جسم پاکت را خدا نیکوتر از جان آفریده
جان چه باشد هر چه گویم بهتر از آن آفریده
از نمکدان لبت در هر سری شوری نهاده
وز فیوضات دمت در هر تنی جان آفریده
با تماشای رخت چشم ملک را نور داده
وز تراب مقدمت پاکیزه انسان آفریده
با پیامت لمعه لمعه نور عرفان پخش شده
در کلامت چشمه چشمه آب حیوان آفریده
کشور دل را بخروشید جمالت کرده روشن
مرغ جان را بر گل رویت ثنا خوان آفریده
گنج مهرت را بویرانخانه دل جای داده
یا میان شعله آتش گلستان آفریده
تا بگیرد جلوه از مهر تو و بخشد به هستی
بر براز آسمان مهر درخشان ، آفریده
دفتر مدح تو را بر عقل اول هدیه کرده
یعنی از روح بیان خویش قرآن ، آفریده
تو قسیم جنت و ناری که حق با
- دوشنبه
- 29
- مهر
- 1392
- ساعت
- 07:07
- نوشته شده توسط
- یحیی










