دل بی تاب من
به سیاهی بیرق مشکی تو گره خورد
از همون روزی که
پدرم با گریه منو مجلس روضه ها برد
به این امید زنده ام
که بگن این نوکر وسط روضه دق کرد و مرد
تو که با قلبی پر دستگیری کردی از حر
پس بگو از من هم آقا نیستی هیچ دلخور
ارباب دار و ندارم ارباب ای کس و کارم
ارباب نوکرت هستن کل ایل و تبارم
ارباب دل بی قرارت عالم روی مدارت
تاج رو سرم هستن کل ایل و تبارت
مددی یاثارالله سیدی یااباعبدالله
------
به تموم دنیا
و به کل عقبی نمیدم خاک زیر پاتو
نمیرم از دنیا
به بزرگیت آقا نبینم روزی کربلاتو
به خدا می میرم
اگه تو اون دنیا نخورم چای روضه هاتو
تو که در نابی بر دو جهان اربابی
پاک کن آ
- جمعه
- 24
- مهر
- 1394
- ساعت
- 12:47
- نوشته شده توسط
- مجید قنبری




