حضرت محسن بن علی (ع)

مرتب سازی براساس
 عباس میرخلف زاده

متن شعر و سبک شور ، هروله محسنيه سلام الله عليه -(اي ذكر هر مومن) * عباس میرخلف زاده

927
4

متن شعر و سبک شور ، هروله محسنيه سلام الله عليه -(اي ذكر هر مومن) اي ذكر هر مومن
يا ظاهر يا باطن
تووي قيامت ضامن
يا محسن

داداشا تو عشقه
سينه زناتو عشقه
پيرهن سياتو عشقه
يا محسن

دنيا نيومده تو دنيامي
صاحِبْ اختيارِ فردامي
مثل حسن و حسيني تو
يعني كه شماهم آقامي

يا محسن سلام الله عليه

دنياي مولايي
تو محسن زهرايي
پناه نوكر هايي
آقايي

اي درمون دردم
تويي پناهم هر دم
توي قيامت دورت
ميگردم

جذبه ي نگاهت اينقده بالاس
من فقط آقا به تو رو ميارم
كوريه چشاي دشمن شما
اسم پسرم و محسن ميذارم

يا محسن سلام الله عليه

چشمام سمتت خيره
بخدا ديگه ديره
سينه زنه تو پيره
دلگيره

ميدوني اي يارم
كه سگ علمدارم
ريزه خوره دربارم
دلدارم

كافيه فقط رقيه برامون
دستاشو يبار بالا بگيره

  • چهارشنبه
  • 6
  • آذر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
معجزه ای برای رفع مشکلات حنجره

متن روضه شهادت حضرت محسن (ع) با سبک حسن خلج -( آرزو داشتم، دُردونه ی من ) *

8932
9

متن روضه شهادت حضرت محسن (ع) با سبک حسن خلج -( آرزو داشتم، دُردونه ی من ) آرزو داشتم، دُردونه ی من
چشم سرت و ببند،چشم دل تو باز كن، ببین فاطمه نشسته، گوشه ی خونش، كنار قبر محسن، داره حرف می زنه
آرزو داشتم، دُردونه ی من
گریه می كردی، صدات می پیچید
تو خونه ی من، دُردونه ی من
واست می خوندم، لالایی مادر
تا كه بخوابی سر می ذاشتی روی شونم
لالایی مادر
این خاكارو زیر و رو می كرد
كجایی مادر، نمی تونم بعد تو من ،زنده بمونم
كاشكی صداتو می شنیدم
باگریه ات از خواب می پریدم
اسم تو رو محسن می ذاشتم
چه آرزوها كه نداشتم
دوردونه ی من
برگ گل من، خزون گرفتی
مگه تو خوابم ،تو رو ببینم
كه جون گرفتی، خزون گرفتی
كاشكی می دیدم ،راه رفتنت رو
کاشکی میدیدم اون موقعی كه دست تو می گذاشتی رو زمین،

  • دوشنبه
  • 20
  • مرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 05:46
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(نوحه)اولین حامی فاطمه و حیدرم * محمود اسدی

482
0

(نوحه)اولین حامی فاطمه و حیدرم اولین حامی فاطمه و حیدرم
محسنم من شهید از ستم کافرم
پشت در آمدند با لگد می زندند
وامصیبت
میخ در زد شرر بر همه اعضای من
مادرم بر زمین فتاده،ای وای من
خواهرم دیده تر پدرم خونجگر
وامصیبت
دومی ضربه زد به پهلوی مادرم
استخوانم شکست و له شده پیکرم
می زدم دست و پا آه و واویلتا
وامصیبت
******
شائق
اللهم عجل لولیک الفرج

  • یکشنبه
  • 12
  • آبان
  • 1398
  • ساعت
  • 00:52
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور حضرت محسن(ع) -(پسره سوم زهرایی) * الیاس محمدشاهی

197

شور حضرت محسن(ع) -(پسره سوم زهرایی) بند اول

پسره سوم زهرایی،ولی و والی و والایی
اولین فدائیه مولا ، علیِ عالیِ اعلایی

تو قبله ی حاجاتی ، عموی ساداتی
مثل داداشت حسین،سفینة النجاتی
ذکره این شبهامی،علته اشکامی
نیومده دنیا اما تمومه دنیامی

ذکره من بی عدد،مولا محسن مدد
لعنت بر قاتلت ، از اَزل تا اَبَد
قمره فاطمه ، سپره فاطمه
نور عین علی، جگره فاطمه

یاسیدی،یامحسن

بند دوم

نوه ی احمدِ مختاری ، بخدا خیلی کَرَم داری
در سپاهه حضرت قائم،امیره لشکر و سرداری

سلاله ی طاهایی،شافع عقبایی
اولین فدائیه ولایته مولایی
صاحبه شفاعت ، اُسوه ی رشادت
لطفه تو براین گدا،رسیده بینهایت

شهریاره بهشت،سفره داره بهشت
محسن بن علی ، تکسواره بهشت
آرومه جونمی،گروهه خونمی
توی درد و بَلا ، دوا درمونمی

یاسیدی،یامحسن

  • سه شنبه
  • 10
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 22:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

مرثیه حضرت محسن بن علی(ع) -(تا صدا زد بانویم:فضه بیا ..گریان شدم) * محسن راحت حق

145

مرثیه حضرت محسن بن علی(ع) -(تا صدا زد بانویم:فضه بیا ..گریان شدم) تا صدا زد بانویم:فضه بیا ..گریان شدم
بی تعلّل، با دلی پُر از نوا ..گریان شدم

پشتِ در تا که رسیدم فاطمه افتاده بود
گفتمش لبیک ای خیرالنسا..گریان شدم

گفت ای فضّه ببین محسن کجا افتاده است
بارِ شیشه خُرد شد،آه از بلا گریان شدم

گشتم و گشتم که تا شاید بیابم محسنش
روی هیزم ها گلی دیدم..خدا گریان شدم

دست و پا گم کرده بودم در هیاهو کشمکش
حالِ من تغییر کرده،بی صدا گریان شدم

دست بردم تا که بردارم ولی اصلاً نشد
کودکش چسبیده بود و بی هوا گریان شدم

یک تنه تشییع کردم روی دستم،غنچه را
تا ‌که چشمم خود بر شیرخدا گریان شدم

معجرم انداختم روی جنازه..خونجگر
تا مگر دفنش کنم غم مبتلا گریان شدم

گوشه ای کَندم مزار و دادمش تحویلِ خاک
بر سر و سینه زدم اهلِ بُکا گریان شدم

  • یکشنبه
  • 2
  • آبان
  • 1400
  • ساعت
  • 11:52
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت شهادت حضرت محسن بن علی (ع) *

3605
4

شهادت شهادت حضرت محسن بن علی (ع) قرار بود که مثل حسن پسر باشی
عصای دست من و پیری پدر باشی
تو دیدی و حسنم دید رنج مادر را
خدا کند ز برادر صبورتر باشی
ببخش مادر خود را که با خود آوردت
بنا نبود که آن روز پشت در باشی
هنوز زیر کِسا جای خالیت پیداست
قرار بود و نشد آخرین نفر باشی
قرار بود بمانی شتاب جایز نیست
بنا نبود مسافر که رهگذر باشی
نشد بیایی و مثل برادران خودت
گهی به نیزه و گهگاه خون جگر باشی
تمام هستی من می رود اگر بروی
ولی اگر تو بمانی ولی اگر باشی...
و یا تمامی این ها فقط مقدّمه ایست
که اتفاق غزل های شعله ور باشی
و اولین بشوی قبل از آن که عاشورا
شهید کوچک و شش ماهۀ پدر باشی
نخورده شیرِ مرا! شیرها حلالت باد
که میخ حادثه را خ

  • چهارشنبه
  • 11
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 17:38
  • نوشته شده توسط
  • feiz
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت محسن(ع) -( ساعات بعد از داغ پیغمبر شروع شد ) * مجتبی شکریان همدانی

2818
3

اشعار شهادت حضرت محسن(ع) -( ساعات بعد از داغ پیغمبر شروع شد ) ساعات بعد از داغ پیغمبر شروع شد
با رفتنش صد قصه دیگر شروع شد

دلشوره هایش یک به یک معنا گرفت و
از آنچه می ترسید پیغمبر شروع شد

در وقت دفن مصطفی، تنها علی بود
ایام سخت غربت حیدر شروع شد

گفتند با هم در سقیفه بی حیاها
وقت تلافی کردن خیبر شروع شد

بعد از پیمبر هر کسی هر چه شنیده
باید بداند روضه از یک در شروع شد

گفتند از بغض علی با یاد خیبر
باید که آتش زد به این خانه به این در

وقتی که آتش بر در و دیوار افتاد
زهرا به دنبال دفاع از یار افتاد

میخ دری که از خجالت آب می شد
دل را به دریا زد پی آزار افتاد

آن سینه ای که مخزن سر خدا بود
کم کم سر و کارش به آن مسمار افتاد

با ضربه ای در را درآوردند از ج

  • شنبه
  • 2
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 16:33
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

اشعار شهادت حضرت محسن(ع) -( آفرینش ز دولت زهراست ) * سید پوریا هاشمی

1765
2

اشعار شهادت حضرت محسن(ع) -( آفرینش ز دولت زهراست ) آفرینش ز دولت زهراست
کعبه مات عبادت زهراست

نخل های فدک که چیزی نیست
دوجهان ملک حضرت زهراست

هرکه پیغمبر و وصی شده است
بی تعارف عنایت زهراست

همه خدمت گذار فضه شدند
فضه اما به خدمت زهراست

پدرش هم که رفت تا معراج
شک ندارم به دعوت زهراست

گرچه با آب روزه اش وا شد
نان عالم ز برکت زهراست

زهد اورا ببین که کهنه حصیر
بالش استراحت زهراست

فاطمه در حمایت علی است
و علی در حمایت زهراست

"طاعت مفترض" که میخوانیم
در حقیقت اطاعت زهراست

ولی امر ماست مثل علی
شیعه دینش ولایت زهراست

شرح و تفسیر داده مادر را
عمر زینب روایت زهراست

راضیه عالمه اغیثینی
مادرم فاطمه اغیثینی

وای اگر خانه شعله ور باشد
حجت الله در

  • چهارشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 09:12
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شهادت حضرت محسن(ع) -( گرچه می افتد زمین پا میشود ) *

855

شهادت حضرت محسن(ع)  -( گرچه می افتد زمین پا میشود ) در شلوغی گذرها غالبا
سخت خواهد بود تنها رد شدن
وای اگر دعوا نباشد تن به تن
مانده باشد بین سیصد مرد!زن

جنگ جنگ عصمت و بی عصمتی ست
فاطمه بر اسم حیدر غیرتی ست

شعله بالا رفت زهرا جا نزد
حرفی از سازش به کافرها نزد
پشت پا بر غربت مولا نزد
جز به خون این حکم را امضا نزد

حکم صادر کرد با خون اینچنین
هست علی تنها امیرالمومنین

اهرمن هیزم بدست آمد اگر
فاطمه بسته است چادر بر کمر
گر گرفته بین آتش میخ در
باز اما میکند سینه سپر

صدهزاران میخ پیش او کم است
فاطمه در راه حیدر محکم است

تا که دود شعله شد از در بلند
گشت دیگر ناله ی کوثر بلند
از زمین دیگر نشد پیکر بلند
زیر پا افتاده اما سربلند

نیمه جان هم باز ا

  • پنج شنبه
  • 19
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 21:39
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

شعر مرثیه حضرت محسن علیه السلام -(روی هیزم ها نخواب ای کودکِ مادر برو) * محسن راحت حق

340

شعر مرثیه حضرت محسن علیه السلام  -(روی هیزم ها نخواب ای کودکِ مادر برو) مرثیه حضرت محسن علیه السلام

روی هیزم ها نخواب ای کودکِ مادر برو
از دلِ این خاک تا دامانِ پیغمبر..برو

گرچه دلبندِ منی امّا بقربانت شوم..
بهرِ حفظِ سیّد و آقای من حیدر برو

فصّه را گفتم که تشییع ات کند بر روی دست
می روی در پیشِ چشمانِ منِ مضطر برو

پنجمین فرزندِ من ..قربانِ مظلومیّت ات
زودتر از پشتِ در تا عرصه ی محشر برو

آمدن ..رفتن بهم مخلوط شد ای محسنم
اندکی تعجیل کن تا وادیِ دیگر برو

این هیاهوهای دشمن گوشِ تو کَر می کند
دور از چشمانِ مردم..وارثِ آخر برو

محسنی و نامِ نیکوکاریت بخشیده اند
جان فدا کردی به پای فاتحِ خیبر برو

این جماعت بدتر از قومِ یهودِ خیبرند
روی هیزم ها نخواب ای کودکِ مادر برو

  • جمعه
  • 2
  • آبان
  • 1399
  • ساعت
  • 14:36
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(قطعه)حال. مادر/زهرا نشد که محسن خود را بغل کند * محمود اسدی

530

(قطعه)حال. مادر/زهرا نشد که محسن خود را بغل کند زهرا نشد که محسن خود را بغل کند
رحمی خدا به فاطمه و حال مضطرش

زهرا ندید محسن خود را به پشت در
وای از دل رباب كه آمد چه بر سرش

زهرا ندید دفن پسر را در آن زمان
اما رباب دید گل سرخ پرپرش

می دید و می گریست که نامرد کوفیان
بستند روی نیزه سر پاک اصغرش

محسن ندید مادر خود را به زیر پا
اما ز نیزه دید علی،حال مادرش
*****
شائق

  • یکشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 15:35
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

محسن بن علی -(با دردسر شته شد مگر آب وگلت) *استاد سید هاشم وفایی

1379

محسن بن علی -(با دردسر شته شد مگر آب وگلت) با دردسر شته شد مگر آب وگلت
جان دوجهان فدای غم های دلت
محسن که شهید شد صدایی برخاست
ای اهل جهان «بای ذنب قُتلت»

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 20:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

(غزل)اول حامی ولایت/آن لاله ام که از ستم خار پرپرم * محمود اسدی

332
1

(غزل)اول حامی ولایت/آن لاله ام که از ستم خار پرپرم آن لاله ام که از ستم خار پرپرم
من اولین مدافع زهرا و حیدرم

آن طایرم که بی پر و بی بال گشته ام
من محسنم که در پس در سوخت پیکرم

وقتی که خنده کرد به ما دومی پست
خون جای اشک بود به چشم برادرم

آن بی حیا به در لگدی زد که در شکست
در پشت درب سوخته آمد چه بر سرم

آن لحظه ای که در به روی مادرم فتاد
دیدم فتاد لرزه بر اندام خواهرم

وقتی که سقط گشتم و زهرا ز هوش رفت
بر روی خاک،ناله زدم وای مادرم

طوری فشار داد در خانه را عدو
یک دفعه میخ رفت فرو بین حنجرم*
*******
شائق
اللهم عجل لولیک الفرج
* اصابت میخ به گلوی حضرت محسن صلوات الله علیه را مرحوم علامه ی امینی نوره الله مضجعه نقل کرده است.
لطفا در حال و هو

  • یکشنبه
  • 12
  • آبان
  • 1398
  • ساعت
  • 00:43
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن نوحه حضرت محسن علیه السلام -(محسن عزیز فاطمه هستی ) * رضا یعقوبیان

325

متن نوحه حضرت محسن علیه السلام -(محسن عزیز     فاطمه هستی ) محسن عزیز فاطمه هستی
نور ولایت بر همه هستی
ای مایه ی امیدم
با مهرت رو سفیدم
گل من گل من
ای گل پرپر من(۳)

محسن شهید ظلم مدینه
داغ تو دارد شیعه به سینه
هستی تو تار و پودم
زین غم سوزد وجودم
گل من گل من
ای گل پرپر من

کس همچو زهرا این غم ندیده
ظلم فراوان بر من رسیده
ای نوگل شهیدم
از داغ تو خمیدم
گل من گل من
ای گل پرپر من

محسن نازم ای گل پرپر
سوزد ز داغت زینب و حیدر
از داغت نورعینم
بر سر زند حسینم
گل من گل من
ای گل پرپر من

  • چهارشنبه
  • 22
  • آبان
  • 1398
  • ساعت
  • 11:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
کربلایی جواد محمدی

شور حضرت محسن ابن علی (ع) -(برا قلب شیعیان اقامه ای) *کربلایی جواد محمدی

152

شور حضرت محسن ابن علی (ع) -(برا قلب شیعیان اقامه ای) برا قلب شیعیان اقامه ای
خنکای جگر ائمه ای
هم حسینی واسه ما هم حسنی
سومین گل پسر فاطمه ای

ای بانی های روضه ی مادر حضرت محسن
عالم فدای تو میشه آخر حضرت محسن
خوشحالم ازین که یک روزی میگیری دستم
روز جزا توی صف محشر حضرت محسن

یا عزیز الله
محسن حبیب الله
............................
بند دوم

چراغ روضه تو روشن میکنیم
خون به قلب هرچی دشمن میکنیم
ما برای محسنیه پا میشیم
مشکیه فاطمیه تن میکنیم

پر پر شدی تو سینه ی مادر حضرت محسن
شش ماهه ای مثل علی اصغر حضرت محسن
تو کربلا حسین شرمنده شد ازین ماتم
تو کوفه مثل حضرت حیدر حضرت محسن

یا عزیز الله
محسن حبیب الله
...............................
بند سوم

جان عالمو و سر گذر زدن
پیش چشمای حرم به در زدن
اول ربیع که تبریک نداره
مادر مارو چهل نفر زدن

سینه شکستو محسنش افتاد وای ازین ماتم
در بین معرکه علی جون داد وای ازین ماتم
لکنت گرفته میزنه فریاد پسرت تو خواب
با گریه میگه بشکنه دستاد وای ازین ماتم

وای شدم بی تاب
الله منو دریاب

  • دوشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:12
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

درگیرِ فتنه ها شد و مضطر سکوت کرد * مرضیه عاطفی

208

درگیرِ فتنه ها شد و مضطر سکوت کرد درگیرِ فتنه ها شد و مضطر سکوت کرد
بیست و سه سال بعد پیمبر(ص)سکوت کرد

نامردِ ناخلف که به ناحق خلیفه شد-
-را دید تکیه داده به منبر...سکوت کرد

تا آمدند پشت درِ خانه غاصبین
غمگین نگاه کرد و مکرر سکوت کرد

حتی زمانِ نحس هجوم چهل نفر
آنجا که سوخت پاشنهٔ «در» سکوت کرد

می دید بیهوا گلِ شش ماهه؛ محسنش-
-در بین شعله ها شده پرپر...سکوت کرد

میسوخت ذوالفقار؛ غضبناک در غلاف
آتش زبانه زد؛ یلِ خیبر سکوت کرد

دین را قوام داد علی(ع) با بصیرتش
چیزی اگر نگفت و سراسر سکوت کرد

زهرا(س) چه عاشقانه ولایت مدار بود
آنجا که مرتضای دلاور سکوت کرد

گاهی سکوتِ مصلحتی جنگِ کامل است
مولای ما کسی ست که محشر سکوت کرد

تا بشنویم از سر گلدسته ها اذان
زهرا(س) دفاع کرده و حیدر سکوت کرد

میخواند و آیه آیه فقط آه میکشید
یک عمر بعدِ سورهٔ کوثر سکوت کرد!

  • چهارشنبه
  • 21
  • مهر
  • 1400
  • ساعت
  • 11:23
  • نوشته شده توسط
  • 09127324206
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شهادت حضرت محسن(ع) -( در کوچه چه محشر شده سادات ببخشند ) * مهدی مقیمی

3334
1

اشعار شهادت حضرت محسن(ع) -( در کوچه چه محشر شده سادات ببخشند ) در کوچه چه محشر شده سادات ببخشند
اینگونه مقدّر شده سادات ببخشند

این روضۀ ناموسی و این قصۀ کوچه
تکرار مکرر شده سادات ببخشند

دیوار که تقصیر ندارد به گمانم
هر چه شده از در شده سادات ببخشند

مادر که زمین خورده و بابا که شکسته
ششماهه که پرپر شده سادات ببخشند

مظلومۀ دنیاست ولی قاتل زهرا
مظلومیِ حیدر شده سادات ببخشند

دل سوخت ازین غصه که بین همه تقسیم
ارثیّۀ مادر شده سادات ببخشند

ارثیّۀ پهلوی لگد خوردهء مادر
سهم علی اکبر شده سادات ببخشند

گهوارهء ششماهۀ زهرا به گمانم
وقف علی اصغر شده سادات ببخشند

سهمیّۀ رخسار کبودش به خرابه
تقدیم به دختر شده سادات ببخشند

البتّه رسیده است به او ارث ، اضافه
چشمی

  • شنبه
  • 2
  • بهمن
  • 1395
  • ساعت
  • 16:26
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

یا محسن بن علی ادرکنی -(پای تو اهل بکا کم میارن) * سید پوریا هاشمی

700

یا محسن بن علی ادرکنی -(پای تو اهل بکا کم میارن) پای تو اهل بکا کم میارن
صائبا محتشما کم میارن
واسه تو شعر و قصیده کم میگن
واسه مدحت شعرا کم میارن
طبع شعر تازشو باید بده
فیض بی اندازشو باید بده
هرکسی مدح تورو میخواد بگه
فاطمه اجازشو باید بده
مردمو همش مردد میکنن
بخدا به خودشون بد میکنن
دکترای قلابی میشینن و..
با دروغ مقامتو رد میکنن
در شلوغی سپر فاطمه ای
خنکای جگر فاطمه ای
هم حسینی واسه ما هم حسنی
سومین گل پسر فاطمه ای
بذر روسیاهی کاشتی واسشون
ضربه های سختی داشتی واسشون
تورو با لگد گذاشتن بین در
تو هم آبرو نذاشتی واسشون
بغض تو صدای اهل بیت شدی
غم آشنای اهل بیت شدی
جون دادی تا که ولایت بمونه
یک تنه فدای اهل بیت شدی
کار ما تو این شبا با محسنه

  • پنج شنبه
  • 17
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 18:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شهادت حضرت محسن ع -(درد است ببینی جگرت می سوزد!) * هستی محرابی

573

شهادت حضرت محسن ع -(درد است ببینی جگرت می سوزد!) درد است ببینی جگرت می سوزد
در آتشِ کین بال و پَرت می سوزد
دستانِ تو بسته پیشِ چشمت دارد
هم همسرِ تو هم پسرت می سوزد!

#یا_محسن_ابن_علی
#هستی_محرابی

  • دوشنبه
  • 21
  • آبان
  • 1397
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • 09113526529
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

شور حضرت محسن بن علی(ع) -(کاش یه روزی بنویسن ازتو هزاران کتاب) * الیاس محمدشاهی

160

شور حضرت محسن بن علی(ع) -(کاش یه روزی بنویسن ازتو هزاران کتاب) بنداول

کاش یه روزی بنویسن ازتو،هزاران کتاب
تا آروم بگیره این قلبه،مجروح وکباب
همیشه دعای نوکرهات روی لب اینه
الهی که منکرینه تو بشن خونه خراب

در تاب و تبم،مشقه هر شبم
مددی یامحسن شده،ذکره رو لبم
رهبرم تویی،دلبرم تویی
پسره حیدر به والله سرورم تویی

یامحسن مدد،یابن مرتضی

بنددوم

همه فکر و ذکره من آقا،روضه ی شما
میگیرم محسنیه واسه،سبطه مرتضی
پیرهن مشکی تا هشتم،بر تنه منه
تا ازم راضی بشه زهرا،بنته مصطفی

مسته جامتم،من غلامتم
ان شاالله توی بهشت،هم کلامتم
به فدای تو،در عزای تو
بدونی قابلم میدم،جون برای تو

یامحسن مدد،یابن فاطمه

بندسوم

به دنیا نیومده اما،مولای منه
همه فخره من شده اینکه،آقای منه
امیده اول وآخرم،پوره مرتضاست
مردنه تو محسنیه،رویای منه

عبده روسیام،تو بکن نگام
نوکریه خونتون کاره روزهاوشبام
حاجته دلم،حله مشکلم
زندگیه من تویی محسن،همه حاصلم

یامحسن مدد،یابن فاطمه

  • چهارشنبه
  • 4
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 13:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت محسن,(اول شهید راه حیدرم من)به همراه سبک سنتی *

4610
3

اشعار شهادت حضرت محسن,(اول شهید راه حیدرم من)به همراه سبک سنتی اول شهید راه حیدرم من

هم سنگر زهرای اطهرم من

محسن شهیدم به زهرا امیدم

ای اهـل عالم ای اهل عالم

****

سنگـر مـن سینـۀ مادرم بود

فقـط در و دیـوار یاورم بود

می‌زدم بال و پر بر دفاع پدر

ای اهـل عالم ای اهل عالم

****

نالـۀ نشینـده ز دل کشیـدم

قاتل خود را عاقبت ندیـدم

یـاور مـادرم کشتـۀ حیدرم

ای اهـل عالم ای اهل عالم

*****

یکه آیه از سورۀ کوثرم من

غنچـۀ بـاغ آتش زده قتلگاهم شده

ای اهل عالم ای اهل عالم

****

منم منـم روز جــزا بـر همـه

وسیلــه شفــاعت فـاطمــه

رو کنم به محشر روی دست مادر

ای اهل عالم ای اهل عالم

****

شــد پیشتــر از لحظــۀ ولادت

در راه دیـن نصیـب مـن شهـادت

قسم

  • چهارشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:12
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت محسن,(ای به خون خفته من گل نشکفته من)به همراه سبک سنتی *

4423
4

اشعار شهادت حضرت محسن,(ای به خون خفته من گل نشکفته من)به همراه سبک سنتی ای به خون خفته من گل نشکفته من

شاهـد سـوز مـن و درد ناگفتـه من

اولیـن کشتـه مظلـوم ولایـت پسرم

به خدا هدیه نمودم به خدایت پسرم

نازنین کودک من محسن کوچک من

نازنین کودک من محسن کوچک من

****

من شدم سنگر تو تو شدی سنگر من

قلب تو تاب فشار در و دیوار نداشت

سینـه نازک تـو طاقت مسمار نداشت

نازنین کودک من محسن کوچک من

نازنین کودک من محسن کوچک من

قصــۀ محنـت تــو سنـد غـربت مــن

گـم شـده تربـت تـو همچنـان تربت من

کس نداند که چه آمد به سرت ای پسرم

نازنین کودک من محسن کوچک من

نازنین کودک من محسن کوچک من

****

مـن و تـو دو یاریــم در کنـار حیدر

تــو ز مـن تنهاتـر مـن ز تـو تنهـاتر

صورتــ

  • چهارشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرتمحسن ابن علی,(فرزندی علی بودَ گناهم)به همراه سبک سنتی *

3821
4

اشعار شهادت حضرتمحسن ابن علی,(فرزندی علی بودَ گناهم)به همراه سبک سنتی فرزندی علی بودَ گناهم
آغوش زهرا گشته قتلگاهم
غنچۀ پرپرم حامی حیدرم
محسنم من محسنم من

****
فرزند خون حیّ داورم من
یک آیه از سورۀ کوثرم من

گم شده تربتم شاهد غربتم
محسنم من محسنم من
****
با کشتن من جنگ با امامت
آغاز شد تا دامن قیامت

اوّلین خون منم گل این گلشنم
محسنم من محسنم من

دانلود سبک

منبع:سایت مدایح

  • چهارشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:31
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار زبان حال حضرت سکینه,(طفلان بیایید از غم بنالیم)به همراه سبک سنتی *

5774
2

اشعار زبان حال حضرت سکینه,(طفلان بیایید از غم بنالیم)به همراه سبک سنتی طفلان بیایید از غم بنالیم
بر درگه حق با هم بنالیم
کی باز برگردانده یوسف را به بابا
لطفی و برگردان به ما عموی ما را

آیید و خوانیم از دل خدا را
تا زنده دارد سقای ما را
تا این که روز تشنگی پایان بیاید
عموی ما با آب از میدان بیاید
در جان یاران تابی نمانده
در هیچ خیمه آبی نمانده
آبی که تر گردد از آن لب های اصغر
پرپر زند چون بسمل او در دست مادر
هر جا که دیدم من با تأثر
از آب خالی است از تشنگی پُر
سوز عطش سیرم ز جان کرده خدایا
آه از نهاد ما برآورده خدایا
آب شریعه از دور پیداست
آن بستر سبز، دریاست، دریاست
چشمی بر آن سو تا مگر امواج دریا
این سینه های تفته را بخشد تَسَلّا

دانلود سبک

منبع:سایت مدایح

  • چهارشنبه
  • 8
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

دستی به دست محسن و یک دست بر کمر *

3019
2

دستی به دست محسن و یک دست بر کمر دستی به دست محسن و یک دست بر کمر
با سینه ای از آتش مسمار شعله ور
افتـد ز حـزن ، لــرزه بـر انـدام عرشـیان
این گونه گر ز صحنه محشر کنی گذر
***
احقاق حق خویش چو پیش خدا کنی
با قامت خمیده، قیامت به پا کنی
با بازوی سیه شده در پیش گاه عدل
مظلومی علی ـ زخفا ـ بر ملا کنی
***
گویی:گناه محسن شش ماهه ام چه بود؟!
گلچین، گلم ز شاخه هستی چرا رُبود؟!
جز گـریه در فـراق پدر، جـرم من چه بود؟!
بـر داغم از چه داغ ، دشمنم فزود ؟!
***
شاهد به مدعای تو، دیوار و در شوند
مظلومی ترا، سندی معتبر شود
آنجا میان محکمه، مسمار غرق خون
حـاضـر بـرای داوری دادگـر شـود
***
در سینه ام نهان بود این سوز و سازها
تا آن زمان که پرده

  • چهارشنبه
  • 6
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

چو می اُفتد به چشمم گاهواره *

2678

چو می اُفتد به چشمم گاهواره چو می اُفتد به چشمم گاهواره
نفس می گردد از غم پُر شماره
الهی كاش محسن در برم بود
نمی شد قلبم از كین پاره پاره
شاعر:کمال مومنی

  • چهارشنبه
  • 6
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

محسن ای غنچه نشکفته من *

2898
2

محسن ای غنچه نشکفته من محسن ای غنچه نشکفته من
از ستم صید به خـون خفته من
تـو مـرا روح و روانـی پـسـرم
پـرپـر از بــاد خــزانـی پـســرم
دیده نگـشـوده به عـالـم مُـردی
هــمچنـان غـنـچـه گل افـسردی
چون که رفـتی تو به نزد پـدرم
فاش بر گـو تو به آن تاج سرم
بـعـد تو آن دو بـهـم پـیـوسـتـنـد
سـیـنـه فـاطمه(س) را بشکستند
سـیـنـه ای که چـو گـل بـوئیدی
از ره مـهــر و وفـا بــوسـیـدی
گشته سـوراخ ز مـسـمـار پدر
از فـــشـــار در و دیـــوار پــدر
ای پدر جان ز جهان سیر شدم
در جـوانـی بـه خـدا پـیـر شـدم
شاعر:احمد دلجو

  • چهارشنبه
  • 6
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

دود بود و دود بود و دود بود * حسن لطفی

4065
3

دود بود و دود بود و دود بود دود بود و دود بود و دود بود
گل میان آتش نمرود بود
شعله می پیچید بر گرد بهار
خون دل می خورد تیغ ذوالفقار
یک طرف گلبرگ اما بی سپر
یک طرف دیوار بود و میخ در
میخ یاد صحبت جبریل بود
شاهد هر رخصت جبریل بود
لب آهن را محبت نرم کرد
میخ از چشمان زینب شرم کرد
شعله تا از داغ غربت سرخ شد
میخ کم کم از خجالت سرخ شد
گفت با در رحم کن سویش مرو
غنچه دارد، سوی پهلویش مرو
حمله طوفان سوی دود شمع کرد
هرچه قوت داشت دشمن جمع کرد
روز، رنگ تیره ی شب را گرفت
مجتبی چشمان زینب را گرفت
پای لیلی چشم مجنون می گریست
میخ بر سر می زد و خون می گریست
جوی خون نه تا به مسجد رود بود
دود بود ودود بود و دود بود
شاعر:حسن لطفی

  • چهارشنبه
  • 6
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

دیدم غمت ای مادر ای کاش نمی دیدم *

4784
9

دیدم غمت ای مادر ای کاش نمی دیدم دیدم غمت ای مادر ای کاش نمی دیدم
تنها تو به پشت در ای کاش نمی دیدم
وقتی که درخانه با ضرب لگد وا شد
تو بودی و یک لشگر ای کاش نمی دیدم
دیدم که در آن غوغا در پشت در خانه
شد محسن تو پرپر ای کاش نمی دیدم
وقتی که زد آن ملعون سیلی به رخت دیدم
خون می چکد از معجر ای کاش نمی دیدم
ای وای چه بی رحمند آنان كه به هم بستند
دستان یل خیبر ای کاش نمی دیدم
آن لحظه که زد قنفذ بر بازوی تو دیدم
فریاد زدی حیدر ای کاش نمی دیدم
آن شب که تو را شستند تا جسم تو بابا دید
می زد به فغان بر سر ای کاش نمی دیدم
ای وای خودم دیدم از چوبه ی تابوتت
جاری شده خون تر ای کاش نمی دیدم
شاعر:مصطفی رب مطلق

  • چهارشنبه
  • 6
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر *

2969

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر
شده هر قافیه ام یک غزل درد آور
ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری
امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر
دیشب از داغ شما فال گرفتم، آمد :
دوش می آمد و رخساره... نگویم بهتر!
من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم،
نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر
چه شده، قافیه ها باز به جوش آمده اند:
دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر!
شاعر:کاظم بهمنی

  • چهارشنبه
  • 6
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد