زندگی چیز دیگری شده است، تا به نامت رسیده ایم حسین
عشق سوغاتِ کربلاست اگر، مزه اش را چشیده ایم حسین
هر دلی را به دلبری دادند، هر سری را به سَروری دادند
ما که هر وقت گفته ایم خدا، از خدایت شنیده ایم: حسین
از خدایت شنیده ایم که گفت: نقش ها ما کشیده ایم امّا
اَحسنُ الخالِقین از آن روییم که تو را آفریده ایم حسین
زینت شانه های پیغمبر! تا شنیدیم ساعت آخر:
دل چگونه بریدی از اکبر، دل از عالم بریده ایم حسین
این عَلَم ها و این علامت ها، این چنین بی دلیل خم نشدند
همه ی ما شریک غم های، خواهری قد خمیده ایم حسین
تن بی دست مانده ی سقّا، دیده ای، وای از دلت آقا
در عوض ما کنار هر آبی، عکس دستی کشیده ایم حسین
ب
- سه شنبه
- 26
- آذر
- 1392
- ساعت
- 06:08
- نوشته شده توسط
- یحیی







نسیم یاد تو بر باغ جان صفا بخشد





اين شب جمعه شب سوّم مادرباشد
