اشعار محرم

مرتب سازی براساس

شعر مناجات ورود به ماه محرم(ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم) *

1732
1

شعر مناجات ورود به ماه محرم(ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم) ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم
ماهی به غیر ماه محرم نداشتیم
این داغ سینه سوز تو می کشتمان اگر
قلبی به قدر وسعت عالم نداشتیم
گاهی اسیر غربت عباس می شدیم
چون داشتیم روضه و پرچم نداشتیم
شرمنده ام برای تنت زیر آفتاب
در حد چند قطرۀ شبنم نداشتیم
گیرم که گریه مرهم زخم دلم شود
اما برای زخم تو مرهم نداشتیم
بر تو به چاک چاک گریبانمان سلام
زیرا که صبر و عشق تو با هم نداشتیم

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر استقبال از محرم(شب اشک و شب آه و شب غم) *

1674

شعر استقبال از محرم(شب اشک و شب آه و شب غم) شب اشک و شب آه و شب غم
شب دلواپسی و حزن و ماتم
میان سینه قلبم بی قرار است
محرم آمده ای دل محرم
***
سر آمد دوره ی خاموشی من
ببین تاب و تب چاووشی من
رسیده روزهای غربت تو
رسیده وقت مشکی پوشیِ من
***
محرّم ماه ایثار است و غیرت
رسیده موسم تجدید بیعت
اگر تا کربلا رفتی دل من
مشو راضی به کمتر از شهادت
شاعر:یوسف رحیمی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

شعر استقبال از محرم(هلال ماه غصه ها دوباره قامتش خمه) * رضا تاجیک

1657
1

شعر استقبال از محرم(هلال ماه غصه ها   دوباره قامتش خمه) هلال ماه غصه ها دوباره قامتش خمه
دلم گرفته دوباره آخه بازم محرمه 2
یه بار دیگه اومدم تا با تو همکلام بشم
آرزومه تو این خونه یه روزی پیرغلام بشم 2
پوشیدم پیرن مشکیمو برا بیست و چندمین سال
عمریه دارم می سوزم پای روضه های گودال 2
یک سال، منتظرم، تا که، تو این دهه، باشم، دربه در تو
میگن، رو به رومی، وقت، گریه ی من، هستم، خونجگر تو
پرچمت آقا جاش تو دل ماست
چون که ز جنس چادر زهراست
حسین مظلوم 4
هر کسی پرچم می کوبه برای صاحب حرم
می شنوه از فاطمه که خیر ببینی ای پسرم 2
میگه همه خوش اومدید به زیر بیرق عزا
تا جون دارید گریه کنید ایشالا پیر شید جوونا 2
عمر من داره می گذره خدا شکرت تو هیأت
قسمتم تو این هی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(دارد دوباره حال و هوا فرق می کند) *

2974
4

شعر استقبال از محرم(دارد دوباره حال و هوا فرق می کند) دارد دوباره حال و هوا فرق می کند
حتی عبور ثانیه ها فرق می کند
این روزها که بغض، دلم را گرفته است
با روزهای قبل چرا فرق می کند؟
این پرچم سیاه همین بیرق و علم
حاکی ست با همیشه فضا فرق می کند
دارند بچه ها کتیبه به دیوار می زنند
حتی سروده ی شعرا فرق می کند
یک راست می روم سر اصل مصیبت ام
آقای من عزای شما فرق می کند
هر چند کعبه کعبه و بیت الهی است
اما هوای کرببلا فرق می کند
آقا نگیر خرده اگر شور می زنند
عشق تو با همه به خدا فرق می کند
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
آقا ببخش حال خودم هم عوض شده
این است جای قافیه ها فرق می کند
تا گفت: «یا اُخَیَّ » دلش بی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(دوباره‌ دعوتم‌ كردی‌ كه‌ آیم‌ در سرای‌ تو) *

1963
2

شعر استقبال از محرم(دوباره‌ دعوتم‌ كردی‌ كه‌ آیم‌ در سرای‌ تو) دوباره‌ دعوتم‌ كردی‌ كه‌ آیم‌ در سرای‌ تو
بپوشم‌ جامۀ‌ عشقت‌ به‌ عشق‌ نینوای‌ تو
شبیه‌ دیدن‌ صاحب‌ عزایت‌ اشك‌ می‌ریزم‌
میان‌ روضه‌ می‌گردم‌ پی‌ صاحب‌ عزای‌ تو
كشم‌ یك سال‌ حسرت‌ تا ببینم‌ روی‌ یارانت‌
فدای‌ اشك‌ چشم‌ خالص‌ اهل‌ نوای‌ تو
به‌ هر جا بنگرم‌ چون‌ خیمۀ سوگ‌ تو می‌بینم‌
تو گویی‌ در نظر آید خیام‌ كربلای‌ تو
نبودم‌ كربلا با تو ولیكن‌ آرزو دارم
ببارد بر من‌ از هر سو همه‌ درد و بلای‌ تو
خدا از من‌ نگیرد عشق‌ ارباب‌ محبت‌ را
كه‌ می‌خواهم‌ بمانم‌ تا دم‌ محشر گدای‌ تو
نه‌ تنها من‌ اسیر تو، خدا باشد گرفتارت
حدیث‌ "من‌ احبه‌" گشته‌ تأكید ولای‌ تو
ندارد پردۀ‌ كعبه‌ بهای‌ این‌ سیاهی‌ها
كه‌ باش

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(ای دل محرم آمده وقت عزا شده) *

3879
10

شعر استقبال از محرم(ای دل محرم آمده وقت عزا شده) ای دل محرم آمده وقت عزا شده
ماه عزای حضرت خون خدا شده
ماتم میان چشم همه موج می زند
چشمان گریه چشمۀ شور و شفا شده
ما اهل روضه زنده به بوی محرمیم
دل های ما حسینیه ی کربلا شده
بازار و کوچه ها همه با گریه آشناست
هر جا گذر کنی غم عظمی به پا شده
دستی که وقف روضه شده سینه می زند
مرهم به زخم سینۀ خیر النسا شده
صاحب عزای مجلس ارباب مادر است
با دست های فاطمه هیئت بنا شده
ماه عزای حضرت خون خدا شده
ماتم میان چشم همه موج می زند
چشمان گریه چشمۀ شور و شفا شده
ما اهل روضه زنده به بوی محرمیم
دل های ما حسینیه ی کربلا شده
بازار و کوچه ها همه با گریه آشناست
هر جا گذر کنی غم عظمی به پا شده
دستی که وقف روضه شده سین

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(سلام‌ ای‌ ماه‌ شیدایی‌ محرم‌) *

1702

شعر استقبال از محرم(سلام‌ ای‌ ماه‌ شیدایی‌ محرم‌) سلام‌ ای‌ ماه‌ شیدایی‌ محرم‌
محیط‌ حُسن‌ و زیبایی‌ محرم‌
علمدار رثا و ناله‌ای‌ تو
ظهور تام‌ غم هایی‌ محرم‌
تویی‌ سَر منشاء خیرات‌ عالم
‌ ز بس كه‌ عالم‌ آرایی‌ محرم‌
گلستان‌ غمی‌، بستان‌ اشكی‌
غمت‌ باشد تماشایی‌ محرم‌
سفیر غربت‌ و حزن‌ و عزایی‌
تو دردی‌، تو مداوایی‌ محرم‌
نزول‌ كعبۀ‌ غم ها تویی‌ تو
مه‌ معراج‌ دل هایی‌ محرم‌
تجلی گاه‌ عشقی‌ و حقیقت‌
تو شهر اللّه‌ عظمایی‌ محرم‌
بقای‌ دین‌ ز فیض‌ و بركت‌ توست‌
اساس‌ زهد و تقوایی‌ محرم‌
بهار گریه‌ بر مظلوم‌ هستی‌
ازل‌ تا حشر بر پایی‌ محرم‌
به‌ سوزِ نالۀ مظلوم‌ مادر
كنی‌ از ما پذیرایی‌ محرم‌
دلم‌ جز خیمه‌ات‌ مأوا نگیرد
خدا هرگز تو را از ما نگیرد

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(باز آمد بوی واژه ،واژه های محتشم) *

2041

شعر استقبال از محرم(باز آمد بوی واژه ،واژه های محتشم) باز آمد بوی واژه ،واژه های محتشم
باز آمد بوی ناله،بوی غصّه، بوی غم
باز آمد بوی حنجر ،بوی خنجر،بوی سیب
باز آمد بوی غربت،بوی سالاری غریــــب
باز آمد بوی اکبر،بوی یاران خــــــــــــدا
باز آمد بوی گل ،پر پر شده روی عـــبا
باز آمدبوی پیکان،بوی شمشیر و خدنگ
باز آمد بوی نیزه،بوی پیشانی و ســنگ
باز آمد بوی گلشن ،بوی عنبر ،بوی عود
باز آمد بوی آتش،بوی خـــیمه ،بوی دود
باز آمد بوی سیلی،روی نیلی،بوی سر
باز آمد بوی خون بر روی لــــــبهای پـدر

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(تا کربلایم بُرد فریاد رسایش) *

1468

شعر استقبال از محرم(تا کربلایم بُرد فریاد رسایش) تا کربلایم بُرد فریاد رسایش
سینی به دستی که من و جانم فدایش
وقتی میان کوچه ی ما راه می رفت
بوی محرّم پخش می شد با صدایش
او کوچه گرد کوچه های بُغض باشد
در شهر اربابی که می میرد برایش
تا گوشه ی ویرانه ای پشت محلّه
می بُرد چشمان مرا با ردّ پایش
ویرانه ای که فطرس ماه محرّم
می آمد از آن جا صدای بال هایش
عطری پراکند و مرا تا آسمان برد
با پرچم سبز شهید کربلایش
این خیمه یا چادر نماز مادرش نیست
آقا گرفته طفل را زیر عبایش
می خوابم از این لحظه پشت پنجره، تا
هر روز بیدارم کند زنگ صدایش
شاعر:علی اکبر لطیفیان

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(شکر خدا که حاجت من مستجاب شد) *

2798

شعر استقبال از محرم(شکر خدا که حاجت من مستجاب شد) شکر خدا که حاجت من مستجاب شد
بر من بیا بیا به محرم خطاب شد
شکر خدا نمرده ام و زنده ام هنوز
وز بُقچه ام لباس سیاه انتخاب شد
اینجا نفس زدن به گدا اوج می دهد
اینجا فقیر آمده و عبد ناب شد
باور نکردنی است که در بین روضه ها
قدری شدن شبیه گدا هم ثواب شد
از بس میان سینه نوشتم حسین حسین
تا اینکه خاطرات دلم یک کتاب شد
آنقدر در انتظار محرم به سر زدم
دیدم که اشک گوشه چشمم حباب شد
وقتی منادی سفر عشق روضه خواند
شیب الخضیب شنیدم و قلبم کباب شد

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(غصه اش خواست بر ملا بشود) *

1515

شعر استقبال از محرم(غصه اش خواست بر ملا بشود) غصه اش خواست بر ملا بشود
پای گریه به شعر وا بشود
این تعجب نداشت یاد دلش
روضه ی کربلا به پا بشود
گفت ابن شبیب تا حالا
دیدی تن از سری جدا بشود؟
یا که سر از تنی جدا هم شد
از روی سینه؛ از قفا بشود؟

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(شکر خدا که نوکری ام را قبول کرد) *

2066
1

شعر استقبال از محرم(شکر خدا که نوکری ام را قبول کرد) شکر خدا که نوکری ام را قبول کرد
احرام حج دلبری ام را قبول کرد
شکر خدا که هیئتی ام کرده باز هم
نذر و نیاز مادری ام را قبول کرد
شکر خدا که نام مرا هم نوشته اند
یک عمر مشق حیدری ام را قبول کرد
شکر خدا که عاقبتم را به خیر کرد
بی دست و پا و بی سری ام را قبول کرد
شکر خدا که با همه روسیاهی ام
این گریه های آخری ام را قبول کرد
بی بال و پر ، به عکس حرم خیره می شدم
با اینهمه کبوتری ام را قبول کرد
شکر خدا که اول ماه محرمی
ارباب باز نوکری ام را قبول کرد

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 14:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(آید از ره محرمی دیگر) *

1392
2

شعر استقبال از محرم(آید از ره محرمی دیگر) آید از ره محرمی دیگر
ماه اندوه و ماتمی دیگر
می شود باز سفره ی روضه
باز ، رزق ِ فراهمی دیگر
باز دارد هوای چشمانم
حال باران نم نمی دیگر
غم عشق تو بسكه شيرين است
نيست با آن مرا غمي ديگر
غم تو جنس دیگری دارد
عالمت هست عالمی دیگر
داروی درد بی دوا ،نامت
گریه ی بر تو مرهمی دیگر
بوده ام زیر بیرقت همه عمر
نروم پای پرچمی دیگر
هرکه تر دامن است و آلوده
می شود با تو آدمی دیگر
تا بمیرم ز داغ عاشورا
فرصتم دِه ، فقط کمی ديگر
شاعر:رضا فراهانی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(خبر پیجید تا کامل کند دیگر خبرها را) *

1533

شعر استقبال از محرم(خبر پیجید تا کامل کند دیگر خبرها را) خبر پیجید تا کامل کند دیگر خبرها را
خبر داغ است و در آتش می اندازد جگرها را
غروبی تلخ، بادی تلخ تر از دور می آمد
که خم می کرد زیر بار اندوهش کمرها را
به روی رو سیاهی یک به یک آغوش وا کردند
همان هایی که برمهمان شان بستند درها را
همان هایی که در مسجد پدر را غرق خون کردند
به خون خویش غلطاندند در صحرا پسرها را
و باد آرام درها را به هم می زد، صدا پیچید
که برخیزید اهل کوفه آوردند سرها را
خبر آمد، سری بر نیزه ها قرآن تلاوت کرد
کسی جز آل پیغمبر ندارد این هنرها ا
شاعر:سید اصغر صالحی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(از عرش، از میان حسینیه ی خدا) *

5625
7

شعر استقبال از محرم(از عرش، از میان حسینیه ی خدا) از عرش، از میان حسینیه ی خدا
آمد صدای ناله ی حی علی العزاء
جمع ملائکه همه گریان شدند و بعد
گفـتند تسلیـت همه بر ساحت خدا
جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت
یا رب اجازه هست شوم فرش این عزا؟
آدم زجنت آمد و ناله کنان نشست
در بزم استجابت بی قید هر دعا
او که هزار بار به گریه نشسته بود
یک یا حسین گفت و همان لحظه شد به پا
آری تمام رحمت خود را خدا گرفت
گُسترد بر محرّم این اشک و گریه ها
آنگاه گفت: روضه بخوان ایها الرسول
جانم فدای تشنه لب دشت کربلا
روضه تمام گشت، ولی مادری هنوز
آید صدای گریه اش از بین روضه ها
شاعر:رحمان نوازنی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟) *

3889
15

شعر استقبال از محرم(از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟) از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
اشهد ان لا ... شهادت اشهد ان لا ... شهید
محشر اللهُ الله است می دانی چرا؟
یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
راه عقل از آن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار، کوتاه است می دانی چرا؟
از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
از محرّم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟
شاعر:علیرضا قزوه

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(حالی محرم است بیا در پناه عشق) *

1611
1

شعر استقبال از محرم(حالی محرم است بیا در پناه عشق) حالی محرم است بیا در پناه عشق
یا سجده کن به کرب و بلا، قبله‌گاه عشق
گفتند العطش، همه طفلان و باز هم
آتش زدند اهل جفا خیمه‌گاه عشق
عهدی دوباره بست و نمازی دگر گزارد
با خون وضو گرفت، در آن عرصه، شاه عشق
صد چاک، پیکرش که به میدان رزم بود
آن گونه گشته بود، که باشد گواه عشق
خورشید روی نیزه به میدان کربلا
بس آیه خواند و گفت که این است راه عشق
زینب که خون به پایه ی محمل فرو چکاند
هرگز گنه نداشت به غیر از گناه عشق
شب را شکست و شب صفتان را به بند بست
زینب به آه عشق و حسین از نگاه عشق
مستیم ما امیر! ز جام خیال دوست
با نغمه‌ها و زمزمه ی گاه‌گاه عشق
شاعر:امیر عاملی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(اهل محل دوباره علم را بیاورید) *

1868

شعر استقبال از محرم(اهل محل دوباره علم را بیاورید) اهل محل دوباره علم را بیاورید
رخت عزای حضرت غم را بیاورید
حی علی البکاء ملائک دهد نوید
وقتش رسیده دیده و نم را بیاورید
خون گریه میکنم ز دو چشمم بجای اشک
یابید چشمه را ، جگرم را بیاورید
پرچم ، کتل ، حسینیه و شور عاشقی
آن نوحه خوان و نوحه و دم را بیاورید
حی علی العزای حسین است میرسد
فطرس شدم دوباره پرم را باورید
در سومین شب نفس گرم روضه خوان
گوید رقیه جان پدرم را بیاورید
امسال نذر حضرت قاسم به تعزیه
همسایه ناله زد پسرم را بیاورید
وقتش شده فدائی ارباب خود شوم
جان بی بها شدست، سرم را بیاورید
ما خادمان هیئت فصل محرمیم
(تا قلبمان شکست حرم را بیاورید(1)
شاعر:ایمان کریمی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين ) *

1577
1

شعر استقبال از محرم(باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين ) باز محرّم رسيد ماه عزاي حسين
سينه ما مي‌شود کرب و بلاي حسين
کاش خدا قستم رزق حلالي کند
تا که توانم کنم خرج عزاي حسين
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگيرم صفا من ز صفاي حسين
هرکه عزدار اوست شيعه و غمخوار اوست
ناله او مي‌دهد سوز صداي حسين
مادر او فاطمه خوب دعا مي‌کند
هرکه بريزد ز چشم اشک براي حسين
اشک عطاي خداست هديه خيرالنساست
نيست کسي لايقش غير گداي حسين
ماه محرم کند جامعه را زير و رو
جمله جوانان شوند مست ولاي حسين
بهتر از اين گريه‌ها نيست سلاحي به دست
تا که بماند بپا دين خداي حسين

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(ماه غم، ماه عزا، ماه محن ) *

1537
-1

شعر استقبال از محرم(ماه غم، ماه عزا، ماه محن ) ماه غم ماه عزا ماه مرم
بر تو بادا تسليت ياابن‌الحسن عج
در عزاي جد مظلومت حسين
اشکهايت گشته جاري از دو عين
شال غم افکنده‌اي مولا به دوش
ناله از دل مي‌کشي با صد خروش
چنين گويي تو با صد شور و عين
روز و شب گريم برايت يا حسين ع
گر نبودم تا تو را ياري کنم
آنقدر بهرت عزاداري کنم
اشک چشمم گر شود روزي تمام
خون کنم جاري ز چشمانم مدام
کي فراموشم شود اين خاطرات
کام عطشان تو و آب فرات
کي رود از ياد من شمشيرها
نيزه‌ها و سنگها و تيرها
چهره‌هاي نيلي و افروخته
جامه‌ها و خيمه هاي سوخته
تا که ياد آيد مرا از قتله‌گاه
ناله از دل برکشم با سوز وآه
زين وصيت‌ها همه جان بر لبم
داغدار عمه خود زينبم
شاعر:حامد کاظمی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(بازهم بساط روضه دلبر فراهم است) *

1575

شعر استقبال از محرم(بازهم بساط روضه دلبر فراهم است) بازهم بساط روضه دلبر فراهم است
هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است
تا پرچم حسینیه های تو را زدند
بر گوشه گوشه دل من نقش پرچم است
آب خوشی ز گلویم نمی رود پایین
آبی که قطره قطره آن پر زماتم است
آتش زده نمک روضه ات به این عالم
از روضه تو صحن دو چشمم پراز نم است
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
وقتی سرت به جبهه به خط مقدم است
دیدم عدو پشت سرت حرف می زند
حرف از سنان و نیزه و یک جسم درهم است
دیدم که جزم کرده عدو عزم خویش را
دیدم برای قتل تو خنجر مصمم است
ففواره می زند این خون سرخ تو تا عرش
والله خون سرخ تو شرف عرش اعظم است
حرفم خلاصه و ای محتشم بخوان
بازین چه شورش است که درخلق عالم است

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(کم کم رسد به گوش صدای محرمت) *

1609
1

شعر استقبال از محرم(کم کم رسد به گوش صدای محرمت) کم کم رسد به گوش صدای محرمت
دل ها پر از بهانه برای محرمت
آقا ، بهشت ما به خدا روضه های توست
جنت کجا و بزم عزای محرمت
ما زنده ایم اگر ، به امید محرم است
جان می دهیم زیر لوای محرمت
تا بوده ، میهمان عزای تو بوده ایم
هستیم تا همیشه گدای محرمت
شور عزای تو شیرین تر از عسل
مست است جان ما ز صفای محرمت
یک لحظه یاد تو بهتر ز الف شهر
ای والدینمان به فدای محرمت
ما عبد بینوا و تو ارباب با وفا
حاجات ما روا ز نوای محرمت
قدر محرمت نشناسد کسی ، فقط
داند خدا مقام و بهای محرمت
خسران بود نصیب کسی که کند قبول
عمر ابد بدون تو ، جای محرمت

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 15:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(این قلبها شکسته ، حرم را بیاورید) *

1693

شعر استقبال از محرم(این قلبها شکسته ، حرم را بیاورید) این قلبها شکسته ، حرم را بیاورید
رخت عزای حضرت غم را بیاورید
حی علی البکاء ملائک دهد نوید
وقتش رسیده دیده و نم را بیاورید
خون گریه میکنم ز دو دیده بجای اشک
یابید چشمه را جگرم را بیاورید
پرچم ، کتل ، حسینیه و شور عاشقی
آن روضه خوان و نوحه و دم را بیاورید
حی علی العزای حبیب است میرسد
آن مادر شکسته و خم را بیاورید
در سومین شب نفس گرم روضه خوان
گوید رقیه جان ، پدرم را بیاورید
امسال نذر حضرت قاسم به تعزیه
همسایه ناله زد پسرم را بیاورید
وقتش شده فدائی ارباب خود شوم
جان بی بها شده ست ، سرم را بیاورید
ما خادمان هیئت فصل محرمیم
تا قلبمان شکست ، حرم را بیاورید

شاعر:ایمان کریمی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 16:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(سور و سات عاشقی بر پا شده) *

1686
-1

شعر استقبال از محرم(سور و سات عاشقی بر پا شده) سور و سات عاشقی بر پا شده
نامتان آهنگ بر لبها شده
بر تن دیوارها مشکی مد است
یا حسین تزئین مشکی ها شده
شاعران و مادحان و عاشقان
هر کدام از عشقتان شیدا شده
در پی آغاز فصل نوکری
ذکر لبهاشان غریب آقا شده
می رسد بر گوش زنگ کاروان
سور و سات عاشقی بر پا شده
شاعر:ایمان کریمی

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(اشکی برای گریه به این دیده ها دهید) *

1448

شعر استقبال از محرم(اشکی برای گریه به این دیده ها دهید) اشکی برای گریه به این دیده ها دهید
دستی برای سینه زدن دست ما دهید
روزی اشک ما بود از رضه ی شما
جز روضه رزق گریه ی مار را کجا دهید
زنجیر و شال و بیرق و پیراهن سیاه
چشم انتظار مانده که اذن عزا دهید
این جا مریض هرچه بخواهید حاضر است
هرکس گرفت چشم شما را شفا دهید
حاجت گرفته بودم و خود بی خبر از آن
از بس که حاجت دل ما بی صدا دهید
بانی روضه های محرم که گشته اید
بانی خیر گشته به ما کربلا دهید

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(دلتنگ شب‌های توام آقا بدانید) *

3626
2

شعر استقبال از محرم(دلتنگ شب‌های توام آقا بدانید) دلتنگ شب‌های توام آقا بدانید
اصلا شما بغض وجود آسمانید
صدها ستاره بر زمین پاشیده هر شب
وقتی عبای دوش خود را می‌تکانید
تکرار بعضی چیزها آنقدر بد نیست
مثل همین تک جمله‌ی پیشم بمانید
رنگ مناجات ملائک را بگیرم
بر جانمازم تا که تربت می‌رسانید
آقا بفرمائید ما سنگی نداریم
از روی نیزه آیه‌ای قرآن بخوانید
از آب سقاخانه چشمم بنوشید
حالا که در شهر دل من میهمانید

  • یکشنبه
  • 27
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 17:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(يابن الحسن بيا كه حلول محرم است) *

2372
5

شعر استقبال از محرم(يابن الحسن بيا كه حلول محرم است) يابن الحسن بيا كه حلول محرم است
شادي به ما حرام شد,ايام ماتم است
شرمنده شد بهار ز گلزار كربلا
بلبل كند نوا كه خزان محرم است
ما عاشقان لاله ي سرخ محمديم
كز عطر او بهشت خداوند خرم است
صد مرده زنده مي شود از ذكر يا حسين
ارباب ما معلم عيسي بن مريم است
عيسي اگر در اخر عمرش به عرش رفت
قنداقه ي حسين شرف عرش اعظم است
با يوسفش مقايسه كردم نگار گفت
او شاه مصر باشد و اين شاه عالم است
ما را نياز سير چمن نيست در بهار
روي حسينيان گل و اين اشك شبنم است
اي صاحب عزا به عزاخانه ها بيا
ياران سينه زن همه در زير پرچم است
گر وعده ي بهشت به ما مي دهد بهار
ما نيستيم طالب رضوان,مسلم است
بر عاشقان سياحت گلشن حرام شد
خا

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 04:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(گفتند که خورشیدتان ازآسمان کم شد) *

1638

شعر استقبال از محرم(گفتند که خورشیدتان ازآسمان کم شد) گفتند که خورشیدتان ازآسمان کم شد
آن صبح تلخی که خبرآمد محرم شد
آن صبح تلخی که گلوها صوت قرآن داشت
در کوچه ها ظهر محرم ها مجسم شد
پیراهن مشکی به تن هامان چه می آمد
آن روز ها که بر سر ما خاک عالم شد
دیدم پدر فریاد می زد ناله خود را
و مادرم دل مویه هایش کم کمک بم شد
دیدم که روی دست مردم آسمان می رفت
دیدم که مرگ آرزوهامان مسلم شد
هر روزنامه شرحی از داغش به ما می داد
داعی که بر دل هایمان دیگر متمم شد
از کودکی تا حال من لبخند او جاری ست
مردی که رفت و عکس او در قاب خاتم شد

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 04:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(هرچند ماه غصه و اشک است و ماتم است) *

1439
1

شعر استقبال از محرم(هرچند ماه غصه و اشک است و ماتم است) هرچند ماه غصه و اشک است و ماتم است
من شکر می کنم که دوباره محرم است
من شکر می کنم که دوباره به نام توست
در هر کجا که نصب شده هر چه پرچم است
من شکر می کنم که دلم در عزای توست
با روضه های کرب و بلای تو محرم است
دیدم که زمزمه است میان کتیبه ها
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
دیدم که آسمان و زمین گرم گفتگو
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
سرما نبرده است ز دلها غم تو را
این تکیه ها حرارات عشقی مجسم است
دیشب شکست قامت سرمای کوچه ها
با دسته های سینه زنی که منظم است

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم(خیمه ، عَلم ، کتیبه و پرچم بیاورید) *

1511
2

شعر استقبال از محرم(خیمه ، عَلم ، کتیبه و پرچم بیاورید) جان زکف رفته و از دل، نفسی می آید
این نفس هم ،به تمنای کسی می آید
خبر از مرغ دلم نیست ،ولی می شنوم
ناله ی پر اثری کز قفسی می آید
یا رب این ناله ی جانسوز مگر از دل ماست
یا از این قافله، بانگ جرسی می آید
تند، ای قافله سالار، مران محمل را
که به دنبال تو، وامانده کسی می آید
شاعر:فاطمه خمسی

  • دوشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1391
  • ساعت
  • 05:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد