الا ای همسر پهلو شکسته
تو رفتی و علی گریان نشسته
امید خانه ام بودی تو زهرا
گل گلخانه ام بودی تو زهرا
چرا از همسر خود دیده بستی
دل مظلوم عالم را شکستی
الا ای بانوی پاک شهیده
ز داغت قامت حیدر خمیده
ز داغت فاطمه خون شد دل من
شرر زد داغ تو بر حاصل من
ز تو زهرای من شرمنده هستم
تو رفتی از برم،من زنده هستم
الا ای دختر ختم رسالت
کشد از روی تو حیدر خجالت
به پیش من زند آتش به خانه
ترا می زد عدو با تازیانه
به زخم این دلم دشمن نمک زد
ترا آن دشمن جانی کتک زد
جدایی از تو بر حیدر چه سخت است
برایم غسل تو همسر چه سخت است
شده گریان داغت همسر تو
چگونه من بشویم پیکر تو
فدای ناله ها و اشک و آهت
چگونه شویم آن روی چ
- پنج شنبه
- 6
- دی
- 1397
- ساعت
- 20:29
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور



