ای نور دل احمد و حیدر مرو زهرا (۲)
جان حسن و زینب مضطرمرو زهرا
زهرا مرو زهرا(۳)
تنها شده ام فاطمه افتاده ام از پا
اشکم ز بصر بهر تو گردیده چو دریا
زهرا مرو زهرا
آتش زده سوز غم تو حاصل حیدر
خون گشته ازاین ظلم ومصیبت دل حیدر
زهرا مرو زهرا
ازظلم وستم های عدو خانه نشینم
دارم به لبم ذکر ،که داغ تونبینم
زهرا مرو زهرا
افتاده ای از پا تو چرا دخت رسالت
حیدر کشدای فاطمه جان از تو خجالت
زهرا مرو زهرا
کس همچو تو ظلم وستم و کینه ندیده
با پهلوی بشکسته و با قد خمیده
زهرا مرو زهرا
ای نور دل حیدر و ای د خت پیمبر
سیلی زستم زد به رویت خصم ستمگر
زهرا مرو زهرا
جان من از این جور و جفا بر لب من شد
گریان تو هم
- جمعه
- 13
- دی
- 1398
- ساعت
- 12:08
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور