اشعار محرم

مرتب سازی براساس

اشعار شهادت جوانان حضرت زینب (س) -( الهی خواهرت بمیره ) *

4

اشعار شهادت جوانان حضرت زینب (س) -( الهی خواهرت بمیره ) الهی خواهرت بمیره
چرا دلت به غم اسیره
تا آخرش باتو می مونم
درد و بلای تو به جونم
فداسرت دوتا جوونم
بذار بشن فدای غم هات
فدای اشک توی چشمات
قربونی شن به زیر پاهات
( سالار زینب )
می خوان برات فدایی باشن
کبوتری هوایی باشن
رحمی بکن به حال زارم
می خوام برات بارون ببارم
مرهم رو داغ تو بذارم
من راضی أم که قربونیت شن
فدای اشک پنهونیت شن
مرهم چشم بارونیت شن
( سالار زینب )

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 روح اله گائینی

نوحه شب عاشورا -( نشسته غم در سینه ی ما ) * روح اله گائینی

361

نوحه شب عاشورا -( نشسته غم در سینه ی ما ) نشسته غم در سینه ی ما
طلوع مکن ای صبح فردا
پرپر شوند گل های زهرا
ای وای من ای وای من (2)
خیمه به خیمه در حال ذکر و نمازند و دعا
غروب فردا سرهاشون می شه ز تن هاشون جدا
ای وای من ای وای من (2)
...............................................

امشب همه در فکر فردا
بر روی نیزخ می ره سرها
تنها نمونه ماه زهرا
ای وای من ای وای من (2)
خارهای صحرا رو دارخ جمع می کنه ارباب ما
تا که نشینه خارهای صحرا تو پای بچه ها
ای وای من ای وای من (2)

شاعر : روح اله گائینی

دانلود سبک

  • شنبه
  • 27
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 18:16
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

متن روضه شهادت حضرت اباالفضل علیه السلام -( [] عموم اباالفضل یه پهلوونه ) *

12013
46

 متن روضه شهادت حضرت اباالفضل علیه السلام -(                                       []  عموم اباالفضل یه پهلوونه ) عموم اباالفضل یه پهلوونه
قدش بلنده دستاش قشنگه ابرو كمونه
یه پهلوونه
حالا یكی از این خان كوچولوها چی گفت:
ماتشنه مونه
خدا می دونه
كه این فقط كار عموی پهلوونه
میگن كه عباس دلش یه دریاست
چشم امید ما همه به دست اونه
حال توی كدوم خیمه نشستن،این خانم كوچولوها دارن با هم حرف میزنن؟
همه تو خیمه ی ربابند
منتظر یه چیكه آبند
آب رو برا خودشون نمی خوان،می خوان بدن به رباب بده علی اصغر
همه تو خیمه ی ربابند
منتظر یه چیكه آبند
یه ذره آب بچه ی رباب رو نجات می داد،خنك نه،اگه آب داغ هم بود نجات می داد
همه تو خیمه ی ربابند
منتظر یه چیكه آبند
حالا تصمیم گرفتند یكی از بچه ها رو بفرستن خیمه ی عمو
تو چشمامون نبینه ا

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر دو بیتی ویژه محرم -( به قربان تو و شال عزایت ) * عابدین کاظمی

36

شعر دو بیتی ویژه محرم -( به قربان تو و شال عزایت ) به قربان تو و شال عزایت
فدای ناله ها و اشک هایت
تو که دانی چه در کرببلا شد
بخوان روضه، فدای روضه هایت
********
به تن پوشیده ای رخت عزا را
به عشقت مبتلا کردی توما را
بسوزانی تمام خشک و تر را
چو خوانی روضه ی کرببلا را
********
مرا سرمست کرده عطرو بویت
کجا باید کنم من جستجویت
دل تنگ مرا بی تاب کردی
بیا ای منتَظَر جان عمویت
********
دلم مجنون و حیرون تو باشه
به روز و شب غزلخون تو باشه
ز بس نالیده دل از دوری تو
خدا داند پریشون تو باشه
********
شاعر : عابدین کاظمی

  • یکشنبه
  • 28
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار استقبال از محرم -( باز هم ماه محرّم آمده ) * عابدین کاظمی

31

اشعار استقبال از محرم -( باز هم ماه محرّم آمده ) باز هم ماه محرّم آمده
ماه اشک و ماه ماتم آمده
اشک¬ها از دیده-ها جاری شده
باز هم وقت عزاداری شده
غرق ماتم گشته خلق عالمین
کعبه¬هم باشدسیه¬پوش حسین
کائنات افتاده درجوش وخروش
ناله می¬آید ز هرجایی¬به گوش
جامه¬ی ماتم همه بر تن کنید
بر غریب کربلا شیون کنید
او که نور دیده زهرا بُود
در زمین کربلا تنها بُود
کیست تا ارباب را یاری کند
از خیام او نگهداری کند
کیست برآوای هل¬من ناصرش
گویدش لبیک باجان و سرش
کیست تا بر طفل دلبند رباب
از فرات دیده آرد جرعه آب
با امیر عشق هم آوا شوید
سینه چاک یوسف زهرا شوید

شاعر : عابدین کاظمی

  • یکشنبه
  • 28
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:32
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم -( شمه ای گویم تو را ای نور عین ) * عابدین کاظمی

30

اشعار شهادت حضرت مسلم  -( شمه ای گویم تو را ای نور عین ) شمه ای گویم تو را ای نور عین
ای پسر عمّ غریب من حسین
عهد خود را کوفیان برداشتند
بیرق مکر و ریا افراشتند
سایه ی دیوار مأوایم شده
در میان کوچه ها جایم شده
حمله بر من نیزه-داران کرده اند
پیکرم را سنگباران کرده اند
شرط عشق و عاشقی را باختند
ریسمان بر گردنم انداختند
در میان کوچه ها لب دوختم
یادم آمد از مدینه سوختم

شاعر : عابدین کاظمی

  • یکشنبه
  • 28
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:36
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت مسلم -( مولای من غریبی من را نظاره کن ) * عابدین کاظمی

31

اشعار شهادت حضرت مسلم -( مولای من غریبی من را نظاره کن ) مولای من غریبی من را نظاره کن

یکدم نگاه بر روی دارالعماره کن

کوفه میا که کوفه پر از های و هو شده

ای چاره ساز هر دو جهان فکر چاره کن

چون تازیانه دیده-ام اینسان به شیونم

از گوش نازدانه برون گوشواره کن

اینجا تفاوتی ز صغیر و کبیر نیست

فکری برای کودک چون ماه پاره کن

من کیستم که با تو بگویم میا، بیا

امّا برای آمدنت استخاره کن

شاعر : عابدین کاظمی

  • یکشنبه
  • 28
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:37
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت رقیه (س) -( الا خورشید و ماه و اختر من ) * عابدین کاظمی

37

اشعار شهادت حضرت رقیه (س) -( الا خورشید و ماه و اختر من ) الا خورشید و ماه و اختر من

فروغ دیده¬ی از خون تر من

کجایی بشنوی صوت حزینم

نشینی بار دیگر در بر من

به جای تو عدو با تازیانه

کشد دست نوازش بر سر من

به یادت هست گفتی با من آن روز

که هستی تو شبیه مادر من

گل یاس تو بودم در مدینه

شده نیلی تمام پیکر من

چو نی می¬نالم و نایی ندارم

رسیده لحظه¬های آخر من

شاعر : عابدین کاظمی

  • یکشنبه
  • 28
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:38
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

زبانحال حضرت مسلم -( نیا کوفه نیا کوفه کوفیا وفا ندارن ) * عابدین کاظمی

28

زبانحال حضرت مسلم -( نیا کوفه    نیا کوفه    کوفیا وفا ندارن ) نیا کوفه نیا کوفه کوفیا وفا ندارن
چشم به راه تو نشستن لحظه ها رو می شمارن
مثل کوچه ی مدینه کوچه های کوفه تنگه
میان استقبال مهمون پذیرائیشون با سنگه
ای حبیبم، ای حبیبم، توی کوچه ها غریبم(2)
بشنو از این دل تنگم به روی دارالاماره
منم اینجا یاد زینب یاد طفل شیر و خواره
اگه غرق غم و دردم اگه من در تب و تابم
اگه می بینی می سوزم یاد کودک ربابم
ای حبیبم، ای حبیبم، توی کوچه ها غریبم(2)

شاعر : عابدین کاظمی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 30
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:32
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

زبانحال حضرت حر -( حُرّ گنهکارم ولی از کرده ام پشیمان ) * عابدین کاظمی

11

زبانحال حضرت حر -( حُرّ گنهکارم ولی از کرده ام پشیمان ) حُرّ گنهکارم ولی از کرده ام پشیمان
روکرده ام من سوی تو مرا مران حسین جان
بنگرکه غرق آهم بگذر از اشتباهم من بر سر کویت نشستم
تازنده ام حسین-جان شرمنده ام حسین جان من قلب زینب را شکستم
مولا حسین حسین جان(3)
سربرنمی دارم حسین هرگز زخاک پایت
تاجان خود را من کنم فدای بچه هایت
بر گیسویت اسیرم بنگرکه سر بزیرم من امدم دورت بگردم
ای معدن سخاوت می میرم ازخجالت تنها تویی درمان دردم
مولا حسین حسین جان(3)

شاعر : عابدین کاظمی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 30
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:53
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعرورود به محرم -( ماه غم آمد و محرم شد ، آسمان دلم ترک دارد ) * مجتبی ابوالقاسمی

2161
2

شعرورود به محرم -( ماه غم آمد و محرم شد  ، آسمان دلم ترک دارد  ) ماه غم آمد و محرم شد ، آسمان دلم ترک دارد
سرگذشتی که خانمان سوز است غمی اندازه ی فدک دارد
ساقی آمد به سمت شط فرات... عطش خیمه گاه بر دوشش
گرچه شق القمر نمود اما... بر دلش داغ نه فلک دارد
کربلا چشمه ای پر از خون بود شرحه شرحه غم و پریشانی
این حسینی که کشته ی اشک است با خدا درد مشترک دارد
همچو خورشید نور می بخشید آمد و در دل سیاهی شب
گفت راهش جدا کند از ما هر کسی بر حسین شک دارد
رو به گودال قتله گاه آمد خون گل را به آسمان پاشید
تا شهادت دهد به عشق ، حسین ! راه حق اینچنین محک دارد
گفت زینب در آن حماسه ی سرخ من ندیدم به غیر زیبائی
گر چه خورشید وطشت زر امروز ، روی زخم دلم نمک دارد
*
کاروان نیزه نیز

  • پنج شنبه
  • 2
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ورود به محرم -( درس ایثار تو آوازه ی عالم شده است ) * مجتبی ابوالقاسمی

2315
0

شعر ورود به محرم -( درس ایثار تو آوازه ی عالم شده است  ) درس ایثار تو آوازه ی عالم شده است
ماه غم آمد ه هنگام محرم شده است
عمق این فاجعه را با چه زبان باید گفت
که در این فرصت کوتاه فراهم شده است
کشته ی اشکی واز داغ تو یا ثارا...
مرثیه خوان غمت حضرت آدم شده است
نه فقط چشم غزل لاله صفت می سوزد
چشم عالم ز غمت چشمه ی زمزم شده است
تا حسینیه دل رفتم ودیدم آنجا
داغ هفتاد و دو آئینه مجسم شده است
از غم داغ علی اصغر شش ماهه ی تو
آسمان خون شده و پشت فلک خم شده است
بعد از آن واقعه ی تلخ در آن سرخی دشت
دل عشاق تو خونابه ی ماتم شده است
کربلا نقطه ی عطفی است به تاریخ بشر
که به خونخواهی تو شیعه مصمم شده است
هر که از فلسفه ی راه تو آگاهی یافت
محرم کوی تو با عشق تو م

  • پنج شنبه
  • 2
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شعر ورود به محرم -( وقتش شده كه هستی خود را فدا كنیم ) * یوسف رحیمی

2390
1

شعر ورود به محرم -(  وقتش شده كه هستی خود را فدا كنیم ) وقتش شده كه هستی خود را فدا كنیم
تا این كه نذر روضۀ خون خدا كنیم
وقتش شده كه مثل حسینیه های اشك
دل را به رنگ پرچم ماه عزا كنیم
وقتش شده كه در دلمان با محرمت
آقا دوباره هیئت گریه بنا كنیم
چشمی بده كه هر شب روضه به پایتان
در آن هزار خیمۀ ماتم به پا كنیم
اشكی بده كه دیدۀ خود را برایتان
تا روز حشر چشمۀ آب بقا كنیم
قسمت شده دوباره شب جمعه یا حسین
با نامتان حسینیه را كربلا كنیم
یك لحظه هم نمی شود آقا دخیل دل
از پرچم سیاه عزای تو وا كنیم
با یك سلام، می شود از راه دور هم
دل را دوباره زائر قبر شما كنیم

شاعر : یوسف رحیمی

  • پنج شنبه
  • 2
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حمید رمی

شعر ورود به محرم -( باید برای خویش دلی دست و پا كنی ) * حمید رمی

2037

شعر ورود به محرم -(   باید برای خویش دلی دست و پا كنی ) باید برای خویش دلی دست و پا كنی
تا در ره حسینِ زمان، جان فدا كنی
فصل بهار دل شده باید دگر شوی
وقتش رسیده خیمه ی ماتم به پا كنی
باید برای عرض ادب نزد آفتاب
یك پنجره به جانب خورشید وا كنی
اول دهی سلام به ارباب بی كفن
تا خویش را به قلب علمدار جا كنی
بعد از سلام عقده ی دل باز می شود
باید كه پای تا سر خود كربلا كنی
روزی اگر رسد كه ببینی ضریح او
آن گاه خود ببین كه چنین و چِه ها كنی
غیر از حسین هیچ نداری در این جهان
باید تمام آن چه منم را رها كنی
این مشك چشم پر ز فرات دلت شده
باید كه ساقی حَرَمت را صدا كنی
خواهی اگر صفا بدهی قلب خود «اسیر»
باید دوباره یاد شه سر جدا كنی

شاعر : حمید رمی

  • پنج شنبه
  • 2
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ورود به محرم -( بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم ) *

1993
2

شعر ورود به محرم -( بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم ) بوم نقاشی به دستم بود و طرح پَر کشیدم
با قلم موی خیالم، نقش در دفتر کشیدم
دیدم اما این قلم مو رنگی از جوهر ندارد
منّت از مژگان و ناز از دیدگان تَرکشیدم
کم کم از دشت شقایق صحنه ای ترسیم کردم
با گلاب اشک خود باغ گلی پَرپَر کشیدم
یک جهان شیدایی و یک آسمان عشق و محبت
یک بهشت آزادگی را ساده با جوهر کشیدم
گر چه در باور نمی گنجد ولی در دشت و صحرا
عطر زهرا و شمیم مهربانی های پیغمبر کشیدم
یک بیابان العطش بین دو دریای خروشان
آه سردی از نهاد ساقی کوثر کشیدم
سوره ای سرشار از"84" آیات عزت
صورتی قرآنی از"72" یاور کشیدم
نغمه "الموت احلی من عسل" را نقش برلب
انعکاسی از یقین، تصویری از باور کشیدم
با سرود دلکش "

  • پنج شنبه
  • 2
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ورود به محرم -( باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب ) * مهدی صفی یاری

3515
5

شعر ورود به محرم -( باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب ) باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب
ای خدا شکر که در هیئت امسالش هم
باز مشغول به سینه زدنم کرد ارباب
هر کسی در پی دلدار خودش می گردد
باز آواره دور از وطنم کرد ارباب
من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم
از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب
من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟
یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب
خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود
باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب
من به عالم ندهم لذت مردن را با...
...فکر خوبی که برای کفنم کرد ارباب
--------------------------------------------------------

شاعر : مهدی صفی یاری

  • جمعه
  • 3
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ورود به محرم -( دوباره قافله ی سرخ كربلا آمد ) * شهرام زارعی

2182
2

شعر ورود به محرم -( دوباره قافله ی سرخ كربلا آمد  ) دوباره قافله ی سرخ كربلا آمد
دوباره موعد دلتنگی خدا آمد
صدای العطش مشك های پاره شده
میان چرخش زنجیرهای ما آمد
دوباره ماه محرم سیاه پوشید و
به یاد سید مظلوم اولیا آمد
و گریه های یتیمان چقدر نزدیك است
در این حدود كه آوای ربنا آمد
و بوی لاله ی خونین ام كلثوم از
میان دسته ی غمگین انبیا آمد

شاعر : شهرام زارعی

  • جمعه
  • 3
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ورود به محرم -( قلبم به یاد کوثر و زمزم گرفته است ) * علی اشتری

2099
1

شعر ورود به محرم -( قلبم به یاد کوثر و زمزم گرفته است ) قلبم به یاد کوثر و زمزم گرفته است
مثل طلوع سوره ی مریم گرفته است
باران دیده های من از رحمت شماست
اشکم به اذن چشم تو نم نم گرفته است
آری در این هوای پر از بغض بی کسی
نام تو در محیط دلم دم گرفته است
آری خدا که خانه ی مشکی گزیده است
روضه برای شاه دو عالم گرفته است
چشمم به راه آمدن ماه گریه هاست
امشب دلم به یاد محرّم گرفته است
دسته کجاست سینه زنش را صدا کند
زنجیر کوچک دل من غم گرفته است
در انتهای کوچه ی سینه زنی کسی
با ناله های فاطمیَش دم گرفته است
----------------------------------------------------

شاعر : علی اشتری

  • جمعه
  • 3
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ورود به محرم -( پرپر شد آه شقا یق در کربلایی که گفتند ) * مهدی ایزد پناه

2084

شعر ورود به محرم -( پرپر شد آه شقا یق در کربلایی که گفتند  ) پرپر شد آه شقا یق در کربلایی که گفتند
رنگین چو روی شفق شد دشت منایی که گفتند
ای روضه خوان باورم را با شور غم در هم آمیز
تا شعله گیرم من از این شرح بلایی که گفتند
ماه محرم رسیده تا جامه ی غم بپوشم
خونابه از دیده ریزم در این عزایی که گفتند
ای دردمندان عالم ای بی پناهان بدانید
نام حسین بن زهراست مشکل گشا یی که گفتند
هر مرده ای از دم او گیرد حیاتی دوباره
جوشد از آن خاک تشنه آب بقایی که گفتند
چون نی به شور و نوایم من عاشق کربلا یم
یک آسمان غربتم من در نینوایی که گفتند
از بغض تب دار احساس در غربت کف العبا س
افتاده بر خاک صحرا دست جدایی که گفتند
یک سو علم بر زمین و یک سوی مشکی دریده
بر دیدگانی نشسته

  • جمعه
  • 3
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات محرمی -( عالم محرم است سلامُ علی الحسین ) * رضا حمامی آرانی

7171
28

شعر مناجات محرمی -( عالم محرم است  سلامُ علی الحسین ) عالم محرم است سلامُ علی الحسین
این ذکر عالم است سلامُ علی الحسین
این جمله واجب است بگوییم و بشنویم
هرجا که پرچم است سلامُ علی الحسین
بعد از خدا و قبله سوال درون قبر
تنها همین دم است سلامُ علی الحسین
هر ثانیه اگر چه بگوییم این سلام
نه؛ بازهم کم است سلامُ علی الحسین
هم ذکر فاطمه است سلام علی الغریب
هم ذکر خاتم است سلامُ علی الحسین
بر زخم های پیکر آقای تشنگان
این ذکر مرهم است سلامُ علی الحسین
هر کس ز بهترین دم عالم سوال کرد
گویید این دم است سلامُ علی الحسین
واجب شده است در همه جا شعر محتشم
باز این چه ماتم است سلامُ علی الحسین
هرکس شده است محرم حق هر کسی که هست
مدیون این دم است سلامُ علی الحسین
وق

  • یکشنبه
  • 5
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شعری برای استقبال از محرم از شاعر گرانقدر علیرضا خاکساری -( از غزل و قصيده خسته ام من ) * علیرضا خاکساری

4483
4

شعری برای استقبال از محرم از شاعر گرانقدر علیرضا خاکساری -( از غزل و قصيده خسته ام من  ) از غزل و قصيده خسته ام من
از شعراي ور شكسته ام من
خاك ميخوره دفتر شعرم هر شب
از دل خود گله دارم مرتب
وقتي كه دستم به قلم نميره
قلب شكسته ام به غم اسيره
ارزومه عرض ارادت كنم
دوباره با دو بيتي بیعت كنم
مرثيه هاي مثنوي كم دارم
تو دفترم ناد علي كم دارم

ارزومه رباعي از دل بگم
به وزن ارباب مقاتل بگم
شكر خدا كه خيمه اي به پا شد
قفل زبان من دوباره وا شد
فصل غم و غصه و ماتم رسيد
عطر محرم به مشامم رسيد
چه خوب دارم دوباره مينويسم
با اشك و استعاره مينويسم
چه خوب قلم دوباره جون گرفته
شاعر خسته ات زبون گرفته
يادم نميره روضه هاي بي بي
لحن خوش " الهي خير ببيني"
يادش بخير حاج اكبر ناظم و...
روضه ي جانسوز بني

  • شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 10:47
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

غزل ورود به محرم -( دل بی سر و سامان غم ارباب است ) * محمود مربوبی

1992
2

غزل ورود به محرم -( دل بی سر و سامان غم ارباب است ) دل بی سر و سامان غم ارباب است
دلتنگ صفای حرم ارباب است
از دور صدای کاروان می آید
ده (نه ، هشت، ... یک ) روز دگر محرم ارباب است

شاعر : محمود مربوبی

  • یکشنبه
  • 5
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

ورودیه محرم -( ماه عزا و ماتم اومد دوباره از راه ) * عابدین کاظمی

12

ورودیه محرم -( ماه عزا و ماتم             اومد دوباره از راه ) ماه عزا و ماتم اومد دوباره از راه
به پا شده دوباره شور و نوا و غوغا
کوچه خیابونارو بازم سیاهی بستن
همه به انتظار ماه عزا نشستن
صدای دل نشینی می آد از آسمونا
می گن همه ملائک غریب وا حسینا
سینه زنا بیائید نوحه و دم بگیریم
توی بغل دوباره زانوی غم بگیریم
گریه کنا کجائید که وقت اشک و آهه
کمک کنید که ارباب غریب و بی سپاهه
الهی من بمیرم که یاوری نداره
به نیزه ی غریبی سرش رو می گذاره
بیاید بگیم به ارباب آرزوی دل اینه
فقط برای یکبار کربلا رو ببینه

شاعر : عابدین کاظمی

  • شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب
 رضا باقریان

َشعر استقبال از محرم -( چیزی نمانده تا حرم، آرام خواهرم ) * رضا باقریان

2051
4

َشعر استقبال از محرم -(     چیزی نمانده تا حرم، آرام خواهرم ) چیزی نمانده تا حرم، آرام خواهرم
گریه مکن برابرم، آرام خواهرم
دلتنگِ روزهای مدینه شدی، ولی
همراه ماست مادرم، آرام خواهرم
خیلی شبیه فاطمه این روزها شدی
ای از قدیم یاورم، آرام خواهرم
این قد خمیدنِ تو مرا پیر می کند
اینگونه نیست باورم، آرام خواهرم
باید که صبر پیشه کنی پیش دخترم
شاگرد توست دخترم، آرام خواهرم
این روزها نگاه تو خیلی شکسته است
گریه مکن برابرم، آرام خواهرم

شاعر : رضا باقریان

  • دوشنبه
  • 6
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

دانلود سبک زمینه ورود به محرم -( میاد ، بوی ماه محرمت آقا به مشام ) * میثم میرزایی

3431
4

دانلود سبک زمینه ورود به محرم -( میاد ، بوی ماه محرمت آقا به مشام ) میاد ، بوی ماه محرمت آقا به مشام
بازم ، اذن نوکری مو از مادر تو میخوام
میاد میاد میاد ، صدای روضه ها به گوشم
دوباره در جوش و خروشم
منم شبیه زهرا ، پیرهن سیاه میپوشم
نوحه خونا ، سینه زنا دست به کار شدن
چایی روضه بیارید ، نوکرای آقا اومدن
ابی عبدالله
******
زدم ، روی قاب دلم ضریحتو نشونی
شاید ، تا ابد منو نوکر خودت بدونی
دلم دلم دلم ، میخواد کبوتر رو بام شم
تا آخر با تو هم کلام شم
ایشالا که یه روزی ، برای تو پیر غلام شم
رزق منو ، بده که گدای همیشم
به کمتر از کرببلا ، میدونی که راضی نمیشم
ابی عبدالله
******
آقا ، میدونی که این آرزوی آخرمه
بیای ، وقت جون دادنم بگی که نوکرمه2
آقا آقا آقا ، بیا یه ب

  • یکشنبه
  • 5
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر مناجات ورود به محرم -( داغت اگر نبود دو عالم نداشتیم ) * حسن لطفی

4786
7

شعر مناجات ورود به محرم -( داغت اگر نبود دو عالم نداشتیم  ) داغت اگر نبود دو عالم نداشتیم
چیزى نداشتیم اگر این غم نداشتیم
امشب براى مادرمان هم دعا كنیم
بى‏شیر او دو چشمه ى زمزم نداشتیم
امسال هم لباس عزا را گرفت و گفت
ما دلخوشى به غیر محرم نداشتیم
هر كس كه گریه كرد مسیحاى عشق شد
عیسى نفس به روضه تان كم نداشتیم
ما را بگو كدام شب از گریه جان دهیم
ما غیر اشك خویش كه مرهم نداشتیم
ما را صدا زدند كه اینجا به سر زنیم
زهرا نبود حلقه ى ماتم نداشتیم

شاعر : حسن لطفی

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شعر استقبال از محرم به زبون ساده و خودمونی از علیرضا خاکساری -( جريده و طبل و علم اوردم ) * علیرضا خاکساری

2644
1

شعر استقبال از محرم به زبون ساده و خودمونی از علیرضا خاکساری -( جريده و طبل و علم اوردم ) جريده و طبل و علم اوردم
كتيبه هاي محتشم اوردم
مشكي براي شب اب خريدم
خرماي تازه و گلاب خريدم
چايخونه رو تا كه مهيا كردم
سماور و كتري رو برپا كردم
سوار كشتي نجات ميچسبه
بعد عطش چايي نبات ميچسبه
براي من سياهي رنگ عشقه
بيرقمون سوغاتي دمشقه
همه حسينيه رو خوشبو كردم
نيتي كردم اب و جارو كردم
پرچم يا حسين زدم به ديوار
روضه بيايم به اميد ديدار
محرم اومده هوائي شدم
از سر نو كرببلائي شدم
محرمي غصه بي اندازه شد
بازم اقا داغ دلم تازه شد
يك دهه با تو زندگي ميكنم
يك دهه باز ديوونگي ميكنم
با واحد و زمينه حال ميكنم
با زخم روي سينه حال ميكنم
پرم ندي به دام غم اسيرم
حرم ندي دق ميكنم ميميرم

شاعر : علیرضا خاکساری

  • یکشنبه
  • 5
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 18:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

از مادرم دو چادر مشکی گرفته ام * جعفر ابوالفتحی

2015

از مادرم دو چادر مشکی گرفته ام مناجات با امام حسین (ع)
دردی بده که با غم دل آشنا کنیم
اشکی بده که با قطراتش صفا کنیم
از مادرم دو چادر مشکی گرفته ام
تا خیمه ای برای غمت دست و پا کنیم
قسمت اگر شود همه ی عمر خویش را
گریه برای خامس آل عبا کنیم
ما روضه خوان روضه ی رضوان زینبیم
با روضه های تو مس دل را طلا کنیم
لطفی نما که در وسط اشک و سوز و آه
ما هم توسلی به امامِ رضا کنیم
باید شبیه حضرت حر سر دهیم تا
شاید که حق لطف شما را ادا کنیم
ما در بهشت باز حسینیه می زنیم
در جنت الحسین تو آقا چه ها کنیم !!!!
سروده جعفر ابوالفتحی
حرم شاه
بانک جامع اشعار مذهبی
(هر روز به روز می شود)
www.harame-shah.rozblog.com

  • چهارشنبه
  • 8
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:07
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

نوحه برای ورود کاروان به محرم -( کربلا من عزیز عالمینم سبط پیغمبرم نور دو عینم ) * عابدین کاظمی

16

نوحه برای ورود کاروان به محرم -( کربلا من عزیز عالمینم    سبط پیغمبرم نور دو عینم ) کربلا من عزیز عالمینم سبط پیغمبرم نور دو عینم
زاده ی مرتضی شیر خدایم پسر فاطمه یعنی حسینم
بود و هستم را ـ اینجا ـ نما نظاره
آمدم سویت ـ من با ـ ماه و ستاره
همره آوردم ـ با خود ـ من شیر خواره
این علی اکبر من این علی اصغر من
این پسر ام البنین است
این من و لاله ی من طفل سه ساله ی من
دار و ندار من همین است
غریب کرب و بلا(2)غریب کربلا حسین جان(2)
کربلا عشق خلق عالمینه دلا امشب تو بین الحرمینه
اونی که برده دل ازهمه دل ها قبرشش گوشه ی آقام حسینه
دلمو برده ـ گنبد ـ طلای ارباب
دل من تنگه ـ امشب ـ برای ارباب
دارم امشب من ـ حال و ـ هوای ارباب
دلم می خواد ببینم یه شب برم بشینم
تو حرم آقام اباالفضل
اگه بشه

  • دوشنبه
  • 6
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:49
  • نوشته شده توسط
  • سیده زینب فیض
ادامه مطلب

شعر استقبال از محرم با عنوان زهرا گریست ، ماه محرم درست شد - ( شاعر که گریه کرد غزل هم درست شد) * جعفر ابوالفتحی

2097
4

شعر استقبال از محرم با عنوان زهرا گریست ، ماه محرم درست شد - ( شاعر که گریه کرد غزل هم درست شد) السلام علیک یا شهر المحرم الحرام
شاعر که گریه کرد غزل هم درست شد
چیزی شبیه خیمه و پرچم درست شد
اشکی چکید بر تن ماه از دو چشم عشق
زهرا گریست ، ماه محرم درست شد
زهرا که گریه کرد خدا هم، غم آفرید
از آن به بعد واژه ماتم درست شد
مثل رسولِ ترک ، دل پر خطای من
آمد درون هیئت و کم کم درست شد
آدم که گفت نام تو را گریه اش گرفت
پس کار و بار حضرت آدم درست شد ....
هر کس که گفت : دشمن خونی حیدرم
هر بار واژه ی "به جهنم" درست شد
سروده جعفر ابوالفتحی

  • چهارشنبه
  • 8
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:09
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد