- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | رضا یعقوبیان
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | رضا یعقوبیان
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | حسین نوری
فاطمیه شور تقدیم به مادر خلقت حضرت زهرا سلام الله علیها -(نفسِ تو گرما بخشِ به صدام مادر) * حسین نوری
نفسِ تو گرما بخشِ به صدام مادر
همه میرن و تو میمونی برام مادر
مهربونیاتو نمیشه که جبران کرد
فرشته روی زمین السلام مادر
مگه میشه از یادم بره
بهشت زیر پای مادره
با دستای پینه بستش یه عمر
وا میکنی از کارم گره
کی به جز خدا میدونه کیه مادر
دستامو بگیر دستام خالیه مادر
قسم به ساقی...علقمه...علقمه...علقمه
مادرمونه...فاطمه...فاطمه...فاطمه
از تنوره خونت عالم روزیشو برده
حتی مسیحی نونو نمکِ تو خورده
خدا بهشتُ واجب کرده برا اونکه
نوکری کرده و روبه روضه آورده
آرزومه نفسِ آخرم
همه برن بیای بالای سرم
آبرومو روز محشر بِخر
گفتم به همه تویی مادرم
میسوزم هنوز.قبرت مخفیه مادر
دستامو بگیر.دستام خالیه مادر
- سه شنبه
- 8
- بهمن
- 1398
- ساعت
- 10:22
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
ورودیه
می باره چشامون می خونیم با دل غمبار
اومد فاطمیه خالیه جای تو سردار
چون پشت علی بودی تو رو با کینه کشتن
مثل مادرت فاطمه و مثل علمدار
ای یار ولایت
یار با لیاقت
گفتی با شهادت
لبیک یا زهرا
ما را بکشید و نگذارید که بمیریم
ما جمله به این حاجت دیرینه اسیریم
ما را بکشید و به شهادت برسانید
که تشنه ی دیدار حسین ابن امیریم
در مکتب زهرا
باشد همه جانها
تقدیم به مولا
لبیک یا زهرا
فراق
من شاخه یاس توام از ساقه شکستم
رفتی تو و افتاده شرر بر همه هستم
گرچه که وجودم همه با غم گره خورده
اما دمی از یاری حیدر ننشستم
گریه شده کارم
وای از دل زارم
این زمزمه دارم
تنها شده حیدر
دلگیرم از این مردم نامرد سقیفه
ای
- سه شنبه
- 8
- بهمن
- 1398
- ساعت
- 12:04
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
زمزمه شهادت حضرت زهرا(س)سبک ببار ای بارون ببار..
گل یاس مصطفی،چیده شده با دست جفا،دنیا دیگر ندارد صفا،یا زهرا
زبعد او دل غمین،حیدرش شده خانه نشین،کودکانش با حالی حزین،یازهرا
___________________________
قد علی تا شده،همنشینِ با غمها شده،بی فاطمه چه تنها شده،یازهرا
به دور او کودکان،همه گریان وناله کنان،امان از این بیداد زمان،یا زهرا
____________________________
علی را جانانه رفت،چراغ روشن خانه رفت،گل پرپر زگلخانه رفت،یا زهرا
شده مولا بی شکیب، بر لبش ذکر امن یجیب،او غریب ویتیمان غریب، یا زهرا
_____________________________
بیا ای صاحب زمان،تسلای دل شیعیان، پیدا کن آن قبر بی نشان،یا زهرا
عدو را رسو
- چهارشنبه
- 9
- بهمن
- 1398
- ساعت
- 12:09
- نوشته شده توسط
- اسماعیل تقوائی
دار و ندار من بمان پیش حیدر
واکن دو چشمت را ببین اشک دختر
توئی زهرا تنها تکیه گاه من
نما رحمی بر روز سیاه من پناه من
سفر مکن از بر من پرستوی من
روح علی مرو ز تن پرستوی من
@eyvoontala
..........
با دست لرزانت بگیر اشک من را
خیز و ببین حال حسین و حسن را
دوباره برخیز ای خانه دار من
مکن طوفان دل را ای قرار من
ای گل نیلوفری سفید علی
آه کشم از غم تو امید علی امید علی
@eyvoontala
.........
رفتی و من ماندم در این سیل غمها
با داغ خود بر خاک زدی پشت من را
ببین آید از غم جان به لبهایم
پس از تو میمیرم ای مسیحایم
از بر من میروی و شدم بی شکیب
بیشتر از گذشته ها علی شد غریب
- دوشنبه
- 14
- بهمن
- 1398
- ساعت
- 12:53
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
زمینه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها زبان حال مولا -(ماه گرفته من همرنگ لاله یاسم) * مجتبی صمدی شهاب
به سبک سالار عقیلی
@eyvoontala
ماه گرفته من همرنگ لاله یاسم
تو غرق شوق رفتن من غرق التماسم
میری غریبونه از خونه حیدر
بار غم و بردار از شونه حیدر
با رفتنت دیگه تنها ترین میشم
تنها ترین مرد روی زمین میشم
بی سامونم من حیرونم از داغ تو شبیه ابر بارونم
ای دلخواهم غرق آهم بعد از تو همدم همیشه چاهم
زهرای من 3 مرو مرو مرو زهرا
@eyvoontala
............
یادم نمیره زهرا در پیش چشم حیدر
دنبال من دویدی خوردی زمین تو با سر
یادم نمیره که گل بودی پژمردی
تو حوریه بودی امّا لگد خوردی
پای چهل نامرد از رو تنت رد شد
من خیبری بودم واسه علی بد شد
سر پائینم من غمگینم بازم زهرا منو بده تو تسکینم
بی تو یارم زار ز
- دوشنبه
- 14
- بهمن
- 1398
- ساعت
- 13:03
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | امیر عباسی
نوحه زبانحال حضرت زهرا سلام الله علیها به امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام -(منم زهرا جانفدای تو) * امیر عباسی
یا حیدر یا حیدر...
منم زهرا جانفدای تو
وجودم نذرِ ولای تو
بسوزد قلبم برای تو
دلم باشد مبتلای تو
نوای جانم نوای تو
به قربان غصه های تو
زِ جورِ خصمِ دَغای تو
مدینه شد کربلا تو
قامتم شده،خم زِ بارِ غم
امّا بر زمین،نیفتاده عَلَم
یا حیدر یا حیدر...
منی که دخت پیمبر
فداییِ عشق حیدرم
شهیده در راهِ رهبرم
گلِ سرخِ گشته پرپرم
ببین چشمانِ زِ غم ترم
به دوشم بارِ بلا برم
به جان درد و غصّه می خرم
تجلّیِ قدر و کوثرم
دشمن و هجوم،آه ازین ستم
امّا بر زمین،نیفتاده عَلَم
یا حیدر یا حیدر...
- پنج شنبه
- 11
- اردیبهشت
- 1399
- ساعت
- 13:33
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | دانیال تقوی
یار من بیگناه بود ای وای
همسرم پا به ماه بود ای وای
اینطرف فاطمه تک و تنها
پشت در یک سپاه بود ای وای
مردم مدینه را صدا میزد
پاسخ او نگاه بود ای وای
تا به مسجد دوید دنبالم
اینچنینم پناه بود ای وای
در غیابم ز درد مینالید
نزد من رو به راه بود ای وای
گرچه رو میگرفت فهمیدم
جای سیلی سیاه بود ای وای
بین کوچه مغیره را دیدم
خنده هایش به راه بود ای وای
از دلم چاه کوفه باخبر است
ناله هایم به چاه بود ای وای
کربلا کوچه ای دگر بوده
شمر ملعون گواه بود ای وای
گفته بود ای هلال گویی که
فاطمه قتلگاه بود ای وای
دانیال تقوی
- یکشنبه
- 18
- خرداد
- 1399
- ساعت
- 13:38
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | کمیل کاشانی
سلمان بيا كه غربت تشييع كوثر است
اين خفته در ميان كفن جان حيدر است
روح نماز صبر به داد على رسد
ياد فراق فاطمه مرگ مكرر است
تابوت نه به دوش من آوار بى كسى است
افتاده از نفس علىِ فتح خيبر است
يار سفيد پوش من از خانه مىرود
اشك على روايت ديدار آخر است
تقديم اين مسافر بى بازگشت من
گلقطرههاى باغ نگاهم كه پرپر است
آغوش جان به روى دو دلبند خود گشود
اين آخرين نوازش دستان مادر است
امشب اگر چه تلخ سحر مىشود ولى
اندوه من حكايت شبهاى ديگر است
زين پس كنار سفره دلواپسى و داغ
دلخسته دخترى به تكاپوى مادر است
سلمان شب اداى امانت رسيده است
چشم انتظار فاطمه دست پيمبر است
- سه شنبه
- 7
- مرداد
- 1399
- ساعت
- 16:30
- نوشته شده توسط
- محدثه محمدی
سلام ما به فاطمیه و
به مجلس عزای فاطمه
شده به پا بزم عزا و شد
صاحب عزا خدای فاطمه
فاطمیه شرح غمِ حیدره
شروع فصل ماتمِ حیدره
شهادت یاس خمِ حیدره
ما سینه زن ها
ما گریه کن ها
تحت لواتیم،اُمّاه یا زهرا
اُمّاه یا زهرا
عنایت ویژه ی خالقه
به هر کی شد نوکره فاطمه
تویی که نوکری برا حسین
برای تو مادره فاطمه
واللهِ بی نظیره ام الحسین
ماییم همه فقیره ام الحسین
دستمونو میگیره ام الحسین
بر سینه زن ها
بر گریه کن ها
داری عنایت،مولاتی یا زهرا
اماه یا زهرا
روز قیامتم تو دستاشه
دست جدای شاه علقمه
اونجا سوا میکنه تک تکه
ما نوکرارو بی بی فاطمه
تو اون هیاهو و تو اون همهمه
حق شفاعت داره از ما همه
میبخشه حق ماهارو به فاطمه
ما سینه زن ها
ما گریه کن ها
داریم امید به،امدادت یا زهرا
اماه یا زهرا
- دوشنبه
- 17
- آذر
- 1399
- ساعت
- 16:57
- نوشته شده توسط
- Fatemeh Mahdinia
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
ای ماهِ شبهایِ علی
ای دین و دنیایِ علی
وقتی نباشی خونه ام خرابُ
وقتی که هستی برام بهشته
زهرا حلالم کن اگه نه سال
با علی بودی و بد گذشته
خانومم نرو ای حبیبِ حیدر
می میرم نرو ای طبیبِ حیدر
تنهایی نرو که غریبِ حیدر
زهرا! یاسِ گلبرگِ علی
جانا! میدونم سخته ولی
جانا! تو نرو مرگِ علی
زهرا!
بی تو میمیرم نرو، زهرا!
__
دنیارو رو سرم نریز
زندگیمُ بهم نریز
تویِ قنوتام، با اشکِ چشمام
میگم هزارتا حرفِ نگفته
الهی مردی جلوی چشماش
خانومِ خونَش زمین نیوفته
افتادم، تو که پشت در افتادی
جون دادم، همین که با سر افتادی
تا زیرِ پایِ چهل نفر افتادی
بانو! چادر و چند رد پا
بازو! ای غلاف بی حیا
پهلو! مردمای بی وفا
بانو!
زهرا!
بی تو میمیرم نرو، زهرا!
__
خدایی آتیشم زدن
رو چادرت قدم زدن
یادم میوفته گریم میگیره
میکشم آه و هی میرم از حال
میرم میشینم، روضه میخونم
برای حسین و غروب گودال
واویلا، بمیرم برایِ زینب
تو گودال، میگیره صدایِ زینب
دست و پا زند پیشِ پایِ زینب
ای وای، زینب و نامحرما
میره، سر به روی نیزه ها
آتیش، میکشه به خیمه ها
ای وای
زهرا!
بی تو میمیرم نرو، زهرا!
- سه شنبه
- 18
- آذر
- 1399
- ساعت
- 09:36
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
جگرم خون و دلم سر به گریبان علی است
صبح هم در نظرم شام غریبان علی است
گرچه با چاه کند درد دل خود ابراز
چاه هم بیخبر از غصهی پنهان علی است
سند غربت مولاست رخ نیلیِ من
سند غربت من، سینهی سوزان علی است
بارها دشمن اگر آید و دستم شکند
دست بشکستهی من باز به دامان علی است
کافران در حرم وحی نیارید هجوم
به خدا قصد شما حمله به قرآن علی است
اهل یثرب ز چه از گریهی من خسته شدید؟
دو سه روز دگری فاطمه مهمان علی است
درِ آتشزده و نالهی مظلومی من
سند مستند سوختن جان علی است
رفتم اما جگرم بهر علی میسوزد
به خدا خانهی بیفاطمه زندان علی است
دارم امید که در حشر پریشان نشود
حال آن سوخته جانی که پریشان علی است
داده تاریخ به هر عصر، گواهی میثم
کز ازل صبر و رضا پایهی ایمان علی است...
- دوشنبه
- 24
- آذر
- 1399
- ساعت
- 13:06
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | حمید رمی
دستتو میگیرم/ از جا پاشی زهرا
من مگه مُردم که/ تنها باشی زهرا
دیوار واسهچی/ خودم تکیهگاهتم
بودی سپرم/ منم جونپناهتم
بگو به علی که حال تو خوبه
بگو که میمونی دلم آشوبه، زهراجان
هر کاری میکنم نری
بیتو میمیره علی
.......................................
غصه میخوردی و/ با اشکات یار بودم
پا به پات زهراجان/ شبها بیدار بودم
توی دلِ تو/ هزار غصه بود ولی
گریهت میگرفت/ برا غربت علی
حالا دیگه شب تو سحر میشه
روزای بیتو چجوری سر میشه، زهراجان
هر کاری میکنم نری
بیتو میمیره علی
.........................................
میدونم از من نه/ که از دنیا سیری
پس چرا چند روزه/ از من رو میگیری
زهرا چی شده/ بگو من مَحرَمِتم
نُه ساله که من/ شریک هر غمِتم
نکنه کسی دلتو آزرده
نکنه سیلی به صورتت خورده، زهراجان
هر کاری میکنم نری
بیتو میمیره علی
- دوشنبه
- 24
- آذر
- 1399
- ساعت
- 13:21
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | خادم الزینب
#شور_امام_حسنی
#شور_امام_حسینی
#شور_ابالفضلی
شمیم روضه های مادر ، مارو به هیئتا کشیده
خدارو شکر دوباره عمرم ، به فاطمیه ها رسیده
خیلی بَده حال دلایی ، که کربلاتونو ندیده
مادری کرده و دوباره ، نوکرا رو اینجا کشونده
اون که یه عمره با غریبیش ، دلای عاشقو سوزونده
رسیده رزق گریه مادر ، سفرشو بین ما تکونده
مادر عادتش ، اینه هرکجا
واسه ی بچه هاش میکنه دعا
بلطف وساطت حسنش
مادر حسین شده مادر ما
هرکی که بلند بگه یا حَسَن
میگیره از مادر رزق کربلا
یا حسن میخونم ، مادرش پا میشه
هر گره با دستای حسن وا میشه
یا حسن یا مولا یا حسن یا مولا
بند دوم
یه مادر و یه دل خون و ، نداره حتی روضه خونو
قاصدکی نیست برسونه ، سلام قبر بی نشونو
الهی که نبینه هیشکی ، داغ یه مادر جوونو
یه مادر و یه بوی سیبو ، روضه های شیب الخضیبو
کاش که ندن نشون مادر ، تو قتلگاه خدّالتریبو
حسین ببینه مادرش رو ، بلند میگه اناالغریبو
بالای سرش ، روضه وا میشه
انگار از نو عصر عاشورا میشه
زینب میرسه ، پای مقتلش
با اون چادر خاکی غوغا میشه
تا اسم حسین رو لبها میاد
هرجای این دنیا کربلا میشه
بیقراری هامو ، با خودم میارم
کل دردم اینه ، کربلا کم دارم
یا حسین مولا یا اباعبدالله
بند سوم
بارون میگیره آسمونم ، یه بغضی گوشه ی گلومه
یعنی میشه یه روز ببینم ،گنبد سقا روبرومه
یه السلام بگم بمیرم ، برا قمر این آرزومه
عمود خیمه های ارباب، روشنی چشم حسینی
کفیل زینبی ابالفضل، تو ماه بین الحرمینی
ای پسر چهارم زهرا، گره گشای عالمینی
رو دوشت علم تو چشمات قمر
دنیا افتاده روی پاهات قمر
اسطوره ی عشق الگوی ادب
خیبر شکنی مثل بابات قمر
حُسنِ یوسفه خالِ رو لبت
زهرا کرد تو میدون تماشات قمر
هم برادری و هم علمداری تو
ساقی عطاشایی کرم داری تو
ای علمدار عشق ای علمدار عشق
- سه شنبه
- 2
- دی
- 1399
- ساعت
- 13:18
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
سینه زنی ویژه ایام فاطمیه. بانوای کربلایی نریمان پناهی -(بود و نبودِ من ای همه تار و پودِ من...) *
بود و نبودِ من ای همه تار و پودِ من
هستیِ من نرو ، تو ای یاسِ کبود من
ای یاورِ علی تو ای دلاور علی
یه لحظه کن نظر به چشمایِ تر علی
نرو جون علی ، ببین زِ دنیا خسته ام
نرو جون علی ، تو ای بازو شکسته ام
بمون اگه میشه همسرتُ تنها نذار
نرو جونِ علی تو ای پهلو شکسته ام
«مرو یافاطمه ، مرو مرو یافاطمه..»
وقتی که در میسوخت با آتیشِ نمرودیان
فضایِ خونه پر شده بود از دودِ سیاه
وقتی لگد میزد از پشت در اون بی حیا
میخِ گداخته شد با سینۀ تو آشنا
محسن فدایی شد ناله زدی فضه بیا
ریختن تو خونمون نامردا و حرومیا
منو می بردنم یه عده نامرد و لعین
من دست بسته و تو هم با یه قلبی حزین
با بدنی کبود دیدم شدی نقش زمین
«مرو یافاطمه ، مرو مرو یافاطمه..»
- چهارشنبه
- 3
- دی
- 1399
- ساعت
- 13:37
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | خادم الزینب
بی کسی ، خیلی سخته برای یه مرد
آخه مرد ، نمیتونه شکایت کنه
رفتی و ، فکر نکردی تو این بی کسی
حیدرت ، با کی میتونه خلوت کنه؟
میریزم رو جسمت آبو
از شرمندگیت آب میشم
اون زخمی که پنهون کردی
داره میزنه آتیشم
یلحظه وا بکن یاسم چشاتو
نگاه کن حال و روز بچه هاتو
دلم از سینه داره کنده میشه
اخه نشنیدم امشب من صداتو
بند دوم
خسته ای ، خیلی خواب تو سنگین شده
حق داری ، آخه خیلی دادم زحمتت
یاس من ، امشبو دیگه آروم بخواب
میدونم که دیگه رفته بود طاقتت
خیلی غصه هامو خوردی
سیلی خوردی جای حیدر
پشت در زدن آتیشت
جونت شد فدای حیدر
دیگه وقتش شده آروم بخوابی
چقد لاغر شدی خانوم خونم
خیالت جمع باشه از یتیمات
یجوری این روزا رو میگذرونم
بند سوم
حالا که داری میری ببین دور تو
حلقه بستن یتیمای تو فاطمه
مادری کن برا بار آخر گلم
میبینی غرق اشکه چشای همه
حیدر میمونه و طفلا
نیمه شب میری واویلا
حسینت رو پات افتاده
حسنت میگه وا اُماه
نزار زینب بفهمه داری میری
یکاری کن دلش آروم بگیره
نوازش کن غریب کربلاتو
یکاری کن حسن داره میمیره
- پنج شنبه
- 4
- دی
- 1399
- ساعت
- 11:46
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
چشمای کم سوتُ نبند، الهی دردت به سرم
تو خستهای آره ولی ، من از تو هم خستهترم
الهی دردت به سرم ، خونجگری خونجگرم
دیدم تو خواب تابوتتُ ، رو شونه دارم میبرم
میخوای ، پاشی نمیتونی
برای کی داری ، لالایی میخونی؟
یه روسری بستی دورِ سرت
درد داره کمرت، سوخته بال و پرت، زهرا
سه ماهه که، افتادی نیمهجون
با یه قدّ کمون؛ پیرهنت پرِخون، زهرا
« گریه نکن دنیامُ غم میگیره
الهی که علی برات بمیره »
کاش میتونستی سرتو، بذاری رو شونهی من
وخیمه حالت فاطمه، که تر شده گونهی من
علیِ مظلومُ ببخش ، نگار دردونۀ من
که خونۀ امنی نبود ، برایِ تو خونۀ من
اشکهات ، دلم رو خون کرده
دلم پُر از غصّه ، دلت پر از درده
تو رو خدا با غما خو نگیر
از علی رو نگیر؛ دست به پهلو نگیر، زهرا
به جز تو دردم رو به کی بگم؟
حالا داری تو هم، رو میگیری ازم، زهرا
« گریه نکن دنیامُ غم میگیره
الهی که علی برات بمیره »
علیکَ بِالغریب میگی، داری وصیت میکنی
خوب میدونم دربارۀ ٫ چی داری صحبت میکنی
باشه تا زندهام عزیز ٫ هوای زینبُ دارم
هر شب بالاسر حسین ٫ یه کاسۀ آب میذارم
واسهم، روضه نخون جونم
منم شبیه تو، روضهشُ میدونم
میخوای بگم کربلا سرشو
از کجا سرشو، از قفا سرشو، زهرا
رو نیزهها میبَرَن سرشو
میبُرن سرشو؛ میشکنن سرشو، زهرا
« گریه نکن دنیامُ غم میگیره
الهی که علی برات بمیره »
- چهارشنبه
- 10
- دی
- 1399
- ساعت
- 13:39
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
معلومه بستی بارِ سفر رو
بدونِ من کجا میری خانم خونه
این شبِ آخر بگو عزیزم
چجوری تو بری و من زنده بمونم
شرمندتم برای رفتنِ تو زوده
شرمندتم بخاطر هرچی که بوده
شرمندتم که صورتت هنوز کبوده
شرمندتم سه ماهه که روتو میگیری
شرمندتم سه ماه میشه که راه نمیری
شرمندتم بخاطر علی میمیری
نگاه به حالم میکنی
لطفی به حالم میکنی
بگو حلالم میکنی
«زهرا نرو زهرا نرو ..»
*تا دید علی باهاش حرف زد، شروع کرد جواب علی رو دادن :
ای جانِ زهرا فدات شم آقا
منو ببخش اگر که خوب یاری نکردم
آقا نمیخواد شرمنده باشی
پهلوم شکست اما برات کاری نکردم
هیشکی شبیه تو علی، مظلوم نمیشه
گریه نکن که من دلم آروم نمیشه
صورتمُ میخوای ببینی روم نمیشه
گریه نکن علیِ من خدانگهدار
حسین و زینب و حسن خدانگهدار
ای کشتۀ دور از وطن خدانگهدار
حسین من میدونما
میشی غریب و بی پناه
میبینمت تو قتلگاه
- چهارشنبه
- 10
- دی
- 1399
- ساعت
- 13:48
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | حمید رمی
اگه داروندارت همینه که باید با دوتاچشمۀ چشمات گریه کنی
اگه حال خوش تو اینهکه فاطمیه برا مادرسادات گریه کنی
گریه کن، خدا اشک چشاتو زیاد کنه
گریه کن، خدا سوز صداتو زیاد کنه
گریه کن، بگوحضرت زهرا الهیکه
روزبهروز خدا گریهکناتو زیاد کنه
همین اشک چشات میمونه برات
همین اشک چشات برا تو بسه
شب اولِ قبره که میبینی
همین اشکا به داد تو میرسه
یازهرا؛ یازهرا
.....................................
اگه توی دلِ تو، غموغصه زیاده، چارۀ دردای تو یاعلیه
بین دلها عزیزه، سربلنده همیشه، توی زندگی هرکس با علیه
یاعلی بگو تا دل فاطمه شاد بشه
یاعلی بگو تا روزیِ تو زیاد بشه
یاعلی بگو وقتی که میدونی فاطمه
دوس داره، توی مجلسش از علی یاد بشه
فاطمیهها بیشتر از همیشه
دل تو میتپه برای علی
دعات اینه که با دعای علی
فدایی بشی زیر پای علی
یاحیدر؛ یاحیدر
.....................................
میشه تا روز محشر، سر تو بالا باشه، بیا تحت لوای فاطمه باش
اگه راهتو میخوای نشونت بده مادر نوکر بچههای فاطمه باش
نوکری، یعنی حضرت زهرا دعات کنه
نوکری، یعنی تُو دل نوکرا جات کنه
نوکری، یعنی مادرِ اربابمون بخواد
زائرِ شب جمعۀ کرببلات کنه
چه سعادتی بالاتره از این
که عنایت فاطمه برسه
چه صفای عجیبیه نوکری
شب جمعه به علقمه برسه
ای ارباب؛ ای ارباب
- پنج شنبه
- 11
- دی
- 1399
- ساعت
- 11:56
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | حمید رمی
أشهدُ انّکِ عصمةُ اللهِ الکبری
أشهدُ انّکِ آیتُ اللهِ العظمی
انتِ انسیّةُ الحَوراء
السَّلام ملیکةَ النّساء
السَّلام علامةَ الهدی
السَّلام حبیبةَ النبی
السَّلام مُحامیَ الوِلاء
یازهرا، مطهّره منوّره محدّثه
یازهرا، چقد اسامی شما مقدّسه
یازهرا، همین که مادرم تویی برام بسه
یا زهرا مدد یا فاطمه
.........................................
أشهدُ انّکِ صَفوَةُ اللهِ العُلیا
أشهدُ انّک رحمةُ الله لِلدُّنیا
انتِ صدیقةُ الکبری
السّلام قَلادَةَ الوُجُود
السّلام حَلیفةَ السجود
السّلام مَکینةَ السّماء
السلام شهیدةَ الشُّهُود
یازهرا، حکیمه و فهیمه و مکرّمه
یازهرا، مسیر تو همون صراط اَقْوَمه
یازهرا، خدا رو شکر عشق تو تُو قلبمه
یا زهرا مدد یا فاطمه
.........................................
أشهدُ انّک دُرّةُ بحرِ النَّدی
أشهدُ انّک نورُ آیاتِ الهُدی
انتِ فاطمةُ الزهرا
السّلام شفیعةَ العُصاة
السلام وسیلةَ النَّجاة
السلام عبیدة عابدة
السلام مُقیمةَ الصلاة
یازهرا، سلیمه و جلیله و معظّمه
یازهرا، اسامی تو زینت دو عالمه
یازهرا، هرچی برای وصف تو بگیم کمه
یازهرا مدد یا فاطمه
- دوشنبه
- 15
- دی
- 1399
- ساعت
- 14:25
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | حمید رمی
مَن مَاتَ علی حبّ الزهرا ماتَ سعیدا
مَن مَاتَ علی حبّ الزهرا ماتَ شهیدا
منت میذاری رو سرم، اگه تا دمِ آخرم
هنوز باشم نوکرت، تو هم باشی مادرم
منت میذاری رو سرم، اگه تُو صفِ محشرم
نگاهت باشه مُجیب، برا قلب مضطرم
همهی امیدم اینه که، زیرسایهت باشم مادر
مادر جوونای بهشت، یارم باشی توی محشر
مددی یا امَّالحسنین، مادر
............................................
مَن مَاتَ علی حبّ الزهرا ماتَ سعیدا
مَن مَاتَ علی حبّ الزهرا ماتَ شهیدا
مندلخوشکردمبهنگات، بهگریهتویروضههات
که یارم باشه برا، عبور از پل صراط
من دل خوش کردم به نگات، به استجابت دعات
میدونم که آخرش، یه روز میمیرم برات
اونیکهتوسّلبهتوکرد، قلبشازهرظلمتشددور
تو نور خدایی و من از اول بیعت کردم با نور
مددی یا امَّالحسنین، مادر
............................................
مَن مَاتَ علی حبّ حیدر ماتَ سعیدا
مَن مَاتَ علی حبّ حیدر ماتَ شهیدا
مولامولامولا علی، معینَالضعفا علی
خدا رو حس میکنم، تُو این دنیا با علی
مولامولامولا علی، مناجات و دعا علی
تُو اوج دلواپسی، فقط میگم یاعلی
به خدا توکل میکنم، محو عشق مولا باشم
به علی توسل میکنم، نذر راه زهرا باشم
مددی امیرالمومنین، حیدر
- چهارشنبه
- 17
- دی
- 1399
- ساعت
- 14:53
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
یا رب تو را به فاطمه بر ما بکن نظر
جمعه شده،ز مهدی زهرا نشد خبر
آقا بیا و روضه ی مادر خودت بخوان
دارد اگر چه مادر تو، دردی از کمر
بغض دلم شکست، این هفته هم گذشت
با یاد کوچه و حسن و، مشت رهگذر
سیصد نفر لگد ،به در مرتضی زدند
زهرا که دید محسن خود،مانده در خطر
دیوار،ایستاد،چو کوهی ،به پشت او
بر سینه اش،نشانه شده نوک میخ در
دیوار و در فشرد، ببین فاطمه چه شد...
میسوخت درب خانه، و یک سینه از شرر
دست توسلش به کنیزش شده دراز
کلثوم و زینب و حسنین،گشته دیده تر
فضه؛ به داد مادر پهلو شکسته رس
یا رب؛ به داد حیدر و دستان بسته رس
- دوشنبه
- 22
- دی
- 1399
- ساعت
- 19:45
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
نوحه جانسوز وداع با حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها (امشب امیرالمومنین(۲) - شوید تن زهرا) * عادل لاله چینی
امشب امیرالمومنین(۲) - شوید تن زهرا ای آه و واویلا
حیدر دهد غسلِ تن(ِ۲) - نیلی زهرایش در پیش طفلانش
بگرفته جامه در دهان(۲) - اطفال بی مادر وای از دل حیدر
تا چشم مولا بر رخ(۲) - نیلی زهرا خورد از غصه آنجا مُرد
لرزه به دستانش فتاد(۲) - تا دیده بازو را آن زخم پهلو را
گوید که ای دلبر مرو(۲) - امشب از این خانه زینب پریشانه
برخیز و موی زینبت(۲) - یکدم بزن شانه بنگر که گریانه
بنگرحسن درگوشه ای(۲) - زانو بغل کرده از کوچه تب کرده
دیگر حسین از داغ تو(۲) - محزون و بیتابه اون تشنه ی آبه
وای ازدَمی که مرتضی(۲) - گیرد سرِ دوشش تابوت معشوقش
زینب بگوید بی امان(۲) - ای قد کمان مادر تازه جوان مادر
گیرد امانت داده را(۲) - دستان پیغمبر از فاتح خیبر
گوید علی جانم چرا(۲) - رویش بُوَد نیلی خورده مگر سیلی؟
- چهارشنبه
- 24
- دی
- 1399
- ساعت
- 13:27
- نوشته شده توسط
- عادل لاله چینی
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
مدینه داغ دل را تازه کردی
مرا با غصه اواره کردی
مدینه با دل زهرا چه کردی
چرا با قلب و دلها ریشه کردی
مدینه ای که هستی شهر غمها
بگو با ما تو از احوال زهرا
گل یاس علی نیلوفری شد
رخ خورشید او خاکستری شد
مدینه تو بگو زهرا جوان است
چرا پس قامت مادر کمان است
نیمه شبه اقا امیرالمومنین بدن فاطمه اش را غسل داد
صدا می زنه بچه ها بیایید با مادرتون وداع کنید
اینجا بی بی زینب با مادر پهلو شکسته وداع میکنه
مادر خوب و مهربون
حرفامو از چشام بخون
من التماست میکنم
یه شب دیگه پیشم بمون
مادر مادر
- چهارشنبه
- 24
- دی
- 1399
- ساعت
- 18:08
- نوشته شده توسط
- taherehsadat
فاطمیه باز اومد و دارم هوای فاطمه
تموم شهر ما شده بیت العزای فاطمه
گریه تو هیئتای تو برات کربلا میده
روضه های فاطمیه مریضارو شفا میده
تعطیلی نداره هیئتای تو امسال
روضه میگیریم باشکوه تر از هر سال
یا امنا فاطمه مددی یا مرضیه
یا امنا فاطمه مددی یا راضیه
بند دوم
نوکر این خونه شدم با دعاهای فاطمه
همنشینم تو روضه ها با بچه های فاطمه
این نوکری های منو حضرت زهرا میخره
میدونم آخرش یه روز حرم سقا میبره
ذکر تسبیحاتم یا علی یا زهراست
شبهای جمعه دل مقیم کربلاست
یا امنا فاطمه مددی یا طاهره
یا امنا فاطمه مددی یا صابره
.
بند سوم
مونده روی خاک کوچه رد پاهای فاطمه
واویلتا شد مدینه کرببلای فاطمه
یه کوچه ای که سرتاسر شلوغ شده از اشرار
یه عده ای هیزم به دست پشت دری با مسمار
نزن نزن نامرد مادرم با به ماهه
مگه نمیبینی زیر چشماش سیاهه
یا امنا فاطمه مددی یا انسیه
یا امنا فاطمه مددی یا حوریه
- دوشنبه
- 23
- فروردین
- 1400
- ساعت
- 20:00
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
مدح زهرا را همین جمله کفایت می کند
چادرش حتی یهودی را هدایت می کند
ظاهرا روی زمین آمد و الا بین عرش
تکیه بر کرسی زده بر ما حکومت می کند
نور زهرا ابتدائا خلق عالم کرده است
عاقبت هم نور او روزی قیامت می کند
انبیا هر یک گروهی را شفاعت می کنند
انبیا را یک به یک زهرا شفاعت می کند
گفت پیغمبر که زهرا پارهی جان من است
این روایت بر همه اتمام حجت می کند
محو نورانیت او می شود هفت آسمان
ساعتی که بین محرابش عبادت می کند
روزه می گیرد سه روز اما طعام خانه را
بین مسکین و یتیم و بنده قسمت می کند
ظاهرا نان می دهد دست گدا و باطنا
سائلش را فاطمه صاحبْ کرامت می کند
چشم هایش نه… همین خاک به روی چادرش
خلقِ صدها مجتهد مانند بهجت می کند
پای حیدر که وسط باشد هزینه می دهد
هرچه دارد فاطمه خرج ولایت می کند
ماجرای کوچه و مادر بیانش مشکل است
بغض پنهانِ حسن آن را روایت می کند
درد زهرا را کمی مقداد می فهمد فقط
رو گرفتن هایش از چیزی حکایت می کند
ضربه ای خورد و سرش بدجور بر دیوار خورد
تنگیِ کوچه بر این صحبت دلالت می کند
- سه شنبه
- 4
- خرداد
- 1400
- ساعت
- 21:17
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری
- دستهبندی:
اشعار شهادت و مصائب اهل بیت |شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) | وحید ولوی
مصافی نابرابر
گر جدا باشم از این در، خاک عالم بر سرم
یا روم هر جای دیگر، خاک عالم بر سرم
عبد حیدر گر نباشم ، عبد دنیا می شوم (1)
گر نباشم عبد حیدر خاک عالم بر سرم
مرغ بام مرتضایم من، هواخواه نجف
از سر بامش زنم پر، خاک عالم بر سرم
عشق مولا درّ ناب و عشق زهرا گوهر است
گر ببازم درّ و گوهر خاک عالم بر سرم
بین بازار جهان من حبّ زهرا می خرم
بی ولایش روز محشر ... ،خاک عالم بر سرم (2)
-
روضه میخواهم بخوانم روضه ای مکشوف ... آه
روی خاک کوچه مادر ... ، خاک عالم بر سرم
چل تن و یک مادر و طوفان کینه، برگ یاس
در مصافی نابرابر ، خاک عالم بر سرم
ای مغیره دست بردار از سرش، بی هوش شد ...
یادگاریِّ پیمبر، خاک عالم بر سرم
در به سرعت باز شد، مادر همین که سر رسید
خورد بر دیوار با سر ... خاک عالم بر سرم
-
سرگذشت کوچه ها در کربلا تکرار شد
روی خاک افتاد خواهر ...، خاک عالم بر سرم
شمر آمد قتلگاه و پیکری شد زیر و رو
باز خنجر ... باز یک سر ، خاک عالم بر سرم
اشاره مناسب:
(1) أ فرأیت من اتخذ الهه هواه ...
(2) يا سلمان حب فاطمة ينفع في مائة موطن أيسر تلك المواطن الموت و القبر و الميزان و المحشر و الصراط و المحاسبة فمن رضيت عنه ابنتي فاطمة رضيت عنه
التماس دعا
- سه شنبه
- 23
- آذر
- 1400
- ساعت
- 20:24
- نوشته شده توسط
- وحید ولوی
یا غ فاطمه الزهرا(س)
افتان وخیزان آمدم، برخیز زهرا
با چشم گریان آمدم، برخیز زهرا
جان علی چشمان خود را باز بگشا
بین که پریشان آمدم، برخیز زهرا
باورندارم مرغ روحت پرکشیده
نالان وحیران آمدم برخیز زهرا
در وقت جان دادن کنار تو نبودم
زین رو پشیمان آمدم برخیز زهرا
ماندم چه گویم کودکان بیقرارت
سر در گریبان آمدم، برخیز زهرا
دنیای بی تو فاطمه لطفی ندارد
از آن گریزان آمدم برخیز زهرا
بودی تو سامان علی و زندگانی
بیسر، و سامان آمدم، برخیز زهرا
پایان تو آغاز بی مهری دنیاست
بی تو به پایان آمدم، بر خیز زهرا
آبادی این خانه وحیدر تو بودی
بنگر که ویران آمدم، برخیز زهرا
دیگر پناهی نیست بی تو مرتضی را
مظلوم دوران آمدم، برخیز زهرا
شعر :اسماعیل تقوایی
- یکشنبه
- 28
- آذر
- 1400
- ساعت
- 00:31
- نوشته شده توسط
- اسماعیل تقوائی
یا فاطمه الزهرا(س)
تنور خانه مان سرد است زهرا
دل حیدر پر از درد است زهرا
ندارم بی تو من پشت وپناهی
علی را غم هماوردست زهرا
سلامم را دگر پاسخ نگویند
مدینه پر ز نامردست زهرا
چه سازم با با غم ودرد یتیمان
رخ اطفال تو زردست زهرا
چه دشوار است بی تو زندگانی
دلم از زندگی سرد ست زهرا
دمی بر خیز وبین داغ فراقت
چه کاری با علی کردست زهرا
شعر:اسماعیل تقوایی
- سه شنبه
- 15
- آذر
- 1401
- ساعت
- 00:56
- نوشته شده توسط
- اسماعیل تقوائی













