هر کس به توانِ خویش بانی بشود
تا عشقِ به حیدر همگانی بشود
آنقدر شبانه روز تبلیغ کنیم
تا عیدغدیرخم جهانی بشود
- شنبه
- 25
- تیر
- 1401
- ساعت
- 17:37
- نوشته شده توسط
- مرضیه عاطفی
هر کس به توانِ خویش بانی بشود
تا عشقِ به حیدر همگانی بشود
آنقدر شبانه روز تبلیغ کنیم
تا عیدغدیرخم جهانی بشود
اي علي، اي ارتفاعت تا خدا
بي نهايت، بيكران، بيانتها
اي علي، اي همسر بانوي اب
جلوه حق، اسم اعظم، نور ناب
اي علي اي خوب، اي تنهاترين
اي ملايك با نگاهت همنشين
اي علي، اي آفتاب حق سرشت
اي قسيم روشنيهاي بهشت
اي فراتر از تصور، ازخيال
بحر عرفان، آفتاب بيزوال
اي تو خورشيد نهان در زير ابر
كوه علم و كوه حلم و كوه صبر
چون تو مردي نيست در اين روزگار
هيچ تيغي نيز، همچون ذوالفقار
جان ما را كن ز عشقت منجلي
اي فدايت جان عالم، يا علي
كاش ميكرديم بيعت تا بهار
ميشكفتيم از كرامات علي
در بهارستان او گل ميشديم
زائر آواز بلبل ميشديم
از غدير خم، سبويي ميزديم
در صراط عشق، هويي ميزديم
زائر كوي تولا
دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد
دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد
دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست
دست همه قوم صميمانه به هم خورد
«لبيك علي »قطره باران به زمين ريخت
«لبيك علي» نور و تن دانه به هم خورد
يك روز گذشت و شب مستي به سر آمد
يعني سر سنگ و سر ديوانه به هم خورد
پس باده پريد از سر مستان و پس از آن
بادي نوزيد و در يك خانه به هم خورد
السلام اي غدير! مَهبَط عشق!
مقصد دولت مسلّط عشق!
السلام اي غدير! مقصد يار!
وي گلافشان ز موجموج بهار!
چه بهاري توراست؟ كز خُم تو
مست عشقيم در تلاطم تو؟
تشنگان ولايتيم همه
عطش بينهايتيم همه
لب خشكم ارگ ترَك خوردهست
غيرتم بارها محك خوردهست
قصه اهل كوفه بودن چيست؟
مست آب و علوفه بودن چيست؟
لب، اگر تر كند علي (ع)، تيغيم
حنجرِ عارفانه تبليغيم
از ولايت هر آن كه دم نزند
نفس از بام صبحدم نزند
عشق را وقت استماع رسيد
وحي در «حجةالوداع» رسيد
ما علي (ع) را گرفتهايم هنوز
تا نبي (ص) را چو خويش، گُم نكنيم
از سبو مي زديم تا ديگر
جام را در شراب خُم نكنيم
ورنه «مروان»، «معاويه»، «هارون»
همگي از
شبی من را به سوی آب خواندند
مرا در عالم مهتاب خواندند
نمی دانم چه حالی داشتم من
به بیداری و یا در خواب خواندند
مرا با خود به کوی یار بردند
به بانگ عشق را دریّاب خواندند
به دستم جامی از کوثر نهادند
به سوی لحظه های ناب خواندند
شدم چون قطره بر برگ وجودم
مرا هم شبنم نمناک خواندند
نظر بر قامت نوری نمودیم
که نامش با دلی بی تاب خواندند
تمام دل به دستان بی محابا
علی گفتند و یا ارباب خواندند
به بالای سرش قابی غزل بود
همه آن قطعه را بر قاب خواندند
جهان مولود زیبای علی را
به کعبه معجزی نایاب خواندند
از آن روزی که ضربت بر علی خورد
محل سجده را محراب خواندند
علی در علم، بعد از مصطفی بود
محمد شهر و او را باب
شب عشقه شب شوره شب شب عیده غدیره
شب شادی و سروره که فقط حیدر امیره
دل من مجنون وشیدا غریق دریای شعف شد
فرمانروای کل هستی شه نجف شد شه نجف شد
حب المتین علی مولا عین الیقین علی مولا مرشد جبریل امین یعصوب دین علی مولا
*********
گل خنده می نشینه رولب حوروفرشته
مژده مژده شیعیانش که جاتون توی بهشته
دلداده راه ولایم رهرو راه مرتضایم در آستان خسرو دین گدایم من گدایم
ماه شبم علی مولا تاب وتبم علی مولا نعره مستانه می زنم ذکر لبم علی مولا
*************
روی دستای پیمبر رفته بالا دست حیدر
آسمون داره می ریزه به زمین شراب کوثر
تمامی ذرات هستی پیش پای آقام حقیرند حاتم وسلیمان تو درگاش فقیرند فقیرند
بدر الدجا
علی ای محرم اسرار مکتوم
علی ای حق از حق گشته محرم
علی ای آفتاب برج تنزیل
علی ای گوهر دریای تاویل
علی ام الکتاب آفرینش
علی چشم و چراغ اهل بینش
علی اسم رضی بی مثال است
علی وجه مضیی ذوالجلال است
علی جنب القوی حق مطلق
علی راهست سوی حضرت حق
علی در غیب مطلق سر الاسرار
علی در مشهد حق نورالانوار
علی هم وزن ثقل اکبر
علی عرش خدا را هست لنگر
علی جبل المتنی عقل و دین است
امام الاولین و الاخرین است
علی ای پرده دار پرده غیب
برافکن پرده از اسرار ( لاریب )
به دانایی ز کنه کون آگاه
به هنگام توانایی یدالله
بود خال لب او نقطه باء
به ظاهر اسم و در باطن مسمی
خم ابروی او چوگان کونین
که جز احمد رسد به قاب قوسین
در ا
یا علی ای معنی و مفهوم عنوان غدیر
ای ولای حضرتت تفسیر و برهان غدیر
با تو اسلام رسول الله کامل می شود
ای که «اَتمَمتُ لَکُم» هستی و قرآن غدیر
تو که هستی که نبی دست تو را بالا گرفت
گفت ای اصحاب من! جان شما، جان غدیر
تو که هستی، حضرت استاد دین و زندگی
من که هستم پیش تو، طفل دبستان غدیر
من که هستم در حریم لا یزال شاهی ات
مورم و ران ملخ دارم، سلیمان غدیر
من گدای سفره و خوان غدیرم یاعلی
تا ابد بر سفره ی لطفت فقیرم یاعلی
یا علی ای آنکه اسلام از تو عزّت یافته
از غدیر تو رسالت قدر و قیمت یافته
برکه ی علم تمام انبیاء روز غدیر
گشته اقیانوس و از یمن تو برکت یافته
تا که چرخ بندگی ساکن نماند در زمان
از تو
تابیده بر دل نور هدایت
شد نازل از ربّ آفاق و اَنجُم
آیه ی اَکمَلتُ لَکُم دینُکم
در دست احمد ، دستان حیدر
کامل شد دیگر ، کار پیغمبر
ساقیِ کوثر ، مولا یا حیدر...
با اذن داور ، بهر خلایق
شده جلوه گر ، نورُ الحقایق
گردیده عید امیر المومنین
الحمدُ لله ربّ العالمین
دل از ولای ، مولا ، آکنده است
شیعه ی مولا سعادتمند است
ساقیِ کوثر ، مولا یا حیدر...
یا رب عنایت ، بر جمع ما کن
ما عاشقان را ، اهل تقوی کن
در تمام مراحل زندگی
ما را کن اهل تقوی و بندگی
به حقّ حیدر ، لطف و عطا کن
ما را زائر ، کرببلا کن
ساقیِ کوثر ، مولا یا حیدر...
دانلود سبک
آن عابد فرزانه علی بود و علی بود
آن زینت کاشانه علی بود و علی بود
بر گرد محمد که بود جلوه ای از نور
پروانه ی پروانه علی بود و علی بود
دیشب همه دیوانه ی بی واهمه گشتیم
چون ساقی میخانه علی بود و علی بود
انکس که به ما شیوه ی مردانگی آموخت
مردانه ی مردانه علی بود و علی بود
دیوانه شد آن عاقل روشن دل و دلدار
چون بر لب دیوانه علی بود و علی بود
شد کعبه ی رحمت ز ازل قبله ی عالم
چون زاده ی این خانه علی بود و علی بود
بر دوش محمد که بود زینتِ افلاک
ویرانگر بت خانه علی بود و علی بود
ان کس که به ما عید غدیر از سر رحمت
خم داد ز خمخانه علی بود و علی بود
آن سالک و آن خواجه که از فتنه ی دوران
جان داد غر
آمد بهار عاشقــــــانه مولا علی
بگو تو شیعه ی علی به صوت جلی
شکر خدا شیعه ی علییم
فدائیه ی دین نبییم
----------
علی علی یاعلی مولا
------------
مژده بدین که باعلی دین کامل شده
گفتن لعنت به عدو حق سائل شده
همه میگن , حیدر امیره
پیغـــامه عید غدیره
---------
علی علی یا علی مولا
---------
دشمن حیدر به خدا بی احترام است
نماز بی حُب علی شرعاً حرام است
شیعه همـــــــــــــش ، با علیه
ذکر لبــــــــــــــــش ، یا علیه
---------
علی علی یا علی مولا
دانلود سبک
مثنوی مولا علی(ع)
بشنو ازمن چون حکایت می کنم
قصه ای زیبا روایت می کنم
قصه ی اوصاف نیکوی علی
قطره از دریا نمایم منجلی
زاده شد در خانه امن خدا
شد خدایش میزبان مرتضی
دست پرورد رسول ا..بود
از همه اسرار او آگاه بود
آنزمان که دین حق اعلام شد
اولین ایمانی اسلام شد
زین جهت گفتی پیمبر ازصفا
مرتضی باشد وصی مصطفا
بر خدا وبر پیمبرشد ولی
نور یزدان در وجودش منجلی
وقت هجرت جای پیغمبر بخفت
من فدایت یا رسول ا..گفت
دایما بودی علی مجنون او
مصطفی موسی، علی هارون او
بود پیوسته کنار یارغار
چه به صلح وچه به وقت کارزار
شیر حق در صحنه ی پیکار بود
لیک در رزمش خدا رفتار بود
در احد جنگاوران را شاه شد
ناجی جان رسول ا....
عید غدیر
سرود
دلم عمریه اسیره ، اسیر عشقِ امیره
ساقی بده می به منِ خراب
که شبِ عیدِ غدیره
ذکرم علی ولی الله
یا الله ، والِ مَن والاه
یاالله عادِ مَن عاداه ، من عاداه من عاداه
حق به حق دار رسیده و
رنگ دشمن پریده و
شب عشق و نویده و ، شوره
جبرییل میخونه سرود ، شب دق مرگیه یهود
بخدا چشمای حسود ، کوره
یامولا یاعلی ، حیدر
******
ذکر لبِ من علیه ، تاب و تبِ من علیه
نفسم علی امیدم علی
ماهِ شبِ من علیه
ساقیِ شراب کوثر
ای عشق و جان پیغمبر
ذکر اعظمی یاحیدر ، یاحیدر یاحیدر
بخدا خیلی محشری ، فاتح بدر و خیبری
حریفِ صدتا لشگری حیدر
به همه عالمی امیر ، ای شهنشاه بی نظیر
دستِ این نوکر
ياحيدر منو نوكرى ، تو و آقايى
ياحيدر صاحب اختيار اين دلهايى
ياحيدر تو براى من همه دنيايى
ياحيدر
ياحيدر يه نيگام كن حضرت عين الله
ياحيدر حرمت زمينو كرد بيت الله
ياحيدر هر كسى صحنتو ديده ميگه
ای والله
به حق اون حالى كه ، دم ايوون دارم
آقا ببين از عشقت سر و سامون دارم ۲
بده پر و بالى تا بپرم تا صحنت
بازم به اون خادمهات ، بگو مهمون دارم ۲
على على ياحيدر ياعلى ياحيدر ۳
ياحيدر نباء العظيم توو قرآنى
ياحيدر بانى سلسله ى سلطانى
ياحيدر قسم آخر هر ايرانى
ياحيدر
ياحيدر سيد و سرور و سردارى تو
ياحيدر با در قلعه سپر دارى تو
ياحيدر يازده شيرپسر دارى تو
ياحيدر
هيچكسى يكتا نيست ، مثه تو آقا نيست
و جاى هركس آقا
آه، ای شهر دوست داشتنی
کوچه پس کوچه های عطرآگین
ای مرور تمام خاطره هات
چون دهین ابوعلی شیرین*
شهر آغشته با حرارت باد
فصل خرماپزان پیوسته
کوشش پنکه های بی تاثیر
فُندق سالخوردهء خسته
سرخوشی های بی حدم می زد
پرسه در کوچه های بی هدفی
دعوتم کرد سمت طعم بهشت
ناگهان عطر قیمهء نجفی...
_سیدی! گم شدم... حرم... مولا...
از کجا می شود به او برگشت؟
عربی گفت و من نفهمیدم
باید از شارع الرسول گذشت
سنگ، دُر می شود در این وادی
صاحبان جواهرند همه
واژه در واژه با امین الله
زائران تو شاعرند همه
بین این چارپاره خوابم برد
رفتم از خویش و دفترم جا ماند
یک نفر مثل من درون حرم
داشت شعری برایتان می خواند:
زخمی ام ال
طبع من نذر نگاه پهلوان روزگار
عاشقش هستم قرار از سینه ام برده نگار
آمده شیر خدا در بیشه دنبال شکار
می گذارد دشمن مولای ما پا به فرار
گوش کن در آسمان پیچیده صوت کردگار
"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"
انبیا مکتب نشین درس تفسیر علی
شور بر پا می کند در جنگ تدبیر علی
باز غوغا می کند هوهوی شمشیر علی
خیل ابن عَبدُوَدها شد زمینگیر علی
جان عالم نذر تو ای تک یل دلدل سوار
"لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار"
جبرییل آمد کنارت چهره ای تابان گرفت
حال میکاییل با دیدار تو سامان گرفت
قلب اسرافیل با تو نوری از ایمان گرفت
پای تو جان داد عزراییل و از نو جان گرفت
ذکر لب هایم شده شب تا سحر دیوانه وار
"لافتی الا
خاک بودیم و یاعلی گفتیم
جان گرفتیم تا علی گفتیم
ما به ربی که روحمان بخشید
همگی یکصدا علی گفتیم
در قنوت نماز روز ازل
ربنا آتنا علی گفتیم
"یا علی" ذکر اعظم حق را
مصطفا گفت، ما علی گفتیم
روز خندق همین که جبراییل
نعره زد "لا فتی" علی گفتیم
این "علی" من "علی" ولی خداست
ذکر سبحان ربی الاعلی است
شیر پروردگار شد حیدر
شاه دلدل سوار شد حیدر
قدرت الله عرصه های نبرد
صاحب ذوالفقار شد حیدر
آن که "فی الفتنه" هست "عین الله"
چشم شیطان درآر شد حیدر
در شب توطئه علیه رسول
یاور جان نثار شد حیدر
مهر و قهر خداست این مولا
قاسم نور و نار شد حیدر
حک کن ای عرش، روی لوح بصر
ها علی بشر، فکیف بشر
روز محشر نوشته بر میزان
بسم علی حضرت رحمان علی
باطن نورانی قرآن علی
نفس علی روح علی جانعلی
منکر تو نیست مسلمان علی
بنده الله شدم با علی
یا علی یا علی و یا علی
کیست علی آینه دار خدا
جان نبی بود و نگار خدا
بوده به دستش همه کار خدا
در دل ما هست کنار خدا
ای نجفت کعبه دلها علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی
هرکه نشد خوار درت خوار شد
حب تو میزان شد و معیار شد
خال لبت کعبه ی سیار شد
شیعه تو اصل و نسب دار شد
خورده به قنبر نسب ما علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی
صدق تویی صادق و اصدق تویی
حیدری و قادر مطلق تویی
فاتح کارزار خندق تویی
حکم رسول است فقط حق تویی
پس همه باطلند الا علی
یاعلی و یاعلی و یاعلی
گوش بفرمان لبت آفتاب
حب تو ایمان شد
اَللّهمَصَلّیعَلی
علیبنابیطالب
مظهر عشق و در زمین شاهی
سّرهستی و در سماء ماهی
من غدیری و حیدری هستم
تو دلیل و حقیقت راهی
روی دُّر نجف نوشتم من
پرده دار خدا یداللهی
با همه انبیا سخن گفتی
رحمتخاصدرسحرگاهی
صاحب منبر سلونی تو
واقف سینههای آگاهی
ساقیامن ز جام تو مستم
بنده مرتضی علی هستم
گر جمع شود غم به دلم...یک دنیا
افتد گره گر به مشکلم...یک دنیا
تا مهر علی به سینه دارم غم نیست
گر صف بکشد مقابلم ... یک دنیا
تو دین مرا اگر چه یاری کردی
در مکتب عشق جان نثاری کردی
ابلاغ ولایت علی گر نکنی
انگار نه انگار که کاری کردی
باید که به مومنین پیامم برسد
بر جمله ی مسلمین پیامم برسد
آن روز به حاضرین پیمبر فرمود:
باید که به غائبین پیامم برسد
گر دم ز ولایش نزنم می میرم
گر پر به هوایش نزنم می میرم
در هر نفسی علی علی می گویم
یک لحظه صدایش نزنم می میرم
عید_غدیر_خم
پیغمبرِ عشق بَه چه زیبا فرمود
القابِ تو را عالیِ اعلی فرمود
گل میشَکفد ز غمزه ی لبخندت
حق داشت اگر همسرِ زهرا فرمود!
#هستی_محرابی
باز کن چشم دلت حج وداع طاهاست
در مکانی که غدیرست تجمع برپاست
مسلمین منتظر نطق پیمبر باشند
نقش پرسش به رخ تک تک آنها پیداست
ازچه رو جمع نموده همه را پیغمبر
ازچه امروز به گوش علی اش در نجواست
ازجهاز شتران گشت بپا یک منبر
حصرت ختم رسل ناطق در آن صحراست
خوانده در بر علی ودست ورا بالا برد
همنشینی مه ومهر عجب بس زیباست
گفت مردم،هرآنکس که منم مولایش
این علی جای نشین من و او را مولاست
بعد آورد بر او حضرت جبریل،آیه
که به این امر خداوند در امروز رضاست
روز روزیست که دین همگان کامل شد
روز روزیست که اتمام همه نعمت هاست
از ازل عرش خدا منتظر آن بوده
آمده این روز وبه درگاه خدا جشن بپاست
جاودان مشعل پ
ندارد راهِ عشقش هیچ برگشت
طوافش کرد حتی برکه و دشت
پیمبر(ص) خطبه را میخواند و خورشید-
به دورِ مرتضی(ع) میگشت و میگشت!
تویِ هفت آسمون عشق
دو بالِ حق به هم خورده
ولایت تو غدیر خم
با دست حق، رقم خورده
به همراه نبی ،حیدر
تو اوج کهکشون پَر زد
نبی تاج ولایت رو
به فرقِ پاک حیدر زد
شده قلبش پر از جوشش
رموزِ حق توی گوشش
کتاب وعترتو با عشق
نبی داده، تو آغوشش
ملائک مستِ میخونه ش
رَدایِ حق رویِ شونه ش
زمین و آسمون هستن
گداهایِ در خونه اش
علی اَعلم، علی اَعلا
وَلی و والی و والا
یَدالله و اَمین الله
امیرالمومنین ،مولا
(علی مولا .... علی مولا )۳ بار
خدا هر چی هنر داشته
تو چشمِ مولا جا کرده
دلای عاشقا رو به....
نگاهش مبتلا کرده
زمین محوِ تماشای
جمالِ ماهِ حیدر شد
فلک... سایه نشینِ اون
قدِ وبالایِ محشر شد
شده هستیمونو
تا ذات خدا هست ثناگوی غدیر
خاموش نمی شود هیاهوی غدیر
از کوفه هزار مرتبه پست تر است
شهری که نگیرد به خودش بوی غدیر
ببین کارِ عشق است بالا گرفته
خروشِ محبت به دل جا گرفته
خدا نعمتش را به دنیا نشان داد
جهان، حالتی بس دلآرا گرفته
همه از پس و پیش خود را رساندند
چه عهدی در این هرمِ گرما گرفته؟
ملک را ببین، در هیاهوی این شور
زِ معبود، اذنِ تماشا گرفته
عجب صحنهای بود، آنجا که احمد
دو دستِ علی را به بالا گرفته
علی کیست؟ آنکس که بین رکوعش
فقیر آمده، رزقِ خود را گرفته
علی کیست؟ آنکس که کور و کر و لال
ز نورِ نگاهش مداوا گرفته
به یمنِ وجودش ولایت مداریم
امامت از آن نور معنا گرفته
سرود غدیرخم
و دعا برای فرج
با ملودی و سبک جدید
بنداول
غدیر نور علی نور است
امام علم المنصور است
پیام امامان این بود
غدیر مقدمهیظهور است
شیعهبدان این جهدیست
زمانهی خوش عهدیست
خطبهی غرای غدیر
ظهور روی مهدیست
عجل.... لولیک الفرج یا الله (۲)
بنددوم
علی سرور کائنات است
علی قبلهی حاجات است
علی ظهور ممکنات و
علی تجلی ذات است
غدیریم حیدریم
همه میگن کوثریم
سقیفهای نیستم و
همه میگن مادریم
عجل....لولیک الفرج یاالله (۲)
#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza
بند اول ؛
خیلی سخته بگی مدحاونیکه
کل زندگی یه اشتباه نداشت
جز علی کی وقتی دنیا اومده
خدا خونشو در اختیار گذاشت؟
بگم از زمانی که علی جان
اولین نفر شدی مسلمون
ماجرای شب معراج نبی
همه ی عالم کرده حیرون
حق علی مولا
هستی هستیه قنبر اینو گفته پیغمبر
داده اسلام ثمر به تیغ تو حیدر
حق علی مولا
سیصد آیه قرآن نازل شده از یزدان
که بگه مدح تو رو امیر اِنس و جان
علی علی یا حیدر
بند دوم ؛
خدایی نمیشه نادیده گرفت
ماجرای در خیبر تورو
یا که توی خونه ی کعبه نبی
به تو کرد اشاره که بالابرو
قبل خلقتت بگیم یا بعدش
خدایی آدم میمونه چی بگه
شب دفن خودت از راه میرسی
که خودت رو خاک کنی میشه مگه؟
حق علی مولا
مرد بی همانندی درب قلعه رو کندی
شک دارن بعضیا بنده یا خداوندی ؟
حق علی مولا
یادتو عبادت شد دین به تو ضمانت شد
عمرتم در آخرش ختم شهادت شد
بند سوم ؛
بگم از جنگ احد که یک تنه
همزمان میجنگیدی با چند نفر
نمیمونه حرف دیگه ای به جز
ها علی بشر کیف بشر
نامی های عربو زدی به خاک
آره مولای ماها پهلوونه
لافتی الا علی رو تو نبرد
جبریل جز تو برا کی میخونه ؟
حق علی مولا
این کلام الله دشمن تو گمراه
اون که خورده حق تو یه آب زیر کاه
حق علی مولا
حب تو یه معیاره دشمنت دو راه داره
یا منافقه یا مادرش زنا کاره
ستاره سحر از صبح انتظار دمید
غدیر از نفس رحمت بهار چکید
گرفت دست قدر ، رایت شفق بر دوش
زمین به حکم قضا آب زندگى نوشید
بر آسمان سعادت ز مشرق هستى
سپیده داد نوید تولد خورشید
به باغ ، بلبل شوریده رفت بر منبر
چو از نسیم صبا بوى عشق یار شنید
ز خویش رفته ، نواخوان عشق بود و سرود
به بانک زیر و بم ، اسرار خطبه توحید
فتاد غلغله در باغ و شورشى انگیخت
که خیل غنچه شکفت و به روى او خندید
هوا ز عطر گلاب محمدى مشحون
زمین به عترت و آل رسول بست امید
رسول ، سدره نشین شد ، على به صدر نشست
پى تکامل دینش خداى کعبه گزید
گرفت پرچم اسلام را على در دست
از این گزیده زمین و زمان به خود بالید
به یمن فیض ولایت ش
خدا در لحظه هایم منجلی شد
اذان واژهها "قالوا بلی" شد
ولایت رزق بی حد وجودم
خدا را شکر مولایم علی شد