حضرت معصومه سلام الله علیها

مرتب سازی براساس

شعر وفات و مدح حضرت معصومه(س) -( ای به قم آفتاب قلب جهان ) *

6338
3

شعر وفات و مدح حضرت معصومه(س) -( ای به قم آفتاب قلب جهان ) ای به قم آفتاب قلب جهان
دخت موسی سلاله ی قرآن
عمه و دخت خواهر سه امام
مادر کل عالم امکان
تو به چشم ائمه زهرایی
بعد زهرا به قدر و عزت و شان
زینب دوم بنی الزهرا
عمه ی چار حجت یزدان
هم وجودت کریمه ی عترت
هم ولایت حقیقت ایمان
فیض فیضیه از کرامت تو است
شهر قم از تو گشته مهد امان
حریم یازده ولی خدا
حرم تو است ای سپهر مکان
مدح تو ای ملیکه ی هستی
وصف تو ای یگانه ای دوران
نه توان با هزار دست نوشت
نه توان گفت با هزار زبان
صحن تو مسجد الرسول همه
حرم امن توانست کعبه ی جان
پدر و مادرم به قربانت
نه، همه جان عالمت قربان
کوثر کوثر رسول خدا
عصمت عصمت الله منان
قم جلال مدینه پیدا کرد
گشت روز ورود تو در قم
روز ع

  • یکشنبه
  • 20
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 05:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 سید حمید رضا برقعی

شعر مدح حضرت معصومه (س) -( تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن ) * سید حمید رضا برقعی

3417
1

شعر مدح حضرت معصومه (س) -( تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن ) تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن
دل اهالی این کوچه را تصرف کن
قدم بزن وسط شهر باصدای بلند
به عابران پیاده غزل تعارف کن
وبی بهانه تبسم کن و نگاهت را
شبیه آینه ها عاری از تکلف کن
سپس به مجلس ترحیم یک غریبه برو
وچشم های خودت را پر از تاسف کن
صدای ضبط، اتوبان، هوای بارانی
به خود بیا! نرسیده به قم توقف کن
سلام دختر باران! سلام خواهر ماه!
بهشت را به همین ساده گی تصرف کن

شاعر : سید حمید رضا برقعی

  • چهارشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 04:52
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر ترکیب بند حضرت معصومه(س) -( گل تا که در شروع دعا می کند سلام ) * سید علی اصغر موسوی

2745
1

شعر ترکیب بند حضرت معصومه(س) -( گل تا که در شروع دعا می کند سلام ) گل تا که در شروع دعا می کند سلام
گل واژه های نام تو را می کند سلام!
ای بی کرانه ای که شکوهت، ستودنی ست
خورشید هم به سمت شما، می کند سلام
دستی که روی سینه، ادب گاه گشته است
اینک به پاس مهر و وفا می کند سلام
تکثیر می شود گل شوقم همین که اشک
مشتاق تر به آینه ها می کند سلام
گویی بهشت می وزد از سمت تربتت
جبریل تا به صحن و سرا می کند سلام
وقتی که با قنوت دعا سبز می شوم
آیه به آیه نور خدا می کند سلام
صحن و رواق و آینه، تکرار می کنند
دل تا که بر امام رضا می کند سلام
در شهر قم کرامت آیین سرمدی
ناموس پاک ختم رسولان، محمدی
گویی بهانه می کند این دل بهشت را
اینجا که می دهند به سائل بهشت را
فرموده است، جعفر

  • چهارشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:33
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حمید رمی

اشعار ولادت و مدح حضرت معصومه(س) -( باید دخیل بر پر مهتاب بست و بس ) * حمید رمی

2723
2

اشعار ولادت و مدح حضرت معصومه(س) -( باید دخیل بر پر مهتاب بست و بس ) باید دخیل بر پر مهتاب بست و بس
باید کنار سفره ی باران نشست و بس
آدم اگر بهشت طلب کرد کافی است
باشد برای فاطمه بی پا و دست و بس
وقتی که روبروی شما صحن آینه ست
باید تمام آینه ها را شکست و بس
آنقدر پشت بام حرم دیدنی ست که
صیّادها شدند کبوترپرست و بس
حتی مزارهای حرم فرق می کنند
زائر ، کنار حضرت بهجت نشست و بس
نوکر شدم زِ رحمت قالوا بلای تو
هستم دخیل چادرتان از الست و بس
مثل نسیم ، در حرم آرامتر شدم
از هرچه بگذریم ، حرم خوشترست و بس

شاعر : حمید رمی

  • چهارشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 04:56
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت معصومه(س) -( عصمت کبرای حق شاه زنان ) * سید مالک عدنانی

2695

شعر مدح حضرت معصومه(س) -( عصمت کبرای حق شاه زنان ) عصمت کبرای حق شاه زنان
دختر موسی بن جعفر بهترین بانوان
تالی زهرای اطهر فاطمه
آن که باشد عرش حق را قائمه
چون برون گردید از شهر ودیار
قصد مشهد کرد بر دیدار یار
یار محبوبش امام هشتمین
چشم و قلب وملک ایران قبله خاور زمین
زین جهت طی کرد راه دور را
در عقب بگذاشت شهر نور را
پنج برادر در برش همراه بود
زید و فضل و جعفر و هادی و قاسم نام بود
از مدینه تا به ساوه چون رسید
همچو زینب عمه اش غم ها چشید
جای استقبال مهمان ساویان
ظلم و جوری بی حساب در آن زمان
همرهان حضرتش را کشته اند
دردو غم ها بر دلش بگذاشته اند
چون که حضرت بی کس و بی یار گشت
از فراغ رنج و غم بیمار گشت
لیک چون فهمید قم نزدیک شد
مژده ای بود بر

  • چهارشنبه
  • 27
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 15:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مدح حضرت معصومه(س) -( نگاه من به نگاه ضریح تا افتاد ) * مهرشاد واحدی

2821
1

شعر مدح حضرت معصومه(س) -( نگاه من به نگاه ضریح تا افتاد ) نگاه من به نگاه ضریح تا افتاد
چه اتفاق عجیبی میان ما افتاد
چکید شرم نگاهم و بی صدا افتاد
ببخش گر که به پست تو این گدا افتاد
کریمه ای و به در گاه تو گدا بسیار
و من مثال همیشه برای تو سربار
تو جلوه گاه حجابی تو از تبار کرم
تویی ملازم زهرا ملازمت مریم
هوای صحن تو دل می برد ز اهل قلم
من و تو و قلم و کاغذ و دو چشم ترم
که از تو بیت به بیت با اجازه بنویسم
و با جنون خودم شعر تازه بنویسم
چه دردها که ز اسرار عشق درمان شد
چه چشم ها که به عشق تو مست و گریان شد
به پیشگاه تو هر کس مقیم و مهمان شد
کبوترانه دلش راهی خراسان شد
یتیم آمده ایم تا که تو پناه شوی
دوباره ضامن این قلب رو سیاه شوی
کنار مسجد اعظم دلم ب

  • چهارشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 04:55
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

به مناسبت ورود خواهر خورشید به وادی قم: -( وقتی که آمدیّ و به قم پا گذاشتی ) * سجاد شاکری

1925
1

به مناسبت ورود خواهر خورشید به وادی قم: -( وقتی که آمدیّ و به قم پا گذاشتی ) وقتی که آمدیّ و به قم پا گذاشتی
یک درّ ناب در دل دریا گذاشتی
تو آمدی و مردم قم مفتخر شدند
بر اینکه روی چشم همه پا گذاشتی
با یک حضور سبز، میان تموز سرخ
نقش بهار بر دل صحرا گذاشتی
وقتی رسید پای تو بر خاک این کویر
بر خاک خشک، ساقه ی طوبی گذاشتی
صرفاً همین که آمدی و میهمان شدی
بر طاق شهر پرچم زهرا (س) گذاشتی
تو آمدی و چادر خود را تکاندی و
بر خاک مرده نفخه ی عیسی گذاشتی
دریا کجاست تا که ببیند به یک حضور
موج سرور در بن دلها گذاشتی
.......................................
عرضم تمام! آمدی و لطف کردی و
این عشق را به سینه ی ما جا گذاشتی

شاعر : سجاد شاکری

  • شنبه
  • 29
  • فروردین
  • 1394
  • ساعت
  • 18:34
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

شعر مدح حضرت معصومه(س) -( روز تولدت به غلط روز دختر است ) * مهدی رحیمی زمستان

3846
4

شعر مدح حضرت معصومه(س) -( روز تولدت به غلط روز دختر است ) روز تولدت به غلط روز دختر است
در اصل روز آمدنت روز خواهر است
شادند از حضور تو اهل جهان ولی
خوشحالی امام رضا جور دیگر است
امشب به اعتبار روایات مانده ام
میلاد توست یا شب میلاد کوثر است
وقتی پس از کریم تو تنها کریمه ای
اسم تو با امام حسن حاصلش زر است
از هرچه بگذریم نشد بگذریم از این
از خواهری که این همه عشق برادر است
دریاچه ی نمک سندش بین اهل بیت
آری طعام سفره ی تو با نمک تر است
پس قلب این کویر به شوق تو می تپید
وقتی که کوه خضر برای تو منبر است
امشب حساب کرده ام از خانه تا حرم
به نیت امام رضا هشت تا در است
با این حساب باز دل بی قرار من
آهوست توی مشهد و در قم کبوتر است
جمع دل من و دل هر کس به غیر

  • پنج شنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 06:20
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

برای عمه س سادات -( عـــــمــه ی ســاداتــی و ســـادات را تـــــاج ســــری افــــتــخـار اهـــل قـم نــه افتـــخــار کــــشــــوری ) * سیروس بداغی

1636
2

برای عمه س سادات -( عـــــمــه ی ســاداتــی  و  ســـادات را   تـــــاج   ســــری  افــــتــخـار   اهـــل  قـم    نــه  افتـــخــار   کــــشــــوری ) عـــــمــه ی ســاداتــی و ســـادات را تـــــاج ســــری
افــــتــخـار اهـــل قـم نــه افتـــخــار کــــشــــوری

هــم کــریمــه هــم شـفیعه خوانده ات رب جلــیل
از مــحبانت تـــو بانـــو شـب به شــب دل مــیـبری

در کــنارت روضــه ی زهــــرا بخـــوانم روز و شب
چـــون نشان دارد از او این بارگـاه و این ضریح

در قــیامت هــم قیامت مــیــکنی چـــــون فـاطـمـه
زائــران آســــتـانـــت را یــــکا یــک مـــیـــــخــــــری

آمــــدم بــر درگــــهـت دارم امـــــید یــــک نـگـــاه
گـــو بـه من ای دخت مــوسی کــربـلایـم مـیبری؟

شاعر : سیروس بداغی

  • دوشنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1394
  • ساعت
  • 15:14
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

تقديم به حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها -( خير مقدم نشست روي لب ) * اصغر چرمی

2433
3

تقديم به حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها -( خير مقدم نشست روي لب ) خير مقدم نشست روي لب
همه ذرات اين ديار غريب
آمدي با قدومت آوردي
ز مدينه شميم عطر عجيب

يادتان هست سجده ها كردند
همه ي اهل قم به حال قعود
يادم آمد از آن پذيرايي
در دمشق و محل قوم يهود

يادتان هست سوي تو بانو
همه دست توسل آوردند
دسته دسته براي عرض ادب
بر روي دست خود گل آوردند

شده در خاطرات ما زنده
سفر پر بلاي يك خواهر
جاي گل بر روي سرش آمد
از روي بام سنگ و خاكستر

يادتان هست روز استقبال
ازدحام عجيب اين مردم
يادتان آمد آن جماعت را
شور و شوق عجيب اهل قم

يادم آمد ز عصر عاشورا
از غريبي قبله ي حاجات
لشكري از حراميان بودند
دور اولاد مادر سادات

يادتان هست در ورودي شهر
عطر مشكي گرفت كل فضا
همه با شور

  • دوشنبه
  • 13
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 16:00
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

زائر بارانی -( پر میکشم که زائر بارانی ام کنی ) * سیروس بداغی

2074

زائر بارانی -( پر میکشم که زائر بارانی ام کنی ) پر میکشم که زائر بارانی ام کنی
با لطف جاودانه ات عرفانی ام کنی
معصومه جان الا که به قم داده ای بها
یک جمعه میشود که خراسانی ام کنی؟

شاعر : سیروس بداغی

  • دوشنبه
  • 20
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 06:00
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

حضرت معصومه سلام الله علیها -( سلام دختر باران اجازه می خواهم ) *

1559

حضرت معصومه سلام الله علیها  -( سلام دختر باران  اجازه می خواهم ) سلام دختر باران اجازه می خواهم
اگر اجازه دهی شعر تازه می خواهم

برای جلد شدن آب و دانه می خواهم
برای عشق سرودن بهانه می خواهم

بیا و شور مرا با شعور کن بانو
و بیت بیت مرا بیت نور کن بانو

ببین که از همه ی شهر خسته آمده ام
کبوتری شده ام ، پرشکسته آمده ام

به نور گنبد خورشیدی ات قسم بانو
طلا شود دل سنگم در این حرم بانو

چه قدر آدم غمگین و شاد اینجا هست
و دسته دسته کبوتر زیاد اینجا هست

کریمه ای و به اسم شما کرم خورده است
که خضر آب حیات از همین حرم خورده است

کریمه ، فاطمه ، معصومه رونوشت خداست
در بهشت نه ... اینجا خود بهشت خداست

غدیر را به خم آورده است این بانو
مدینه را به قم آورده است این بانو

  • یکشنبه
  • 26
  • دی
  • 1395
  • ساعت
  • 19:41
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

حضرت معصومه سلام الله علیها -( قرار بود بيايي کبوترش باشی ) * قاسم صرافان

2385
1

حضرت معصومه سلام الله علیها  -( قرار بود بيايي کبوترش باشی ) قرار بود بيايي کبوترش باشی
دوباره آينه‌اي در برابرش باشی

نه اينکه پر بکشي و به شهر او نرسی
ميان راه پرستوي پرپرش باشی

«مدينه» شهر غريبي براي «فاطمه»‌هاست
نخواست گم شده‌اي مثل مادرش باشی

خدا تو را به دل تشنه ی زمین بخشيد
که قاب روشنی از نور کوثرش باشی

به «قم» رسيدي و گم کرد دست و پايش را
چو ديد آمده‌اي سايه‌ي سرش باشی

اجازه خواست که گلدان مرمرت باشد
و تا هميشه تو ياس معطرش باشی

کرامتت، همه را ياد او می‌اندازد
به تو چقدر مي‌آيد که خواهرش باشی

خدا نخواست تو هم با «جوادِ» او در طوس
گواه رنج نفس‌هاي آخرش باشی

نخواست باز امامي کنار خواهر خود ...
نخواست «زينبِ» يک شام ديگرش باشی

شاعر : قاسم

  • یکشنبه
  • 26
  • دی
  • 1395
  • ساعت
  • 19:43
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

حضرت معصومه علیهاالسلام -( آمدی و بهشت را با خود ) * یوسف رحیمی

1754

حضرت معصومه علیهاالسلام -( آمدی و بهشت را با خود ) آمدی و بهشت را با خود
به دل این کویر آوردی
کوثرانه قدم زدی در شهر
خیرهای کثیر آوردی

آمدی و مشام هر کوچه
پر شده از شمیم احساست
یادگاری مادرت زهراست
عطر نام تو، نفحۀ یاست

به لب مردمان غمدیده
با حضورت تبسم آوردی
آمدی با فرشتگان از راه
آسمان را سوی قم آوردی

با تو بوی بهشت پیچیده
دم به دم در فضای بیت النور
آسمان آمده به پابوسی
آمده تا حرای بیت النور

خاطر آسمانی‌ات انگار
گاه گاهی غبار غم دارد
بغض‌های شکستۀ ناگاه
چشم‌هایی که دم به دم دارد...

چشم‌هایت دو چشمه کوثر شد
یاد داری وداع آخر را
دل خواهر چگونه تاب آورد
حسرت دیدن برادر را؟

زینب حضرت رضا، چندی‌ست
چشم‌هایی پر از شفق داری
دیدن غربت «ولی» سخ

  • یکشنبه
  • 26
  • دی
  • 1395
  • ساعت
  • 19:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

یا حضرت فاطمه المعصومه(سلام الله علیها) -( اقبـال عجـم بـود قـدم رنجـه‌ نمودید ) *

1513

یا حضرت فاطمه المعصومه(سلام الله علیها) -( اقبـال عجـم بـود قـدم رنجـه‌ نمودید ) اقبـال عجـم بـود قـدم رنجـه‌ نمودید
یک فاطمه هم قسمت ایران شده باشد

علیرضا وفایی

  • چهارشنبه
  • 20
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 14:15
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت معصومه(س) مدح -( آنقدر رفت که در ثانیه ها هم گم شد ) *

1468

حضرت معصومه(س) مدح -( آنقدر رفت که در ثانیه ها هم گم شد ) آنقدر رفت که در ثانیه ها هم گم شد

بعد آنسوی زمان پنجره ای در قم شد

و همین زائره سبز زیارتگاهش

در پرواز به سمت حرم هشتم شد

گوشه چادر او روی سر قم افتاد

کآفتاب آمد و تاریکی شیطان گم شد

خاک قم عطر گل یاس گرفت و آنگاه

قم مدینه شد و او فاطمه دوم شد

یازده کعبه به همسایگی اش آمده اند

یازده مرتبه اینجا حرم مردم شد

جمع بودند در اینجا همگی تا اینکه

جمکران آمد و همسایه این خانم شد

  • جمعه
  • 29
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 09:31
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

السلام علیک یا فاطمه المعصومه -( نه تنها من ز خاک تو شرف دادم ولادت را ) * محسن قاسمی

1508

السلام علیک یا فاطمه المعصومه -( نه تنها من ز خاک تو شرف دادم ولادت را ) نه تنها من ز خاک تو شرف دادم ولادت را
هما هم می برد از سایه ی امنت سعادت را

خورد تير هلاکت کفتری که جلد بامی نيست
من و ترک حرم؟ یا رب مخواه این ترک عادت را

گواهی داد دستم که شدم در بحر لطفش غرق
کدامین محکمه از کشته می خواهد شهادت را

شدم محو تماشای حرم در حالتی گریان
نمی یابم برای خود از این خوشتر عبادت را

گدایان حرم را مادرانه لطفها کردی
به ما ای مریم آل نبی دادی سیادت را

دو چشمم از طواف کفتری بر گنبدت میگفت
کدامین دل خنک دیده است این هرم حسادت را

چو پرچم بر فراز گنبدت هر سو روم،آخر
سرافکنده به تو عرضه کنم عرض ارادت را

چنان سرکش شده در آسمان گلدسته هایت که
صنوبر خیره و سرو است حیران این

  • چهارشنبه
  • 20
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 15:16
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

گنبد بانو -( حرم ؛ شامِ شهادت روبروی گنبدِ بانو ) * سیروس بداغی

1860
1

گنبد بانو -( حرم ؛ شامِ شهادت روبروی گنبدِ بانو ) حرم ؛ شامِ شهادت روبروی گنبدِ بانو
نشستم تا بگویم دردهایم را فقط با او

نشستم تا دلم را محوِ نور گنبدش سازم
نشستم تا رسد الطاف نامحدودش از هر سو

همینجا روبروی حجره ها من بارها دیدم
که صحنش را ملک با بالهایش می زند جارو

رسید هر کس در این جا عقده ها از قلب او واشد
مسلمان یا مسیحی شیعه سنی ارمنی هندو

خدا شاهد بو‌د از لطف او خجلت کشیدم من
سرم را گر نهادم گاه گاهی بر سرِ زانو

هر آنجا باشم آخر جا در این میخانه ها دارم
مثالِ بلبلِ در لانه یا زنبورِ در کندو

بگو بی بی به رسم دوستی سلطان خوبان را
مگر باشد رضا جان این (بُداغی) کمتر از آهو؟

شاعر : سیروس بداغی

  • دوشنبه
  • 14
  • فروردین
  • 1396
  • ساعت
  • 15:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

حضرت معصومه (س) -( چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود ) * یوسف رحیمی

6366
30

حضرت معصومه (س) -( چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود ) چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود

با یک سلام صبح من آغاز می‌شود

پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو

وقتی که لحظه لحظه پرواز می‌شود

قفل دلم شکسته کنار در حرم

از مرقدت دری به جنان باز می‌شود

فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه

اینجا دل شکسته سبب ساز می‌شود

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم

هر روز چند مرتبه اعجاز می‌شود

اعجاز توست اینکه دلم یاکریم توست

قلب تپنده حرم قم، حریم توست

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است

از نفحه شهود و تجلی معطر است

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت(ع)

دارالعلومِ مریم آل پیمبر(ص) است

اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است

خاک در حریم تو علامه پرور است

چشم امید عالِم و عاشق به سوی

  • جمعه
  • 29
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

زمزمه ی ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر قم -( هر گل غزلخوانی کند با دیده ی تر ) *

1148

زمزمه ی ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر قم -( هر گل غزلخوانی کند با دیده ی تر ) هر گل غزلخوانی کند با دیده ی تر

شد وارد قم دختر موسی بن جعفر

جان ِ پیمبر آمد خوش آمد،خورشید محشر آمد خوش آمد

طور محبت شد قم سراسر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

نور دل خیر الانام آمد خوش آمد

در اوج فخر و احترام آمد خوش آمد

از مقدم او قم چون بهشت است،دست خدا بر هر دل نوشته است

تابد ز رویش اَنوار ِ کوثر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر ا... و اکبر

یا حضرت ِ معصومه بر راهت نشستیم

ما خاک درگاه شما بودیم و هستیم

خوانیم شما را با چشم ِ گریان،ای نور چشم شاه خراسان

هستیم فقیرت با قلب ِ مضطر،ا... و اکبر ا... و اکبر

ا... و

  • جمعه
  • 29
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 08:17
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مجتبی خرسندی

حضرت معصومه(س)مدح -( قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد ) * مجتبی خرسندی

779

حضرت معصومه(س)مدح -( قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد ) قبله ی هفتم ما قبله ی هشتم دارد
تا خراسان رضا آینه در قم دارد

توبه شد عاقبت گریه ی هر زائر مست
بر زمین ریخته هر باده که در خم دارد

((بُعد منزل نبود در سفر روحانی))
هر سلامی بفرستیم ، علیکم دارد

می روم در حرم از صحن به صحنی دیگر
موج تا در دل دریاست تلاطم دارد

عکسم افتاد در آیینه ی صحن و دیدم
شیشه این مرتبه با سنگ تفاهم دارد

هم کریمه ست و هم از نسل کریمان بانو
پس گدا در حرمش حق تقدم دارد

لطف بی بی ست که در جمعیت شاعر ها
شاطر عباس قمی فیض تکلم دارد

مرغ دل گرچه سیاه است ولی از سر لطف
از سر گنبد او حسرت گندم دارد

شاعر : مجتبی خرسندی

  • پنج شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:03
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

زمزمه ی ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر قم -( سر زد،از بیکران خورشید محشر ) *

1458
1

زمزمه ی ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر قم -( سر زد،از بیکران خورشید محشر ) سر زد،از بیکران خورشید محشر

آمد،به شهر قم دخت پیغمبر

کتاب عاشقی،خورَد زیبا ورق

شده وادی قم،بهشت قرب حق

خورشید دلها،کوثر زهرا،اِشفَعی لنا،فی الجنّة

یا فاطمه یا معصومه...

زهرا،نظاره گر با چشم گریان

در قُم،محملش گردیده گلباران

تو گویی دم به دم،در آن حال و هوا

بُوَد ذکر دلش،رضا جانم رضا

از محضرت ما،داریم تمنا،اِشفَعی لنا،فی الجنّة

یا فاطمه یا معصومه...

یارب،رزق ما خیر و سعادت کن

ما را،اهل وادی شهادت کن

عنایت کن شویم،فدای راه دین

به حقّ خواهر ِ،امام ِ هشتمین

یا فاطمه یا،سیّدَتَنا،اِشفَعی لنا،فی الجنّة

یا فاطمه یا معصومه...

دانلود سبک

  • جمعه
  • 29
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 08:19
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

حضرت معصومه(س)مناجات -( میون شلوغی شهر ) * قاسم صرافان

2799
5

حضرت معصومه(س)مناجات  -( میون شلوغی شهر ) میون شلوغی شهر
تا دلی دوباره گم شد
یادش افتاد که تو هستی
پا شد و راهی قم شد

رو به روی گنبد تو
قلبامون میشن کبوتر
تشنه‌ یه جرعه نوریم
فاطمه! دختر کوثر

سلام ای خواهر خورشید
سلام ای حضرت بارون
به شوق مهربونی هات
دوباره اومده مهمون

گنبد طلایی تو
به دل همه نشسته
با چه امیدی رسیدن
زائرای دلشکسته

چه غریبونه یه زائر
پیش تو رضا، رضا کرد
گره‌هاشو دستای تو
چقد عاشقونه وا کرد

سلام ای خواهر خورشید
سلام ای حضرت بارون
به شوق مهربونی هات
دوباره اومده مهمون

حالا که مدینه دوره
تو بیا و مادری کن
با نگات، ملیکه‌ی قم!
این دلا رو کوثری کن

از حرم تا جمکرانم
جاده ای چشم انتظاره
تا همین روزا رو خاکش
آقامون قدم

  • پنج شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:11
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

تقدیم به حضرت معصومه (س) -( غم هجر برادر داشت خواهر ) *

1498

تقدیم به حضرت معصومه (س) -( غم هجر برادر داشت خواهر ) غم هجر برادر داشت خواهر
از این غم دیده ی تر داشت خواهر
برای دیدن روی گل ماه
همیشه دیده بر در داشت خواهر
دلش پر زد به سوی ملک ایران
که دل درکوی دلبر داشت خواهر
به دشت و کوه و صحرا از مدینه
هوای عشق در سر داشت خواهر
جدا از قید و بند زندگانی
فقط عشق برادر داشت خواهر
ندید آخر برادر را از این غم
دلی در خون شناور داشت خواهر
شجاعانه شبیه عمه ی خود
وفا را خوب باور داشت خواهر
به عمر کوته خود مثل گل بود
گمانم ارث مادر داشت خواهر

دوتا خواهر ز جان یار برادر
یکی در کربلا ، قم یار دیگر

ولی در قم حکایت فرق می کرد
دراینجا یار ویاور داشت خواهر
چه گویم وصف حال کربلا را
غم گلهای پرپر داشت خواهر
حسین(ع) و قتلگا

  • جمعه
  • 29
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 08:21
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محسن ناصحی

حضرت معصومه(س)مناجات -( دلم مي‌خواست يك شب را ميان آسمان باشم ) * محسن ناصحی

1220

حضرت معصومه(س)مناجات -( دلم مي‌خواست يك شب را ميان آسمان باشم ) دلم مي‌خواست يك شب را ميان آسمان باشم
به جاي ماه بنشينم چراغ كهكشان باشم

دلم مي‌خواست وقتي كه درون حوض مي‌افتم
ميان دستهاي كودكاني مهربان باشم

دلم مي‌خواست جانم را ميان آتش اندازند
خمير كوره‌هاي روشن آهنگران باشم

ز من آويزه‌اي سازند بر بالاي مأذنها
نشان روشن گلدسته‌هايي بي‌نشان باشم

بيابان در بيابان كاش جسمم خاك ره مي‌شد
به امّيدي كه گرد ردّ پاي زائران باشم

چه‌مي‌شد هيچ باشم يا... چه مي‌شد جنسم از كاغذ
بليط جاده‌هاي اصفهان قم جمكران باشم

شاعر : محسن ناصحی

  • پنج شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:21
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت معصومه(س)مدح -( تصویر مهتاب و شب و آیینه‌بندان ) *

1121

حضرت معصومه(س)مدح -( تصویر مهتاب و شب و آیینه‌بندان ) تصویر مهتاب و شب و آیینه‌بندان
امشب صفای دیگری دارد شبستان

گلدسته‌ها و آسمان سرمه‌ای رنگ
نقش و نگار کاشی و گل‌های ایوان

شهر از هیاهوها پر اما با حضورت
آرامش باغ ارم دارد خیابان

جایی به غیر از خانهٔ امن شما نیست
چتر امانی بر سر ما بی‌پناهان

در ساحل آرامشت پهلو گرفتند
دل‌های توفان دیدهٔ جمعی پریشان

گنبد... کبوتر... اشتیاق روشن ابر
حس زیارت‌نامه خواندن زیر باران...

قلبم هوایی می‌شود پر می‌کشد باز
با شوق معصومانه‌ای سمت خراسان

سیده تکتم حسینی

  • پنج شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:24
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت معصومه(س)مدح و مناجات -( ساقۀ یاسی و از سلسله ساداتی ) * عباس احمدی

1330

حضرت معصومه(س)مدح و مناجات -(  ساقۀ یاسی و از سلسله ساداتی ) ساقۀ یاسی و از سلسله ساداتی
شافع منتظران، پشت در جنّاتی

سورۀ کوثر اگر شأن نزولش زهراست
شک ندارم که تو تفسیر همان آیاتی

ایستادی دم در بانوی زائر پرور
منتظر تا که بر آورده کنی حاجاتی

لب دریای مصیبت زدگان، فانوسی
در شب تیرۀ حیرت زدگان، مشکاتی

ملک جَم از برکات تو به کف جام گرفت
شوره زار قم از الطاف تو شد میقاتی

دیر گاهی است- جسارت نشود – مِهر شما
زده بر ضدّ دلم دست به اقداماتی

دل من مثل همان کفتر چاهی شده که
آرزو داشته در صحن حرم ساعاتی-

بپرد پر بزند دانه بچیند با عشق
یا طواف تو کند با حرکاتی ذاتی

بنده ات آمده و اذن دخولش غزلی است
بی ادب نیست، نیاموخته تشریفاتی

پیش از این گر نسروده ز شما

  • پنج شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:15
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت معصومه(س)مناجات -( تعداد دردهای دلش بی شمار شد ) * سید علیرضا شفیعی

1162

حضرت معصومه(س)مناجات -( تعداد دردهای دلش بی شمار شد ) تعداد دردهای دلش بی شمار شد
از امتداد دوری تان بیقرار شد
با یک دل شکسته سوار قطارشد
آرام سوی مرقدتان رهسپار شد
در فکر بود هدیه بیارد برایتان
ریزد تمام هستی خود را به پایتان

شعری سرود تا دلش آرام تر شود
تا بلکه از صفای حرم با خبر شود
ایام روح مردگی اش زود سر شود
اهل نماز و گریه ی شب تا سحر شود
وقتی به قم رسید غمش را ز یاد برد
هر آنچه عشق غیر شما داشت باد برد

با چشم خیس و یک دل سرشار از امید
دستی بر آستانه درب حرم کشید
بعد از سلام کردن خود پاسخی شنید
بی اختیار سوی ضریح شما دوید
بی وقفه سر به روی ضریح شما گذاشت
در دل به جز نگاه شما آرزو نداشت

حالا خسی که یافته میقات خویش را
از عشق خواست یک یک

  • دوشنبه
  • 9
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:33
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت معصومه(س)ولادت -( رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت ) * مجید تال

2148

حضرت معصومه(س)ولادت -( رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت ) رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت
چنان که چشمه ی ذوق مرا به راه انداخت

خدا چه خوب ادا کرده حق مطلب را
به نام فاطمه آورده است زینب را

و ماه اول ذی القعده تا که پیدا شد
دخیل های ضریح برادری وا شد

ببین که حضرت نجمه چه کوکبی آورد
برای شاه خراسان چه زینبی آورد

مقامش آینه ای از مدارج پدر است
عجیب نیست که باب الحوائج پدر است

برای تشنه لبان باده را به خم آورد
مزار مادر خود را به شهر قم آورد

عجیب نیست که قم طعنه بر مدینه زده
که سنگ مادر سادات را به سینه زده

چه باشکوه به دستان خود علم دارد
از این به بعد بگو فاطمه حرم دارد

من فراری از این و آن بریده کجا
پناه چادر سر تا فلک کشیده کجا

مرا ببخش ک

  • پنج شنبه
  • 5
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:16
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت معصومه(س)مناجات -( دلم برای خودم تنگ میشود با تو ) * حسین ایزدی

1308

حضرت معصومه(س)مناجات -( دلم برای خودم تنگ میشود با تو ) دلم برای خودم تنگ میشود با تو
چقدر فاصله افتاده بین من تا تو

کویر خشک پر از خار و خاک من بانو
بزرگ و پاک و مطهر شبیه دریا تو

همیشه وقت گرفتاری ام امیدی هست
پناه من وسط مشکلات تنها تو

هوای شهر تو مثل نجف گنه سوز است
نجات بخش من از هرچه رنگ دنیا تو

عقیلة العرب شاه طوس معصومه (س)
یگانه دختر ناز جناب موسی تو

چقدر با نفست مرده زنده شد بانو
امید هر چه دل مرده بعد عیسی تو‎

شاعر : حسین ایزدی

  • دوشنبه
  • 9
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:35
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد