وفات حضرت ام البنین (س)

مرتب سازی براساس

وفات حضرت ام البنین س -(بس که عشق آکنده در جانِ تو یا ام البنین عقل یکسر گشته حیرانِ تو یا ام البنین!) * هستی محرابی

1008
1

وفات حضرت ام البنین س -(بس که عشق آکنده در جانِ تو یا ام البنین عقل یکسر گشته حیرانِ تو یا ام البنین!) ◾#نذر_غربت_حضرت_ام_البنین_س◾
#غزل_مرثیه

بس که عشق آکنده در جانِ تو یا ام البنین
عقل یکسر گشته حیرانِ تو یا ام البنین

دامنت گر مهدِ عشقِ حضرتِ مَه می شود.
یعنی دریاییست دامانِ تو یا ام البنین

ساقیِ گلهای زهرا می شود در کربلا
آنکه دارد شوقِ چشمانِ تو یا ام البنین

آسمانت با ستاره شب به شب آذین شود
ماه مهمانِ شبستانِ تو یا ام البنین

بالهای زخمیِ عباس در پروازِ توست
بوسه گاهش مهرِ دستانِ تو یا ام البنین

آسمانِ کربلا خالی ز تصویرِ تو نیست
هر نگاهش، زخمِ پنهانِ تو یا ام البنین

روضه ی گلهای تو تسکینِ قلبِ کربلاست
مَشک پُر، از اشکِ مژگانِ تو یا ام البنین

تا ابد دامانِ دریایت ستایش میشود
تا ابد

  • سه شنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 18:47
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 عباس میرخلف زاده

متن شعر هروله حضرت ام البنين سلام الله عليها -(سلام اي، مليكه ي دو دنيا) * عباس میرخلف زاده

960
1

متن شعر هروله حضرت ام البنين سلام الله عليها -(سلام اي، مليكه ي دو دنيا) سلام اي، مليكه ي دو دنيا
سلام اي، قرارِ همه دلها
رو قلبم ، نوشته تا قيامت
سلامٌ ، عليٰ اُمّ سقا

دستاي
خاليِ اين نوكرتو ميبيني
مليكة اللّهي و بي قريني
مادر صاحبم ام البنيني
بي بي جان٢

اگر كه زهراس ، مادر همه سادات
تو مادري كن ، واسه نوكر سقات

ام البنين مدد ،

تو قلبم ، حرم داري هميشه
برا من ، كَرَم داري هميشه
دعاي ، خوبيت همش باهامه
تو منت، سرم داري هميشه

حالا كه
ضريح نو آقام داره اباالفضل
برا شما هم ميذاره اباالفضل
يه گنبد و دو مِناره اباالفضل
با مهدي ٢

مادر سقا ، ام الادبي بانو
توي شجاعت ، مثل زينبي بانو

ام البنين مدد ،

تمومِ ، دلم مالِ اباالفضل
دلم مست ، ازون خالِ اباالفضل
تو دنيا ، ي

  • سه شنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 19:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

شور وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها -(بریزید اشکارو ز دیده) * امیرحسین سلطانی

1185

شور وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها -(بریزید اشکارو ز دیده) بند اول

بریزید اشکارو ز دیده
بخونید از دست بریده
گریه کنا بیایْد که امشب
وفاتِ مادرِ شهیده

ببارید از دیده ها الماس
بخونید از خدای احساس
بیاید با هم بریم مدینه
زیارتِ مادرِ عباس

مادری که،چهار تا از،گلاش،گردیده پرپر
مادری که،ناله زده،واسه سردارِ بی سر

مادری که،مادری کرد،واسه گلهای زهرا
فاطمه بود،ولی نذاشت،پاشو جا پای زهرا

(یا فاطمه)۳ام البنین

بند دوم

توی بقیع آروم نداره
سرشو رو خاکا میذاره
چهار تا قبر میسازه اما
واسه حسینش بیقراره

منتظرِ یه کاروونه
با غم و غصه ها عجینه
داره خبرها رو میاره
خواهری که زار و حزینه

خواهری که،داره میاد،از سفر کرببلا
دلش پره،حرفا داره،از کوفه و شام بلا

خواهری

  • چهارشنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1397
  • ساعت
  • 14:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

دوبند زمزمه،واحد سنگین وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها -(روزا گریه میکنه نداره طاقت و صبر) * امیرحسین سلطانی

1048

دوبند زمزمه،واحد سنگین وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها -(روزا گریه میکنه     نداره طاقت و صبر) بند اول

روزا گریه میکنه نداره طاقت و صبر
میشینه زار میزنه کناره چهار تا قبر

میبینه همش سراب ذره ذره میشه آب
بی تابی میکنه اون شبیه بی بی رباب

هی میگه پسر دارم تا نداره
مثل اون کسی تو دنیا نداره

خسته و نیمه جونه به زیر لب میخونه
بدونید آی اهل مدینه پسر من پهلوونه

رشیده و دلاوره واسه حسینم لشکره
تو رزم و تو فنون جنگی شبیه حیدر میمونه

یا فاطمه ام البنین...

بند دوم

تا که انتظار اون آخرش به سر میاد
میبینه یه کاروون خسته از سفر میاد

میبینه که لاله هاش همشون شده خزون
قد بی بی ها همه شده از غصه کمون

صورتا رو میبینه نیلی شده
نصیب دختراشون سیلی شده

خبر براش میارن دیگه پسر نداری
دیگه برای همیش

  • چهارشنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1397
  • ساعت
  • 14:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

سینه زنی ویژۀ شهادت حضرت اُم البنین سلام الله علیها به نفسِ سید مهدی میرداماد -(گریه نکن هرچند ، دریایِ احساسی) *

2736
2

سینه زنی ویژۀ شهادت حضرت اُم البنین سلام الله علیها به نفسِ سید مهدی میرداماد -(گریه نکن هرچند ، دریایِ احساسی) اُم‌البنین ... آه یا اُم‌البنین

گریه نکن هرچند ، دریایِ احساسی
حق داری زینب رو دیگه نمیشناسی

حق میدی که پیرم ، خیلی زمین گیرم
روزی هزار دفعه ، از غُصه می میرم

اُم البنین قمرامُ و کشتن
اُم البنین قمراتُ و کشتن
اُم البنین پسرامُ و کشتن
اُم البنین پسراتُ و کشتن

اُم‌البنین ... آه یا اُم‌البنین
________
مادر نبودی که ، تنها شدم تنها
کشتن داداشم رو ، تشنه لبِ دریا

مادر نبودی که ، آب و صدا میزد
پیش چشایِ من ، هی دست و پا میزد

اُم البنین بی پر و بال رفتم
اُم البنین دیگه از حال رفتم
ام البنین هر جوری که میشد
از خیمه تا ته گودال رفتم ...

اُم‌البنین ... آه یا اُم‌البنین
________
مادر نبودی که ، دی

  • پنج شنبه
  • 2
  • اسفند
  • 1397
  • ساعت
  • 10:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

متن شعرو نوحه رحلت حضرت ام البنین سلام الله علیها -(عالمی را غم گرفته) * رضا یعقوبیان

2731
0

متن شعرو نوحه رحلت حضرت ام البنین سلام الله علیها -(عالمی را غم گرفته) عالمی را غم گرفته
هر دلی ماتم گرفته
ای خدا گشته پرپر گل یاس
رفته از این جهان مام عباس
تسلیت تسلیت یا ابوالفضل(۲)

شهر یثرب در عزا شد
شور عاشورا به پا شد
زین جهان همسر مرتضی رفت
ناله ی شیعیان بر سما رفت
تسلیت تسلیت یا ابوالفضل

همسر ساقی کوثر
تالی زهرای اطهر
گرچه بانو تو ام البنینی
باب حاجات اهل زمینی
تسلیت تسلیت یا ابوالفضل

روح جسم و جان دلها
رفته از این دار دنیا
گلبن فاطمی گشته پرپر
در جنان سوزد و گریدحیدر
تسلیت تسلیت یا ابوالفضل

یا ابوالفضل بیقرارم
حال اشک و ناله دارم
ای مه هاشمی پورحیدر
تسلیت گویم از داغ مادر
تسلیت تسلیت یا ابوالفضل

تو امید عالمینی
تو علمدار حسینی
کربلا با تو کرب و بلا ش

  • پنج شنبه
  • 10
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 10:32
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ای ام بی بنین پسری داشتی چه شد * عبدالحسین میرزایی

1311
1

ای ام بی بنین پسری داشتی چه شد #حضرت_ام‌البنین

زیبا ستاره و قمری داشتی چه شد
بر مهر و ماه جلوه گری داشتی چه شد

از نور ماه خانه تو بی نیاز بود
از ماه ماه خوبتری داشتی چه شد

ای شیرزن ز شیر خدا مرتضی علی
آخر تو چار شیر نری داشتی چه شد

گفتی مدینه ام بنینم دگر نخوان
ای ام بی بنین پسری داشتی چه شد

زینب رسیده از سفر از او سوال کن
همراه خود تو همسفری داشتی چه شد

زینب نگفت اگر زسکینه سوال کن
آخر تو مهربان پدری داشتی چه شد

تنها چرا رسیده ای ،مادر رقیه کو
با خود تو خواهر دگری داشتی چه شد

رویت کبود گشته ، عمویت مگر نبود
با بودن عمو سپری داشتی چه شد

مادر، بگو رباب چرا پس نیامده
تو مادر نکو سیری داشتی چه شد
.......

آه ای بشیر ق

  • چهارشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 11:51
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین میرزایی
ادامه مطلب
 امیر حسین الفت

زمینه حضرت ام البنین (س) -(گفتی:( کنیز بچه های فاطمم)) * امیر حسین الفت

909

زمینه حضرت ام البنین (س) -(گفتی:( کنیز بچه های فاطمم)) گفتی:( کنیز بچه های فاطمم)
جونم فدای این همه اخلاص تو
میاره زهرا روز محشر با خودش
برا شفاعت دستای عباس تو

بالای بالاس
پرچم تو با پرچم ماه مدینه
تا دنیا دنیاس
تو خونه هامون سفرهء ام البنیه
__________________________________

درس وفا دادی به سقای حرم
توی وفا داری عجب نام اوری
گشتی به دور زینب و دور حسین
جونم به قربون تو ای نامادری

گفتی به عباس
مادر که میخونی منو چشامم میبارن
ای در و الماس
اخه حسین و زینبم مادر ندارن
__________________________________

بالای بالاس
پرچم تو با پرچم ماه مدینه
تا دنیا دنیاس
تو خونه هامون سفرهء ام البنینه
__________________________________

@amirhoseinolfat
1398/11/

  • سه شنبه
  • 15
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 09:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک زمینه یا شور روضه ای وفات بی بی حضرت ام البنین سلام الله علیها و حضرت عباس علیه السلام -(مادر عباس و ببین توی بقیع نقش زمین) * امیرحسین سلطانی

1204
2

سبک زمینه یا شور روضه ای وفات بی بی حضرت ام البنین سلام الله علیها و حضرت عباس علیه السلام -(مادر عباس و ببین توی بقیع نقش زمین) بند اول

مادر عباس و ببین
توی بقیع نقش زمین
با ناله میخونه منم،ام بی بنین
دلش شده زار و حزین
میچکه اشکاش رو زمین
با گریه میخونه منم،ام بی بنین

خورده نگیرید از منه مادر
آخه یه روزی تاج سر داشتم
حق بدید اینجور بزنم ناله
آخه چهار تا گل پسر داشتم

شنیدم که
نصیبشون شهادت شد
به سرها و
به جسمشون جسارت شد

حالا دیگه
یه مادر شهیدم من
پیش زهرا
قیامت رو سفیدم من

(واویلا واویلا
وای ام بی بنین)

بند دوم

تمام آیات خدا
گرفته بوی کربلا
خون و پریشان دله،ام بی بنین
ناله او تا به سما
رفته و از غم و بلا
جاریه اشک دیده ی،ام بی بنین

با چه عذابی تورو میدیدم
روخـاکـا افـتـادی ابـالفـضلم
جـلـوی چـشـمـای منـه مادر

  • سه شنبه
  • 15
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 18:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

متن شعر حضرت ام البنین(س) -(ای زن مرد آفرین روزگار) *استاد سید هاشم وفایی

1289

متن شعر حضرت ام البنین(س) -(ای زن مرد آفرین روزگار) زن مرد آفرین

ای زن مرد آفرین روزگار
اسوة تقوا وایثار و وقار

ای به ایمان وشرافت پایبند
آل عدنان را توکردی سربلنـد

ای نسیم مهربان سرنوشت
یافتی ره تا به گلزار بهشت

شاد شد از توخداوند ورسول
مادری کردی به گلهای بتول

ریشه دارد در دلت صبرویقین
ای گل صبرو یقین ، ام البنین

ملک دل را مهر تو تسخیر کرد
زینب کبری زتو تقدیر کرد

ازعلی تا معرفت آموختی
چشم بـر راه ولایت دوختی

جلوه هایی جاودانی یافتی
رتبه های آسمانی یافتی

نام تو با نام مولا دلگشاست
همدم مشگل گشا، مشگل گشاست

چارگل درگلشن تو وا شدند
خاکبوسان گل زهرا شدند

توصفا دادی گل احساس را
تو ادب آموختی عباس را

ای که پیچیده ه همراه صبا
ازمدینه بوی

  • چهارشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 10:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه_شور وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها -(لحظه های آخره مادر چشم براهتم) * گروه شاعرانه ها سبک

2766
2

زمینه_شور وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها  -(لحظه های آخره مادر چشم براهتم) لحظه های آخره
مادر چشم براهتم
با یاد کرب وبلا
از گریه بی طاقتم

مادرتوخونجگره عباس
از غم تو با خبره عباس
کی باورش میشد بگن
ام بنینـ بی پسره

روضه هاتو میخونن برام
روضه تیر و مشک و علم
از خجالت تو گفتی حسین
جسم من برنگرده حرم

بنددوم
عباسم خیلی ازت
ممنونه ام بنین
پیش پای فاطمه
افتادی روی زمین

تموم نمیشه گریه هام عباس
در نمیاد دیگه صدام عباس
مصیبت تو وحسین عباس
ببین چیکار کرده باهام

طاقتش رو ندارم بهم
حق بده آخه من مادرم
مثل زهرا برای حسین
خاک میریزم هنوز روسرم

بندسوم

بستس راهه نفسم
قلبم لبریزِ غمه
واست خون گریه کنم
وللهِ بازم کمه

تو آبرومو خریدی عباس
دل از زمونه بریدی عباس
رفتی کنار فاطمه

  • چهارشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 18:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

حضرت ام‌ البنین سلام الله علیها -(دست گلچین چه غمی روی دل ما نگذاشت؟!) * عبدالحسین میرزایی

994
0

حضرت ام‌ البنین سلام الله علیها -(دست گلچین چه غمی روی دل ما نگذاشت؟!) دست گلچین چه غمی روی دل ما نگذاشت؟!
همه گلهای مرا چید و گلی جا نگذاشت

خواستم تا به ابد فاطمه نامم باشد
گریه‌های حسن و زینب کبری نگذاشت

به همین ام‌بنین بود دلم خوش اما
چه کنم من خبر مرگ پسرها نگذاشت

خواستم قبر تو کوچک بکشم من،که رباب
گریه میکرد زبس وقت تماشا، نگذاشت

خواستم آب بریزم به روی تربت تو
غم لعل لب خشکت، لب دریا نگذاشت

خواهرت گفت زبس تیر عدو زد به تنت
جای یک بوسه بر آن قامت رعنا نگذاشت

خواستم بر تن صد پاره تو گریه کنم
اربا اربا شدن اکبر لیلا نگذاشت

خواستم تا گله از تیر سه شعبه بکنم
شرم از روی رباب و گلش اما نگذاشت

لحظه ای نیست که بر حرمله نفرین نکنم
فرق بین گل شش ماهه و سقا نگذا

  • چهارشنبه
  • 16
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 12:23
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ذکر توسل و روضه وفات حضرت ام البنین علیه السلام سید مجید بنی فاطمه -(چهار تا پسرم جلوه های من هستند) *

1511

ذکر توسل و روضه وفات حضرت ام البنین علیه السلام سید مجید بنی فاطمه -(چهار تا پسرم جلوه های من هستند) چهار تا پسرم جلوه های من هستند
چهار ام بنین در چهار تن هستند

علی اگر چه مرا مادر پسرها خواند
ولی همه پسران ابوالحسن هستند

(سپرده ام به حسن جنگ یادشان بدهد
ز کودکی همه پرورده ی حسن هستند)۲

قرار نیست که صحبت کنند پیش حسین
وگرنه که همه استاد در سخن هستند

بشیر گفت : حسینم کفن نداشته است
عجیب نیست پسرهام بی کفن هستند

شنیده ام که بشیر از همه خبر داری
بگو که از پسر فاطمه خبر داری؟!

(حالا آروم آروم داره خبرا رو میده)

قرار شد نگذارند ساده جان بدهد ...
قرار شد نگذارند سر تکان بدهد

قرار شد که تنش روی خاک ها باشد
و نیزه دار ، سرش را به آسمان بدهد

قرار شد که سرش را سریع تر ببرد
به مردم همه ی شهرها

  • پنج شنبه
  • 17
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 12:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر حضرت ام البنین (س) -(مینویسم یاعلی یا فاطمه) * سید پوریا هاشمی

2832
1

متن شعر حضرت ام البنین (س) -(مینویسم یاعلی یا فاطمه) مینویسم یاعلی یا فاطمه
کارها دارد دلم با فاطمه
فاطمه مولاست،مولا فاطمه!
جان من قربان دوتا فاطمه

فاطمه بنت النبی الموتمن!
فاطمه ام البنین ارباب من!

از ازل!نه قبل تر!نه قبل تر
بند شد دست گدایان پشت در
نه خدایند این جماعت نه بشر
مادری بودیم از اول بیشتر

حضرت زهرا رقم زد اینچنین...
دست ما ‌و چادر ام البنین!

در نسب نساب هارا افتخار
درادب عباس را آموزگار
یک زن اما در جوانمردی هزار
تکیه بر این سرو دارد ذولفقار

کوه پای عزتش سر می شکست...
تا دو زانو پیش زینب می نشست

بندگی کرد و دلش دریا شد و
آسمان در دستهایش جا شد و
حضرت باب المراد ما شد و
خانه دار خانه مولا شد و

گفت‌ من کی بانوی این خانه ام؟!
گ

  • پنج شنبه
  • 17
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 14:49
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 آرمان صائمی

متن شعر زبانحال حضرت ام البنین(س) -(آنقدر گريه مى كنم مادر) * آرمان صائمی

2322
2

متن شعر زبانحال حضرت ام البنین(س) -(آنقدر گريه مى كنم مادر) آنقدر گريه مى كنم مادر
تا كه سو از نگاه من برود
آنقدر ناله مى زنم هرشب
تا به گودال آه من برود
-
بى قرارى نكن عزيزدلم
زينبم!چشم تو فرات شده
آنكه ام البنين بود عمرى
بعد از اين امه بنات شده
-
رهبر كاروان دلتنگى
پا به پاى برادرت بودى
كربلا موقع علمدارى
راضى از دست نوكرت بودى؟
-
گفته بودم برو رشيد على
جان تو جان حضرت ارباب
جان تو جان خواهرت زينب
جان تو جان شيرخوار رباب
-
پيش زهرا مرا خجل نكنى
نكند غصه اى رسد به حرم
تو غلام حسينى و زينب
نرود اين ز ياد تو پسرم
-
من شنيدم در علقمه عباس
غرق خون روى خاك ها افتاد
تير باران شد و سر پا بود
مشك افتاد او ز پا افتاد
-
دخترم از حسين مى گويى؟
با تن زخمى اش چه ه

  • شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 11:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

متن شعر وفات حضرت امّ البنين(س) -(پرواز کرد، علقمه را؛ با پری که نیست ) * رضا قاسمی

1150

متن شعر وفات حضرت امّ البنين(س) -(پرواز کرد، علقمه را؛ با پری که نیست ) پرواز کرد، علقمه را؛ با پری که نیست
یک مشک اشک داد، به آب‌آوری که نیست

با بیرقِ سیاهِ شب اُم‌ُّالْقَمر گریست
آخر در آسمان؛ قمرِ دیگری که نیست

مقتل از آتشِ در و مادر شروع شد
از مادری که بود، به پشتِ دری که نیست

سر را گذاشت، روی زمین؛ آی گریه کرد
دَم را گرفت، از دَمِ نوحه‌گری که نیست

در روضه تا دو دست علمدار، شد جدا
دستی کشید روی سرِ او؛ سری که نیست

هَلْ‌مِن‌مُعین؛ نگفت، بیا امِّ‌بی‌بنین
اما دوید، با همه‌ی لشکری که نیست

وقتی به قتلگاه، رسید آی ضجّه زد
جای برادر و پدر و؛ مادری که نیست

می‌گفت، بچه‌هام، فدای سرت حسین
اصلا فدای تو نفسِ آخری که نیست

با گریه‌ی رباب، دلش باز هم شکست
شرمنده شد ب

  • شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 11:17
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

نذر مادر سقا بی‌بی حضرت ام‌البنین(س) * مرتضی محمودپور

830

نذر مادر سقا بی‌بی حضرت ام‌البنین(س) ◾وفات حضرت ام‌البنین(س)
◾مادر سقای حرم

نذر کردم که سفره اندازم
به رهت عاشقانه سر، بازم
بال و پر تا گشوده‌ام گفتند
سوی کرببلاست پروازم

کربلا،علقمه،وفا، سقا
شور عشقی به پا شده آنجا
مشک و آب و ادب کنار فرات
شد علمدار زائر زهرا

سفره‌ام نذر مادر سقاست
صاحب سفره حضرت زهراست
با توسل همه به عباسش
حاجت هر دلی روا آنجاست

ای ادیب بزرگ کرببلا
مادر آب و مادر سقا
پسرت تشنه لب کنار فرات
غرق‌خون،ناامید،دستِ جدا

تیر برچشم و مشک آبش بود
فکر ششماهه و ربابش بود
باعمودی شکسته گشته سرش
لعل خشکیده خود جوابش بود

وای من باز محشر کبراست
ناله و آه مادری تنهاست
گریه‌ی روز و شب امانش برد
بیت‌الاحزان دیگری برپاست

  • شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 15:48
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

سبک زمینه وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها و روضه حضرت عباس علیه السلام -(حسینمو کشتن،براش عزادارم) * امیرحسین سلطانی

1036
1

سبک زمینه وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها و روضه حضرت عباس علیه السلام -(حسینمو کشتن،براش عزادارم) بند اول

حسینمو کشتن،براش عزادارم
ام البنین نیستم،من پسری ندارم
عباسمو کشتن،براش عزادارم
من دیگه تو باغم،هیچ ثمری ندارم

شنیدم که پشت حسینم خمید
دیگه بعد عباس شد اون ناامید
یه لشکر واسه کشتنش صف کشید

واویلا،علم افتاد(حرم پاشید)۲
واویلا،ابالفضلم(به خون غلطید)۲

واویلا (ابالفضلم)۳

بند دوم

عصای دستم بود،دستای عباسم
شنیدم از زینب،بریده شد دستاش
شاگرد حیدر بود،پهلوون عباسم
نقش زمین شد وای،حیفه قد و بالاش

شنیدم به مشکش زدن تیر کین
دلم شد از این غصه زار و غمین
زدن با عمود با صورت خورد زمین

واویلا،علم افتاد(حرم پاشید)۲
تا نعره،کشید دشمن(دلا لرزید)۲

واویلا (ابالفضلم)۳

بند سوم

حرم به غارت رفت،پا

  • یکشنبه
  • 20
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 11:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمود اسدی

زمزمه/ام البنیم که پسر ندارم من * محمود اسدی

1192
1

زمزمه/ام البنیم که پسر ندارم من ام البنیم که پسر ندارم من
تو آسمون عشق قمر ندارم من
دارم سخن با تو ای شاخه ی یاسم
شیرم حلالت ای ماه من عباسم

شنیدم عباسم راه تو رو بستن
با عمود آهن فرقتو بشکستن
شنیده ام عباس جسم تو پرپر شد
شنیده ام قبرت هم قدّ اصغر شد

شنیده ام عباس بعد تو غوغا شد
حرمله روش دیگه به خیمه ها وا شد
شنیده ام عباس سرت رو پاشیدن
سرت به نی بود و همه می خندیدن

شنیده ام بردن زینبو تو بازار
سنگش زدن خیلی از در و از دیوار
تو کوچه های شهر زینبو می چرخوند
اون بی حیایی که حسینو برگردوند
*******
شائق
اللّهم عجّل لولیک الفرج

  • دوشنبه
  • 19
  • اسفند
  • 1398
  • ساعت
  • 01:46
  • نوشته شده توسط
  • محمود اسدی
ادامه مطلب
 محسن راحت حق

مرثیه حضرت ام البنین(علیهاالسلام) -(در دمِ رفتن فقط چشم انتظارم یاحسین) * محسن راحت حق

769
1

مرثیه حضرت ام البنین(علیهاالسلام) -(در دمِ رفتن فقط چشم انتظارم یاحسین) در دمِ رفتن..فقط چشم انتظارم یاحسین
رو به قبله مانده و در احتضارم یا حسین

بعدِ زهرا مادری کردم برایت..جانِ من...
دارم امّیدِ زیارت ...بیقرارم یا حسین

خاطرم آمد لبانِ خشکِ تو...باران شدم
بر سرِ بالین بیا که اشکبارم یا حسین

قامتم از غصّه ها مثلِ کمان شد ..دلبرم
در دمِ مرگم ببین که سوگوارم یا حسین

لطمه زن بودم برایت بینِ گلزارِ بقیع...
صورتم نیلوفری..جان می سپارم یاحسین

زینبت خوانده برایم ماجرای قتلگاه...
ای غریبِ نُه فلک ..ای شهریارم یا حسین

صحنه هایی را که دیده گفته با من مو به مو
بی سبب نبود چنان ابرِ بهارم یا حسین

صدهزاران مثلِ عباسم فدای اکبرت...
طاقتِ ماندن در این دنیا ندارم یا حسین

  • دوشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 13:14
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

حضرت ام البنین(سلام الله علیها) -(یه مادر داره از احساس میگه...) * مرضیه نعیم امینی

1174

حضرت ام البنین(سلام الله علیها) -(یه مادر داره از احساس میگه...) یه مادر داره از احساس میگه
داره از روضه ی حساس میگه
گمونم روضه خون ام البنیه
داره از قامت عباس میگه:

قد و بالای عباسم نظر خورد
به چشم شیر من تیر سه پر خورد
خود من از بشیر اینو شنیدم
عمود آهن دشمن به سر خورد

شنیدم کوفیا دورش رسیدن
شنیدم دست عباس و بریدن
شنیدم بچمو شرمنده کردن
شنیدم مشکشو تیرا دریدن

تا وقتی روضه خون ام البنینه
ربابم گوشه ی مجلس میشینه
تا وقتی حرف مشک پاره میشه
رو لب گل میکنه داغ سکینه:

همین قد میگم از داغ زیادم
نگاه مهربونش مونده یادم
الا ام البنین شرمنده ام من
خودم دسته عموجون مشک دادم

شدیم آواره با زخم و تب و درد
سر ما نعره میزد شمر نامرد
پایین نی رد خونو میدیدم
عمو بالای نی خون گریه می کرد

میگه ام البنین، غم بی حسابه
جلو چشمام یه مشکه پاره قابه
میسوزه قلبمو آروم نمیشم
دلیل شرم من اشکه ربابه

خدایا پُر اگه پیمونه می شد
علی اصغرم گریون نمی شد
حسین من با طفل شیرخوارش
میون هلهله حیرون نمی شد

همین که روضه میره سمت گودال
رباب و زینبَن که میرن از حال
امون از تیغ و تیر و سنگ و نیزه
امون از غارت پیراهن و شال

چرا تشنه تو رو کشتن حسینم
سرت رو روی نی بردن حسینم
همه رفتن...یه گوشه دم گرفته
حسین من حسین من حسینم

  • دوشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

زمینه حضرت ام البنین(سلام الله علیها) -(بی کس و تنهایم من ای وای ای وای) * قاسم نعمتی

949

زمینه حضرت ام البنین(سلام الله علیها) -(بی کس و تنهایم من ای وای ای وای) بی کس وتنهایم من – ای وای ای وای

مادر سقایم من – ای وای ای وای

غرق نوایم من

روضه بخونم( روز وشب )3

گریه کنم من (با زینب)3

واویلا واویلا

گفته برایم زینب ای وای ای وای

خورده زمین از مرکب ای وای ای وای

ساقیِ تشنه لب

دست وعلم افتاده ای وای ای وای

میر حرم افتاده ای وای ای وای

قد خم افتاده

بهرِ شهید (علقمه)3

مادری کرده( فاطمه)3

واویلا واویلا

یادِ عطش بی تابم ای وای ای وای

کرده خجالت آبم ای وای ای وای

خجل از ربابم

بعدِ امیرِ لشگرای وای ای وای

زینب و داغِ معجر ای وای ای وای

بی کس وبی یاور

روضه بخونم (دلغمین )3

فرق وعمودِ (آهنین)3

واویلا واویلا

  • دوشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 17:07
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

زمینه حضرت ام البنین(س) -(یه بانویی بادل شکسته...) * امیرحسین سلطانی

859

زمینه حضرت ام البنین(س) -(یه بانویی بادل شکسته...) بنداول

یه بانویی با دل شکسته
توی بقیع رو خاکا نشسته
کنار چار تا قبر مثالی
میخونه نوحه با دل خسته

چشاش داره،مبیاره بارون
شده از این،دنیا دلش خون
که انگاری،داره میده جون

غم زمینگیرم کرد
کربلا پیرم کرد
زار و دلگیرم کرد
کربلا پیرم کرد

(ای حسینم ای عزیز دلم مادر مادر مادر)

بنددوم

این دم آخر چشام گریونه
ببین علمدار دلم چه خونه
پاشوتوعباس ببین که مادر
دلم گرفته ازاین زمونه

مادربمیرم ، دستت جداشد
فرقِ سرتو ، ازهم دوتا شد
رفتی ومادر، حسین تنهاشد

سروِ رشیدم عباس
ماه منیرم عباس
شیروامیرم عباس

(برات بمیرم همه ی هستی ام عباس عباس عباس)

بندسوم

حالم خرابه،دلم پر از غم
میباره اشکام،رو گونه نم نم
بعد تو عباس ببین که مادر
دارم میشم آب من دیگه کم کم

ببین،دل من از غم کبابه
ببین،فکرم همش پیش ربابه
شرمندگیم برا مشک آبه

رو سپیدم کردی
تو کنار دریا
آب نخوردی مادر
ای امیر و سقا

(ماه منیرم همه ی هستی ام عباس عباس عباس)
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

به قلم
کربلایی امیرحسین سلطانی (سائل)
کربلایی علی غلامپور
کربلایی سعید نوروزیان(خادم الحسین ع)

به نفس زیبای کربلایی نقی شامدی

  • دوشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 21:14
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زبانحال حضرت فاطمه(س) با حضرت ام البنین(س) -(بعدمن، خانمِ خوب خانه ی حیدر شدی...) * مرضیه عاطفی

965

زبانحال حضرت فاطمه(س) با حضرت ام البنین(س) -(بعدمن، خانمِ خوب خانه ی حیدر شدی...) بعد من، خانم خوبِ خانۂ حیدر شدی
یار بی چون و چرای ساقی کوثر شدی

نیست بعد از من کسی غیر از تو هم-کفو علی(ع)
در محبت، در ادب، در خانه داری سر شدی

دورشان گشتی و آشوبِ دلم آرام شد
تا برای بچه هایم مادری دیگر شدی

من شدم أم أبیها و تو هم أم البنین
با أبالفضلت ولی از ساره هم سرتر شدی

تا شنیدی که حسینم جان سپرده تشنه لب
بر سر و صورت زدی! شرمنده و مضطر شدی

بر زمین افتاد عباس(ع) و رسیدم علقمه
گفتمش مادر دو دستت کو؟ چرا پرپر شدی؟!

سالها در خلوتت؛ بر خاک، زیر آفتاب
روضه خوان ِ قتلگاه و خشکی حنجر شدی

در میان روضه ها رو میگرفتی از رباب(س)
بیشتر انگار بیتابِ علی اصغر(ع) شدی

می نشستی پای اشک زینبم(س) گریه کنان
سوختی و پابه پای خیمه شعله ور شدی

هق هق افتادی همینکه گفت از شمر(لع) و سنان(لع)
بیقرارِ غارتِ گهواره و معجر شدی

مادر ساداتم و اجر تو را هم میدهم
مادر عباس ِ من هستی و نام آور شدی!

  • سه شنبه
  • 7
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 امیرحسین سلطانی

زمینه یا شور وفات حضرت ام البنین(ع) با نوای کربلایی جواد مقدم -(سلام مادر اباالفضل...) * امیرحسین سلطانی

1601
2

زمینه یا شور وفات حضرت ام البنین(ع) با نوای کربلایی جواد مقدم -(سلام مادر اباالفضل...) بند اول

سلام،مادر ابالفضل/سرِ،سفرتون نشستم
از این،که دادی لیاقت/بِهِم،ممنون تو هستم

سلام،ای زن دلاور/دادی،دل به مهر حیدر
بودی،واسه بچه های/علی،تو به جای مادر

سلام،ای معلم عشق/تویی،جلوه ی رشادت
تویی،معنیِ سخاوت/تویی،مادر شجاعت

به تو،مدیونه ولایت/واسه،دین کشیدی زحمت
خدا،واسه زحماتت/به تو،هدیه داد یه نعمت

بهت ثمر داد
یه گل پسر داد
زیبا قمر داد

تربیتش کردی که ولایی شه
بزرگ بشه و یه کربلایی شه
واسه حسینت بره فدایی شه

تربیش کردی واسه عاشورا
بشه غلام بچه های زهرا
تو کربلا منصبش بشه سقا

سلام،مادر ابالفضل...

?بند دوم

چرا،منتظر نشستی/مگه،تو خبر نداری
خبر،از گلات نداری/دیگه،ام بی بنینی

چرا،منتظر نشستی/مگه،تو خبر نداری
خبر،از قمر نداری/دیگه،ام بی بنینی

چرا،منتظر نشستی/دیگه،تو حسین نداری
دیگه،تو پسر نداری/دیگه،بی تاج و نگینی

میخوای،بشنوی چیارو/میگم،اصل ماجرا رو
برات،یک سپر آوردم/میفهمی خیلی چیزارو

گلات و چیدن
به خون کشیدن
و سر بریدن

سراشونو روی نیزه ها بردن
به کوفه و به شام بلا بردن
مجلس یزید بی حیا بردن

خون به دل آل مصطفی کردن
سه روز بدنهاشونو رها کردن
پاره زیر سم مرکبا کردن

حسین،ای غریب مادر...

  • سه شنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 15:05
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

رحلت حضرت ام البنین(س) -(نوره دله مرتضی همسنگره مولایی) * الیاس محمدشاهی

989

رحلت حضرت ام البنین(س) -(نوره دله مرتضی همسنگره مولایی) نوره دله مرتضی(همسنگره مولایی۲)
بانوی سرای حق(خادمه ی زهرایی۲)

نوحه خوانه غمه در و دیواری
گریانه روضه ی نوکه مسماری

بی بی ام البنین،ام بی بنین

اسوه ی وفاداری(ای هم نفسه حیدر۲)
هستی بعد از زهرا( همه کسه حیدر۲)

از ماجرای کوچه شدی غمین
محزونه فاطمه ای ام البنین

بی بی ام البنین،ام بی بنین

ناله ز غمه حسین(شد کاره شب و روزت۲)
گریاندی عدو راتو(با روضه ی جان سوزت۲)

مادره شهیدانه کرب و بلا
ذکره تو هر لحظه آه و واویلا

بی بی ام البنین،ام بی بنین

بودی همه ی عمرت(غمخواره بی بی زینب۲)
با یاده تنه بی سر(آورده ای جا ن بر لب۲)

مادره عباسه علم به دستی
علته سقا شدنش توهستی

بی بی ام البنین،ام بی بنین

عباس رشیده تو(جان داده به راهه دین۲)
روی سره عباست(بنشسته عموده کین۲)

سرچشمه ی غیرت،ام الادبی
مادره ابالفضل شیره عربی

بی بی ام البنین،ام بی بنین

  • پنج شنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:06
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

زمینه حضرت ام البنین (س) -(ام البنین ای همسره حیدره کرار) * الیاس محمدشاهی

1353

زمینه حضرت ام البنین (س) -(ام البنین ای همسره حیدره کرار) بند اول

ام البنین ای همسره(حیدره کرار3)
یگانه بانوی ادب(عزت و ایثار3)
گرمیه بیت مرتضی،عفیفه ی حجب و حیا
صاحب شوکت
وصی زهرای بتول،دلخوشیه آل رسول
اُسوه ی غیرت

تو روضه خوان،کرب و بلایی
بنیانگذاره شور و بکائی

(ام البنین2)(ام بی بنین3)

بند دوم

ام البنین ای مادره (ساقی العطشان3)
آروم جونه زینب و (ام شهیدان3)

حاجته تو شده روا،شهید دادی تو کربلا
برای مولا
گردیده اندگُلانه تو،دلاورویَلانه تو
فدای مولا

یل رشیدت افتاد به رو خاک
باتن مجروح،باجسم صدچاک

(ام البنین2)ام بی بنین

بند سوم

دستان عباس شما (از تن جدا شد)
باضربه ی عموده کین(فرقش دوتا شد)

خندیده اند بر اشک او،تیر زده اند بر مشک او
سپاهه کافر
حرمله با تیره سه پر،هدف گرفت چشم قمر
جلوی مادر
جون داده عباس رو پای ارباب
میریزه اشک از چشای ارباب

(ام البنین2)(ام بی بنین3)

  • چهارشنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:59
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 موسی جوانی تبریزی

وفات حضرت ام البنین(س) -(ای علمدار سپاه کربلا) * موسی جوانی تبریزی

867

وفات حضرت ام البنین(س) -(ای علمدار سپاه کربلا) ای علمــــدار سپاه کــــربلا
ساقـــی لــب تشنه آلعــبا

منـبع جـود وکـرم بحر سخـا
ســرو بی مثل گلــستان وفا

بی بنـین ام البیــنم ازجگــر
گشته جـاری بـررخ زردم دما

طائـری بشکـسته بالم سالها
زین غم هجــران کنم آه ونوا

قـامتم شدخم زانـدوه ومحن
مونسم وامحنـتا صبـح ومسا

مانده بر در دیـده خونبـار من
تادمی بیند عــزیز جــان تـُرا

من که از داغ فـراغت سوختم
اینـک ای جـانا مرا لـطفی نما

روزهـا چون نی نوایم را شنیـد
درگلــستان بقیـع ارض و سما

زینــبم می گفت دردشت بـلا
جـان خودرا فـدیه کردی بر وِلا

روسفـیدم کــرده ای درمحضر
حضرت خاتون محشر مرحبــا

بافغان وناله بر تو میگریسست
آن عــزیـز حضرت خیـرالنـسا

رنـج ومحنت آه ونالـه سهم او
ارمغـانش زین سفر سوزوبـُـکا

از دیــار کـربـلا شد سهـم من
مشگ پـاره پـاره و خونین لوا

کوکب عمرم کند اینــک افـُول
آرزوی قلــب بیمــارم بیـــا

بـرمن و بر حـال زارم نالـه ها
با(جوانـی) می کند اهـل عـزا

  • دوشنبه
  • 11
  • مرداد
  • 1400
  • ساعت
  • 12:03
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

حضرت ام البنین(س) -(اى نفست گرم‏تر از آفتاب) * کمیل کاشانی

735
1

حضرت ام البنین(س) -(اى نفست گرم‏تر از آفتاب) اى نفست گرم‏تر از آفتاب
پرده نشين حرم بوتراب

حضرت حيدر به تو دلباخته
خانه خود بهر تو پرداخته

شأن تو بس كه همسر حيدرى
شانه به شانه على مى ‏پرى

فاطمهء دوّم بيت الولى
قلبِ تو از عشق و صفا صيقلى

از تو شكوفا گلِ باغِ يقين
روشنى و چشم و چراغِ يقين

رونقِ كاشانهء مولا شدى
مادرِ بچه ‏هاى زَهرا شدى

كنيز آيه ‏هاى كوثر شدى
فاطمهء ديگر حيدر شدى

همسر و همسفرهء شاهِ عرب
دامنت آسمانِ ماهِ ادب

ادب زِ سينهء تو نوشيد شير
كه شد چنين شكوهمند و دلير

تو پرورش داده‏ اى عباس را
شور و شعور و عشق و احساس را

نوكرِ آلِ فاطمه خواندی اش
دورِ سرِ حسين چرخاندی اش

چهار لاله ات فدايى شدند
چه عاشقانه كربلايى شدند

چو قافله سوى مدينه آمد
به اشك و آه و سوزِ سينه آمد

بشير، شعر داغ را جار زد
خزانِ باغِ عشق را زار زد

زينبِ تو نواى غم ساز كرد
براى تو سفرهء دل باز كرد

براى تو تمامِ ماجرا گفت
حماسه شهود لاله ‏ها گفت

گفت كه عباسِ تو بى دست شد
ساقى از جامِ عطش مست شد

براى تو روضهء علقمه خواند
زِ غربتِ يوسفِ فاطمه خواند

روضه قتلگاه را شنيدى
چه سخت آه از جگر كشيدى

اگر چه داغدارِ سقا شدى
گريه كنه حسينِ زَهرا شدى

به سوگِ آن شهيد بى سر حسين
ناله زدى غريبِ مادر حسين

بقيع، شاهدِ غم و سوز تو
روضه و اشك، كار هر روز تو

پيكرِ لاله‏ هاى خود نديدى
شكل چهار قبر مى ‏كشيدى

كنارِ هر كدام مى ‏نشستى
زِ صبح تا به شام مى ‏نشستى

زِ روضهء تو قلبِ سنگ آب شد
كه دشمنِ تو نيز بى تاب شد

سوختى و سوختى و سوختى
مدينه را به ناله اَفروختى

اگر چه داغ روى داغ ديدى
به چشم خود خزانِ باغ ديدى

نخورده ‏اى سيلى و تازيانه
دفن نشد پيكرِ تو شبانه

چگويم از على و غربتِ او
سوخت مدينه از حكايتِ او

زخمِ دلِ شكسته ‏اش نمك خورد
فاطمهء اوّل او كُتك خورد

شبانه از خانه غريبانه رفت
شكسته و سوخته پروانه رفت

  • سه شنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1400
  • ساعت
  • 20:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مهدی صادقی

سبک زمینه وفات حضرت ام البنین (س) -(ای روح با ایمان ای معدن احساس) * مهدی صادقی

1301

سبک زمینه وفات حضرت ام البنین (س)  -(ای روح با ایمان ای معدن احساس) ای روح با ایمان

ای معدن احساس

ام الادب بانو

ای مادر عباس

بر روح بلندت سلام

ای معجزه مستدام

دادی به همه عالمین

با عزت خود این پیام

هر چه دارم برای حسین

کل عالم فدای حسین

******

ای سایه سار عشق

آیینه دار عشق

نور دلت غوغا

کرده به کار عشق

ای بانوی والا مقام

شمشیر علی در نیام

با پیروی از فاطمه

دادی به همه این پیام

توتیاست خاک پای حسین

کل عالم فدای حسین

*****

مدح حضرت عباس (ع)

عباس نام آور

ذخر الحسین هستم

ام البنین زادم

وقف حسین دستم

ذکر لب من شد مدام

اربابم حسین والسلام

از علقمه با افتخار

دادم به همه این پیام

بشنو این از خدای حسین

کل عالم فدای حسین

شعر و سبک: مهدی صادقی

  • شنبه
  • 25
  • دی
  • 1400
  • ساعت
  • 11:52
  • نوشته شده توسط
  • صادقی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد