ای که خورشید فلک محو لقای تو بود
ماه را روشنی از نور و ضیای تو بود
توئی آن آئینه حسن خداوند کریم
که عیان نور الهی ز لقای تو بود
معدن جود و سخائی تو که از فرط کرم
دو جهان ریزه خور خوان عطای تو بود
ولی حق حسن العسکری ای آنکه قضا
مجری امر تو و بنده رأی تو بود
حجّت یازدهم نور خدا پور علی
ای که ایجاد دو عالم ز برای تو بود
من کجا مدح و ثنای تو توانم گفتن
ای که قرآن همه در مدح و ثنای تو بود
نه همین جای تو در سامره تنها باشد
که به دلهای محبّان تو جای تو بود
بی ولای تو عبادت ز کسی نیست قبول
شرط مقبولی طاعات ولای تو بود
نسبت قامت سرو تو به طوبی ندهم
زان که طوبی خجل از قد رسای تو بود
چه غم از تابش خورشید
- سه شنبه
- 26
- دی
- 1391
- ساعت
- 17:32
- نوشته شده توسط
- سیده زینب فیض