شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس

شهادت حضرت زهرا س -(کوچه های غربتِ شهرِ مدینه شاهدند) * هستی محرابی

549

شهادت حضرت زهرا س -(کوچه های غربتِ شهرِ مدینه شاهدند) #فاطمیه_غربت_مادر

کوچه های غربتِ شهرِ مدینه شاهدند
مردمانش بی حیا و پست و نامرد و بدند
غنچه پرپر بود و باغ آتش گرفت و؛ناکسان
زیرِ دست و پا گلم را بی بهانه می زدند

#هستی_محرابی

  • جمعه
  • 26
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 16:10
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شهادت حضرت زهرا س -(چنان از دستِ دشمن در ستم بود که اصلاً خواست گم باشد مزارش) * هستی محرابی

437

شهادت حضرت زهرا س -(چنان از دستِ دشمن در ستم بود که اصلاً خواست گم باشد مزارش) #فاطمیه_نذر_غربت_مادر

خزان افتاده در باغِ بهارش
که برده از کفش صبر و قرارش
چنان از دستِ دشمن در ستم بود
که اصلاً خواست گم باشد مزارش

#هستی_محرابی
#بداهه

  • جمعه
  • 26
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 16:12
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا س -(جهان بی تو ندارد رنگ پاکی) * هستی محرابی

477

شهادت حضرت زهرا س -(جهان بی تو ندارد رنگ پاکی) #فاطمیه_غربت_مادر_زبانحال

من اینجا و تو در آغوشِ خاکی
شب و روزم شده بی تو تباکی
کجا رفتی بیا آرامِ جانم
جهان بی تو ندارد رنگِ پاکی!

#هستی_محرابی
#بداهه

  • جمعه
  • 26
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 16:15
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا س -(کجا پنهان شد آن نیلی بدن که نمانده یک نشانی از مزارش ) *

386

شهادت حضرت زهرا س -(کجا پنهان شد آن نیلی بدن که نمانده یک نشانی از مزارش  ) #فاطمیه_غربت_مادر
#زبانحال_زینب_کبری_س

نمی دانم کجا خوابیده مادر
بپرسم تا دمی از حالِ زارش

کجا پنهان شد آن نیلی بدن که
نمانده یک نشانی از مزارش

کجا خفته گلِ یاسم که هرگز
کسی آنجا نمی افتد گذارش

#هستی_محرابی
#بداهه
@Asharemehrabi

  • جمعه
  • 26
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 16:17
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا س -(شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(به غیر تو زهرا ندارم کسی)) * هستی محرابی

511

شهادت حضرت زهرا س -(شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها -(به غیر تو زهرا ندارم کسی)) #فاطمیه_زبانحال_مولا
#سرود_سبک_نوشته

به غیرِ تو زهرا ندارم کَسی
مرا کشته این آهِ دلواپسی
منو این همه حسرتِ بی شمار
چه کرده گلم با تو این روزگار
بگریَم برایت من از سوزِ دل
چگونه سپارم گلم را به گِل

اگر امشب سخن داری
تو با این قلبِ سوزانم
برایم گو در آن وقتی
نباشند این یتیمانم
از آن زخمِ کبودِ تو
غم و رنجِ نبود تو
به زیرِ معجرِ خونی
در این ساعاتِ پایانی

شدم مبتلا من ز هجرانِ تو
گرفت ابرِ خون چشمِ گریانِ تو
دریغا که فصلِ گلم شد خزان
شده روزگارم چه محنت کز آن
مپوشان تو امشب ز من روی خود
دلم را مکن زخمِ بازوی خود

چه گویم جوابِ یتیمانِ تو
همه سر نهادند و دامانِ تو
ز خون شد حنا هر دو گیسوی تو
دلم مانده در حسرتِ روی تو
فشارِ در و زخمِ پهلوی تو
ز نیزه سیه گشته بازوی تو
چه سازم که وقتِ جدایی شده
رُخ ماهِ تو کهربایی شده

مرو سروِ زمین خورده
تو از آغوشِ این باغم
مبادا آخر ای یاسم
شوی از دستم آزرده
نگاه از تو نمی گیرم
من از داغِ تو می میرم
ببین اشکِ فراقِ من
مزن آتش به باغِ من

دهَم غسلِ خون زیرِ پیراهنت
هزاران کبودی به روی تنت
حنوطت دهم تا ببندم کفن
صدا می زنم بر حسین و حسن
به گوشم رسد ناله ی آسمان
چه زهرا غریبی امان الامان

#هستی_محرابی

  • جمعه
  • 26
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 16:23
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 علی صمدی

شور زیبای فاطمی -(زیبا ترین حس من) * علی صمدی

510

شور زیبای فاطمی -(زیبا ترین حس من) بند اول:
زیباترین حس من
یاسه و نرگس من
دل نسوزونده کسی
مثل مادر (واسه من)۳

عشق بی اون بی فایده ست
ما قوم مادر پرست
فرزندان حیدریم
مادرمون (فاطمه ست)۳

الا مادر قربون تمام اون زحمت هات
خوشی یعنی لبخندت بهشت یعنی زیر پات
نخ چادر نماز تو ریسمان الهی
نمیمونه با دعات برای ما گناهی

یا فاطمه یا زهرا یا فاطمه یا زهرا

بند دوم:
عمر دنیا میگذره
پایین بالا میگذره
داغی رو دل میمونه
اون هم داغ (مادره)۳

مادر یعنی آسمون
مادر یعنی مهربون
نبینه چشم فلک
مادری رو (قد کمون)۳

نیاد اون روز که مادر بیفته توی بستر
پرش زخمی باشه و جوون باشه چه بدتر
نیاد اون روز که مادر نتونه از جا پاشه
چه بدتر که بشنوی اون مادر زهرا باشه

یا فاطمه یا زهرا یا فاطمه یا زهرا

بند سوم :
غربت کی بیشتره
از همه مظلوم تره
تیره و تار این‌شبا
روزگار (حیدره )۳

میشه حیدر بی پناه
میگه درداشو به چاه
قوت(به معنای غذا) غالب علی
میشه اشک و( بغض و آه )۳

اول مظلوم عالم داره از غم میسوزه
یه چشمش رو به دیوار و یه چشم به در میدوزه
در نیم‌سوز افتاد و کبوتر قربونی شد
چرا فریاد زد فضه؟ چرا مسمار خونی شد ؟

یافاطمه یازهرا یافاطمه یازهرا

  • جمعه
  • 26
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 17:01
  • نوشته شده توسط
  • علی صمدی
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س)، مدح و شهادت -(دیده هایم چادر خاکی که رؤیت میکند) * بردیا محمدی

1807
2

حضرت زهرا(س)، مدح و شهادت -(دیده هایم چادر خاکی که رؤیت میکند) دیده‌هایم چادرِ خاکی که رُویَت می کند
ناگهان در چشم‌هایم اشک حرکت می کند

اذن این گریه‌نمودن ها به دست فاطمه است
چشم را در محفل غم اوست دعوت می کند

هرکه از داغش بگوید..،روضه‌لازم می شوم
این دلِ وامانده ی من میل هیئت می کند

بانیِ پیدایِشِ دنیا وجودِ فاطمه است
نور او نوری است که آغازِ خِلقَت می کند

عرشیان محو تماشای نمازش می شوند
تا که زهرا با خدای خویش خلوت می کند

گرچه پیغمبر کمالِ زُهد او را درک کرد
وقت سجده کردن او باز حیرت می کند

همکلام او شدن در فهم اهل خاک نیست...
بیشتر با ساکنین عرش صحبت می کند

صبح و ظهر و شب..،به فرمان خدا،روح الامین
پشت در می ایستد،از او عیادت می کند

فاطمه در هر گناهی آبرویم را خرید
طفل بازیگوش را..،مادر وساطت می کند

تا سلامی وقتِ تلقین‌خواندنم بر او دهید
روح این گریه‌کُنَش را غرق رحمت می کند

روز محشر کار ما لنگِ نگاهِ فاطمه است...
او در آن هولُ وَلا ما را شفاعت می کند

از تنورِ خانه ی او رزق عالم پخش شد
با همین نان پُختَنَش بر ما عنایت می کند

فاطمیّه بارها بابای پیرم گفته است:
کسب و کار ما به لطف اوست..،برکت می کند

شرح اوصافِ خداوندیِ او را می دهد
قاری قرآن که کوثر را تلاوت می کند

خون پهلو..،خونِ بازو..،محسنش..،حتّی خودش...
هرچه دارد فاطمه خرجِ امامت می کند

با زبان نه..،دستمالی را که بر سر بسته است
دارد از این روزهای او شکایت می کند

آن گُلی که تاب باران را ندارد..،بین راه
دست سنگینی به گلبرگش اصابت می کند

آه!بین شعله‌ها مسمار او را ول نکرد...
هرچه با ما می کند،آن میخِ نکبت می کند

  • جمعه
  • 26
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 18:52
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

غزل مصیبت حضرت زهرا(س) -(دلِ تو از دل آشوب من خبر دارد) * قاسم نعمتی

1069
3

غزل مصیبت حضرت زهرا(س) -(دلِ تو از دل آشوب من خبر دارد) دلِ تو ، از دلِ آشوبِ من خبردارد
مگر حبیبۀ من نیت سفردارد

فلک ندیده علی رو به هیچکس بزند
اگر که رو بزنم ؟ خواهشم اثردارد

بجایِ من تو به تابوتِ خویش می خندی؟
مریضِ ما چه خیالی مگر به سر دارد

چرا وضویِ خودت را جبیره می گیری؟
مگر برایِ تنت آب هم ضرر دارد

دمِ تنور نرو فضه هست اسما هست
برایِ سوخته این شعله ها خطر دارد

حسین گفتنِ تو با تنور یعنی چه؟!
مگر زخانة خولی شبی گذر دارد

چه آمده سرِ تو فضه هم نمی گوید
جوانِ خانه ، چرا دست بر کمر دارد

زمانِ حمله به زهرایِ من نگفت کسی :
که این صدف به درونِ خودش گوهر دارد

پرت به چوبۀ در خورد ، محسنت افتاد
خبر زسینة مجروح، میخِ در دارد

تمامِ پیکرِ تو باغلاف زخمی شد
نشانِ حداقل ضربِ چِل نفر دارد

دوان دوان پیِ تو زینب آمده کوچه
به حمله ها وگرفتاری ات نظر دارد

به رویِ چادر تو جایِ پاست یعنی که
همیشه یاریِ مظلوم دردسر دارد

  • شنبه
  • 27
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 16:50
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س) هجوم به بیت ولایت -(به خود گفتند پیمان عداوت بسته خواهد شد) * محمدعلي بياباني

964

حضرت زهرا(س) هجوم به بیت ولایت -(به خود گفتند پیمان عداوت بسته خواهد شد) به خود گفتند پیمان عداوت بسته خواهد شد
و با این عقده دستان ولایت بسته خواهد شد

خیال خامشان این بود اگر در را بسوزانند
به روی خلق دیگر باب رحمت بسته خواهد شد

دری که شأن آن “لا تقنطوا من رحمة الله” است
به رأفت باز می‌گردد به غفلت بسته خواهد شد

زمین افتاد بین کوچه بانویی که در محشر
به یک نیمه نگاهش بار خلقت بسته خواهد شد

نمی‌دانست میخ در چه زخمی را به پهلو زد
که در شام غریبان هم به زحمت بسته خواهد شد

گره می‌زد به دست مرتضی و خوب می‌دانست
که چشم بخت عالم تا قیامت بسته خواهد شد

علی مامور بر صبر است، بی پروا بزن قنفذ!
که در این کوچه حتی دست غیرت بسته خواهد شد

فدای چشم‌های نیمه جانی که در این ایام
به ندرت باز می‌گردد به سرعت بسته خواهد شد

اگر بستند دستان علی را بین آن کوچه
دو دست دخرش هم در اسارت بسته خواهد شد

  • شنبه
  • 27
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 17:12
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

حضرت زهرا(س) شهادت -(حق و ناحق را به شکلی تازه درمی آورند) * فاطمه عارف‌نژاد

420

حضرت زهرا(س) شهادت -(حق و ناحق را به شکلی تازه درمی آورند) حق و ناحق را به شکلی تازه درمی‌آورند
جای ایمان و یقین، اما اگر می‌آورند

بوی آتش می‌دود در کوچه‌باغ نخل‌ها
کیستند اینان که بغضی شعله‌ور می‌آورند؟

این جهنم‌جایگاهان را چه کاری با بهشت؟
خیر مطلق را نمی‌فهمند، شر می‌آورند

جبهه‌ی جنگ جمل اینجاست یا بیت بتول؟
با چه رویی کینه‌ها را پشت در می‌آورند؟

صبر حیدر معجزه‌ست اما ولی‌نشناس‌ها
پشت اعجاز سکوتش حرف درمی‌آورند

بعد پیغمبر مسلم بود زهرا رفتنی‌ست
ناکسان دارند اسباب سفر می‌آورند

کاروان کوچکی در نیمه‌ی شب بعد از این
زیر نور ماه مفقودالاثر می‌آورند

  • دوشنبه
  • 29
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 17:37
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مرثیه حضرت زهرا -(الجار ثم الدار شد رمز دعایت ) * سید امیر حسین خوشرو

716

مرثیه حضرت زهرا  -(الجار ثم الدار شد رمز دعایت ) الجار ثم الدار شد رمز دعایت
دیدم که میلرزید آهسته صدایت

شهری که میسوزد خودش از بغض و کینه
میریزد آخر هیزم و آتش به پایت

قدر تو را مولا فقط میداند ای عشق
جاهل نمیفهمد تورا ای بی نهایت

حتی گذشتی از همان نان و نمک ها
میشد فقیری بین سفره هم غذایت

در مهربانی و وفا بی انتهایی
ای که دلیل خلق دنیا ابتدایت

عرش خدا از خانه ی تو نور برداشت
از گردش دستاس و شور ربنایت

آخر بجای بوسه پیغمبر آتش
افتاد برآن خانه شد کرببلایت

مولا فقط وصف تورا میگفت زهرا
ای که همه هستیه عالم شد فدایت

یک عمر اگر ما از غریبی ات بگوییم
پایان ندارد ماتم بی انتهایت

  • چهارشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 00:13
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 داود تیموری

ایام فاطمیه -( از سقيفه تا ستم آغاز شد) * داود تیموری

457

ایام فاطمیه  -( از سقيفه تا ستم آغاز شد) از سقيفه تا ستم آغاز شد

دفتر غمهاي مولا باز شد

هركه بُغضي از علي در سينه داشت

هيزمي آورد و پشت در گذاشت

حائلِ گلچين و گل در بود و سوخت

پشت در آياتِ كوثر بود و سوخت

تا ميان كوچه شد دستش كبود

سوخت درعالم همه بود و نبود

ياس تا با رنگِ نيلي خو گرفت

بِين باغ از باغبان هم رو گرفت

گشت پرپر از ستمها فاطمه

رفت از دنيا چه تنها فاطمه

از ستمها عمرِ او كوتاه شد

محرم اسرار حيدر چاه شد

فاطميه بارش ابر بلاست

وقت ماتم بر دل اهل ولاست

فاطميه ناله هاي حيدر است

ديدن جسم كبود همسر است

فاطميه نيمه هاي شب خموش

بردن ياس كبودي روي دوش

مرتضي قلب زمين را چاك كرد

جسم او نه،، جان خود در خاك كرد

آسمان درفاطميه ناله كرد

گريه بر بانوي هجده ساله كرد

بر لب اهل ولا اين زمزمه است

كربلا هم از قيام فاطمه است

نام زهرا بر لواي كربلاست

فاطميه ابتداي كربلاست

از مدينه آتشي افروختند

تا خيام كربلا را سوختند

روز عاشورا براي فاطمه است

جاي،جايش جاي پاي فاطمه است

تاحسين آنجا به ياد مادر است

قتلِگاهش بِين ديوار و در است

گر كنار مرتضي زهرا نبود

فاش ميگويم كه عاشورا نبود

او كه در محشر شود بر ما شفيع

خفته عاصي در دل خاك بقيع

  • چهارشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 00:17
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

ایام بی زهرا(س) _ايام بی تو فاطمه(س) دشوار باشد * اسماعیل تقوایی

559

ایام بی زهرا(س) _ايام بی تو فاطمه(س) دشوار باشد ایام بی زهرا(س)
ایام بی تو فاطمه دشوار باشد
غم‌های عالم در دلم انبار باشد

هرگه نظر بر جای خالی ات نمایم
اشکم روان از دیده، حالم زار باشد

ای فاطمه، ای عشق بی تکرار حیدر
بعد تو حسرت خوردنم بسیار باشد

در حسرت آن سال‌های با تو بودن
شویت ز بی تو بودنش بیزار باشد

آخر سپردی کودکانت را تو بر من
گر زنده هستم از سر اجبار باشد

هر گاه بی‌تو سفره می افتد به خانه
اشک من واطفال بر رخسار باشد

شب زنده داری می کنم شبها به یادت
حیدر به ناله تا سحر بیدار باشد

ای همره ویار تمام لحظه هایم
بی تو غم واندوه ما را یار باشد

سردار بدر وخندق وخیبر گشایت
بی لشگر وتنها وبی سردار باشد

من لحظه ها را میشمارم تا شهادت
دل فکر شوق لحظه ی دیدار باشد

تا آخر عمرم دلم خون است جانا
آزرده از یاد در و دیوار باشد

شعر:اسماعیل تقوایی

  • چهارشنبه
  • 1
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 07:16
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
 ایمان دهقانیا

غریب علی(ع) -(خسته و زار ودل آزرده علی...) * ایمان دهقانیا

438

غریب علی(ع) -(خسته و زار ودل آزرده علی...) خسته و زار و دل آزرده علی
سر به چاهِ غم فرو برده علی
این سه ماهه بجای آب و غذا
غریبونه غصه ت و خورده علی
.
راه میری و دست به زانو میگیری
دست به دیوار ، دست به پهلو میگیری
درِ سوخته برا کشتنم بسه
تو دیگه چرا ازم رو میگیری
.

  • سه شنبه
  • 7
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 12:29
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

زمزمه ،زمینه ،شور روضه ایی،فاطمیه -(بگو چیشده از زمونه بریدی و سیری...) * سید ناصر اسماعیل نسب

542

زمزمه ،زمینه ،شور روضه ایی،فاطمیه -(بگو چیشده از زمونه بریدی و سیری...) بند اول
یا زهرا(س)
بگو چی شده از زمونه بریدی و سیری
دعا کردی امروز عزیزم که زودتر بمیری
(خانمم )۲

یا زهرا(س)
نباشی سلامم دوباره بدونِ جوابه
ببین فکر اینکه نباشی کنارم عذابه
(خانمم)۲
......
میدونی که جونم به جون ،تو بنده
نشد که بمیرم برا تو ،شرمنده
داری میری تنها می میرم از غصه
نرو که مغیره به اشکام ،میخنده

یا زهرا،یازهرا یازهرا یازهرا یازهرا
•┈┈••✾❀???❀✾••┈┈•
☑️بند دوم
یا زهرا (س)
میدونم رمق توی دستا و پاهات نداری
با این حال شبا آب برای حسینم میزاری (خانمم)۲

یازهرا(س)
میدونم که واسش به زحمت لباسی رو دوختی
شب و روز تو خلوت به یاد غریبیش می سوختی(خانمم)۲
.....
برو وعدمون باشه زهرا ،کربلا
تو گودالِ پر خون توو روزِ ،عاشورا
همون لحظه ایی که حسین می،ره از حال
می بُره سرش رو حرومی،از قفا

یا زهرا،یازهرا یازهرا یازهرا یازهرا

#سیدناصر_اسماعیل_نسب

  • سه شنبه
  • 7
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 12:42
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س) -(زهرای من بانوی تب دارم) * عباس قلعه

657
4

شهادت حضرت زهرا(س) -(زهرای من بانوی تب دارم) زهرای من
بانوی تب دارم
زهرای من
زخمی ترین یارم
زهرای من
خورده گِره کارم ، زهرای من

زهرای من
بی تو من می میرم
زهرای من
با غصه درگیرم
زهرای من
از زندگی سیرم ، زهرای من

زهرای من
می گیری از من روو
زهرای من
چشمات شده کم سوو
زهرای من
حرفی بزن بانوو ، زهرای من

(زهرای من ، واویلا واویلا)

زهرای من
چی به سرت اومد
زهرای من
تا نفست شد سَد
زهرای من
داغت آتیشم زد ، زهرای من

زهرای من
چشمات بارونیه
زهرای من
بسترت خونیه
زهرای من
پهلوت نشونیه ، زهرای من

زهرای من
روو به روم افتادی
زهرای من
پشت در جون دادی
زهرای من
زدنت تعدادی ، زهرای من

(زهرای من ، واویلا واویلا)

زهرای من
دور و برت می‌سوخت
زهرای من
هم چادرت می‌سوخت
زهرای من
موی سرت می سوخت ، زهرای من

زهرای من
دستامو که بستن
زهرای من
بازووتو شکستن
زهرای من
اون دو نفر پستن ، زهرای من

زهرای من
اوضامو که دیدن
زهرای من
به حالم خندیدن
زهرای من
منو می کشیدن ، زهرای من

(زهرای من ، واویلا واویلا)

  • جمعه
  • 10
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 16:40
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

زبانحال حضرت علی(ع) -(فاطمه محو تماشای تو بودم امشب) * مجید قلعه بیگی

392

زبانحال حضرت علی(ع) -(فاطمه محو تماشای تو بودم امشب) فاطمه محو تماشای تو بودم امشب
من چه گفتم چه شنودم امشب

رفتی از پیش من اما تو را میدیدم
یا تو بودی گل من! خویش نبودم امشب

غزلِ رفتن و هجران تو آغاز شده؟
باز کن گوش دلت را بسرودم امشب

از درون دل آشفته سخن میگویم
میرود از برِ من بود و نبودم امشب

پشت حیدر بخدا خَم به زمانه نشده
هم بُریدم بخدا رو به فرودم امشب

آخرین چرخ زمان بر در گوشم فرمود
عف فرما که علی لاله ربودم امشب

کور کن چشم تماشاگر خود چرخ حسود
که تماشاگرِ این جسم کبودم امشب

شاه جنت شده بی فاطمه همتای فقیر
نه غُلو است همین چند سرودم امشب

  • جمعه
  • 24
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 18:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

عشق یعنی... -(عشق یعنی عشقبازی با نگار) * مجید قلعه بیگی

445

عشق یعنی... -(عشق یعنی عشقبازی با نگار) عشق یعنی عشقبازی با نگار
عشق یعنی عاشقِ بی اختیار

عشق یعنی بیقرار وصل یار
عشق یعنی بیخیال اعتبار

عشق یعنی دخمه در صحرا زدن
همچو مجنون بانگ یا لیلا زدن

عشق یعنی جام می، جانِ خراب
نشئهٔ مستانگی در پیچ و تاب

عشق یعنی باده ای از دست یار
با دل صدپاره با دلبر قرار

عشق یعنی لب به لب از یک سبو
با لب و اشک نگار خود وضو

عشق یعنی لطمه بر صورت زدن
در وصالِ دلبری از خود شدن

عشق یعنی نغمه با صوت جلی
ذکر زهرا یا محمد یا علی

عشق یعنی حیدر دُلدُل سوار
حکّ نام فاطمه بز ذوالفقار

عشق یعنی نالهٔ شب تا سحر
گریه ها بر مادری در پشت در

عشق یعنی هر بلا پشت بلا
قصهٔ میخ و در و ظلم و جفا

عشق یعنی کوچه ها پس کوچه ها
ضرب سیلی، روی نیلی غصه ها

عشق یعنی قصهٔ باغ فدک
فاطمه در کوچه اما بی کمک

عرض کوچه از بسا باریک بود
تاب و یارا از دل زهرا ربود

نه فقط سیلی از آن خوتخوار خورد
ضربه ای دیگر هم از دیوار خورد

غرق عصیان این «فقیرِ» دیده تر
گشته از اسرار دنیا بیخبر

روز و شب وِرد زبانش با همه
دیده بگشا ای عزیز فاطمه

  • جمعه
  • 24
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 20:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

زبانحال حضرت علی(ع) -(فاطمه ای دُر بی همتای من) * مجید قلعه بیگی

382

زبانحال حضرت علی(ع) -(فاطمه ای دُر بی همتای من) فاطمه ای دُر بی همتای من
ای مه تاریکی شبهای من

من ندیدم یک شبی خندان تورا
دفن با تو شد همه رویایِ من

در نگاهت شعله میزد برق عشق
رهبرت تنها شده، زهرای من

با تو دیروزم گذشت اما چه سان
بی تو پس محشر بوَد فردای من

خانهٔ جنات را آتش زدند
حرفها دارد دل شیدای من

بر رخ زیبای تو سیلی زدند
مُرد از غیرت دل تنهای من

ذوالفقارم قهر گشته با علی
کشمکشها کرده با غوغای من

جان زینب مرتضی را عفو کن
ای گل بیخار من زهرای من

مصطفی دست علی را بسته بود
من شدم شرمنده، تو یاس کبود

  • جمعه
  • 24
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 20:08
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

شهادت حضرت زهرا(س) -(از فشار در نه تنها پهلوی زهرا شکست) * مجید قلعه بیگی

418

شهادت حضرت زهرا(س) -(از فشار در نه تنها پهلوی زهرا شکست) از فشار در نه تنها پهلوی زهرا شکست
در حقیقت پایه ی اسلام در آنجا شکست

گر نبود آنجا علی اما یقین در کشمکش
همزمان با سینهٔ زهرا ، دل مولا شکست

شعله ور شد تا در آنجا باب اصلی بهشت
در صدف دُرّ گرانبار شه بطحا شکست

از صدای فاطمه آمد هراسان جبرئیل
شهپر آن طائر عرش و فلک پیما شکست

کنج آن دولتسرا فتّاح خیبر میگریست
صبر و تاب ذوالفقار شاه بی پروا شکست

هان!خدا داند در آن هنگامهٔ عظما چه شد
در میان شعله ها، آلاله ی طاها شکست

مینویسم از فشار آن در و سیصد نفر
بندبند استخوان محسنِ زهرا شکست

ای« فقیر» از بطن زهرا و غم محسن مگو
در جنان پشتِ رسول و قلب مافیها شکست

  • شنبه
  • 25
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 22:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

شهادت حضرت زهرا(س) -(گریم به آن شهیده که پهلو شکسته بود) * مجید قلعه بیگی

416

شهادت حضرت زهرا(س) -(گریم به آن شهیده که پهلو شکسته بود) گرییم به آن شهیده که پهلو شکسته بود
وز هم‌طناب عمر عزیزش گسسته بود

از تاب درد دست به پهلو گرفته بود
صدیقه طَرفی از گل صحّت نبسته بود

یارای ایستادنِ ورد سحر نداشت
وقت نماز، با دل خونین نشسته بود

از ضرب سیلی چو شدی عارضش بنفش
گویی بنفشه بر رخ او نقش بسته بود

از سیلی «عمر» شده چون صورتش کبود
وز ضرب تازیانه دلش زار و خسته بود

نه محسن از تعدّی دشمن نجات جُست
نه فاطمه از شر مصیبات جسته بود

بر شاخسار نخل طلب میوه ای نماند
شد سقط محسنی که نهال خجسته بود

با خون دل حسین و حسن در برابرش
شبنم به چهره همچو گل دسته دسته بود

رفتم بقیع، در خیالم به هوای زیارتش
خاکم به سر که آن در توحید بسته بود

  • دوشنبه
  • 27
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 19:33
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مجید قلعه بیگی

حضرت زهرا(س) -(آدمیزادی که مانند ملک خوش منظر است) * مجید قلعه بیگی

366

حضرت زهرا(س) -(آدمیزادی که مانند ملک خوش منظر است) آدمیزادی که مانند ملک خوش منظر است
گر محبت را برد از یاد از عمر هم کمتر است

با سفارشها که پیغمبر به جا آورده بود
از چه دشمن خصم جان دختر پیغمبر است

گاه رویش نیلی است از سیلی ظلم عدو
گاهی بینی پهلویش بشکسته از ضرب در است

عهد را برهم مزن در عهد شو ثابت قدم
هرکه شد پیمان شکن، خوش اوّل و بدآخر است

حق شناسی کن نمک خوردی نمکدان نشکنی
کافر حق و حقیقت، مستحق کیفر است

  • دوشنبه
  • 27
  • بهمن
  • 1399
  • ساعت
  • 19:47
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا محمدی (ناعم)

فاطمیه -(السلام ای مادرسادات عالم فاطمه) * محمدرضا محمدی (ناعم)

861

فاطمیه -(السلام ای مادرسادات عالم فاطمه) السلام ای مادرسادات عالم فاطمه
السلام ای نورچشم شخص خاتم فاطمه

السلام ای خلقت طاها و حیدر را سبب
ای به اسرارحق دادار، محرم فاطمه

السلام ای زینت دامان پاک مصطفی
میزد احمد بوسه بردستت دمادم فاطمه

مرتضی رایاورو یارکشاکشها تویی
اشک چشمت موجب تطهیرزمرم فاطمه

کوثرقرآنی و دریای علم و معرفت
دانش آموزکلاست صدچو مریم فاطمه

باتوبیت مرتضی غرق صفا و نور بود
بی تواشکش میچکیداز دیده نم نم فاطمه

درمیان کوچه برروی مهت سیلی زدند
شیعه زین غم تاابد شد غرق ماتم فاطمه

شعله ی آتش که بالامیگرفت از خانه ات
ای عجب ویران نگردید عرش اعظم فاطمه

"ناعمم"عبد سیه روی و خطا کار تو ام
آرزو دارم بمیرم زیرپرچم فاطمه

  • شنبه
  • 23
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا محمدی (ناعم)

زبانحال حضرت علی(ع) -(خانه مان را با حضورت رشک جنت می کنی) * محمدرضا محمدی (ناعم)

636

زبانحال حضرت علی(ع) -(خانه مان را با حضورت رشک جنت می کنی) خانه مان راباحضورت رشک جنت میکنی
گرچه بیماری ولی، دل را طبابت میکنی

چندمین باراست میبینم که در وقت نماز
آرزوی مرگ از درگاه رحمت میکنی

پیش ازآنی که کنیزت باخبرگردد، شما
دربه رویم میگشایی، غرق منت میکنی

بهرتسکین دل زارم به پیش چشم من
تکیه بر دیوار بانو، باصلابت میکنی

آنقدرخوبی که حتی برزن همسایه هم
گرچه آزرده تورا، اما کرامت میکنی

روز گریه، شام گریه،گریه،گریه، اشک اشک
لااقل بانو بگو کی استراحت میکنی؟

روی میگیری زمن؟ زهرا جوابم رابده
باسکوتت سینه را دریای محنت میکنی

  • شنبه
  • 23
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 16:46
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا محمدی (ناعم)

شهادت حضرت زهرا(س) -(ای مادر مهربون قلبمو غم کرده خون) * محمدرضا محمدی (ناعم)

442

شهادت حضرت زهرا(س) -(ای مادر مهربون قلبمو غم کرده خون) ای مادرمهربون،،قلبموغم کرده خون
یه امشبوپیشم بمون آی مادر

حرف جدایی بسه،،حرف رهایی بسه
مــــادر،بابا خیلی بیکسه وای مادر

ای بانوی عالمین،،ای برنبی نورعین
چرارومیگیری ازحسین وای مادر

قصهٔ کوچه چی بود،،چی بوداون گفت وشنود
چی شدکه صورتت شدکبود وای مادر

زندگی سخته برام،،خون میباره ازچشام
خیلی غریب شده بابام وای مادر

تنهاتوی کوچه ها،،،میگرده هرشب بابا
سرمیکنه باآه و نوا وای مادر

ای مادرخونجگر،،ای مرغ بشکسته پر
چه کرده باتومسماردر وای مادر

خیلی گرفته دلت،،میخ درشدقاتلت
سقط محسن شد حاصلت وای مادر

  • پنج شنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:06
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شهادت حضرت زهرا(س) -(وقوع حادثه ای تلخ رخ نشان می داد) * جواد حاجی حسینی(سدید هریسی)

633

شهادت حضرت زهرا(س) -(وقوع حادثه ای تلخ رخ نشان می داد) وقوع حادثه ای تلخ رخ نشان می داد
زمان خبر ز غم و رنج بی امان می داد

طنین گریه و شیون پیام فاجعه را
ز دودمان امامت به آسمان می داد

به خاندان امامی که بودمظهر داد
ستم نهایت بیداد را نشان می داد

شگفت از آنکه نشد زیر و رو جهان از غم
غمی که شدت آن عرش را تکان می داد

حسین درس شهادت به عینه می آموخت
در آزمون بلا زینب امتحان می داد

چرا که مونس و همراز انزوای علی
غریب و بیکس و پهلو شکسته جان می داد

چه تلخ بودوگران مرگ زود هنگامش
اگرچه جان به ره حی لامکان می داد

چه رازورمزنهان بوددرزمان که زمین
شبانه فاطمه،س،رادرخود آشیان می داد

هرآنچه بود،سدید،این حکایت جانسوز
خبر ز ماتم عظما به شیعیان می داد

  • پنج شنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1399
  • ساعت
  • 13:29
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 الیاس محمدشاهی

سرود ولادت حضرت زهرا(س) -(اومده از عرش به زمین هستی مولا) * الیاس محمدشاهی

695
1

سرود ولادت حضرت زهرا(س) -(اومده از عرش به زمین هستی مولا) بنداول

اومده از عرش به زمین هستی مولا
خدا داده به مصطفی حضرت زهرا
لبخنده شوق رو لبای بی بی خدیجه
امشب چراغونی شده جنت الاعلا

همه ی ملائک شاد و خندان
مکه از قدومت شد گلستان
خیره کثیری واسه دوعالم
کوهه وقاری و نور قرآن

منشع خیراتی،باب مناجاتی
این افتخاره شما،مادره ساداتی
انسیه حورایی،کعبه ی دلهایی
شفیعه ی روزه،محشره کبرایی

(فاطمه۳)

بنددوم

هم کفوه مرتضی علی از ره رسیده
به شامه تاره عالمی صبحه سپیده
با خنده هاش برده دل از احمد مختار
برا تبرک جبرئیل پاشو بوسیده

دلیله وجوده این جهانی
الگوی تمامیه زنانی
شأنه نزوله سوره ی کوثر
ملیکه ی ارض و آسمانی

محبوبه دلهایی،دختره طاهایی
میوه ی قلبه نبی،ام ابی هایی
دوای دردامی،همسره آقامی
پناهه امروز و امیده فردامی

(فاطمه۳)‌

  • پنج شنبه
  • 5
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:20
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سیدبشیر حسینی میانجی

غزل ایام فاطمیه -(ايام سوز و سازست ايام فاطميه) * سیدبشیر حسینی میانجی

708

غزل ایام فاطمیه -(ايام سوز و سازست ايام فاطميه) ايّام سوز و سازست ايّام فاطميّه
جانسوز و جانگدازاست ايّام فاطميّه

راز دل علی را از چاهها مجوئيد
دريای رمز و رازست ايّام فاطميّه

گوئيد در محافل چون واجب و نوافل
بر عاشقان نيازست ايّام فاطميّه

بر روي برگ گلها در باغ دل نوشته
چون سرو سرفرازست ايّام فاطميّه

سوگند بر شقايق در بين اين خلايق
بر شيعه امتيازست ايّام فاطميّه

با دست خسته ی خود زهرا قنوت میکرد
تفسير آن نمازست ايّام فاطميّه

کوتاه کن «بشير»ا امشب حديث مهتاب
چون قصّه ای درازست ايّام فاطميّه

  • یکشنبه
  • 15
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 20:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سیدبشیر حسینی میانجی

شهادت حضرت زهرا(س) -(گریه کن ای دل برای فاطمه) * سیدبشیر حسینی میانجی

648

شهادت حضرت زهرا(س) -(گریه کن ای دل برای فاطمه) (تقدیم به شهدای نگارآباد)

گریه کن ای دل! برای فاطمه
گشته برپا چون عزای فاطمه
اشک چشمانت عیار گریه است
مجلس ماتم بهار گریه است
در کرامت بود دریا فاطمه
حاجتی داری بگو: "یا فاطمه"
فاطمه بر شیعیانش یاور است
فاطمه بهر شهیدان مادر است
از شقایق‌های پرپر یاد باد
آفرین‌ها بر نگارآباد" باد
پنج لاله داده در راه وطن
هر یکی در جای خود ماه وطن
"صاحبی احقر" شهید اوّل است
کاروان عاشقان را مشعل است
"صاحبی محمود" ماه روشن است
با وجود قبرش اینجا گلشن است
در امان مانده‌ست اینجا از گزند
اُسوه است الحق "فقیه ارجمند"
"ذوالفقاری" لاله‌ای از دشت ماست
راه او راه شهید کربلاست
کار خیر، ای دوست! خیراندیشی است
خیراندیش، "ایرج درویشی" است
چون که تعداد شهیدان گشت پنج
گو "نگارآباد" دارد پنج گنج
ای "بشیر" از آن شهیدان یاد کن
روحشان را با درودی شاد کن

  • پنج شنبه
  • 19
  • فروردین
  • 1400
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
کربلایی فخرالدین اسکندری

شهادت حضرت زهرا(س) -(گل راز خود نگفته به بلبل فنا شده) *کربلایی فخرالدین اسکندری

382

شهادت حضرت زهرا(س) -(گل راز خود نگفته به بلبل فنا شده) گل راز خودنگفته به بلبل فنا شده
صوت رسای بلبل از این غم نوا شده

ای باطراوتم زچه پژمرده ای چنین
گفتا که بلبلم به گلت صد جفاشده

بلبل به آه و ناله چنین گفت که ای گلم
بنما نظر که قامتم از غم دوتا شده

ای گل به غنچه های خودت کن نظر ببین
صوت غمین حنجره هاشان نوا شده

پرپرگلم ، عزیز دلم یک نظاره کن
غمناک از این مصیبت تو نه سما شده

بعدازتو ای مسبّب جنت ببین علی
قدقامتش خمیده و بی اقربا شده

بودی به دست من تو امانت زباب خویش
شرمنده مرتضی زرخ مصطفا شده

پهلو شکسته ،صدرتومجروح و رخ کبود
اینک ببین که صوت علی آه و وا شده

زینب به گریه در غم هجرتو و حسین
با خواهر ملول خودش هم صدا شده

یارب ترحمی به یتیمان فاطمه
پژمرده در مصیبت گل غنچه ها شده

«ثاقب»هَزاراین گل پژمرده را نگر
زانوبغل نموده به غم مبتلا شده

  • شنبه
  • 11
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 21:12
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد