آن بانویی که صبح و مسا گریه می کند
حالا برای شیر خدا گریه می کند
یعنی علی غریب ترین مرد عالم است
با یاد غربتش همه جا گریه می کند
با پهلوی شکسته و با صورتی کبود
بین نماز شب و دعا گریه می کند
در بین بسترش چه قدر درد می کشد
اما فقط برای شیر خدا گریه می کند
بعد از خدا و بعد علی، زیر چادرش
با ماجرای کرببلا گریه می کند
یک روز در فراق پدر لطمه می زند
حالا برای شیر خدا گریه می کند
شاعر : رضا باقریان
- چهارشنبه
- 6
- اسفند
- 1393
- ساعت
- 08:02
- نوشته شده توسط
- محمد




