وفات حضرت ام البنین (س)

مرتب سازی براساس

زمینه حضرت ام البنین(سلام الله علیها) -(منمو حکایت، عشق قدیمم مادر...) * خادم الزینب

794

زمینه حضرت ام البنین(سلام الله علیها) -(منمو حکایت، عشق قدیمم مادر...) منمو حکایت ، عشق قدیمم مادر
میسوزه از داغ تو ، همیشه سینم مادر
میدونم سوز نفسهای منو میشناسی
خیلی بد کردم ولی بازم بمن حساسی

لطفت همیشه دریاست
چادرت عرش اعلاست
دعا میکنی ما رو
دعای مادر گیراست

مادری کردن فقط به دنیا آوردن نیست
اولاد زهرا شدن به آرزو کردن نیست
باید شبیه قاسم ما مرد عمل باشیم
یعنی تو فکر مرگِ احلی من عسل باشیم

بند دوم

دوباره منو به این روضه ها دعوت کردی
من بدم ولی تو به مادری عادت کردی
تو سر سفره ی من نون و نمک آوردی
هرچی غم بود با همون نگاه اول بردی

دلت پر از احساسه
اشکات گلاب یاسه
روزیمون امشب دست
مادرای عباسه

سفره ی حاجاتن مادرهای ابالفضلن
کسی نمیره دست خالی از روضه ها اصلا
فقط توسل کن به این دامن پر بارون
دعا بکن اول واسه ظهور آقامون

سلام مادرجان سلام مادر جان

بند سوم

فاطمه یدونشم پُر کرده این دنیارو
مهمون دو فاطمم ، ببینید این دریا رو
یکی مادریه که تو جوونی پرپر شد
یکی از راه اومد و برا همه مادر شد

ام ابنینه اما
کنیز آل اللهه
یه وصله ی جونش این
سقای ثاراللهه

شفیعه ی محشر میشه با دست عباسش
میاد کنار زهرا با بوته های یاسش
مادر سقا تنها نیست مادر سرداره
ام البنین مثل عباس یه پا علمداره

  • دوشنبه
  • 6
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 19:43
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

متن شعر وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها -(ای عروس سفید بخت علی ) * مهدی کبیری

968

متن  شعر وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها  -(ای عروس سفید بخت علی ) ای عروس سفید بخت علی
ڪه سرآمدترینِ دنیایی
در مقامت چه میتوان گفتن
ڪه تو اُمّ الائمه ،زهرایی

ای مزار تو ڪعبه ی خاڪی
این دل بیقرار،زائر توست
توهمانی ڪه ذات حق فرمود
خلق دنیا فقط بخاطر توست

منم ام البنین ڪه آمده ام
بازهم در سڪوت قبرستان
با نگاهی پُراشڪ میگویم
السلام علیڪِ زهرا جان

ام ڪلثوم و زینبت هرشب
سرشان هست روی دامن من
آب دست حسین میدهم و
مادری میڪنم برای حسن

ای وجود چهار فرزندم
به فدای چهار فرزندت
حاضرم از صمیم دل همه را
بدهم در ازای لبخندت

سالیانی و گذشت و ام بنین
خسته افتاده بود در بستر
عرق مرگ روی پیشانی
ونگاهی ڪه مانده بود به در

آسمان دلگرفته از بغضش
شهر در آرزوی لبخندش
دور خود را

  • شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • سید محمد حسینی
ادامه مطلب
 محسن صرامی

حضرت ام البنین(س) -(روضه خواندم روضۀ خوش قد وبالایی که نیست...) * محسن صرامی

2052

حضرت ام البنین(س) -(روضه خواندم روضۀ خوش قد وبالایی که نیست...) روضه خواندم روضه ي خوش قد و بالائي كه نيست
مرثيه گفتم براي مشك سقائي كه نيست

مادرم،با اينكه دورم از حريم كربلا
مي نشينم در كنار قبر دريائي كه نيست

آسمان را ميكنم با حسرت و گريه نگاه
منتظر ماندم براي ماه شب هائي كه نيست

صورت قبري فراهم كرده ام پس ميكنم
گريه جاي حضرت ام ابيهائي كه نيست

گريه كردم نه براي دست عباس خودم
بلكه بر انگشتر و انگشت آقائي كه نيست

حا و سين و يا و نون را آه دارم ميكشم
مرثيه گفتم براي آن مسيحائي كه نيست

اي غريب مادر اي مظلوم لب تشنه حسين
عذرخواهم جاي آن ماه دل آرائي كه نيست...

  • سه شنبه
  • 7
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 21:14
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

متن شعر حالات حضرت ام البنین (س) -(خواهم امشب چامه ای بنویسم از ام البنین ) * علی شهودی

1831

متن شعر حالات حضرت ام البنین (س)  -(خواهم امشب چامه ای بنویسم از ام البنین ) خواهم امشب چامه ای بنویسم از ام البنین
از رشادتهای آن شیر اوژن شیر آفرین
.
بعد زهرا آن یگانه گوهر درج عفاف
گشت باجان آستانبوس امیر المومنین
.
با دلی لبریز از مهر علی و آل او
از نصیب عالم فانی بر افشاند آستین
.
تا کند از کودکان زهره حق مادری
شد عروس خانه خورشید ایمان و یقین
.
گرد غم از چهره ی اولاد زهرا پاک کرد
تا ،به روز حشر از زهرا نگردد شرمگین
.
دست همت برگشاد و دامن خدمت ببست
تا شود از خرمن اولاد زهرا خوشه چین
.
لحظه ای خود را بجای حضرت زهرا ندید :
«من کنیزم نسبتی باوی ندارم غیرازاین»
.
افتخار این بس مرا خواند کنیز خویشتن
سرور نسوان عالم دخت ختم المرسلین
.
همت والای او ساید به ساق عرش سر
وص

  • شنبه
  • 19
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 17:06
  • نوشته شده توسط
  • سید محمد حسینی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا حضرت ام البنین(س) _ای مادر پسرها ای همسر امامت * اسماعیل تقوایی

1134

یا حضرت ام البنین(س) _ای مادر پسرها ای همسر امامت یا حضرت ام البنین
ای مادر پسرها ای همسر امامت
ای جانشین زهرا همنام اوست نامت

کردی تو مادری بر، نوباوگان زهرا
تقدیمشان نبوده کمتر ز جان کلامت

زهرا زتوست راضی، نامادری ِ مادر
در جنت الهی، دارد همی سلامت

ام الادب تو بودی آموخت از توعباس
آن ماه هاشمیون، سردار راست قامت

فرزند های خود را، بانو فدا نمودی
درراه دین وایمان، اندر ره امامت

داغ حسین دیدی، داغ چهار فرزند
گریان همیشه بودی، ای بانوی کرامت

ای کاش کربلا هم، بودی کنار زینب
تا تکیه بر تو می کرد،آن مظهر شهامت

ای مادر شهیدان،داری به طول تاریخ
بر مادر شهیدان،سالاری و زعامت

شعر :اسماعیل تقوایی

  • چهارشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 07:46
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

دادم به حسین(ع) ماهِ دلبندم را * مرضیه عاطفی

793

دادم به حسین(ع) ماهِ دلبندم را دادم به حسین(ع) ماهِ دلبندم را
پر کردم از اشکِ شوق لبخندم را
آن لحظه که میخرید از من زهرا(س)
در کرب و بلا چهار فرزندم را!

#دخیلک_یا_حضرت_أم_البنین
#مرضیه_عاطفی

  • چهارشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 15:31
  • نوشته شده توسط
  • مرضیه عاطفی
ادامه مطلب
 محمد سهرابی

حضرت ام البنین(سلام الله علیها) -(صحبت اگر به ساحت ام البنین کشد...) * محمد سهرابی

2276

حضرت ام البنین(سلام الله علیها) -(صحبت اگر به ساحت ام البنین کشد...) صحبت اگر به ساحت ام البنین کشد
بر شعر پرده غیرت روح الامین کشد

ذیل مقام توست بلندای آسمان
حاشا که دامن تو به روی زمین کشد

خاموش نیست شب چو ببیند ز شمع سوز
مروان به بانگ شیون تو آفرین کشد !

تدبیر جنگ نیز بود در ستارگان
طفل تو اسب فاجعه را زیر زین کشد

آهو ز احترام به صحرا نمی رود
گر چادر تو پای به اقصای چین کشد

ما را ز چشم های اباالفضل کن نگاه !
خاشاک منت از نظر ذره بین کشد

بر عزّتت بس است علی خواستگار توست
شاهی که آستین ز زمان و زمین کشد

از آستین تو اسد الله گرفته است
حاشا که شمر گوشه ی آن آستین کشد

معنی خموش باش ! که آگاه نیستی
ز آن معجری که دست سنان لعین کشد

آن زن که ریخته ست به معنی کلام ناب
از شک بعید نیست که بار یقین کشد

  • چهارشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 20:23
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

متن شعر حالات حضرت ام البنین (س) -( امّ البنین مادر عباس نامدار جان اوسته کربلایه باخار ایلر آه زار ) *مرحوم میر محمود آقا شوری تبریزی

906

متن شعر حالات حضرت ام البنین (س)  -( امّ البنین مادر عباس نامدار  جان اوسته کربلایه باخار ایلر آه زار ) امّ البنین مادر عباس نامدار
جان اوسته کربلایه باخار ایلر آه زار
.
سسلر رشید اوغلی ابوالفضلی دادینه
سویلر گل ای اوغول آناوی قویما انتظار
.
دورد اوغلومون اوغول چکورم انتظارینی
جان اوسته انتظار آناوون صبر ایوین یخار
.
دورد نامدار اوغول آناسیدیم عزیزیدیم
پوزدی عجب جلالیمی بو دور روزگار
.
قارداشلاریوی باشووه یغ باوفا اوغول
زینب حضورینه اولون عباس رهسپار
.
دی فاطمه کنیزه سی ام البنین اُلور
گلسون گوزومی باغلاسون اول معدن وقار
.
بیر عمر آل عصمته من اولموشام کنیز
اولسون بو سخت وقته منه یار و غمگسار
.
گوگلوم قوشی اوچاردی همیشه بو عشقیله
تابوتیمی من اُلسم حسین چینینه آلار
.
برعکس ایلیوب ولی آمالیمی فلک
ا

  • یکشنبه
  • 20
  • بهمن
  • 1398
  • ساعت
  • 09:07
  • نوشته شده توسط
  • سید محمد حسینی
ادامه مطلب

زمزمه شهادت حضرت ام البنین(س)(سبک سالار عقیلی) * رامین برومند

1505
2

زمزمه شهادت حضرت ام البنین(س)(سبک سالار عقیلی) زمزمه شهادت حضرت ام البنین(س)
در سبک (چه بگویم - سالار عقیلی)

چه کنم غم برام شده یه عذاب
غم مشک پاره پاره ی آب
تاقیامت همیشه شرمندم
میکشم من خجالت از تو رباب

جان من کمتر فکر و خیال کن
در سایه بنشین منو خوشحال کن
عباسو جون اصغر حلال کن
ای بانو ای جانان
———————————————
زندگیمو میدم به پای حسین
گریه کردم فقط برای حسین
پسرام فدای موی سرش
من فدای بچه های حسین

شکستم مثل فرق فرزندم
از غصه چشمامو من میبندم
تا محشر از سکینه شرمندم
شرمندم شرمندم
———————————————
زینبم گفت زغصه های گلم
از عمود و دست و مشک و علم
بی اباالفضل‌ کجاها رفته حرم
پاره کرده عمری بند دلم

اشک از این چشم خونم میباره
قلبم رو این غم کرده بی چاره
غصه م از اسارت و بازاره
آزاره آزاره

  • شنبه
  • 25
  • دی
  • 1400
  • ساعت
  • 12:31
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

تقدیم به مادر ادب حضرت ام‌البنین(س) * مرتضی محمودپور

897
1

تقدیم به مادر ادب حضرت ام‌البنین(س) ◾یا حضرت ام‌البنین(س)

افتخارم در دو عالم شد همین
از سوی حیدر شدم ام البنین
من کنیز دختر پیغمبرم
همسر مولا امیرالمومنین

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • یکشنبه
  • 26
  • دی
  • 1400
  • ساعت
  • 07:56
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

وفات حضرت ام البنین(س) -(یا ابا الفضل بیا روضه ی مادر تو بخوان) * رسول چهارمحالی

425
2

وفات حضرت ام البنین(س) -(یا ابا الفضل بیا روضه ی مادر تو بخوان) با ابا الفضل بیا روضه ی مادر تو بخوان
لحظه ای گریه کن و سوره کوثر تو بخوان

دومین فاطمه از خانه ی سردار حنین
بعد از کرب و بلا ازصف محشر تو بخوان

در مدینه که به پا گشته عزا بهر حسین
روضه از غربت آن مادر مضطر تو بخوان

سالها بر حسن و زینب و کلثوم و حسین
مادری کرد بیا روضه ای از در تو بخوان

بر سر و سینه زنان گفت : غریب مادر
روضه از بی کسی سید و سرور تو بخوان

حال ما غرق عزای تو شدیم ای بانو
با ابا الفضل بیا روضه ی مادر تو بخوان

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 18:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

واحد سنتی حضرت ام البنین(س) -(ای همسره یعسوب دین) * الیاس محمدشاهی

1311
1

واحد سنتی حضرت ام البنین(س) -(ای همسره یعسوب دین) بنداول

ای همسره یعسوب دین
یاره امیرالمومنین
بانوی با احساس
ای مادر عباس

کنیزه بیت فاطمه
باب نجات ماهمه
شفیعه ی محشر
همسنگره حیدر

(ام البنین4)
بنمانظربرما ای مادره سقا

بنددوم
نالان شدی باچشم تر
با روضه ی دیوار و در
بودی عجین هرشب
با ناله ی زینب(س)

باشدمقامه تو رفیع
ای مادر اهل بقیع
برزینبین جانی
ام الشهیدانی

ام الوقارام الحیا
ام الادب ام الوفا
درمحضرت بانو
عالم زند زانو

(ام البنین4)
بنمانظربرما،ای مادره سقا

بندسوم

عباس تو درعلقمه
زائر شده برفاطمه(س)
دستش جداگشته
فرقش دوتاگشته

گردیده است در کربلا
آماجه تیغ ونیزه ها
مشکش شده صدچاک
افتاده است برخاک
گردیده جاری از دوعین
اشک تو از بهرحسین
آن کشته ی گودال
که شد تنش پامال

(ام البنین4)
بنمانظربرما،ای مادره سقا

شعرای آیینی
الیاس محمد شاهی
مجیدمرادزاده

  • جمعه
  • 8
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 18:17
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سیدبشیر حسینی میانجی

نوحه وفات حضرت ام البنین(س) -(گشته به پا ماتم ام البنین) * سیدبشیر حسینی میانجی

749

نوحه وفات حضرت ام البنین(س) -(گشته به پا ماتم ام البنین) گشته به پا ماتم ام البنین
سینه بزن در غم ام البنین
بکش آه و فریاد
بگو تسلیت باد
به حضرت عباس ۲

خاک بقیع شاهد افغان او
شاهد احوال پریشان او
ناظر دُرهای دو چشمان او
غصّه شده همدم ام البنین

گریه کن ای دیده! در این بزم غم
اشک بریز اشک به رُخ دم به دم
اشک بوَد مرهم ام البنین

امّ بنین بهرِ علی یار بود
فاطمه را دائم عزادار بود
حضرت عبّاس، علمدار بود
پرچم او پرچم ام البنین

مادر عباس به حق داده جان
گشته سزاوار بهشت و جنان
هست بلی قامت رنگین کمان
مظهر قدِّ خَم ام البنین

هم به سر و سینه زد هم گریه کرد
بر پسرانش همه دم گریه کرد
خاصّه که بر صاحبعلم گریه کرد
خشک نشد زمزم ام البنین

مرقد او نیز ندارد حرم
خلقِ جهان دیده از او هم کرم
هدیه بر او باد سرشک ترم
جان به فدای غم ام البنین

دفع بلا میکند عبّاس او
لطف به ما میکند عبّاس او
درد، دوا میکند عبّاس او
اوست مهِ علقم ام البنین

هست ابوالفضل که ماه منیر
عاشق او هست صغیر و کبیر
بر سر و بر سینه بزن ای «بشیر»!
گشته به پا ماتم ام البنین

  • دوشنبه
  • 16
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 17:37
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

وفات حضرت ام‌البنین(س)همراه با پوستر * مرتضی محمودپور

551

وفات حضرت ام‌البنین(س)همراه با پوستر ◾یاحضرت ام‌البنین(س)

افتخارم‌در دو‌عالم شد همین
از سوی حیدر شدم ام‌البنین
من کنیز دختر پیغمبرم
همسر مولا امیرالمومنین

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • یکشنبه
  • 3
  • دی
  • 1402
  • ساعت
  • 00:51
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

دو دمه‌های وفات حضرت ام البنین(س) * مرتضی محمودپور

448
2

دو دمه‌های وفات حضرت ام البنین(س) ◾دو دمه‌های سینه زنی
◾حضرت ام‌البنین(س)

◾بنداول
مادر عباس آب آور منم ام‌البنین
یا امیرالمومنین (۲)

◾بنددوم
همسر شایسته حیدر منم ام‌البنین
یا امیرالمومنین (۲)

◾بندسوم
خادمه بر حضرت کوثر منم ام البنین
یا امیرالمومنین (۲)

◾بندچهارم
خاک پای دختر حیدر منم ام‌البنین
یا امیرالمومنین (۲)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • چهارشنبه
  • 21
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 00:39
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

شعر حضرت رباب و حضرت اصغر (ع) -(آزاد گشت آب امان از دل رباب) * علیرضا قاسمی

1495
1

شعر حضرت رباب و حضرت اصغر (ع) -(آزاد گشت آب امان از دل رباب) آزاد گشت آب امان از دل رباب
افزون شد التهاب امان از دل رباب

افسوس می‌خورَد که دعاهای دیشبش
شد دیر مستجاب امان از دل رباب

احساس شیر کرد و برون شد ز خیمه‌گاه
با هول و اضطراب امان از دل رباب

در بین قتلگاه چو زینب گلایه کرد
با قبر بوتراب امان از دل رباب

می‌گفت ای فرات حلالت نمی‌کنم
شد خانه‌ام خراب! امان از دل رباب

دیدی برای جرعه‌ی آبی عدو گرفت
از غنچه‌ام گلاب امان از دل رباب

لبهای بی تبسم و آغوش بی علی
لالای بی جواب امان از دل رباب

نزدش چو می‌رود سخن از آب، شعله سان
افتد به پیچ و‌ تاب امان از دل رباب

امشب بعکس دیشب، گوید به طفل خویش:
«بیدار شو‌ ز خواب!» امان از دل رباب

پیراهن دو سالگی‌اش را گرفت و رفت
تا افکند به آب... امان از دل رباب

تا شام، نیشِ زخم زبانهای حرمله
او را دهد عذاب امان از دل رباب

تا شام، روز و شب نِگَرد قرص ماه را
همراه آفتاب امان از دل رباب

با پیکرش وداع کند، با سرش رود
تا مجلس شراب امان از دل رباب

گویند بانوان حرم جمله یکصدا
وای از دل رباب امان از دل رباب

حاجت روا روی تو از این درگه ای «فقیر»
کن ناله بی‌حساب: امان از دل رباب

  • یکشنبه
  • 23
  • بهمن
  • 1401
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • فاطمه سرسخت
ادامه مطلب

غزل وفات حضرت ام البنین-(ز ناله تو در آمد فغان بى خبران) * یاسین قاسمی

323

غزل وفات حضرت ام البنین-(ز ناله تو در آمد فغان بى خبران) ز ناله تو در آمد فغان بى خبران
چه كرد گريه تو با قلوب رهگذران

به پرسش تو جوابى نداده است كسى
بگو مگر كه چه پرسيده اى ز همسفران

همينكه پيش تو نام از حسين مى آرند
دوباره مى كند آتشفشان غم فوران

به آفتاب مدينه بيا و عادت كن
كه بر سر تو دگر نيست سايه پسران

كسى تو را دگر ام البنين خطاب نكرد
نداشت فايده اما محبت دگران

ز بچه هاى تو اصلا رباب دلخور نيست
مباش آخر عمرى از اين جهت نگران

یاسین قاسمی

  • سه شنبه
  • 17
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شور حضرت ام البنین(س) -(تو مدینه، تو کرب‌وبلا رو زنده کردی) * یوسف رحیمی

2

شور حضرت ام البنین(س) -(تو مدینه، تو کرب‌وبلا رو زنده کردی) تو مدینه، تو کرب‌وبلا رو زنده کردی
با روضه‌هات، دوباره دلا رو زنده کردی
با گریه‌هات، یاد شهدا رو زنده کردی

تو مدینه کرب‌وبلایی به‌پاست
با اشک و آه و روضه‌ت
دم می‌زنی دم همه دم از حسین
تو هر غروب غربت
زنده نگه داشتن یاد شهید
نیست کمتر از شهادت

ای مادر عشق‌آفرین
ای بانوی صبر و یقین
يا حضرت ام‌البنین

«يا حضرت ام‌البنین»

مادر اگه، داغ گلای پرپرو دیدی
اما حالا، پیش فاطمه تو روسفیدی
فخرت اینه، که حالا تو مادر شهیدی

تو بودی که به بچه‌هات یاد دادی
درس وفا و غیرت
خونهٔ تو یه خونه بود یا که بود
مدرسهٔ شجاعت
اجر یه مادر که شهیدپروره
نیست کمتر از شهادت

ماه تو شد زیباترین
خورشید عشق روی زمین
يا حضرت ام‌البنین

«يا حضرت ام‌البنین»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:38
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شور حضرت ام البنین(س) -(تو مدینه، تو کرب‌وبلا رو زنده کردی) * یوسف رحیمی

0

شور حضرت ام البنین(س) -(تو مدینه، تو کرب‌وبلا رو زنده کردی) تو مدینه، تو کرب‌وبلا رو زنده کردی
با روضه‌هات، دوباره دلا رو زنده کردی
با گریه‌هات، یاد شهدا رو زنده کردی

تو مدینه کرب‌وبلایی به‌پاست
با اشک و آه و روضه‌ت
دم می‌زنی دم همه دم از حسین
تو هر غروب غربت
زنده نگه داشتن یاد شهید
نیست کمتر از شهادت

ای مادر عشق‌آفرین
ای بانوی صبر و یقین
يا حضرت ام‌البنین

«يا حضرت ام‌البنین»

مادر اگه، داغ گلای پرپرو دیدی
اما حالا، پیش فاطمه تو روسفیدی
فخرت اینه، که حالا تو مادر شهیدی

تو بودی که به بچه‌هات یاد دادی
درس وفا و غیرت
خونهٔ تو یه خونه بود یا که بود
مدرسهٔ شجاعت
اجر یه مادر که شهیدپروره
نیست کمتر از شهادت

ماه تو شد زیباترین
خورشید عشق روی زمین
يا حضرت ام‌البنین

«يا حضرت ام‌البنین»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:19
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه یا شور شهادت حضرت ام البنین سلام الله علیها -(دم از عشقت میزنم بی بی ام لبنین ) * مجید آقاجانی

439

زمینه یا شور شهادت حضرت ام البنین سلام الله علیها -(دم از عشقت میزنم بی بی ام لبنین ) ? بند ۱

دم از عشقت میزنم (بی بی ام لبنین ۳)
مجنون و عاشق منم بی بی ام لبنین

ذکر رو لبهای من بی بی ام البنین
امید فردای من بی بی ام البنین

ای مادر ابو فاضل
توکریمی و دریا دل
خوبی رو شدی شامل

السلام علیک یا ام البنین(س)

? بند ۲

ای مادر خوب من بی بی ام البنین
دلدارو محبوب من بی بی ام البنین

لحظه های پر خطر بی بی ام البنین
میکنی به من نظر بی بی ام البنین

من روی اسمت حساسم
عاشقی با احساسم
نوکر خودت و عباسم

السلام علیک یا ام البنین(س)

? بند ۳

عشق کل عاشقا بی بی ام البنین
مادر مارو کن دعا بی بی ام البنین

میخونم هر شب مدام بی بی ام لبنین
ای بانوی با مرام بی بی ام البنین

تو شهریار عشاقی
نامت رولبامون هست باقی
ای عشق حضرت ساقی

السلام علیک یا ام البنین0س)

  • دوشنبه
  • 13
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 14:55
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

واحد حضرت ام البنین(س) -(آسمان بی‌قرار از نوایش شده) * یوسف رحیمی

0

واحد حضرت ام البنین(س) -(آسمان بی‌قرار از نوایش شده) آسمان بی‌قرار از نوایش شده
یا مدینه دگر نینوایش شده
هر کسی دیده او را کنار بقیع
همدم گریه و روضه‌هایش شده

غم و اندوه و غربت حاصلش بود
دو چشم تار زينب قاتلش بود
نيفتاد از لبش نام حسينش
اگر چه داغ سقا بر دلش بود

«ای عزیزم حسین
ای شهیدم حسین»

تا که شد روضه‌خوان دختر فاطمه
تا که خواند از اباالفضل و از علقمه
گرچه شد تازه داغ دل او، ولی
داشت با زینبش زیر لب زمزمه:

مزن آتش به جانم نور عينم
مخوان از ماهِ مَـقطُوع اليَدَينم
بخوان از غربت دلبند زهرا
حسينم وا حسينم وا حسينم

«ای عزیزم حسین
ای شهیدم حسین»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه وفات حضرت ام البنین(س) -(شد غرق محن افلاک و زمین) *کربلایی امیر حسامی تبریزی

1451

زمینه وفات حضرت ام البنین(س) -(شد غرق محن    افلاک و زمین) ☑️ بند اول

شد غرق محن افلاک و زمین
از داغ عزیزی شد عالم غمین

خوانـَـد مرغ دل با سوز حزین
بازم روضه ی بی بی ام البنین

غم داره
خدایا دلش بیقراره
مثل ابره داره میباره
یه دنیا دلش غصه داره

غم داره
دلش پر شد از ناله و آه
چشای ترش مونده بر راه
شده خیره بر هاله ی ماه

زیر لب میگه یارب غمینم
بی کس و یاورم بی بنینم

? واے امــون از دل امـ الــعــبـّـاس / واے امــون از دل امـ الــعــبـّـاس

☑️ بند دوم

شد جام دلش پر از غصه ها
از دست زمونه کشیده چه ها

شد صید غم و اندوه و بکا
پیرش کرده حرفای کربوبلا

باور کن
اونی که عزیراش یه باره
برن بر نگردن دوباره
نمیتونه طاقت بیاره

باور کن
کسی که پسر هاش جوونه
بگن جسمشون غرق خونه
مگه میشه زنده بمونه

کاش کسی داغ فرزند نبینه
ورد لبهای ام البنینه

? واے امــون از دل امـ الــعــبـّـاس / واے امــون از دل امـ الــعــبـّـاس

☑️ بند سوم

عباسم بیا بالینم بشین
حال و روز این مادرت رو ببین

یاس پرپرم روح پیکرم
من زخمی هجرم تو زخمی جبین

عباسم
فراغت دلم رو سوزونده
برام دیگه صبری نمونده
به لب جونمو غم رسونده

عباسم
چی میشه دم آخرم رو
به زانو بگیری سرم رو
ببندی چشای ترم رو

وای بمیرم خودت غصه داری
وای بمیرم تو که دست نداری

? واے امــون از دل امـ الــعــبـّـاس / واے امــون از دل امـ الــعــبـّـاس

☑️ بند چهارم

سقای حرم ای تاج سرم
از زینب شنیدم که افتاد علم

نقش بر زمین گشتی جان من
هر دو دست تو از تنت شد قلم

واویلا
شنیدم که قدت کمون شد
چشات از جفا غرق خون شد
به تیر سه شعبه نشون شد

واویلا
شنیدم که افتادی آخر
زمین گیر شدی جان مادر
تو تنها شدی بین لشکر

وای چی اومد بمیرم سر تو
وای چقد تیر زدن پیکر تو

? واے امــون از دل امـ الــعــبـّـاس / واے امــون از دل امـ الــعــبـّـاس

  • جمعه
  • 24
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 23:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سینه زنی شور حضرت ام البنین(س) -(این دلم در به در ام البنینه) *کربلایی امیر حسامی تبریزی

897
1

سینه زنی شور حضرت ام البنین(س) -(این دلم در به در ام البنینه) ☑️ بند اول

این دلم در به در ام البنینه
سر من نذر سر ام البنینه

به خدا کم نداره هیچی تو دنیا
هرکسی کلب در ام البنینه

نوای روی لبا ام البنینه
عزیز شاه ولا ام البنینه

همه اینو میدونن تا قیامت
مادر سینه زنا ام البنینه

شریکةالحیدر شفیعه ی محشر
فاطمه ی ثانی بانوی نام آور

قلّه ی احساسه گوهر و الماسه
عشق دل زینب مادر عباسه

? امـ الــبــنــیــن امـ الــبــنــیــن

☑️ بند دوم

عاشق خون جگر ام البنینم
من مرید پسر ام البنینم

کاسه لیس سفره ی مادر آبم
تحت امر قمر ام البنینم

سایه ی روی سرم ام البنینه
دریای جود و کرم ام البنینه

قرار دل علی شمس تابان
مادر میر حرم ام البنینه

اختر زیبا رو ستاره ی دلجو
حضرت عباسی نوکرتم بانو

بنده ی دربارم سینه زنی کارم
مادر من گفته وقف علمدارم

? امـ الــبــنــیــن امـ الــبــنــیــن

☑️ بند سوم

نظری کن به گدا جان اباالفضل
دست این نوکر و دامان اباالفضل

آرزوم اینه بشیم یک شب جمعه
با رفیقام همه مهمان اباالفضل

حرم اباالفضل اوج عشقه
به خدا که بهتر از بهشته

برای حلال زاده تو دنیا
نوکری عباس سرنوشته

شاه قمر طلعت امیر پر هیبت
ای یل جنگ آور شیر قدر قدرت

فاتح بی پروا شهید عاشورا
ماه بنی هاشم یا حضرت سقا

? عــبـّـاس آقــامـ عــبـّـاس آقــامـ

  • جمعه
  • 24
  • شهریور
  • 1402
  • ساعت
  • 23:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت ام البنین(س) -(ادب بانو بانوی مهر و ماهی ) * مرتضی سراوانی گرگانی

450

شور حضرت ام البنین(س) -(ادب بانو  بانوی مهر و ماهی ) ادب بانو
بانوی مهر و ماهی
تو از حال
دل علی آگاهی
تو دنیای پر از درد پس از زهرا
تو با علی همراهی

دست شستی از /هر چی داشتی/ توی دنیا
از اسمت هم/ دل کندی تو / واسه زهرا

وقف بچه های زهرا شد احساس تو
تا نعم الاخ المواسی شد عباس تو

بند ۲

تو از نسل
شهامت و ایثاری
تو از مهر
آل نبی سرشاری
شده اشک و شده آه و شده روضه ات
حکایت بیداری

با ناله هات/ چه غوغایی / بر پا کردی
تو مدینه /کربلایی / بر پا کردی

حتما میشه حاصل ادب و اخلاص تو
الگوی مدافعان حرم، عباس تو

بند٣
خبر اومد
خبرها رو نشنیدی
فقط حال حسینتو پرسیدی
خبر اومد سر ماهت شکست اما
تو عاشق خورشیدی

این جاده ها با کربلا پایان داره
تو رگهای دنیا هم عشق جریان داره

چون حب الحسین یجمعناس میراث تو
مهماندار اربعین هر سال عباس تو

  • یکشنبه
  • 23
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 15:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر وفات_حضرت_ام‌البنین_سلام‌الله -(پیرزن آمده هنگام خزانش چه‌کند) * حسن لطفی

491

متن شعر وفات_حضرت_ام‌البنین_سلام‌الله -(پیرزن آمده هنگام خزانش چه‌کند) پیرزن آمده هنگام خزانش چه‌کند
اینهمه داغ ربوده است توانش چه‌کند

خبر آمد که پسرهای تو را نیزه زدند
رفت از دست خدایا ضربانش چه‌کند

هرچه گفتند چه آمد سرشان گفت: حسین
گفت بی سایه‌ی آن سروِ روانش چه‌کند

تا که گفتند عصای تو هم اُفتاد زمین
خم شد و ماند که با قدِ کمانش چه‌کند

پیشِ طفلانِ حرم پیش رُباب و زینب
غمِ شرمندگی اُفتاده به جانش چه‌کند

روضه‌ها را همه خواندند و فقط داد کشید
اشک آبش شد و غم تکه‌ی نانش ، چه‌کند

بعد از آن هیچ زمان پیشِ تنوری ننشست
جگرش سوخته و... سوخته جانش چه‌کند

خواند زینب دو سه خط روضه و اُفتاد زمین
مانده با خاطره‌ی چند جوانش چه‌کند

خواهری که به برش پنج برادر را داشت
پنج، سرنیزه نشین بُرده امانش چه‌کند

همسفر بودنِ با شمر برایش کم نیست
آه با حرمله و زخم زبانش چه‌کند

این سر از چند جهت وا شده ، آهسته بران
وای اگر نیزه دهد باز تکانش چه‌کند

می‌رود شامِ پُر از سنگ و غم و زخم ولی
مانده با جمعیت چشم چرانش چه‌کند

* *

نفس آخر و چشمش به در و بی پسر است
پیرزن مانده که بی فاتحه‌خوانش چه‌کند

آنکه نامادری‌اش آبروی مادرهاست
گر نیایند دگر گریه کنانش چه‌کند

(حسن لطفی ۴۰۲/۱۰/۰۵)

  • شنبه
  • 24
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر وفات_حضرت_ام‌البنین_سلام‌الله -(تمام عمر من و آستانِ ام‌بنین) * حسن لطفی

685

متن شعر وفات_حضرت_ام‌البنین_سلام‌الله -(تمام عمر من و آستانِ ام‌بنین) تمام عمر من و آستانِ ام‌بنین
که در تمامیِ عمریم میهمانِ ام‌بنین

"هزار دشمنم اَر می‌کنند قصدِ هلاک"
چه غم مرا که منم در امانِ ام‌بنین

اگر هزار گره باشدم خیالی نیست
فقط همین که بگویم به جانِ ام‌بنین

بقیع و خاکِ بقیع سرمه‌های مادرهاست
همان غبار که دارد نشان ام‌بنین

دعای فاطمه با فاطمه اجابت شد
که گشت خانه‌ی او آشیان ام‌بنین

چه برکتی است سرِ سفره‌اش نمی‌دانم
علی شد از همه دنیا از آن ام‌بنین

نشسته پنج امامم کنار سفره‌ی او
و خورده‌اند همه آب و نانِ ام‌بنین

بزرگ ، دُختِ قبیله ، کنیزِ زینب شد
همینکه گشت علی میزبان ام‌بنین

رسید و خانه‌ی زهرا دوباره مادر دید
حسین دید به سر سایبان ام‌بنین

رسید و گیسوی کلثوم شانه شد با هر....
نوازش نَفَسِ مهربانِ ام‌بنین

گرفته است به دامن چهار جانش را
هزار شُکر که آمد به خانه ام‌بنین

ولی چه حیف که غم آمد و زمانه نوشت
جگر خراش بود داستان ام‌بنین

میان قافله خورشید و ماهِ او رفتند
به راه ماند ولی دیدگان ام‌بنین

بشیر آمد و پیغام بی کسی آورد
خراب شد بخدا خانمان ام‌بنین

برای چار جوانش نگفت اما گفت :
بگو حسین کجا هست؟ جانِ ام‌بنین

همینکه دید شده بی حسین اُفتاد و
به روی خاک نشست آسمانِ ام‌بنین

مدینه گفت که اُم‌البنین نمی‌شد پیر
گرفت ناله‌ی زینب توانِ ام‌بنین

نه گاهواره رسید و نه کودک و نه رُباب
ولی رسید بجایش خزان ام‌بنین

خمید و خاکِ دوعالم به رویِ معجر ریخت
عصا گرفت و سیه شد جهانِ ام‌بنین

سکینه خورد زمین وقتِ دادِ زینب شد
میان روضه‌ی اَبرو کمانِ ام‌بنین

* * *

عروسِ سوخته‌ی فاطمه رسید از راه
رُباب شد پس از آن روضه‌خوانِ ام‌بنین

مدینه دید که بی‌بی چقدر روضه گرفت
چقدر روضه شنید از زبانِ ام‌بنین :

حسین دست غریبی به روی زانو زد
برای جرعه‌ی آبی به حرمله رو زد...

(حسن لطفی ۴۰۰/۱۰/۲۵)

  • شنبه
  • 24
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه حضرت ام البنین(س) -(هر تپش صدای پای کاروونه ) * حسین عباسپور

3

زمینه حضرت ام البنین(س) -(هر تپش صدای پای کاروونه ) هر تپش صدای پای کاروونه
آخرین وداع ماه از آسمونه
پشت سر دعا و اشک مادرونه

با گریهٔ ام‌البنین مدینه گفت
صدا چه آشناست، صدای فاطمه‌ست
راهی شدن چار تا دلاورش ولی
دل‌نگران بچه‌های فاطمه‌ست

چشم اباالفضلو با چشم تر نگا کرد
واسه دل صبور زینبش دعا کرد
سفارش حسینشو به بچه‌ها کرد

«بارونی می‌شه، چشم مدینه
که روضه‌خونش، ام‌البنینه»

از سفر رسیدن با دلای مضطر
کاروان بی‌دست کاروان بی‌سر
بی حسین و عباس، بی علیِ اکبر

رسیده زینب از سفر چه زینبی
باغ گل یاس اومده ولی کبود
رقیه که کنج خرابه پر کشید
تو بغل رباب دیگه علی نبود

مادر چیزی نپرسید از چار تا شهیدش
این که چی اومد سر عباس رشیدش
از مشک خالی و نگاه ناامیدش

«بارونی می‌شه، چشم مدینه
که روضه‌خونش، ام‌البنینه»

روضه بی‌شماره روز و شب می‌باره
داغ دست سقا داغ موندگاره
گریه می‌شه مرهم دل که بی‌قراره

از تو بقیع می‌رفت کنار قتلگاه
همین که تربت حسینو بو می‌کرد
ام‌البنین همون که مثل فاطمه
مدینه رو با گریه زیر و رو می‌کرد

گریه می‌کرد برا حسین برا اباالفضل
زبون گرفته یا حسین و یا اباالفضل
تو نفسای آخرم بیا اباالفضل

«بارونی می‌شه، چشم مدینه
که روضه‌خونش، ام‌البنینه»

شاعر: حسین_عباس‌پور
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:39
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت ام البنین(س) -(هر تپش صدای پای کاروونه ) * حسین عباسپور

0

زمینه حضرت ام البنین(س) -(هر تپش صدای پای کاروونه ) هر تپش صدای پای کاروونه
آخرین وداع ماه از آسمونه
پشت سر دعا و اشک مادرونه

با گریهٔ ام‌البنین مدینه گفت
صدا چه آشناست، صدای فاطمه‌ست
راهی شدن چار تا دلاورش ولی
دل‌نگران بچه‌های فاطمه‌ست

چشم اباالفضلو با چشم تر نگا کرد
واسه دل صبور زینبش دعا کرد
سفارش حسینشو به بچه‌ها کرد

«بارونی می‌شه، چشم مدینه
که روضه‌خونش، ام‌البنینه»

از سفر رسیدن با دلای مضطر
کاروان بی‌دست کاروان بی‌سر
بی حسین و عباس، بی علیِ اکبر

رسیده زینب از سفر چه زینبی
باغ گل یاس اومده ولی کبود
رقیه که کنج خرابه پر کشید
تو بغل رباب دیگه علی نبود

مادر چیزی نپرسید از چار تا شهیدش
این که چی اومد سر عباس رشیدش
از مشک خالی و نگاه ناامیدش

«بارونی می‌شه، چشم مدینه
که روضه‌خونش، ام‌البنینه»

روضه بی‌شماره روز و شب می‌باره
داغ دست سقا داغ موندگاره
گریه می‌شه مرهم دل که بی‌قراره

از تو بقیع می‌رفت کنار قتلگاه
همین که تربت حسینو بو می‌کرد
ام‌البنین همون که مثل فاطمه
مدینه رو با گریه زیر و رو می‌کرد

گریه می‌کرد برا حسین برا اباالفضل
زبون گرفته یا حسین و یا اباالفضل
تو نفسای آخرم بیا اباالفضل

«بارونی می‌شه، چشم مدینه
که روضه‌خونش، ام‌البنینه»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد حضرت ام البنین(س) -(منم، که دلم میره برا دیدن زهرا) * محمد جواد الهی پور

0

واحد حضرت ام البنین(س) -(منم، که دلم میره برا دیدن زهرا) منم، که دلم میره برا دیدن زهرا
منم، مادر مهر و ادب مادر غم‌ها
خدا، از جهانی که علی نداره سیرم
دلم، پر زده دیگه برا دیدار مولا

بعد عمری غصه و غم، خوشحالم که دیگه میرم
به ملاقات علی و واسه دست‌بوسی زهرا
چه‌جوری تنها بمونم، آخه من کنیزشونم
چشممو باز می‌کنم به روی ماه بی‌بی فردا

دم آخره، دیگه راهی‌ام
تو بیای دیگه، نمی‌مونه غم

«علی یا علی، علی یا علی»

رباب، می‌کشه منو با اشکای یه‌ریزش
نشد، مادری کنم برا طفل عزیزش
ببخش، اگه زینبت یه وقت مادر صدام کرد
ببخش، خواسته خانومی کنه برا کنیزش

جون عباسم فدایِ یه تار موی حسینت
به خدا حقیقته شکی ندارم به این احساس
ممنونم بانوی عالم، نظری کردی به این کم
شنیدم تو کربلا مادری کردی واسه عباس

اگه می‌رسوند، مشکو به حرم
نمی‌موند برام، دیگه درد و غم

«بی‌بی فاطمه، بی‌بی فاطمه»

چقدر، با غم و شکسته بالی گریه کردم
چقدر، پای قبرای خیالی گریه کردم
ببخش، قبر من معلومه و قبر تو پنهان
ببین، به یاد تو با چه حالی گریه کردم

تو هجوم کوچه، ای کاش، سپر بلات بودم من
کاش می‌شد می‌اومدم به یاری تو بانوی من
چقَدَر غصه‌تو خوردم، کاش به‌پای تو می‌مردم
سپر تو می‌شدم می‌خورد غلاف به بازوی من

شب غصه‌هام، به سر اومده
دیگه موقعِ سفر اومده

«بی‌بی فاطمه، بی‌بی فاطمه»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 21:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت ام البنین(س) -(خون علی توی رگات بود) *

0

زمینه حضرت ام البنین(س) -(خون علی توی رگات بود) خون علی توی رگات بود
هیبت حسن تو نگات بود
دعای عزیزای زهرا
همیشه، پشت و پنات بود

چطوری تونستن پسرم
با تو روبرو شن؟ برام سؤاله!
چطوری تونستن بزنن
مشک تو رو مادر؟ آخه محاله!
چطوری تونستن نذارن
که ببری آبو برا سه‌ساله؟

شاید، شد علقمه غوغا
افتاد، دستت روی خاکا
شاید، دورت رو گرفتن
مادر، موندی تک و تنها

«وَيْلِی، وَيْلِی عَلیٰ شِبْلِی»

راه علی مقصد و راهت
غیرت علی تو نگاهت
به فدای قد رشیدت
به فدای روی ماهت

چطوری تونستن پسرم
راهتو به سمت حرم ببندن؟
چطوری تونستن پسرم
به بارون اشکای تو بخندن؟
تو رو زدن و با زدنت
دل حرمو انگار از جا کندن

شاید، نرفتی که بجنگی
رفتی، یه کمی آب بیاری
شاید، گریۀ مشکو دیدن
دیدن، تو هم داری می‌باری

«وَيْلِی، وَيْلِی عَلیٰ شِبْلِی»

ای پسر و وارثِ حیدر
وارثِ خصائصِ حیدر
تو دلاوری و شجاعت
کوه غیرت، مثه حیدر

چطوری تونستن پسرم
داغتو رو قلب حسین بذارن؟
چطوری تونستن پسرم
نگاشونو از خیمه برندارن؟
چطوری تونستن پسرم
برای جسارت هجوم بیارن؟

شاید، تو علقمه موندی
حتماً، خیلی غصه خوردی
رفتی، خیمه‌ها رو آخر
دست، بی کسی سپردی

«وَيْلِی، وَيْلِی عَلیٰ شِبْلِی»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 21:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد