علیّ مرتضی قلب شکسته
کنار قبر زهرایش نشسته
بگوید با دل خود،ای حبیبم
تو رفتی بعد تو زهرا غریبم
تو رفتی و شدم تنهای تنها
چه سازم بی تو با این رنج و غمها
توبودی فاطمه جان هست و بودم
کجا رفتی تو ای یاس کبودم
فدای پهلوی بشکسته ی تو
چه سازد همسر دلبسته ی تو
فدای غربت و ایثار و صبرت
رسد بوی تو بر جانم ز قبرت
پس از تو فاطمه دیگر صفا نیست
در این خانه دگر شور و نوا نیست
پس از تو خانه ام تاریک و سرد است
درون خانه ی دل آه و درد است
پس از تو فاطمه جان دلغمینم
سرا پا غربت و خانه نشینم
بدون تو گل حیدر چه سازم
تو بودی محرم اسرار و رازم
چرا پرپر شدی یاس سپیدم
کنار پیکر پاکت خمیدم
سرا پا سوز و درد و اشک و آهم
ب
- جمعه
- 7
- دی
- 1397
- ساعت
- 14:13
- نوشته شده توسط
- ابوالفضل عابدی پور









#السلام_علیک_ایتها_الصدیقه_الشهیده
