ای وای
شهر بی کسی و غربته کوفه
برا قتل تو بی طاقته کوفه
خدا می دونه بی غیرته کوفه
ای وای
کوچه کوچه شدم غریب و شب گرد
فکر غربت تو دلم رو خون کرد
جون رقیّه ی سه ساله برگرد
وعده ی کوفیا دروغه
شبای اینجا بی فروغه
بازار نیزه سازیاشون
بدجوری این شبا شلوغه
( کوفه میا سالار زینب )
امشب
برای غربتت بارون می بارم
پسر عمو ازت خواهشی دارم
میا به کوفه ای صبر وقرارم
ای کاش صدای منو می شنیدی امشب
رسیده جونم از غصه روی لب
دلم شور می زنه برای زینب
میون این شهر حسودا
چشمای هرزه بی شماره
برای قتل و غارت تو
تموم کوفه بی قراره
( کوفه میا سالار زینب )
آقا اینجا شهریه که سلسله داره
روی لباش فقط هلهله داره
تیر سه شعبه
- پنج شنبه
- 25
- مهر
- 1392
- ساعت
- 16:51
- نوشته شده توسط
- علی






