امام رضا علیه السلام

مرتب سازی براساس

شعر غزل امام رضا(ع) -(در گوشه‌ای ز صحن تو قلبم نشسته است) * غلامرضا شکوهی

2661
8

شعر غزل امام رضا(ع) -(در گوشه‌ای ز صحن تو قلبم نشسته است) در گوشه‌ای ز صحن تو قلبم نشسته است
دل، طوقِ الفتی به ضریح تو بسته است

چون دشت‌های تشنه در این آستان قدس
در انتظار ابر عنایت نشسته است

چون ذره بر ضریح خود ای روح آفتاب!
ما را قبول کن که دل ما شکسته است

فوج کبوتران تو آموخت عشق را
پرواز نور در حرمت دسته دسته است

دریاب روح خستۀ ما را که مثل اشک
دیگر امید ما ز دو عالم گسسته است

می‌آید از تراکم عالم به این دیار
قلبی که از تزاحم اندوه خسته است

  • سه شنبه
  • 11
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:13
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

یا امام رضا(ع) -(گر حرم قسمت ما نیست سلام ما را) * محمد حسین ملکیان

2033
2

یا امام رضا(ع) -(گر حرم قسمت ما نیست سلام ما را) گر حرم قسمت ما نیست سلام ما را
به عزیز دل ایران برسانید فقط
همه درهای جهان را به روی ما بستند
دست مان را به خراسان برسانید فقط

  • سه شنبه
  • 11
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر رباعی امام رضا(ع) -(گفتند بلا بلا بلا، گفتم چشم) * مرتضی آخرتی

900
3

شعر رباعی امام رضا(ع) -(گفتند بلا بلا بلا، گفتم چشم) گفتند بلا بلا بلا، گفتم چشم
از روز الست با رضا، گفتم چشم
من آمده بودم به ولايت برسم
گفتی «انا من شروطها» گفتم چشم

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:27
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعز غزل امام رضا(ع) -(نامه‌ام را می‌گذارم باز بر دوش نسیم) * رقیه ندیری

1622
1

شعز غزل امام رضا(ع) -(نامه‌ام را می‌گذارم باز بر دوش نسیم) نامه‌ام را می‌گذارم باز بر دوش نسیم
راه دشوار است «بسم الله الرحمن الرحیم»

ای سکوتت بهتر از رسم قشنگ گل، سلام!
ای سکوتت دل‌گشا، مثل اذان‌های سلیم

حال تو «الحمدلله» است مانند بهشت
حال ما «العفو» مثل خار و خس‌های جحیم

خانۀ تو زادگاه ابرهای بی‌قرار
خانۀ تو زادگاه آفتاب است از قدیم

حرف‌های ما پر از پروانگی هستند، باز
در طواف نور تو پرواز کم می‌آوریم

چیست تکلیف کسی که در خودش زندانی است
او که دور افتاده از فیض صراط المستقیم

از رمیدن‌های آهو ترس و تک افتادگی
بغض‌هایم را بخوان از چشم‌های یاکریم...

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل امام علی(ع) -(مرد خرمافروش در زندان، راوی سرنوشت مختار است) * احمد حسین پور علوی

919

شعر غزل امام علی(ع) -(مرد خرمافروش در زندان، راوی سرنوشت مختار است) مرد خرمافروش در زندان، راوی سرنوشت مختار است
حرف‌هایی شنیدنی دارد، سخنانش کلید اسرار است

رطبش طعم نیشکر دارد، تا خدا نیت سفر دارد
از سرانجام خود خبر دارد، شوق پرواز او چه بسیار است!

زخم‌های دلش نمک خورده، بارها این چنین محک خورده
از علی گفته و کتک خورده، این برای هزارمین بار است

یاد آن روزهای خوب به خیر! که علی بود و میثم و سلمان
جمعشان جمع بود و می‌‌گفتند، رطبت کو؟ که وقت افطار است

در طلوعش غروب پیدا بود، آخر قصه خوب پیدا بود
چوبۀ دار او همین نخل است، لیف خرما طناب این دار است

با زبان علی تکلم کرد، رو به جمع غریب مردم کرد
تا دم مرگ هم تبسم کرد، گفت: این آرزوی تمار است،

که بمیرد فقط به ع

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:33
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر غزل امام رضا(ع) -(اینجا طلسم گنج خدایی شکسته باش) * حسن دلبری

1551
1

شعر غزل امام رضا(ع) -(اینجا طلسم گنج خدایی شکسته باش) اینجا طلسم گنج خدایی شکسته باش
پابوس لحظه‌های رضایی شکسته باش

در کوهسار گنبد و گلدسته‌های او
حالی بپیچ و مثل صدایی شکسته باش

وقتی به گریه می‌گذری در رواق‌ها
سهم تمام آینه‌هایی شکسته باش

هر پاره‌ات در آینه‌ای سیر می‌کند
یعنی اگر مسافر مایی شکسته باش

اینجا درستی همگان در شکستگی‌ست
تا از شکستگی به درآیی شکسته باش

در انحنای روشن ایوان کنایتی‌ست
یعنی اگرچه غرق طلایی شکسته باش

آنجا شکستی و طلبیدند و آمدی
اینجا که در مقام فنایی شکسته باش

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:36
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر رباعی امام رضا(ع) * علی اصغر دلیلی صالح

702
1

شعر رباعی امام رضا(ع) امام رضا (علیه‌السلام):

«لَا يَخَافُ عَبْدٌ إِلا ذَنْبَهُ وَ لَا يَرْجُو إِلا رَبَّهُ‏»

بنده نباید بترسد مگر از (عقوبت) گناهش و نباید امید ببندد مگر به (رحمت) خدایش.

? عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ج۲، ص۴۴

دل بر دو سه دم گرمی بازار مبند
امید به هیچ کس به جز یار مبند
از غیر گناه خود ز چیزی نهراس
دل جز به خدای حی دادار مبند

  • چهارشنبه
  • 12
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 15:22
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

شعر رباعی امام رضا(ع) * حسین ابراهیمی

1611
2

شعر رباعی امام رضا(ع) امام رضا(علیه‌السلام):

«لَيْسَ لِبَخِيلٍ رَاحَةٌ وَ لَا لِحَسُودٍ لَذَّةٌ»

خسیس روی آسایش را نخواهد دید و حسود از لذت‌ها بی‌بهره است.

? تحف العقول، ص۴۵۰

بر مالِ کسان دوختنِ چشم، بد است
رزق من و تو، دست خدای احد است
از زندگی آسایش و لذت نبرد
هر کس به دلش شعلۀ بخل و حسد است

  • پنج شنبه
  • 13
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:24
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامام رضا علیه السلام -(سراغ دست ساقي را من از پيمانه مي گيرم) * محسن صرامی

1392
2

یاامام رضا علیه السلام -(سراغ دست ساقي را من از پيمانه مي گيرم) سراغ دست ساقي را من از پيمانه مي گيرم
خبر از زلف يار از پنجه هاي شانه مي گيرم

به هر در ميزنم شايد قرارم پشت در باشد
سرم خورده به سنگ اما در اينجا لانه مي گيرم

چرا توبه كنم وقتي به تو وابسته ام بي حد
من از مهمان سراي تو مي ماهانه مي گيرم

اسير تو شدم آخر ميان صحن آزادي
فقط رزق جنونم را من از ميخانه مي گيرم

قسم بر چشم آهوها قسم بر اين هياهوها
تمام حاجت خود را ز سقاخانه مي گيرم

دلم را داده ام دست امانت داري صحن ات
امانت يا نخواهم داد دل را يا نمي گيرم

  • شنبه
  • 15
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:19
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر رباعی امام رضا(ع) -(اینان که به شوق تو به‌راه افتادند) * نوید اطاعتی

963

شعر رباعی امام رضا(ع) -(اینان که به شوق تو به‌راه افتادند) اینان که به شوق تو به‌راه افتادند
دلسوختگان صحن گوهرشادند
شادند، که با قطار تبریز ـ بهشت
در راه زیارت شما جان دادند

  • شنبه
  • 15
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 11:31
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب
 رحمان نوازنی

شعر غزل زیارت امام رضا علیه‌السلام -(قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت) * رحمان نوازنی

741
3

شعر غزل زیارت امام رضا علیه‌السلام -(قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت) قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت
نقاره می‌زنند... مریضی شفا گرفت

دیدی که سنگ در دل آیینه آب شد
دیدی که آب حاجت آیینه را گرفت

خورشید آمد و به ضریح تو سجده کرد
اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت...

از آن طرف فرشته‌ای از آسمان رسید
پروانه‌وار گشت و سلام مرا گرفت

زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید
تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت

چشمی کنار این همه باور نشست و بعد
عکسی به یادگار از این صحنه‌ها گرفت

دارم قدم قدم به تو نزدیک می‌شوم
شعرم تمام فاصله‌ها را فرا گرفت

دارم به سمت پنجره فولاد می‌روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت

  • دوشنبه
  • 17
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر ترکیب بند امام رضا علیه‌السلام -(خورشید گرم چیدن بوسه ز ماه توست) *حجه الاسلام والمسلمین جواد محمد زمانی

781

شعر ترکیب بند امام رضا علیه‌السلام -(خورشید گرم چیدن بوسه ز ماه توست) خورشید گرم چیدن بوسه ز ماه توست
گلدسته‌ها منادی شوق پگاه توست

آری شگفت نیست که بی‌سایه می‌روی
خورشید هم ز سایه‌نشینان ماه توست

از چشم آهوان حرم می‌توان شنید
این دشت‌ها به شوق شکار نگاه توست

بالای کاشی حرم تو نوشته است
هرجا دلی شکست همان بارگاه توست

با این که سال‌هاست سوی طوس رفته‌ای
اما هنوز چشم مدینه به راه توست

یعنی که کاش فصل غریبی گذشته بود
دیگر مسافرم ز سفر بازگشته بود

هرچند سبز مانده گلستان باورت
آیینه‌ای جز آه نداری برابرت

راه از مدینه تا به خراسان مگر کم است
با شوق دیدنت شده آواره خواهرت

دیگر دلی به یاد دل تو نمی‌تپد
بالی نمانده‌است برای کبوترت

مثل نسیم می‌رسد از ره جواد تو
یع

  • دوشنبه
  • 17
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:29
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 وحید زحمتکش شهری

مدح امام رضا(ع) -( با خودم یک کوله باری از گناه آورده ام) * وحید زحمتکش شهری

2159
1

مدح امام رضا(ع) -( با خودم یک کوله باری از گناه آورده ام) با خودم یک کوله باری از گناه آورده ام
بر امام هشتمین امشب پناه آورده ام

چون که میدانم جلا میبخشد او بر جان و دل
قلبی از سنگ و سر و رویی سیاه آورده ام

من گدایی خسته و درمانده و خار و بدم
با همان حال گدایی رو به شاه آورده ام

خسته و شرمنده ام از این همه بار گناه
با خودم بر حال خود صد حیف و آه آورده ام

قطعه ای هست از بهشت این بارگاه معنوی
رو به سوی قرص نورانی ماه آورده ام

دست خالی آمدم ای شاه خوب و مهربان
با خودم پرونده ای پر اشتباه آورده ام

#وحید_زحمت_کش_شهری

  • سه شنبه
  • 18
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 12:25
  • نوشته شده توسط
  • وحید زحمت کش شهری
ادامه مطلب

متن شعر رباعی امام رضا علیه‌السلام شعر اخلاقی -(ای آن که به لب نشانده لبخندی را) * حسین ابراهیمی

627
1

متن شعر رباعی  امام رضا علیه‌السلام شعر اخلاقی -(ای آن که به لب نشانده لبخندی را) امام رضا(علیه‌السلام):

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللهَ فِي نِعَمِ اللهِ عَلَيْكُمْ فَلَا تُنَفِّرُوهَا عَنْكُمْ بِمَعَاصِيهِ»

ای مردم به پاس نعمت‌های الهی، تقوا پیشه کنید و نعمت‌ها را با گناه و معصیت از خود مرانید.

عیون أخبار الرضا(علیه‌السلام)، ج۲، ص۱۶۹

ای آن که به لب نشانده لبخندی را
بشنو ز امام مهربان، پندی را
با معصیت و جرم و نمک‌نشناسی
از خویش مران لطف خدواندی را

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:32
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر غزل امام رضا علیه‌السلام -(همه گویند مجنونم همه گویند «دیوانَه‌م») * رضا خورشیدی‌فرد

853

متن شعر غزل امام رضا علیه‌السلام -(همه گویند مجنونم همه گویند «دیوانَه‌م») همه گویند مجنونم همه گویند «دیوانَه‌م»
دلیل عاقلانه بودنش را من نمی‌دانم

همیشه رود می‌فهمد که جریان چیست در پایان
شبیه برکه‌ها در حسرت دریا نمی‌مانم

صراط المستقیم من! رئوف من! رحیم من!
تو را این گونه می‌بینم تو را این گونه می‌دانم

تو با چشمان خود پشت سر من آب می‌ریزی
تو با دستان خود رد می‌کنی از زیر قرآنم

تمام راه، زحمت‌های من بر روی دوش توست
مرا شرمنده‌تر از این نکن حالا که مهمانم

اگر شمس‌الشموسی این تو و این چهرۀ زردم
بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزانم

«ضمانت‌گاه» شاید باعث آرامشم باشد
که همچون آهوی سرگشته‌ای از خود گریزانم

حدیث نور را من سلسله در سلسله خواندم
رسیدم تا به نیشابور فهمیدم

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:34
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر رباعی الهام یافته از کلام حضرت امام رضا علیه‌السلام -(خورشید هدایت و حیات است امام) * حسین ابراهیمی

704

متن شعر رباعی الهام یافته از کلام حضرت امام رضا علیه‌السلام -(خورشید هدایت و حیات است امام) امام رضا(علیه‌السلام):

«اَلْإِمَامُ الدَّلِيلُ فِي الْمَهَالِكِ مَنْ فَارَقَهُ فَهَالِكٌ»

امام در مهلکه‌ها راهنماست و هرکس از او جدا شود هلاک می‌گردد.

الکافی، ج۱، ص۱۹۸

خورشید هدایت و حیات است امام
سرچشمۀ فیض و برکات است امام
نابود شود هر که از او دور افتد
در مهلکه‌ها، راه نجات است امام

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:35
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر غزل امام رضا علیه‌السلام -(هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است) * رضا عابدین زاده

1643
1

متن شعر غزل امام رضا علیه‌السلام -(هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است) هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی فرشته‌ای که به پابوس آمده
انگار بین رفتن و ماندن مردد است

اینجا مدینه نیست نه اینجا مدینه نیست
پس بوی عطر کیست که مثل محمد است؟!

حتی اگر به آخر خط هم رسیده‌ای
اینجا برای عشق، شروعی مجدد است

جایی که آسمان به زمین وصل می‌شود
جایی که بین عالم و آدم زبانزد است

هرجا دلی شکست به اینجا بیاورید
اینجا بهشت ـ شهر خدا ـ شهر مشهد است

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر رباعی الهام یافته از کلام حضرت امام رضا(علیه‌السلام): -(بر سفرۀ این و آن، سخن ساز مکن) * علی اصغر دلیلی صالح

758

متن شعر رباعی الهام یافته از کلام حضرت امام رضا(علیه‌السلام): -(بر سفرۀ این و آن، سخن ساز مکن) امام رضا(علیه‌السلام):

«اَلْمَسْأَلَةُ مِفْتَاحُ الْبُؤْسِ»

دست نیاز به سوی دیگران بردن، کلید فقر و تنگدستی است.

نزهة الناظر، ص۱۲۹؛ بحار الأنوار، ج۹۳، ص۱۵۷

بر سفرۀ این و آن، سخن ساز مکن
جز درگه حق نیازت ابراز نکن
کار تو اگر بسته بماند بهتر
دروازۀ فقر را به خود باز مکن

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر غزل توسل امام رضا علیه‌السلام -(بر شانه‌های ضریحت تا می‌گذارم سرم را) * زهرا بشری موحد

1468
3

متن شعر غزل توسل امام رضا علیه‌السلام -(بر شانه‌های ضریحت تا می‌گذارم سرم را) بر شانه‌های ضریحت تا می‌گذارم سرم را
انگار می‌گیری از من غوغای دور و برم را

حرفی ندارم به جز اشک، نه حاجتی نه دعایی
دست شما می‌سپارم این چشم‌های ترم را

من از جوار کریمه از شهرِ بانو می‌آیم
آقا! بگو می‌شناسم همسایهٔ خواهرم را

عطر هوای رواقت، آهنگ هر چلچراغت
نگذاشت باقی بماند بغضی که می‌آورم را

حتی اگر دانه‌ای هم گندم برایم نریزی
جایی ندارم بریزم جز صحن‌هایت پرم را

هربار مشهد می‌آیم انگار بار نخست است
هی ذوق دارم ببینم گلدسته‌های حرم را

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر غزل امام رضا علیه‌السلام -(چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند) * قیصر امین پور

1898
2

شعر غزل امام رضا علیه‌السلام -(چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند) چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

هم تو گل‌های این باغ را می‌شناسی
هم تمام شهیدان تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن تو را می‌شناسند

گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب! فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:44
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر رباعی الهام یافته از کلام حضرت امام رضا(علیه‌السلام): -(آقا! پدرم! برادرم! مولایم!) * حسین ابراهیمی

829

شعر رباعی الهام یافته از کلام حضرت امام رضا(علیه‌السلام): -(آقا! پدرم! برادرم! مولایم!) امام رضا(علیه‌السلام):

«اَلْإِمَامُ اَلْأَنِيسُ الرَّفِيقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ وَ الْأَخُ الشَّقِيقُ»

امام، مونسی دلسوز، پدری مهربان و برادری همدل است.

الكافی، ج‏۱، ص۲۰۰

آقا! پدرم! برادرم! مولایم!
هر روز به شوق دیدنت می‌آیم
امروز تو را حلقه به گوشم که شود
لبریز صدای روشنت فردایم

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:45
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر رباعی امام رضا(ع) -(تا قسمت ماست برگ برگ افتادن) * حسین ابراهیمی

1037
2

شعر رباعی امام رضا(ع) -(تا قسمت ماست برگ برگ افتادن) امام رضا(علیه‌السلام):

«...أَنَّ ذِكْرَ الْمَوْتِ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ»

...همانا یاد مرگ برترین عبادت است.

? الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا علیه‌السّلام، ص۳۳۹

تا قسمت ماست برگ برگ افتادن
چون غنچه ز بارش تگرگ افتادن
در زمرۀ بهترین عبادات بُوَد
با هر نفسی به یاد مرگ افتادن

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 14:44
  • نوشته شده توسط
  • TzwSVsOw
ادامه مطلب

متن شعر غزل امام رضا علیه‌السلام -(آب و جارو می‌کنم با چشمم این درگاه را) * عباس شاه زیدی

1702
2

متن شعر غزل امام رضا علیه‌السلام -(آب و جارو می‌کنم با چشمم این درگاه را) آب و جارو می‌کنم با چشمم این درگاه را
ای که درگاهت هوایی کرده مهر و ماه را

چشم‌هایی را که حیرانند پشت «لا اله»
در خراسان تو می‌بینند «اِلّا الله را»

این تجلی‌گاه سلطان ازل، این کوه نور
برده است از یادها الماس نادرشاه را

با زبان بی‌زبانی بشنو از نقّاره‌ها
«وال من والاه» را و «عاد من عاداه» را

ای خراسانی‌ترین خورشید، روشن کن مرا
ما که می‌دانی نمی‌دانیم راه و چاه را

من زیارت‌نامه خواندم، شعرهایم مانده است
وقت داری تا بخوانم چند دفتر آه را؟

بیت‌هایم خانه بر دوشند مانند خودم
راستش دعبل شدن سخت است این درگاه را

راز پهلوی تو ماندن را نمی‌دانم ولی
آخرش می‌پرسم از شیخ بهایی راه را

می‌کِشی از هر

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

امام رضا ع مدح و مناجات -(نشان راه، به سمت خدایمان دادند) * محمد نبوی

639
1

امام رضا ع مدح و مناجات -(نشان راه، به سمت خدایمان دادند) نشان راه، به سمت خدایمان دادند
که در حریم خراسان رضایمان دادند

خوشم که باده ی عشقش به جام جان دارم
کنار ساقی میخانه جایمان دادند

به عشق دیدن رویش زیارتش رفتیم
برای ذکر مدیحش نوایمان دادند

به مادرش قسمش داده ایم،بالاسر
که سوز فاطمه را در صدایمان دادند

گرفته ایم جواز بهشت اعلی را
به دست با کرمش کربلایمان دادند

ادیب شهر سرود این کلام دلجو را
مسیم و در حرم او طلایمان دادند

جلال و جلوه ی او را به چشم خود دیدیم
کنار مضجع پاکش جلایمان دادند

غنی نیم که صفا مروه قسمتم گردد
ولی به حج فقیران صفایمان دادند

دودل شدم که بگویم ز درد خود یا نه
که در حرم به نباتی شفایمان دادند

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 09:59
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر ترکیب بند امام رضا علیه‌السلام -(با زمزمی به وسعت چشم تر آمدم) * سید محمد جواد شرافت

1145

متن شعر ترکیب بند امام رضا علیه‌السلام -(با زمزمی به وسعت چشم تر آمدم) با زمزمی به وسعت چشم تر آمدم
تا محضر زلال‌ترین کوثر آمدم

قسمت نشد که بال و پری دست و پا کنم
اما به شوق دیدن تو با سر آمدم

گفتند زائر حرمت زائر خداست
مُحرم‌تر از همیشه بر این باور آمدم

اینک مدینةالنبی‌ام، مشهدالرضاست
با نام تو به محضر پیغمبر آمدم

از حس و حال روشن معراج پُر شدم
وقتی به خاکبوسی «بالاسر» آمدم

حسی کبوترانه گرفته‌ست جان من
«پایین پای» تو شده هفت آسمان من

در این حریم قدسی سرتاسر آینه
روشن شده به نور تو چشمم هر آینه

گرد و غبار صحن تو را می‌خرد به جان
همواره بوده است بر این باور آینه

پر می‌کشد از این همه قلب شکسته: آه
سر می‌زند از این همه چشم تر: آینه

عکس ضریح توست که در قاب چ

  • چهارشنبه
  • 19
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 13:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 مجتبی خرسندی

غزل مدح امام رضا علیه السلام -(به پاییزم زدم عطر بهاری خراسان را) * مجتبی خرسندی

128

غزل مدح امام رضا علیه السلام -(به پاییزم زدم عطر بهاری خراسان را) " سه چندان "

به پاییزم زدم عطر بهاری خراسان را
به امیدی که فروردین کند مهر تو آبان را

خراسان دل ما تشنه ی باران لطف توست
که حاصل خیز کردی با قدم هایت بیابان را

خنک شد از نسیم لطف تو شب های تابستان
بهاری کرد گرمای حریم تو زمستان را

به شوق خواندن ابیاتی از مدح و ثنای توست
تورق می کنم هر روز اگر که چند دیوان را

چنان بودن کنار پنجره فولاد شیرین است
که بیماران نمی خواهند در آن عرصه درمان را

جواب هر یک ما از جوار تو سه بار آمد
که تنها دیده باشیم از تو الطاف #سه_چندان را

غبار کفشداری های تو حکم طلا دارد
کسی ارزش نداده این چنین اجناس ارزان را

پس از مشهد به سمت کربلا رفتیم و لطف تو
برای ما رقم

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:00
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 وحید محمدی

متن شعر غزل ولادت امام رضا(ع) -(همه باورم امام رضا) * وحید محمدی

1125
1

متن شعر غزل ولادت امام رضا(ع) -(همه باورم امام رضا) همه باورم امام رضا
سید و سرورم امام رضا
شاه بی تاج تخت مایی تو
صاحب کشورم امام رضا
به فدای شما و اجدادت
پدر و مادرم امام رضا
بوده از کودکیْم تا حالا
سایه ات بر سرم امام رضا
گم شدم چند مرتبه، دو سه بار
در هوای حرم امام رضا
حس طوف ضریح زیبایت
داده بال و پرم امام رضا
هر زمان کار من گره خورده
بوده ای یاورم امام رضا
شرط توحید را پذیرفتم
شیعه ی حیدرم امام رضا
با تو سلمانم و اباصلتم
بی تو من کافَرم امام رضا
بی تو خیلی خرابم آقاجان
با تو من بهترم امام رضا
مثل آن پیرمرد سلمانی
لحظه ی آخرم ... امام رضا

  • پنج شنبه
  • 20
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 10:30
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

سنگ بی ارزش در اینجا دُرّ قابل میشود السلام و علیک یا علی بن موسی الرضا ) * رامین برومند

691
1

سنگ بی ارزش در اینجا دُرّ قابل میشود السلام و علیک یا علی بن موسی الرضا ) *السلام علیک یا علی بن موسی الرضا*

سنگ بی ارزش در اینجا دُرّ قابل میشود
آرزوی هرکه اینجا هست حاصل میشود

بی شک اینجا در حریم کبریایی شما
مخبط و دیوانه آید زود عاقل میشود

بی وجود مهر تو در سینه دل جز سنگ نیست
هرزمان که وقفتان شد تازه دل ، دل میشود

قامتم را تا که بستم رو به قبله عارفی
گفت اینجا کعبه هم سوی تو مایل میشود

آب کوثر هم بنوشم گر نباشی تو رضا
از برایم آب هم زهر هلاهل میشود

شاعران چیزی ندارند تابگویند از حسین
شعر عاشورا هم از سوی تو نازل میشود

دفتر و دیوان شعر شاعران دارم یقین
با وجود نام زیبای تو کامل میشود

تا که غافل میشوم از مهربانی ِ شما
زندگی کردن برایم سخت و مشکل میشود

“زا

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 17:50
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب

نمیدانی چه سنگین است بار درد هجرانت (السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ) * رامین برومند

739
1

نمیدانی چه سنگین است بار درد هجرانت (السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ) *السلام علیک یا علی بن موسی الرضا*

نمی دانی چه سنگین است بار درد هجرانت
چه کردی با دلم ای مهربان ، جانم به قربانت

حرم مملوّ زوّار است از هر شهر و استانی
همه در شوق و شورند نوکران اهل ایرانت

بدون حد و حصر است اینهمه رأفت که داری تو
محال است اینکه بیرونم کنی از صحن و ایوانت

مرا از کودکی وابسته ی ایوان طلا کردی
شدم از کودکی وابسته و شیدا و حیرانت

تو هستی صاحب الامرم اشاره یا که لب تر کن
نه تنها سر که من جان میدهم آقا به فرمانت

**از آن جامی که نوشیدی و کج کردی و گنبد شد
بریز ای ساقیا ته جرعه ای در جام مستانت**

ز تو ممنونم ای دریای بی همتای خوبی ها
از اینکه دعوتم کردی شدم ای شاه مهمانت

بدهک

  • شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 19:37
  • نوشته شده توسط
  • رامین برومند(زائر)
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا ثامن الحجج یا امام رضا (ع)_پادشاهان جیره خوار سفره احسان تو * اسماعیل تقوایی

879
1

یا ثامن الحجج یا امام رضا (ع)_پادشاهان جیره خوار سفره احسان تو یا ثامن الحجج یا امام رضا(ع)
پادشاهان جیره خوار سفره احسان تو
بی پناهانیم آقا، جان ما وجان تو

روز میلاد سعیدت روز شور ومستی است
عیدی ما را بده،دستان ما،دامان تو

پنجره فولاد تو تنها ره درمانده هاست
ماه همه هستیم مولا جزو بیماران تو

دل هوای کوی تو دارد رفیقا کاشکی
میزبان باشی وما در مشهدت مهمان تو

ما می مهر رضا از کودکی نوشیده ایم
سالها بیخود زخود، هستیم از مستان تو

بهر درد بی دوای ما فقط یک راه هست
تو طبیب ما شوی ما درپی درمان تو

کاش عمر ما کنار مرقدت آخر شود
آرزوی ما روا کن،جان ما قربان تو

دلخوشی ما بود گفتی به ما سر می زنی
مرگ،ما را راحتی باشد،به این پیمان تو

شعر:اسماعیل تقوایی

  • یکشنبه
  • 23
  • تیر
  • 1398
  • ساعت
  • 07:34
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد