شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 قاسم نعمتی

متن شعر ایام فاطمیه -(چادر تو حبل المتین  فاطمه فاطمه) * قاسم نعمتی

970

متن شعر ایام فاطمیه -(چادر تو حبل المتین  فاطمه فاطمه) چادر تو حبل المتین فاطمه فاطمه
رکن امیرالمومنین فاطمه فاطمه
روز قیامت ، ناقه سواری
بر چشم عالم ، پا می گذاری
زهرا یا زهرا

ای مادر هر سینه زن فاطمه فاطمه
ام الحسین ام الحسن فاطمه فاطمه
در مهربانی ، تو بی نظیری
دستان مارا ، محشر بگیری
زهرا یا زهرا

در وسط آتش و دود فاطمه فاطمه
صورت تو گشته کبود فاطمه فاطمه
زیر لگدها ، نقش زمینی
ناله کشیدی ، فضه خذینی
مظلومه زهرا

تاکه در خانه شکست فاطمه فاطمه
محسن تو رفت ز دست فاطمه فاطمه
در جای تنگی ، شدی گرفتار
گفتی به گریه ، لعنت به مسمار
مظلومه زهرا

گرچه میان بستری فاطمه
پشت و پناه حیدری فاطمه فاطمه
گشته دعایت ، با گریه هرشب
عجل وفاتی،یاربی یاری
زهرا یا زهرا

ای همه آرامش من فاطمه فاطمه
رد نکنی خواهش من فاطمه فاطمه
خیلی برایم زهرا عزیزی
می میرم از جایت بر نخیزی
زهرا یا زهرا

بوسه زدی روی حسین فاطمه فاطمه
شانه زدی موی حسین فاطمه فاطمه
دلواپسی تو ، بهر لبانش
پنجه نیفتد ، در گیسوانش
زهرا یا زهرا

باشد قرار ما دوتا فاطمه فاطمه
شب‌های جمعه کربلا فاطمه فاطمه
پیراهنش را ، بر سر گزاری
آبهای خود بر ، حنجر گزاری
جانم حسین جان

ناله زنی ای بی کفن یا بنی حسین
عریان شدی در پیش من یا بنی حسین
جمعت کنم از ، خاک بیابان
بر خورده بر من ، شدی تو عریان
جانم حسین جان

ناله رسد ز کوچه ها مادرم مادرم
ذکر امام مجتبی مادرم مادرم

کوچه عذاب ، ما غیرتی هاست
چون قتلگاهِ، اولادِ زهراست
آه و واویلا

مسیر خانه بسته شد آه و‌اویلتا
حرمت ما شکسته شد آه و واویلتا

چشمان مادر، شد تیره و تار
یکی زسیلی ، یکی زدیوار
آه و واویلا

دیدی توباچشمان خود ای حسن جان حسن
وقتی قباله پاره شد ای حسن جان حسن
تا خانه مادر ، را می کشاندی
آهسته چادر ، را می تکاندی

ای مهربان تر از همه مادر ای مادر
أمُّ الاَحبا فاطمه مادر ای مادر
خدمت گذارت ، روح الامین است
چون خانهٔ تو ، عرشِ زمین است
زهرا یا زهرا

با آنکه هستی بی حرم مادر ای مادر
بر ما سوا داری کرم مادر ای مادر
از دامن تو ، حسن کریم است
ارباب عالم ، صاحب حریم است
زهرا یا زهرا

دارد ورم بازوی تو مادر ای مادر
خونین شده پهلوی تو مادر ای مادر
اوضاع خانه ، شد نا مرتب
شانه نخورده ، گیسوی زینب

بازی نکن با جان من فاطمه جانم
حرف جدایی را مزن فاطمه جانم
شرمنده ام از ، رویت عزیزم
ماندم چه خاکی، بر سربریزم
زهرا یا زهرا
آتش به دلها می زنی فاطمه جانم
داری کفن تا می زنی فاطمه جانم
آهسته بارِ ، سفر ببندی
باید به تابوتِ خود بخندی!!!
زهرا یا زهرا
دستان لرزانم ببین فاطمه جانم
با زانو افتادم زمین فاطمه جانم
جان دادنت را ، باید ببینم
روی تن تو ، لحد بچینم

ای قمر هاشمیان ابوفاضل مدد
عموی صاحب الزمان ابوفاضل مدد
صحن و سرایت ، قبلهٔ حاجات
باب الحوائج ، عموی سادات
جانم اباالفضل

  • سه شنبه
  • 1
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 10:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 وحید محمدی

متن شعر زمزمه زمینه یا شور حضرت زهرا(س) -(آه مادر تک و تنها رفتی پشت در) * وحید محمدی

1607
4

متن شعر زمزمه زمینه یا شور حضرت زهرا(س)  -(آه مادر تک و تنها رفتی پشت در) به سبک آه ریان...

آه مادر
تک و تنها رفتی پشت در
آه مادر
تو زمین خوردی جلو حیدر
آه مادر
به خدا نمی کنم باور

خونه ی وحیه و آتیشِ بلا، وا محمدا ۲
ترسیدن بچه ها توو سر و صدا، وامحدا ۲
با لگد ادا شد حق مصطفی، وا محمدا ۲
توی آسمون پیچیده این ندا، وا محمدا ۲

وای مادر
یه تنه مقابل لشکر
وای مادر
غرق خونه سوره ی کوثر
وای مادر
چی بگم از آتیشِ معجر

داغیِ میخه و طفل بی گناه، موندی بی پناه ۲
فضه رو صدا زدی میون راه، موندی بی پناه ۲
در و همسایه ها می کنن نگاه، موندی بی پناه ۲
علی درداشو باید بگه به چاه، موندی بی پناه ۲

آه مادر
سخته بین دود و خاکستر
آه مادر
مثل پروانه شدی پر پر
آه مادر
بیت الاحزان میگه درد آور...

نقل مقتله که غرق خون شدی، نیمه جون شدی ۲
یه جوری زدن که قد کمون شدی، نیمه جون شدی ۲
بی هوا زدند و در شکسته شد، سر شکسته شد ۲
مرد خونه ی تو سر شکسته شد، سر شکسته شد ۲

وحید محمدی
۶ آبان ۱۴٠۳

  • سه شنبه
  • 8
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:17
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر شهادت مادرِمظلوم امام زمان(عج) حضرت_فاطمه_ی_زهرا_سلام_الله_علیها -(با بغض پُر گلایه و با ماتمی عجیب) * مرضیه عاطفی

284

متن شعر شهادت مادرِمظلوم امام زمان(عج) حضرت_فاطمه_ی_زهرا_سلام_الله_علیها -(با بغض  پُر گلایه و با ماتمی عجیب) -لطفا حق روضه ادا شود-

با بغض پُر گلایه و با ماتمی عجیب
رد میشوی دوباره از آن کوچهٔ غریب

رد میشوی و داغِ دلت تازه میشود
قلبت اسیرِ آهِ بی اندازه میشود

آشوب میشود دلِ غمدیدهٔ تو زود
پیچیده در مشام تو انگار بوی دود

با اشکِ چشم؛ خسته و مضطر رسیده ای
نزدیکِ دربِ خانهٔ مادر رسیده ای

بعدِ هزار سال سرآغازِ روضه هاست
آن هیزمی که سوخته خاکسترش به جاست

یکباره آمدند همان قوم ناخلَف
بویی نبرده اند همانها که از شرف

آورده فتنه یکسره خونِ تو را به جوش
دارد فقط صدای لگد میرسد به گوش

آتش؛ گرفته در بغلش دربِ خانه را
حس میکنی نفس زدنِ مادرانه را

افتاد "در" به رویِ گلِ یاس بیهوا
در ازدحام؛ برگِ گل از شاخه شد جدا

بینِ هجوم؛ دست به دیوار و "در" کشید
آن لحظه که، مسافرِ شش ماهه پر کشید

فضه دوید و اشکِ تو بی اختیار شد
افتاد بارِ شیشه! علی(ع) بیقرار شد

آهی کشید و خورد زمین در مقابلَت
مادر تو را صدا زد و آشوب شد دلت

صاحب-عزایِ روضهٔ دور و برَت شدی
صحرا نشینِ درد و غم مادرت شدی

هر روز یادِ صورتِ تبدار سوختی
از جایِ زخم تیزیِ مسمار سوختی

در فکر انتقام؛ به بالایِ خیمه گاه
با شال مشکی ات زده ای پرچم سیاه

می آیی و ظهور تو هر لحظه پیش روست
با بیرقی که بیعتِ با حق شعارِ اوست

شیعه نوشت هر شبه بر قبرِ بی نشان
عجّل علی ظهورکَ یاصاحب الزمان!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 17:19
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر غم ایام بی مادری شهادت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها -(قاری حسین(ع) و گریه کنِ فاطمه(س)؛ خداست) * مرضیه عاطفی

584

متن شعر  غم ایام بی مادری شهادت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها -(قاری حسین(ع) و گریه کنِ فاطمه(س)؛ خداست) قاری حسین(ع) و گریه کنِ فاطمه(س)؛ خداست
در خانهٔ علی(ع) چه عزاخانه ای به پاست

جانم فدایِ مجلسِ ختمی غریب که
مهمان ندارد و پُر از اندوهِ بیصداست

حتی "در"ی که سوخته، مرثیه خوان شده
با اشک، همنشین شده و صاحبِ عزاست

شاید حسن(ع) به زینبِ(س)آشفته حال گفت:
گریه نکن! که رفتنِ مادر خودش شفاست

در شهر؛ یک نفر به علی(ع) تسلیت نگفت
این رسم ناسپاسیِ دنیایِ بی وفاست

زهرا(س) کجاست؟! تا که ببیند هنوز هم
ردّ طناب، دورِ دو دستانِ مرتضاست(ع)

حرفش نداشت هیچ خریدار بعد از این*
سنگِ صبورِ روز و شبِ مرتضی(ع) کجاست؟!

مادر کجاست؟ تا بشود حالِ خانه؛ خوب
مادر که نیست، خانه نفس-گیر و بی صفاست

عالم عزا گرفته برایش ولی بدان
صدّیقة الشهیده؛ عزادارِ نینواست

قلبش هنوز میشود آرام با حسین(ع)
آرامگاهِ مادرِ سادات؛ کربلاست

هر روزِ هفته؛ بر لبِ گودالِ قتلگاه
گریانِ پیکری ست که مابینِ بوریاست!

* وَكَانَ لِعَلِيٍّ وَجْهٌ مِنَ النَّاسِ حَيَاةَ فَاطِمَةَ؛ فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ فَاطِمَةُ انْصَرَفَتْ وُجُوهُ النَّاسِ عَنْ عَلِيٍّ
تا فاطمه زنده بود، مردم به امیرالمؤمنین علی(ع) روی خوش نشان می‌دادند؛ پس با وفات [شهادت] فاطمه(س) [مردم] به او پشت کردند.
? صحیح بخاری، ج۴، ص۱۵۴۹

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 17:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر عزای فاطمیه و تسلای دلِ امام زمان(عج) -(این روزها از داغِ دختر گریه میکرد) * مرضیه عاطفی

470

متن شعر عزای فاطمیه و تسلای دلِ امام زمان(عج) -(این روزها از داغِ دختر گریه میکرد) این روزها از داغِ دختر گریه میکرد
قطعاً خدیجه(س) با پیمبر(ص) گریه میکرد

در عالم برزخ به پا شد بزم روضه
از داغِ زهرا(س)؛ عالم ذر گریه میکرد

من مطمئنم که خدا لحظه به لحظه
در خلقتِ زهرایِ أطهر گریه میکرد

با دردهای فاطمه(ع)چشم علی(ع) هم
این روزها تا روزِ محشر گریه میکرد

دور از نگاهِ اهلِ خانه، نیمهٔ شب
آهسته و پیوسته حیدر گریه میکرد

شد قلبِ سنگش آب، با هر آهِ زهرا(س)
دستاس شد دلتنگ و مضطر گریه میکرد

لعنت به خود میگفت و با افسوس بسیار
مسمار، رویِ شانهٔ "در" گریه میکرد

شد حالِ مادر چونکه از دیروز بدتر
امشب حسن(ع) با حالِ بدتر گریه میکرد

یادِ نوازش هایِ سابق... قبلِ خوابش-
زینب(س) برای دستِ مادر گریه میکرد

دستی که لرزان دوخت پیراهن به سختی
چشمی که از فردایِ معجر گریه میکرد

بوسید حلقوم حسینش(ع) را پریشان
با تشنگی در کنجِ بستر گریه میکرد!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 17:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

متن شعر ایام فاطمیه -(دارایی من برابرم خورد زمین ) * احسان نرگسی رضاپور

821
1

متن شعر ایام فاطمیه -(دارایی من برابرم خورد زمین ) دارایی من برابرم خورد زمین
انگار تمام باورم خورد زمین
رفتم سپر بلا شوم اما حیف
قدم نرسید... مادرم خورد زمین

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

متن شعر ایام فاطمیه و مناجات با امام زمان_عج -(اول مجلس بخوانم قبل هر حرف و کلام ) * حسین رحمانی

1382
-1

متن شعر ایام فاطمیه و مناجات با امام زمان_عج -(اول مجلس بخوانم قبل هر حرف و کلام ) اول مجلس بخوانم قبل هر حرف و کلام
حضرت صاحب زمان ای قبله ی عالم ، سلام

حال ماها خوب نیست آقا خودت که واقفی
غصه و غم شد قرین ما خودت که واقفی

ریشه ی غمها فقط از دوری و هجران بُوَد
بی شما دنیای ما ظلمت بُوَد ... عصیان بُوَد

آه آقاجان ! کجایی بی تو ما در مانده ایم‌
داغ های بی عدد ، مرثیه ی ناخوانده ایم

ای جمال بی مثالت، ماه شب های دلم
فال حافظ راه آمد با تمنای دلم

(یوسفِ گم گشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور)

از شهیدان مسیرت ، تا منِ بی دست وپا
هست خیلی فاصله ، آنها کجا و من کجا ؟!

از شهیدان می نویسم از خلوص جبهه ها
واژه واژه شعر من شد خاکبوس جبهه ها

معنویت بود و مردی و وفا بی حد و مرز
بندگی ها بود و عشق به خدا بی حد و مرز

گریه های نیمه شب می شد سلاح معرکه
نور تقوا بود تنها نور راه معرکه

جنگ تحمیلی گذشت و تجربه ها مانده است
از شلمچه از هویزه ذکر زهرا مانده است

از شهیدان فاطمی تر این زمان پیدا نشد
هیچ ذکری مثل ذکرِ پاک یا زهرا نشد

مکتب زهرا به ما درس ولایت می دهد
او قبولی را به یارانش به نوبت می دهد

مکتب زهرا روایت شد به خون هر شهید
(فاستقم )* این آیه از حلقوم صد پاره رسید

صبر و ایمان ، استقامت ، نقشه ایی بر راه ما
می شود پیروز میدان آری حزب الله ما

این زمان هست امتحانِ سخت هر آزاده ایی
ای برادر! وقت پیکار آمده ، آماده ایی ؟

رفته نصرالله ولی نصر خدا باشد هنوز
رفته پرچمدارو این پرچم به جا باشد هنوز

با عدو از غیرت شیران ایرانی بگو
از سلیمانی بگو از خشم قاآنی بگو

از نماز جمعه ی نصر از صلابت ها بگو
از امام جامعه از این شجاعت ها بگو

شیعیانِ فاتح خیبر به میدان آمدند
وارثان غیرت مولا رجز خوان آمدند

آی دشمن ، حمله بر این مملکت یعنی شکست
گور خود را کنده ای ، ای بی حیا صهیون پست

آرزوی ما شهادت بود و هست اما بدان
می شود با خون یاران مکتب ما جاودان

ما حسینی مذهبان با شور هیهات آمدیم
در مصاف با شما بر عهد و میقات آمدیم

آی اسراییل ملعون ریشه ات را می زنیم
آری آری از زمین یک روز محوت می کنیم

ـــــــ

سینه لبریز فراق است و سرم در شور جنگ
آه یاران سینه ام چون قافیه آمد به تنگ

مثل ضاحیه پریشانِ پریشانم کنید
آه ای یاران مرا یک روضه مهمانم کنید

عطر و بوی جبهه ها در فاطمیه می رسد
اصل و وصل ماجرا بر فاطمیه می رسد

می شوم من با شهیدان روضه خوان کوچه ها
بی حیا زد مادر ما را میان کوچه ها ...

بی گناهی را سپاهی بین خانه می زدند
پا به ماهی را به ضرب تازیانه می زدند

آستان خانه از خون تنش آکنده شد
آه که مولا چقدر از فاطمه شرمنده شد

(هرچه شد بین درو دیوار شد ایدل بسوز
ریشه ی سر نیزه ها مسمار شد ایدل بسوز )

کربلا خلخال ، تا از پای زنها کنده شد ...
بر سر نیزه حسین از زینبش شرمنده شد

*فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطۡغَوۡاْۚ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرࣱ
۱۱۲هود
پس همان گونه كه فرمان يافته‌اى ايستادگى كن؛ و نيز آنان كه همراهت به سوى خدا روى آورده‌اند [ايستادگى كنند] و سركشى مكنيد كه او به آنچه انجام مى‌دهيد، بيناست.

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر زمزمه ایام فاطمیه -(گل، رنگ نیلوفر نمیخواد) * عالیه رجبی

691
2

متن شعر زمزمه ایام فاطمیه -(گل، رنگ نیلوفر نمیخواد) گل، رنگ نیلوفر نمیخواد
آتیش و خاکستر نمیخواد
واکردن راه یه خونه
آوردن لشکر نمیخواد

وقتی با لشکر اوباش اومد
آتیش و همهمه همراش اومد
جوری زد لگد به زهرای من
که صدای استخوناش اومد

به جون باغ من با تیشه افتاد
نهال هستی ام از ریشه افتاد
الهی بشکنه پای حرومی
یه جوری زد که بار شیشه افتاد

اونکه از پا
افتاده دنیامه
اونکه داره
جون میده زهرامه

بند دوم

مونده رو در خون شقایق
باید از این غصه کنم دق
آینه وقتی که ترک خورد
دیگه نمیشه مثل سابق

شبا از درد که بیدار میشه
دنیا پیش چشم من تار میشه
چی سرش اومده که موقعه
پا شدن دست به دیوار میشه

میون خونمون سوز خزونه
فقط گریه تسلی بخشمونه
میون سجده ها با گریه میگم
الهی فاطمه زنده بمونه

بی فاطمه
دنیا قفس میشه
دیگه علی
بی کار و کس میشه

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

فاطمیه۱۴۰۳ پیش_زمینه حضرت_فاطمه سلام الله علیها -(حسینی ام به دعات مادر ، به نگات مادر ) * داود قاضی

560

فاطمیه۱۴۰۳ پیش_زمینه حضرت_فاطمه سلام الله علیها -(حسینی ام  به دعات مادر ، به نگات مادر ) حسینی ام
به دعات مادر ، به نگات مادر
به دعاهای شبونه با خدات مادر
آرامش زندگیمو - مدیون توام
تو برکت کل دنیا من - قربون توام
حیرون توام
تو، الگوی محور مقاومت هستی
شهیده ی راه مجاهدت هستی
مادر جان شفیعه روز قیامت هستی
صلی الله و علیکِ یا زهرا ۳
.

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر_جدید_فاطمیه -(بر سینه اش زخمی عمیق از میخِ در دارد ) * یونس وصالی خوراسگانی

427

شعر_جدید_فاطمیه -(بر سینه اش زخمی عمیق از میخِ در دارد ) دوباره فاطمیه
بر سینه اش زخمی عمیق از میخِ در دارد

پس هر نفس که میکشد ، یک درد سر دارد

دیدند زهرا راه که میرفت در خانه

یک دست بر دیوار و دستی بر کمر دارد

میخواهد او تا موی زینب را کند شانه

سخت است با این وضع بازو ، شانه بر دارد

او بیشتر از غربت مولای خود سوزَد

هرچند بر روی دلش داغ پسر دارد

آن بانویی که پهلویش بشکسته ای مردم

یک لحظه خواب راحتی آیا دگر دارد؟

با ناله ی عَجِّل وَفاتی اش علی فهمید

یارِ جوانش گوئیا قصد سفر دارد!

والله زهرا تا قیامت نفرتی بی حد

در سینه خود از ابوبکر و عُمَر دارد

یونس وصالی

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:18
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س -(مادر خانه بستری باشد) *

655

شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س -(مادر خانه بستری باشد) مادر خانه بستری باشد
زندگی زندگی نخواهد شد
شده کابوس مجتبی این حرف
باز هم حال مادرت بد شد

باغ پاییزی است بیت علی
حال خانه چقدر غمگین است
درد شانه اگر که داشت کسی
پیرهن هم براش سنگین است

دست مادر که بی توان بشود
مو پریشان شوند اولادش
فاطمه شد کلافه از دست
شانه ای که دوباره افتادش

شده ابلیس امام مسجد شهر
شده خانه نشین حقیقت دین
آب کرده امیر خیبر را
این که خورده است همسرش به زمین

صورت از من نگیر فاطمه جان
من غریبم خودت که میدانی
کاش با تو می‌آمدم زهرا
کشته من را غم پشیمانی

#شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا_س
#بهمن_ترکمانی

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:48
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها/ زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها از مدینه تا کربلا -(شکستن ز شاخه گل پرپر و) * امیر عباسی

862

نوحه ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها/ زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها از مدینه تا کربلا -(شکستن ز شاخه گل پرپر و) شکستن ز شاخه گل پرپر و

جلو چشمای من زدن مادر و

سوزوندن دلِ پر غمِ حیدر و

جلو چشمای من زدن مادر و

لگد تا به در زد، نگم چی کشید

داداشم شده پشت اون در شهید

مغیره زد و سَروِ قَدّش خمید

داداشم شده پشت اون در شهید

دلخون و دلخسته واویلا

پهلوی شکسته واویلا

دست بابا بسته واویلا؛ واویلا

فضه برا مادر کمک بود

بهونه شون باغ فدک بود

حقّ مادرم کِی کتک بود؟ واویلا

یا زهرا یا زهرا یا زهرا...

برا من مدینه شروع بلاس

شروع غریبیِ کرب و بلاس

مدینه قدِ مادر من خمید

به گودالِ غم شد حسینم شهید

جلو چشمِ من بی هوا میزدن

داداشم رو با نیزه ها می زدن

عزیزِ خدا رو چرا می زدن؟

با سنگ و با چوب و عصا می زدن؟

واسه دینِ خدا حسین جان

در زیر نیزه ها حسین جان

میزدی دست و پا حسین جان، حسین جان

ذکرِ هر روز و شب حسین جان

مجروحِ تشنه لب حسین جان

بی کفنِ زینب حسین جان، حسین جان

یَابنَ خَیرُالنّسا حسین جان
مَظلومِ کربلا حسین جان
خورشیدِ نیزه ها حسین جان، حسین جان

مولا مولا مولا حسین جان...

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه فاطمیه(سبک خدا مادرم را کجا میبرند) * مرتضی محمودپور

1246
4

زمزمه فاطمیه(سبک خدا مادرم را کجا میبرند) ◾زمزمه
◾فاطمیه(سبک خدا مادرم رو کجا میبرند)

◾بنداول
سراپا همه شور و ماتم شدم
به رخسار گل مثل شبنم شدم
تویی مادر من
دو چشم تر من
مرو مادرم(۲)

◾بند دوم
به کوچه دو چشمم پر از خون شده
رخ مادرم دیده گلگون شده
دلم بی شکیبه
حسینت غریبه
مرو مادر(۲)

◾بندسوم
بگوشم رسد ناله و آه تو
نظر میکنم من رخ ماه تو
رخت نیلی از کین
دو چشم ترم بین
مرو مادرم(۲)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • یکشنبه
  • 11
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 06:56
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر فاطمیه شب شهادت -(نگاه کن به دو چشمانِ بی قراری که) * حسن لطفی

500

متن شعر فاطمیه شب شهادت -(نگاه کن به دو چشمانِ بی قراری که) نگاه کن به دو چشمانِ بی قراری که
ندارد از تو جز این ، هیچ انتظاری که

قسم به چشم ترت بد زمانه چشمم زد
و گریه می‌کنم از دستِ روزگاری که

نداشت چشم که نُه سال پیشِ هم باشیم
نگفت: داغِ پدر دیده درد داری که

حسینت آمده ، گیرم بغل کنی او را
برای شانه کشیدن توان نداری که

نرفته از نظرم خاطرات آنروزی...
که ریخت رویِ سرت جمعِ بی شماری که

برای بُردن من آمدند در خانه
برای بُردن آنکه نداشت یاری که

به جای تو برود پشت در ، ولی رفتی
زدند در به تو و میخِ داغداری که

نداد فرصت آنکه به محسنت برسی
نشانده است به پهلوت یادگاری که

از آن به بعد لباست همیشه خونین است
و سینه‌ی تو شکسته است از فشاری که

میان یک در و دیوار و شعله خُردت کرد
گذشت بر تو زمانِ نفَس شماری که

پس از سه ماه فقط التماس من این است
کمی نگاه ...ندارد نگاه کاری که

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

فاطمیه شب شهادت -(خانه‌ را بر سرم از داغِ خود آوار مکن ) * حسن لطفی

1908
5

فاطمیه شب شهادت -(خانه‌ را بر سرم از داغِ خود آوار مکن ) خانه‌ را بر سرم از داغِ خود آوار مکن
جارو از فضه مگیر آب شدی کار مکن

تب مکن لرزه مکن خوب شو و خواب برو
لب مگز حرف بزن دردِ خود انکار مکن

نان نپز خاک مگیر آرد مکن راه مرو
بسترت جمع مکن کار به اصرار مکن

به خود از درد مپیچ آب مشو چهره نگیر
بغلی باز کن و حالِ حسن زار مکن

نفسی آب بنوش آه مکش سرفه مکن
زخمِ خود تازه مکن مقنعه خونبار مکن

نفسم حبس نمان آینه‌ام خورد مشو
قسمتم خنده‌ی نا‌مردمِ بی‌عار مکن

حرفِ تابوت نزن باز وصیت ننویس
یاد محسن نکن و بر جگرم خار مکن

گفتمت فاصله‌گیر آتش و بغض و لگد است
حرفی از من نزن و تکیه به دیوار مکن

گفتم ای در مشکن شعله نزن سینه مسوز
زخم، مسمار مزن آه که مسمار مکن

بقچه را باز مکن باز کفن را مشمار
صحبت از غسلِ تن و نیمه‌شبِ تار مکن

دست لرزان و نخ و سوزن و چشمِ تارت
آه ای یار مکن یار مکن یار مکن

پیراهن را بسپار و غم گودال نخور
زینبت را نشکن صحبت دیدار مکن

زینبت زار زند دشنه‌نزن تیغ مَبُر
پیراهن را مکش و زخم تلنبار مکن

جرعه‌ای آب، لبش خشک تنش پامال است
نیزه‌ها را مشکن این‌همه نیزار مکن

شمر برگرد، گلو را سه نفر بوسیدند
خنجرت بی‌اثر است اینهمه اصرار مکن

(حسن لطفی ۴۰۳/۰۸/۲۳)

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر امام_زمان حضرت_زهرا_سلام‌الله‌علیها -(سرّالاسرار خدا اینجاست، پس در بسته است) * حسن لطفی

618

متن شعر امام_زمان حضرت_زهرا_سلام‌الله‌علیها  -(سرّالاسرار خدا اینجاست، پس در بسته است) بسم الله الرحمن الرحیم

سربسته

سرّالاسرار خدا اینجاست، پس در بسته است
راه در دنیای او چندین برابر بسته است

فاطمه در عرش مهمان خداوند است و بس
در مقام قُرب او جبریل هم پربسته است

عصمت‌الله است این بانو، که در عالم خدا
راه کشف این معما را سراسر بسته است

هرکسی را نیست اذن گریه بر ناموس حق
روضه‌های او خصوصی شد، اگر در بسته است

جز پریشانی ندارد حاصلی بی‌مادری
چون تمام نظم هر خانه به مادر بسته است

از همان روزی که زهرای علی سردرد داشت
روضه‌های فاطمیه غالباً سربسته است...

نیست بی‌علت اگر از او خجالت می‌کشید
ذوالفقارش در غلاف و دست حیدر بسته است

«یک‌نفر، یک‌روز می‌آید برای انتقام...»
جان ما تنها به این مضمون آخر بسته است

#مجتبی_خرسندی
#امام_زمان
#حضرت_زهرا_سلام‌الله‌علیها

گروه ادبی یاقوت سرخ

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر فاطمیه ،روضه وداع -(با تو برای من غم عالم نماندنی است) * حسن لطفی

610
1

متن شعر فاطمیه ،روضه وداع -(با تو برای من غم عالم نماندنی است) با تو برای من غم عالم نماندنی است
با من بمان که با من و تو غم نماندنی است

این غم کجا برم که برایم میان شهر
یک یار مانده است که آن هم نماندنی است

گفتم طبیب آمد و تا دید وضعِ در
برگشت و رفت و گفت مریضم نماندنی است

پهلو و سینه، صورت و بازو، عزیز من
با این همه جراحت مبهم نماندنی است

مرهم گذاشت زینب و دادت بلند شد
با گریه گفت این تن درهم نماندنی است

مثل خیال گشته‌ای و گفت بسترت
بیهوده است افاقه‌ی مرهم..‌. نماندنی است

سهمِ حسین بی کفنی شد، کفن چه سود ؟
وقتی کفن نه پیرهنی هم نماندنی است

تا فرصت است بوسه بگیر از حسین که..
از زخمِ نیزه‌های دمادم نماندنی است

بوسه بگیر از بدنش که همین بدن
زیر هزار ضربه‌ی محکم نماندنی است

(حسن لطفی ۴۰۳/۰۹/۱۴)

  • شنبه
  • 24
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زبانحال حضرت زهرا(س) با پیامبر(ص) -(اسیرِ بسترم بابا...ندارم قوّتی دیگر) * مرضیه عاطفی

371
1

زبانحال حضرت زهرا(س) با پیامبر(ص) -(اسیرِ بسترم بابا...ندارم قوّتی دیگر) اسیرِ بسترم بابا...ندارم قوّتی دیگر
پُر از دردم! به این دنیا ندارم رغبتی دیگر

پس از تو میروم از حال؛ لحظه لحظه با سردرد
سه ماهی میشود پایم ندارد قدرتی دیگر

سرم پایین بود و بیهوا خوردم چنان سیلی
که در چشمَم ندارم هیچ خوابِ راحتی دیگر

لگد زد بیهوا، خوردم زمین، شش ماهه ام را کشت
ندیدم محسنم(ع) را و ندارم حاجتی دیگر

نفسگیر است وقتِ سجده بازویِ ورم کرده
برای دخترت بابا!...نمانده طاقتی دیگر

از این پهلو به آن پهلو شدن با درد؛ دشوار است
ببَر پیش خودت امشب مرا تا ساعتی دیگر

حسن(ع) با ذکرِ "یا شافی"* شبانه اشک می‌ریزد
ندیدم با خدا زیباتر از این خلوتی دیگر

کجایی تا ببینی بی رمق افتاده پهلویم
همان دستی که بوسیدی ندارد حرکتی دیگر

برایم ساخت تابوت و دعایش کردم و گفتم
علی(ع)جانم حلالم کن اگر شد زحمتی دیگر

پدر! تنهاییِ حیدر برایم بدترین درد است
سلام بی جوابش شد برایم غربتی دیگر!

* از اسماء الهی: ای شفا دهنده

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اصغر چرمی

رباعی جانسوز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها * اصغر چرمی

392
1

رباعی جانسوز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها بین کوچه فتنه ی بسیار شد
چشمها از لطمه ها خونبار شد
مانده ام از انزوای مرتضی
هر چه شد از خنده ی اغیار شد

  • دوشنبه
  • 19
  • آبان
  • 1404
  • ساعت
  • 13:40
  • نوشته شده توسط
  • charmi
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

فاطمیه۱۴۰۳ حضرت_فاطمه سلام الله علیها طلیعه_فاطمیه -(هوا هوای غم است و هوای فاطمیه ) * رضا تاجیک

618
1

فاطمیه۱۴۰۳ حضرت_فاطمه سلام الله علیها طلیعه_فاطمیه -(هوا هوای غم است و هوای فاطمیه ) امام_زمان عجل الله فرجه
#فراق_و_وصال ویژه فاطمیه
#رضا_تاجیک

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

هوا هوای غم است و هوای فاطمیه
وزیده باز شمیم عزای فاطمیه

نگاه كردى عزيزم! كه باز آمده است
گداى حضرت زهرا، گداى فاطميه

بيا و باز مرا انتخاب كن آقا
براى اينكه بگريم به پاى فاطميه

بيا كه با تو به گوش جهانيان برسد
صداى حق و حقيقت صداى فاطميه

چه می شود که شبیه تمامی شهدا
دعا کنی و شوم مبتلاى فاطميه

خدا کند که شوم من شهید راه ظهور
خدا کند که بمیرم برای فاطمیه

بیا و گریه کنت را شبی مدینه ببر
میان کوچه بخوان روضه هاى فاطميه

هجوم و آتش و آن چادر کتیبه شده
بگو که گریه کنم از کجای فاطمیه ؟!

بخوان ز سر مگوی شهید شش ماهه
بخوان ز روضه ی کرببلای فاطمیه
.

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

نوحه شهادت حضرت فاطمه زهرا _وای من زهرا بین در ودیوار * اسماعیل تقوایی

429

نوحه شهادت حضرت فاطمه زهرا _وای من زهرا بین در ودیوار وای من زهرا، بین درودیوار2
دست وپا میزد،با حالتی خونبار2

دست من بسته،چشمان من گریان
جمله طفلانم، ترسیده ونالان
فاطمه زهرا یا فاطمه زهرا2
________________________________
تو پناه طفلان منی زهرا
خود تو دانی که جان منی، زهرا

کم بزن آتش، جسم وجان من
تو مزن جانا، حرفی از رفتن
فاطمه زهرا....
__________________________________
ای سپاه من، ای حامی حیدر٢
زخمی مسمار، افتاده در بستر٢

می کنی ناله، من می زنم بر سر
خیز وبین بانو، بیچاره شد حیدر
فاطمه...
_____________________________________
شمع این خانه ، دیگر شده خاموش٢
من گرفتم، تابوت گلم بر دوش٢

در سکوت شب، حالی غریبانه
بسپرم بر خاک، این یار دردانه
فاطمه....

شعر:اسماعیل تقوایی

  • شنبه
  • 1
  • آذر
  • 1404
  • ساعت
  • 15:21
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

زمزمه وشور شهادت حضرت فاطمه (س) * اسماعیل تقوایی

328

زمزمه وشور شهادت حضرت فاطمه (س) زمزمه وشور شهادت حصرت زهرا

ای گل من،بی علی ات، کجا رفتی، زهرا جان
بی تو در این، خانه ما، غم هجران، شده مهمان

حلالم کن...که برامن کتک تو خوردی
حلالم کن... محسنت رو به خاک سپردی.. حلالم کن
حلالم کن، گل طاها، زهرا، زهرا3
_____________________________________
ای همه ی، لشگر من، بی تو علی، شده تنها
جای تو شد، همدم من،خون دل ای، گل طاها

برای من،... ، بی تو دنیا، صفا نداره
علی سررو... روی زانوی غم میذاره2
حلالم کن گل طاها...
________________________________:_
زینب تو، در غم تو، میده به من، دلداری
میگه بابا، غصه نخور،زینبو پیشت داری

تو این خونه.... چه قدر جات خالیه زهرا
ولی بی تو.... حال من بد حالیه زهرا
حلالم کن...

شعر:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 2
  • آذر
  • 1404
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

رجز حماسی فاطمیه -(من یار حیدر کرارم) *

3

رجز حماسی فاطمیه -(من یار حیدر کرارم) من یار حیدر کرارم
تا آخر پای این پیکارم
از دنیای ‌شما بیزارم، بیزارم

لعنت بر مشی و مرامتان
لعنت بر قبح کلامتان
لعنت بر ننگ و نفاقتان
لعنت بر این افتراقتان

بر منافق‌ها با صوت جلی لعنت
بر جفاکاران در حق ولی لعنت
بر کسی که شد شاهد خیانت‌ها
بر کسی که شد دشمن علی لعنت

«لَعْنَةُ اللهِ عَلَى الظَّالِمِين»

دلگیر از مردم صد رنگم
دلخون از این همه نیرنگم
با خصم مرتضی در جنگم، در جنگم

لعنت بر بانی فتنه‌ها
لعنت بر اهل ننگ و ریا
لعنت بر نام و نشانتان
لعنت بر زخم زبانتان

تا قیامت بر دشمن خدا لعنت
بر خیانتکاران آشنا لعنت
بر صدای هر کس که منکر حق شد
بر سکوت اصحاب بی‌وفا لعنت

«لَعْنَةُ اللهِ عَلَى الظَّالِمِين»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه فاطمیه -(چادرتو سر کردی) *

1

زمینه فاطمیه -(چادرتو سر کردی) چادرتو سر کردی
وقت دفاع از حیدر
ای یار بابا
رفتی به سوی مسجد
خطبه بخونی مادر
تو اوج غم‌ها

اما گوش شنوا
نیست بین این آدما
دلخون بودی مادر از
تموم اهل دنیا

«آه مادر ای مادر»

چادر تو خاکی شد
تو کوچه‌های غربت
جلوی چشما
حق تو رو غصب کردن
وقت سکوت اُمّت
مادر تنها

بی‌تابی‌تو می‌دیدن
ناله‌ت رو می‌شنیدن
حق تنها موند و همه
به دنیاشون رسیدن

«آه مادر ای مادر»

چادرتو آوردم
با چشمای بارونی
دلم شکسته
وقتی می‌بینم مادر
نمازتو می‌خونی
بازم نشسته

می‌باره چشمای من
بی‌تابه قلب حسن
چند روزه توی قنوت
داری دعای رفتن

«آه مادر ای مادر»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
حاج علی انسانی

فاطمیه -(به‌ وقت غم ذکر امامان همه) *حاج علی انسانی

3

فاطمیه -(به‌ وقت غم ذکر امامان همه) به‌ وقت غم ذکر امامان همه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

حُبّ تو شیرازۀ‌ اُمّ الکتاب
سایه‌نشینِ مِهر تو آفتاب

در شرف و عفاف الگو تویی
به بانوان، بزرگ‌بانو تویی...

بوَد به دستور خدای اَحد
که مصطفی به دست تو بوسه زد...

خانۀ تو گلبُن عشق و عفاف
به گِرد آن کعبه بوَد در طواف

عبادت و خدمت تو متّصل
دستۀ‌ دستاس ز دستت خجل

چشم ملَک محو نماز شبت
گوش فلک به نغمۀ‌ یا رَبت

دامن تو حسین می‌پرورَد
آن که دل از خدای خود می‌برَد...

در صف محشر چو رسد گام تو
محشر دیگر شود از نام تو

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:50
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا -(تا سحر را گرفته اند از ما ) *

344

شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا -(تا سحر را گرفته اند از ما ) کنج عزلت
تا سحر را گرفته اند از ما

چشم تر را گرفته اند از ما

کنج عزلت نشسته ایم ، آری

بال و پر را گرفته اند از ما

چون درختی که پیر و خشکیده

برگ و بر را گرفته اند از ما

ما گدایی بلد نبودیم و

پشت در را گرفته اند از ما

بس که ناشکری از بلا کردیم

دردسر را گرفته اند از ما

لب مرز میان ما بسته ست

این گذر را گرفته اند از ما

ما فقیران به فکر عقباییم

تا قیامت گدای زهراییم

چاره ای نه … نمانده انگاری

تو که از این دلم خبر داری

همه رفتند و من همین جایم

تکیه دادم به کنج دیواری

شب به دست خودم ادب کردم

چشم وا مانده را ز کم کاری

دست خالی رسیده ام اینجا

تا شنیدم شما خریداری

این دلم را بخر گرفتارم

تا ندادم به دست خود کاری

تو بزرگ قبیله ای زهرا

کافی است از تو یک نگاه،آری

جان به جان آفرین که میدادم

فاطمه میرسد به فریادم

این کرم خانه ای که وا کرده

خشت اول علی بنا کرده

خانه را دست فاطمه داده

لطف زهرا مرا گدا کرده

فاطمه جای خود که سنگم را

فضه ی خادمه طلا کرده

نام زهرا که باطناً سِرّ است

حاجت عالمی روا کرده

هر زمان روضه میروم حتماً

شک ندارم که او صدا کرده

گریه کن های بچه هایش را

سر سجاده اش دعا کرده

با خجالت به یاورش می گفت

همسری که به همسرش می گفت

یک به یک درب خانه ی انصار

رفته ای وا نکرده اند انگار…

نیمه شب شد دوباره زهرا جان

همه خوابیده اند و تو بیدار

جان من در میاید از تن … آه

جابجا می شوی تو که هر بار

بسترت را بیا و جمعش کن

سقف خانه شده سرم آوار

پیش زینب کمی بخند، اصلاً

شده حتی اگر چه بالاجبار

این شب آخری نفس هایت

جان من را به لب رساند اینبار

بعد از این قاتل علی این هاست

در و دیوار و کوچه و مسمار

تا همیشه علی بدهکارت

ای عزیزم خدانگهدارت

رسول عسگری

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه فاطمیه -(الان بابام از راه میاد) *

2

زمینه فاطمیه -(الان بابام از راه میاد) الان بابام از راه میاد
گمون کنم پشت دره
دلم می‌خواد کاری کنم
آخه دلتنگ مادره

فضه، دلم شده چه بی‌قرار
فضه، مرهمی رو دلم بذار
فضه، چادر مادرو بیار

چادرشو سر می‌کنم تا که بشم شبیه مادر
شاید یه کم آروم بشه دل پر از غصۀ حیدر

«وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، یا زهرا»

هر گوشۀ خونه‌مون از
خاطرۀ مادر پُره
یه گوشه‌ای جانمازش
یه گوشه‌ای هم چادره

مادر، دل همه تنگه برات
مادر، تنگه دلم برا صدات
مادر، کاش بودی پیش بچه‌هات

تو رفتی و یتیم تو میون غصه‌ها اسیره
حالا باید به جای تو زانوهاشو بغل بگیره

«وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، یا زهرا»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد فاطمیه -(تو نوح شب طوفانی) *

1

واحد فاطمیه -(تو نوح شب طوفانی) تو نوح شب طوفانی
تو روح دین و ایمانی
مجروح راه قرآنی

بهترین یاری
در وقت طرفداری
خطبه‌های تو جاری
یا حضرت زهرا

خطبه‌هات غوغا
دین حق شده احیا
دشمنت شده رسوا
یا حضرت زهرا

ای مادر حماسه‌ها
ای لشکر شیر خدا
یا زهرا
ای حافظ جان ولی
ای کوثر عشق علی
یا زهرا

«یا زهرا یا فاطمه، یا زهرا»

محبوب دل طاهایی
خورشید شب غم‌هایی
تا آخر یار مولایی

روح ایثاری
اسوۀ وفاداری
تو مادر احراری
یا حضرت زهرا

آبرومنده
هر کسی که سربندِ
یا فاطمه می‌بنده
یا حضرت زهرا

ای مادر مقاومت
ای یاور مقاومت
یا زهرا
مادر به فدای توییم
محتاج دعای توییم
یا زهرا

«یا زهرا یا فاطمه، یا زهرا»

شاعر: جمعی_از_شاعران
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:52
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت زهرا(س) -(ای مهربانی هم، شرمندۀ مهرت، تا روز محشر) * سید رضا حسینی

0

شور حضرت زهرا(س) -(ای مهربانی هم، شرمندۀ مهرت، تا روز محشر) ای مهربانی هم، شرمندۀ مهرت، تا روز محشر
از تو چه گویم من، وقتی که گفته از قدر تو کوثر

بانوی جود و رحمتی
تو شافع این اُمتی، صبح قیامت
تو برتر از هر سوره‌ای
مستوره و منصوره‌ای، جان‌ها فدایت

تو که اسوه‌ای به عالم بالاتر از کمالی
بِاَبی اَنتِ و اُمّی و نَفسی و مالی

وصف تو ناممکن، قدر تو ناپیدا، ای جان طاها
ای سورۀ کوثر، ای هستی حیدر، اُم ابیها

با گردش دستاس تو
جاری‌ست رزق نُه فلک، از خانۀ تو
با شوق عطر یاس تو
شد کعبۀ حور و ملک، کاشانۀ تو

شده مَهر تو دو عالم، تو مِهر بی‌زوالی
بِاَبی اَنتِ و اُمّی و نَفسی و مالی

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:18
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور فاطمیه -(ای امید انبیا، ای جان مصطفی) *

1

شور فاطمیه -(ای امید انبیا، ای جان مصطفی) ای امید انبیا، ای جان مصطفی
ای پناه اولیا، محبوبهٔ خدا

تو تکیه‌گاه هاجر و حوّایی
تو جان‌پناه مريمِ عَذرایی
فاطمه‌ای، اِنسیةالحَورایی

تو فاطمه‌ای، تو عالمه‌ای، بی‌خاتمه‌ای

ای که بی‌همتایی يا زهرا يا زهرا
هستی طاهایی یا زهرا يا زهرا
تو امید شیعه هستی روز محشر
شافع فردایی يا زهرا يا زهرا

«فاطمه، اُمّ النُّجَبا»

ای شکوه آیه‌ها، تفسیر إنما
آیه‌های والضحی، خاتون کبریا

تویی که قدر و کوثر قرآنی
تو نور هَل أتی عَلَی الإنسانی
قدر تو مثل قبر تو پنهانی

تا روز جزا، اُمّ النُّجَبا، اُمّ الشّهدا

خطبۀ تو غرّا یا زهرا يا زهرا
جان‌فدای مولا يا زهرا يا زهرا
مثل تو ما هستیم پای حق تا آخر
نقش سربند ما يا زهرا يا زهرا

«فاطمه اُمّ الشّهدا»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:22
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد