امام رضا علیه السلام

مرتب سازی براساس
 قاسم نعمتی

اشعار مناجات با امام رضا (علیه السلام) -(کم ناز کن در باز کن مهمان رسیده) * قاسم نعمتی

2067
3

اشعار مناجات با امام رضا (علیه السلام) -(کم ناز کن در باز کن مهمان رسیده) کم ناز کن در باز کن مهمان رسیده
مهمان تو با دیده ی گریان رسیده
سرمایه ای که داده بودی باختم من
یا ذالکرم هنگامه ی احسان رسیده
حرف دل هر نوکری اینست عمری
هر چه رسیده از سوی سلطان رسیده
باور کن آقا تا حرم خود را کِشیدم
از این جدایی بر لبانم جان رسیده
افتاده بارم آمدم دستم بگیری
با چشم گریان عبد سرگَردان رسیده
مانند زهرا مادرت سائل نوازی
لطف تو بر داد گنهکاران رسیده
هنگام جان دادن قرار ما دوتا شد
جانِ خودت صبرم دگر پایان رسیده
گویا هنوز از گوشه ی صحنت سحرها
آه کسی جامانده از گُردان رسیده
چه ارتباطی بین اینجا با شلمچه ست
اینجا به پایان دوره ی هجران رسیده
امضای تو پای شهادت نامه ها بود
با دست تو ای

  • پنج شنبه
  • 1
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 13:54
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 قاسم قاسمی بیدهندی

-(خواستم شعری بگویم تا دلم شیدا شود) * قاسم قاسمی بیدهندی

1188

-(خواستم شعری بگویم تا دلم شیدا شود) شعر جدید امام رضا (ع)

خواستم شعری بگویم تا دلم شیدا شود
بیت بیتش موجب ارامش دلها شود

شعری از وصف تمام مهربانیها کنم
بار دیگر مدح از دردانه زهرا کنم

با خودم گفتم اگر خواهی غزل مستت کند
در حریم کبریای دوست پابستت کند

باید اینک خوب وصف خسرو خوبان کنی
با قلم توصیف قلب کشور جانان کنی

پایتخت کشور دل مشهد و شهر رضاست
زائر قبرش میان عرش زوار خداست

اصلا ایران ارزشش از این زمین بالارود
قطره قطره موج گردد سوی این دریا رود

زائری دیدم به زیر لب صدایش می زند
در حرم دست توسل بر امامش می زند

دیدمش در پنجره فولاد یا هو می کشد
مثل خادمها میان صحن جارو می کشد

باخودش می گفت اینجا درد ها درمان شود
کافری آ

  • شنبه
  • 3
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 07:41
  • نوشته شده توسط
  • قاسم قاسمی بیدهندی
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یاعلی بن موسی الرضا(ع)_بر قلوب شیعیان فرمانروایی می کنی * اسماعیل تقوایی

836

یاعلی بن موسی الرضا(ع)_بر قلوب شیعیان فرمانروایی می کنی یا علی بن موسی الرضا

برقلوب شیعیان فرمانروایی می کنی
روز وشب از کارشان مشکل گشایی می کنی

تو رضایی و خدا راضی زاعمالت بود
از تمام عرشیانش دلربایی می کنی

هم کریم وشافی وهم شافع روز جزا
بس به این اوصاف نیکو حق نمایی می کنی

چاره ی بیچارگانی ،نا امیدان را امید
از دل آکنده از غم ،غم زدایی می کنی

ناعلاجان از تو می خواهند بهبود وشفا
اذن حق می گیری وکاری خدایی می کنی

راهها هرگاه مولاجان برویم بسته است
مشهدت آیم برایم ره گشایی می کنی

عطر صحن تو بود یاد آور بوی بهشت
زائر کویت به جنت رهنمایی می کنی

کعبه ی آمال عشاق است آقا مرقدت
هر دلی را روسوی مشهد هوایی می کنی

چون پر کاهی میان خیل عشاق توام
دلخ

  • سه شنبه
  • 13
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 20:41
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

امام رضا ع -(تا که یک جرعه ز مِهرت دلم آسان بچشد، یک نگاهِ تو مرا سمتِ خراسان بکشد!) * هستی محرابی

1137

امام رضا ع -(تا که یک جرعه ز مِهرت دلم آسان بچشد، یک نگاهِ تو مرا سمتِ خراسان بکشد!) #السلام_علیک_یا_ضامن_آهو
#چهارشنبه_های_امام_رضایی

تا که یک جرعه ز مِهرت دلم آسان بچشد
یک نگاهِ تو مرا سمتِ خراسان بکشد
پدرت بابِ مراد و پسرت جود و جواد
کاش عشقِ تو مرا تا خودِ رضوان ببرَد!

#هستی_محرابی

  • چهارشنبه
  • 14
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 16:07
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

نذر رأفتِ بیکران -(چشم هایم خیره شد بر قابِ سقّاخانه ات ) * مرضیه عاطفی

989
2

نذر رأفتِ بیکران -(چشم هایم خیره شد بر قابِ سقّاخانه ات ) چشم هایم خیره شد بر قابِ سقّاخانه ات
سخت دلتنگم! شدم بیتابِ سقّاخانه ات
موجی از دریای رأفت در وجودم جان گرفت
آن شبانگاهی که دیدم خوابِ سقّاخانه ات
اوّل هر صبح عیسی مُرده را جان می دهد
با همان عطر گلاب نابِ سقّاخانه ات
حضرتِ أم البنین(س) پابوسَت آمد تا که شد-
ذکرِ «یاعبّاس(ع)» از آدابِ سقّاخانه ات
شخص میکاییل آمد بعد تعظیم و سلام
رزقِ عالم را گرفت از آبِ سقّاخانه ات
زیر لب میگفت با خود شیخ-حرّعاملی
معرفت می بارد از مهتابِ سقّاخانه ات
همجوارت هست و میخوانَد نماز شکر را؛
پنجره فولاد در محرابِ سقّاخانه ات
بر مشامم میرسد هر لحظه بویِ سامرا
جرعه ای نوشیدم از سردابِ سقّاخانه ات!

  • چهارشنبه
  • 14
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 21:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

یا ضامن آهو -(او آنکه نیست جز به رضای خدا رضا) * حامد تجری

983

یا ضامن آهو -(او آنکه نیست جز به رضای خدا رضا) او آنکه نیست جز به رضای خدا رضا
من آنکه راضی‌ام به رضای رضا فقط
"یا رب مباد اینکه گدا معتبر شود"
جز آن گدا که می‌شود اینجا گدا فقط...

  • چهارشنبه
  • 28
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 13:13
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

راه بهشت -(هر کس که شود پاک سرشت از این‌جاست) *استاد محمد جواد غفورزاده

1242
2

راه بهشت -(هر کس که شود پاک سرشت از این‌جاست) هر کس که شود پاک سرشت از این‌جاست
تعیین مسیر سرنوشت، از این‌جاست
ای دل! به هزار راه و بیراهه مرو
گر مرد رهی، راه بهشت از این‌جاست
دیدم دل خسته، در به در می‌گردد
دنبال بهانۀ سفر می‌گردد
برگشتم و خاک توس را بوسیدم
هر چیز به اصل خویش بر می‌گردد
دل، داشت، تمنای نگاهی به بهشت
گاهی به تو فکر کرد، گاهی به بهشت
دل غافل از این بود که باید ببرد
از «حصن ولایت» تو راهی به بهشت
در عشق تو، اشک حجت کامل ماست
در موج حوادث این حرم، ساحل ماست
وقتی به دلم نگاه کردم، دیدم
آیینۀ خورشید ولایت، دل ماست
دل، هشت دلیل و هشت آیت دارد
تا تکیه به خورشید ولایت دارد
در نزد خدا «راضیةً مرضیه» کیست؟
آن کس که «رضا» از او رضایت

  • پنج شنبه
  • 22
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 18:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

امام رضا علیه السلام -(در گریه خریدار تبسم شدم از عمد) * محسن صرامی

1057
3

امام رضا علیه السلام  -(در گریه خریدار تبسم شدم از عمد) در گریه خریدار تبسم شدم از عمد
انگشت نمای همه مردم شدم از عمد
فتوای شیوخ است که هر باده حرام است
بدمست ترین مشتری خم شدم از عمد
میخواست مرا زائر مشهد کند اما
یکباره پیاده وسط قم شدم از عمد
در حین نمازم وسط رکعت هشتم
سمت حرم قبله هفتم شدم از عمد
با اینکه سه تا حوض حرم داشت ولی باز
با گرد حرم گرم تیمم شدم از عمد
دیدم حرمت پرشده از بچه کبوتر
من بچه شده طالب گندم شدم از عمد
چه دلهره ای در دل پیدا شدگان بود
در آن حرم قدسی تو گم شدم از عمد
با اینکه توانایی اول شدنم بود
در کنگره شعر تو هشتم شدم از عمد

  • چهارشنبه
  • 28
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 17:09
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

و الصُّبحِ اِذا تَنَفّسَ -(ای حضرت خورشید بلاگردانت) *استاد محمد جواد غفورزاده

743
1

و الصُّبحِ اِذا تَنَفّسَ -(ای حضرت خورشید بلاگردانت) ای حضرت خورشید بلاگردانت
ای ماه و ستاره عاشق و حیرانت
در توس شدی مقیم، تا سر بزند
«و الصُّبحِ اِذا تَنَفّسَ» از ایوانت
در توس دلم هیچ زمان خسته نبود
آغوش بهشت، لحظه‌ای بسته نبود
مشهد به کدام جلوه دل خوش می‌کرد
گر منظر این گنبد و گلدسته نبود؟!
خواهی که شود مشکلت آسان ای دوست!
از غم نشود دلت هراسان ای دوست
احرام سفر ببند زیرا گفتند:
«دین را حرمی‌ست در خراسان» ای دوست
چون قطره که محو گشته در اقیانوس
ماییم و جلال جلوۀ شمس شموس
وقت است که موسی و حواریونش
بار سفر از «طور» ببندند به توس
اینجا حرم است، حجت هشتم را
تکرار کن آیۀ «قل اللهم» را
یک پرچم سبز، با تکان دادن دست
دعوت به بهشت می‌کند مردم را
در

  • چهارشنبه
  • 28
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 11:06
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

امام رضا ع -(امشب دلم نقاره میخواد!) * هستی محرابی

2044
1

امام رضا ع -(امشب دلم نقاره میخواد!) #یلدای_امام_رضایی

حالِ دلم خیلی خرابه
امشب دلم نقاره میخواد
یه گوشه ای از باغِ صحنت
این زائرِ آواره میخواد

پیشِ توئه آرامشِ من
یلدا تنورش داغِ داغه
شمعِ دلِ من بی قراره
دردِ من از سوزِ فراقه

شیرینه هر چه با تو بودن
اینجا بساطِ عشقِ پهنه
خواهم کنارِ تو بمونم
داروی من این بوی صحنه

اینجا نگاهِ تو بهشته
احساسِ من خیلی غریبه
مهمون شدم کنجِ ضریحت
بارانِ دستانت طبیبه

از حال و روزم که میدونی
امشب تو قلبم روضه برپاس
قفلِ تمامِ مشکلاتم
تو پنجره فولاد اینجاس!

#هستی_محرابی

  • جمعه
  • 30
  • آذر
  • 1397
  • ساعت
  • 00:17
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

دخیل امام رضا -(من زمستان زده ام حال غريبي دارم) * زهرا رضازاده

1190
1

دخیل امام رضا -(من زمستان زده ام حال غريبي دارم) من زمستان زده ام حال غريبي دارم
خسته ام يك دل محتاج طبيبي دارم

نا اميدم نكن از درگه خود مي ميرم
عاقبت حاجتم از اين حرمت مي گيرم

بچّه بودم به تو خو كرده دلم آقا جان
من دخيلت شده ام صحن طلا مولا جان

مادرم نام رضا در دل من جا داده است
از ازل مهر تو در اين دل من جا مانده است

منم و يك دل باران زده ي طوفاني
ساحلي امن مرا وه ...كه چه خوش مي راني

آرزويم شده هرسال زيارت مشهد
شوق من وقت زيارت كه نگنجد در حد

دهم از دور سلامي و لبالب از سوز
گر كه باشد به صلاحم ،بده حاجت امروز

  • یکشنبه
  • 2
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 01:44
  • نوشته شده توسط
  • 09127033809
ادامه مطلب

کبوتر بچه در صحن رضا -(نگاهی از سر عشقم به صاحبخانه می کردم) * زهرا رضازاده

831
1

کبوتر بچه در صحن رضا -(نگاهی از سر عشقم به صاحبخانه می کردم) نگاهی از سر عشقم به صاحبخانه می کردم
دل دیوانه ام را حبس در کاشانه می کردم

دعا می کردم و تکیه به ایوان طلا دادم
نگاهی از سر بیچارگی بر شانه می کردم

میان صحن و ایوانش کبوتر بچه ای بودم
که از دستان آقا آرزوی دانه می کردم

میان دشت چشمانش شدم آلاله ی وحشی
تقاضای نگاه از صاحب گلخانه می کردم

دلم را در کنار صحن و ایوانش فداکرده
انار سرخ دل را پیش رویش دانه می کردم

چنان چه مهرو امضا بر جواز ماندنم می کرد
خودم را وقف درگاهش بدون چانه می کردم

اگر یک گوشه ی چشمی به حاجات دلم می کرد
همیشه در جوارش زندگی شاهانه می کردم

  • یکشنبه
  • 2
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 14:55
  • نوشته شده توسط
  • 09127033809
ادامه مطلب

شعار پیوسته ایران -(بر سر کشور ما سایه‌ات مستدام) *

4

شعار پیوسته ایران -(بر سر کشور ما سایه‌ات مستدام) بر سر کشور ما
سایه‌ات مستدام
یا علی بن موسی
اَلسّلام اَلسّلام

نام شما به ایران
داده قدر و مقام
یا علی بن موسی
اَلسّلام اَلسّلام

تویی که درد ما را
داده‌ای التیام
یا علی بن موسی
اَلسّلام اَلسّلام

پرچم گنبدت شد
پرچم این قیام
یا علی بن موسی
اَلسّلام اَلسّلام

«اَلسّلطان، یا ابالحسن»

به اذن تو می‌رسد
لحظهٔ انتقام
یا علی بن موسی
اَلسّلام اَلسّلام

با مدد از تو شود
کار دشمن تمام
یا علی بن موسی
اَلسّلام اَلسّلام

دعای تو برکتِ
کشور و این نظام
یا علی بن موسی
اَلسّلام اَلسّلام

صاحب ایران تویی
ای امام ای امام
یا علی بن موسی
اَلسّلام اَلسّلام

«اَلسّلطان، یا ابالحسن»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:31
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

پنجره فولاد -(شبی با چشم بارانی خدایا یا خدا کردم) * زهرا رضازاده

871
1

پنجره فولاد -(شبی با چشم بارانی خدایا یا خدا کردم) شبی با چشم بارانی خدایا یا خدا کردم
شدم طوفان دردو با هیاهو یا رضا کردم

همان شب خواب دیدم دانه بر می چیدم از خوانش
کبوتر بودم و در آسمان خود را رها کردم

کنار پنجره فولاد بستم بال و پرها را
برای جمله بیماران دمادم من دعا کردم

نقاره خانه می زد آهنگ وچه غوغایی به پا می کرد
زدم با ساز دل شوری و شوری را به پا کردم

پریدم سمت سقاخانه، بر لب نام اربابم
کنارش یادی از سقای دشت کربلا کردم

زدم پر سوی گوهرشاد و سر بر سجده مالیدم
نشستم روی بام و نذرهایم را ادا کردم

سلامی دادم اول بر علی مو سی الرضا آنگاه
دلم را بر ضریحش بسته نامش را صدا کردم

خزیدم کنج تنهایی زیارت نامه ای خواندم
تمام دردهایم را یکایک

  • دوشنبه
  • 3
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 16:28
  • نوشته شده توسط
  • 09127033809
ادامه مطلب

گنبد طلا -(حرمت امن تر از باغ بهشته) * زهرا رضازاده

1049
2

گنبد طلا -(حرمت امن تر از باغ بهشته) حرمت امن تر از باغ بهشته
خاك تو رو خدا با عشق سرشته
تو نگيني به انگشتر ايران
از ازل اسم تو رودر دل نوشته

عطر بوی خاص میاد تو حرمت
بوی عود و یاس میاد تو حرمت
چی بگم از غربت و بی کسی هات
میدونم روزی فدا میشم به پات

من شدم دخيل ِتو نگام كني
چاره اي به درد بي دوام كني
بگيرم دامنتو حرف بزنم
به اميدي كه تو هم صدام كني

تو غريب الغربايي مي دونم(آقاجون)
تو معين الضعفايي مي دونم
كسي نا اميد نميره از پيشت
آخه حج فقرايي مي دونم

صحن و گنبد طلات چشم نوازه
صداي نقاره هات خوش آوازه
اب سقاخونه ات شفا میده
حتی دردِ کافرو دوا میده

تو رضايي نور چشم مرتضي
هم زكي و هم ولي نورالهدي

وارث پيغمبري شمسُ شُموس
ضامن

  • پنج شنبه
  • 6
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 12:52
  • نوشته شده توسط
  • 09127033809
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

رباعی زیارت امام رضا علیه‌السلام -(از جوش مَلَک در این حرم هنگامه‌ست) *استاد محمد جواد غفورزاده

1068
1

رباعی زیارت امام رضا علیه‌السلام -(از جوش مَلَک در این حرم هنگامه‌ست) از جوش مَلَک در این حرم هنگامه‌ست
اینجاست که هر فرشته، گلگون جامه‌ست
تا اذن دخول از تو بگیرد آهم
هر قطرۀ اشک من زیارت‌نامه ست
هرچند که مسکین و تهی‌دستم من
از سُکر سلام بر شما مستم من
گویند سلام مستحب است، آری
مشتاق جواب واجبش هستم من
هر چند در این حرم دل از کف دادی
بی تاب‌تر از پنجرۀ فولادی
دست تو، به دامن ضریحش نرسید
«ای اشک، تو هم ز چشم من افتادی!»
بر پنجره، قفلِ بسته‌ام را دیدم
آرامش روح خسته‌ام را دیدم
در آینه‌های حرم از بارش اشک
تصویر دل شکسته‌ام را دیدم
از باغ وفا بنفشه چیده‌ست کسی؟
تا پنجره‌فولاد، دویده‌ست کسی؟
از دفتر «پیداشدگان» پرسیدم:
در سینه دلم گم شده، دیده‌ست کسی؟
تا ماه رخ تو را

  • چهارشنبه
  • 5
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

رباعی الهام یافته از کلام حضرت امام رضا علیه‌السلام -(خواهی که تو را عشق به منزل ببرد) *استاد محمد جواد غفورزاده

808

رباعی الهام یافته از کلام حضرت امام رضا علیه‌السلام -(خواهی که تو را عشق به منزل ببرد) امام رضا(علیه‌السلام):
«عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَحْزَن‏»
تعجب می‌کنم! کسی که تقدير الهی را باور دارد چگونه اندوهگین می‌شود!
الكافی، ج۲، ص۵۹
خواهی که تو را عشق به منزل ببرد
کشتیِ تو را خدا به ساحل ببرد
تسلیم مقدّرِ خدا باش ای دوست
ایمانِ به تقدیر، غم از دل ببرد

  • جمعه
  • 7
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 15:16
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

یا ضامن آهو -(چشم تو نوازشگر و مهرافروز است) *استاد محمد جواد غفورزاده

847
1

یا ضامن آهو -(چشم تو نوازشگر و مهرافروز است) چشم تو نوازشگر و مهرافروز است
در عمق نگاه تو غمی جان ‌‌سوز است
یک روز به دست تو نگاهش را دوخت
«زیبایی چشم آهو» از آن روز است
در توس، امام آسمان سیر شماست
صد فوج فرشته زائرش غیر شماست
حیرت مکن از ضامن آهو بودن
او ضامن رستگاری و خیر شماست
در توس به جز زمزمۀ یاهو نیست
آیینه به غیر «لَیس اِلاّ هُو» نیست
تو ضامن آهویی و در سینۀ ما
یک دل که به بی‌گناهی آهو نیست
ای مهر تو دلنواز پیوستۀ ما
بگشا گره از کار فرو بستۀ ما
یک جلوۀ مهربانی‌ات ما را بس
ای ضامن آهوی دل خستۀ ما
دستی به ضریح مهربانی زده‌ام
قفلی به لب از غم نهانی زده‌ام
خرسندم از این که چون کبوتر، با دوست
حرفی به زبان بی‌زبانی زده‌ام
غم‌ها، نگران

  • جمعه
  • 7
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 15:20
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
استاد محمد جواد غفورزاده

رباعی توسل به امام رضا علیه‌السلام -(حسنت، به هزار جلوه آراسته است) *استاد محمد جواد غفورزاده

2285
7

رباعی توسل به امام رضا علیه‌السلام -(حسنت، به هزار جلوه آراسته است) حسنت، به هزار جلوه آراسته است
زیبایی‌ات از رونق مه کاسته است
من آنچه دل تو خواست، هرگز نشدم
اما تو، همانی که دلم خواسته است
از توس، رهی به کهکشانم بدهید
رخصت به دو چشم خون‌فشانم بدهید
از باب «لِیَطمَئِنَ قَلبی» گاهی
یک گوشۀ ابرویی نشانم بدهید
حسن تو، به وصل آرزومندم کرد
سودای محبت تو دربندم کرد
خاکم به سر، آبرو ندارم، اما
همسایگی تو آبرومندم کرد
آن روضۀ جنت که نبی گفت این است
این گل‌کده، باغ عترت یاسین است
چون باد، در این چمن سبک‌سِیر مباش
تکلیف «مجاوران گل» سنگین است!
ای شمس شموس! ای خدا را آیه
اندوختم از ولای تو سرمایه
فردا چه کنم اگر بپرسند، چرا
رنگی نگرفته‌اید از این همسایه؟
مولای رئوف ماس

  • جمعه
  • 7
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 15:15
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا رسول زاده

غریبانه -(باز آتش به دلِ زخمیِ دریا افتاد) * رضا رسول زاده

810

غریبانه -(باز آتش به دلِ زخمیِ دریا افتاد) باز آتش به دلِ زخمیِ دریا افتاد
شعله ای سُرخ روی سینه ی صحرا افتاد
ملکوت است عزادارِ عزیزِ حیدر
بر زمین بارِ دگر قِبله ی دنیا افتاد
چه غریبانه در این غُربتِ خود می میرد
چه نفس گیر به خاک این گُلِ زهرا افتاد
صورتش خورد به دیوار، صدا زد مادر
فاطمه بود کنارش ولی از پا افتاد
گاه می گفت؛ حَسن، گاه؛ حُسین، گاه؛ عبّاس
یادِ اولادِ علی بود به هرجا افتاد
باز هم شُکر، جَوادش به کنارش آمد
روی دامانِ پسر صورتِ بابا افتاد
کربلا قصّه عَوَض شد، پسری پرپر شد
پدری آمد و بر نعشِ پسر تا افتاد...
...گفت: بعد از تو دگر خاک بر این دَهر، علی...
...بعدِ تو بر دلِ من ماتمی عُظمی افتاد

  • سه شنبه
  • 11
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 18:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

امام رضا ع -(حضرت باران تو به جانم ببار، باغِ دلم بوی خزان می دهد!) * هستی محرابی

2033

امام رضا ع -(حضرت باران تو به جانم ببار، باغِ دلم بوی خزان می دهد!) #چهارشنبه_های_امام_رضایی

پادِشَه ها کنجِ ضریحَت مرا
از کرمَت بوی امان می دهد

مظهرِ لطفی و پناهم تویی
ای که دَمت بر همه جان می دهد

حضرتِ باران تو به جانم ببار
باغِ دلم بوی خزان می دهد

یک نظر احسانِ نگاهت مَنِ
گم شده را راه نشان می دهد

آن قدَر عشقی که تو ای ماهِ من
این حرَمت عطرِ جنان می دهد

کفترِ بامِ تو چه آرامشی
بر دلِ هر چِه نگران می دهد

صحن و سرای تو به مثلِ بهشت
با نفسَت طعمِ اذان می دهد

حُرمتِ چشمِ تو به هر زائرت
عافیتِ هر دو جهان می دهد!

#شعر_جدید
#چهارشنبه_۳_بهمن_۹۷
#هستی_محرابی

  • چهارشنبه
  • 3
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 08:18
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یا امام رضا (ع) -(رزاقی و دادی همیشه نان گدا را ) * محسن صرامی

768

یا امام رضا (ع) -(رزاقی و دادی همیشه نان گدا را ) رزاقی و دادی همیشه نان گدا را
بر سفرات این بار هم بنشان گدا را

هرگز گدا را رد نکردی دست خالی
با دست خود دادی سرو سامان گدا را

نگذاشتی سائل شود شرمنده ی تو
خواندی میان خانه ات مهمان گدا را

شد حاصل نفرین تو حر ریاحی
حتما دعایت میکند سلمان گدا را

انس تو اصلا با گداها از قدیم است
بیش از نیازش دادی از احسان گدا را

با بینوایان پای یک سفره نشستی
کردی صدا با لفظ آقاجان گدا را

وقتی گدا بر تو زند رو می نمائی
از هر دوعالم بی نیازش آن گدا را

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامام رضا علیه السلام -(آنکه قلب هر کسی را خود به یک سو بسته است) * محسن صرامی

857
1

یاامام رضا علیه السلام  -(آنکه قلب هر کسی را خود به یک سو بسته است) آنکه قلب هر کسی را خود به یک سو بسته است
رشته ی جان مرا بر آن پری روبسته است

هیچ کس ضامن نمیشد این دل دیوانه را
جز امامی که به مهرش چشم آهو بسته شد

مهربانی را ببین در اوج رافت میزبان
توشه مهمان خود را از از کرم او بسته است

ابرو باد ماه و خورشید اند بر فرمان او
گردش افلاک بر آن چشم و ابر و بسته است

ماکه نشنیدیم نا امید بر گردد ازاینجا هیچ وقت
هر کسی تنها امیدش را به این کو بسته است

میخرد با قیمت خوبی پناه بی کسان
آبروئی را که در رفتن به یک مو بسته است

قصد دارد از خجالت در حرم آبم کند
یار من شمشیر خود را دیگر از رو بسته است

میکند نا پاک را با یک نگاهش پاک پاک
او گناهان مرا در پای جارو بست

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

شب فراق -(شعرم به سمت یار مجدد کشیده شد) * محسن صرامی

1109

شب فراق -(شعرم به سمت یار مجدد کشیده شد) شعرم به سمت یار مجدد کشیده شد
لکنت گرفتم و به زبان مد کشیده شد

دیدی شب فراق تو با قلب من چه کرد
این شب یقین که بیشتر از حد کشیده شد

وقت رسیدنم دو قدم هم زیادی است
حس می کنم که جاده مشهد کشیده شد

گنبده نما بده به تمام کبوتران
وقت نگه به گنبد تو قد کشیده شد

فو راه رفت بوسه زند بر مناره ها
اما دلش به جذبه ی گنبد کشیده شد

از بس به سمت گنبد تو خوانده ام نماز
گنبد پرستیم به زبان زد کشیده شد

میخواستم که عرض ارادت کنم همین
اما دلم به گوشه مرقد ی کشیده شد

من آمدم برای دل مست و عاشقم
این رفت ما به سه بار به آمد کشیده شد

  • پنج شنبه
  • 4
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 21:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

یا رضا -(سیدی با صد امیدی برتو مهمان آمدم ) * مقصود ایران منش

753
1

یا رضا  -(سیدی با صد امیدی برتو مهمان آمدم ) سیدی با صد امیدی برتو مهمان آمدم
دست خالی برمگردان پیش سلطان آمدم
منظر ذات خدواند است حریم اقدست
از عنایات شما و لطف یزدان آمدم
چشم بستم از سر خوان سلاطین جهان
بی نیازم از سلاطین برسر خوان آمدم
عطرجنت آید از صحن و سرایت یا رضا
طعنه بر جنت زند گویا به رضوان آمدم
جام و جم در دیده ام هرگز ندارد جلوه ای
سرخوشم پیش چنین خورشید تابان آمدم
بردر شاهان عالم رفتن ما مشگل است
تاحریمت را کنم جارو به مژگان امدم
تادرآغوشم بگیرم این ضریح اطهرت
ازدیاردور برشهر خراسان آمدم
ای پناه بی پناهان نا امید ان راامید
روسیاه و موسفیدم بهر احسان امدم
ای رئوف اهلبیت ای مظهر جود و کرم
کمتراز مورم به دربار سلیمان امدم
هرچه

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 18:46
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

ضامن آهو -(دلم گرفته رضا جان به صحن و ایوانت ) * مقصود ایران منش

919

ضامن آهو  -(دلم گرفته رضا جان  به صحن و  ایوانت ) دلم گرفته رضا جان به صحن و ایوانت
اسیر عشق توام جان من بقربانت

توضامن غربائی و ضامن آهو
تمام هستی خلقت بود به فرمانت

عنایتی شده از حق که همجوار توام
که بهرمند شوم از عطای شایانت

به آستان تو رو کرده ام تهی دستم
تفضلی کرمی دست من به دامانت

زدرگه کرمت هیچ کس نشد نومید
همیشه برهمه باز است باب احسانت

حریم قدس تورا انبیا شوند زائر
فرشتگان سما گشته اند مهمانت

توئی که پادشاهان زائر حریم تواند
هزار حاتم طائی نشسته برخوانت

فدای آن همه لطف و کرامت و جودت
که خوانده اند تورا خسرو خراسانت

توئی که عالم آل محمدی مولا
نشسته صد چو مسیحا به درس عرفانت

غلام درگه عرش آستان تو خادم
قدح بدست نشسته میان مستا

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 18:47
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامام رضا علیه السلام -(مجنونم اما در من استعداد بگذار) * محسن صرامی

618

یاامام رضا علیه السلام  -(مجنونم اما در من استعداد بگذار) مجنونم اما در من استعداد بگذار
نوع جنونم را جنون حاد بگذار

من عاشقي بي تيشه اما ريشه دارم
نام مرا از بعد ازاين فرهاد بگذار

هيچم ولي گفتند خيلي مهرباني
اين هيچ را زمره ي اعداد بگذار

فكر دل عشاق خود هم باش كمتر
گيسوي خود را در مسير باد بگذار

گفتم گرفتم درد بي دردمان،كسي گفت
لب را به روي پنجره فولاد بگذار

حالا كه جلد گنبدت كردي دلم را
در صحن آزادي مرا آزاد بگذار

رفتم وليكن زود مي آيم دوباره
جاي مرا در صحن گوهرشاد بگذار

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 20:39
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

گداي زئران -(قسمتم شد تا گداي ضامن آهو شوم) * محسن صرامی

903
1

گداي زئران -(قسمتم شد تا گداي ضامن آهو شوم) قسمتم شد تا گداي ضامن آهو شوم
نه گداي او گداي زئران او شوم

خيره شد چشمم به گنبد خواستم با التماس
خاك پاي خادمان آن سيه ابرو شوم

بوسه ميزد جاروئي در دست خادم صحن را
آرزو كردم در اين صحن و سرا جارو شوم

خار هستم خار اما ميشود در اين حرم
همنشين گل بمانم تا كمي خوشبو شوم

بسكه از او در حرم كار خدائي ديده ام
كار من اين شد فقط مشغول ذكر هو شوم

كاش ميشد ضامن آهو مرا ضامن شود
كاش ميشد تا اسير آن خم گيسو شوم

اين كه تقصير گدايش نيست،ازلطف رضاست
باعث اين شد كه من در اين حرم پررو شوم

  • دوشنبه
  • 8
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 20:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

یاامام رضا علیه السلام -(رقص پرچم كرد طوفان آبروي باد برد) * محسن صرامی

2177
2

یاامام رضا علیه السلام  -(رقص پرچم كرد طوفان آبروي باد برد) رقص پرچم كرد طوفان آبروي باد برد
رقص پرچم كل غم هاي مرا از ياد برد

گر چه شيرين در دل عشاق شور انداخته
بازي ديوانگي را عاقبت فرهاد برد

بايد اينجا ساكت و آرام بود و با ادب
آبروي خويش را هر كس كه زد فرياد برد

يادم آمد نغمه هاي آمدم اي شاه را
بي پناهي را به سوي مامني آباد برد

با خودش روشن دلي اين قلب تاريك مرا
محض درمان تا كنار پنجره فولاد برد

باخت هر كس روي پاي خود در اينجا ايستاد
هر كسي اينجا دم در بر زمين افتاد برد

هر كجاي اين حرم دل ميبرد از عاشقي
دل از اين مجنون عاشق صحن گوهرشاد برد

  • سه شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 15:33
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محسن صرامی

گوشه ي چشم -(سرا پا گوش هستم تا كني صادر تو فرمان را) * محسن صرامی

638
1

گوشه ي چشم -(سرا پا گوش هستم تا كني صادر تو فرمان را) سرا پا گوش هستم تا كني صادر تو فرمان را
طلب كن جان كه تقديم ات نمايم با ادب جان را

يقينأ ميشود مثل كويري خشك و لبريز ترك ايران
اگر منهي كني از خاك اين كشور خراسان را

يقينأ لنگ خواهد زد كميت هفت امامي ها
خدا در حب تو پنهان نموده كل ايمان را

گنهكار آمدم اما به اميدي كه ميسازي
تو با يك گوشه ي چشم ات هزاران مثل سلمان را

امور عالم هستي به امرت بستگي دارد
به دست پرچم ات دادي عنان باد و طوفان را

پر از خالي ست دستانم به پابوس ات كه مي آيم
به من آموخته مادر گدائي پيش سلطان را

ندارم شك كه نابينا به يك آن ميشود بينا
اگر بر ديده بگذارد عصاي دست دربان را

غبار فرش هايت را سليمان ساز ميدانم
به دستان ت

  • سه شنبه
  • 9
  • بهمن
  • 1397
  • ساعت
  • 16:14
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد