سایر اشعار محرم و صفر

مرتب سازی براساس

حضرت رقیه (س) -( شد پخش به صحرا همه ي پيكرت از عمد ) *

1604
1

حضرت رقیه (س) -( شد پخش به صحرا همه ي پيكرت از عمد ) شد پخش به صحرا همه ي پيكرت از عمد
شد جسم تو مانند علي اكبرت از عمد

بسيار كريمي چه نياز است به شاهد
بردي وسط قتلگه انگشترت از عمد

لشگر همگي منتظر شكوه ي زينب
زد بوسه به رگ هاي گلو خواهرت از عمد

ديدم همه حساس به آن نام تو هستند
هي نام تو را برد پدر دخترت از عمد

انگار نه انگار مرا زجر كشم كرد
تازه شده ام آينه ي مادرت از عمد

ديدند رباب است ميان همه بي تاب
رقصيد كسي پاي سر اصغرت از عمد

ممنونم از اينكه پدر خوب رقيه
مهمان شده بر دامنم امشب سرت از عمد

از عمه ي خود ياد گرفتم كه گذارم
لب هاي خودم را به روي حنجرت از عمد

محسن صرامی

  • جمعه
  • 7
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 18:22
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

حضرت رقیه(س) -( میان شعله ها درد دلم سرکش تر از بادست ) *

1448
1

حضرت رقیه(س) -( میان شعله ها درد دلم سرکش تر از بادست ) میان شعله ها درد دلم سرکش تر از بادست
همین آهی که مانده در گلویم ، مثل فریادست
علم افتاد و حس کردم که عرش افتاد،امانه
همین آشوب یعنی که ،سرت بر نیزه افتادست
پی تو تا چهل منزل ، پیاده میدویدم من
پر از آهوست این صحرا وسرگردان صیادست

تمنای تو را میکردم و سیلی جوابش بود
دو چشمم تار از تکرارهای بی حسابش بود

نگاهم کرده ای صد بار جای مادرت زهرا
چه شد از من نگه برداشتی بر نیزه ها،بابا
منم آن غنچه ای که روی زانوی تو راحت بود
ببین روییده ام اینبار مثل لاله در صحرا
دویدم در پی نی دار و پایم زخم ها برداشت
ترحم بر من دل خون نکرده دشمنت اما

به نیزه با اشاره سنگ باران شد سرت بابا
زمین میریخت از نی ها چرا

  • جمعه
  • 7
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 18:30
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

حضرت رقیه(س) -( پدرم آمده است شاميان سايه ي بالاي سرم آمده است ) *

2062
2

حضرت رقیه(س) -( پدرم آمده است شاميان سايه ي بالاي سرم آمده است ) پدرم آمده است
شاميان سايه ي بالاي سرم آمده است

چه طبيبانه سحر
اوبه بالين تن محتضرم آمده است

هردوچشمم شده تار
روشني بخش دوتا چشم ترم آمده است

جگرش بودم او
نيمه ي شب به هواي جگرم آمده است

بازشد قفل قفس
وقت پرواز شده بال وپرم آمده است

بسته ام بارسفر
چون به دنبال من آن همسفرم آمده است

گله اي نيست پدر
بين ما شکرخدا فاصله اي نيست پدر

گريه کن گريه کنم
حال که سازودف وهلهله اي نيست پدر

دورتومي گردم
اصلأ انگاربه پا آبله اي نيست پدر

چشم خود را واکن
خاطرت جمع بود حرمله ي نيست پدر

لب گذارم به لبت
بهترازاين به غزالم صله اي نيست پدر

محسن صرامی

  • جمعه
  • 7
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 18:49
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

دیر راهب -( بیا ببین دلِ غمگینِ بی‌شکیبا را ) * حسن لطفی

1688
1

دیر راهب -( بیا ببین دلِ غمگینِ بی‌شکیبا را ) بیا ببین دلِ غمگینِ بی‌شکیبا را
بیا و گرم کن از چهره‌ات شبِ ما را

"من و جُدا شدن از کویِ تو خدا نکند"
که بی‌حرم چِه کُنَم غصه‌های فردا را

خیالِ کربُبلایت مرا هوایی کرد
بگیر بالِ مرا تا ببینیم آنجا را

به موجِ سینه‌زنانت قسم به نامِ توام
که بُرده گریه‌یِ ما آبرویِ دریا را

گدایِ هر شبم و کاسه‌گردم و ندهم
به یک نگاهِ کریمانه‌ات دو دنیا را

مرا ببر بِچِشَم زیرِ پا مغیلان را
مرا ببر که ببینم به نیزه سرها را

خدا کند که بیایی شبی به روضه‌ی ما
شنیده‌ام که به سر سر زدی کلیسا را

خوشا به پنجه‌ی راهب که شانه‌ات می‌زد
به آنکه بُرد دلِ راهبان ترسا را

به پیر مرد غریبی که شُست گیسویت
گرفت از سر و رویِ ت

  • شنبه
  • 15
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 15:28
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

امام زمان (عج) -( کهنه گدای خسته ی آدینه هایتان ) * حبیب نیازی

1758
0

امام زمان (عج) -( کهنه گدای خسته ی آدینه هایتان ) کهنه گدای خسته ی آدینه هایتان
لبریزِ درد آمده دارالشّفایتان

بال و پری نمانده دگر تا کبوترت
ذوقی کند کمی بپرد در هوایتان

خورشیدِ پُشتِ ابر ، ببین دیده ی مرا
باز آمدم ستاره بریزم به پایتان

دیشب که در خیالِ خودم پرسه میزدم
دیدم چقدر نامه نوشتم برایتان

صدها هزار رازِ نگفته ، نهفته در .‌..
تارِ سپیدِ موی سرِ آشنایتان

گیرم قبول نیست سپیدی مو بِعشق
جانم فدای غربت و شالِ عزایتان

حالا اگر نشد. ولی یک روز میرسد‌...
پُر میشود زمین و زمان از صدایتان

آقا شنیده ایم که مقتل می آوری
از روضه ها و آتشِ کرب و بلایتان
_
با ناله ات ترک بخورد بغضِ آسمان
از آب هم مضایقه کردند کوفیان

شاعر : حبیب نیازی

  • شنبه
  • 15
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 15:50
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

امام زمان(عج)مناجات محرمی -( نیستی و بر لبم انگیزه‌ی لبخند نیست ) * محمد بیابانی

1335
-1

امام زمان(عج)مناجات محرمی -( نیستی و بر لبم انگیزه‌ی لبخند نیست ) نیستی و بر لبم انگیزه‌ی لبخند نیست
جز به دامان غمت دستم به جایی بند نیست

طالعم با غم گره خورده، گره را باز کن
حتم دارم که دلت راضی به این پیوند نیست

روز مرگم باد روزی که بفهمم قلب تو
ذره‌ای از این مَنِ پُر مُدّعا خُرسند نیست

خوب می‌دانم وبال گردنت هستم؛ ببخش
بهترین بابای دنیا حقش این فرزند نیست

من به حق عمه‌ات سوگند خوردم، پس بیا
خوب می‌دانم که بالاتر از این سوگند نیست

کاش حرفی از اسارت، قتل یا غارت نبود
کاش می‌گفتی مقاتل آنچه می‌گویند نیست

شاعر : محمد بیابانی

  • جمعه
  • 28
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 14:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

مناجات با امام زمان -( این روزها که می‌ گذرد ، غرق حسرتم ) * یوسف رحیمی

1848
2

مناجات با امام زمان -( این روزها که می‌ گذرد ، غرق حسرتم ) این روزها که می‌ گذرد ، غرق حسرتم
مثل قنوت‌ های بدون اجابتم !

بسته‌ ست چشم‌ های مرا غفلت گناه
تو حاضری ! منم که گرفتار غیبتم !

یک گام هم به سوی شما برنداشتم
صد مرحبا به این همه عرض ارادتم !

هر روز عصر ، پرسه زدن در ” ولیِّ عصر ” …
” والعصر ” لحظه لحظه فقط در خسارتم

خالی‌ ست دست من ، به چه رویی بخوانمت ؟
دل خوش کنم به چه ؟ به گناهم ؟ به طاعتم ؟

من هر چه دارم از تو ، از این دوستیِ توست
خیری ندیده‌ ای تو ولی از رفاقتم

بگذر ز رو سیاهی من ، أیها العزیز !
حالا که سویت آمده‌ ام غرق حاجتم

بگذار با نگاه تو مانند حُرّ شوم
با گوشه‌ چشم خود بِرَهان از اسارتم

آن روز می‌ رسد که فدایی تو شوم ؟
من بی‌

  • دوشنبه
  • 1
  • آذر
  • 1395
  • ساعت
  • 16:53
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

چهارده معصوم -( گفتند یا محمد و تن آفریده شد ) * مهدی رحیمی زمستان

1873
1

چهارده معصوم -( گفتند یا محمد و تن آفریده شد ) گفتند یا محمد و تن آفریده شد
با نام او بهشت عدن آفریده شد

تنها برای خاطر عشق اویسی اش
بر روی خاک شهر قَرَن آفریده شد

گفتند یاعلی و جهان گشت افتتاح
گفتیم یاعلی و دهن آفریده شد

آدم نمی رسید به حوا بدون شک
زهرا تبسمی زد و زن آفریده شد

زیبایی بشر به تکامل نمی رسید
تا این که روی عرش حسن آفریده شد

وقتی حسین رفت به صحرای کربلا
بی شک برای شیعه وطن آفریده شد

تا بر حسین گریه کنم در تمام عُمر
کرب و بلا به خاطر من آفریده شد

این شد که با تشعشعی از نور پنج تن
در اصل چار چوب بدن آفریده شد

سجاد سجده کرد و از عطر عبادتش
عود و گلاب و مُشک خُتَن آفریده شد

تا علم را شیوع دهد باقر العلوم
کافی نبود عقل،سخن

  • دوشنبه
  • 1
  • آذر
  • 1395
  • ساعت
  • 17:52
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج) -( روزیکه شامِ تارِ هجران سر بیاید ) * حبیب نیازی

2005
1

مناجات  امام زمان(عج) -( روزیکه شامِ تارِ هجران سر بیاید ) روزیکه شامِ تارِ هجران سر بیاید
بر سینه ی دلباخته دلبر بیاید

جاءالحقِ قرآن خودش کافیست تاکه‌...
تفکیکِ محضِ مرزِ خیر و شر بیاید.

این سرزمین خاکِ بنِی الزهراست اصلا ً
باید که صاحب خانه اش از در بیاید .

ما بی خبر ماندیم و آقا بی خبر رفت ...
وقتش نشد آقای ما دیگر بیاید ؟!

چشم انتظارم تا امیدِ قلب زهرا ...
با ذوالفقارِ حضرتِ حیدر بیاید.

وقتی که با سربندِ سبزِ یا ابالفضل
بالای قبرِ قاتلِ مادر بیاید...

ای کاش باشیم و ببینیمش چگونه ...
آتش سراغِ آن دوتا پیکر بیاید .

با انتقامِ مادرِ پهلو شکسته
از آسمان تکبیرِ پیغمبر بیاید .

با خطبه های زینبیِ روضه دارش‌.‌..
بغض گلوی روزه دارش در بیاید !

مردم

  • چهارشنبه
  • 3
  • آذر
  • 1395
  • ساعت
  • 14:18
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

جناب جون(ع) -( در قطره قطره خون دلم عطر و بوی توست ) *

1377
-1

جناب جون(ع) -( در قطره قطره خون دلم عطر و بوی توست ) ای شاه این غلام که همرنگ موی توست
عمری دراز شد که هوادار روی توست

رسواتر از سراب شوم، گر برانی ام
زیرا که آبروی من ، از آبروی توست

رویم سیه که هست، تو روزم سیه مخواه
مشکن دل مرا که در آن آرزوی توست

اشک سپید من شده تنها گواه من
کاین روسیاه عاشق روی نکوی توست

چون نافه بر سیاهی رویم نظر مکن
در قطره قطره خون دلم عطر و بوی توست

مرتضی جام آبادی

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر گودال قتلگاه -( نه روشن است مسئله راضی نمیشوند ) *

1054

شعر گودال قتلگاه -( نه روشن است مسئله راضی نمیشوند ) افتاده است ولوله، راضی نمیشوند
نه روشن است مسئله راضی نمیشوند

با قصد قربت آمده اند ، آخ خوانده اند_
عمری نماز نافله، راضی نمیشوند

غارت به گوشواره و انگشتری رسید
با قول سکّه و صِله راضی نمیشوند

شلاق ها به زخمه ی زنجیر میخورند
با بند پای قافله راضی نمیشوند

(سر میبرند حوصله را نیزه دارها)
نامردها به فاصله راضی نمیشوند

پای پیاده ، ترس و شب و وای دستِ زجر
نه نه ، به زخم آبله راضی نمیشوند

هی سنگ میزنند به این دسته ی عزا
دیگر زنان به هلهله راضی نمیشوند

زخم زبان به قلب حرم تیر میزند
اینها به داغ حرمله راضی نمیشوند

مصطفی هاشمی اهری

  • دوشنبه
  • 3
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 18:35
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

خروج کاروان سیدالشهدا(ع) از مکه به سوی کربلا -( دگر چه باغ و درختی بهار اگر برود ) * علی محمد مودب

1103

خروج کاروان سیدالشهدا(ع) از مکه به سوی کربلا -( دگر چه باغ و درختی بهار اگر برود ) دگر چه باغ و درختی بهار اگر برود

چه بهره از دل دیوانه یار اگر برود

حجاز، بر قدِ سروِ که تکیه خواهد کرد؟

به سوی دشت طف آن کوهسار اگر برود

مگر به معجزه، زمزم نخشکد از گریه

مُراد این همه چشم انتظار اگر برود

چگونه ماه به گِرد زمین طواف کند

دلیل گردش لیل و نهار اگر برود

بعید نیست شغالان به شهر پای نهند

امیر و شیرِ عرب، زین حصار اگر برود

به زیر تیغ ستم کار کاهلان زار است

حسین یکّه به آن کارزار اگر برود

ز غم دو چشم پیمبر به خون شود غرقه

به پای طفلی از این زمره خار اگر برود

شب جماعت کوفی سحر نخواهد شد

سرش به نیزه سوی شام تار اگر برود

پس از حسین، به خون، شیعه مشق خواهد کرد

به ظلم سر نس

  • شنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:25
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 مجتبی خرسندی

اشعار محرم با جواد مقدم -( شمشیر تیز خطبه ی تو در نیام صبر ) * مجتبی خرسندی

502

اشعار محرم با جواد مقدم -( شمشیر تیز خطبه ی تو در نیام صبر ) شمشیر تیز خطبه ی تو در نیام صبر

شیری ست که تکیه زده بر کنام صبر

نام بلند توست که در اوج اقتدار

افراشته ست پرچم خود را به بام صبر

جنگ حسین و صبر حسن در تو جمع شد

اینگونه نام نهضت تو شد قیام صبر

جام بلا عسل شده در کام شاه دین

وقتی که در مقابل تو دید جام صبر

در کربلا امام جماعت حسین بود

در شام با امامت تو شد اقامه صبر

((آری شود،ولیک به خون جگر شود))

هر گاه سنگ لعل شود در مقام صبر

حالا که نام دیگر تو کوه صبر شد

شد ثبت بر جریده ی عالم دوام صبر

قربانی حسین شده در منای عشق

ذریه ی مقدس تو ای امام صبر

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 5
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:13
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

‍ در جواب اهانت به دستگاه عزاداری و پیرغلامان و نوکران و خادمان باعزت اباعبدالله الحسین علیه السلام -( مادرش فاطمه است بی تردید ) * محمد جواد شیرازی

813

‍ در جواب اهانت به دستگاه عزاداری و پیرغلامان و نوکران و خادمان باعزت اباعبدالله الحسین علیه السلام -( مادرش فاطمه است بی تردید ) ‍ در جواب اهانت به دستگاه عزاداری و پیرغلامان و نوکران و خادمان باعزت اباعبدالله الحسین علیه السلام:

مادرش فاطمه است بی تردید
نوکر و خادم حسین و حسن

عاقبت غنچه می دهد روزی
بین این خانه، خار این گلشن

#گریه راه تقرب دل ماست
#رشد_فکری ماست #سینه_زدن

قبل صحبت همیشه واجب هست
فکر و اندیشه یک سر سوزن

پیر مردِ غلام این مکتب
نفسش هست بهر ما جوشن

سگ ارباب ما شرف دارد
به کسی که ز جهل گفته سخن

راه ما روشن است، عاشوراست
می شناسیم دوست از دشمن

ناله ی یا حسین از دل ما
تا ابد می شود طنین افکن

***

وای از کوفه بهر این پیکر
جز حصیری دگر نداشت کفن

کاش با گریه جان دهیم آخر
از غم آن شهید پاره بدن

شاعر :

  • جمعه
  • 24
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 09:24
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

مناجات محرمی با صدای جواد مقدم -( دوست دارم لحظه حرمت رو دیدن و ) *

1715
2

مناجات محرمی با صدای جواد مقدم -( دوست دارم لحظه حرمت رو دیدن و ) شور
دوست دارم لحظه حرمت رو دیدن و
وقت به حرمت رسیدن و
اسم تو رو شنیدن و
دوست دارم خنده رو لب سینه زن و
روضه های شه بی کفن و
اقامون امام حسن و
به احترام رقیه فقط به نام رقیه
میخوام که اسمم عوض شه بشم غلام رقیه
دوست دارم سینه زدن پر حرارت و
با نوکرای تو رفاقت و
دست جمعی زیارت و
دوست دارم روضه خونای با محبتی و
مستمعی که داره دقت و
دوست دارم من هیئت و
بازم به پا شد ولوله بریم حرم با هروله
دوست ندارم دشمنات و لعنت خدا به حرمله
دوست دارم منبر و صحبتای عالم و
هر کی شده برا تو خادم و
هم اکبر و هم قاسم و
دوست دارم خستگیای تو محرم و
بیرق و علما و پرچم و
هر کس نذاشت برات کم و
کارمه هر روز و هر شب یاد تو

  • پنج شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 03:45
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

دانلود متن نوحه امام حسن (ع) -( پرورش يافته ی راه اويس قرنم ) * رضا تاجیک

3411
4

 دانلود متن نوحه امام حسن (ع)  -( پرورش يافته ی راه اويس قرنم ) پرورش يافته ی راه اويس قرنم
گرچه بی تاب و اسير همه ى پنج تنم
همه دم ذكر من اين است و همه شب سخنم
من غلامى ز غلامان امام حسنم
روزيم مى رسد از سفره ى احسان كريم
نام ما را بنويسيد گدايان كريم

ركن ايمان شده در بند تولاى حسن
شک ندارم به كرم كردن فرداى حسن
كربلايى شده مانديم همه پاى حسن
دل سپرديم به الطاف پسرهای حسن
عقل وا مانده ز توصيف مقام و جاهش
عشق حيران شده در محضر عبداللهش

لطف مولای كرم بنده نواز است هنوز
دست عالم سر اين سفره دراز است هنوز
خانه اش كعبه ى حاجات و نياز است هنوز
اين در خانه ی عشق است كه باز است هنوز
نقش بايد بشود در همه جا چون دل من
هر دری بسته شود جز در پر فيض حسن

جان به قربا

  • چهارشنبه
  • 29
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 14:43
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

مناجات محرمی با صدای میثم مطیعی -( خدایا مرا چَشم پاکی ده ) *

1814

مناجات محرمی با صدای میثم مطیعی -( خدایا مرا چَشم پاکی ده ) واحد
خدایا مرا چَشم پاکی ده
که در این عزا بی امان بارد
که مَحرم شود اشک این غم را
نگاه از گناهان نگه دارد
دل پاک و رزق حلالم ده
مبادا شود سخت و سنگین دل
مبادا شود روزی ام ناپاک
که با روضه ها نشکند این دل
اگرچه نالایقم، ولی آقا! عاشقم
خریدار این یوسفم دست خالی
مُحرم شد آمدم، سر افکنده در زدم
به امّیدی آمد گدا بعد سالی
یابن الزهرا / ای دلخوشی عمرم
از نو برپاست/ شور و غم مُحّرم
در این خیمه/ جایی بده مرا هم
یا ثارالله مولا حسین مظلوم
*******

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:29
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 امیر عباسی

میثاق با بی بی زینب سلام الله علیها با صدای میثم مطیعی -( هوای این روزای من هوای سنگره ) * امیر عباسی

6249
17

میثاق با بی بی زینب سلام الله علیها با صدای میثم مطیعی -( هوای این روزای من هوای سنگره ) شور
هوای این روزای من هوای سنگره
یه حسی روحمُ تا زینبیه می بره
تا کی باید بشینم و خدا خدا کنم
به عکس صورت شهیدامون نگا کنم
حالا که من نبودم اون روزا تو کربلا
بی بی بزار بشم برای تو فدا
درسته که من آدم بدی شدم ولی
هنوز یه غیرتی دارم برای دختر علی
باید برای اینکه جونمو فدا کنم
به حضرت علی اکبر اقتدا کنم
چی میشه پرچم حرم برام کفن بشه
سلام بر بی بی شهادتین من بشه
یا زینب یا زینب

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

جناب عابس بن شبیب(ع) -( ببین که بی‌سپر و بی‌کلاه و بی‌زره‌ام ) * احمد حسین پور علوی

2400
3

جناب عابس بن شبیب(ع) -( ببین که بی‌سپر و بی‌کلاه و بی‌زره‌ام ) "ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد"
سفیدرویی ِ عالم نصیب عابس شد

شجاع و پردل و جرأت، بلندبالا بود
همان که شیر سیاه سپاه مولا بود

دو شیر سرخ و سیاهند از که می‌خوانند
در آستانه‌ی میدان رجز که می‌خوانند

نوشت نام خودش را که در سپاه حسین
دخیل بست دلش را به بارگاه حسین

قسم به حضرت خورشید راه را بلدم
چراغ روی حسین است و راه، راه حسین

قسم به او که جان من از اوست خواهم مرد
به یک اشاره‌ی ابرو، به یک نگاه حسین

"حضور مجلس انس است و دوستان جمع اند"
به جان جون رسولان آسمان جمع‌اند

بهشت جا شده در لابلای انگشتش
چقدر دل‌نگرانم برای انگشتش

به چشم کوه که خود را چنین به خواب زده
غروب آمده یا اینکه آفتاب زده

  • یکشنبه
  • 2
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:41
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

نوحه شب هشتم- مدافعان حرم با صدای حسن طاهری -( من از نسل مجنونم به پای تو میمونم ) *

7759
11

نوحه شب هشتم- مدافعان حرم با صدای حسن طاهری -( من از نسل مجنونم به پای تو میمونم ) شور (کربلایی حسین طاهری)
من از نسل مجنونم به پای تو میمونم
از این غربت و بیداد به جوش اومده خونم
ما باشیم و دیگه نباشه حرم
خدایا چی میگم چه کابوسیه
باید شاه رگم رو بذارم وسط
بفهمن که این غصه ناموسیه
عمر این فتنه کوتاه سوریه پایان راهه
دنیا این و خوب میدونه پیروزی با حز ب الله
من الازل الی الابد عقیله العرب مدد
***********
من عهدم رو نشکستم سلاحم توی دستم
اگه حرف تو باشه شهادت طلب هستم
بیاد دشمن تو اگه تو حرم
یه کاری کنیم که پشیمون بشه
بیان بگذرن از دم تیغ ما
تا سوریه دریایی از خون بشه
پای عشقت جون میذاره هر کی اینجا غیرت داره
دوست داره که بی سر باشه اونی که پیشت سرداره
من الازل الی الابد عقیله

  • سه شنبه
  • 4
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 02:34
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

زمینه اسارت حضرت زینب(س) -( میشه قبول کنی،تواین کموحسین ) * منصور عرب

1493

زمینه اسارت حضرت زینب(س) -( میشه قبول کنی،تواین کموحسین ) شکرخدادیدم ماه غموحسین
میشه قبول کنی،تواین کموحسین
سینه میزنم پای پرچم تو
گریه میکنم تومحرم تو
میکشه منو داغ اعظم تو (وای)
یاحسین2ای غریب کرببلا

نجوای خواهری ازکوفه تابشام
سایه بر سرمی سردارسرجدام
روضه میخونم؛توی سینه حسین
ما رو میزنن ؛ازروکینه حسین
اجربودنه؛باتو اینه حسین(وای)
یاحسین2 ای غریب کرببلا

برنی چه میکنی ای نورهردوعین
برام آرامشی قرآن بخون حسین
زد چه بی امون توی کوفه حسین
زخم روزخممون توی کوفه حسین
ضرب خیزرون توی کوفه حسین
یاحسین2ای غریب کرببلا

شاعر : منصور عرب

دانلود سبک

  • شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 17:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر مصائب اسارت کوفه -( آنقدر به من سیلی و شلاق زدند ) * حسین ایمانی

1189
1

شعر مصائب اسارت کوفه  -( آنقدر به من سیلی و شلاق زدند  ) هشتاد اَسیر و یک سِپر... اینهمه راه...

جامانده دو سه تـّا پَرِتو می آیم

از رو پَر معجرِحرم سوخته و ....

از زیر رگ حـنجـر تو می آیم

من در عجبم چگونه زنده ماندم؟!

دیدم چه شده پیکرِ تو می آیم

این روضه برای مُردنم کافی بود

پیدا شدن دختر تو !!! می آیم...

زجر آمد و این گمشده را پیدا کرد

انـگار که با کـوثـر تو می آیم

هرآیه که خوانده ای سرت سنگی خورد

سر می شکنم با سرِ تو می آیم

کِیْ منتقم خون تو را می بینم

تا صحن تو با دلبـر تو می آیم

شاعر : حسین ایمانی

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:11
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات محرمی با صدای جواد مقدم -( سخته بیای زیارت قلبتو جا بزاری ) *

1886

مناجات محرمی با صدای جواد مقدم -( سخته بیای زیارت قلبتو جا بزاری ) شور
سخته بیای زیارت قلبتو جا بزاری
داغمو تازه کرده عکسای یادگاری
خدا بده خیرش هر کس این جمله رو اونجا گفته
یجوری بگیر که گنبد پشت سرم بیفته
بزار بمونمو نکن منو تو وا از سرت
پایین پات بزار بمیرم واسه اکبرت
آقام آقام آقام یا حسین
دعام فقط همینه اشکام که میشه جاری
دسته جمعی زیارتو عکسای یادگاری
برا من موقع مرگ خاک حرمو بیارید
عکسای کربلامو رو سنگ قبرم بزارید
اینقدر میگم حسین تا رازی بشه آقا دخترت
پایین پات بزار بمیرم واسه اصغرت
آقام آقام آقام یا حسین
جا داره من هنوزم بیام یکی دوباری
خیلی جاها ندارم عکسای یادگاری
غصه نخور اگر تو یدونه هم نداری
با حرم ابالفضل عکسای یادگاری
چی دیگه بهتر از این ضریحو

  • پنج شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 02:51
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

شعر مصائب اسارت کوفه -( در مسیری که سرت را همه با سنگ زدند ) * امیر عظیمی

1320

شعر مصائب اسارت کوفه -( در مسیری که سرت را همه با سنگ زدند  ) سر تو پیرم کرد
پای نی دیدن حال سر تو پیرم کرد

روی نی وضعیت حنجر تو پیرم کرد

در مسیری که سرت را همه با سنگ زدند

پیری زودرس دختر تو پیرم کرد

شاعر : امیر عظیمی

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:39
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر مصائب اسارت کوفه -( در سکوت سحر به گوش دلم ) * قاسم نعمتی

1255

شعر مصائب اسارت کوفه  -( در سکوت سحر به گوش دلم  ) سجده گاه ملائک
سجده گاه ملائک است اینجا

یاکه گردیده قبله گاه نور

در سکوت سحر به گوش دلم

صوت قرآن رسد ز کنج تنور

ای عجب مطبخ همین عصرم

طور موسی شده در این دل شب

بین داغی خاک وخاکستر

شد لبی گرم ناله یارب

کیستی ای سر بدون بدن

خیره خیره شده نگاه تو

در مناجات امشبت آمد

بوی بی مادری ز آه تو

قحط آغوشِ مِهر بوده مگر

سر به خاک سیه گذاری تو

تو یتیمی قبول ، مادر نه

دختری خواهری نداری تو

شاعر : قاسم نعمتی

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:42
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

زمینه شب ششم محرم با صدای جواد مقدم -( من غلام کرم گل پسر فاطمه ام ) *

7765
12

زمینه شب ششم محرم با صدای جواد مقدم -( من غلام کرم گل پسر فاطمه ام ) زمینه
من غلام کرم گل پسر فاطمه ام
حسنی ام بنویسید به روی کفنم
از کرب و بلا دل می پره سمت مدینه
بازم دل و حسی میبره سمت مدینه
غرق شور و شینی و سینه زنی شد
تو ماه حسینی ولی رزقت حسنی شد
امشب بیاید تا باهم دیگه بریم
با پای دل پشت خونه کریم
بگیم امام حسن خیلی نوکریم
بارونیم محض یک تبسمت
ما اومدیم امشب تو مراسمت
اقا فدا عبد الله و قاسمت
غریب اقا مولانا امام حسن
ای کاش که به دست ما بقیعم بشه اباد
میسازیم ایشالله ما براش پنجره فولاد
با یاد کبوتر های پر بسته می سازیم
اخر تو بقیع گنبد و گلدسته می سازیم
میشه یه روز شیعه فاتح نبرد
دیگه میشه بی دلواپسی و در
توی بقیع ازادانه گریه کرد
نیمه شب و مژده سحر میا

  • پنج شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 03:11
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب

شعر مصائب اسارت شام -( چه روضه اى که در آن لطمه مى زنند علما ) * پیمان طالبی

1688

شعر مصائب اسارت شام -( چه روضه اى که در آن لطمه مى زنند علما  ) چه روضه اى که مقرم، مفید و شیخ صدوق

نوشته اند از آن با سوابقى مسبوق

چه روضه اى که در آن لطمه مى زنند علما

سر عزیز پیمبر کجا، کجا صندوق؟

سرى که نور گرفته ست از آن جمال مسیح

ندیده بود مسیحى چنین جلال و فروغ

سرى که بر اثر زخم هاى بسیارش

گریسته ست ز روز الست هر مخلوق

سرى که تجربه کرده تنور خولى را

سر عزیز خدا و محاسنى محروق

چگونه راهب آن دیر را مسلمان کرد؟

تبارک الله از این قدرت بیان و نبوغ

درود بر شرف راهبان نصرانى

تفو به غیرت تان! آى مسلمین دروغ!

کجاست جده سادات؟ عمه جان زینب!

کجاست شیرخدا؟ معبر تو گشت شلوغ

شاعر : پیمان طالبی

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 16:38
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات محرمی با صدای جواد مقدم -( از تو روضه تا حرم من می¬خوام سفر کنم ) *

1842
1

مناجات محرمی با صدای جواد مقدم -( از تو روضه تا حرم من می¬خوام سفر کنم ) شور
از تو روضه تا حرم من می خوام سفر کنم
دوست دارم تو حرمت شبمو سحر کنم
به ضریحت باشه چشام دقیقا وقت اذون
یه گدا پشت دره یه کاری کن آقا جون
کرببلا بین الحرمین بارون
میباره چشام گریون
برای حسین در شورمو شین
لیلایی و ما مجنون
حسین آرام جانم روح و روانم
آقا بین گریه هات یه دعایی کن برام
امسالم که رفت ولی بذار سال بعد بیام
هرچی دارم از توئه منو بردی زیر دین
من میخوام مستی کنم توی بین الحرمین
کرببلا بین الحرمین سینه
میزنمو میبینه
زهرا مادرت زینب خواهرت
خوشبختی اینه
حسین آرام جانم روح و روانم
حرم تو پُره از دیوونه سینه زنه
حق داری نخوایم آقا چه نیازی به منه
من نشستم یه گوشه دوتا خانوم رو زمین
دارن خ

  • پنج شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 03:14
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
 محسن طالبی پور

دانلود متن و سبک نوحه وداع با محرم -( باز محرم رفت قلب ما خون شد ) * محسن طالبی پور

1312
1

دانلود متن و سبک نوحه وداع با محرم -( باز محرم رفت قلب ما خون شد ) باز محرم رفت قلب ما خون شد
فصل غمهای شام ویروون شد
کرده غصه های شام صاحب الزمون و پیر
کاشکی جون بدیم شده دختر علی اسیر
ای امون ز شهر شام

قافله سالار زینب کبری س
گریه کن سجاد روضه خون زهراس
داره می ره در به در قافله تو شهر شام
سنگ کینه جای گل می ریزن ز پشت بام
ای امون ز شهر شام

شاعر : محسن طالبی پور

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 1
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 08:43
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شهادت میثم تمار -( حرفی بزن که وسعت تاریخ، جان تو ) * زهرا آراسته نیا

1555
3

شهادت میثم تمار -( حرفی بزن که وسعت تاریخ، جان تو ) ای آبروی نخل، به دست زبان تو
حرفی بزن که وسعت تاریخ، جان تو

خرمای عشق از شجر آل مصطفی
چیدی و عالمی‌ست گرفتار خوان تو

میثم در این زمانه عجب اسم مبهمی‌ست
شعرم دخیل بسته درِ آستان تو

عالم تمام، حادثۀ عشق حیدر است
عشقی که دود داده همه دودمان تو

باید عطش چشید به صحرای کربلا
یا اینکه سوخت جان و تن خود بسان تو

تا سر دهم کنار تو فریاد «یا علی»
باید به جان طلب بکنم آرمــــان تو

ذکر علی حقیقت مکتوم عصر ماست
میثم بیا، عجیب زمانه، زمان تو ...

شاعر : زهرا آراسته نیا

  • جمعه
  • 5
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 13:59
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد