نازم حسين را كه چو در خون خود تپيد
شيوا ترين حماسه عالم بيافريد
ديدي دقيق بايد و فكري دقيق تر
تا پي برد به نهضت آن خسرو رشيد
قامت چو زير بار زر و زور خم نكرد
در پيش عزم و همّت وي آسمان خميد
تا ننگرد مذلّت و خواري و ظلم و كفر
داغ جوان و مرگ برادر به ديده ديد
بربسته بود باب فضيلت به روي خلق
گر قتل او نمي شد اين باب را كليد
برگي بُوَد ز دفتر خونين كربلا
هر لاله و گلي كه به طرف چمن دميد
از دامن سپيد شريعت ز دود شست
با خون سرخ خويش، سيه كاري يزيد
يكسان رخ غلام و پسر بوسه داد و گفت
در دين ما سيه نكند فرق با سفيد
بُد تشنه عدالت و آزادي بشر
آن العطش كه از دل پر سوز مي كشيد
چونان كه گفت خواهر خود را اس
- سه شنبه
- 23
- مهر
- 1392
- ساعت
- 14:30
- نوشته شده توسط
- یحیی












