الهی خواهرت بمیره
چرا دلت به غم اسیره
تا آخرش باتو می مونم
درد و بلای تو به جونم
فداسرت دوتا جوونم
بذار بشن فدای غم هات
فدای اشک توی چشمات
قربونی شن به زیر پاهات
( سالار زینب )
می خوان برات فدایی باشن
کبوتری هوایی باشن
رحمی بکن به حال زارم
می خوام برات بارون ببارم
مرهم رو داغ تو بذارم
من راضی أم که قربونیت شن
فدای اشک پنهونیت شن
مرهم چشم بارونیت شن
( سالار زینب )
- جمعه
- 26
- مهر
- 1392
- ساعت
- 05:54
- نوشته شده توسط
- علی







