اشعار محرم

مرتب سازی براساس

نوحه زمینه ورود به کربلاویژه محرم -( چه صفایی چه منایی ) * عابدین کاظمی

18

نوحه زمینه ورود به کربلاویژه محرم -( چه صفایی     چه منایی ) چه صفایی چه منایی چه زمینی چه دشت پر بلایی
اهل عالم اهل عالم یوسف فاطمه شد کربلایی
واحسینا،واحسینا،واحسینا،حسین عزیز زهرا(2)
این سر و این پیکر من این من و این علی اصغر من
این رقیه این سکینه این علمدار من ابن اکبر منه
واحسینا،واحسینا،واحسینا،حسین عزیز زهرا(2)
در میان این بیابان دشمن آتش کشد به خیمه گاهم
در همین جا بین گودال مادر آید کنار قتلگاهم
واحسینا،واحسینا،واحسینا،حسین عزیز زهرا(2)

شاعر : عابدین کاظمی

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:42
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 روح اله گائینی

شعر ورود به کربلا -( آمده ام از بهر عزای حسین ) * روح اله گائینی

7

شعر ورود به کربلا -( آمده ام از بهر عزای حسین ) آمده ام از بهر عزای حسین
تا که کنم جان به فدای حسین
ماه غم سرخ حسینی رسید
تکیه به پا کن تو برای حسین
کشور دل جمله سیه پوش شود
ذاکر آن گشته خدای حسین
کرب و بلا فخر کند بر جهان
عرش خدا صحن سرای حسین
کاش شود قسمتمان یک شبی
سینه زنی کرب و بلای حسین

شاعر : روح اله گائینی

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:13
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر مناسبت ماه محرم -( بهر کوبیدن به حق در یک زمان ) *

2091
1

شعر مناسبت ماه محرم -( بهر کوبیدن به حق در یک زمان  ) بهر کوبیدن به حق در یک زمان
شد علم هم نیزه ای،قرآن بر آن
سادگان، دنبال نیزه، ره شدند
چون سرش قرآن به نی ، گمره شدند
همره نیرنگ بازان زمان
درگمان: دنبال قرآن، ره روان
هرچه با قرآن و نی ره پو شدند
از حقیقت دور و طغیان پو شدند
رفته رفته راه پیمودند از آن
تا حسین سبط رسول آمد زمان
گمرهی بر تارک اعلا نشست
تا ستم بر گوهر زهرا به بست
گمرهی شد نیزه ی زور و غدر
از حسین سر را به نیزه برده سر
شد درو در روز عاشورای کین
جمله یاران حسین با نام دین
نیزه و قرآن چنین تغییر کرد
تا فریب مردمان تدبیر کرد
دل به دنیا تا کجا ره می برد
وز پی اش از دین مردم می خرد

  • چهارشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

واحد استقبال از محرم به همراه سبک -( شب های محرم یه غمی تو آسمونه ) * روح اله گائینی

9

واحد استقبال از محرم به همراه سبک -( شب های محرم یه غمی تو آسمونه ) شب های محرم یه غمی تو آسمونه
شب های محرم دل من روضه می خونه
مست از می ارباب آن گوهر نایاب
ارباب تو دریاب(2)
شب های محرم چشامون ابر بهاره
شب های محرم عطش از لبا می باره
شاه عالمینم در شورم و شینم
مست حسینم(2)
شب های محرم همه جا بارون اشکه
شب های محرم همه جا روضه ی مشکه
ذکر ملک و ناس با شور و با احساس
یا حضرت عباس(2)
شب های محرم شبای سوزه و ناله ست
شب های محرم روضه ی طفل سه ساله ست
بی صبر و قراره درداش بی شماره
گوشش شده پاره(2)
شب های محرم صحبت از کوفه و شامه
شب های محرم صحبت از سنگ رو بامه
کوفه شده صد رنگ با حیله و نیرنگ
وارد شده در جنگ(2)

شاعر : روح اله گائینی

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:18
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

شعر هلال محرم -( كشتي شكسته ايم كه بي تاب مانده ايم ) * وحید قاسمی

2714
3

شعر هلال محرم -( كشتي شكسته ايم كه بي تاب مانده ايم  ) كشتي شكسته ايم كه بي تاب مانده ايم
آشفته درتلاطم گرداب مانده ايم
رحمي كن اي اجل، كه طواف حرم كنيم
درحسرت زيارت ارباب مانده ايم
بايد به گريه دامن عباس را گرفت
كافيست هرچه منتظرآب مانده ايم
همت كنيد ! قافله سالار زينب است
بد مي شود ، ببيند اگر خواب مانده ايم
ابروي ديدني قمر هست و بي جهت
سرگرم چند كاشي محراب مانده ايم
فكري به حال اين همه درمانده كن حسين !
چون ماهي كلافه به قلاب مانده ايم

شاعر : وحید قاسمی

  • چهارشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

نوحه ورود به کربلا -( به گوشم آشناست صوتی حزان است ) * عابدین کاظمی

14

نوحه ورود به کربلا -( به گوشم آشناست صوتی حزان است ) به گوشم آشناست صوتی حزان است
صدای زنگ ها ی کاروان است
گمانم کاروان آل طاهاست
که آواره میان دشت و صحراست
بسان باغ گل رخ می نمایند
ز هر دلداده ای دل می ربایند
میان باغ گل یک باغبان است
درون سینه اش دردی نهان است
به لب او می سراید این ترانه
که ای پروردگار جاودانه
چرا این سرزمین دلگیر باشد
دل و جانم از این جا سیر باشد
چه باشد نام این صحرای پر غم
که می بارد شرر بر سینه هر دم
چرادر واهمه افتادم اینجا
به یاد فاطمه افتادم اینجا
حسینم ذکر استرجاء بخواند
گمانم او در این وادی بماند
از آن ترسم مرا او واگذارد
در این دشت بلا تنها گذارد
از ن ترسم به خاک غم نشینم
همه گل های خود پر پر ببینم
از آن ترسم چو آن په

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:22
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر هلال محرم -( شور تو را به کشور جان ها دمیده اند ) * محمد سعید میرزائی

2029
1

شعر هلال محرم -( شور تو را به کشور جان ها دمیده اند ) شور تو را به کشور جان ها دمیده اند
داغ تو را به بزم جهان ها دمیده اند
سینه به سینه ، داغ اهورایی تو را
در جان مردمان زمان ها دمیده اند
نام حسین می وزد از کوچه های شهر ؟
یا شعله در تنور دهان ها دمیده اند
با هر محرّم از تَف خون تو ، قطره ای
در نای خشک مرثیه خوان ها دمیده اند
خورشیدی و زجوشش خون تو ، سال ها
رنگ بهارها و خزان ها دمیده اند
نا منبر عروج تماشایی ات شوند
نی ها شکفته اند و سنان ها دمیده اند
اینک به پاس حنجر سرخ تو ، در زمین
گل دسته های سبزِ اذان ها دمیده اند
افشانده اند خون علی اصغر تو را
تا در رگ فلک ، فوران ها دمیده اند
آمد بهار و باغ مصیبت ، شکوفه کرد
تا از حجاز ، شاه عرب ، کوفه کرد

  • چهارشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر عرض ارادت به امام حسین(ع) -( آقا محرم است و دلم بی قرارتان ) * احمد حسین پور علوی

8

شعر عرض ارادت به امام حسین(ع) -( آقا محرم است و دلم بی قرارتان ) آقا محرم است و دلم بی قرارتان
می سوزد این دلم ز غم بی شمارتان
آقا محرم است و عزا خانه ی دلم
هر شب نموده قطره ی اشکی نثارتان
دیگر کجا طراوت باران باران چشیده است
دشتی که سوخت از نفس داغداران
مثل رسول ترک که ترک دیار کرد
من راهیم دوباره به سوی دیارتان
آقا به یاد غنچه ی لب تشنه ی غریب
خشکیده باغ زمزمه ها در بهارتان
بر جاده های شهر شما سر نهاده ام
تا زائری به کوی من آرد غبارتان
آن طفل نازدانه که در خون طپید بود
با خنجری بریده شده سربدارتان
یک ماه آشنا که شبیه پیمبر
سیراب می شود ز رخ اشکبارتان
سقا نیامد از سفر و من در تمام عمر
دلخسته ام از این که نیامد سوارتان
چون دست ساقی از عطش باده گر گرفت
پر شد

  • دوشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:23
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

واحد ورودیه محرم -( قافله ی اومده از تو صحرا-ای اهل دنیا ) * عباس شاکری

123

واحد ورودیه محرم -( قافله ی اومده از تو صحرا-ای اهل دنیا ) قافله ی اومده از تو صحرا-ای اهل دنیا
کربلایی شده حسین جان-ای اهل دنیا
عمه ی سادات اومده واویلا-ای اهل دنیا
دست عجل دنبال کارونه
یاورشون یه مرد پهلوونه
دختر پاک مولا روضه می خونه
دلشوره داره اونو می سوزونه
نگاه زینب سوی حسینشه
خدا می دونه داره چی می کشه
دعاش همینه که بی حسین نشه
آه و واویلا-آه واویلتا
وای اگه زینب داداشو نبینه-خیلی غمینه
غمای عالم توی سینش میشنه-خیلی غمینه
حال و روز هر عاشقی همینه-خیلی غمینه
می بینه شب تیرو نیزه ها رو
لشکر کوفیا و شامیا رو
یادش میاره غربت بابارو
خونه غرق دود و آتیشارو
خدا نیاره بیاد بالا سرش
قاتل بذاره خنجر به حنجرش
زینب میمیره برا برادرش
آه و واویلا-آه و واویل

  • چهارشنبه
  • 17
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:21
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر ورود محرم -( شد زمين و زمان همه درهَم ) * محمود ژولیده

2192
2

شعر ورود محرم -( شد زمين و زمان همه درهَم ) شد زمين و زمان همه درهَم
كربلا چون قدوم دلبر ديد
نينوا از مهابتِ سلطان
زير پاي حسين مي لرزيد
پا ز مركب چو بر زمين بگذاشت
مي زد از آسمان فرشته صَلا
آيه اي بر امام نازل شد
قل اعوذ برب كرب و بلا
چه شد اي مركبِ زبان بسته ؟!
كه قدم از قدم نَه برداري ؟
گوشه ي ديده ات چرا خيس است؟
مگر از كربلا خبر داري؟
پيشِ قدِّ رساي ساقي بود
نخلها سر فرود آوردند
كودكان در برِ عمو عباس
مَشكها ، هر چه بود آوردند
قول دادند ، موجهاي فرات
كه كسي تشنه لب نمي ماند
خارها هم به ساربان گفتند
هيچ طفلي عقب نمي ماند
غيرتِ كودكانه را بنگر
گريه ها گريه هاي نوزاد است
حيرتِ ماورا را بنگر
خنده ها خنده هاي صياد است
روي دستِ تمام دختر

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شور واحد محرم به همراه سبک -( بسم الله الرحمن الرحیم- ) * عباس شاکری

1697

شور واحد محرم به همراه سبک -( بسم الله الرحمن الرحیم- ) بسم الله الرحمن الرحیم-پیرن مشکی ها رو می پوشیم
وضو بگیر اماده شو-می خوایم اسم اربابو بگیم
الحمدالله دیدم خیمه عمو
الحمدالله دیدم رنگ پرچمو
الحمدالله دیدم باز محرمو
بازم وقت عزا شد
بازم روضه پاشد
دلها کرببلا شد حسین
مولا ابا عبدالله (۴) حسین (ع)
دارم تو سینه حب حسین-دارم همیشه من شور و شین
تنها آرزومه جون بدم-آقا توی بین الحرمین
الحمدالله زهرا دعوتم نمود
الحمدالله باز تنم میشه کبود
الحمدلله عمر من به دنیا بود
ارباب خیلی کریمه
هستیِ زندگیمه
صراط مستقیمه حسین
مولا اباعبدالله
هر کس بپرسه که من کیم-بهش می گم ابالفضلیم
میخوام پای اسمش جون بدم-با این پیراهن مشکیم
الحمدالله عباسی بار اومدم
الحمدالله

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 11:43
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شور واحد محرم به همراه سبک -( ممنونم،که زنده موندم رنگ پرچم ها رو دیدم ) * عباس شاکری

2569
2

شور واحد محرم به همراه سبک -( ممنونم،که زنده موندم رنگ پرچم ها رو دیدم ) ممنونم،که زنده موندم رنگ پرچم ها رو دیدم
ممنونم،که باز محرم اشک آدم ها رو دیدم
ممنونم،که یک سال دیگه بهم دادی لیاقت
تو خواستی،تا که پاهامو من بزارم توی هیئت
ارباب ،شرمنده ام کردی،ارباب،خیلی آقا مردی
دست ما رو گرفتی و آقا تو هیئت آوردی
ارباب ممنوم،بهت مدیونم
ممنونم،دادی لیاقت که برات سینه زدم من
ممنونم،که با عطای تو به روضه اومدم من
ممنونم،که با گناهام باز منو اینجا کشوندی
ممنونم،که پای روضه هات باز منو آقا رسوندی
ارباب،من نوکرت هستم،مدیون مادرت هستم
ارباب ذکر دلم اینه،مجنون اکبرت هستم
ارباب ممنونم،بهت مدیونم
ممنونم،که یک بار دیگه می گم لعن امیه
ممنونم که بر دلم خورده بازم اسم رقیه
ممنونم که رو

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 11:47
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شعر مناجات محرمی -( ای وعدۀ خدا ز چه تأخیر کرده ای؟ ) * احسان محسنی فر

2632

شعر مناجات محرمی -( ای وعدۀ خدا ز چه تأخیر کرده ای؟ ) ای وعدۀ خدا ز چه تأخیر کرده ای؟
دیگر برای آمدنت دیر کرده ای
در اشتیاق پیرهنت سالیان سال
یعقوب چشم های مرا پیر کرده ای
خورشید اهل بیت، طلوعی دوباره کن
عمرم به آخر آمده و دیر کرده ای
قابل نبوده ام به حسابم بیاوری
در بی تفاوتی همه گیر کرده ای
با ربنای نافله هایت، دل مرا
در روضه ها تو صاحب تأثیر کرده ای
با گریه بر مصائب مظلوم کربلا
آیات سرخ قافله تفسیر کرده ای
هر خیمه ای که روضه ی عباس خوانده شد
گریه برای دست علمگیر کرده ای

شاعر : احسان محسنی فر

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

دل تنگ عتبات * یوسف رحیمی

5

دل تنگ عتبات باز هم هر کوچه بازار
شده وادی ماتم
شده غرق تب و اشک
پراز گریه ی نم نم
وزیده است دوباره همه جا عطر محرم
بساط غم و اندوه
شده باز فراهم
بیایید همه سینه زنان
گریه کنان
نوحه بخوانید
همه اشک بریزید
بخوانید از ان عشق مجسم
از ان روح مکرم
که غرق غم واندوه
شده عرصه ی عالم
چه شوریست چه حالی ست
چه احساس زلالیست
بیایید که از سفره ی ارباب
از این سفره ی پر برکت پر خیر
همه رزق بگیریم
که دست همه خالیست
واین اشک شبیه پر وبالیست
که تا یک دل ویک رنگ
همه بال بگیریم وبمیریم
شبیه همه ی جان به کفان حرم دوست
شهیدان ودلیران ره عشق
برایش که جانم به فدایش
و احرام ببندیم
که باشیم همه معتکف ماه عزایش
چرا که به خدا حضرت ارب

  • یکشنبه
  • 21
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • عفاف
ادامه مطلب

نغمه غم -(آمدم تاکه دری روبه حرم بازکنم) *

2044
3

نغمه غم -(آمدم تاکه دری روبه حرم بازکنم) آمدم تاکه دری روبه حرم بازکنم
درغمت گریه کنم،نغمه غم سازکنم
کاش میشدکه مراازقفس آزادکنی
تازنم بال وپری،سوی توپروازکنم
بازهم ماه محرم شدومن معتکفم
اعتکافی که درآن برهمگان نازکنم
شاعرم،شعربرایت نه فقط گویم وبس
بلکه درسینه زنی عشق خودابرازکنم
من همان شاعرگمنامم وسربازتوام
پس عجب نیست که باهر"نفس" اعجازکنم

  • دوشنبه
  • 22
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

شعر ماه محرم -( بر پا شده حسینیه گریه ها بیا ) *

4776
4

شعر ماه محرم -( بر پا شده حسینیه گریه ها بیا ) بر پا شده حسینیه گریه ها بیا
بر روی چشم های تر از اشک ما بیا
شال عزای تو به عزایم نشانده است
وقت عزای مان شده صاحب عزا بیا
از معرفت تهی ام و از مصلحت پُرم
تا زیر و رو شَوَم ز قدوم شما بیا
یادش به خیر صحن رضا زار می زدم:
آقا نشسته ام دَم ایوان طلا بیا
ایوان طلا اگر که نشد تا ببینمت
وقت سحر زیارت پائین پا بیا
ای خاک بر سرم که نشد خاک پای تو
یک شب خرابه دل من هم بیا بیا
من را که کُشت وا ابتاهای عمه ات
یک سر به خاک کشته کرب و بلا بیا
**

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ماه محرم -( آسمان خشک شد و نیست خبر، یعنی چه؟ ) * یحیی نژاد سلامتی

2180
2

شعر ماه محرم -( آسمان خشک شد و نیست خبر، یعنی چه؟ ) آسمان خشک شد و نیست خبر، یعنی چه؟
شعر می بارد و اکسیر هنر یعنی چه؟
رنگ این قافیه از غم شد و وزنش ماتم
هی ردیفم شده :او رفته سفر...،یعنی چه؟
روضه خوان گفت تو را کرب و بلا خواهم برد
هر که دارد هوس خون جگر یعنی چه؟
روضه خوان گفت زنی پشت دری...اما بعد...
تو بیا ترجمه کن سینه و در یعنی چه؟
گفت مردی شده غربت زده و محرم چاه
پس«علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر»*یعنی چه؟
گفت یک کودک لب تشنه به دنبال سراب
بر کف دست پدر... تیر سه سر یعنی چه؟
آه ای حضرت موعود بیا ثابت کن
"ارثِ این مادرِ خم گشته کمر"یعنی چه؟

شاعر : یحیی نژاد سلامتی

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 08:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناسبت محرم حسینی(ع) -( در ســـــرای غـــــم نشسته غصّه ها ) *

1426
1

شعر مناسبت محرم حسینی(ع) -( در ســـــرای غـــــم نشسته غصّه ها ) در ســـــرای غـــــم نشسته غصّه ها
غصه های قصّه هـــــــای پــــر بلا
احمــــد مختار و یارش مــــــرتضی
در کنـــــارش حمـــزه جعفر مجتبی
فاطمه در یک طـرف با شور وشین
گــــــــریه هـای جمعشان یاد حسین
ناظــــر دشــت بـــــلا در کـــــــربلا
اولیــــــــــا و اوصیــــــا و مصطفی
یک به یک بر صحنه ی شور و بلا
در نظـر دارند وضــــع کـــــــــربلا
یک طـــرف آتش به سوی خیمه هـا
یکطــــرف ســـرهــا جدا تن ها جدا
ســـم اسبـــــان پــــر شد از نعل جـفا
بـــر شکســـته از شهیدان سیـنه هــا
کــــــــودکان آواره بــــر خار مغـیل
ضرب و شتـــم تــازیـــانـه بی دلـیل
قافــــــله با تازیانــــــه هـــــــم اسـی

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناسبت فرارسیدن ماه محرم -( عبد توام اگر ز کرم باورم کنی ) *

1904
1

شعر مناسبت فرارسیدن ماه محرم -( عبد توام اگر ز کرم باورم کنی ) عبد توام اگر ز کرم باورم کنی
پا بر سرم بنه که ز عالم سرم کنی
یا همچو شمع سوخته کن، قطره قطره آب
یا شعله ای ببخش که خاکسترم کنی
عمری به زخم های تنت گریه کرده ام
تا وقت مرگ، خنده به چشم ترم کنی
خار رهم، مگر به نگاه تو گل شوم
خاک در توام، تو مگر گوهرم کنی
یک عمر سائل در این خانه بوده ام
حاشا که وقت مرگ، جدا زین درم کنی
تنها شراب روح من از جام چشم توست
چشمی گشا که مست از این ساغرم کنی
یک عمر دوختم، به نگاه تو، چشم خویش
تا یک نگاه، در نگه آخرم کنی
از ذرّه کمترم، تو توانی ه ب یک نگاه
برتر ز آفتاب جهان پرورم کنی
هرگز به جز در تو دری را نمی زنم
ای وای اگر گدای در دیگرم کنی!
من "میثمم" امید که محشور از

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ورود به کربلا -( اي ساربان ديگر مران اينجا زمين كربلاست ) * حسین میرزایی

6450
11

شعر ورود به کربلا -( اي ساربان ديگر مران اينجا زمين كربلاست ) اي ساربان ديگر مران اينجا زمين كربلاست
اين سرزمين پربلا قتلگه خون خداست
واي حسين واي حسين «2»
*** گلهاي باغ فاطمه اينجا همه پرپرشود
درپيش چشم خواهرش اينجا حسين بي سر شود
واي حسين واي حسين«2» *** زهرا دراينجا ناله غريب مادر مي زند
زينب به دورقتلگه برسينه وسرمي زند
واي حسين واي حسين«2» *** اينجاست كعبه حسين قتلگهش كوي مناست
سعي صفا ومروه اش به زير سم اسب هاست
واي حسين واي حسين«2»

شاعر : حسین میرزایی

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناسبت محرم -( محرم آمد و دل می تپد برای حسیـن ) *

1921
1

شعر مناسبت محرم -( محرم آمد و دل می تپد برای حسیـن ) محرم آمد و دل می تپد برای حسیـن
شعار بزم سخن نام دلگشای حسین
عروج پاک حسیــن است افتخار زمان
و جادوانه ترین عشق با ندای حسین
نمــاز عشــق چه شیــریــن و باشکــوه بود
اگر چه غرق به خون است دستهای حسین
شنید نغمه ی تکبیـــر جبرئیــــل حزیــــــن
به سجده گاه ادب گشت همصدای حسین
ز بردباری خورشید بسی عجیب باشد
که ذره، ذره نگردیــــد در عزای حسین
صدای شبنم مهتاب با نسیـم سحر
ز شوق بوسه ببارید بر لقای حسین
ستاره ها همه خاموش در حریم سپهر
ز آه ناله ی طفلان و اقـــربای حسیـــن
مرام راه حسین است درس مکتب ما
به عاشقان وفـــادار بر ولای حسیــن
درود بر همــه ی شاهــــدان و جان بازان
علی الخصوص بر سقای با وف

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر ماه محرم -( از كوچي يادم مي ياد هر وقت مي گفتیم يا حسين ) *

2346
2

شعر ماه محرم -( از كوچي يادم مي ياد هر وقت مي گفتیم يا حسين  ) از كوچي يادم مي ياد هر وقت مي گفتیم يا حسين
اشكها مي ريخت رو گونه ها دل داده بوديم به حسين
با اشك و آه با سوز دل؛ مردم مي گفتن يا حسين
آخ كه دِلا گريه مي كرد براي غربت حسين
محرما مسجدمون صفايي داشت با عشق اون
سينه زني عجين مي شد با ذكر يا حسين حسين
در شب تاسوعاي اون قلبا همه گرفته بود
چون كه غم آقا شونو مي ديدن با ياد حسين
وقتي كه عاشورا مي شد دِلا ديگه طاقت نداشت
گِل مي ماليدن به سر و همه مي گفتن يا حسين
تو عاشورا شهيد مي شه اون قمر هاشميان
آخ كه ديگه نداره عباسو آقام مولا حسين
آخ ابوالفضل آقام آب برابچه ها مي برد
حالا ديگه عطش دارند بچه هاي مولام حسين
آقام ابوالفضل و علمدار حسين شهيد شده
واي

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناسبت محرم -( یک کاروان دل به سویت ) *

3405
19

شعر مناسبت محرم -( یک کاروان دل به سویت ) یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا
دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا
دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش
دارد می آید محرم
ماه وفا قدر عباس
ماه شکوه و حماسه
و قله ی عقل و احساس
دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار
هیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانه
دارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاست
باید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید حمید رضا برقعی

شعر مناسبت محرم -( با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد ) * سید حمید رضا برقعی

2605
0

شعر مناسبت محرم -( با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد ) با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه‌ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه‌های مجسّم عبور کرد
شاعر بساط سینه‌زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده ست
در بیت‌هاش مجلس ماتم به پا شده ست
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه‌هاست
شاعر شکست خورده‌ی طوفان واژه‌هاست
بی‌اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد واژه‌ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می‌کند
دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند
با

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزلی برای ماه عزای حسین (ع) -( قلبها خون است در ماه عزایت یا حسین ) *استاد عباس حداد

49

غزلی برای ماه عزای حسین (ع) -( قلبها خون است در ماه عزایت یا حسین ) قلبها خون است در ماه عزایت یا حسین
صحنه کرب و بلا شد کربلایت یا حسین
نصّ ثارالله وابن ثاره می گوید که تو
فانی حقی که حق شد خونبهایت یا حسین
فانی فی الله دیدی خویش را روز نخست
قیل و قالی بود در قالو بلایت یا حسین
سینه سرّ الهی بود جایت عاقبت
خاک گرم کربلا شد متکایت یا حسین
شد بلا روی بلا غم بر سر غم لاجرم
این بلا شد البلاءُ للوایت یا حسین
هم تو مصباح الهدایی هم تو کشتی نجات
هم شفیع عالمی عالم فدایت یا حسین
حنجرت را خنجر بیداد کرد از هم جدا
جان به قربان سر از تن جدایت یا حسین
بر فراز نیزه خواندی آیه اصحاب کهف
شد علم ز آن نی نوای بینوایت یا حسین
چون ملک «حداد» می خواهد که باشد روز و شب
با مژه جار

  • چهارشنبه
  • 24
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 17:50
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

غزل مرثیه محرم و کربلا از کمیل کاشانی -( هر که دارد هوس کرببلا بسم الله ) * محمود شریفی

11149
28

غزل مرثیه محرم و کربلا از کمیل کاشانی -( هر که دارد هوس کرببلا بسم الله ) هر که دارد هوس کرببلا بسم الله
هر که دارد سر همراهی ما بسم الله
کاروان جار شهادت زند و غیرت عشق
قافله می رود ای اهل ولا بسم الله
دیگر از کعبه گل روی به دل آورده
وه چه زیباست چنین سعی صفا بسم الله
باید احرام ز خون بست در این حج و منا
جرعه نوش عطش وتیغ و بلا بسم الله
هر که با ماست بیاید که خدا هم با ماست
که بقا هست در این کوی فنا بسم الله
جمعه بازار جنون است و خدا مشتریش
هر که دارد دلی از جنس خدا بسم الله

شاعر : محمود شریفی

  • چهارشنبه
  • 24
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

قمر بنی هاشم -( وقتی که عمود آهنین خوردی تو ) * عباس شاکری

15

قمر بنی هاشم -( وقتی که عمود آهنین خوردی تو ) وقتی عمود آهنین خوردی تو
آسیب بزرگی به یقین خوردی تو
چون فاطمه روی ماه تو نیلی شد
با صورت خود که گذشتی از دل نخلستان
تیری زیسار و ز یمین خوردی تو
باسینه پر امید خود میرفتی
رفتی جلو اما به کمین خوردی تو
جسم تو روی چادر زهرا افتادی
خون جگر از غم همین خوردی تو
از کودکیت امید حیدر بودی
حقا که به درد شاه دین خوردی تو
آن قدر به قلب دشمنان خون کردی
تا مهر یل ام بنین خوردی تو

شاعر : عباس شاکری

  • پنج شنبه
  • 25
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:51
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر طفلان حضرت زینب(س) -( داداش حاجی عشق تو هستم در منایم ) * محسن تدین

74

شعر طفلان حضرت زینب(س) -( داداش حاجی عشق تو هستم در منایم ) داداش حاجی عشق تو هستم در منایم
داداش بهر قربانگه مهیا بچه هایم
پنهان کردم از تو اشکهای بی صدایم
تنها ای برادر من
نور دیده ی من
نذرت عون و جعفر من
جانم به فدای حسین
آقا کودکانم را فدایت پروریدم
آقا دل خوشم در راه تو من داغ دیدم
دیگر پیش زهرا مادرم من رو سفیدم
آقا گرچه دل غمینم
گریان در حرم نشینم
تاکه خجلتت نبینم
جانم به فدای حسین
مادر عون و جعفر هر چه من دارم شمایید
مادر چشم امیدم در این دشت بلایید
با هم دایی مظلوم را یاری نمایید
وقتش آمد عون و جعفر
هر دو چون علی اکبر
گردیدجان نثار دلبر
جانم به فدای حسین

شاعر : محسن تدین

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 25
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:54
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

اشعار شهادتی حضرت رقیه(ع) -( بابا ) * اسماعیل شبرنگ

9

اشعار شهادتی حضرت رقیه(ع) -( بابا ) بابا
سه سالمه ولی ببین چه پیرم
خیلی وقته از این زمونه سیرم
امشب می خوام کنار تو بمیرم
دیگه
تو رو رها نمی کنم بابایی
حتی اگه نداری دست و پایی
بازم تو تو بهترین بابای مایی
مثل لبای خیزرونی ت
دل رقیه خونِ خونه
می خوام که باتو پر بگیرم
دیگه برام نیار بهونه
( بابا حسین بابا حسین جان )
دستام
می لرزه و چشام تیره وتاره
هوای چشم من ابر بهاره
داره برای تو دائم می باره
ای وای ماتم تو دل منو ربوده
تموم پیکرم زخم و کبوده
کسی همدم دخترت نبوده
شامیا قلبمو شکستن
باطعنه و زخم جسارت
کنار گهواره ی اصغر...
گوشواره مو بردن به غارت
( بابا حسین بابا حسین جان )
بابا
از بی قراری های دختر تو
خیلی شکنجه دیده خواهر تو
ام

  • پنج شنبه
  • 25
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 16:59
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

زمزمه جوانان حضرت زینب(س) -( ای وای شکسته حرمتت داداش ) * اسماعیل شبرنگ

12

زمزمه جوانان حضرت زینب(س) -( ای وای شکسته حرمتت داداش ) ای وای شکسته حرمتت داداش
زینب پیشمرگ غربتت داداش
دارو ندار من فدای چشمات
رحمی به چشم پُر زِ خون من
می خوام که این دوتا جوون من
آخر فدا بشن به پای چشمات
من بمیرم
تا که نبینم غریبیتو ای وای
غصه و دل بی شکیبیتو ای وای
بی کس و یار و حبیبیتو ای وای
خداکنه
که این دوتا جوون خواهر تو
بشن فدای چشمای تر تو
بشن فدای علی اکبر تو
( داداش حسین دار و ندار من فدات حسین جان )
از غم بیا و کن منو رها
نذر منم بذار بشه ادا
حال و هوای من به شور و شینه
صدبار اگه بمیرم شب و روز
بازم بدهکارم به تو هنوز
ذکر لب اونا دایی حسینه
داداش حسین
نذار یه لحظه از تو ناامیدشن
الهی که تو راه تو شهید شن
می خوام که پیش زهرا روسفید شن

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:15
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد