امام حسین علیه السلام

مرتب سازی براساس

غزل مدح امام حسین-(هنوز اگر چه نفهميدم از غمت چيزى) * یاسین قاسمی

220

غزل مدح امام حسین-(هنوز اگر چه نفهميدم از غمت چيزى) هنوز اگر چه نفهميدم از غمت چيزى
نديده ام به قشنگى پرچمت چيزى

ز مرگ بيم ندارم ولى دگر اى دوست
نمانده است به ماه محرمت چيزى

همين كه گريه ز ما در بياورى كافى ست
نخواهم از تو به جز اشك ماتمت چيزى

به خط اشك نوشتم كه كاش دست لهوف
نمى نوشت ز حلقوم درهمت چيزى

هر آنچه بود به همراه تو به غارت رفت
نماند از بدن نامنظمت چيزى

ياسين قاسمى

  • چهارشنبه
  • 11
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 12:16
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

مرثیه مناجات با امام حسین علیه السلام -(هم قطره را به وسعت دریا حساب کن) * رضا دین پرور

427

مرثیه  مناجات با امام حسین علیه السلام -(هم قطره را به وسعت دریا حساب کن) هم قطره را به وسعت دریا حساب کن
هم کاسه های چشم مرا، پُر گلاب کن

هرکس خراب عشق تو باشد خراب نیست
من را بساز از نو و بعدش خراب کن

در وصل، هجر دیدم و در هجر، وصل یار
یک شب جواب من بده، یک شب جواب کن

فرقی نمی کند بزنی یا بغل کنی
تو صاحب اختیار منی ... انتخاب کن!

شال سیاه روضه مرا روسفید کرد
من را غبار سایه ی این آفتاب کن

با آبروتر از تو ندارم، مرا بخر
اینبار هم ترا به رقیه ثواب کن

جان سری که بر در دروازه معطل است
من را اسیر محمل زینب خطاب کن

گفت ای حسین گرچه سرت را شکسته اند
در کوفه یاد فرق سر بوتراب کن

فکر مرا نکن که سرم سنگ میخورد
ای سایه ی سرم، برو فکر حجاب کن

ای نیزه دار! نیزه نچرخان مقابلم
شرم از نگاه صاحب آن مشک آب کن

گرچه بناست اشک مرا در بیاوری
رحمی به حال زار و نزار رباب کن

رضا دین پرور

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

غزل مدح امام حسین-(در بين زائران تو نامم دوباره نيست) * یاسین قاسمی

220

غزل مدح امام حسین-(در بين زائران تو نامم دوباره نيست) در بين زائران تو نامم دوباره نيست
امشب شميم عطر حرم در مشام كيست

دورى و دوستى بخدا مى كشد مرا
خوش آن دلى كه بى تو به قدر دمى نزيست

يك روز مى رسد كه به درد تو ميخورم
من قول مى دهم، تو فقط پاى من بايست

جز دردسر براى تو چيزى نداشتم
آخر دليل اين همه دلسوزى تو چيست

يك عمر اگر كه گريه كنم باز هم كم است
تا روز حشر بر غم تو مى توان گريست

ياسين قاسمى

  • دوشنبه
  • 16
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 12:41
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب

غزل مدح امام حسین-(به لطف شمع چون خاكسترى در باد خواهم شد) * یاسین قاسمی

223

غزل مدح امام حسین-(به لطف شمع چون خاكسترى در باد خواهم شد) به لطف شمع چون خاكسترى در باد خواهم شد
كنار گريه كن هاى تو من هم ياد خواهم شد

ز تنهايى به دور خويش بستم پيله غم را
بگو از اين قفس اى دوست كى آزاد خواهم شد

گمان دارند من آتشفشانى سرد و خاموشم
ولى هر جا بيايد نام تو فرياد خواهم شد

مرمت كردن كاشانه من بى سرانجام است
كه من ويرانه عشقم، مگر آباد خواهم شد

مبادا با گل خندان مزارم را بيآرايند
كسى يك خط اگر روضه بخواند شاد خواهم شد

ياسين قاسمى

  • دوشنبه
  • 16
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 12:52
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر امام حسین ع -(هرکجا نام تو آمد کار ما فریاد شد) * سید پوریا هاشمی

479

متن شعر امام حسین ع -(هرکجا نام تو آمد کار ما فریاد شد) هرکجا نام تو آمد کار ما فریاد شد
غصه‌آبادِ دل نوکر حسین آباد شد

یا حسین مادرم اول به من تاثیر کرد
طفل او در گاهواره عبد مادر زاد شد

پیش معصومین عزیزم چون عزیز من تویی
آنقدر گفتم حسین تا مادرت دل‌شاد شد

از تو آقایی میاید از منِ بد نوکری
هر کسی پیگیر کار روضه شد امداد شد

آن‌کسی که دید این دیوانه هایت را حسین
گریه کرد و بیخیال قصه ی فرهاد شد!

یک نفر از برکت نامت شفایش را گرفت
یک نفر از برکت تو صاحب اولاد شد

هم پدر بودی برایم هم رفیق من شدی
پشت من بودی در آن وقتی که وضعم حاد شد

حُر بدون تو به زندان هوای نفس بود
تو در آغوشش گرفتی بعد از آن آزاد شد

کربلای ما به امضای بزرگ مشهد است
جلوه ی شش گوشه ی تو پنجره فولاد شد

آن سه روزی‌ که تنت افتاد عریان روی خاک..
روضه خوان پیکر تو ناله های باد شد

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

غزل مدح امام حسین-(من به جز آه در اين سينه ندارم نفسى) * یاسین قاسمی

261

غزل مدح امام حسین-(من به جز آه در اين سينه ندارم نفسى) من به جز آه در اين سينه ندارم نفسى
آه اى دوست دلم را مسپارى به كسى

از خجالت نشد اين دفعه صدايت بزنم
مثل هر بار خودت كاش به دادم برسى

با وجود تو چرا كوشش بيهوده كنم
احتياجى به كسى نيست برايم تو بسى

بين مردم تو فقط راز مرا ميدانى
نگذارى برود آبرويم پيش كسى

باز كن پيله كم طاقت و تاريك مرا
كه به جز سوختن اى عشق ندارم هوسى

مرگ با زندگى بى تو چه فرقى دارد
ميروم آخر سر از قفسى در قفسى

ياسين قاسمى

  • دوشنبه
  • 16
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 12:54
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب

غزل مدح امام حسین-(گر چه ما را چند وقتى هست دور انداختى) * یاسین قاسمی

268

غزل مدح امام حسین-(گر چه ما را چند وقتى هست دور انداختى) گر چه ما را چند وقتى هست دور انداختى
دست از تو بر نمى دارم مرا نشناختى!

عشق تا امروز معمارى نديده مثل تو
از تمام عاقلان شهر مجنون ساختى

تو همان شاهى كه بعد از فتح قلب عاشقان
پرچم آزادگى را در جهان افراختى

عاشق معشوق يا معشوق عاشق، كيستى؟
دلبرى از هر كه كردى خود به او دل باختى

اشتباهات مرا دنيا به نام تو نوشت
من خطا كردم تو تاوان مرا پرداختى

ياسين قاسمى

  • دوشنبه
  • 16
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 13:13
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر امام حسین ع -(بگو حسین که این زنگ خانه ی زهراست) * سید پوریا هاشمی

638

متن شعر امام حسین ع -(بگو حسین که این زنگ خانه ی زهراست) بگو حسین که این زنگ خانه ی زهراست
بگو حسین که این اسم اسمِ خاص خداست

بگو حسین که اسمش عجیب شیرین است
بگو حسین که قند مکرّر لب‌هاست

فقط به یک نفر آن‌هم حسین گفتم چشم
من اختیار دلم دست سیدالشهداست

به شکر اینکه به ما اذن نوکری داده
تمام عمر اگر سجده اش کنیم سزاست

من از حسین به غیر خودش نمیخواهم
ز یار غیر خودش خواستن خطاست خطاست

به چای روضه ارباب گفته ایم شراب
و استکان حسینیه نیز ساغر ماست

آهای نوکر آقا مراقب خود باش!
که در مسیر تو صدجور بازی دنیاست

اگر حسین تو را رد کند زبانم لال
پناهگاه تو از این به بعد کیست؟! کجاست؟!

هزارسال به عرش است پرچم این شاه
هزار قرن دگر نیز پرچمش بالاست

به روز حشر که مردم فراری اند از هم
همه به دور حسینیم صحنه اش زیباست

برای کرببلا ثبت نام در روضه ست
بگو حسین قلم دست حضرت آقاست

میان آن‌همه زخم و میان آن‌همه خون
هنوز بر نی زیباییِ رخت پیداست..

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

غزل مدح امام حسین-(بنا كردند اگر زير قدم هاى تو هستى را) * یاسین قاسمی

239

غزل مدح امام حسین-(بنا كردند اگر زير قدم هاى تو هستى را) بنا كردند اگر زير قدم هاى تو هستى را
به لطف خاك پايت آبرو دادند پستى را

به جام ديگرى اى عشق من لب هم نخواهم زد
در اين ميخانه فهميدم فقط معناى مستى را

من آن زندانى عشقم كه در فكر رهايى نيست
اگر اى دوست حتى وا كنى قفلى كه بستى را

ملامت مى كنندم زاهدان اما ملالى نيست
كه در اين بت پرستى يافتم يكتا پرستى را

خريدم فقر و دارم مى فروشم فخر بر عالم
خدا از من نگيرد تا ابد اين تنگدستى را

دگر اين شب نشينى ها دمى هم بر نمى گردد
بدان قدر شبى كه گوشه روضه نشستى را

ياسين قاسمى

  • دوشنبه
  • 16
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 13:15
  • نوشته شده توسط
  • ياسين قاسمى
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر امام حسین ع -(در عالم ذر خدای باری..) * سید پوریا هاشمی

450

متن شعر امام حسین ع -(در عالم ذر خدای باری..) در عالم ذر خدای باری..
با شیعه گذاشته قراری

گفتیم به غربت تو لبیک
گفتیم به ماتم تو آری

چون روی تورا به عرش دیدیم..
رفتیم به سجده اختیاری!

مادر که حسین گفت..گفتم..
چه اسمِ عجیبِ گریه داری!

منت سر تو گذاشتیم و..
منت سر ما نمی‌گذاری!

خیر از دوجهان نبینی ای چشم..
از داغ حسین اگر نباری

بر گریه کنان تو حسین جان
جز گریه مباد کار و باری!

نذر موی اکبر تو قومی
نذر موی دخترت تباری

مرداب شدیم و گریه کردیم
با گریه شدیم رود جاری

از برکت پرچم عزایت
روی سر ماست سایه ساری

دکّان نزدم کنار نامت
دور است ز عشق،هر قماری

مشکیِ تو کرده ایم بر تن
به به! جانم! چه افتخاری!

گریه کن تو پیمبرانند
ما نیز دراین وسط غباری

ما لایق دوزخیم اما..
داریم به تو امیدواری

ما چشم امید بر تو داریم
از این و از آن چه انتظاری؟!

افسوس نمی‌شود بفهمیم..
مارا چقدَر تو دوست داری!

