علم بدوشم
بي بي اومدم برات مشكي بپوشم
توي رويا حرمت بودم و انگار
خودمو ديدم يه گوشه روبروشم
صحنتو ديدم
خم شدم دم در صحن و بوسيدم
اشهد ان عليا ولي الله
توي ماذنه پيچيده بود شنيدم
توو شبِ جمعه كربلا رفتي
دعايي كن برام زير قُبِّه
پايين پا كنار شش گوشه
بجام بده سلام زير قُبِّه
چقدر خوبه ، همش باشم
سرِ اين سفـره كه پهنه
خدا ميدونه كه بي بي
شباي جمعه اين دلم توي صحنه
ام ابيها ، مدد يازهرا
چقدر شيرينه
نوكرت تو روضه ها تورو ببينه
روي چادرِ شما جون بده بي بي
بخدا آرزومون فقط همينه
توي قيامت
روسر نوكراتون ميذاري منت
آخه من كيم كه فرمودي بي بي جان
قبل نوكر نميري ميون جنت
كي ميگه كه بي حرمي بي بي
ص
- چهارشنبه
- 11
- دی
- 1398
- ساعت
- 14:57
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور





















