بی تـو شب های علی تـار شده زهرا جان
رفــتـــی و بـــاز دلـــم زار شده زهرا جان
روزهاخانه نشین هستم و شب گرد شدم
همسرت بیکس و بی یـار شده زهرا جان
خیـــز از خـاک و علی را بـه تمـاشـا بنـگــر
نیمه شب مـوسـم دیــدار شده زهرا جان
روی قـبـر تـو ســرم هسـت بـگـویـم بـا تـو
درد ایـن سیـنـه که اسـرار شده زهرا جان
قنفـذ پـسـت بـه مـن طعنه زنان می گویـد
پـهـلــوان اسـت گـرفـتـــار شده زهرا جان
می کنـم صـبـــر بـه هـر زخـم زبـانـی امــا
کــــار طــفـــلان تــــو آزار شده زهرا جان
خـفـتــه ای و خـبـــر از خـانـه نداری خانـم
حــرف خــانـــه در و دیــوار شده زهرا جان
از سر قـبــر تـو می آیــم و مـن می بیـنـ
- یکشنبه
- 17
- فروردین
- 1393
- ساعت
- 06:17
- نوشته شده توسط
- یحیی