بگذار که کربلا بمیرم
چون با تو خوش است همجواری

هرسال به شوق اربعینت..
کارم شده ثانیه شماری

بعد از تو اسیر گشت زینب
بعد از تو چه روز و روزگاری؟!

سخت است برای دختر تو
بی سایه ی تو شتر سواری

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر امام حسین ع -(پیش به‌ سوی حسین پیش به سوی حسین) * سید پوریا هاشمی

443

متن شعر امام حسین ع -(پیش به‌ سوی حسین پیش به سوی حسین) پیش به‌ سوی حسین پیش به سوی حسین
راه نجات است این راه نجات است این

پیش به سوی حرم پیش به سوی حرم
راز حیات است این راز حیات است این

دست به پرچم بگیر چشم به پرچم بدوز
پادوی این خانه باش از قُربات است این

گریه اگر میکنی کم نشمارش رفیق
بر سرو صورت بکش آب فرات است این

هرکه به هیات رسید از پل آتش گذشت
فرش حسینیه نیست‌ عین صراط است این

گریه برای حسین اصل عبادات ماست
واجب قلبی ماست صوم و صلات است این

روی نیازم کجاست روی حسین است و بس
رو به خدا کرده ام جلوه ی ذات است این

پای عزای حسین سنگ بخور از همه
غم به دل خود نده قندو نبات است این

خرج من و تو شده خون گلوی شریف
خرج عزایش کنید فوق زکات است این

پیرهن پاره اش آمده بر طاق عرش
فاطمه از حال رفت نَقل روات است این

شان بزرگی او سدره ی عرش خداست
نه روی کهنه حصیر مال دهات است این!

  • پنج شنبه
  • 19
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 20:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع -(السلام ای ضریح شش گوشه) * مجتبی ابوالقاسمی

528

متن شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع -(السلام ای ضریح شش گوشه) السلام ای ضریح شش گوشه
تشنه هستم برای دیدارت
اشک چشمم ببین شده جاری
دل من تا ابد گرفتارت

بنده چون نوح اگر که عمر کند
گر نبیند تو را شود ناکام
کربلا دیده می کند تایید
هر که بیند تو را شود آرام

ومن الماء کل شی ء حی
گریه ها کرده ام ز دوریتان
ای بهشت خدا به روی زمین
از فراقت رسیده بر لب جان

پرچمت در میان هر دو جهان
هست بالاترین بیرق ها
موج پرچم به روی گنبد تو
زیر و رو کرد حال و روزم را

چشم من مثل ابر پاییزی
در فراق تو گشته بارانی
جعل الله فیکمُ الرحمه
بی سبب نیست برتر از جانی

سهم من از تو شد فراق، فراق
سهم برخی ز تو وصال، وصال
من بیچاره زائرت هستم
هر شب جمعه در خیال ، خیال

آرزویم شده است سجده ی شکر
روی خاک زمین کربُ وبلا
عمر من قد دهد خدا، آیا؟
که ببینم زمین آن جا را

طی شده چند سالی از عمرم
دور از صحن کربلای حسین
کاش گویم که اول این قرن
رفته ام بارها سرای حسین

تشنه بودی و گشته ام تشنه
از برای زیارت حرمت
بطلب این گدای بی کس را
تا که افتد به ساحت کرمت

ناله ی مادرت شب جمعه
زیر و رو می کند دل همه را
با قدی خم صدا زند پسرم
پیر کرده غم تو فاطمه را

در کنار فرات مهریه ام
تشنه... سر از تنت جدا کردند
دست و پا می زدی و من دیدم
با تن زخمی ات چِها کردند

  • سه شنبه
  • 1
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 10:56
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر_مناجات_سیدالشهداء -(سر پیش جز تو خم نکنم، بنده زاده‌ام) *

652
1

متن شعر_مناجات_سیدالشهداء -(سر پیش جز تو خم نکنم، بنده زاده‌ام) گروه_شعر_یامظلوم

سر پیش جز تو خم نکنم، بنده زاده‌ام
تا پای جان به پای غمت ایستاده‌ام

کتمان نمیکنم همه جا جار میزنم
با افتخار نوکر این خانواده ام

نان حلال او اثرش گریه بر تو شد
من اشک دارم از پدر فوق العاده ام

جدم غلام کوی تو بود و به من رسید
این ارث میرسد پس از این به نواده ام

ما خانوادگی سگ دربار زینبیم
این را به خانواده‌ی خود یاد داده ام

من را رسانده‌ای تو به رویای کودکیم
حالا که رو به روی حرم ایستاده ام

من در قبال این همه خوبی چه کرده ام
من در ازای این همه لطفت چه داده ام

اول قرار بود که خرج شما شوم
حالا چه شد که در طلب استفاده ام

با هر که اهل دوز و کلک بوده ام اگر
باتو‌ ولی به جان خودم صاف و ساده ام

دست خودم که نیست اگر گریه میکنم
نام تورا که می‌شنوم بی اراده ام

فرمود خواهرت پی تو: ای حسین من
مهلا که تو سواره ای و من پیاده ام

  • سه شنبه
  • 1
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر مناجات سیدالشهداء ، روضه سیدالشهدا ، روضه حضرت زهرا -(من نوشتم دوستت دارم کران تا بیکران) * علیرضا وفایی

993

متن شعر مناجات سیدالشهداء ،  روضه سیدالشهدا ، روضه حضرت زهرا -(من نوشتم دوستت دارم کران تا بیکران) من نوشتم دوستت دارم کران تا بیکران
پس سراغم را بگیر از نامه ی نامه بران

هر کسی در دار دنیا دل به یاری بسته است
من دلم با تو خوش است و دیگران با دیگران

من اگر فردا نباشم ، امشبم خرج تو شد
این همه من آمدم یک شب تو هم بد بگذران

قصه ی بی کربلایی ، غصه ی شیرین ماست
ما اگر که زهر هم خوردیم بوده شوکران

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
ای فدای آن لب خشکت تمام نوکران

اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
بعد قتلت رفته بالا ناله های چاکران

فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
کاش تو تنها نبودی در میان کافران

وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
رد شدند از روی تو با اسب ها ، غوغاگران

لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
میشنید این خطبه را در خیمه گوش خواهران

کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
می‌رود حالا رباب از حال بین مادران

تا پدر از پا بیفتد طفل شیری را زدند
داغ روی داغ میدیدند آن غم پروران

اصغر و زهرا کتک خوردند چون جای امام
این اصول عشق باشد بین این همسنگران

«میخ» کار نیزه کرد و«در»بجای خیمه سوخت
فاطمه هم داشت گودالی که افتاده در آن

خونی و خاکی شده در کوچه قرآنِ علی
کوثر افتاده ست زیر دست و پای ابتران

آه یا فضه خذینی ! بند بندم خرد شد
اینقدر که رد شدند از روی در خیره سران

ثلث سادات جهان را پشت در انداختند
گوهر من را به خون کشتند این بی گوهران

هر چه هم ماتم ببینم گریه مال کربلاست
مضطری بودم چنین شد ، وای بر آن مضطران

این علی را سالم از مسجد به خانه میبرم
شیرخواره اش آنچنان شد ، شد علیِ اکبر آن

من به ضربی گوشوارم در میان کوچه ریخت
وای از دستان خولی ها و وای از زیوران

  • سه شنبه
  • 1
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:03
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر امام_حسین_مناجات -(دلا چه در پی لذّاتِ پنج روزه حیاتی) * وصال شیرازی

472

متن شعر امام_حسین_مناجات -(دلا چه در پی لذّاتِ پنج روزه حیاتی) دلا چه در پی لذّاتِ پنج روزه حیاتی
دَع الدعابةُ و ابکِ الحُسین بِالعبراتِ
بلا ندیده‌ای و نپندارمَت ز اهل نجاتی
سَلِ المَصانعَ رَکباً تَهیمُ فی الفَلَواتِ
تو قدرِ آب چه دانی که در کنارِ فراتی

شهید دشت بلا، دل کشد به سویِ تو ما را
دریغ و درد که بُگداخت آرزویِ تو ما را
به از بهشتِ برین است خاکِ کوی تو ما را
نه پنج روزه حیات است عشقِ روی تو ما را
وَجَدتَ رائِحَةَ الوُدِّ اِن شَمَمتَ رُفاتی

کسی نبُرده ملالَت ندیدم و نشنیدم
دل تُهی ز خیالت ندیدم و نشنیدم
ز انبیا به خصالَت ندیدم و نشنیدم
من ادمی به کمالت ندیدم و نشنیدم
اگر گِلی به حقیقت عجین آب حیاتی

چو شه نهاد به عزم جهاد روی به دشمن
گرفت زینب زارَش به عجز گوشهٔ دامن
که ای تو جانِ گرامی، جدا مشو ز برِ من
شبم به روی تو روز است و دیده‌ام به تو روشن
و اِن هَجَرتَ سَواءٌ عَشیَّتی و غَداتی

دل از وفای تو ای یارِ همسفر نگرفتم
به شام رفتم و از کربلا نظر نگرفتم
به هیچ کس نرسیدم کز او خبر نگرفتم
اگر چه دور بماندم امید برنگرفتم
مضی الزَمانُ و قلبی یقولُ اَنَّکَ آتی

به هر طریق بُوَد، جان به جستجوی تو باشد
به هر حدیث بُود، لب به گفتگوی تو باشد
به شام می‌روم و دل در آرزوی تو باشد
شبان تیره امیدم به صبح روی تو باشد
و قَد تُفَتَّشُ عَینُ الحیوةِ فی الظُّلُماتِ

ز بزم یار فکندم فلک به منزل دشمن
کشید دهرِ دغا اخرم به محفل دشمن
سر برهنه به پا داشت در مقابل دشمن
ز چشم دوست فتادم به کامهٔ دل دشمن
اَحبَّتی هَجَرونی کَما تَشاءُ عُداتی

شها وصال کمین بنده است و ثناگو
گرفته مدح تو بر کف، بر آستان تواش رو
نعوذ بالله اگر روی درکشی از او
اخافُ مِنکَ و اَرجوا و اَستَغیثُ و اَدنو
که هم کمند بلایی و هم کلید نجاتی

عجب ز سوز وصال و شَغَب که در تو نگیرد
عحب ز آه وی ای تشنه لب که در تو نگیرد
ز سوز روز وی و آه شب که در تو نگیرد
فراق‌نامهٔ سعدی عحب که در تو نگیرد
و اِن شَکَوتُ اِلی الطَّیرِ نُحنَ فی الوُکَناتِ

  • پنج شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 19:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر امام_حسین_مناجات -(عقیدۀ همه یاران به اتفاق این‌ست ) * ابراهیم روزبهانی

359

متن شعر امام_حسین_مناجات -(عقیدۀ همه یاران به اتفاق این‌ست ) عقیدۀ همه یاران به اتفاق این‌ست
که اشک شور بیاد حسین شیرین‌ست

کنار قتلگه تو به گریه جان دادن
ز وعده‌ها که به‌خود داده‌ام یکی این‌ست

تو سیدالشهدایی، تو کشتۀ اشکی
منم که مذهبم عشق تو گریه‌ام دین ست

سلام حضرت صادق به هر که از داغت
همیشه سفرۀچشمش به اشک رنگین‌ست

ز اشک دیده جهان را به آب خواهم بست
کنون که مرهم تو گریۀ محبّین ست

گرفتم اینکه سرت را به‌دیر، راهب شست
ز تشنگی لب پاکت هنوز پُر چین‌ست

لبی که بر سر نی آیه‌ها تلاوت کرد
لبی که از ضربات یزید خونین‌ست

جبین‌شکسته‌به‌سنگ ولبت نشسته به‌خون
بمیرم این‌که سرت مجمع‌المضامین ست

سرم فدای سرت کان سر منوّر تو
گهی میان تنور وگهی به خرجین ست

شکست پشت فلک خواهرت اسارت رفت
شکست پشت فلک بسکه داغ سنگین ست

به آب دیدۀ خود غرق می‌شوم نه عجب
شنیدم اینکه به زخم تو اشک تسکین‌ست

عقیدۀ همه یاران به اتفاق این است
که شور گریه بیاد حسین شیرین ست

جهت شادی روح شاعر اهلبیت مرحوم #ابراهیم_روزبهانی صلواتی قرائت بفرمایید

  • شنبه
  • 5
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

متن شعر نوحه ی امام حسین علیه السلام -(دین و دنیام، ذکرِ لبهام ای هستی و) * امیر عباسی

743
1

متن شعر نوحه ی امام حسین علیه السلام  -(دین و دنیام، ذکرِ لبهام ای هستی و) دین و دنیام، ذکرِ لبهام
ای هستی و
همه زندگی ات شده وقفِ بقای اصلِ اسلام
در مقتل با، جسمِ عریان
کامِ عطشان
شده آبروی تو فدای خدا و حفظِ قرآن
ای حسین جان، ای حسین جان...
گر نبودی
بخدا که اثر زِ شریعت و نورِ ایمان نبود
جان داده اي
چو نبی و علی و چو فاطمه از فتنه ی یهود
گریه کنیم
همه یادِ دمی که تو نیزه به گودالِ غم خوردی
مثل یک گل
زِ هجومِ ستم لبِ تشنه و غرقِ خون پژمردی
ای وای ای وای
ای وای ای وای...

آه از حالِ، زارَت آقا
روی دستت
علی اصغرِ تو شده ذبحِ عظیمِ کرب و بلا
جوانت شد، اِرباً اِربا
وَ خمیده
شده قامت تو به کنار تنش در اوج غمها
واغربتا، واغربتا
امّا اِی وای
زِ اسارتِ اهل و عیالِ تو در کوفه و در شام
زینب بود و
شور و شادی و هِلهله و غمِ معجر و اِزدحام
عالیجناب
سرِ تو روی نیزه و گشته رقیه بی صبر و تاب
رفته رباب
پیِ یاری دینِ خدا به میانِ بزم شراب
ای وای ای وای
ای وای ای وای...

ای استادِ، دانشگاهِ
صبر و مَجد و
بندگی و عبادت و عشق و شهامت یا ثارَالله
در صراطِ، تو می مانیم
ثابت قدم
تا رسیم به سعادت و فیض شهادت یا ثارلله
ان شاءالله، ان شاءالله
قسم به عشق
همه یاورِ نهضتِ سَیّد علی و روحُ اللهیم
مُسلّح و
جزوِ لشکریانِ خدا و سپاهِ حزبُ اللهیم
ما می جنگیم
با قبیله ی کافر و ظالم و کودک کُشِ یَهود
تا که شود
صَهیونیست حرامی و بی شرف و بی وِجدان نابود
خوانمت با ناله و آه
اَلعَجَل یا حُجّت الله...

#دم_پایانی
#شور_امام_حسین
#زمینه_امام_حسین

  • شنبه
  • 5
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 وحید محمدی

متن شعر زمینه / تک امام حسین علیه السلام -(یا اباعبدالله سید العطشان) * وحید محمدی

1690

متن شعر زمینه / تک امام حسین علیه السلام -(یا اباعبدالله سید العطشان) زمینه / تک امام حسین علیه السلام
(به صورت شور هم می توان خواند)

یا اباعبدالله سید العطشان
یا اباعبدالله حضرت جانان
یا اباعبدالله جان سنه قربان

سر اباعبدالله، سرور اباعبدالله
تویی مولا و منم نوکر اباعبدالله
دستمو میگیری توو محشر اباعبدالله
داری از حال دلم خبر اباعبدالله

سر اباعبدالله، سرور اباعبدالله
زده شور تو به دل شرر اباعبدالله
می میرم برا علی اکبر اباعبدالله
جون اکبرت منم بخر اباعبدالله

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یا اباعبدالله عشق بی همتا
یا اباعبدالله ای غم مانا
یا اباعبدالله شاه و سلطانا

یا اباعبدالله، فدا اباعبدالله
می زنم فقط تو رو صدا اباعبدالله
تکیه گاه امن نوکرا اباعبدالله
بهترین رفیق سختیا اباعبدالله

یا اباعبدالله، فدا اباعبدالله
عشق دنیایی کجا؟ کجا اباعبدالله
قید دنیارو زدم برا اباعبدالله
ما رو می بری یه کربلا اباعبدالله

وحید محمدی
۳ آبان ۱۴٠۳

  • یکشنبه
  • 6
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 19:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شور امام_حسین علیه السلام -(چراغ زندگیمو روشن کردی) * هاشم محمدی آرا

387

شور امام_حسین علیه السلام  -(چراغ زندگیمو روشن کردی) ➖➖➖
چراغ زندگیمو روشن کردی
همیشه دنبال گدا میگردی
نزاشتی که جدا بشم از روضه
تو خیلی خیلی خیلی خیلی مردی

هرچی دارمو بگیر،ولی روضه هاتو نه
جونمو بگیر ولی،آقا کربلاتو نه ۲

تا ابد زنده ام،از دمت یا حسین
خیسه چشمای من، از غمت یا حسین

یاحسین۳ علیه السلام
.....
رهام نکن آقا مگه سربارم
بدون روضه های تو آوارم
تموم خونوادمون میدونن
که خیلی خیلی خیلی دوست دارم

کاش منو بغل کنی،مثه عابس و بریر
تا که زیر پرچمت،بشم عاقبت بخیر ۲

تو رگام اسم تو،جاریه یا حسین
شغل ماها میون،داریه یا حسین

یاحسین۳ علیه السلام
.......
علاقم از تو کم نمیشه هرگز
جایی برام حرم نمیشه هرگز
تا وقتی روضه خون ِ بی بی زهرا
بساط روضه جم نمیشه هرگز

کاشکی رو سفید بشم،پیش مادرت حسین
کاشکی باشه اسم من،توی لشکرت حسین

علت برکت ، زندگیم یا حسین
من غلام توام،از قدیم یا حسین

یاحسین ۳ علیه السلام
➖➖➖

منبع کانال جواز نوکری

1️⃣ لینک کانال تلگرام
? t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:19
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر آخرین روزهای ماه شعبان -(میشدم ایکاش از این نفْسِ پُر زحمت رها) * مرضیه عاطفی

273

متن شعر آخرین روزهای ماه شعبان -(میشدم ایکاش از این نفْسِ پُر زحمت رها) میشدم ایکاش از این نفْسِ پُر زحمت رها
در مسیرِ بندگی؛ مانندِ مردانِ خدا

معصیت انداخت از پا حسّ و حالم را و کاش
داشت دستانم شبیه قبل؛ شوقِ "ربّنا"

با "إلهي لا تَرُد حاجَتي" نه... بلکه رفت
ماهِ شعبانِ منِ آلوده غرقِ ادّعا

بندگانِ بی ریایِ باصفایَت میشوند
آن به آن پای مناجاتِ تو حوّل حالَنا

من ولی عمریست در بیراهه درجا میزنم
ای خدا ابلیس آورده سرم خیلی بلا

مانده ام بین هراس دوزخ و امّیدِ عفو
میکُشد آخر مرا این وادیِ خوف و رجا

قطره هایِ اشک؛ دستاویزِ بالا رفتن است
شد مقرّب هر که دارد بیشتر حالِ بکا

هست اوجِ حاجتم "هَب لي کمالَ الإنقطاع"
جان دهم تا که در آغوش شهیدِ کربلا
*
آن شهیدی که به غارت رفت حتی پیکرش
زیر تیر و نیزه ها؛ با ضربهٔ سنگ و عصا

با غم ناموس جان میداد و با دلواپسی
چشم های نیمه بازش بود سمتِ خیمه ها!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر شب لیلة الرّغائب، دلتنگ کربلا -(آمدم گریه کنم حالِ بکایی بفرست) * مرضیه عاطفی

677

متن شعر شب لیلة الرّغائب، دلتنگ کربلا -(آمدم گریه کنم حالِ بکایی بفرست) آمدم گریه کنم حالِ بکایی بفرست
رزقِ اشکی بده و سوزِ صدایی بفرست

بغض سنگینِ مرا بشکن و آرامَم کن
درد دارم به خدا؛ زود دوایی بفرست

زخم گمراهیِ این نفْس؛ عمیق و کهنه ست
تا شوَم راحت از این زخم، دعایی بفرست

ای خدا رغبتِ دل را به خودت سوق بده
عاشقم کن همه شب حال و هوایی بفرست

تا مناجات کنم با تو... بر این قلبِ مریض-
التیامی برسان...حمدِ شفایی بفرست

سائلِ ماه رجب از همه بیچاره تر است
سائلم! نیمهٔ شب نان و نوایی بفرست

حاجتی نیست به جز زائرِ شش گوشه شدن
شب جمعه ست نوایی به گدایی بفرست

آرزویِ دلِ بیتابِ حرم را دریاب
لطف کن تذکرهٔ کرب و بلایی بفرست

کربلا...غرقِ عطش یکسره میزد فریاد:
آسمان! بارش بی چون و چرایی بفرست

یک نفر کاش که به حرمله(لع)میگفت نزن!
سمت شش ماهه بیا تیرِ خطایی بفرست

تا که آن حنجرِ نازک نشود پاشیده
به دلِ تیرِ سه پر؛ شرم و حیایی بفرست!

  • چهارشنبه
  • 9
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 17:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

امید نیم نگاهی مغفرت بخش نذرحضرت_أباعبدالله_الحسين_علیه_السلام -(بی تو سرگردانم و یک دردِ جانکاهم حسین(ع)) * مرضیه عاطفی

1719
3

امید نیم نگاهی مغفرت بخش نذرحضرت_أباعبدالله_الحسين_علیه_السلام  -(بی تو سرگردانم و یک دردِ جانکاهم حسین(ع)) بی تو سرگردانم و یک دردِ جانکاهم حسین(ع)
خوب شد که سائلِ این بزم و درگاهم حسین(ع)

دستهایم را نگیری میخورم هر آن زمین...
راه را گم میکنم! پس باش همراهم حسین(ع)

شرم دارم از گناهم! من کجا اینجا کجا؟!
بینِ خوبانت منِ بیچاره گمراهم حسین(ع)

مثلِ حرّ؛ با توبه راهم را به تو کج کرده ام
چونکه از آقایی ات بسیار آگاهم حسین(ع)

میشوم آب از خجالت با همین چشمانِ خشک
رزقِ اشکی لطف کن! ای عشقِ دلخواهم حسین(ع)

رد شدم از خطِّ قرمزهایِ بسیاری ولی
خط بکش بر اشتباهاتِ خودآگاهم حسین(ع)

تا همین لحظه که طی شد با گناهانِ زیاد
رحم کن بر باقیِ این عمرِ کوتاهم حسین(ع)

از خدا جز تو نمیخواهم کسی را لحظه ای
هست عشقت حاجتِ صبح و شبانگاهم حسین(ع)

آرزویم هست بیمارِ غمت باشم فقط
دردمندم کن! مداوا نه! نمیخواهم حسین(ع)

میشود دوزخ گلستان! با شهیدان در بهشت-
تا که میگوییم هر شب یکصدا، با هم: حسین(ع)

داغت از قلبم شبیه شعله بالا میرود
تشنه بودی! آتشی افتاده در آهم حسین(ع)

میکُشد آخر مرا که غارتِ انگشترت
روضهٔ پیراهنت شد دردِ جانکاهم حسین(ع)!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:11
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر _حضرت_امام_حسین_علیه_السلام -(سید و سالار بوده! حکم سرور داشته) * مرضیه عاطفی

304

متن شعر _حضرت_امام_حسین_علیه_السلام -(سید و سالار بوده! حکم  سرور داشته) سید و سالار بوده! حکم سرور داشته
جایگاهِ ویژه بر دوش پیمبر(ص) داشته

اختیارِ چرخش افلاک در دستان اوست
از ازل چون دست در دستانِ حیدر داشنه

مادر سادات حتی قبلِ میلادِ حسین(ع)
روز و شب! شش ماه، دائم حالِ مضطر داشته

از کرامتهایِ نابِ حضرتِ اربابِ ماست
در میانِ عرشیان فطرس اگر پَر داشته

هست ثارالله(ع)، پس لبریزِ حق، در راهِ حج
وقتِ خطبه خوانی اش از کعبه؛ منبر داشته

سخت درگیرِ بلا شد ظهرِ سالِ شصت و یک
از شلوغی، دور خود صحرایِ محشر داشته

سیدالعطشان پُر از دلواپسی در کربلا
داغ هایی از تصورها فراتر داشته

تا نیفتد چشم نامحرم به ناموسِ علی(ع)
کوهِ غیرت داشته! در خیمه؛ اکبر(ع) داشته

بیقراری ها برای گوشوارِ دختر و...
چادر و گهواره و خلخال و معجر داشته

این شکسته-قامتِ افتاده در گودالِ غم
در کنارِ علقمه داغِ برادر داشته

ای کمان ها، نیزه ها، ای خنجرِ کهنه ببین
این گلویِ تشنه بیتابیِ خواهر داشته

این عزیزِ فاطمه(س) که اینچنین عریان شده
هم عبا، هم پیرهن، هم بر تنش سر داشته

نعل های تازه...مرگِ من! کمی آهسته تر
این شهیدِ بی کفن یکروز مادر داشته!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 11:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر حضرت_أباعبدالله_الحسین_علیه_السلام -(ای کشتهٔ زخم زبان) * مرضیه عاطفی

464

متن شعر حضرت_أباعبدالله_الحسین_علیه_السلام -(ای کشتهٔ زخم زبان) ای کشتهٔ زخم زبان
داغِ تو آتش زد به جان
دورِ تنت هفت آسمان
گریه کنان، ضجّه زنان

میگفت با کلّ فلک
یا لَیتني کنتُ مَعکْ

با ماه؛ بیطاقت، وهب
دورِ تو گشته شب به شب
مانده زمین در تاب و تب
شمشیر خوردی تشنه لب

بر سر زنان گوید فدک
یا لَیتني کنتُ مَعکْ

گفته ست از عهدِ قدیم
با حسرت و حالِ وخیم
بی بهره از فیض عظیم
در کربلایت شد مقیم

شد بر دلِ جامانده حک
یا لَیتني کنتُ مَعکْ

ایکاش ملحق میشدم
سربازِ مطلق میشدم
یارِ موفّق میشدم
قربانیِ حق میشدم

بر زخم جانم زد نمک
یا لَیتني کنتُ مَعکْ

ایکاش در کرب و کربلا
آنجا که شد غارت به پا
در شعله هایِ بیهوا
میسوخت وقتی خیمه ها

می آمدم محضِ کمک
یا لَیتني کنتُ مَعکْ

آشفته حال و سینه زن
مثلِ اویس در قرَن
با پیکری دور از وطن
با هر شهیدِ بی کفن

دارم شعارِ مشترک
یا لَیتني کنتُ مَعکْ!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:21
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر امام_حسین_مناجات -(ای قبله‌گاه دل، در دولت‌سرای تو!) *

255

متن شعر امام_حسین_مناجات -(ای قبله‌گاه دل، در دولت‌سرای تو!) ای قبله‌گاه دل، در دولت‌سرای تو!
تاج سر ملوک جهان، خاک پای تو

یاد بهشت کی کند؟ آن ‌کس که با خضوع
یک شب نمود صبح به کرببلای تو

دیهیم سلطنت به یکی جو نمی‌خرد
از روی معرفت شد اگر کس، گدای تو

بیگانه گشت از سر و جان و جلال و مال
هر کس‌ که گشت از دل و جان، آشنای تو

راضی است حق به آنچه تو هستی از آن رضا
زیرا رضای حق نبُوَد، جز رضای تو

بهر نجات خلق گذشتی ز جان و سر
ای جان جمله آدم و عالَم، فدای تو!

دشمن خموش خواست کند نور تو ولی
عالَم قوام جُست، به ظلّ لوای تو

گفتند از میان ببرندت ز سمّ اسب
غافل که هست در دل احباب،جای تو

ای چشمه‌سار کوثر و زمزم! چه شد؟که خصم
لب‌تشنه سر جدا بنمود از قفای تو

قربان حلق خشک و لب تشنه‌ات! که مانْد
بر خاک ره، سه روز، تن توتیای تو

آتش فتاد کاش به ارکان نُه فلک
آن‌گه که سوخت ز آتش کین،خیمه‌های تو

تا از زبان تشنۀ تو، حق کند سخن
بر نوک نیزه‌های عدو خواست، جای تو

بار دگر شد آتش موسی، عیان به دهر
تا بر درخت شد، سرِ از تن جدای تو

آن حسرتی که در دل«طایی»است،این بُوَد
چون نی نوا کند، به ره نینوای تو

#طایی_شمیرانی

  • یکشنبه
  • 13
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 16:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

قافیه سر شد و به کجاها که سر نرفت(مناجات امام حسین و روضه رأس مطهر) * رامین برومند

287
2

قافیه سر شد و به کجاها که سر نرفت(مناجات امام حسین و روضه رأس مطهر) (قافیه سر شد )مناجات با سیدالشهدا (ع)
ایل و تبار ماست غلام درت حسین
بودیم از قدیم به دور و برت حسین
.
خوبان که جای خود همه در صدر دفترت
مارا تو خط نزن فقط از دفترت حسین
.
فتوا بده تو خون مرا خود حلال کن
تا که شوم فدای علی اکبرت حسین
.
با دست کوچکش گره از کار من گشود
هستم دخیل دست علی اصغرت حسین
.
از مهر و از مرام تو بس ایهاالکریم
آلوده چون منی که شده نوکرت حسین
.
کافر نی ام پیاله زیاد از خُم ات زدم
مستم همیشه از می و از ساغرت حسین
.
کفر هم اگر بود چه بود بهتر از همین
گویند اگر همه که شدم کافرت حسین
.
اصلا تویی خدایم و شش گوشه کعبه ام
سجده کنم به محضر خاک درت حسین
.
چون فطرس از کرم بده بال و پری که تا
دور حرم بگردم و دور سرت حسین
.
قافیه سر شد و چه بلا ها که سر ندید…
پیشانی و لب و دهن و حنجرت حسین
.
قافیه سر شد و چقدر دست به دست شد
در پیش چشم خواهر غم پرورت حسین
.
قافیه سر شد و چه به روز عقیله شد…
غش کرده روی تل به زمین خواهرت حسین
.
قافیه سر شد و ، وَ چه بهتر به تن نبود
وقت غروب و نعل… ، چه شد پیکرت حسین
.
قافیه سر شد و‌ ز برت ساربان نرفت
تنها برای بردن انگشترت حسین
.
قافیه سر شد و به کجاها که سر نرفت …
پشت سرت حرم همه در به درت حسین
.
کوی و گذر به دیر و به نیزه تنور و کاخ
رفته به پیش هر کس و ناکس سرت حسین
.
بوی تنور و دود و می و طشت و چشم تار
اصلا نمیشناخت تورا دخترت حسین
.
ای رأس "زائر" شبِ ویرانه بین طشت
دستی بکش بروی سر نوکرت حسین

۱۴۰۳/۱۲/۰۸
۲۰:۰۰
رامین برومند (زائر)

  • سه شنبه
  • 3
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 22:52
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب

لشکر چه ها که با تو نکرد و چه کار کرد(مناجات و روضه گودال) * رامین برومند

296
2

لشکر چه ها که با تو نکرد و چه کار کرد(مناجات و روضه گودال) مناجات امام حسین (ع)
بازنده شد قمار کسی بیشمار کرد
جز آن کسی که با تو دلش را قمار کرد
.
آنکس برنده شد که خودش را بدون شک
وقف تو و عزای تو در روزگار کرد
.
زهرا قبول کرده و مولا هم امر کرد
مارا حسن برای حسین اش شکار کرد
.
ما غرق میشدیم بخدا گر حسین نبود
مارا خودش به کشتی امنش سوار کرد
.
مایی که هیچ کس به پشیزی نمیخرید
لطف حسین بود که صاحب عیار کرد
.
لطفی که مادر و پدر حتی به ما نکرد
تنها حسین به نوکر بی بند و بار کرد
.
مثل سگی به خاک درش چون به صد امید
پوزه کشیده ایم ،ز کرم با وقار کرد
.
ایمان قلبی ام شده " فرّو الی الحسین "
از غم رها شد آنکه به سمتش فرار کرد
.
سلطان طوس گفته به ما فابک اللحسین
دنیا هرآن قَدَر که تورا غصه دار کرد
.
شکر خدا ، خدا غم دیگر به ما نداد
مارا به روضه های حسین سوگوار کرد
.
مقتل نوشته روضه ی سنگین کربلا
روز مرا غم تو حسین شام تار کرد
.
زینب به روی تل و تو در قعر قتلگاه
لشکر چه ها که با تو نکرد و چه کار کرد
.
اصلا چه خوب شد که به امرت به خیمه رفت
آنجا ندید آنچه که ده تا سوار کرد
.
حک میشود به سنگ مزارم ،تمام عمر
"زائر" به نوکری درت افتخار کرد
.

رامین برومند(زائر)
۱۴۰۳/۰۶/۰۴

  • سه شنبه
  • 3
  • تیر
  • 1404
  • ساعت
  • 22:56
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد