امام محمد باقر علیه السلام

مرتب سازی براساس
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر امام باقر(ع) -(سلام ای شمع جمع آفرینش ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

197

شعر امام باقر(ع) -(سلام ای شمع جمع آفرینش ) سلام ای شمع جمع آفرینش
سلام ای نور چشم اهل بینش

سلام ای نقطۀ پرگار دانش
سلام ای ابر گوهر بار دانش

سلام ای پنجمین مرآت احمد
سلام ای باقر آل محمّد

تو خورشیدی و کلّ علم نورت
تمام آفرینش در حضورت

خردمندان عالم پای بندت
دل اهل طریقت در کمندت

تمام معرفت از مکتب تواست
تمام علم جاری از لب تو است

جمال اقدس جان آفرینی
چراغ و چشم زین العابدینی

سعادت آیتی از خنده‌ی تو
ولایت تا قیامت بنده‌ی تو

جنان کوی فقیر مستمندت
جهان آفرینش پای بندت

بهشت و حور بی یادت فراموش
چراغ علم بی‌نور تو خاموش

بهار روح بی‌فیض تو پاییز
هوای خلد بی‌مهرت غم‌انگیز

سلام روح بر روح پیامت
رود نور بر نور کلامت

تو بر شور آفرینا

  • یکشنبه
  • 21
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 18:42
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
معجزه ای برای رفع مشکلات حنجره
استاد سید هاشم وفایی

نور خدا -(ای شیعه ی ثانی عشرحضرت باقر) *استاد سید هاشم وفایی

109

نور خدا -(ای شیعه ی ثانی عشرحضرت باقر) ای شیعه ی ثانی عشرحضرت باقر
دین زنده شده از هنر حضرت باقر

بخشید به اسلام مبین گرمی ورونق
گنجینه ی غرق گهر حضرت باقر

تا روز قیامت همه چون آینه ماتند
از دانش و علم و هنر حضرت باقر

زینت ده توحید پرستان جهان است
گلزار گل و بارور حضرت باقر

قدسی نفسان حرم قدس ندیدند
جز نور خدا در نظر حضرت باقر

مرغان دعا تا حرم دوست رسیدند
درسجده ی شام وسحر حضرت باقر

جابر چه صمیمانه ز درگاه پیمبر
آورده سلامی به بر حضرت باقر

عمری زغم کرب وبلا خون جگر خورد
قربان دل وچشم تر حضرت باقر

داغ غم زهرا وعلی درهمه ایام
آتش زده بر بال وپر حضرت باقر

زهر ستم وکینه ی بیداد چه کرده است
با جان و دل و با جگر حضرت باقر

افسوس

  • سه شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 12:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

مدح امام باقر علیه‌السلام -(ای دانش و کمال و فضیلت سه بنده‌ات) *استاد حاج غلامرضا سازگار

237

مدح امام باقر علیه‌السلام -(ای دانش و کمال و فضیلت سه بنده‌ات) ای دانش و کمال و فضیلت سه بنده‌ات
دشمن گشاده‌رو، ز گلستان خنده‌ات
آرندۀ کمال و شکافندۀ علوم
پاینده عمر هر دو ز گفتار زنده‌ات
ای متّکی هماره کلام خدا به تو
یا باقرالعلوم! سلام خدا به تو
مولای کلّ خلقت و خلاّق را ولی
انوار انبیا ز جبین تو منجلی
دریای هفت دُرّ و دُرِ چار بحر نور
نجل دو فاطمه، خلفِ پاکِ دو علی
تفسیر حسن لم یزلی نقش صورتت
گل‌بوسه‌های یوسف زهرا به طلعتت
تو کیستی محمّد آل محمّدی
خورشید آسمان کمال محمّدی
قرآن نور در بغل زین العابدین
آیات سوره‌های جمال محمّدی
دانش نیازمند دم روح‌پرورت
جابر سلام گفته ز قول پیمبرت...
آیینۀ جمال خداوند اکبری
نامت محمّد است و سراپا پیمبری
دُردانۀ حسینی و ر

  • چهارشنبه
  • 12
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 11:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

گلستان نیایش -(آن که اورا نور حق خورشید عالمتاب کرد) *استاد سید هاشم وفایی

132

گلستان نیایش -(آن که اورا نور حق خورشید عالمتاب کرد) آن که اورا نور حق خورشید عالمتاب کرد
شبنم رویش گُل مهر فلک را آب کرد

کسب نور از چهره ی اوکرد خورشید فلک
تاکه درچشمان خود عکس رُخش را قاب کرد

با قرعلم نبی و ساقی آب حیات
تشنگان را از علوم و معرفت سیراب کرد

کهکشانی از ستاره آفرید از دانشش
آسمان علم را با نور خود جذّاب کرد

تا که در دریای جان ها یابد آرامش چو موج
علم را او در مسیر زندگی سیلاب کرد

نورایمان و یقین می تافت ازسجاده اش
هرزمان آن عبد صالح روی برمحراب کرد

درگلستان نیایش شبنمی از اشک او
روی گل های یقین را خرّم و شاداب کرد

چنگ می زد بر وجودش غم، هرآن وقتی که او
گفتگو از وادی طف با همه احباب کرد

طاقتی گرلاله ها رانیست ، موج داغ او
ت

  • سه شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 12:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

شعر مدح امام محمد باقر(ع) -( ای چراغ علم روشن از دمت ) *استاد حاج غلامرضا سازگار

2542

شعر مدح امام محمد باقر(ع) -( ای چراغ علم روشن از دمت ) ای چراغ علم روشن از دمت
ای رهینِ فضل و دانش عالمت
با گذشت آفرینش همچنان
کاروان علم دنبالت روان
علم ها مشتی ز خروار تواند
سینه چاک تیغ گفتار تواند
باقر کلّ علوم عالمی
خود به تنهایی کتاب محکمی
هر چه دانش پا گذارد پیشتر
سر فرود آرد به خاکت بیشتر
ای امام ابن امام ابن امام
جابرت آورده از احمد سلام
دانش از ره مانده در پرواز تو
چشم جابر روشن از اعجاز تو
ای چراغ نور، پیش از نورها
جلوه کرده در تمام طورها
ملک نا محدود از نور تو پَر
دُرّ شش دریا و بحر هفت دُرّ
خانه ی دل تا ابد میعاد تو است
زینت ماه رجب میلاد تو است
ای چراغ عقل و دین روشن بتو
چشم زین العابدین روشن بتو
علم و حلمت همچو شیر و شکّر است
هر یکی

  • پنج شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

تقدیم به امام باقرعلیه السلام -(پسر حضرت زهراست؛گل یاسمن است) * قاسم نعمتی

423
1

تقدیم به امام باقرعلیه السلام -(پسر حضرت زهراست؛گل یاسمن است) پسر حضرت زهراست؛گل یاسمن است
جلوهء نورخدا آینهء پنج تن است
مادرش دخت کریم و پدرش پورحسین
ای بنازم به امامی که حسین درحسن است

  • پنج شنبه
  • 9
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 09:12
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

گنجینه علوم -(ای روشنای مهر،منظومه ی نجوم) *استاد سید هاشم وفایی

87

گنجینه علوم -(ای روشنای مهر،منظومه ی نجوم) ای روشنای مهر،منظومه ی نجوم
ای مالک وجود، ای کاشف الغموم
هم بحررحمتی،هم باقرالعلوم
ای آن که نورعلم تابد زنام تو

ای کعبه ی امید، ای حُرمت حرم
ای چشمه ی کمال،گنجینه ی حکم
ای سید کریم، ای منبع کرم
جوشیده برهمه فیض مدام تو

ای آن که داده اند،برتو زمام ها
باشد مقام تو، فوق مقام ها
ای گفته مصطفی،برتو سلام ها
هرلحظه برنبی، بادا سلام تو

ای خادمان تو،ارباب معرفت
با حُب تو خوشند، احباب معرفت
بعداز هزار سال، اصحاب معرفت
دارند صحبت از قدر و مقام تو

ای برتر ازملک، ای باعث وجود
پیوسته ازخدا ، برحضرتت درود
هرکس که مهرتو ،رشته به تاروپود
با معرفت نهد، سررا به گام تو

ای آن که دیده ای از کودکی بلا
ای برغم و

  • سه شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 12:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

غزل مصیبت امام باقر علیه السلام با نوای محمود کریمی -(هجوم ِ موجِ بلا را به چشم خود دیدم) * قاسم نعمتی

303

غزل مصیبت امام باقر علیه السلام با نوای محمود کریمی -(هجوم ِ موجِ بلا را به چشم خود دیدم) هجوم ِ موجِ بلا را به چشم خود دیدم

غروبِ کرببلا را به چشم خود دیدم

به سر زنان پیِ عمه به روی تل رفتم

ذبیحِ دشتِ منا را به چشم خود دیدم

میانِ آن همه نیزه به دست در گودال

سنان ِبی سروپا را به چشم خود دیدم

به زورِ نیزه زِرِه را ز تن در آوردند

مُرَملٌ بدماء را به چشم خود دیدم

زقتلگاه همه دستِ پُر که می رفتند

به دوشِ خولی عبا را به چشم خود دیدم

زمان حملة آن ده سوارِ تازه نفس

غبارِ رویِ هوارا به چشم خود دیدم

میانِ پنجة هر نعل تازه و میخش

لباسِ خون ِ خدارا به چشم خود دیدم

سلام بر بدنِ بی سری که عریان شد

تنِ به خاک ،رها را به چشم خود دیدم

میانِ طایفه ها رأسها که قسمت شد

سرِهمه شهدا را

  • سه شنبه
  • 15
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 13:10
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
نوحه های سنتی و زنجیر زنی محرم

شعر امام باقر(ع) -(چقدر زهر با تو دشمن بود) * محمد حبیب زاده

91

شعر امام باقر(ع) -(چقدر زهر با تو دشمن بود) چقدر زهر با تو دشمن بود
آمد از تو جگر کند پاره
جگرت از دهان برون آمد
این تلذی نشد ره چاره

دست و پا می زدی لبه تشنه
تو که خود چشمه سار دریایی
من که باور نمیکنم آقا
تشنه جان داده یاس زهرایی

سر خود را به خاک مالیدی
بین هر ناله ای بر اشفتی
یاد دوران کربلا کردی
السلام علی الحسین گفتی

یادت آمد چگونه یک لشکر
سر رسید از حسین سر ببرد
حرمله تیر میزند بلکه
سر طفلی پیش پدر ببرد

غارت خیمه ها که یادت هست
سر از تن جدا که یادت هست
ناله کودکان و زینب را
در پی نیزه ها که یادت هست

کربلا رفتنت مصیبت شد
سهم تو دائما جسارت شد
دور دستت طناب پیچیدند
کربلا وادی اسارت شد

  • یکشنبه
  • 21
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 18:48
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

متن شعر مدح حضرت امام محّمد باقر علیه السلام -(در مرامِ تو.. کرم منزلتی والا داشت ) * محسن راحت حق

137

متن شعر مدح حضرت امام محّمد باقر علیه السلام  -(در مرامِ تو.. کرم منزلتی والا داشت ) در مرامِ تو.. کرم منزلتی والا داشت
وسعتِ بخششِ تو لطفِ خوشِ دریا داشت

با گدایان سرِ یک سفره نشستن عشق است
این چنین همدلی ات با فقرا معنا داشت

حضرتِ عشق که پنجم شجرِ طوبایی
خطّ و مشی ات بخدا دایره ای زیبا داشت

به تو ابلاغ نموده ست سلامی.. جابر
شوقِ دیدارِ جمالِ تو یقین طاها داشت

از سرانگشتِ تو می ریخت شفاعت هردم
پایِ هر نامه ی بشکسته دلی امضا داشت

هنرِ نسلِ حسین و حسنی یا باقر
جلوه ات رویِ حساب و به نظر مبنا داشت

کیستی جلوه ی توحید خدا در قلبم
قلبم از روزِ ازل با نگهت احیا داشت

وقتِ تب کردنِ تو دارویِ دردت می شد
آبِ سردی که دمت زمزمه ی زهرا داشت

آخرین شاهدی و کرببلا در چشمت
دلِ تو خونِ

  • پنج شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 13:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

مدح حضرت امام باقر(ع) -( ای بابِ نِغم امام باقر ) * محسن راحت حق

34

مدح حضرت امام باقر(ع) -( ای بابِ نِغم امام باقر ) ای بابِ نِغم امام باقر
معنایِ کرم امام باقر
ای مرقدِ خاکیِ تو مانده
بی شمع و حرم امام باقر
غربت زده ای و غم نصیبی
ای جلوه ی غم امام باقر

مائیم و ز غصّه ات شکستن
با اشکِ عزا دخیل بستن

تو نورِ خدایِ عالمینی
فرزندِ امام ساجدینی
محتاجِ لبانِ توست آئین
تو ناصرِ ختم مرسلینی
صد حیف که ای بهارِ دانش
تنها و غریب در زمینی

درگاهِ شما در شفیع است
قبرِ تو فتاده در بقیع است

در عرشِ خدا شدی چو مهتاب
ای حافظِ دین به دامِ گرداب
جنّ و مَلک و بشرِ همیشه
بر دیدنِ صورتت چه بی تاب
ای از شجرِحسینِ زهرا
ای شاهدِ کربلایِ ارباب

بر حنجرِ ما بده نوایی
دل را بنما تو کربلایی

ما را بخر ای امامِ پنجم
با عبدِ خودت نما تکّلم
باز آمده ام مگر که آقا
در بحرِ فضائلت شوم گم
جانِ پدرت امامِ سجّاد
ده جرعه ای از پیاله و خُم

بگذار اسیرِ تو بمانم
ذکر ت همه جا فقط بخوانم

  • دوشنبه
  • 13
  • مرداد
  • 1399
  • ساعت
  • 13:02
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 سید حمید رضا برقعی

شعر مرثیه امام باقر(ع) -(نگاه کودکی‌ات دیده بود قافله را) * سید حمید رضا برقعی

178
1

شعر مرثیه امام باقر(ع) -(نگاه کودکی‌ات دیده بود قافله را) نگاه کودکی‌ات دیده بود قافله را
تمام دلهره‌ها را، تمام فاصله را

هزار بار بمیرم برات، می‌خواهم
دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم
خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟

چقدر خاطره‌ی تلخ مانده در ذهنت
ز نیزه‌دار که سر برده بود حوصله را

چه کودکی بزرگی‌ست این که دستانت
گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر
گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

چقدر گریه نکردید با سه‌ساله، چقدر
به روی خویش نیاورده‌اید آبله را

دلیل قافله می‌برد پا به پای خودش
نگاه تشنه‌ی آن کاروان یک دِله را

هنوز یک به یک، آری به یاد می‌آری
تمام زخم زبان‌های شهر هلهله را

مرا ببخش که م

  • شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 19:51
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب
 محسن صرامی

شعر امام باقر(ع) -(عمري فقط چشم ترش آمد به يادت) * محسن صرامی

168

شعر امام باقر(ع) -(عمري فقط چشم ترش آمد به يادت) عمري فقط چشم ترش آمد به يادت
در تشنگي آب آورش آمد به يادت

وقتي جوانت پيش چشمت راه ميرفت
آري وداع اكبرش آمد به يادت

پس از گلويت آب خوش پائين نرفته
با ديدن آب،اصغرش آمد به يادت

قطعأ صداي پاي هر اسبي كه آمد
سم ستور و پيكرش آمد به يادت

با ديدن هر سارباني در سفرها
انگشت با انگشترش آمد به يادت

وقتي كسي نان در تنور خانه ميپخت
راس پر از خاكسترش آمد به يادت

هر روز هنگام غذا خوردن يقينأ
ضعف رقيه دخترش آمد به يادت

اين لحظه ي آخر كه اطرافت شلوغ است
شاه و وداع آخرش آمد به يادت

كردي وصيت در منا روضه بگيرند
از بسكه اشك خواهرش آمد به يادت

  • یکشنبه
  • 21
  • مهر
  • 1398
  • ساعت
  • 18:44
  • نوشته شده توسط
  • علیرضا گودرزی
ادامه مطلب

فاطمی تبار *

3078
1

فاطمی تبار قسمتی ازمثنوی سیدمصطفی فاطمی نویسی درموردائمه

هموکه علم اوبی منتهابود

شبیه مجتبی ومرتضی بود

هموکه کربلادرخاطرش بود

حدیث بوریا درخاطرش بود

هموکه فاطمی باشدتبارش

بمیرم آسمان سنگ مزارش

هموکه نه فلک دردام او بود

زمین وآسمان برنام اوبود

هموکه صبح صادق راطلوع است

همیشه درنمازودرخشوع است

مجموعه اشعارشاعر

  • دوشنبه
  • 1
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 12:16
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

مدح امام محمدباقر(ع) (وصّی پنجم پیغمبر خدائی تو) *

2515
1

مدح امام محمدباقر(ع) (وصّی پنجم پیغمبر خدائی تو) وصّی پنجم پیغمبر خدائی تو
خزانه کرم و جود ذوالعطائی تو
بسوی مقصد والای انبیاء، توحید
به ما سوای خداوند رهنمائی تو
تو باقری و شکافنده علوم توئی
کتاب روشن و گویای کبریائی تو
نه شیعه را تو فقط مقتدا و سالاری
به انبیاء سلف نیز مقتدایی تو
صفای زمزم و بیت و صفائی و مروه
حقیقت حجر و کعبه و منائی تو
سلام ختم رسل را شنیدی از جابر
چرا که نور دو چشمان مصطفائی تو
نظیر دو گل گلزار مصطفی حسنین
سرور سینه زهرا و مرتضائی تو
به صولتی چو علی و به عصمتی زهرا
حسین هیبت و در علم مجتبائی تو
به وقت بندگی و موقع دعا چو پدر
اگرچه روح عبودّیت و دعائی تو
سه ساله بودی و همراه سیّدالشهدا
شریک نهضت خونین کربلائی تو

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 07:09
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
خرید انشگتر عقیق و اصل

اشعار مدایح امام محمدباقر (ع) (خسته دربند غمم،بال وپرم میسوزد) *

2295
0

اشعار  مدایح امام  محمدباقر (ع) (خسته دربند غمم،بال وپرم میسوزد) الا که غرق در انوار ذوالجلال شویم
هلال ماه رجب سر زده، هلال شویم
کمال یافتۀ قلۀ کمال شویم
هماره خاک قدوم علی و آل شویم
مـه تجلـی حسن و جمال لم‌یزلی است
خجسته باد که ماه‌ محمّد است و علی است
مهِ نماز و قیام و دعا و ذکر و سجود
مه وصال خداوندگار حیّ ودود
مه چهار ولادت ز چار رکن وجود
مه مبارک لبخند مهدی موعود
مه نـزول کرامـات خالـق ازلـی است
ولادت دو محمّد، ولادت دو علی است
طلوع این مه فرخنده می‌دهد خبری
که سر زد از افق عزت و شرف قمری
و یا ز دامن دریای معرفت گهری
خدا به حضرت سجاد داد گل‌پسری
که گل، زبان ملک ریختند در قدمش
اگر غلـط نکنـم مدح انبیاست کمش
زهی که فاطمه- بنت حسن- حسن‌زاده
بر آفتاب خدا،

  • پنج شنبه
  • 20
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 13:53
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب

حضرت باقر *

2569

حضرت باقر حضرت باقر

بسر مى‏ پرورانم من هواى حضرت باقر
بدل باشد مرا شوق لقاى حضرت باقر
ز عشقش جان من بر لب رسيده كس نمى‏ داند
كه نبود چاره ساز من سواى حضرت باقر

بگوشم هاتف غيبى سرود اين نكته را ديشب
كه باشد رخش دانش زير پاى حضرت باقر
چنان بگرفته علمش آفاق را يكسر
كه پيچيده در اين عالم صداى حضرت باقر
پيمبر گفت با جابر كه خواهى ديد باقر را
سلام از من رسان آنكه براى حضرت باقر
سوالاتى كه از وى كرده دانشمند نصرانى
جوابش را شنيد از گفته‏ هاى حضرت باقر
مسلمان گشت راهب ناگهان در محضر آن شه
منور شد دل او از ولاى حضرت باقر
شد آسان وضع حمل گرگ وحشى بيابانى
به روى قله ى كوه از دعاى حضرت باقر
بر ستاخيز اگر خواهى نج

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 10:46
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

باقرالعلوم *

2445

باقرالعلوم باقرالعلوم

اى شمع بزم دين، يا باقرالعلوم
وى آيت مبين، يا باقرالعلوم
اى سرور امم، وى پنجمين امام
معصوم هفتمين، يا باقرالعلوم

مرآت طاوها، ريحانه ‏ى نبى
فرزند يا و سين، يا باقرالعلوم
اى مهر دل فروز، در آسمان علم
وى يار مه جبين، يا باقرالعلوم
اى حجت خدا، ما را شفيع شو
در روز واپسين، يا باقرالعلوم
اى آفتاب علم، آئينه‏ ى كمال
چشم و چراغ دين، يا باقرالعلوم
اى نور كردگار، هستى تو يادگار
بر زين العابدين، يا باقرالعلوم
رسواى خاص و عام، كردى هشام را
با نطق آتشين، يا باقرالعوم
اى ماه هاشمى، شد قلب اهل دل
با مهر تو عجين، يا باقرالعلوم
اى كشته ستم، عالم به ماتمت
با غم شده قرين، يا باقرالعلوم
شمع وجود تو،

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 10:53
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن * محمّدحسین صغیراصفهانی

2121

اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن اى ز سرو قدّ رعنا بر صنوبر طعنه زن

و اى ز ماه روى زیبا مهر را رونق شکن

همچو من هر کس رخ و قد تو بیند تا ابد

فارغ است از دیدن خورشید و از سرو چمن

گر خرامى صبحدم در طرف باغ اى گل عذار

غنچه از شرم دهانت هیچ نگشاید دهن

اى تو شمع انجمن از فرط حسن و دلبرى

هر کجا دارند خوبان دو عالم انجمن

نسبت حسن تو با یوسف نشاید داد از آنک

صد هزاران یوسفت افتاده در چاه ذقن

چشم جادویت نموده شرح بابل مختصر

بوى گیسویت شکسته رونق مشک ختن

کى توانم کرد وصف و چون توانم داد شرح

ز آنچه عشقت مى کند اى نازنین با جان من

بس بود طبعم پریشان از غم زلفت مگر

با خیال قد رعنایت کنم موزون سخن

در مدیح صادر اول امام پنجم

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 10:57
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

مخزن علم النبيّين كاشف سرّ و علن *

2136

مخزن علم النبيّين كاشف سرّ و علن مخزن علم النبيّين كاشف سرّ و علن
در مديح صادر اول امام پنجمين(عليه السلام)
كش بود مدّاح ذات ذوالجلال ذوالمنن
شبل حيدر سبط پيغمبر خديو انس و جان
مخزن علم النبيّين كاشف سرّ و علن

حضرت باقر ضياى ديده خيرالنسا
حامى شرع رسول الله هوادار سنن
جلّ اجلاله توانايى كه گر خواهد كنى
روز، شب، خورشيد، مه، افلاك، غبرا، مرد و زن
دى به يك ايماى او گردد بهار و خار، گل
بلبل و قمرى شوند از امر او زاغ و زغن
بىولاى آن گل گلزار دين نبود، اگر
لاله خيزد در چمن يا سبزه رويد از دمن
كوى او چون خانه حق قبله اهل يقين
اسم او چون اسم اعظم دافع رنج و محن
هم به آدم شد مغيث و هم به نوح آمد معين
هم به عيسى گفت: كلّم هم به موسى گ

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:02
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شكافنده دانش *

2018

شكافنده دانش شكافنده دانش

اى به تو از خالق داور سلام

از لب جانبخش پيمبر سلام
اى پدر عالم هستى همه
نخل على يوسف فاطمه

شمس و قمر را به نسب اخترى
نسل امام از پدر و مادرى
اختر تابنده دانش تويى
بلكه شكافنده دانش توئى
عالم علم احد قادرى
باقرى و باقرى و باقرى
دانشى كل نقطه ‏اى از مكتبت
علم لِدُنى سخنى بر لبت
مدح تو از قول خدا در نبى است
خلق تو آيينه خلق نبى است
مام تو ريحانه بخل بتول
جابرت اورده سلام از رسول
اختر تابنده ماه رجب
مهر فروزنده ما رجب
شهر رجب را تو مهين كوكبى
ماه فروزان نخستين شبى
علم نهانى ز گلستان تو
پير خرد طفل دبستان تو
هر نفست باغ گلى از كمال
هر سخنت پاسخ صدها سوال
مهر رخت اى به على نور عين
بو

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:11
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو *

2176

اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو

اى بوسه گاه جن و ملك، خاك پاى تو
جان تمام عالم خاكى فداى تو
اى اختر سپهر ولايت، كه تا ابد
عالم منور است به نور لقاى تو

از شهريار كشور دانش، كه در جهان
نشناخت كس مقام تو را جز خداى تو
اى ريزه خوار سفره علمت جهانيان
خورشييد علم، كرده طلوع از سراى تو
اى باقر العلوم كه هنگام مكرمت
باشد هزار حاتم طايى گداى تو
پنجم ولى و حجت خلاق عالمى
لوح دل است مهر به مهر و ولاى تو
در عرصه وجود نهى قبل از آنكه پاى
داده سلام احمد مرسل براى تو
هر كس تورا شناخت، دل از ديگرى بريد
بيگانه گشت با همه كس، آشناى تو
چندين هزار عالم و دانشور فقيه
آمد برون ز مكتب و دانشسراى تو
آن پير سالخورد

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:23
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب
خرید انواع پرچم های مذهبی در جنس های مختلف

شيدايى *

2859

شيدايى شيدايى

خواهم امشب باز شيدايى كنم
از در رحمت تمنّايى كنم
تا شوم دور از تمام هرچه زشت
سير، در گلزار زيبايى كنم

گرچه خوارم، دم ز گلها مى‏زنم
ياد گل، ياد گل آرايى‏كنم
مدت كوتاه عمر خويش را
صرف خدمت نزد مولايى كنم
از همين كوتاه خدمت، تاابد
زندگى در لطف و آقايى كنم
آمدم نوشم مى‏از شير و رُطب

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:39
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

بر در ميخانه ماه رجب *

2241

بر در ميخانه ماه رجب بر در ميخانه ماه رجب
اى رجب ميخانه حيدر تويى
مِى تويى، باده تويى، ساغر تويى
طعم تو گرديده احلى من عسل
گوشه‏اى از وسعت كوثر تويى

راه درك ليلةالقدر على
بهر شيعه تا صف محشر تويى
ماه شعبان بر تو كرده اقتدا
باعث توفيق پيغمبر تويى
مطلعت زيباترين روز خداست
ميزبان حجت داور تويى
حسن مطلع در تو باشد لطف يار
شد رخ زيباى باقر آشكار
او شعيب عترت پيغمبر است
باقر درياى علم داور است
مفتخر بر نام او هستيم ما
اين كلام يك امام و رهبر است
اول خير آخر خير اصل خير
اين محمد، سفره دار كوثر است
بى رواياتى كه از او آمده
دين ما تا روز محشر ابتر است
سائل علمش مراجع گشته اند
وسعت علمش ز هركس برتر است
او كه باشد بهترين مو

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:43
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

بهر هر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باقر *

2498
1

بهر هر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باقر بهر هر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باقر

دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر
كه گويم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر
نديده ديده ى گيتى به علم و دانش و تقوا
كسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

ز بهر رفع حاجات و نياز خويش گرديده
سلاطين جهان يكسر گداى حضرت باقر
زبان از وصف او لكن، قلم از مدح او عاجز
كه جز حق كس نمى ‏داند بهاى حضرت باقر
نزايد مادر گيتى ز بهر خدمت مردم
به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر
به ذرات جهان يكسر بود او هادى و رهبر
كه جان عالمى گردد فداى حضرت باقر
برو كسب فضيلت كن چو مردان خدا اى دل
ز بحر دانش بى منتهاى حضرت باقر
اگر گردد شفيع ما بنزد خالق يكتا
بهر هر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باق

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:47
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

گل گلزار عشق *

2401

گل گلزار عشق گل گلزار عشق

ساقيا مى ده كه دل از اضطراب آيد برون
كز افق جاى مه امشب آفتاب آيد برون
آن چنان مستم كن اى ساقى كه از فرط شعف
جاى اشك از ديده ام درّ خوشاب آيد برون

بزم شادى كن بيا امشب به صد جاه و جلال
تا ز پشت پرده يارم بى حجاب آيد برون
شد شب ميلاد مسعود امام پنجمين
آن كه توصيف صفاتش از حساب آيد برون
زد قدم در عرصه گيتى گل گلزار عشق
تا ز شرم روى او از گل، گلاب آيد برون
خشم حق بين باز كن كز بارگاه قُرب حق
موكب نوباوه ختمى مأب آيد برون
از قدوم ميمنت با دُر درياى علم
بوى مشك و عود و عنبر از تراب آيد برون
تا منور ملك هستى گردد از نور رُخَش
يوسف فرخ رخ ما بى نقاب آيد برون
آمد آن شاهى كه آدم از براى

  • پنج شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 12:03
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

قوام هستى *

2278

قوام هستى قوام هستى

قوام هستى محيط امكان
بلوغ خلقت شكوه ايمان
فروغ توحيد دليل سرمد
بيان وحدت لسان برهان

بهشت رحمت صفاى جنت
بهار طوبى جمال يزدان
امام باقر كه فيض وافر
دهد كلامش به علم و عرفان
كه را شناسد جهان تحقيق؟
كه برتر از او كشيده ايوان
بدست سبزش رياض دين را
نموده خرم چنان گلستان
بداده قولش كلام حق را
هزار تفسير هزار عنوان
پناه قرآن ز كفر و باطل
ز كفر و باطل پناه قرآن
ولادتش را عنايتى دان
به اهل تقوى به اهل ايمان
به شا د باش دل پيمبر
دلى نباشد كه نيست شادان
مرا ز شوق است نواى شادى
چنانكه بر شاخ هزار دستان
ترانه خيزد ز تار پودم
قصيده ريزم ز جوهر جان
به هر كه بينم چو ناى مطرب
بود خوش آوا بود عزاخوان

  • جمعه
  • 24
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:17
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

مرحبا مرحبا، آفرين آفرين *

2448

مرحبا مرحبا، آفرين آفرين مرحبا مرحبا، آفرين آفرين

مبارك شيعيان آمد بدنيا حضرت باقر
كه از سوى رسول حق سلامش آورد جابر
مرحبا مرحبا، آفرين آفرين
منادى ميزند بين زمين آسمان فرياد
رجب اين ماه عظمى را رسيده مژده ميلاد
كه شادان گشته از ميلاد باقر حضرت سجاد
بر پدر آنچنان بر فرزندى چنين
مرحبا مرحبا، آفرين آفرين
به روز اول ماه رجب از امر يزدانى
رسد در مكتب اثنى عشر استاد ربانى
مدينه از فروغ روى ماهش گشته نورانى
مدينه النبى گشته خلد برين
مرحبا مرحبا، آفرين آفرين
دهد اين مژده را بر فاطمه روح الامين امشب
كه ماهى آسمانى آمده روى زمين امشب
خدا بخشد گلى زيبا به زين العابدين امشب
حافظ مكتب و باقر علم دين
مرحبا مرحبا، آفرين آفرين

  • جمعه
  • 24
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 15:22
  • نوشته شده توسط
  • مهدی نعمت نژاد
ادامه مطلب

شعر مصیبت امام باقر(ماتم جانسوز امام پنجمین است) *

2444
1

شعر مصیبت امام باقر(ماتم جانسوز امام پنجمین است) ماتم جانسوز امام پنجمین است
قتل جگر گوشه ی زین العابدین است
حجة بن الحسن، بادا سرت سلامت
قبر عزیز فاطمه زائر ندارد
مهدی به روی تربتش سر می گذارد
حجة بن الحسن، بادا سرت سلامت
قلب تمام دوستان سوزد ز داغش
سلام ما بر قبر بی شمع و چراغش
حجة بن الحسن، بادا سرت سلامت

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 16:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مصیبت امام محمد باقر(عالم ماتم سرا شد) *

2169

شعر مصیبت امام محمد باقر(عالم ماتم سرا شد) عالم ماتم سرا شد
فاطمه صاحب عزا شد
باقر آل پیمبر
کشته زهر جفا شد
پنجمین نور ولایت
گشته پر پر از عداوت
زهر کین سوزانده جانش
جرم او بوده امامت
هدیه کرده جان به جانان
هدیه کرده جان به جانان
فاطمه جان
فاطمه جان،
فاطمه جان
فاطمه جان
صادقش سوزد ز داغش
گشته گریان در فراقش
در بقیع آید کنارش
قبر بی شمع و چراغش
می سراید شعر هجران
می سراید شعر هجران
فاطمه جان،
فاطمه جان،
فاطمه جان،
فاطمه جان

  • چهارشنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1391
  • ساعت
  • 16:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد