شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 مظاهر کثیری نژاد

غزل فاطمی بسیار زیبا از مظاهر کثیری نژاد -( دردا همین که عمر پیمبر تمام شد ) * مظاهر کثیری نژاد

3926
9

غزل فاطمی بسیار زیبا از مظاهر کثیری نژاد -( دردا همین که عمر پیمبر تمام شد ) دردا همین که عمر پیمبر تمام شد
لبخندهای گونه ی دختر تمام شد

"کاغذ،قلم" نداد ولی گفت زیر لب:
"ایام کامرانی حیدر تمام شد"

رنج و عذاب فاطمه از لحظه ی هجوم
با ناله های گوشه ی بستر تمام شد

روزی که آمدند دم در، شروع شد
روزی که آمدند دم در، تمام شد

آتش چنان به شعله در آمد که پشت در
آب زلال چشمه ی کوثر تمام شد

دستی به در گرفته و دستی به دست یار
جان پدر به قیمت مادر تمام شد

زینب صدای غائله را دیرتر شنید
وقتی رسیده بود که دیگر تمام شد

مادر برای دختر خود در وصیتش
از سر شروع کرد و به معجر تمام شد
***
پنجاه سال بعد به سودای ابن سعد
قصه به "سر"رسید و نه با سر تمام شد

گفتند "ما رایت" به جز خوبی و خوش

  • چهارشنبه
  • 29
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 06:40
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-مناجات -( السلام علیک یا اهل البیت النبوه ) * رضا باقریان

13

اشعار فاطمیه-مناجات -( السلام علیک یا اهل البیت النبوه ) السلام علیک یا اهل البیت النبوه
دیر آمدیم و سرورمان را ندیده ایم
جسم به خون شناورمان را ندیده ایم
دیر آمدیم و بس که لیاقت نداشته ایم
آن چهره ی منورمان را ندیده ایم
ما نوکران تشنه لب شاه کربلا
کرببلای دلبرمان را ندیده ایم
ما بچه های حضرت زهرای مرضیه
آن بانوی مطهرمان را ندیده ایم
غم بیش از این چه بر سرمان آورد، که ما
سنگ مزار مادرمان را ندیده ایم
ما دیده ایم هر چه که غم بود و انتظار
اما امام آخرمان را ندیده ایم
هر چند زیر سایه ی مهدی نشسته ایم
دستی که بود بر سرمان را ندیده ایم

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 محسن کاویانی

برای فاطمیه -( کار داریم در این شعر فراوان با در ) * محسن کاویانی

2460
3

برای فاطمیه -( کار داریم در این شعر فراوان با در ) کار داریم در این شعر فراوان با دَر
گوییا خورده گره با غزلِ مولا ، در

وَ قسم بَر ترکِ کعبه که حتی دیوار
می شد از عشقِ علی پیشِ علی دَرجا در

جانشینِ نبی الله که شد روزِ غدیر
خستگی های پیمبر همه شد یکجا در

می نشستند یتیمان همه شب منتظرش
خیره بر در همگی تا بزند بابا در

چیره بر قلعه ی قلبِ همِگان شد وقتی
کَنده شد با دَمِ یا فاطمه اش از جا در

شُد دَرِ قلعه ز جا کَنده ولی مرغِ دلم
ناخود آگاه سفر می کُند از در تا در

نکند در غزلم بسته شود دستانش
نکند در غزلم باز شود با پا در

میخِ در داغ شد و مادرمان زخمی شد
او کنون تکیه به دیوار نماید یا در ؟!

آنچنان با لَگدی باز شد آن در که همه
فکر کردند که دیوار یکی شد با در

آه سادات ببخشند ولی خورد زمین
در همین فاصله هم کنده شد از لولا در

رد شدند آن همه سنگین بدن از در با پا
تا که افتاد به رویِ بدنِ زهرا در

بچه سید نشدم دستِ خودم نیست ولی
وسطِ روضه دلم گفت بگویم مادر

کربلا جلوه ی هفتاد وسه تَن می شد اگر
اندکی تاب میاورد در آن غوغا در

آه ای فاطمه؛ ای علتِ لبخندِ علی
رفتی و بعدِ تو انداخت زِ پا او را در

ما فقیریم و یتیمیم و اسیریم همه
جز تو فریادرسی نیست بیا بُگْشا در

با دعای فَرَجت از خودِ خورشید بخواه

تا کمی باز کند روی همه دنیا در...

  • جمعه
  • 1
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 16:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - جنگ و نیرنگ -( می کشیدم روی صفحه بی درنگ ) * رضا باقریان

3

اشعار فاطمیه - جنگ و نیرنگ -( می کشیدم روی صفحه بی درنگ ) می کشیدم روی صفحه بی درنگ
کوچه ای را باز با ابعاد تنگ
انتهای کوچه با اشک مدام
می کشیدم چند تن از جنس سنگ
آن طرف بانویی از جنس بلور
با رخی زرد و کبود و رنگ رنگ
شیری از بیشه به دستش سلسله
آمده بین سپاه حرب و هنگ
دامنش را بنوی عالم گرفت
یک نفر با چهل یهودی بین جنگ
ناگهان باد آمد و دستی شکست
عالمی در داغ این بانو نشست

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 05:41
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه -( - وقتی که شعری شاعرانه می نوشتم ) * رضا باقریان

3

اشعار فاطمیه  -(  - وقتی که شعری شاعرانه می نوشتم ) وقتی که شعری شاعرانه می نوشتم
درد دلم را از زمانه می نوشتم
حرف دلم را با قلم بر صفحه ی دل می نوشتم
انگار چیزی دست دل را قفل میکرد
اما دوباره با بهانه می نوشتم
گفتم که باید شعر سوزی ناب گیرد
از سنگ قبری بی نشانه می نوشتم
طاقت نیاوردم غمی آتش به جان زد
از ماتم بانوی خانه می نوشتم
دیدم که قبل از شروعی روی صفحه
از شعله های درب خانه می نوشتم
از کوچه های تنگ و باریک مدینه
از ضربه های تازیانه می نوشتم
انگار دیدم یک نفر افتاد بر خاک
در بین خانه وقتی آتش شعله ور شد
از لحظه های وحشیانه می نوشتم

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 05:53
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه- مادر زینب -( سلام ما به نماز و قیام مادر زینب ) * رضا باقریان

5

اشعار فاطمیه- مادر زینب -( سلام ما به نماز و قیام مادر زینب ) سلام ما به نماز و قیام مادر زینب
به صبر و درد و به عشق و کلام مادر زینب
سلام عالم و آدم سلام حضرت خاتم
سلام هر چه پیمبر به نام مادر زینب است
سلام سینه زنان و گریه کنانش
به شان و منزلت و بر مقام مادر زینب
سلام ما به دو بازوی پر ورم شده ی او
به رنج و داغ و تب و التیام مادر زینب
میان کوچه وجودش فدای شیر خدا شد
فدای غربت و صبر امام مادر زینب
کسی نگفت در آن کوچه های تیره و سنگی
نداشتند چرا احترام مادر زینب
در این سه ماهه آخر ز بعد حضرت احمد
نگشت روز آخر به کام مادر زینب
خدا کند که بیاید یگانه منجی عالم
پی شفای من و انتقام مادر زینب

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 07:56
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-غربت علی -( آن بانویی که صبح و مسا گریه می کند ) * رضا باقریان

8

اشعار فاطمیه-غربت علی -( آن بانویی که صبح و مسا گریه می کند ) آن بانویی که صبح و مسا گریه می کند
حالا برای شیر خدا گریه می کند
یعنی علی غریب ترین مرد عالم است
با یاد غربتش همه جا گریه می کند
با پهلوی شکسته و با صورتی کبود
بین نماز شب و دعا گریه می کند
در بین بسترش چه قدر درد می کشد
اما فقط برای شیر خدا گریه می کند
بعد از خدا و بعد علی، زیر چادرش
با ماجرای کرببلا گریه می کند
یک روز در فراق پدر لطمه می زند
حالا برای شیر خدا گریه می کند

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 08:02
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-طلعت الرشید علی -( ای مرا غره الحمیده علی ) * رضا باقریان

7

اشعار فاطمیه-طلعت الرشید علی -( ای مرا غره الحمیده علی ) ای مرا غره الحمیده علی
به شبم طلعت الرشیه علی
حق مرا از همان شب اول
فانی راهت آفریده علی
من و تو آنقدر طهوراییم
که خدا نازمان خریده علی
ما فدای همیم آقا جان
تو شهید و منم شهیده علی
زیر بار غریبیت آقا
زانوانم دگر خمیده علی
طعم ضرب غلاف و سیلی را
این تن خسته ام چشیده علی
آنچنان قامتم خمیده شده
که فلک هم چنین ندیده علی
آنچنان قامتم خمیده شده
که فلک هم هم چنین ندیده علی
اینکه از تو گرفته ام چهره
رنگ رخساره ام پریده علی
آنچنان سرفه می کنم شبها
که امان مرا بریده علی
اینکه سو رفته از دو چشمانم
خورده بر چهره ام کشیده علی
جان زینب بیا حلالم کن
موقع رفتنم رسیده علی

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - ام یجیب -( بوی صبری عجیب می آید ) * رضا باقریان

5

اشعار فاطمیه - ام یجیب -( بوی صبری عجیب می آید  ) بوی صبری عجیب می آید
سوز ام یحبیب می آید
از دل حجره ای صداهای
گریه های غریب می آید
از دل خانه ای که می سوزد
نغمه ای ناشکیب می آید
آن طرف مادری ، رخش نیلی
با فراز و نشیب می آید
به سوی مادر حسن، و حسین
آتشی با نهیب می آید
بین بستر، ز پهلویی خسته
خون پر از لهیب می آید
و برای شکسته بازویی
خون ز چشم حبیب می آید
همه جمعند دور هم، اما
بوی شیب الخضیب می آید
و برای غریبی زینب
اشک خدالتریب می آید
شب جمعه است ، از میان حرم
چه قدر بوی سیب می آید

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 08:51
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

رباعی نوروز و فاطمیه -( سال نو گشته مصادف با عزای فاطمه (س) ) * اسماعیل تقوایی

3374
2

رباعی نوروز و فاطمیه  -( سال نو گشته مصادف با عزای فاطمه (س) ) سال نو گشته مصادف با عزای فاطمه(س
نوحه می خواند پرستو در رثای فاطمه
عید ما باشد عزا وزخم دل سر کرده باز
خون دل جاری زسوگ غم فزای فاطمه

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 08:52
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

رباعی نوروز وفاطمیه -( هنگام بهار وموسم نوروز است ) * اسماعیل تقوایی

2785
1

رباعی نوروز وفاطمیه  -( هنگام بهار وموسم نوروز است ) هنگام بهار وموسم نوروز است
لیکن دل شیعه غرق آه وسوز است
باشد سببش عزای زهرای بتول(س)
سوگی که برای شیعه بس جانسوز است

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 08:53
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

رباعی نوروز وفاطمیه -( این فصل بهار فصل ماتم باشد ) * اسماعیل تقوایی

3066
2

رباعی نوروز وفاطمیه  -( این فصل بهار فصل ماتم باشد ) این فصل بهار فصل ماتم باشد
عید است ودل شیعه پر از غم باشد
هنگام عزای فاطمه(س) آمده است
رخت سیهی بر تن عالم باشد

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 08:53
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

رباعی نوروز وفاطمیه -( ایام عزای حضرت زهرا شد ) * اسماعیل تقوایی

3339
3

رباعی نوروز وفاطمیه  -( ایام عزای حضرت زهرا شد ) ایام عزای حضرت زهرا شد
یکبار دگر فاطمیه بر پا شد
باشیم مواظب وادب بنماییم
اینک که عزا وعید هم آوا شد

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 08:54
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - سوره ی کوثر -( این بانوی غریب ، که در بین بستر است ) * رضا باقریان

4

اشعار فاطمیه - سوره ی کوثر -( این بانوی غریب ، که در بین بستر است ) این بانوی غریب ، که در بین بستر است
شان نزول سوره ی کوتاه کوثر است
آری میان خانه و در بین کوچه ها
تنها مدافع سردار خیبر است
این چهل نفر برابر یک زن چه می کنند
این اولین مبارزه ی نابرابر است
زهرا مگر کبوتر حیدر نبوده است
مچهول می شود ز چه در کوچه پرپر است؟
حیدر، حسین ، حسین همه گریان مادرند
زینب ولی دلش به گمان جای دیگر است
امشب کفن، عطش و حرم زخم دیده است
یعنی نگاهشان همه سوی برادر است

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 08:56
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - بانوی بی نشانه -( بانوی بی نشانه همه بی نسانه ها ) * رضا باقریان

4

اشعار فاطمیه - بانوی بی نشانه -( بانوی بی نشانه همه بی نسانه ها ) بانوی بی نشانه همه بی نشانه ها
شرمنده ی دو بازوی تو تازیانه ها
وقتی که قصد رفتن از این خانه می کنی
تاریک می شوند، همه آشیانه ها
آتش زدند کلبه ی نورانی تو را
قومی که بود منصبشان وحشیانه ها
حق تو را به زور گرفتند ناکسان
حق می دهم که خسته شوی از زمانه ها
دستان ذوالفقار تو بستند، با طناب
خود سر شدند، بی ادب و خود سرانه ها

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 09:00
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-پیروی از ولایت -( آنکه امروز غم غربت حیدر دارد ) * رضا باقریان

4

اشعار فاطمیه-پیروی از ولایت -( آنکه امروز غم غربت حیدر دارد ) آنکه امروز غم غربت حیدر دارد
دست از دامن حیدر نتوان بر دارد
بعد از آن واقعه ی کوچه که می خندیدند
شکوه از مردم این شهر مکرر دارد
حال در خانه ی خودبعد دو ماه و چندی
چه قدر دوروبر بستر خود پر دارد
بعد از اینکه تمام بدنش نیلی شد
همه شب تا به سحر ضعف به پیکر دارد
نه از آن ضرب غلافی که به بازویش خورد
از غریبی علی چشم پر اختر دارد
چند وقتی است که از جا نتوان برخیزد
آخر این زخم عمیقی به بستر دارد

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 14:21
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-ناراحتند -( ناراحتند مادرمان گریه می کند ) * رضا باقریان

6

اشعار فاطمیه-ناراحتند -( ناراحتند مادرمان گریه می کند ) ناراحتند مادرمان گریه می کند
او درد می کشد که چنان گریه می کند
با خنده اش نمک به روی زخم می نهد
یعنی که نیمه شب به نهان گریه می کند
دستی به روی صورت و دستی به پهلویش
تنها کنار خواهرمان گریه می کند
دستی به روی صورت و دستی به پهلویش
تنها کنار خواهرمان گریه می کند
او درد می کشد ، و حسن لطمه می زند
یعنی برای غیرتمان گریه می کند
وقتی که زخم های تنش تیر می کشد
گویی تمام پیکرمان گریه می کند
در پیش ما به روی لبش خنده می زند
دور از دور چشمه ی ترمان گریه می کند
تنها نگاه او به حسین و به زینب است
بر حال و روز مظطرمان گریه می کند
همسایه ها به غفلت خود پی نبرده اند
ناراحتند مادرمان گریه می کند

شاعر : رضا

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 14:30
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - مردی پلید -( و دست سنگی مردی پلید کاری کرد ) * رضا باقریان

3

اشعار فاطمیه - مردی پلید -( و دست سنگی مردی پلید کاری کرد ) و دست سنگی مردی پلید کاری کرد
که طفل خسته ای در کوچه آه و زاری کرد
و دست سنگی خود را چنان فرود آورد
که خون ز گوش زنی بی پناه جاری شد
و کودکی که تنش مثل بید می لرزید
مدینه را ز سرشکش ، آبیاری کرد
میان خواب همین کودکی که می لرزید
دوباره روضه سرایی و سوگواری کرد
میان خانه رسیدند و زینبش قدری
کنار مادر دلخسته بی قراری کرد

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 14:34
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-بنفشه های بستر -( بانوی خانه دار من از پا نشسته است ) * رضا باقریان

4

اشعار فاطمیه-بنفشه های بستر  -( بانوی خانه دار من از پا نشسته است ) بانوی خانه دار من از پا نشسته است
از کوچه ها رسیده ولی زار و خسته است
بانوی من که جان و دل من فدای او
در کوچه تار و پود وجودش گسسته است
ار خاک روی چادر او حدس می زنم
در کوچه ها کسی دل اورا شکسته است
فهمیدم از بنفشگی روی بسترش
پهلوی زخم خورده ی خود را نبسته است
زینب میان خواب به خود گفت : مادرم
دست ضعیف او به گمانم شکسته است
من هم ز سرفه های شدیدش گرفته ام
راه نفس ابه سینه اش این بار بسته است
حالا نشسته ام و به این فکر می کنم
بانوی خانه دار من از پا نشسته است

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 14:46
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - تن مجروح -( رنگ رخساره ات شکسته شده ) * رضا باقریان

3

اشعار فاطمیه - تن مجروح -( رنگ رخساره ات شکسته شده ) رنگ رخساره ات شکسته است
و نماز شبت نشسته است
نفست در شمارش افتاده
یا که راهش به سینه بسته شده
چه گذشته میان کوچه به تو
که حسن زار و دلشکسته شده
رنگ نیلی گرفته ای زهرا
تار، آن چهره ی خجسته شده
تار و پود وجود مجروحت
بین کوچه ز هم گسسته شده
پهلویت مثل رنگ رخسارت
یا کبود است یا شکسته شده

شاعر : رضا باقریان

  • چهارشنبه
  • 6
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 15:40
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - زمزمه1 -( تو ای جوان قد کمانم ) * رضا باقریان

10

اشعار فاطمیه - زمزمه1 -( تو ای جوان قد کمانم ) تو ای جوان قد کمانم شکسته بال نیمه جانم
منم عزیزم محرم تو بیا و رخ بیده نشانم
کبوتر مهاجرم قسم به اشک دخترم مرو مرو تو از برم
ای همسر من
ماه شب تارم مرو تنها طرفدارم مرو ای قد خمیده
ای یار و یاورم مرو تمام باورم مرو ای قد خمیده
ای سایه سرم مرو

******
آتش گرفته پیکر تو دردی نشسته بر سر تو
خون لخته مانده ای عزیزم از پهلویت بر بستر تو
دل علی شکسته شد تا پهلویت بشکسته شد نمازتو نشسته شد
ای همسر من
بال و پرم پرپر مشو ای یاورم پرپر مشو ای قد خمیده
ای همسرم پرپر مشو کبوتر پرپر مشو ای قد خمیده

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 13:08
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - زمزمه 2 -( ای همسر با وفای حیدر ) * رضا باقریان

10

اشعار فاطمیه - زمزمه 2 -( ای همسر با وفای حیدر ) ای همسر با وفای حیدر امشب تو ز خانه می زنی پر
آن گوشه ی هجره را نظر کن زینب زده چادر تو بر سر
می کُشد علی را گریه های زینب
می کُشی علی را گر روی تو امشب
ای از غم تو زمانه خسته سر رشته ی عمر تو گسسته
رخساره تو شد ارغوانی (پهلوی تو با لگد شکسته)2

*****
با دست شکسته می دویدی در کوچه به پای من رسیدی
9 سال به پای من نشستی یک لحظه ولی خوش ندیدی
پهلویت شکست و از پا ننشستی
یک دم چش خود را بر علی نبستی
دلدار علی و درب و دیوار بانوی علی و ضرب مسمار
ای همسر با وفای حیدر (می روی برو خدا نگهدار)2

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 13:26
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - زمزمه3 -( ای بانو ی خانه ام کجایی ) * رضا باقریان

10

اشعار فاطمیه - زمزمه3 -( ای بانو ی خانه ام کجایی ) ای بانوی خانه ام کجایی مردم به خدا من از جدایی
ای یاس به دست داس چیده رفتی و ولی مرا دوایی
ای بود و نبودم ای یاس کبودم
شرمنده ام از تو در کوچه نبودم
من مانده و آه یتیمان من مانده ام شام غریبان
با دوری تو بگو چه سازم (می درم از این غمت گریبان)2
آن دم که دو دست من ببستن بر خنده ی مرتضی نشستن
من بودم و جان نثاری تو در کوچه دل مرا شکستن
یک سو همه لشگر یک سو گل حیدر
دست تو جدا شد از دامن حیدر
بر قلب علی زدی شراره پهلوی شکسته ، گوش پاره
قنفذ زده زخم بی حسابت ریزد ز دو عین من ستاره

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-زمینه3 -( امید دل من مرو از بر من ) * رضا باقریان

11

اشعار فاطمیه-زمینه3 -( امید دل من مرو از بر من ) امید دل من مرو از بر من ببین خاک غم بر سر دختر من
پس از تو دل من بدون شکیبه بدان می روی مرتضایت غریبه
واویلا واویلا واویلا واویلا
به یادم رسید بین گوچه چه دیدی صدای حسن را در آنجا شنیدی
نگفتی به من صورتت گشته نیلی نگفتی به من فاطمه خورده سیلی
واویلا واویلا واویلا واویلا
به خواب حسن من شنیدم صدایی بگفتا که مادر کجایی کجایی
تو شب را سحر می کنی بین بستر نظر کن به چشمان نمناک حیدر
واویلا واویلا واویلا واویلا

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-زمزمه4 -( دل کبابه چه بی تابه حال مادرم خرابه ) * رضا باقریان

10

اشعار فاطمیه-زمزمه4 -( دل کبابه چه بی تابه حال مادرم خرابه ) دل کبابه چه بی تابه حال مادرم خرابه
روی دست بابام حیدر هنوزم رد طنابه
دل اهل خونه ،خونه داداشم تو خواب می خونه
آی خدا میشه نمیره مادرم هنوز جوونه
مادر من مادر من مادر پهلو شکسته
غم ما رو کی میدونه یکی ازغما همینه
بعد عمری غصه و غم بابامون خونه نیشینه
مادرم چه بی شکیبه گریه هاش خیلی عجیبه
درد مادر ما اینه بابامون خیلی غریبه
مادر من مادر من مادر پهلو شکسته
تا قیامت زین مصیبت ناتموم گریه هامون
روی نیلی ضرب سیلی شده قاتل بابامون
تو حیاط غرق نیازه تو دل بابا یه رازه
خنده زد مادر وقتی دید بابامون تابوت میسازه
مادر من مادر من مادر پهلوشکسته
بعد از اینکه بابامون و تو غم زهرا نشوندن
سوی مسجد دست بسته س

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-زمینه 6 -( امید دل حیدر، مرو تو از بر حیدر ) * رضا باقریان

7

اشعار فاطمیه-زمینه 6 -( امید دل حیدر، مرو تو از بر حیدر ) امید دل حیدر،مرو تو از بر حیدر
ببین ببارون اشک و ، تو چشمای تر حیدر
کبودی صورت تو
آتیش به قلبم می زنه
غریبونه نگام نکن
دلم داره شور میزنه
نفس نفس میزنی
مگه شده وقت سفر
تو رو به جان زینبت
حیدر و ب خودت ببر زهرا
ای یاور فانی من
یار پریشانی من
چشمه ی نورانی من
هاله گرفته ماه من
از چه میان خانه ام
رخ پوشی ای جانانه ام
گویا که من بیگانه ام
ای محرم و همراه من
امید دل حیدر............

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 16:56
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-زمینه7 -( دلخونم که تو محزون و دلغمینی ) * رضا باقریان

10

اشعار فاطمیه-زمینه7 -( دلخونم که تو محزون و دلغمینی ) به سبک در غربت تک و تنها برس به دادم

دلخونم که تو محزون و دلغمینی
خاموشم که تو اشک مرا نبینی2
رو به قبله پای تو کنم
گریه در عزای تو کنم
جهنم دشمن تو
شعله ور ز نای تو کنم
نگر به حال زار ما
مکن تو خالی خانه را
تو نور خانه منی
بشنو صدای ناله را
بشنیدم گفتی یا فضت خذینی
خاموشم که تو اشک مرا نبینی2
زینب کند نظاره ات
بر جای تازیانه ات
زمان غسل جسم تو
بینم به تن نشانه ات
حسین تو تشنه لب است
حسن که بی تاب و تب است
کند به سر چادر تو
زینب به یادت هر شب است
مدهوشم که به کوچه نقش زمینی
خاموشم که تو اشک مرا نبینی2

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 18:28
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه-زمینه 8 -( مرو نور بصرم بمان بالای سرم ) * رضا باقریان

7

اشعار فاطمیه-زمینه 8 -( مرو نور بصرم بمان بالای سرم ) مرو نور بصرم
بمان بالای سرم
با چشمای بی رمق زهرا
ببین چشمون ترم
صبر کن ای نور دیده
ای ز دنیا دل بریده
در پی ات پای برهنه
دخترت زینب دویده
می بری تو دل ز حیدر
همسر پهلو شکسته
گویی یا با رفتن تو
رشته ی عمرم گسسته
مرونور بصرم.........
مثل تو قدر خمیده
تا حالا حیدر ندیده
بین کوچه قامت تو
همچو زانویم خمیده
کعبه ی پهلو شکسته
حیدرت در غم نشسته
بین بستر ماندن تو
کرده قلبم را شکسته
مرو نور بصرم......

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 18:35
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه _ زمینه 9 -( آتیشا شعله ور شده ) * رضا باقریان

12

اشعار فاطمیه _ زمینه 9 -( آتیشا شعله ور شده ) (واویلا واویلا )3
آتیشا شعله ور شده
کبوتر پشت در شده
پدرم خون جگر شده می خونه
خدا نکنه که مادری پیش نگاه پسری
بیفته روی خاکا واویلا
خدا نکنه کبوتری کبوتر بی بال و پری
بسوزه تو آتیشا واویلا
واویلا واویلا

آسمون واژگون شده
چشمامون غرق خون شده
مادرم ناتوون شده می خونه
خدا نکنه تو بستری
به پیش چشم همسری
خون بشینه رو چشما واویلا
خدا نکنه که دختری همراه با برادری
دم بگیرن وا اما واویلا
واویلا واویلا 3

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 18:39
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

اشعار فاطمیه - واحد 1 -( ای بانوی خمیده پاشو ببین من حیدرم ) * رضا باقریان

10

اشعار فاطمیه - واحد 1 -( ای بانوی خمیده پاشو ببین من حیدرم ) ای بانوی خمیده پاشو ببین من حیدرم
چشاتو وا کن و ببین نشسته اینجا دخترم
نگاش بکن دلش شکسته
تار و پودش از هم گسسته
بالا سرت ،غمین نشسته
واویلتا،واویلتا از این زمونه
واویلتا،واویلتا اشکام روونه
واویلتا،واویلتاقدت کمونه
آه و واویلا از دل زینب
منو نذار بی هم نفس
میون شهر دشمنا
خودم دیدم نفس زدی
عزیز من تو آتیشا
کبوترم پراتو وا کن
برا خودت ، یه بار دعا کن
بچه هات و ، بازم صدا کن
واویلتا،واویلتا رنگت پریده
واویلتا،واویلتا قدت خمیده
واویلتا،واویلتا مرو شهیده

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1393
  • ساعت
  • 18:49
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد