تا کی به تو از دور سلامی برسانم
ازتوخبری نیست برادر نگرانم
در میزند اینبار کسی...ازهیجانم
شاید که تو برگشته ای ، ای پاره جانم
یک روز به یعقوب(ع)اگرجامه رسیده
حالا به من از سوی رضا(ع) نامه رسیده
ای کاش که از تو خبری داشته باشم
در آتش عشق تو پری داشته باشم
باید به خراسان سفری داشته باشم
در راه به قم هم نظری داشته باشم
با خاطر آسوده بمان چشم به راهم
یک قافله محرم بخدا هست سپاهم!
این جادّه ها چشم به راه قدم ماست
این که نرسد قافله تا طوس، غم ماست
انگار که این خاک عراق عجم ماست
حالا که به قول پدرم، قم حرم ماست
شاید که فراموش کنم دلبر خود را
باید که بسازم حرم مادر خود را
باید نرسیدن به رضا (ع) را بپذ
- دوشنبه
- 19
- فروردین
- 1392
- ساعت
- 15:27
- نوشته شده توسط
- یحیی









