سایر اشعار محرم و صفر

مرتب سازی براساس
 محمد مهدی عبدالهی

با نام حسین دوباره در خاک روم * محمد مهدی عبدالهی

2248
5

با نام حسین دوباره در خاک روم السّلام علی الحسین

در هیئت تو ، به اوج افلاک روم

با ذکر حسین و دلِ صد چاک روم

چون انس قدیمی به تَباکی دارم

با نام حسین، دوباره در خاک روم

"محمدمهدی عبدالهی"

  • پنج شنبه
  • 16
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 13:55
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محسن کاویانی

تقدیم به مادر وهب جوان نصرانی -( دستی خدایی کرد گلچینت ) * محسن کاویانی

4701
6

تقدیم به مادر وهب جوان نصرانی -( دستی خدایی کرد گلچینت ) دستی خدایی کرد گلچینت
روح القدوس انگار ضامن شد!
آری ره صد ساله در یک شب
پیمودنش با عشق ممکن شد

بانو چه کردی عشق اینگونه
فرزند پاکت را پریشان کرد
این تازه داماد مسیحی را
با یک نگاه خود مسلمان کرد

از باده ی چشم حسین انگار
نوشید راز کل ادیان را
آری وهب جانانه ثابت کرد
ده روزه از بر کرده قرآن را

حکمت چه بوده نوعروس تو
باید میان کشته ها باشد
در بین زن های دلاورمرد
تنها شهید کربلا باشد

بانو کسی دیگر نمیگوید
مردانگی در سیرت زن نیست
مردانگی ها را نشان دادی
مردانگی تنها به گفتن نیست

عشق آمد و بی گفتگو رفتی
در بین زن های جوان داده
من شک ندارم حضرت عیسی
ناقوس قلبت را تکان داده

ای کاش قدری چون شما ب

  • دوشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 10:59
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

مناجات با امام حسین(ع) * محمد مهدی عبدالهی

3250
4

مناجات با امام حسین(ع) یاحسین

زحمتی دارم برایت ای فلک جان حسین

می شود روزی اشکم را ز بارانت دهی؟

محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 24
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 19:12
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب

شعر شب عاشورا (یک شهر دعا کرد و بلا کم نشد امسال) *

3977
3

شعر شب عاشورا (یک شهر دعا کرد و بلا کم نشد امسال) یک شهر دعا کرد و بلا کم نشد امسال
خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال

ای ماه چه دیر آمدی از راه و عجیب است
دل واپس تو عالم و آدم نشد امسال

پیش از تو محرم شد و پیش از تو عزا بود
مویی ز عزاداری تو کم نشد امسال

جایی ننشستیم که یادی نشد از درد
شعری نسرودیم که ماتم نشد امسال

صد خیمه ی خاموش به تاراج جنون رفت
یک خاطر آسوده فراهم نشد امسال

در گریه نهفتیم عزای شب خود را
تاوان تو زخمی ست که مرهم نشد امسال

  • پنج شنبه
  • 4
  • آبان
  • 1391
  • ساعت
  • 06:26
  • نوشته شده توسط
  • مرتضی پارسائیان
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

به بهانه زیارت ضریح جدید ابا عبدالله الحسین(ع) -( عاقبت ماه محرّم حرمت را دیدم ) * محمد مهدی عبدالهی

2977
12

به بهانه زیارت ضریح جدید ابا عبدالله الحسین(ع) -( عاقبت ماه محرّم حرمت را دیدم ) به بهانه زیارت ضریح جدید ابا عبدالله الحسین(ع)
بار دیگر شده دستم به دعا، بسم الله
هر که دارد هوس کرب و بلا ، بسم الله
صحن چشمان من، انگار توهّم زده است
شده ام زائرت ای خون خدا، بسم الله
چقدر حال و هوای حرمت می آید
زده ام دست توسّل به شما، بسم الله
حس شود عطر خوش سیب، همین نزدیکی
هر طرف گشته به پا شور و نوا، بسم الله
قسمت این است که با لطف دعای رضوی
ملک ایران بشود غرق صفا، بسم الله
عاقبت ماه محرّم حرمت را دیدم
وَ نصیبم شده پاداش عزا، بسم الله
حیف شش گوشه تو ،می رود از پیش همه
می رود تا برسد کرب و بلا، بسم الله
کاش همراه ضریحت برود این دل من
تا زمین پر اندوه و بلا ، بسم الله
ذکر ما هیئتیان ، کلّ

  • سه شنبه
  • 14
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 19:12
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 محمد مهدی عبدالهی

دوبیتی در محکومیت فتنه گران بی شرم -( فتنه گر شعله به پرچم می زد ) * محمد مهدی عبدالهی

2867
12

دوبیتی در محکومیت فتنه گران بی شرم -( فتنه گر شعله به پرچم می زد ) محکومیت جسارت کنندگان عاشورای88

فتنه گر شعله به پرچم می زد
کف در ایّام محرّم می زد
همچو خولی ،انس و شمر، افسوس
خنده بر ماتم و این غم می زد
شاعر:محمدمهدی عبدالهی

  • جمعه
  • 8
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:53
  • نوشته شده توسط
  • محمدمهدي عبدالهي
ادامه مطلب
 جابر عابدی

اشعار شور کربلا -( کربلا کربلا، قبله ی عاشقا، حرم باصفایی ) * جابر عابدی

5954
9

اشعار شور کربلا -( کربلا کربلا، قبله ی عاشقا، حرم باصفایی ) کربلا کربلا، قبله ی عاشقا، حرم باصفایی
کربلاکربلا، بی انتها تویی، کعبه دلربا، میخونه ی ولایی
آرزوم همینه، که سرم رو روی خاکت بذارم
کی می شه ببینه، چشام اونجایی که بارون می بارم
گلبوسه بچینه، ضریحی که براش، دل بیقرارم
بیقرار بیقرارم، تا نیام چشم انتظارم
حوالم نده به فردا، که می میره قلب زارم
اللهم ارزقنا کربلا کربلا کربلا
کربلا، کربلا، فکر روز و شبام، نوای رو لبامی
کربلا کربلا، ترنم صدام
خاک پاکت شفام، تو درمون دوامی
آتیشم زدی با، این همه فاصله که من کشیدم
دیدم عکستو تا، دوباره از عجائب دل بریدم
بات شدم آشنا، همون اولی که تربت چشیدم
چشیدم با تو شعورُ، لحظه لحظه حسّ شورُ
نمی دم به باغ جنت، کنار

  • یکشنبه
  • 6
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 16:06
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 جابر عابدی

اشعار شور کربلا -( شب های جمعه که میاد، دلم تو فکر دوریه ) * جابر عابدی

126

اشعار شور کربلا -( شب های جمعه که میاد، دلم تو فکر دوریه ) شب های جمعه که میاد، دلم تو فکر دوریه
لحظه شمارِ قسمت و زیارت حضوریه
منتظرِ منتظرِ دعوت ارباب دلم
برای دیدن حرم، بدجوری بی تابه دلم
دلم از کربلا سیری نداره، هدف داره ولی تیری نداره
حریف دل نمی شم لطفی عباس، جوازتو باشه گیری نداره
ربنا، آتنا و ارزقنا کربلا
شب های جمعه که میاد، آسمونا زائر می شن
ما بین بین الحرمین، ملائکه طائر می شن
تموم انبیا میان با اولیاء و اوصیا
شهدا دست جمع میان، محضر شاه سرجدا
جداییم ازدرخونه ت محاله، یه لحظه دورشم ازتوضد حاله
من ازتوکربلامی خوام حسین جان، به این واونندیم آقا حواله
ربنا، آتنا و ارزقنا کربلا
کربلا به آقام بگو، ندیده من اسیرتم
سی و چهار بار شب و روز، نمک نه

  • یکشنبه
  • 6
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 16:11
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

صحنه آخر ... -( غرق خون وقت صحنه ی آخر ) * محمد جواد الهی پور

1740
2

صحنه آخر ... -( غرق خون وقت صحنه ی آخر ) غرق خون وقت صحنه ی آخر
بین گودال داشت جان می داد
با نفس های گرم و بی رمقش
دل حضار را تکان می داد
مادری در میان هق هق و اشک
مشت بر سینه می زد و با درد
یک نگاهش به سمت مقتل بود
یک نگاهش به چهره هایی زرد
آتش از خیمه ها که بالا رفت
روضه خوان داشت نغمه سر می داد
گفت:
او می دوید و من...
انگار
از غمی بی امان خبر می داد
دانه های سفید برف آرام...
مثل یک دسته ی عزا از راه...
آمدند و شدند تسکین...
عطش کودکان ثارالله!
آتش خیمه ها فروکش کرد
دل ولی همچنان تلاطم داشت
مرد قصه میان خون ،اما
گوشه چشمی به سمت مردم داشت
بوق شیپور و طبل ماتم را
هرکسی می شنید می لرزید
شمر آمد ...ولی همه دیدند
دست هایش شدید می لرزید

  • دوشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 08:30
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

غزل برای ضریح جدید امام حسین (ع) -( چقدر دامنم از گریه ها تر است حسین ) *

2081
1

غزل برای ضریح جدید امام حسین (ع) -( چقدر دامنم از گریه ها تر است حسین ) چقدر دامنم از گریه ها تر است حسین
چقدر صحن دلم با صفاتر است حسین
به شکل دیگری امروز زائرت شده ام
به این دلیل دلم مبتلاتر است حسین
عجب زیارتی امسال قسمتم شده است
چقدر بال من اینجا رهاتر است حسین
صدای پای تو ما را کشانده تا اینجا
صدای بودنت اینجا رساتر است حسین
فضای شهر، خودش کربلاست در این ماه
ضریحت آمده و کربلاتر است حسین
غریبه نیستم از این به بعد با حرمت
نگاه من به حرم آشناتر است حسین
خودش به کشتن تو خونبها شده یعنی
خدا برای تو صاحب عزاتر است حسین
********
شاعر: محمد علی بیابانی

  • جمعه
  • 17
  • خرداد
  • 1392
  • ساعت
  • 14:47
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر خروج امام حسین(ع) از مکه به سمت کربلا -( از مکه خبر آمده داغ است خبرها ) * حسن بیابانی

4769
5

شعر خروج امام حسین(ع) از مکه به سمت کربلا -(  از مکه خبر آمده داغ است خبرها ) از مکه خبر آمده داغ است خبرها
باید برسانند پدرها به پسرها
از مکه خبر آمده از رکن یمانی
نزدیک اذان ناله بلند است سحرها
داغ است خبرها نکند باد مخالف
در شهر بپیچد بزند شعله به درها
نزدیک سحر قافله ای رد شد از اینجا
ماندیم دوباره من و اما و اگرها
باید بروم زود خودم را برسانم
حتی شده حتی شده از کوه و کمرها
از مکه خبر رفته رسیده ست به کوفه
حالا همه با خیره سری خیره به سرها
بر خاک عزیزی ست ولی پیرهنش را
سربسته بگویند پسرها به پدرها
برخاک عزیزی ست و در راه عزیزی ست
خود را برسانید که داغ است خبرها

شاعر : حسن بیابانی

  • سه شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

قمر بنی هاشم -( وقتی عمود آهنین خوردی تو ) * عباس شاکری

66

قمر بنی هاشم -( وقتی عمود آهنین خوردی تو ) وقتی عمود آهنین خوردی تو
آسیب بزرگی به یقین خوردی تو
چون فاطمه روی ماه تو نیلی شد
با صورت خود که که بر زمین خوردی تو
گذشتی از دل نخلستان
تیری زیسار و ز یمین خوردی تو
باسینه پر امید خود میرفتی
رفتی جلو اما به کمین خوردی تو
آبی نرسانده به حرم افتادی
خون جگر از غم همین خوردی تو
جسم تو روی چادر زهرا افتاد
وقتی به زمین ز صدر زین خوردی تو
از کودکیت امید حیدر بودی
حقا که به درد شاه دین خوردی تو
آن قدر به قلب دشمنان خون کردی
تا مهر یل ام بنین خوردی تو
شاعر : عباس شاکری

  • پنج شنبه
  • 25
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:51
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

زمزمه امام سجاد (ع) -( چهل ساله روضه می خونه ) * اسماعیل شبرنگ

16

زمزمه امام سجاد (ع) -( چهل ساله روضه می خونه ) چهل ساله روضه می خونه
کسی حالش رو نمی دونه
که درد و غم هاش فراوونه وای وای
مگه می ره لحظه ای
از یادش ماتم کربلا
قتلگاه و پیکر بابا
سرخونی رونیزه ها
واویلا
چهل ساله درد و غم
مونس شب و روزش بوده
نبود از غم دمی آسوده
هنوزم زخمیّ و کبوده
واویلا
چشای تارش پُر از آبه
به یاد غم های اربابه
زِ داغ شیرخواره بی تابه
وای وای
دمی که آب می بینه
می کنه از غم و غصه غش
می خونه به زیر لب همَش
روضه ی کربلا و عطش
واویلا
می خواد یه بار دیگه
ببینه سه ساله دخترو
ببینه عمه ی پرپر و
بغل کنه علی اصغرو
واویلا

شاعر : اسماعیل شبرنگ

دانلود سبک

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:50
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

زمزمه حضرت محمد(ص) -( به روی لب آه غم داری ) * اسماعیل شبرنگ

15

زمزمه حضرت محمد(ص) -( به روی لب آه غم داری ) به روی لب آه غم داری
تو دائم از غصه می باری
میان دل لاله می کاری
وای وای
فراق تو یانبی
آتیش به قلب مدینه زد
نمک رو زخم دیرینه زد
زهرا از غم تو سینه زد
واویلا
ولی فکر تو هنوز
محو فردای مدینه بود
صورت و ضربه ی کینه بود
گل زخم پهلو وسینه بود
واویلا
تورفتیی و بعد تو بابا
مدینه شد خانه ی غم ها شکسته شد حرمت زهرا
وای وای
تورفتی و بعد تو
به آتیش کشیدن خونمو
ندیدن اشک روونَمو
ندیدن خون رو گونمو
واویلا
توی خونه ریختن و
لِه کردن گلای باغچه رو
از شاخه بُریدن غنچه رو
به آتیش کشیدن کوچه رو
واویلا

شاعر : اسماعیل شبرنگ

دانلود سبک

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:56
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

اشعار شهادت امام سجاد (ع) -( یادم نمی ره روضه هارو ) * اسماعیل شبرنگ

6

اشعار شهادت امام سجاد (ع) -( یادم نمی ره روضه هارو ) یادم نمی ره روضه هارو
مصیبتای کربلارو
شعله به جون ما کشیدن
سر از تن بابام بریدن
چشم تر مارو ندیدن
یه چشمم اشک یه چشم من خون
آتیش زدن به خیمه هامون
رو نیزه ها سر بابامون
( ای وای از این غم )
خیمه و لحظه های غارت
اسارت و داغ جسارت
از درد و غم دلم کبابه
قاتل من بزم شرابه
داغ سه ساله و خرابه
چهل ساله دائم می بارم
گریه شده تموم کارم
تموم شده صبر و قرارم
( ای وای از این غم )

شاعر : اسماعیل شبرنگ

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:28
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

اشعار وفات شهادت گونه حضرت محمد(ص) -( می کشی آه غم زِ سینه ) * اسماعیل شبرنگ

6

اشعار وفات شهادت گونه حضرت محمد(ص) -( می کشی آه غم زِ سینه ) می کشی آه غم زِ سینه
پر می گیری از این مدینه
می باره از چشات ستاره
دلت دیگه آروم نداره
شعله وره پر از شراره
با یه دل شکسته آقا
دلواپسی برای فردا
روضه می خونی واسه زهرا
( ای وای از این غم )
یه روزی از ضربه ی سیلی
صورت زهرا می شه نیلی
تو کوچه پس کوچه ی غم ها
به زیر دست و پای اعدا
می شکنه پهلوهای زهرا
اونا که زخمای کشندن
دستای حیدر و می بندن
به اشک غربتش می خندن
( ای وای از این غم )

شاعر : اسماعیل شبرنگ

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:33
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

اشعار شهادت امام حسن مجتبی(ع) -( خیمه ی ماتمت به پا شد ) * اسماعیل شبرنگ

7

اشعار شهادت امام حسن مجتبی(ع) -( خیمه ی ماتمت به پا شد ) خیمه ی ماتمت به پا شد
محرم تو زهر جفاشد
پاره های دل تو آقا
جلو چشِ زینب کبری
می ریزه توی طشت غم ها
زخم دل تو شده کاری
خون دل تو شده جاری
دیگه آقاتوون نداری
( ای وای از این غم )
گفتی هوای کوچه مِه شد
گلای یاس باغچه لِه شد
سرو صنوبرو شکستن
پهلوی مادر و شکستن
قامت حیدر و شکستن
یادت نرفته این چهل سال
اما دم آخر تو بی حال
می خوندی روضه های گودال
( ای وای از این غم )

شاعر : اسماعیل شبرنگ

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:35
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

اشعار شهادت امام رضا (ع) -( شبای غربتت سحر شد ) * اسماعیل شبرنگ

6

اشعار شهادت امام رضا (ع) -( شبای غربتت سحر شد ) شبای غربتت سحر شد
که حالا موقع سفر شد
بار سفر می بندی امشب
می سوزه پیکر تو از تب
کاسه ی صبر تو لبالب
از درد و غم بارون گرفتی
به زیر لب زبون گرفتی
از کربلا نشون گرفتی
( ای وای از این غم )
بیا کنار من جوادم
عزیز من برس به دادم
که رفتنی شدم از این جا
بیابیا جواد بابا
حال مرا تو کن تماشا
در موج خون دلم نشسته
شدم از این زمونه خسته
بالاسرم پهلوشکسته
( ای وای از این غم )

شاعر : اسماعیل شبرنگ

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 06:37
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

واحد حماسی حسرت کربلا -( بذار منم یه نوکر باصفایی شم -می خوام دوباره از ) * اسماعیل شبرنگ

17

واحد حماسی حسرت کربلا -( بذار منم یه نوکر باصفایی شم -می خوام دوباره از ) بذار منم یه نوکر باصفایی شم - می خوام دوباره از غم تو هوایی شم
آرزومه منم یه روز کربلایی شم
سرمه ی چشمام خاک پاته -- قبله ی من ایوون طلاته
عاشق بین الحرمینم -- دل من توی کربلاته (2)
چی می شه من با - زائرای تو - پربگیرم تا - کربلای تو
( یاحسین مولا )
جوونی من به فدای زخم لبهات - آرزومه یه شب با جمع سینه زنهات
سینه زنون آقابیام تا پایین پات
به پای عشق تو مدهوشم -- از غم تو مشکی می پوشم
خواب هر روز و شبم اینه : -- در طواف قبر شش گوشه م (2)
پرچم سرخت - دلمو خون کرد - ذکر ثارالله - منو مجنون کرد
( یاحسین مولا )
من از کنار شش گوشه که قبله ی ماس - باذکز ساقی حرم باشور و احساس
می خوام که سینه خیز برم

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:05
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

اشعار عاشورایی به یا شهید بی پلاک... -( دل دوباره یاد یاران کرده است ) * اسماعیل شبرنگ

7

اشعار عاشورایی به یا شهید بی پلاک... -( دل دوباره یاد یاران کرده است ) دل دوباره یاد یاران کرده است
امشبی یاد شهیدان کرده است
یاد آن جان بر کفان جبهه ها
عاشقان بی قرار کربلا
باز هم یاد شهید بی پلاک
پیکر بی سر که افتاده به خاک
یاد جانبازی سرداران جنگ
این دل بشکسته ام گردیده تنگ
یاد آوینی و همّت ، باکری
یاد چمران ، صادقیّ و باقری
تا که سوزم با شهادت ساز شد
درب رحمت پیش رویم باز شد
دیدم آن حالات شوق و شور را
در میان چهره هاشان نور را
در هوای عاشقی پر می زدند
تا خدا با گریه معبر می زدند
در دل شب با نوا و زمزمه
ذکرشان "یافاطمه " " یا فاطمه "
بین چهره عکس یک لبخند بود
همه ی هستیّ شان سربند بود
از همه افلاک برتر بوده اند
دوست نه،بلکه برادر بوده اند
تشنه لب دادند جان پای

  • جمعه
  • 26
  • مهر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

شعر ورود کاروان به مدینه -( شد چو زینب وارد شهر مدینه ) *

12348
28

شعر ورود کاروان به مدینه -( شد چو زینب وارد شهر مدینه         ) شد چو زینب وارد شهر مدینه گاه بر سر می زند و گاهی به سینه
ای خدا از غم کبابم نیست بر دل صبر و تابم
هر که آید از سفر سوغات آرد زینب غم دیده هم سوغات دارد
دور و بر دورش یتیمان جمله زنهای پریشان
یک همی گوید به صغرای پریشان عمه ات آمد برو سوغات و بستان
کاکل پر خون اکبر زلف مشکین برادر
خواهر ، خوش به حالت که با ما نبودی سر برهنه به صحرا نبودی
کشتن ِ اکبرم را ندیدی حنجر اصغرم را ندیدی
طفل ها را در بیابان می دواندند خیل زنها بر شتر ها می نشاندند
داد و بیدادش بسوزد نسل و بنیادش بسوزد
با برادر رفته بودم بی برادر آمدم من تاج وبرسررفته سرآمدم
بودم خاک برسر آمدم
داد و بیدادش بسوزد
نسل و بنیادش بسوزد

  • چهارشنبه
  • 1
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 16:27
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مجلس چهل و ششم: ملاقات ام البنین با زینب در مدینه *

53

مجلس چهل و ششم: ملاقات ام البنین با زینب در مدینه مجلس چهل و ششم:
ملاقات ام البنین با زینب در مدینه
ای که از زیباترین زیباتری
از زمین و آسمان بالاتری
پس چرا ای حجت ثانی عشر
از علی و فاطمه تنهاتری
(احمد حسین پور علوی)
یا بقیه الله! آقا جانم فدای اشک چشماتون! می دونم امشب هم مثل همه ی شب ها بزم عزای جدتون حسین رو بر پا کردید. پسر فاطمه ما رو هم به آن مجلس نورانی و با صفا که روضه خون خود شمائید ، دعوت کن.
یابن الحسن! امشب باز هم روضه ی بازگشتن اهل بیت ابی عبدالله رو به مدینه می خونیم اما روضه ی امشب ما یه عطر و بوی دیگه ای داره؛ چرا؟ آخه امشب روضه ی ملاقات زینب با ام البنین مادر ابالفضله، روضه ای که خیلی شنیدنیه به خاطر این که اصلاً ام البنین سر

  • چهارشنبه
  • 8
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:59
  • نوشته شده توسط
  • feiz
ادامه مطلب

مجلس بیست و هفتم ملاقات ام البنین با زینب در مدینه *

80

مجلس بیست و هفتم ملاقات ام البنین با زینب در مدینه مجلس بیست و هفتم
ملاقات ام البنین با زینب در مدینه
ای که از زیباترین زیباتری
از زمین و آسمان بالاتری
پس چرا ای حجت ثانی عشر
از علی و فاطمه تنهاتری
(احمد حسین پور علوی)
یا بقیه الله! آقا جانم فدای اشک چشماتون! می دونم امشب هم مثل همه ی شب ها بزم عزای جدتون حسین رو بر پا کردید. پسر فاطمه ما رو هم به آن مجلس نورانی و با صفا که روضه خون خود شمائید ، دعوت کن.
یابن الحسن! امشب باز هم روضه ی بازگشتن اهل بیت ابی عبدالله رو به مدینه می خونیم اما روضه ی امشب ما یه عطر و بوی دیگه ای داره؛ چرا؟ آخه امشب روضه ی ملاقات زینب با ام البنین مادر ابالفضله، روضه ای که خیلی شنیدنیه به خاطر این-که اصلاً ام البنین س

  • جمعه
  • 10
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 09:45
  • نوشته شده توسط
  • feiz
ادامه مطلب

شعر مدح اهل بیت -( خلقتش بوده برای بچه های فاطمه ) * حسین ایزدی

2595
1

شعر مدح اهل بیت -( خلقتش بوده برای بچه های فاطمه ) خلقتش بوده برای بچه های فاطمه
پس خدا بوده خدای بچه های فاطمه
از ازل تا به ابد دنیا فقط حرفش یکی است
کل خلقت ماجرای بچه های فاطمه
هر کجا نور خدا بوده همانجا بوده اند
عرش پر از رد پای بچه های فاطمه
با وجود این همه زشتی که از ما دیده اند
کم نمی گردد عطای بچه های فاطمه
مثل خورشیدی که نورش بر همه تابیده است
شامل ما شد دعای بچه های فاطمه
یک به یک ما را قیامت پیش خود جا می دهند
بی نظیر است این وفای بچه های فاطمه
هر که بر جایی رسیده از عنایات شماست
حضرت عیسی گدای بچه های فاطمه
-نذر اهل بیت، اهل بیت باید ذبح کرد-
بچه های ما فدای بچه های فاطمه
***

شاعر : حسین ایزدی

  • پنج شنبه
  • 16
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 03:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 وحید قاسمی

شعر تنور خولی مصائب شهر کوفه و شام -( بوي بهشت مي وزد از داخل تنور ) * وحید قاسمی

4585
2

شعر تنور خولی مصائب شهر کوفه و شام -(  بوي بهشت مي وزد از داخل تنور ) بوي بهشت مي وزد از داخل تنور
موسي گمان كنم كه رسيده به كوه طور
شبنم كنار ساحل آتش چه مي كند؟
اين سيب سرخ داخل آتش چه مي كند؟
آتش گرفته شهپر ققنوس در تنور
نفرين آسمان و زمين باد بر تنور
نمرودها و ابرهه ها عهد بسته اند
آيينه ي تجلي حق را شكسته اند
سوزانده اند قسمتي از باغ سيب را
فهميده اند معني شيب الخضيب را
اينجا خليل راهي رضوان نمي شود
آتش در اين بلاد گلستان نمي شود
خورشيد گرگرفته درون تنور، واي
موسي سرش جدا شده دركوه طور، واي
جاي عزيز فاطمه كنج تنور نيست
مطبخ محل شأن نزول زبور نيست
ديشب تمام دشت برايش گريسته
يحيي درون طشت برايش گريسته
زخم عميق لعل لبش گريه آور است
چشمان نيمه باز شفق گونه اش ت

  • پنج شنبه
  • 30
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شعر به مناسبت ساخت ضريح سيدالشهدا(ع -( كار ِ دست نيست كار ِ جان باشد ) * علیرضا خاکساری

1518

شعر به مناسبت ساخت ضريح سيدالشهدا(ع -( كار ِ دست نيست كار ِ جان باشد ) كار ِ دست نيست كار ِ جان باشد
شاهكاري كه در ميان باشد
سجده گاهِ پيمبرانِ خدا
بوسه گاهِ فرشتگان باشد
بار ِ ديگر كتيبه هاي طلا...
محتشم باز روضه خوان باشد
نقش ِ برجسته هاي رويِ ضريح
كار ِ استاد فرشچيان باشد
بَر و بچه هاي قم خدا قُوَت
شير ِ مادر حلالتان باشد

شاعر : علیرضا خاکساری

  • چهارشنبه
  • 6
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مصائب کوفه و شام -( ديگر سپاه و لشكري و ياوري نماند ) * رضا شریفی

2336
2

شعر مصائب کوفه و شام -( ديگر سپاه و لشكري و ياوري نماند ) ديگر سپاه و لشكري و ياوري نماند
ديگر براي اهل حرم اختري نماند
هفده ستاره همره خورشيد روي ني
ديگر براي اهل حرم حيدري نماند
از ضرب سنگ و نيزه و از ظلم نعل ها
ديگر براي دفن ، خدا پيكري نماند
از جنگ سخت بر سر آن كهنه پيرهن
معلوم شد براي تو انگشتري نماند
اما براي اهل حرم شام واقعه
جز اشك و آه و ناله ره ديگري نماند
دارد رباب زمزمه آزاد گشته آب
اما هزار حيف ، دگري اصغري نماند

شاعر : رضا شریفی

  • شنبه
  • 9
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر ورود اهلبیت به شام -( گر شمیم غـم و محنت بـه مشام آمده است ) *استاد سید هاشم وفایی

2303

شعر ورود اهلبیت به شام -( گر شمیم غـم و محنت بـه مشام آمده است ) گر شمیم غـم و محنت بـه مشام آمده است
شــادی و هلهلـه از مردم شام آمده است
همــره قـافلـۀ عتــرت یـاسیـن تـا شـام
بر سـرنیـزه سـر پــاک امــام آمده است
گرچه در صبح گهان است طلـوع خـورشیـد
خبر این است که خورشید به شام آمده است
با مـلائک ز فلـک گـریـه کنـان جبـرائیــل
در پی دیــدن ایـن مــاه تمام آمده است
مـادرش فـاطمـه از کرب و بــلا و کــوفــه
پی دیــدار گُلش گــام به گـام آمده است
گرچه خون می چکد از گردن و پایش ، نگرید
رهبــرقـافلــۀ شــورو قیــام آمده است
اشـک حلقــه زده در دیــدۀ او، پیش امـام
پیرمـردی که پی عـرض سلام آمده است
سخـن زینب و سجّــاد پی محــو ستـــم
ذوالفقـاری است که بیرون ز نیا

  • چهارشنبه
  • 13
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محسن عرب خالقی

شعر حضرت محسن(ع)-شهادت -( بر جان خانه کینه ای شعله ور افتاد ) * محسن عرب خالقی

3292
2

شعر حضرت محسن(ع)-شهادت -( بر جان خانه کینه ای شعله ور افتاد ) بر جان خانه کینه ای شعله ور افتاد
آنقدر زد آنقدر زد آخر در افتاد
ای کاش می چرخید از لولا در، اما
در وا نشد افتاد، روی مادر افتاد
می خواست تا در پیش نامحرم نیفتد
می خواست… اما هرچه کرد او آخر افتاد
با یاعلی پا شد ولی مولا زمین خورد
با یا رسول الله او پیغمبر افتاد
فهمیده بود این باغ بار شیشه دارد
آنقدر زد از شاخه سیب نوبر افتاد
یک آیه با میخ در و یک آیه با زهر
یک آیه هم در قتلگاه از کوثر افتاد
در گوشه ی گودال مادر بود وقتی
چشمان تیز خنجری بر حنجر افتاد
از آستین دست شقاوت تا در آمد
چشم طمع بر حلقه ی انگشتر افتاد
یک تیر با هجده هدف یعنی که زینب
یک سنگ خورد از نیزه ها هجده سر افتاد
***

شاعر : محسن

  • یکشنبه
  • 15
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 15:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلود سبک شور -( ای پسر حضرت زهرا ، هر موقع دلتنگ شماییم ) * امیر عباسی

2242
2

دانلود سبک شور  -( ای پسر حضرت زهرا ، هر موقع دلتنگ شماییم ) شور
(به سبك سلام ما به حضرت عشق)
ای پسر حضرت زهرا ، هر موقع دلتنگ شماییم
با پای دل به عشقت آقا ، راهی شهر سامراییم
روی تو خورشید و مهتاب ، بیچاره هارو هم دریاب
آبرومون اینه آقا ، ما سائلیم و تو ارباب
یا سیدی یبن الزهرا
******
ایشالا یک روزی ببینیم ، شُهره میون عالمینیم
از حرم قشنگت آقا ، زائر مرقد حسینیم
بشنو ز رحمت یا مولا ، سوز و نوای ما ها رو
امضا کن آقا برات ِ ، کرببلای ما ها رو
یا سیدی یبن الزهرا
******
حسین حسین مرثیمونه ، اشک فرشته ها روونه
شبای جمعه مادرس تا ، سحر براش روضه میخونه
زان گوهر پر قیمت و ، نابت ندادن ای مادر
کشتن تو رو بین گودال ، آبت ندادن ای مادر
مولا حسین یبن الزهرا

شاع

  • یکشنبه
  • 22
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 11:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد