شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 یوسف رحیمی

زمینه فاطمیه -(مولا بِنَفسی اَنتَ اَهلی وَ مالی) * یوسف رحیمی

3

زمینه فاطمیه -(مولا بِنَفسی اَنتَ اَهلی وَ مالی) مولا بِنَفسی اَنتَ اَهلی وَ مالی
مالی که نذر راه تو باشه
می‌شه چشمهٔ نور و زلالی

می‌گذریم از هر چی داریم
قطره قطره می‌شه بارون
چشمه چشمه می‌شه کوثر
تُنفِقُوا مِمّا تُحِبّون

می‌شه، همدل ایران
هم با غزه، هم با لبنان
هستیم، ما تا آخر
همراه حق، مثل مادر

«مادر، یا فاطمه»

مولا بِنَفسی اَنتَ اَهلی وَ مالی
ما خونوادگی فدات می‌شیم
ما عاشقای مولی الموالی

دوست داریم نذر تو باشه
جون ما و بچه‌هامون
جونشو مادر فدا کرد
تُنفِقُوا مِمّا تُحِبّون

هستیم، تا پای جون
مثل مادر، با آقامون
بستیم، با تو عهدی
ذکر لب‌هاست، جانم مهدی

«لبیک، یابن الزهرا»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

زمینه فاطمیه -(الان بابام از راه میاد) *

2

زمینه فاطمیه -(الان بابام از راه میاد) الان بابام از راه میاد
گمون کنم پشت دره
دلم می‌خواد کاری کنم
آخه دلتنگ مادره

فضه، دلم شده چه بی‌قرار
فضه، مرهمی رو دلم بذار
فضه، چادر مادرو بیار

چادرشو سر می‌کنم تا که بشم شبیه مادر
شاید یه کم آروم بشه دل پر از غصۀ حیدر

«وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، یا زهرا»

هر گوشۀ خونه‌مون از
خاطرۀ مادر پُره
یه گوشه‌ای جانمازش
یه گوشه‌ای هم چادره

مادر، دل همه تنگه برات
مادر، تنگه دلم برا صدات
مادر، کاش بودی پیش بچه‌هات

تو رفتی و یتیم تو میون غصه‌ها اسیره
حالا باید به جای تو زانوهاشو بغل بگیره

«وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، یا زهرا»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر فاطمیه -(اُمید خاک و خورشید تا ابر و باد زهراست ) * حسن لطفی

437

متن شعر فاطمیه -(اُمید خاک و خورشید تا ابر و باد زهراست ) اُمید خاک و خورشید تا ابر و باد زهراست
حاجاتِ هیچ ما و لطفِ زیاد زهراست

تنها نه دست ما را پُر کرده است امروز
چشم امید ما در روزِ معاد زهراست

ما همچو برگ ریزان چون ابرها گریزان
آورد آنکه ما را در اتحاد زهراست

ارث از مکارمِ او برده است هر امامی
آری کریم زهرا آری جواد زهراست

آن‌کس که وقت فتنه بازیِ خصم روکرد
آن‌کس که فرصتی بر دشمن نداد زهراست

در زیرِ چادرِ او حرف از شکست، هیهات
بی او تنفسِ ما یک دم مباد، زهراست!

وقت مصاف مولا می‌رفت با دل قرص
می‌دید آنکه پشتش می‌ایستاد زهراست

ای شهرِ سرد و سنگی بی مهری و دو رنگی
آنکه تو را درآورد از انجماد زهراست

ما را یتیم کرده آن کس که زد به رویش
یک عمر گریه زهرا یک عمر داد زهراست

هیزم به روی هیزم تا دید گفت مقداد
اینکه به پشت در هست ای قومِ‌عاد زهراست

گردیده بود قنفذ همدست با مغیره
آنکه میان این دو در خون فتاد زهراست

(حسن لطفی ۴۰۳/۰۹/۱۴)

  • شنبه
  • 24
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 19:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه فاطمیه -(دیگه عزم سفر داری) * رضا خورشیدی‌فرد

3

زمینه فاطمیه -(دیگه عزم سفر داری) دیگه عزم سفر داری
دیگه از دنیا بیزاری
دیگه داری می‌ری زهرا
از کنارم به ناچاری

چه‌جوری من آخه باور کنم، نبودنت رو
چه‌جوری فاطمه نگاه کنم، پر زدنت رو
اشکای حسنت رو

داری می‌ری از پیش من، دختر خیرالمرسلین
فَاللهُ خَیرٌ حافظاً و هُوَ اَرحَمُ الرّاحمین

«فَاللهُ خَیرٌ حافظاً و هُوَ اَرحَمُ الرّاحمین»

بمون ای تکیه‌گاه من
همین اشکاس گواه من
پناه بی‌کسی‌هامی
تویی پشت و پناه من

با این‌که غصه داری بی‌کس و تنها بمونم
هوای دیدن پیغمبرو داری می‌دونم
برو ای مهربونم

عزم سفر داری و من بی تو می‌شم تنهاترین
فَاللهُ خَیرٌ حافظاً و هُوَ اَرحَمُ الرّاحمین

«فَاللهُ خَیرٌ حافظاً و هُوَ اَرحَمُ الرّاحمین»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:26
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه فاطمیه -(نه شب گریه کن نه روز) * رضا خورشیدی‌فرد

3

زمینه فاطمیه -(نه شب گریه کن نه روز) نه شب گریه کن نه روز
طاقت اشک چشاتو مادر ندارم
نه شب گریه کن نه روز
من به جای چشای خستۀ تو می‌بارم
نه شب گریه کن نه روز

من مونس هر لحظۀ احیای توام
من شاهد این غربت شب‌های توام
من وارث هر قطرۀ اشکای توام

من حسینم، همدم دلتنگی‌هاتم
من حسینم، کشتۀ اشک چشاتم
من حسینم، که قتیل العبراتم

«وای یا اُمّاه، وای یا اُمّاه، وای یا اُمّاه»

نه شب گریه کن نه روز
بیت‌الاحزان می‌شه از گریۀ تو دل من
نه شب گریه کن نه روز
می‌شه اشک بین رَبّنات قاتل من
نه شب گریه کن نه روز

تاب غم و غصه‌ت رو نداره آسمون
مادر بده به این دل ماتم‌زده اَمون
با اشک چشای تو می‌شه دنیام خزون

من حسینم، آشنای ربّناتم
من حسینم، که شریک گریه‌هاتم
من حسینم، که قتیل العبراتم

«وای یا اُمّاه، وای یا اُمّاه، وای یا اُمّاه»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:28
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حبیب الله چایچیان

فاطمیه در قالب واحد -(دوست دارم از غمت یا فاطمه تنها بگریم) * حبیب الله چایچیان

7

فاطمیه در قالب واحد -(دوست دارم از غمت یا فاطمه تنها بگریم) دوست دارم از غمت یا فاطمه تنها بگریم
از یتیمان تو پنهان، در دل شب‌ها بگریم

دوست دارم بنگرم بر آسمان پر ستاره
تا سحر با یاد تو، ای زهرۀ زهرا بگریم

دوست دارم در شب سوگ تو ای ماه مدینه
در کنار قبر تو آیم، تک و تنها بگریم

دوست دارم چون که وارد می‌شوم در خانۀ تو
سر به دیوارش نهم، از محنت دنیا بگریم

دوست دارم سر فرود آرم منِ بی‌کس به چاهی
برکشم فریاد غربت، های‌های آنجا بگریم

دوست دارم زینب من اشک چشمانم نبیند
گه به نخلستان و گاهی در دل صحرا بگریم

دوست دارم چون که افتد بر یتیمانت نگاهم
از غم امروزشان، وز غصّۀ فردا بگریم..

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

غزل فاطمیه در قالب فاطمیه -(بیرون ببر ای آسمان از محفل من ماه را) *استاد حاج غلامرضا سازگار

3

غزل فاطمیه در قالب فاطمیه -(بیرون ببر ای آسمان از محفل من ماه را) بیرون ببر ای آسمان از محفل من ماه را
کز آتش دل کرده‌ام روشن چراغ آه را

از بس که دود آه من گردید سدّ راه من
در کوچه‌های شهر خود گم کردم امشب راه را

گفتم به شب زاری کنم، خون جگر جاری کنم
صبح آمد و دادم ز کف این رشتۀ کوتاه را

باید که اسرار درون از سینه‌ام ناید برون
ورنه به آتش می‌کشم با ناله مهر و ماه را...

رزم‌آوری آزاده‌ام اما ز پا افتاده‌ام
زیرا که از کف داده‌ام دخت رسول‌الله را

هر گه که با سوز درون از خانه می‌آیم برون
چشمم شود دریای خون بینم چو آن درگاه را

«میثم» اگر روشن دلی هشدار! کز راه علی
دشمن به آگاهی برد یاران ناآگاه را

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:32
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زبانحال اول مظلوم عالم؛ مولانا علی(ع) نذر_شهادت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها -(سیلیِ سردِ خزان؛ گشت و گذارم را گرفت) * مرضیه عاطفی

472

زبانحال اول مظلوم عالم؛ مولانا علی(ع) نذر_شهادت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها  -(سیلیِ سردِ خزان؛ گشت و گذارم را گرفت) -لطفا حق روضه ادا شود-

سیلیِ سردِ خزان؛ گشت و گذارم را گرفت
ارغوانی کرد یاسم را، بهارم را گرفت

پیر شد، قامت کمان شد یارِ هجده ساله ام
یک لگد با یک غلافِ کهنه یارم را گرفت

در کنار غصه ها سنگ صبوری داشتم
رفت با بیطاقتی؛ صبر و قرارم را گرفت

دردِ پهلوی شکسته، دردِ بازویِ کبود
همسرم را...دلخوشیِ روزگارم را گرفت

روزها دستاس چرخاند و برایم پخت نان
روزگارم شب شد و لیل و نهارم را گرفت

خانه ام شد بی صفا، گمکرده دارم ای خدا...
بشکند دستی که یارِ خانه-دارم را گرفت

بشکند پایی که زد بر دربِ باغم بیهوا
میوه ام افتاد و شش-ماهه-انارم. را گرفت

کودکانم آه خیلی زود بی مادر شدند
بغضشان هنگام گریه؛ اختیارم را گرفت

صبر کرد و از خجالت ذره ذره آب شد
داغِ زهرا(س) اقتدارِ ذوالفقارم را گرفت
*
کینه های کهنه را همراهِ هیزم جمع کرد
آمد آن نامردِ پستی که نگارم را گرفت

بیکسم کرد و گرفت از من کس و کارِ مرا
آتشم زد قاتلش! ایل و تبارم را گرفت

من فقط از قلعهٔ خیبر "دری" کَندم ولی
او لگد زد بر "در" و دار و ندارم را گرفت!

  • دوشنبه
  • 3
  • دی
  • 1403
  • ساعت
  • 18:11
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

فاطمیه حضرت محسن(ع) در قالب واحد -(شاید او یوسف ذریۀ طاها می‌شد) * رضا خورشیدی‌فرد

5

فاطمیه حضرت محسن(ع) در قالب واحد -(شاید او یوسف ذریۀ طاها می‌شد) شاید او یوسف ذریۀ طاها می‌شد
روشنی‌بخشِ دل و دیدۀ بابا می‌شد

شاید او در دل گهواره زبان وا می‌کرد
همدم فاطمه -فِی المَهدِ صَبِيّا- می‌شد

شاید او بین مناجات و نماز شب خویش
جلوۀ روشنی از حضرت موسی می‌شد

شاید او از همۀ اهل جهان دل می‌بُرد
مثل پیغمبرمان خوش قد و بالا می‌شد

شاید او در سَکَنات و وَجَنات و حَسَنات
اَشبهُ النّاس به صدیقۀ کبری می‌شد

شاید او مثل اباالفضل میان صفین
ذوالفقار علی عالی اعلی می‌شد

شاید او مشک به دوش از وسط نخلستان
از حرم با رجزی راهی دریا می‌شد

شاید... اما چه بگویم که چه شد در آتش؟!
کاش او پاسخ این شاید و اما می‌شد

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شعر محاوره در شرح حالِ خانهٔ مولانا علی(ع)، در عزای سومین روز شهادت مادرسادات -(ندیده خیری از شهر مدینه) * مرضیه عاطفی

417

شعر محاوره در شرح حالِ خانهٔ مولانا علی(ع)، در عزای سومین روز شهادت مادرسادات -(ندیده خیری از شهر مدینه) ندیده خیری از شهر مدینه
اگر از خیرِ این دنیا گذشته
گذشته واسه حیدر قدرِ صد سال
سه روز از رفتنِ زهرا(س) گذشته

بیادش ختم قرآن داره هر شب
بهارش رفته و حالش خزونه
صداش میگیره و میلرزه از بغض
علی(ع) تا سوره کوثر میخونه

شده با هر بهونه تازه؛..داغش
نبودِ فاطمه(س) واسش عذابه
پُر از زخمای بستر رفت، یارش
روو دستاش جایِ زخمایِ طنابه

غریبونه، یه گوشه مثّ بابا
شده خونه نشین! داره دلیلی...
حسن(ع) تا میگذره از کوچه هربار
می پیچه تویِ گوشِش ضربِ سیلی

پریشونه همش! یادش نِمیره-
میونِ شعله ها افتادنِ "در"
با گریه تویِ خلوت میزنه حرف
همش با چادرِ خاکیِ مادر

تنورِ خونه سرده چند وقته
حسین(ع) از داغ مادر بیقراره
دلش تنگه! شده خیره به دستاس
هوایِ گرمیِ دستاش و داره

توو چشماش اشکه هر چی میخوره آب
غم مادر چی به روزش آوُرده
براش زَهره! گوارا نیست! چونکه-
فقط از دستِ مادر آب خورده

نوازش هایِ بابا هست امّا-
از عشقِ مادرونه هست محروم
توو چشماش داره حرفای نگفته
چه سنگینه سکوتِ أمّ کلثوم(س)

اذون میگن! عجب دلتنگه زینب(س)
گلِ قلبش داره از غم میپوسه
تویِ سجّادهٔ مادر میشینه
همش تسبیح و مُهرش رو میبوسه

پریده زینب(س) از خوابش پریشون
نشسته؛ خیره به هر دو برادر
شبونه اشک میریزه کنارِ
کفن هایی که دستش داده مادر!

  • دوشنبه
  • 3
  • دی
  • 1403
  • ساعت
  • 18:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 قاسم صرافان

غزل فاطمیه در قالب واحد -(خواستم یاری کنم اما درق آن غوغا نشد) * قاسم صرافان

6

غزل فاطمیه در قالب واحد -(خواستم یاری کنم اما درق آن غوغا نشد) خواستم یاری کنم اما در آن غوغا نشد
خواستم من هم بگیرم دست بابا را، نشد

مادرم آن را گرفت و تازیانه پشت هم،
هی فرود آمد ولی دستان مادر وا نشد

دست مادر آخرش وا شد، نمی‌گویم چطور
این‌قدَر گویم که زهرا دیگر آن زهرا نشد

من فقط می‌دانم آن روز و در آن کوچه، چه شد
من فقط دیدم چرا افتاد مادر، پا نشد

حال و روزش فکر می‌کردم که بهتر می‌شود
هرچه ماندم منتظر، فردا و فرداها... نشد

هرچه گشتم کوچه را، فردا و فرداها... نبود
هرچه گشتم، گوشواره آخرش پیدا نشد...

آخرش خم شد به درگاه علی، ماه علی
آری آن قامت به‌جز در پای یکتا، تا نشد...

چشم امید یتیمان! چشم را وا کن ببین
ناله هم سهم یتیمان تو از دنیا نشد

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

فاطمیه -(سلامِ آدم سلامِ حوّا) *استاد حاج غلامرضا سازگار

7

فاطمیه -(سلامِ آدم سلامِ حوّا) سلامِ آدم سلامِ حوّا
سلامِ مریم سلامِ عیسی
سلامِ یاسین سلامِ طاها
به جسم زهرا به جان زهرا..

ضلالت از ما هدایت از او
توسّل از ما عنایت از او
اطاعت از ما ولایت از او
ولایت از او اطاعت از ما

خدا به قرآن کند ثنایش
رسول خیزد به پیش پایش
علی به حُسن خدانمایش
جمال حق را کند تماشا

فلک به کویش پناه دارد
ملَک به سویش نگاه دارد
دو آفتاب و دو ماه دارد
دو عالم‌افروز و عالم‌آرا

ائمّه حجّت برای امّت
تو بر ائمّه هماره حجّت
کنند از تو همه اطاعت
چنان که از ذاتِ حق‌تعالی

تو جان خود را به کف نهادی
ز دست رفتی ز پا فتادی
گه اوفتادی گه ایستادی
رها نکردی امام خود را..

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:36
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه ایام_فاطمیه -(هوات پریشونم کرد) *

375

زمینه ایام_فاطمیه   -(هوات پریشونم کرد) خانم فرزانه قربانی ⭐️

➖➖➖
هوات پریشونم کرد
پُرِ چشام از بارون
شونه زدی موهامو مادر
با دست لرزون

چقده سوت و کور خونه
وقتی می بینم تو بستری
با این که دردت بی شماره
ولی می گی خیلی بهتری
یه وقت نری تنهام بذاری
خیلی سخته بی مادری
(تو دنیای به این بزرگی
شده سهمم خون جگری)

پنهون می کنی چی رو از من
درداتو نمی گی تو اصلا
با گریه می دوزی یه پیرهَن
مادر.....
--

توی دلم آشوبه
شبونه داری میری
کاشکی پیشم می موندی مادر
وقت اسیری

جوابمو نمی دی مادر
خوابیدی آروم و بی صدا
برای ِمن دلخوشی بودی
چطوری ازت بشم جدا
وقتی چشاتو بستی مادر
دل من شد شهر عزا

دنیام مث بازار شامه
داغ تو همیشه باهامه
دیدی که خرابه ها جامه
(زنجیر چرا به دست و پامه)
ای وااای
➖➖➖
منیع جواز نوکری

1️⃣ لینک کانال تلگرام
? t.me/javazenokari

  • پنج شنبه
  • 20
  • دی
  • 1403
  • ساعت
  • 18:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شور حضرت زهرا(س) -(سلام ما به تو که بی‌همتایی) *

2

شور حضرت زهرا(س) -(سلام ما به تو که بی‌همتایی) سلام ما به تو که بی‌همتایی
فاطمه‌ای، انسیة الحورایی
ماه منیر جنت الاعلایی
زهرایی، زهرایی

طاهره، مُطَهَّره، صدّیقه، معصومه
حانیه، محدَّثه، مهدیّه، مظلومه

«یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا»

سلام ما به تو که بی‌همتایی
کوثر و قدر و مریمِ طاهایی
عالمه‌ای، فاضله‌ای، عَذرایی
زهرایی، زهرایی

راضیه، مرضیّه، مبارَکه، مستوره
عابده، معلِّمه، مُکَرَّمه، منصوره

«یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد فاطمیه -(رفتی و اشکامون دیگه بند نمیاد) *

2

واحد فاطمیه -(رفتی و اشکامون دیگه بند نمیاد) رفتی و اشکامون دیگه بند نمیاد
روی لبامون دیگه لبخند نمیاد
خیلی دلم تنگه برای دیدنت
مگه مادر به خواب فرزند نمیاد؟

یه شب بیا به خواب من
باز موهامو شونه بزن
آب بده بازم به حسین
قرآن بخون برا حسن

«وای مادرم، وای مادرم»

بی‌تو شده دنیا برام مثل قفس
بی‌تو فضای خونه‌مون اشکه و بس
هق‌هق گریۀ حسین قطع نمی‌شه
دم می‌گیره حسن برات تو هر نفس

مادر فدای غربتت
سخته چقدر مصیبتت
شبا میایم غریبونه
سر می‌ذاریم رو تربتت

«وای مادرم، وای مادرم»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد فاطمیه -(مادر داره خونه رو جارو می‌زنه) *

2

واحد فاطمیه -(مادر داره خونه رو جارو می‌زنه) مادر داره خونه رو جارو می‌زنه
شبیه شمعی داره سوسو می‌زنه
تا موی زینبو یه کم شونه کنه
به بازوی شکسته باز رو می‌زنه

اگرچه روز آخره
شکر خدا که بهتره
بازم به فکر بچه‌هاس
مادر همیشه مادره

«وای مادرم، وای مادرم»

با حال خسته و با دست نیمه‌جون
داره برای دل ما می‌پزه نون
دلش می‌خواد بره به پیشواز بابا
ولی نمی‌تونه با این قد کمون

دعاها بی‌اثر شده
آمادۀ سفر شده
مثل در خونه حالا
دل ما شعله‌ور شده

«وای مادرم، وای مادرم»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت_حضرت_زهرا_س -(خسته ام بر دلم فتاده شرر) * جواد محمودآبادی

573

شهادت_حضرت_زهرا_س -(خسته ام بر دلم فتاده شرر) خسته ام بر دلم فتاده شرر
از بلاها به خون نشسته جگر
خسته از این سکوت حزن آلود
خسته از غصه ی نگاه پدر
خسته از دیدن در و دیوار
خسته از بوی دود و خاکستر
زخمی ام از شکستن عطری
که فقط بود معنی اش مادر
خسته از حال و روز مادرمان
که بد است و نمی شود بهتر
خسته از درد بی دوای دلش
با نفسهای سخت و ضجرآور
خسته از این خسوف طولانی
که نشسته به روی قرص قمر
خسته از فکر عهد کودکی ام
که در آشوب خلق گشته هدر
خسته از کوچه ی #بنی_هاشم
خسته از خاطرات تلخ گذر
خسته از دیدن اراذل شهر
اولی، دومی ، نفر به نفر
خسته از شام سرد یلدایی
که نویدی نمی رسد ز سحر
خسته از قصه ای که کابوسش
جان ز ما بُرد تا رسید به سر
خسته ام از طنین ضرب غلاف
بر حریر وجود پیغمبر (ص)
خسته از ماجرای آتش و گل
قصه ی باغ و هجمه ی تندر
یک طرف بود کوه صبر و سکوت
اسدالله و فاتح خیبر
آن طرف هم ایادی شیطان
ریسمان و چهل نفر لشکر
وای از ظلم و خدعه ی دژخیم
که چه مکری گرفته او در سر
نشنیدیم کافران بزنند
همسری را مقابل شوهر
آتش کینه شعله ها افروخت
که نگنجد به عقل یا باور
خاک بر سر کنید از این غم
باب وحی است گشته خاکستر
آتش افتاده می رسد به مشام
عطر سندل و یا گل قمصر؟
غنچه پژمرد و گل شکست و شکست
رونق گل رسید بر آخر
با هجومی حرامیان کشتند
پسری را به قصد جان پدر
وای بر محکمِ کتابِ علی (ع)
که از آن رفت سوره ی #کوثر
بر کدامین مصاب گریه کنیم؟
وای بر حال آل پیغمبر (ص)
من چو موسی (ع) شناختم ناری
آورم از حرارتش بخبر
قصد من از قصیده تنها بود
گفتن گوشه ای از آن محشر
شرح این غم نمی شود کامل
گر نویسم هزارها دفتر

  • سه شنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1404
  • ساعت
  • 11:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

یا فاطمه الزهرا(س) -(مادرم ای که مثل ذات نبی (ص)) * جواد محمودآبادی

531

یا فاطمه الزهرا(س) -(مادرم ای که مثل ذات نبی (ص)) مادرم ای که مثل ذات نبی (ص)
حجتی بر همه امامانش
بی تو بیت ولا شود خاموش
که تویی روشنا و سامانش
خانه تاریک شد چو آشفتی
داد از حال نابسامانش
من فدای شکسته بازویت
کرده ای از علی اش کتمانش
زخم دل مثل زخم پهلوی توست
نیست دارو و نیست درمانش
درد مادر دوا ندارد حیف
جز لقای خدای رحمانش
بهر بابا نمانده یارانی
نفراتی مثال سلمانش
پدرم که تمام ارض و سما
همه هستند تحت فرمانش
وای از غربتش که از غم تو
غرق باران شده است چشمانش
از سکوتش که تا یهودی دید
منقلب گشت و شد مسلمانش
ننگ بر ناسیان روز غدیر
که شکستند عهد و پیمانش
مثل آن دزدهای کوچه ی ما
غم تو می کِشد به رسمانش
مادر آبها زمین خورد و
به عطش مانده تشنه کامانش
وای از رفتن زن خانه
وای بر غربت یتیمانش
مادری نیست تا که بگذارند
سر خود را به روی دامانش
از غمش کامشان نشد شیرین
خانه شد بیت تلخکامانش
فاطمه (س) رفت و پیش از او مردند
جانشان بود پیش گامانش

  • سه شنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1404
  • ساعت
  • 11:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه فاطمیه -(ای شب قدر بندگی فاطمه) * رضا خورشیدی‌فرد

3

زمینه فاطمیه -(ای شب قدر بندگی فاطمه) ای شب قدر بندگی فاطمه
ای اشتیاق زندگی فاطمه

ای غمگسار حیدر
صبر و قرار حیدر
بمون کنار حیدر

اگه بری حیدر تک و تنها می‌مونه و
غریب دنیا می‌مونه و
دیگه بی زهرا می‌مونه
اگه بری حیدر می‌شه بی تو خونه‌نشین
بین مدینه تنها‌ترین
اسیر غم‌ها می‌مونه

«دار و ندار حیدر فاطمه
بمون کنار حیدر فاطمه»

کاشف کرب حیدری فاطمه
غصه رو از دل می‌بری فاطمه

ای باوفای حیدر
ماه شبای حیدر
بمون برای حیدر

بین غم و غصه نذاری تنها حیدرو
چه‌جور بگم یا زهرا نرو
غرق غم و داغم بی‌تو
اگه بری روز علی می‌شه شب‌های تار
می‌شه زمستونم بی‌بهار
خزون می‌شه باغم بی‌تو

«دار و ندار حیدر فاطمه
بمون کنار حیدر فاطمه»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

فاطمیه شور -(موج پرچما این شب‌ها) *

2

فاطمیه شور -(موج پرچما این شب‌ها) موج پرچما این شب‌ها
ذکر «فاطمه، یا زهرا»
می‌بره دلای ما رو
سمت عرش اعلا

لحظه‌های خوب دنیاست
چشمامون شبیه دریاست
وقتی روی دوش می‌گیریم
پرچم یا زهرا

الهی که اسم تو از لبم نیفته
مادرم از خوبی تو همیشه گفته

چی می‌شه قسمتم، بشه دعای تو
الهی که بشم، یه روز فدای تو

«یا فاطمه مدد، یا فاطمه مدد»

کوچه کوچه تو شهر ما
گوشه گوشه می‌شه برپا
خیمۀ عزای مادر
توی فاطمیه

هر جایی که روضه برپاست
واسۀ ما بیت الزهراست
پر شده تموم شهر از
بوی فاطمیه

سایۀ چادرت همیشه رو سر ماست
دنیا خبر داره که زهرا مادر ماست

می‌خوام شبیه تو، یار ولی بشم
منم فداییِ راه علی بشم

«یا فاطمه مدد، یا فاطمه مدد

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:16
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

نوحه فاطمیه -(شد مُتحیّر بشر از درک مقامَت) * یوسف رحیمی

4

نوحه فاطمیه -(شد مُتحیّر بشر از درک مقامَت) شد مُتحیّر بشر از درک مقامَت
قدر و بها یافته زن از تو و نامَت

حضرت طاها گفته فِداها
بوسه به دستِ تو زده بابا
ام ابیها، حضرت زهرا

«ام ابیها یا حضرت زهرا»

لرزه به جان ستم اُفتَد ز کلامَت
زنده شد از خطبۀ تو روح شهامَت

نور تو تابید در شب دنیا
از کلماتت حق شده اِحیا
یاور روزِ غربت مولا

«ام ابیها یا حضرت زهرا»

جان عزیز تو شده نذر امامَت
درس وفا داده به ما عزم و قیامَت

راه تو باشد راه شهیدان
ما همه هستیم بر سر پیمان
نذر تو مادر این سر و این جان

«ام ابیها یا حضرت زهرا»

عطر گل یاس به هر کوچه رسیده‌ست
بوی بهشت آمده این عطر شهید است

این نفحات از عالم بالاست
تربت آن‌ها قبلۀ دل‌هاست
خاک قدوم حضرت زهراست

«ام ابیها یا حضرت زهرا»

شاعر: یوسف_رحیمی
نغمه‌پرداز: سیدرضا_حسینی

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

پیش زمینه فاطمیه -(مادرم معصومه بود) *

0

پیش زمینه فاطمیه -(مادرم معصومه بود) مادرم معصومه بود
مادر معصوم‌ها
مادرم مظلومه بود
یاور مظلوم‌ها

اول مظلوم علی بود
اول مظلومه زهرا
مولا حامی مظلوم
زهرا حامی مولا

تنها یار حیدر
همدم و غمخوار حیدر
تنها یار حیدر
محرم اسرار حیدر
تنها یار حیدر

«زهرا یار حیدر»

بیت زهرا می‌شود
سنگر مظلوم‌ها
مادرم مظلومه بود
یاور مظلوم‌ها

وقتی ذکر لب ما
شد «لِلمظلومِ عَونا»
از جنگ با ستمگر
کی دارد شیعه پروا؟

داریم عهد دیرین
تا شکوه و عزت دین
داریم عهد دیرین
تا رهایی فلسطین
داریم عهد دیرین

«لِلمظلومِ عَونا»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد فاطمیه -(اشک حیدر تو را می‌خوانَد) *

2

واحد فاطمیه -(اشک حیدر تو را می‌خوانَد) اشک حیدر تو را می‌خوانَد
آه مادر تو را می‌خوانَد
روضۀ در تو را می‌خوانَد
یا مهدی

می‌رسد از پشت در این زمزمه
اَلعَجَل ای منتقم فاطمه
با تو یابد، ظلم جهان خاتمه

غروب جمعه‌ها در بین ندبه‌ها
صدا زده تو را مادر «بیا بیا»

«عزیز فاطمه، یا صاحب‌الزمان»

در دل گریه‌ها می‌خوانَد
مادری بی‌صدا می‌خوانَد
«آه مظلوم تو را می‌خوانَد»
یا مهدی

اشک مظلوم، در پی تو ندبه‌خوان
داغ غزه، مانده به قلب جهان
کی می‌آیی؟ منجی مستضعفان

غروب جمعه‌ها، یا صاحب‌الزمان
تو را صدا زدیم، اَلغَوث و اَلاَمان

«عزیز فاطمه، یا صاحب‌الزمان»

بر کویر دلم بارانی
کشتی امنِ در طوفانی
بر غم این جهان پایانی
یا مهدی

یابن زهرا، کجای این عالمی؟
ای که تنها، یار بنی‌آدمی
داغ ما را، تو بهترین مرهمی

غروب جمعه‌ها، دلگیرم از همه
بیا بیا بیا، ای ماه فاطمه

«عزیز فاطمه، یا صاحب‌الزمان»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:41
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
استاد حاج غلامرضا سازگار

-(ای آتش سینه، وای بر تو) *استاد حاج غلامرضا سازگار

4

-(ای آتش سینه، وای بر تو) ای آتش سینه، وای بر تو
ای شهر مدینه، وای بر تو!

ای دیده ببار خون، هماره
ای ناله برآ ز دل، دوباره

پاداش رسول، خوش ادا شد
یک آیه ز کوثرش جدا شد

آن آیه، دُر نهفته‌اش بود
محسن، گل ناشکفته‌اش بود

محسن که شد اوّلین فدایی
در خطّ ولایت خدایی

محسن که به سینه ماند آهش
آغوش بتول قتلگاهش

نایافته در جهان ولادت
گردیده نصیب او شهادت

گردیده خزان، بهار عترت
غم آمده در دیار عترت

تا چند نشسته‌اید خاموش؟
انگار که رفته‌اید از هوش

غافل ز تمام دردهایید
نامرد و، شبیه مردهایید

خیزید، که دود رفته بالا
بر چرخ، ز بیتِ حق تعالی

دشمن به درِ سرای زهراست
ای وای من این صدای زهراست!...

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه فاطمیه -(سوره نور و آیۀ برکتی) *

3

زمینه فاطمیه -(سوره نور و آیۀ برکتی) سوره نور و آیۀ برکتی
تو دختر پیمبر رحمتی
دعای تو همیشه مادرانه‌س
مادر مهربان این امتی

دعای تو شامل حال همه‌‌س
دعا می‌کردی برا همسایه‌ها
«شیعَةُ ذُرّیَّتی» رو لبت بود
حتی دعا می‌کردی واسۀ ما

دعای تو مادر شده اجابت
تموم ما هستیم یار ولایت
آرزومون اینه یه روز فدات شیم
از تو می‌خوایم امشب رزق شهادت

«یا فاطمه صديقة الشهيده»

«رُوحی لِرُوحِکَ الفِدا یا علی
نَفسی لِنَفسِکَ الوِقا يا علی»
از لب تو یه لحظه هم نیفتاد
گفتی میون کوچه‌ها یا علی

تو فاطمه شدی که تُو دو عالم
نام امیرالمؤمنین علم شه
تنها بودی اما نذاشتی حتی
یه تار مو از سر مولا کم شه

خطبهٔ تو هم‌رزم ذوالفقاره
ندبهٔ تو بر دل زده شراره
تا روزی که از راه بیاد عزیزت
یا فاطمه راهت ادامه داره

«یا فاطمه صديقة الشهیده»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اشکای تو چشمه‌ای از کوثره
غصهٔ تو غریبی حیدره
با آتیش اومدن ولی نگفتن
این خونهٔ امید پیغمبره

آخه چطور نفهمیدن یه عده
راه بهشت از این خونه می‌گذره
این خونه می‌شه قبلهٔ دو عالم
خونهٔ فاطمه شهیدپروره

حسن به تو رفته وقت سخاوت
حسین تو خورشید عشق و عزت
زینب تو حتی وقت اسارت
با خطبه‌هاش برپا کرده قیامت

«یا فاطمه صديقة الشهيده»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

فاطمیه -(ای گهر دُرج حیا، فاطمه!) *استاد محمد جواد غفورزاده

4

فاطمیه -(ای گهر دُرج حیا، فاطمه!) ای گهر دُرج حیا، فاطمه!
فاطمه! یا فاطمه! یا فاطمه!

جان من از مهر تو، لبریز شد
دیده به یاد تو، گُهَرریز شد

شمع‌صفت، مهر تو آموختم
وز غم تو آب شدم، سوختم...

رفتی و تاریک شده خانه‌‏ام
با همه - جز یاد تو - بیگانه‌‏ام...

خیز! که جان همه بر لب رسید
این همه غم، ارث به زینب رسید!...

خیز و، نماز شب خود را بخوان
قصّۀ تاب و تب خود را بخوان

ای که خدا نور یقین داده‌‏ات
خود بنشین بر سر سجّاده‌‏ات

ای به رهت دیدۀ بیدار ما
کن قدمی رنجه به دیدار ما

ای به سفر رفته! دل از ما مگیر
سایۀ لطف از سر ما، وا مگیر

من که نگه داشته‌‏ام پاس تو
دوخته‌‏ام دیده به دستاس تو

دوخته‌‏ام، با جگر سوخته
دیده به دیوار و درِ سوخته

بر دل من، جز اثر داغ نیست
لالۀ بی‌داغ، در این باغ نیست!

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور فاطمیه -(ای امید انبیا، ای جان مصطفی) *

4

شور فاطمیه -(ای امید انبیا، ای جان مصطفی) ای امید انبیا، ای جان مصطفی
ای پناه اولیا، محبوبهٔ خدا

تو تکیه‌گاه هاجر و حوّایی
تو جان‌پناه مريمِ عَذرایی
فاطمه‌ای، اِنسیةالحَورایی

تو فاطمه‌ای، تو عالمه‌ای، بی‌خاتمه‌ای

ای که بی‌همتایی يا زهرا يا زهرا
هستی طاهایی یا زهرا يا زهرا
تو امید شیعه هستی روز محشر
شافع فردایی يا زهرا يا زهرا

«فاطمه، اُمّ النُّجَبا»

ای شکوه آیه‌ها، تفسیر إنما
آیه‌های والضحی، خاتون کبریا

تویی که قدر و کوثر قرآنی
تو نور هَل أتی عَلَی الإنسانی
قدر تو مثل قبر تو پنهانی

تا روز جزا، اُمّ النُّجَبا، اُمّ الشّهدا

خطبۀ تو غرّا یا زهرا يا زهرا
جان‌فدای مولا يا زهرا يا زهرا
مثل تو ما هستیم پای حق تا آخر
نقش سربند ما يا زهرا يا زهرا

«فاطمه اُمّ الشّهدا»

شاعر: جمعی_از_شاعران
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

غزل فاطمیه -(بی‌تو چه کند مولا؟ یا فاطمة الزهرا) * محمد علی مجاهدی

3

غزل فاطمیه -(بی‌تو چه کند مولا؟ یا فاطمة الزهرا) بی‌تو چه کند مولا؟ یا فاطمة الزهرا
افتاده علی از پا، یا فاطمة الزهرا

وقت است که از رحمت، دستی ز علی گیری
افتاده ز پا مولا، یا فاطمة الزهرا

بعد از تو علی، از پای افتاد و به غم خو کرد
با خانه‌نشینی‌ها، یا فاطمة الزهرا...

چون محرم رازی نیست، با چاه سخن گوید
تنهاست علی، تنها، یا فاطمة الزهرا...

بر خرمن جان او، چون شعله شرر می‌زد
می‌ریخت چو آب اسما، یا فاطمة الزهرا...

هم وصف تو ناممکن، هم قدر تو نامعلوم
هم قبر تو ناپیدا، یا فاطمة الزهرا

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 02:25
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه فاطمیه -(بی‌قراره عالمی، در عزای فاطمه) * سید علیرضا شفیعی

5

زمینه فاطمیه -(بی‌قراره عالمی، در عزای فاطمه) بی‌قراره عالمی، در عزای فاطمه
زنده می‌کنه دلُ، روضه‌های فاطمه

سلام مادرم، به قلب غصه‌دار تو، سلام مادرم
به غربت مزار تو سلام مادرم، سلام مادرم

چه خوشبخته
کسی که چشمش از غم تو می‌باره
کسی که تو دلش عشق تو رو داره
تو رو داره

«سَلَامُ الله علی فَاطِمَةَ الصِّدِّيقَةِ الکبری»

از عطای فاطمه، هرچی که بگم کمه
عمری بوده رو سرم، دست مهر فاطمه

دم رفتنم، رها نمی‌کنی منو، دلم روشنه
محبت حسین تو، شفیع منه، دلم روشنه

بیا مادر
بیا و مادرانه باز محبت کن
به غربتت قسم منو شفاعت کن
شفاعت کن

«سَلَامُ الله علی فَاطِمَةَ الصِّدِّيقَةِ الکبری»

برکتش برا همه‌ست، ربنای فاطمه
شیعۀ علی شدیم، از دعای فاطمه

علی یا علی، چی داره آخه اون کسی که نیست با علی
چی کم داره کسی که هست با مولا علی، علی یا علی

میگم حیدر
که اسمش واسه من قبلۀ حاجاته
همون آقایی که روح عباداته
عباداته

«علی مولا، امیرالمؤمنین مولا علی مولا»

شاعر: سیدعلیرضا_شفیعی
نغمه‌پرداز: امیرحسین_عاصی

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 03:55
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

زمینه فاطمیه -(ملائک شدن، لحظۀ اذون ) * یوسف رحیمی

3

زمینه فاطمیه -(ملائک شدن، لحظۀ اذون ) ملائک شدن، لحظۀ اذون
غرق حیرت از، نوری بی‌کرون
داره می‌تابه آیه آیه نور
داره می‌باره آیه‌های نور

آخه زهرا توی محراب ایستاده
بوی جنت میاد از این سجاده
آخه زیر پای مادر افتاده

مادر ما، مظهر صلاته
معنی حیاته، قبلۀ نجاته

«یا ام ابیها، یا حضرت زهرا»

قیامت شده توی کوچه‌ها
چرا می‌سوزه جنت خدا؟
داره می‌سوزه قلب مرتضی
داره می‌باره چشم بچه‌ها

آخه مادر روی خاکا افتاده
خاک کوچه شده مهر و سجاده
چه قیامی! تا پای جون ایستاده

مادر ماست، یاور ولایت
دختر نبوت، مادر شهادت

«یا ام ابیها، یا حضرت زهرا»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 21:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد