارشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت رقیه(این جا محیط سوز و اشک و آه و ناله است) *

2798
6

شعر شهادت حضرت رقیه(این جا محیط سوز و اشک و آه و ناله است) این جا محیط سوز و اشک و آه و ناله است
این جا زیارتگاه زهرای سه ساله است
این جا دمشقی ها گلی پژمرده دارند
در زیر گل مهمان سیلی خورده دارند
این جا دل شب کودکی هجران کشیده
گل بوسه بگرفته ز رگهای بریده
این جا بهشت دسته گل های مدینه است
این جا عبادتگاه کلثوم و سکینه است
این جا زیارتگاه جبریل امین است
این جا عبادتگاه زین العابدین است
این جا ز چشم خود گلاب افشانده زینب
این جا نماز شب نشسته خوانده زینب
این جا به خاکش هر وجب دردی نهفته
این جا سه ساله دختری بی شام خفته
این جا نخفته چشم بیدار رقیه
این جا حسین آمد به دیدار رقیه
این جا قضا بر دفتر هجران ورق زد
این جا رقیه پرده یکسو از طبق زد
این جا هُمای ف

  • دوشنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1392
  • ساعت
  • 05:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار استقبال از محرم از عابدین کاظمی -( منت خدای را که دلم بیقرار توست ) * عابدین کاظمی

16

اشعار استقبال از محرم از عابدین کاظمی -( منت خدای را که دلم بیقرار توست ) منت خدای را که دلم بیقرار توست
شکر خدا همیشه دلم در کنار توست
شکر خدا که عشق تو در سینه ی من است
شکر خدا که دیده ی من اشکبار توست
هر سال رخت ماتم تو بر تنم بود
یعنی که تا به حشر دلم سوگوار توست
هرگز هوای جنت و رضوان نمی کنم
سوگند می خورم که بهشتم مزار توست
سر را به زیر بار ستم خم نکرده ای
آزادگیّ تا به قیامت شعار توست
گز بگذری ز قاتل خود هم عجیب نیست
جود و سخا و بخشش و ایثار کار توست
خواهند اگر ز غربت و مظلومی ات سند
بالاترین سند گلوی شیرخوار است
نامت حسین، زاده ی زهرای اطهری
این بهترین مدال تو و افتخار توست

شاعر : عابدین کاظمی

  • چهارشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:15
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 وحید محمدی

اشعار استقبال از محرم از وحید محمدی -( من که با تربت تو کام لبم باز شده ) * وحید محمدی

18

اشعار استقبال از محرم از وحید محمدی -( من که با تربت تو کام لبم باز شده ) من که با تربت تو کام لبم باز شده
اصل این نوکریم از ازل آغاز شده
مادرم درس غلامی تو ام می آموخت
اولین پیرهن مشکی من را می دوخت
خاطرم هست مرا مجلس روضه می برد
خاطرم هست مرا دست ابالفضل سپرد
اولین شال عزا را پدرم داد به من
گفت خوب از غم ارباب کرم سینه بزن
پدرم گفت که در دامن مادر بودی
گفت آن وقت تو اندازه ی اصغر بودی
خاطرم هست که چون ماه محرّم می شد
کوچه در کوچه ی این شهر پر از غم می شد
بوی نذری محرّم همه جا می پیچید
چشم ها نم نمک از داغ شما می بارید
خاطرم هست که در کوچه علم بندان بود
چشم ها صحن تماشای کمی باران بود
خاطرم هست همه نذر شما می کردند
همه با چائی شبهات صفا می کردند
بچّه ها یک طرفی تکی

  • چهارشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 رضا باقریان

نوحه -( چشم تارم مثل دریا روحم پر زد کرببلا ) * رضا باقریان

18

 نوحه -( چشم تارم مثل دریا          روحم پر زد      کرببلا ) چشم تارم مثل دریا روحم پر زد کرببلا
آخرازت،حاجت می گیرم
شیش گوشت و، بغل می گیرم
میام حرم، یه روز آقا جون برات می میرم
آرزومه پیش تو زانو بزنم بیام و با اشک چشام
(حرم و جارو بزنم)2
(یا کربلا)4

مستم امشب با ذکر تو پر می زنم تا قبر تو
پریشونم، دلم کبابه
من و ببین،چشام پر آبه
حرمت و،بذار ببینم حالم خرابه
شب تا سحر برا تو روضه می خونم به امید اونیکه روزی
(یه شبی اونجا بمونم)2
(یا کربلا)4
تو لیلایی من مجنونم خسته حال و سرگردونم
چشم ترم،خاک پاهاته
بال ملک،فرش عزاته
دوای این، دل رمیده کرببلاته
حتی یه بار من و ببر سمت حرم تا بشم عاقبت بخیر
(تو رو به جون مادرم)2
(یا کربلا)4

نوکر خوبه نوکر باشه هر جا ی

  • چهارشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب

اشعار کربلا از عابدین کاظمی -( دوباره یاد حسین و دوباره کرببلا ) * عابدین کاظمی

62

اشعار کربلا از عابدین کاظمی -( دوباره یاد حسین و دوباره کرببلا ) دوباره یاد حسین و دوباره کرببلا
دوباره ماه محرم، دوباره عاشورا
دوباره کوچه به کوچه سیاهی و پرچم
دوباره مجلس روضه دوباره بزم عزا
دوباره روضه گودال و یک تن بی سر
دوباره ناله و شیون دوباره واویلا
دوباره علقمه و مشک پاره ساقی
دوباره آب و دوباره خجلت سقا
دوباره زینب و رأس بریده روی نی
دوباره کوفه و شام و دوباره تشت طلا
دوباره شام غریبان، دوباره آتش و دود
دوباره ناله لب تشنگان بی بابا
دوباره گودی گودال و پیکر بی سر
دوباره قد کمانی حضرت زهرا
گرفته باز دل بیقرار ما امشب
فقط برای حسین و برای کرببلا

شاعر : عابدین کاظمی

  • چهارشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:18
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار کربلا و محرم از عابدین کاظمی -( امسال هم به مثل همه سال های تو ) * عابدین کاظمی

53

اشعار کربلا و محرم از عابدین کاظمی -( امسال هم به مثل همه سال های تو ) امسال هم به مثل همه سال های تو
پوشیده ام دوباره لباس عزای تو
آماده ام که بر سر و بر سینه ام زنم
دار و ندار خویش بریزم به پای تو
امسال هم مرا به غلامی قبول کن
خو کرده ام به آمدن روضه های تو
کام مرا ز تربت پاکت گرفته اند
بیهوده نیست اینکه شدم مبتلای تو
روی تو را ندیده گرفتار گشته ام
ای جان من فدای روی دلربای تو
با دست عاشقان تو در کوچه های شهر
بر پا شده است خیمه ماتم برای تو
آمد خرابه یادم و جان داد دخترت
تا دید در طبق سر از تن جدای تو
در حسرت زیارت شش گوشه مانده ام
چیزی نخواهم از تو به جز کربلای تو

شاعر : عابدین کاظمی

  • چهارشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:20
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

اشعار استقبال از محرم از یوسف رحیمی -( لبريز آه و ندبه و غم گريه مي‌کنم ) * یوسف رحیمی

8

اشعار استقبال از محرم از یوسف رحیمی -( لبريز آه و ندبه و غم گريه مي‌کنم ) لبريز آه و ندبه و غم گريه مي‌کنم
دلتنگم و به ياد حرم گريه مي‌کنم
شايستة زيارت شش گوشه نيستم
اين روزها به حال خودم گريه مي‌کنم
تا تلّ زينبيه و گودال قتلگاه
تا خيمه ها قدم به قدم گريه مي‌کنم
با علقمه، به ياد لبت آب مي‌شوم
با روضه هاي مشک و علم گريه مي‌کنم
حتي اگر که خون بچکد از نگاه من
صبح و غروب، دم همه دم گريه مي‌کنم
گفتند چشم خواهرت از دست رفته بود
معلوم شد براي تو کم گريه مي‌کنم

شاعر : یوسف رحیمی

  • چهارشنبه
  • 9
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:23
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

غزل مناجات براي محرم -( ز سوز سینه برای تو باز می خوانم ) * محسن حنیفی

3479
3

غزل مناجات براي محرم -( ز سوز سینه برای تو باز می خوانم ) ز سوز سینه برای تو باز می خوانم
به نغمه های حزین حجاز می خوانم
نوای اکبر ناظم ندارم امّا باز
نوازشم بکنی دلنواز می خوانم
برای مرثیه ها زخمه را نیازی نیست
به لطف زخم لبت جانگداز می خوانم
و یا زیارت ناحیه ی مقدسه را
میان مرثیه یک دو فراز می خوانم
من از تبار غزل های ابن مکفوفم 1
ببخش محضر تو روضه باز می خوانم
اسیر گریه ی بی اختیار خواهم شد
هزار زخم تنت را هَزار خواهم شد

1) ابن مکفوف روایت می کند خدمت امام جعفر بن محمد صادق(علیه السلام) رسیدم فرمود: شعر مرثیه بخوان خواندم؛(گویا مراعات حال امام را نمود) فرمود: نه همچنان که برای او میان خود مرثیه می خوانی و سر قبرش نوحه گری می کنی بخوان. نفس المهمو

  • شنبه
  • 18
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 20:30
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

سبک مداحی محرم - زمینه حلول ماه محرم -( أعظم الله اُجورنا بمُصابِنا بالحسین ) * رضا تاجیک

11328
11

سبک مداحی محرم - زمینه حلول ماه محرم  -( أعظم الله اُجورنا بمُصابِنا بالحسین ) مداحان ارجمند می توانند این زمینه را هر شب محرم، قبل از زمینه اصلی برای آمادگی مستمعین برای سینه زنی به عنوان مقدمه زمینه تقدیم کنند.

أعظم الله اُجورنا بمُصابِنا بالحسین 2

سینه می زنم شده عریان تنم
چون که نوکر شه بی کفنم
حسین/ همه کسم/ کی به کربلات میرسم 2
أعظم الله اُجورنا بمُصابِنا بالحسین 2

باز نشسته ام انگاری تو حرم
عمر من گذشت به زیر این علم
حسین/ غلامتم/ همیشه من به نامتم 2
أعظم الله اُجورنا بمُصابِنا بالحسین 2

باز محرمه، سینه غرق غمه
اشک و گریمون برا غمهات کمه
حسین/ آقای من/ پا بذار رو چشمای من 2
أعظم الله اُجورنا بمُصابِنا بالحسین 2
********

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • شنبه
  • 18
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 17:04
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات امام حسین(ع) -( تا تو دردم می‌دهی آن را دوا حس می‌كنم ) * حسین باغ شیخی

2281
5

مناجات امام حسین(ع) -( تا تو دردم می‌دهی آن را دوا حس می‌كنم ) تا تو دردم می‌دهی آن را دوا حس می‌كنم
عافیت را در میان هر بلا حس می‌كنم
بهترین اوقات عمرم در میان روضه‌هاست
خویش را در خانه‌ی خیرالنسا حس می‌كنم
بهتر از ماه مبارك در محرم تائبم
حال استغفار را در روضه‌ها حس می‌كنم
این زمان با آن مكان تأثیرشان عین هم است
در محرم خویش را در كربلا حس می‌كنم
سینه‌چاك سینه‌ی عریان یار زینبم
می‌زنم بر سینه چون این درد را حس می‌كنم
بین توحید و تجلی نسبت عینیت است
پس خودم را پیش تو پیش خدا حس می‌كنم
تو همان روضه شدی و من همان گریه شدم
تو مرا حس می‌كنی و من تو را حس می‌كنم
قیمت پایین پایت مثل بالای سر است
عرش بالا را همین پایین پا حس می‌كنم
مداح:حاج منصور ارضی

شاعر: حس

  • دوشنبه
  • 20
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 08:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

اشعار غزل مناجات محرم -( جز بر آن تیغ دو ابروی تو سر نفروشم ) * محسن حنیفی

3262
1

اشعار غزل مناجات محرم -( جز بر آن تیغ دو ابروی تو سر نفروشم ) جز بر آن تیغ دو ابروی تو سر نفروشم
غرقه ی درد، ولی زخم جگر نفروشم
زندگی بی نمک روضه ی تو شیرین نیست
نمک شور تو بر کوه شکر نفروشم
دل به شب های عزاداری تو خوش کردم
خرقه ی مشکی خود را به سحر نفروشم
گریه آباد شدم خانه ات آباد حسین!
به دو صد درّ و گهر دیده ی تر نفروشم
دستهایم عوض کرببلا...؛ می ارزد
ببُریدش، که پرم را به ضرر نفروشم
وقت پرپر زدنم رقص طرب خواهم کرد
دست را می دهم و باده طلب خواهم کرد
پر شکسته به تمنای چمن می آیم
آخر الامر به دیدار تو من می آیم
گرچه قسمت نشده تا به حضورت برسم
عطر سیبم که گه از سوی قرن می آیم
وقت رجعت که سر از خاک برون می آری
بی کفن سوی تو من پاره کفن می آیم
آن قدر در وس

  • شنبه
  • 18
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 20:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر سینه زنی محرم از مهدی عظیمی-( باز این چه شورش است که در خلق عالم است ) * مهدی عظیمی

4423
8

شعر سینه زنی محرم از مهدی عظیمی-( باز این چه شورش است که در خلق عالم است ) باز این چه شورش است که در خلق عالم است
خون گریه ها کم است ماتم به پا کنیدوقت محرم است

گویا عزای اشرف اولاد آدم است
گویا عزای سبط دل آرام خاتم است
این جان فدای حضرت خیرالبشر شود
تا جان من به عشق حسین مفتخر شود

تا این وجود دل سیهم همچو زر شود
داغی که تو دادی به سینه تازه تر شود
مارا به نام حضرت ارباب سر زنید
آن سرکه پیش پای تو افتد سر شود

شاعر : مهدی عظیمی

  • شنبه
  • 26
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 15:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار شور استقبال از محرم با سبک حاج محمود کریمی -( بوی آیینمون جاری اشکامون ) *

10865
32

اشعار شور استقبال از محرم با سبک حاج محمود کریمی -( بوی آیینمون جاری اشکامون ) بوی آیینمون جاری اشکامون
میزنه سینمون بوسه بر دستامون
از روی نیزه سر بریده
اربابم امشب منو خریده
تو مجلسی که پر شهیده ، وای
ای دل اگه تنهایی چرا امشب بی صدایی
گرد و غباره غم ارباب تو صورت ماه آومده
لباس مشکی مو را بیارید محرم از راه آومده
گرد و غباره غم ارباب تو صورت ماه آومده
لباس مشکی مو را بیارید محرم از راه آومده
مادرش فاطمه است بی قراره حسین
خواهرش زینب سفره دار حسین
دل که میدون چرا اسیر ، دامن اشک و چرا نگیره از غم ارباب چرا نمیره
دلی که صاحب داره برای عشق ش بی قراره
من آومدم مادر خورشید روزی چشمامو بده
لباس مشکی مو را بیارید محرم از راه آومده
ای دل اگه تنهایی چرا امشب بی صدایی
بیرق پرچم

  • چهارشنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 05:00
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 حسین صیامی

شعر استقبال از محرم -( پیراهن سیاه کجایی رفیق من؟ ) * حسین صیامی

2425
3

شعر استقبال از محرم -( پیراهن سیاه کجایی رفیق من؟ ) پیراهن سیاه کجایی رفیق من؟
اندوه و اشک و آه کجایی رفیق من؟
بوی محرم است فضارا گرفته است
ای بی نظیرماه،کجایی رفیق من؟
ده ماه حسرت تو شده غصه دلم
فصل عزای شاه کجایی رفیق من؟
بی تو عجیب زندگی ام بی صفاگذشت
ای شور قتلگاه کجایی رفیق من؟
درپای روضه های تو نفسم خدایی است
ای نفس سربراه کجایی رفیق من
گه گاه نیمه شب به تو مشغول میشدم
ای لطف گاه گاه کجایی رفیق من؟
یک گوشه چشم کردی و آتش گرفته ام
عمری از آن نگاه کجایی رفیق من؟
یادش بخیر بعد خطا توبه داشتیم
جبران اشتباه کجایی رفیق من؟

شاعر : حسین صیامی

  • چهارشنبه
  • 3
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر در وصف صحنه کربلا * آمنه نفدی پور

5318
16

شعر در وصف صحنه کربلا سوگواران نوحه می خوانند امشب، هر زبان خونی ست

ذکر ِ "ثار الله" می پیچد، تمام ِ پرنیان خونی ست

زهر می نوشند، مدّاحان ِ کوفه زهر می نوشند

جام های زهر، خونی، جام های شوکران خونی ست

مرثیه خوانی زینب... می رساند آب را سقا

این لبان ِ تشنه ی تفتیده، تا عمق دهان خونی ست

حنجره می لرزد و از سینه آتش می زند بیرون

تیغ در دستان ِ دشمن، مغزهای استخوان خونی ست

می شود عبّاس آب آور، بشوید خون ِ دستان را

دست های زخمی ِ سالارْ مرد ِ پهلوان خونی ست

غسل باید کرد آخر، کودکان عطشان و گریان اند

"العطش عباس" کو آبت؟ گلوی کودکان خونی ست

رقص ِ خون بر نیزه های ظلم، رقص ِ اهرِمَن در باد

کاروان ِ تشنه لب در ای

  • سه شنبه
  • 29
  • مرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 21:55
  • نوشته شده توسط
  • آمنه نقدی پور
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم -( پر میکشد چشمان من امشب به سویت ) *

1486
2

شعر استقبال از محرم -( پر میکشد چشمان من امشب به سویت ) پر میکشد چشمان من امشب به سویت
یک عمر مانده این دلم در آرزویت
میسوزم و حسرت به دل آقای خوبم
تا که بیایم کربلا در جستجویت
از این حرم تا آن حرم وصل به عشق است
یک کهکشان اعجاز دارد خاک کویت
گرچه گنه بسیار کردم، نا امیدم
من واقفم کم کرده ام از آبرویت
عشق تو را دارم به دل اما دوباره
باعث شدم تا بشکند بغض گلویت
مولای من لب تشنه ام دریاب آقا
ای کاش میشد من بنوشم از سبویت
بوی محرم میرسد از هر طرف باز
چشمان مشتاقان به دست چاره جویت

  • پنج شنبه
  • 11
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 جابر عابدی

اشعار چاوش محرم به سبک واحد -( لحظه شمار روضه هاتم - از حالا گریون عزاتم ) * جابر عابدی

6023
17

اشعار چاوش محرم به سبک واحد  -( لحظه شمار روضه هاتم - از حالا گریون عزاتم ) لحظه شمار روضه هاتم - از حالا گریون عزاتم
نیومده ماه محرّم - غمگین مثه پرچم سیاتم
ماه غمت؛ ماه گریه هاس ، حاجتا رواس
شور عاشقا فقط حسینه
محرمت میرسه ز راه، اشک و سوز و آه
داغ روضه ها فقط حسینه
آی نوکرا زمون ماتم اومد
حی علی العزا محرم اومد
واویلا آه و واویلا
سینه پرازاندوه و درده - بساط شادی سرده سرده
کتیبه های محتشم باز - دلای ما رو قبضه کرده
تلاطم؛ بزم نوکرا، نوحه و نوا
حال هیئتا لبریزه شوره
ترنم؛ چاووش عزات، پرچم سیات
چشمه های ناب ناب نوره
آی نوکرا زمون ماتم اومد
حی علی العزا محرم اومد
واویلا آه و واویلا

شاعر : جابر عابدی

دانلود سبک

منبع: کتاب دیار محتشم 2

برای اطلاع از نحوه خرید این کت

  • شنبه
  • 5
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:29
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم -( گل نرگس ،گل نرگس، محرم ) *

1676
1

شعر استقبال از محرم -(     گل نرگس ،گل نرگس، محرم ) گل نرگس ،گل نرگس، محرم
دل ما شیعه هاسرشار ِه ازغم
همی دونم که تو هم داغداری
مثال مادرت زهــرای اعظم
***
گل نرگس بیا غم داره شیعه
محرم گشته ماتم داره شیعه
بیاروضه بخون تا خون بگریه
بیـا جانا، تــرا کم داره شیعه
***
گل نرگس،بیا شیدابگرییم
ز داغ ظهر عاشـورا بگرییم
به جون مادرت زهرا بیا تا
کنار ِت کربلا آقا بگرییم

  • پنج شنبه
  • 11
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم -( باز این رسیده شور و هوای عزای تو ) *

1764
1

شعر استقبال از محرم -( باز این رسیده شور و هوای عزای تو ) باز این رسیده شور و هوای عزای تو
وقت دگر رسیده به یاد نوای تو
تا بیرق عزای تو باشد که بر قرار
گشتم اسیر لطف و صفای سرای تو
تا آن زمان که جن و ملک نوحه میکنند
من چون کبوتر ره کرب و بلای تو
چون سر ز تن بریده بدندت حرامیان
تنها بدین شهادت و مردن سزای تو
بخشیدن و شفاعت مردم به روز حشر
گشته جواب آن مه اشک این جزای تو
هر بنده ای که گشته اسیر ولای دوست
حاتم بگشته هر شب و روزش گدای تو
در ظهر محشری که به پا شد به دشت خون
هر عاشقی گرفته ز جانش هوای تو
این سی شب محرم آخر نباشدم
باشد که عمر بی هدفم شد فدای تو
در جنگ تن به تن که تو کردی به دشت خون
رحمی نشد به راس و به قلب و ردای تو
از رفتن و شهادت تو درسما

  • پنج شنبه
  • 11
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 جابر عابدی

اشعار شور واحد شب اول محرم -( باز محرم، من اومدم، یا ابالفضل گدایی ) * جابر عابدی

39

اشعار شور واحد شب اول محرم -( باز محرم، من اومدم، یا ابالفضل گدایی ) باز محرم، من اومدم، یا ابالفضل گدایی

تو این هیئت، پای روضه ت، من می شم کربلایی

پرچم این روضه ها رو علم کن

عالمی رو غرق غوغای غم کن

هیئت و با نیم نگاهی حرم کن

یا ابوفاضل آقام یا ابالفضل 3

عمری گدام، بی ادعام، با تو آقا می جوشم

هرسال اینجا، با نوکرا، از غمت مشکی می پوشم

رو سینه دارم مدال گدایی

رو دوشمه پرچم کربلایی

یادش بخیر لحظه ی آشنایی

یا ابوفاضل آقام یا ابالفضل 3

شورم شیداس، سرم بالاس، تا تو ذکر نابمی

اعتبارم، افتخارم، اینه که اربابمی

تیر نگاهت نشسته به جونم

تو رگامه عشق تو جای خونم

تا نفسم باقیه پات می منونم

یا ابوفاضل آقام یا ابالفضل 3

شاعر : جابر عابدی

دانلود سبک

  • یکشنبه
  • 6
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 07:33
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم -( باید بساط روضه دوباره به پا کنیم ) *

2271
1

شعر استقبال از محرم -(  باید بساط روضه دوباره به پا کنیم ) باید بساط روضه دوباره به پا کنیم
با اشک ، صحن دیده خود با صفا کنیم
باید برای اینکه دل ما حسینی است
روزی هزار مرتبه شکر خدا کنیم
تا حشر که می شود همه در ماتم حسین
باید کمک به حضرت خیر النساء کنیم
در محضر خدا همه هستیم رو سفید
وقتی به تن لباس سیاه عزا کنیم
در بین روضه درد هزاران طبیب را
با ذکر و نام یاد رقیه دوا کنیم
در روضه سر شکستن ما درس عاشقی است
باید به جان حضرت زینب دعا کنیم
ما را چرا ز لطمه زدن نهی می کنند
وقتش اگر رسد سر خود را جدا کنیم
ماه محرم آمده وقتش رسیده است
اشعار محتشم به تن کوچه ها کنیم

  • پنج شنبه
  • 11
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم -( اي دل بيا كه ماه محرم بر آمده ) * قنبر سماچی

2010
1

شعر استقبال از محرم -( اي دل بيا كه ماه محرم بر آمده ) اي دل بيا كه ماه محرم بر آمده
اين مه به قلب شيعه چنان خنجر آمده
از بهر قتل شاه زمان پور بو تراب
در كربلا ببين كه دو صد لشكر آمده
در اين مه حرام حسين سبط مصطفي
از ظلم اشقيا زچه رو بي سر آمده
فرزند مرتضي و سرور دل نبي
از سوز تشنگي به لبش اخگر آمده
سقاي كربلا بنگر در كنار آب
لب تشنه تير كينه به چشم تر آمده
ناموس كردگار به دو چشمان اشكبار
بر سر زنان با سر بي معجر آمده
سينه زنان و نوحه سرا بهر تعزيت
با حوريان فاطمه ي اطهر آمده
بهر شهادت عمل شمر نا بكار
در قتلگه حضرت پيغمبرآم
نوباوه رسول و جــــگر گوشــــه بتــول
كرد اين چنين دعوت حق را ز جان بتول
روزي كه خواست جانب كوفه سفر كند
اهل زمانه را ز سفر ب

  • پنج شنبه
  • 11
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم -( خدا نوشت : محرم سیاه بر تن کرد ) *

1546

شعر استقبال از محرم -( خدا نوشت : محرم سیاه بر تن کرد ) خدا نوشت : محرم سیاه بر تن کرد
دوباره حضرت خاتم سیاه بر تن کرد
زمین حسینیه شد، روضه خوان آن خورشید
و هر چه بود در عالم سیاه بر تن کرد
شکست بغض خدا با نماز ظهر تو
و کعبه – بیت خدا- هم سیاه بر تن کرد
قلم به شوق تو برخاست شاعری بکند
نوشت مصرعی از غم سیاه بر تن کرد
حسین وغم؟! چه غمی؟ عشق غم ندارد که
کجاست کرببلا؟! دل حرم ندارد که
چه غصه ای؟ که پر از شوق و شور و زیبایی است
محرم اول دلدادگی و شیدایی است
تو ترجمان غدیری که حیدر آورده
تو آب چشمه ی عشقی که کوثر آورده
مرا ببین که سیاه است سینه ام ز گناه
مرا ببخش به این اشک و این لباس سیاه
هنوز خیمه و هیئت به پا کند چشمت
تو محشری و قیامت به پا کند چشمت
و

  • پنج شنبه
  • 11
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد