شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

مرتب سازی براساس
 حسین رحمانی

متن شعر ایام فاطمیه و مناجات با امام زمان_عج -(اول مجلس بخوانم قبل هر حرف و کلام ) * حسین رحمانی

301

متن شعر ایام فاطمیه و مناجات با امام زمان_عج -(اول مجلس بخوانم قبل هر حرف و کلام ) اول مجلس بخوانم قبل هر حرف و کلام
حضرت صاحب زمان ای قبله ی عالم ، سلام

حال ماها خوب نیست آقا خودت که واقفی
غصه و غم شد قرین ما خودت که واقفی

ریشه ی غمها فقط از دوری و هجران بُوَد
بی شما دنیای ما ظلمت بُوَد ... عصیان بُوَد

آه آقاجان ! کجایی بی تو ما در مانده ایم‌
داغ های بی عدد ، مرثیه ی ناخوانده ایم

ای جمال بی مثالت، ماه شب های دلم
فال حافظ راه آمد با تمنای دلم

(یوسفِ گم گشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور)

از شهیدان مسیرت ، تا منِ بی دست وپا
هست خیلی فاصله ، آنها کجا و من کجا ؟!

از شهیدان می نویسم از خلوص جبهه ها
واژه واژه شعر من شد خاکبوس جبهه ها

معنویت بود و مردی و وفا بی حد و مرز
بندگی ها بود و عشق به خدا بی حد و مرز

گریه های نیمه شب می شد سلاح معرکه
نور تقوا بود تنها نور راه معرکه

جنگ تحمیلی گذشت و تجربه ها مانده است
از شلمچه از هویزه ذکر زهرا مانده است

از شهیدان فاطمی تر این زمان پیدا نشد
هیچ ذکری مثل ذکرِ پاک یا زهرا نشد

مکتب زهرا به ما درس ولایت می دهد
او قبولی را به یارانش به نوبت می دهد

مکتب زهرا روایت شد به خون هر شهید
(فاستقم )* این آیه از حلقوم صد پاره رسید

صبر و ایمان ، استقامت ، نقشه ایی بر راه ما
می شود پیروز میدان آری حزب الله ما

این زمان هست امتحانِ سخت هر آزاده ایی
ای برادر! وقت پیکار آمده ، آماده ایی ؟

رفته نصرالله ولی نصر خدا باشد هنوز
رفته پرچمدارو این پرچم به جا باشد هنوز

با عدو از غیرت شیران ایرانی بگو
از سلیمانی بگو از خشم قاآنی بگو

از نماز جمعه ی نصر از صلابت ها بگو
از امام جامعه از این شجاعت ها بگو

شیعیانِ فاتح خیبر به میدان آمدند
وارثان غیرت مولا رجز خوان آمدند

آی دشمن ، حمله بر این مملکت یعنی شکست
گور خود را کنده ای ، ای بی حیا صهیون پست

آرزوی ما شهادت بود و هست اما بدان
می شود با خون یاران مکتب ما جاودان

ما حسینی مذهبان با شور هیهات آمدیم
در مصاف با شما بر عهد و میقات آمدیم

آی اسراییل ملعون ریشه ات را می زنیم
آری آری از زمین یک روز محوت می کنیم

ـــــــ

سینه لبریز فراق است و سرم در شور جنگ
آه یاران سینه ام چون قافیه آمد به تنگ

مثل ضاحیه پریشانِ پریشانم کنید
آه ای یاران مرا یک روضه مهمانم کنید

عطر و بوی جبهه ها در فاطمیه می رسد
اصل و وصل ماجرا بر فاطمیه می رسد

می شوم من با شهیدان روضه خوان کوچه ها
بی حیا زد مادر ما را میان کوچه ها ...

بی گناهی را سپاهی بین خانه می زدند
پا به ماهی را به ضرب تازیانه می زدند

آستان خانه از خون تنش آکنده شد
آه که مولا چقدر از فاطمه شرمنده شد

(هرچه شد بین درو دیوار شد ایدل بسوز
ریشه ی سر نیزه ها مسمار شد ایدل بسوز )

کربلا خلخال ، تا از پای زنها کنده شد ...
بر سر نیزه حسین از زینبش شرمنده شد

*فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطۡغَوۡاْۚ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرࣱ
۱۱۲هود
پس همان گونه كه فرمان يافته‌اى ايستادگى كن؛ و نيز آنان كه همراهت به سوى خدا روى آورده‌اند [ايستادگى كنند] و سركشى مكنيد كه او به آنچه انجام مى‌دهيد، بيناست.

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

متن شعر زمزمه ایام فاطمیه -(گل، رنگ نیلوفر نمیخواد) * عالیه رجبی

183

متن شعر زمزمه ایام فاطمیه -(گل، رنگ نیلوفر نمیخواد) گل، رنگ نیلوفر نمیخواد
آتیش و خاکستر نمیخواد
واکردن راه یه خونه
آوردن لشکر نمیخواد

وقتی با لشکر اوباش اومد
آتیش و همهمه همراش اومد
جوری زد لگد به زهرای من
که صدای استخوناش اومد

به جون باغ من با تیشه افتاد
نهال هستی ام از ریشه افتاد
الهی بشکنه پای حرومی
یه جوری زد که بار شیشه افتاد

اونکه از پا
افتاده دنیامه
اونکه داره
جون میده زهرامه

بند دوم

مونده رو در خون شقایق
باید از این غصه کنم دق
آینه وقتی که ترک خورد
دیگه نمیشه مثل سابق

شبا از درد که بیدار میشه
دنیا پیش چشم من تار میشه
چی سرش اومده که موقعه
پا شدن دست به دیوار میشه

میون خونمون سوز خزونه
فقط گریه تسلی بخشمونه
میون سجده ها با گریه میگم
الهی فاطمه زنده بمونه

بی فاطمه
دنیا قفس میشه
دیگه علی
بی کار و کس میشه

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

متن شعر زمزمه ایام فاطمیه -(روضه های با اشاره / روضه خونی با کنایه) * عبدالله باقری

152

متن شعر زمزمه ایام فاطمیه -(روضه های با اشاره / روضه خونی با کنایه) روضه های با اشاره / روضه خونی با کنایه
میدونی که می‌تونم
برای اینکه ماجرا / گم نشه یه وقت توو تاریخ
می‌خوام مقتل بخونم ۲
فَصَفَقْتُ صَفْقَةً یعنی:
سیلی صدادار خوردی
ضربه های بسیار خوردی
یکی از دشمن ، یکی‌از مسمار ، یکی از دیوار خوردی
جلو چشم حسن / تو رو سیلی زدن ۲
چقد داد زد نزن / ولی باز تو رو سیلی زدن
وا امّاه وا امّاه ۳ وا امّاه
.

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

متن شعر زمزمه ایام فاطمیه -(خودش نوشت - خودِ قاتلش نوشت) * عبدالله باقری

239

متن شعر زمزمه ایام فاطمیه -(خودش نوشت - خودِ قاتلش نوشت) خودش نوشت - خودِ قاتلش نوشت
از آتیش و هیزم و درِ بهشت
خودش نوشت - به معاویه نوشت
از میخ و پهلوی مادرِ بهشت
(خودش نوشت - خود قاتلش نوشت)
▪️ کاری کردم
با تازیونه / دستش بیفته / در کمی واشه
▪️ کاری کردم
پشت در اُفتاد / یه جور زدم که / نتونه پاشه
▪️ کاری کردم
تا آخر عمر / این صحنه یاد / مرتضی باشه

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 18:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

متن شعر و سبک زمینه و شور ایام فاطمیه -(باز دوباره عاشقات / سينه مى زنن برات) * رضا تاجیک

176
1

متن شعر و سبک زمینه و شور ایام فاطمیه -(باز دوباره عاشقات / سينه مى زنن برات) باز دوباره عاشقات / سينه مى زنن برات
زير بيرق عزات
اى امام هر امام / اى دليل گريه هام
تا ابد به تو سلام
سلام مادر # بازم ميخوام دعا كنى برام مادر
مى افته كى به صحن تو چشام مادر # سلام مادر
فداى تو # يه روز ميشم فداى روضه هاى تو
خدا ميگه بهشته زير پاى تو # فداى تو
فداتم من
فداى پرچم غم و عزاتم من
فداى اشک بچه سيداتم من
فداتم من
سيدتى يازهرا سيدتى يازهرا 2

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 19:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

متن شعر و سبک زمینه ایام فاطمیه -(فاطميه دل بى قرارم) * رضا تاجیک

142

متن شعر و سبک زمینه ایام فاطمیه -(فاطميه دل بى قرارم) فاطميه دل بى قرارم
يه دنيا درد و غصه دارم
زندگيمو توو اين دو ماهه
به پاى اين عزا ميذارم
فاطميه راز غم شير خداس
فاطميه حكايت بى انتهاس
فاطميه شروع داغ كربلاس 2
واى مادرم واى مادرم 2

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 19:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر ایام فاطمیه فراق پیغمبر -(ای پدر غصه بی شمار شده) * سید پوریا هاشمی

181

متن شعر ایام فاطمیه فراق پیغمبر  -(ای پدر غصه بی شمار شده) ای پدر غصه بی شمار شده
حال من بی تو زار زار شده

هیچکس سر نمی‌زند بر ما
بی کسی رسم روزگار شده

علی صف شکن زمین خورده
نوبت صبر ذوالفقار شده

آن در خانه ای که بوسیدی
هیزمِ کشتن‌‌ بهار شده

من که جایم بروی چشمت بود..
چشمم از ضربه تار تار شده

روی دیوار خانه آن گوشه..
خون خشکیده یادگار شده

لخته خون‌ها مزاحمم هستند
گر نفسهام گه‌گدار شده

با همان دنده ترک خورده
دخترت بر شتر‌ سوار شده

جلوی مجتبی زدند مرا
پسرم سخت شرمسار شده

بین نامرد های شهر خودت..
زدنِ زن چه افتخار شده!!

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:02
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر عزای شهادت مظلومانهٔ مادرسادات -(بیچاره ام بسیار؛ یازهرا(س) أغیثیني) * مرضیه عاطفی

189
1

متن شعر عزای شهادت مظلومانهٔ مادرسادات -(بیچاره ام بسیار؛ یازهرا(س) أغیثیني) بیچاره ام بسیار؛ یازهرا(س) أغیثیني
از دستِ روزگار؛ یازهرا(س) أغیثیني

برگشته ام با توبه مثلِ آدم و حوّا
ای رمزِ استغفار؛ یازهرا(س) أغیثیني

شرمنده ام از اینکه فاطمیه می آیم
هر بار عصیانکار...یازهرا(س) أغیثیني

ذکرِ توسّل بر تو مرهم داده بر دردم
گفتم هزاران بار: یازهرا(س) أغیثیني

این "دو عبارت" رویِ دربِ خانه ام حک شد
"ألجّار ثُمّ الدّار"، "یازهرا(س) أغیثیني"

حاجتروا شد بی برو برگرد هر کس گفت:
در سجده با اصرار؛ یازهرا(س) أغیثیني

لبریز کن اشک مرا بسیار! حالا که
داغت شده سرشار...یازهرا(س) أغیثیني

لعنت به شورایی که در آن حق، به غارت رفت
آماده شد آزار... یازهرا(س) أغیثیني

هر کوچه در خود داشت چندین منکرِ حیدر
شهری پُر از مکّار؛ یازهرا(س) أغیثیني

آشوبم و ای وای... با خشم و تشر آمد
ابلیس پایِ کار؛ یازهرا(س) أغیثیني

از هیزمی که داشت فکر آتش افروزی
از قوم لاکردار؛ یازهرا(س) أغیثیني

همراهِ "در" شد شعله ور! آهی کشید و شد-
ذکرِ لبِ دیوار؛ یازهرا(س) أغیثیني

وارد نمیشد بیهوا هرگز به پهلویَت
میگفت اگر مسمار: یازهرا(س) أغیثیني

جانِ حسن(ع) "عجّل وفاتي" را نگو دیگر
ای مادرِ بیمار؛ یازهرا(س) أغیثیني

زل میزنم با گریه بر تابوت...میگویم-
با حیدرِ کرّار: یازهرا(س) أغیثیني

جانش به لب آمد علی(ع) هنگام غسلِ تو
غم از دلش بردار؛ یازهرا(س) أغیثیني!

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 وحید محمدی

متن شعر حضرت_زهرا_زمینه -(زمینه حضرت زهرا سلام الله علیها) * وحید محمدی

263

متن شعر حضرت_زهرا_زمینه -(زمینه حضرت زهرا سلام الله علیها) زمینه حضرت زهرا سلام الله علیها
فاطمیه ۱۴۴۶ ه.ق

روشن ترین، آیات نور/ یا فاطمه ۲
لبخند تو، مرآت نور/ یا فاطمه ۲

عجب نوری، نور قلب پیغمبر
عجب نوری، نور خونه ی حیدر
عجب نوری، نور لیلة الاسری
عجب نوری، نور سوره کوثر

جلوه ی باقی ازل تا ابدی
حبیبه ی ذات خدای احدی
زمزمه ی اهل زمین و آسمان
زهرا مددی

مدد زهرا امنا مدد زهرا

ای بضعه ی، پاک نبی/ یا فاطمه ۲
فداکِ امّی وَ اَبی/ یا فاطمه ۲

عجب شأنی، شأن بارش باران
عجب شأنی، شأن خلقت انسان
عجب شأنی، شأن لیلة القدر و
عجب شأنی، شأن باطن قرآن

نمی رسد به درک شأنت احدی
ام ابیهای نبیِ سرمدی
قوت بازوی علی مرتضی
زهرا مددی

مدد زهرا امنا مدد زهرا

وحید محمدی
آبان ۱۴٠۳

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر فاطمیه کوچه_از زبان امام حسن علیه‌السلام -(شب و کابوس از چشمِ منِ کَم سو نمی‌اُفتد) * حسن لطفی

205

متن شعر فاطمیه کوچه_از زبان امام حسن علیه‌السلام -(شب و کابوس از چشمِ منِ کَم سو نمی‌اُفتد) کوچه_از زبان امام حسن علیه‌السلام

شب و کابوس از چشمِ منِ کَم سو نمی‌اُفتد
تبِ من کَم شده اما تبِ بانو نمی اُفتد

غرورم را شکسته خنده‌ی نامحرمی یارَب
چه دردی دارد آن کوچه که با دارو نمی‌اُفتد

جماعت داشت می‌آمد دلم لرزید می‌گفتم
که بیخود راهِ نامردی به ما این سو نمی‌اُفتد

کِشیدم قَد به رویِ پایم و آن لحظه فهمیدم
که حتی ردِ بادِ سیلی اش بر گونه می‌اُفتد

نشد حائِل کند دستش گرفته بود چادر را
که وقتی دست حائِل شد کسی با رو نمی‌اُفتد

به رویِ شانه‌ام دستی و دستی داشت بر دیوار
به خود گفتم خیالت تخت باشد او نمی‌اُفتد

سیاهی رفت چشمانش سیاهی رفت چشمانم
وَگَرنه مادری در کوچه بر زانو نمی‌اُفتد

میانِ خاک می‌گردیم و می‌گویم چه ضربی داشت
خدایا گوشواره اینقَدَر آنسو نمی‌اُفتد

دو ماهی هست کابوس است خواب هر شَبَم ، گیرم
تبِ من خوب شد اما تبِ بانو نمی‌اُفتد

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:12
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر فاطمیه از زبان حضرت زینب سلام‌الله -(خانه وقتی شعله شد دیگر نمی‌دانم چه‌شد) * حسن لطفی

146

متن شعر فاطمیه از زبان حضرت زینب سلام‌الله -(خانه وقتی شعله شد دیگر نمی‌دانم چه‌شد) از زبان حضرت زینب سلام‌الله
فاطمیه

خانه وقتی شعله شد دیگر نمی‌دانم چه‌شد
گُر گرفتم بینِ آتش، در نمی‌دانم چه‌شد

تا جماعت رد شدند از در ، خدایا در شکست
خاکت ای غم بر سرم، مادر نمی‌دانم چه‌شد

تا که زیر دست و پا بودیم فهمیدم چه‌شد
تا که چشمم تار شد، دیگر نمی‌دانم چه‌شد

چشمهایم وا شد و دیدم که گلچین رفته بود
ردِّ خونی بود ، نیلوفر نمی‌دانم چه‌شد

می‌رسید از سمتِ مسجد نعره محکمتر بزن...
هرچه شد در کوچه شد ، بهتر نمی‌دانم چه‌شد

روضه از در خواندم اما مجتبی از کوچه خواند:
بعد از آن سیلیِ دردآور نمی‌دانم چه‌شد

خوب شد خوردم زمین و چشمهایم تار شد
شمر وقتی رفت با خنجر، نمی‌دانم چه‌شد

گرچه فهمیدم چه آمد بر سرِ هر پاره‌اش
آخرش انگشت و انگشتر نمی‌دانم چه‌شد

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر ایام فاطمیه -(یاکه باید چون علی با تیغِ عریان ایستاد) * حسن لطفی

176

متن شعر ایام فاطمیه -(یاکه باید چون علی با تیغِ عریان ایستاد) یاکه باید چون علی با تیغِ عریان ایستاد
یاکه باید مثل زهرا پیش طوفان ایستاد

ریشه وقتی در میان خاک باشد می‌توان
در هجوم باد مانند درختان ایستاد

می‌شود در گرگ و میشِ فتنه هرجایی نرفت
پشت دربِ خانه‌ی زهرا مسلمان ایستاد

مثل فضه می‌شود بالانشین این حرم
آنکه در پایِ حجابش غرق ایمان ایستاد

فاطمه یعنی اگر باشید کم هم ، می‌شود
مثل مقداد و ابوذر مثل سلمان ایستاد

فیض می‌بُرد از قنوتِ نافله‌هایش علی
در سحر خوب است گاهی زیر باران ایستاد

پشت در گفتند جمعش از چهل تَن هم گذشت
پشت در زهرا ولی تا حَدِ امکان ایستاد

فاطمه می‌ماند آنجا حیف میخِ لعنتی..‌
تاکه او جان داشت پیش ضربه‌هاشان ایستاد

بچه‌های فاطمه مانند زهرایند ، پس
محسنش هم پیشِ ضربِ نامسلمان ایستاد

فاطمه این ایستادن را به زینب یاد داد
تاکه بِینِ آتشِ شام غریبان ایستاد

جای طفلان سنگ خورد و جای طفلان چوب خورد
عمه اما بین صدها چشم حیران ایستاد

هرگز از یادش نخواهد رفت اما قتلگاه...
...شمر با دامان خونین و پریشان ایستاد

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر ایام فاطمیه -(یاکه دنیا بود ناپیدا اگر زهرا نداشت) * حسن لطفی

177

متن شعر ایام فاطمیه -(یاکه دنیا بود ناپیدا اگر زهرا نداشت) یاکه دنیا بود ناپیدا اگر زهرا نداشت
یا جهنم بود این دنیا اگر زهرا نداشت

جای دیگر را برای زندگی می‌خواستیم
آسمانِ ما زمینِ ما اگر زهرا نداشت

خُرد می‌گشتیم زیر آسیای دشمنان
زیر دستاس‌اش دو دنیا را اگر زهرا نداشت

در وصیتهای مفقودالاثرها خوانده‌ام
تلخ می‌شد سرنوشتِ ما اگر زهرا نداشت

گفت لَوْلا فاطمه .... یعنی که در کارِ خدا
آفرینش بود بی معنا اگر زهرا نداشت

فاطمه گفت و کنار او ضمیری چند گفت :
وای از اهل کِسا آنجا اگر زهرا نداشت*

پنچ نوبت فاطمه رو بر خودش می‌ایستاد
بود بی جلوه خدا زهرا اگر زهرا نداشت

از علی خواهش نکرد و از علی چیزی نخواست
عشق بود و عشق و بس اما ، اگر ، زهرا نداشت

فاطمه یک نیمه بود و با علی تکمیل شد
مرتضی یک نیمه بود اینجا اگر زهرا نداشت

هیچ فتحی را نمی‌دید آذرخشِ ذوالفقار
در رجزهایش علی تنها اگر زهرا نداشت

در میان رزم‌ها پشتش به زهرا گرم بود
داشت بر پشتش زره مولا اگر زهرا نداشت

کار دنیا را ببین کارش به‌دستِ فاطمه است
وای بر دنیا و مافیها اگر زهرا نداشت

کار دنیا را ببین زانو بغل کرده علی
بی پیمبر می‌شکست آقا اگر زهرا نداشت

دستِ مولا بسته و بر گردنش شمشیر بود
یک علی و آنهمه حاشا اگر زهرا نداشت

حرص‌ها خالی شد و پهلوی مادر را شکست
بچه‌ها می‌سوختند آنجا اگر زهرا نداشت

دختران را زیر بالِ خویش زینب جمع کرد
وامصیبت شامِ عاشورا اگر زینب نداشت...

*هُمْ فَاطِمَةُ وَ اَبُوهَا....

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(خورشید لطف و مِهر و وفایی) * امیر عباسی

234

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(خورشید لطف و مِهر و وفایی) خورشید لطف و مِهر و وفایی
تو قُرّةُ العَینِ المُصطفایی، خَیرُ النّسایی
ای نور هدایت
یار ولایت
جانم فدایت
یا زهرا یا زهرا...

یاس پبمبر، گشتی تو نیلی
در راه اسلام، خوردی تو سیلی، خوردی تو سیلی
ای نورِ دو دیده
قامت خمیده
شدی شهیده
یا زهرا یا زهرا...

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها/ در و دیوار/ حضرت محسن/ هجوم به بیت وحی -(شد بین دیوار و در خدایا) * امیر عباسی

150

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها/ در و دیوار/ حضرت محسن/ هجوم به بیت وحی -(شد بین دیوار و در خدایا) شد بین دیوار و در خدایا
محسن شهید و شهیده زهرا، آه و واویلا
ای در غم نشسته
شدی دلخسته
پهلو شکسته
یا زهرا یا زهرا...

فضّه ببین حالِ مُضطرم را
دشمن شکسته بال و پرم را، رکنِ حرم را
خصمِ ربّ صَمد
از جفا میزد
با ضربِ لگد
آه، آه و واویلا...

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها/ بستر -(ای بستری یار من یا زهرا) * امیر عباسی

151

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها/ بستر -(ای بستری یار من یا زهرا) ای بستری یار من یا زهرا
تنها طرفدار من یا زهرا، زهرا یا زهرا
ای در بین بستر
دلخون و مُضطر
لاله ی پرپر
یا زهرا یا زهرا...

ای بر روی خاک غم نشسته
خواندی نماز خود را نشسته، پهلو شکسته
دل پر ماتمِ تو
می کُشَد مرا
آخر غمِ تو
یا زهرا یا زهرا...

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:22
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها/ زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها از مدینه تا کربلا -(شکستن ز شاخه گل پرپر و) * امیر عباسی

322

نوحه ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها/ زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها از مدینه تا کربلا -(شکستن ز شاخه گل پرپر و) شکستن ز شاخه گل پرپر و

جلو چشمای من زدن مادر و

سوزوندن دلِ پر غمِ حیدر و

جلو چشمای من زدن مادر و

لگد تا به در زد، نگم چی کشید

داداشم شده پشت اون در شهید

مغیره زد و سَروِ قَدّش خمید

داداشم شده پشت اون در شهید

دلخون و دلخسته واویلا

پهلوی شکسته واویلا

دست بابا بسته واویلا؛ واویلا

فضه برا مادر کمک بود

بهونه شون باغ فدک بود

حقّ مادرم کِی کتک بود؟ واویلا

یا زهرا یا زهرا یا زهرا...

برا من مدینه شروع بلاس

شروع غریبیِ کرب و بلاس

مدینه قدِ مادر من خمید

به گودالِ غم شد حسینم شهید

جلو چشمِ من بی هوا میزدن

داداشم رو با نیزه ها می زدن

عزیزِ خدا رو چرا می زدن؟

با سنگ و با چوب و عصا می زدن؟

واسه دینِ خدا حسین جان

در زیر نیزه ها حسین جان

میزدی دست و پا حسین جان، حسین جان

ذکرِ هر روز و شب حسین جان

مجروحِ تشنه لب حسین جان

بی کفنِ زینب حسین جان، حسین جان

یَابنَ خَیرُالنّسا حسین جان
مَظلومِ کربلا حسین جان
خورشیدِ نیزه ها حسین جان، حسین جان

مولا مولا مولا حسین جان...

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها/ زبانحال مولا در شب شهادت بی بی -(علی به آه و شور و نوایی) * امیر عباسی

304

نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها/ زبانحال مولا در شب شهادت بی بی -(علی به آه و شور و نوایی) علی به آه و شور و نوایی
شب شهادت دارد نوایی، دارد نوایی
ای احمد خِصالم
جان پیغمبر
بِنما حلالم
آه آه واویلا...

ساقه شکسته، ای یاسِ نیلی
بخاطر من خوردی تو سیلی، خوردی تو سیلی
آه، می رَوی چه زود
با قدّ خم و
با روی کبود
آه آه و واویلا...

  • سه شنبه
  • 22
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 14:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر فاطمیه شب شهادت -(نگاه کن به دو چشمانِ بی قراری که) * حسن لطفی

154

متن شعر فاطمیه شب شهادت -(نگاه کن به دو چشمانِ بی قراری که) نگاه کن به دو چشمانِ بی قراری که
ندارد از تو جز این ، هیچ انتظاری که

قسم به چشم ترت بد زمانه چشمم زد
و گریه می‌کنم از دستِ روزگاری که

نداشت چشم که نُه سال پیشِ هم باشیم
نگفت: داغِ پدر دیده درد داری که

حسینت آمده ، گیرم بغل کنی او را
برای شانه کشیدن توان نداری که

نرفته از نظرم خاطرات آنروزی...
که ریخت رویِ سرت جمعِ بی شماری که

برای بُردن من آمدند در خانه
برای بُردن آنکه نداشت یاری که

به جای تو برود پشت در ، ولی رفتی
زدند در به تو و میخِ داغداری که

نداد فرصت آنکه به محسنت برسی
نشانده است به پهلوت یادگاری که

از آن به بعد لباست همیشه خونین است
و سینه‌ی تو شکسته است از فشاری که

میان یک در و دیوار و شعله خُردت کرد
گذشت بر تو زمانِ نفَس شماری که

پس از سه ماه فقط التماس من این است
کمی نگاه ...ندارد نگاه کاری که

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

فاطمیه شب شهادت -(خانه‌ را بر سرم از داغِ خود آوار مکن ) * حسن لطفی

941
2

فاطمیه شب شهادت -(خانه‌ را بر سرم از داغِ خود آوار مکن ) خانه‌ را بر سرم از داغِ خود آوار مکن
جارو از فضه مگیر آب شدی کار مکن

تب مکن لرزه مکن خوب شو و خواب برو
لب مگز حرف بزن دردِ خود انکار مکن

نان نپز خاک مگیر آرد مکن راه مرو
بسترت جمع مکن کار به اصرار مکن

به خود از درد مپیچ آب مشو چهره نگیر
بغلی باز کن و حالِ حسن زار مکن

نفسی آب بنوش آه مکش سرفه مکن
زخمِ خود تازه مکن مقنعه خونبار مکن

نفسم حبس نمان آینه‌ام خورد مشو
قسمتم خنده‌ی نا‌مردمِ بی‌عار مکن

حرفِ تابوت نزن باز وصیت ننویس
یاد محسن نکن و بر جگرم خار مکن

گفتمت فاصله‌گیر آتش و بغض و لگد است
حرفی از من نزن و تکیه به دیوار مکن

گفتم ای در مشکن شعله نزن سینه مسوز
زخم، مسمار مزن آه که مسمار مکن

بقچه را باز مکن باز کفن را مشمار
صحبت از غسلِ تن و نیمه‌شبِ تار مکن

دست لرزان و نخ و سوزن و چشمِ تارت
آه ای یار مکن یار مکن یار مکن

پیراهن را بسپار و غم گودال نخور
زینبت را نشکن صحبت دیدار مکن

زینبت زار زند دشنه‌نزن تیغ مَبُر
پیراهن را مکش و زخم تلنبار مکن

جرعه‌ای آب، لبش خشک تنش پامال است
نیزه‌ها را مشکن این‌همه نیزار مکن

شمر برگرد، گلو را سه نفر بوسیدند
خنجرت بی‌اثر است اینهمه اصرار مکن

(حسن لطفی ۴۰۳/۰۸/۲۳)

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن لطفی

متن شعر امام_زمان حضرت_زهرا_سلام‌الله‌علیها -(سرّالاسرار خدا اینجاست، پس در بسته است) * حسن لطفی

267

متن شعر امام_زمان حضرت_زهرا_سلام‌الله‌علیها  -(سرّالاسرار خدا اینجاست، پس در بسته است) بسم الله الرحمن الرحیم

سربسته

سرّالاسرار خدا اینجاست، پس در بسته است
راه در دنیای او چندین برابر بسته است

فاطمه در عرش مهمان خداوند است و بس
در مقام قُرب او جبریل هم پربسته است

عصمت‌الله است این بانو، که در عالم خدا
راه کشف این معما را سراسر بسته است

هرکسی را نیست اذن گریه بر ناموس حق
روضه‌های او خصوصی شد، اگر در بسته است

جز پریشانی ندارد حاصلی بی‌مادری
چون تمام نظم هر خانه به مادر بسته است

از همان روزی که زهرای علی سردرد داشت
روضه‌های فاطمیه غالباً سربسته است...

نیست بی‌علت اگر از او خجالت می‌کشید
ذوالفقارش در غلاف و دست حیدر بسته است

«یک‌نفر، یک‌روز می‌آید برای انتقام...»
جان ما تنها به این مضمون آخر بسته است

#مجتبی_خرسندی
#امام_زمان
#حضرت_زهرا_سلام‌الله‌علیها

گروه ادبی یاقوت سرخ

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زبانحال حضرت زهرا(س) با پیامبر(ص) -(اسیرِ بسترم بابا...ندارم قوّتی دیگر) * مرضیه عاطفی

144

زبانحال حضرت زهرا(س) با پیامبر(ص) -(اسیرِ بسترم بابا...ندارم قوّتی دیگر) اسیرِ بسترم بابا...ندارم قوّتی دیگر
پُر از دردم! به این دنیا ندارم رغبتی دیگر

پس از تو میروم از حال؛ لحظه لحظه با سردرد
سه ماهی میشود پایم ندارد قدرتی دیگر

سرم پایین بود و بیهوا خوردم چنان سیلی
که در چشمَم ندارم هیچ خوابِ راحتی دیگر

لگد زد بیهوا، خوردم زمین، شش ماهه ام را کشت
ندیدم محسنم(ع) را و ندارم حاجتی دیگر

نفسگیر است وقتِ سجده بازویِ ورم کرده
برای دخترت بابا!...نمانده طاقتی دیگر

از این پهلو به آن پهلو شدن با درد؛ دشوار است
ببَر پیش خودت امشب مرا تا ساعتی دیگر

حسن(ع) با ذکرِ "یا شافی"* شبانه اشک می‌ریزد
ندیدم با خدا زیباتر از این خلوتی دیگر

کجایی تا ببینی بی رمق افتاده پهلویم
همان دستی که بوسیدی ندارد حرکتی دیگر

برایم ساخت تابوت و دعایش کردم و گفتم
علی(ع)جانم حلالم کن اگر شد زحمتی دیگر

پدر! تنهاییِ حیدر برایم بدترین درد است
سلام بی جوابش شد برایم غربتی دیگر!

* از اسماء الهی: ای شفا دهنده

  • شنبه
  • 26
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه سوزناک: چشم تو چشم مغیره م - این بدترین عذابه * وحید ولوی

144

زمینه سوزناک:  چشم تو چشم مغیره م - این بدترین عذابه آه ای دل شکسته / چشمات اگه میباره

غم توو دلت نباشه / مادر هواتو داره

عالم دخیل هر روز / بر گوشه نگاهش

روزی ما رو میده / سجاده ی نمازش

مادر همه شیعه ها مولاتنا یا فاطمه2

ذکر روی سربندای رزمنده ها یا فاطمه2

فاطمه / اغیثینی یا فاطمه 3

حس میکنم که دنیا / روی سرم خرابه

چشم توو چشم مغیره م / این بدترین عذابه

اون خاطرات تلخش / پیش چشامه هر شب

دستامو بست و بعدش / میزد تو رو مرتب

روی خاک کوچه تن تو نیمه جون یا فاطمه2

بگذریم از این غصه ها پیشم بمون یا فاطمه 2

فاطمه / کلمینی یا فاطمه 3

این خونه بی تو زهرا / رنگ خوشی ندیده

زینب میپرسه بابا / مادر چرا خوابیده؟

حال حسن عجیبه / کز کرده خیره خیره

یک لحظه پاشو زهرا / الانه که بمیره

رفتی و عزا شد برام این زندگی یا فاطمه 2

رفتی و نشد راز پهلوتو بگی یا فاطمه2

فاطمه / کلمینی یا فاطمه 3

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 10:40
  • نوشته شده توسط
  • وحید ولوی
ادامه مطلب
 احسان  نرگسی رضاپور

متن شعر ایام فاطمیه -(دارایی من برابرم خورد زمین ) * احسان نرگسی رضاپور

178

متن شعر ایام فاطمیه -(دارایی من برابرم خورد زمین ) دارایی من برابرم خورد زمین
انگار تمام باورم خورد زمین
رفتم سپر بلا شوم اما حیف
قدم نرسید... مادرم خورد زمین

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

فاطمیه۱۴۰۳ پیش_زمینه حضرت_فاطمه سلام الله علیها -(حسینی ام به دعات مادر ، به نگات مادر ) * داود قاضی

211

فاطمیه۱۴۰۳ پیش_زمینه حضرت_فاطمه سلام الله علیها -(حسینی ام  به دعات مادر ، به نگات مادر ) حسینی ام
به دعات مادر ، به نگات مادر
به دعاهای شبونه با خدات مادر
آرامش زندگیمو - مدیون توام
تو برکت کل دنیا من - قربون توام
حیرون توام
تو، الگوی محور مقاومت هستی
شهیده ی راه مجاهدت هستی
مادر جان شفیعه روز قیامت هستی
صلی الله و علیکِ یا زهرا ۳
.

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمزمه واحد حضرت_فاطمه سلام الله علیها فاطمیه۱۴۰۳ -(مادرو زدن / گل یاس پیغمبرو زدن) * محمد بیابانی

349
1

زمزمه واحد حضرت_فاطمه سلام الله علیها  فاطمیه۱۴۰۳  -(مادرو زدن / گل یاس پیغمبرو زدن) هجوم_به_خانه_وحی
سبک_مادر_و_زدن
محمد_بیابانی

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

مادرو زدن / گل یاس پیغمبرو زدن
زدن زهرا رو حیدرو زدن / وای وای وای
بی هوا زدن / توو دستا هیزم بود با پا زدن
جلو چشمای بچه‌ها زدن / وای وای وای
زدن چل تا مردم آزار
داره خون می باره مسمار
دیدن که سوره کوثر
کتیبه شد روی دیوار
زد اما * نگفت علی می بینه
اجر رسالت اینه * ای وای از این غم
زد اما * نگفت توو راهی داره
بین در و دیواره * ای وای از این غم

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

این تحیره / دلاشون از بغض علی پره
چقد رد پا روی چادره / وای وای وای
یا مغیره رو / بگیرید یا چشمای حیدرو
نشون کردن بازوی مادرو / وای وای وای
میگن که با زخم پهلو
اومد توی کوچه بانو
گمونم کار غلافه
که از کار افتاده بازو
واویلا * جلو چشای مولا
صد دفه افتاد زهرا * ای داد بیداد
واویلا * علی شده شرمنده
قنفذ داره میخنده * ای داد بیداد

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

فاطمیه۱۴۰۳ حضرت_فاطمه سلام الله علیها طلیعه_فاطمیه -(هوا هوای غم است و هوای فاطمیه ) * رضا تاجیک

239
1

فاطمیه۱۴۰۳ حضرت_فاطمه سلام الله علیها طلیعه_فاطمیه -(هوا هوای غم است و هوای فاطمیه ) امام_زمان عجل الله فرجه
#فراق_و_وصال ویژه فاطمیه
#رضا_تاجیک

〰️〰️〰️〰️〰️〰️

هوا هوای غم است و هوای فاطمیه
وزیده باز شمیم عزای فاطمیه

نگاه كردى عزيزم! كه باز آمده است
گداى حضرت زهرا، گداى فاطميه

بيا و باز مرا انتخاب كن آقا
براى اينكه بگريم به پاى فاطميه

بيا كه با تو به گوش جهانيان برسد
صداى حق و حقيقت صداى فاطميه

چه می شود که شبیه تمامی شهدا
دعا کنی و شوم مبتلاى فاطميه

خدا کند که شوم من شهید راه ظهور
خدا کند که بمیرم برای فاطمیه

بیا و گریه کنت را شبی مدینه ببر
میان کوچه بخوان روضه هاى فاطميه

هجوم و آتش و آن چادر کتیبه شده
بگو که گریه کنم از کجای فاطمیه ؟!

بخوان ز سر مگوی شهید شش ماهه
بخوان ز روضه ی کرببلای فاطمیه
.

  • چهارشنبه
  • 30
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر_جدید_فاطمیه -(بر سینه اش زخمی عمیق از میخِ در دارد ) * یونس وصالی خوراسگانی

134

شعر_جدید_فاطمیه -(بر سینه اش زخمی عمیق از میخِ در دارد ) دوباره فاطمیه
بر سینه اش زخمی عمیق از میخِ در دارد

پس هر نفس که میکشد ، یک درد سر دارد

دیدند زهرا راه که میرفت در خانه

یک دست بر دیوار و دستی بر کمر دارد

میخواهد او تا موی زینب را کند شانه

سخت است با این وضع بازو ، شانه بر دارد

او بیشتر از غربت مولای خود سوزَد

هرچند بر روی دلش داغ پسر دارد

آن بانویی که پهلویش بشکسته ای مردم

یک لحظه خواب راحتی آیا دگر دارد؟

با ناله ی عَجِّل وَفاتی اش علی فهمید

یارِ جوانش گوئیا قصد سفر دارد!

والله زهرا تا قیامت نفرتی بی حد

در سینه خود از ابوبکر و عُمَر دارد

یونس وصالی

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:18
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا -(تا سحر را گرفته اند از ما ) *

135

شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_زهرا -(تا سحر را گرفته اند از ما ) کنج عزلت
تا سحر را گرفته اند از ما

چشم تر را گرفته اند از ما

کنج عزلت نشسته ایم ، آری

بال و پر را گرفته اند از ما

چون درختی که پیر و خشکیده

برگ و بر را گرفته اند از ما

ما گدایی بلد نبودیم و

پشت در را گرفته اند از ما

بس که ناشکری از بلا کردیم

دردسر را گرفته اند از ما

لب مرز میان ما بسته ست

این گذر را گرفته اند از ما

ما فقیران به فکر عقباییم

تا قیامت گدای زهراییم

چاره ای نه … نمانده انگاری

تو که از این دلم خبر داری

همه رفتند و من همین جایم

تکیه دادم به کنج دیواری

شب به دست خودم ادب کردم

چشم وا مانده را ز کم کاری

دست خالی رسیده ام اینجا

تا شنیدم شما خریداری

این دلم را بخر گرفتارم

تا ندادم به دست خود کاری

تو بزرگ قبیله ای زهرا

کافی است از تو یک نگاه،آری

جان به جان آفرین که میدادم

فاطمه میرسد به فریادم

این کرم خانه ای که وا کرده

خشت اول علی بنا کرده

خانه را دست فاطمه داده

لطف زهرا مرا گدا کرده

فاطمه جای خود که سنگم را

فضه ی خادمه طلا کرده

نام زهرا که باطناً سِرّ است

حاجت عالمی روا کرده

هر زمان روضه میروم حتماً

شک ندارم که او صدا کرده

گریه کن های بچه هایش را

سر سجاده اش دعا کرده

با خجالت به یاورش می گفت

همسری که به همسرش می گفت

یک به یک درب خانه ی انصار

رفته ای وا نکرده اند انگار…

نیمه شب شد دوباره زهرا جان

همه خوابیده اند و تو بیدار

جان من در میاید از تن … آه

جابجا می شوی تو که هر بار

بسترت را بیا و جمعش کن

سقف خانه شده سرم آوار

پیش زینب کمی بخند، اصلاً

شده حتی اگر چه بالاجبار

این شب آخری نفس هایت

جان من را به لب رساند اینبار

بعد از این قاتل علی این هاست

در و دیوار و کوچه و مسمار

تا همیشه علی بدهکارت

ای عزیزم خدانگهدارت

رسول عسگری

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر_فاطمیه_1403 -(عجیب بعد پیمبر ، علی مصیبت داشت ) * یونس وصالی خوراسگانی

155

شعر_فاطمیه_1403 -(عجیب بعد پیمبر ، علی مصیبت داشت ) بعد از پیمبر
عجیب بعد پیمبر ، علی مصیبت داشت

میان اهل مدینه چقدر غربت داشت

تمام غربت و غم های بیشمارِ علی

از انحرافِ درونِ سقیفه نشأت داشت

خیانتی که نمودند اهل ظلم به او

به ذات اقدس حق ریشه در حسادت داشت

اگر به صبر نبود آن یل عرب ملزم

کسی برای ورود به خانه جرئت داشت؟

ببین چگونه زند نعره پشت در آن کس

که در فرار ز میدان ، فقط مهارت داشت !

به پاک طینت عالم لگد زده آن که ...

به استناد روایات ، خبث طینت داشت

قسم به ذات خداوند ، فاطمه هر بار

پس از نماز از آن دو نفر برائت داشت

وَ روح فاطمه درحالی از تنش پر زد

که از سقیفه و اهل سقیفه نفرت داشت

علی به خاک سپرد آن امانتی را که

نشانِ ضربه ی سیلی به روی صورت داشت

یونس وصالی

  • یکشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد