✅ بند اول
من آمدم که نشینم کنار خانه ی تان
من آمدم که گذارم سری به شانه ی تان
من آمدم که ببُرّم ز هر چه غیر شماست
من آمدم که شوم معتکف به خانه ی تان
من آمدم به گدایی به سمت چشمه ی جود
برای آن که نشینم کنار لانه ی تان
من آمدم ، و لبم از غزل لبالب شد
کمی مدیحه بخوانم ز یک نشانه ی تان
صدای عشق شما عاشقم نموده که من
گشوده ام پر و آیم به آشیانه ی تان
ستاره ها همه امشب به وجد آمده اند
و نام پاک محّمد ( ص ) به سینه ها زده اند
✅ بند دوم
تمام اهل سما در سماع و وجد و سرور
تمام عرش چراغانی است و چشمه ی نور
نگاه کن بنِگر خیل آسمانی ها
در آمد و شد و سرگرم عیش و سرور
نگاه کن بنِگر جبرئیل هم از شوق
میان
- جمعه
- 1
- بهمن
- 1395
- ساعت
- 10:00
- نوشته شده توسط
- ایدافیض












وقتی که آمدی به تو هستی سلام کرد
روزی که شکوه باغ گُل دیدن داشت


