حضرت علی اصغر (ع)

مرتب سازی براساس

اشعار شور شب هفتم محرم کربلائی جواد مقدم -( می دونم که نکات رومه،میدونم که میخوای باشم ) *

6179
12

اشعار شور شب هفتم محرم       کربلائی جواد مقدم -( می دونم که نکات رومه،میدونم که میخوای باشم ) می دونم که نکات رومه،میدونم که میخوای باشم
ولی آقا زمین خوردم (دعاکن دوباره پاشم)2
نبریدی ازم آقا،باید راه گناهو بست
باید دلارو عاشق کرد،هنوزم یه امیدی هست
من از تو دلگیر نمیشم ،خدا می دونه ازت سیر نمیشم
جوونیمو دادم برات،(آقا دیگه پیر نمیشم)2
(یا بن الزهرا،آقام آقام آقام آقام)3
دوری میده آزارم،از غیر تو بیازارم
فریاد می زنم مردم(بدونن تورو دوست دارم)2
واسه این روضه ها آقا،حسابی به تو مدیونم
اگه کمک کنی امشب (اینو براتو می خونم)2
نذرت عموروو تننم،یه عمره تو روضه ها جون می کنم
خدا رو شکر دعات گرفت (حالا دیگه سیزنم)2

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 07:05
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 علی محلاتی

اشعار نوحه حضرت علی اصغر (ع) -( روی دستم، مثل قرآن ـــ پاک و معصومی علی جان ) * علی محلاتی

51

اشعار نوحه حضرت علی اصغر (ع) -( روی دستم، مثل قرآن ـــ پاک و معصومی علی جان ) روی دستم، مثل قرآن ـــ پاک و معصومی علی جان
تیر دشمن داده ای گل ـــ عمر کوتاه تو پایان
می دهی جان / پیش چشمانم چو ماهی
بار دیگر / کن به بابایت نگاهی(2)
علی اصغر / غنچه ی تشنه لب من(3)

پیش چشم، مادر تو ـــ می کنم پنهان سر تو
تا مبادا او ببیند ـــ خون سرخ حنجرتو
کوه صبرم / بشکند از رفتن تو
چون امانت / بوده بر دستم تن تو(2)
علی اصغر / غنچه ی تشنه لب من (3)

در بر من، تا نشستی ـــ کام عطشانت نبستی
شاید ای ششماهه من ـــ تشنه ی یک جرعه هستی
پشت خیمه / می کَنَم خبری برایت
تا نماند / زیر پاها دست و پایت(2)
علی اصغر(3) غنچه ی تشنه لب من (3)

شاعر : علی محلاتی

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:29
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

اشعار تک ضرب شب هفتم محرم حاج محمد رضا بذری -( لالا لالا لالا لالانه دیگه عمو جون بیاد ) *

6501
4

اشعار تک ضرب شب هفتم محرم      حاج محمد رضا بذری -( لالا لالا لالا لالانه دیگه عمو جون بیاد ) لالا لالا لالا لالانه دیگه عمو جون بیاد
نه شیر من محزون بیاد،نه یه قطره بارون میاد
لالا لالا لالا لالا،داری میسوزی تو تبت
از اون ترک های لبت ،بمیرم داره خون میاد
برگ برم ،تو اسماعیل من ها جرم
میزارمتد روخاک پا بکشم پسرم
شاید که آب جوشیبد،آخه من هم مادرم
یا که باید تو رم چون طفلان حرم شکم تو برهنه کنم اصغرم
(روی خاک نمناک خیمه بزارم)2
(منو حلالم کن،شیر خوارم علی علی
به اون خدا سوگند شیر ندارم،علی علی)2
باهل من ناصر پدر وای وای جون گرفتی ای محتضر وای وای
از گهواره افتاده ای وای وای می خوای بری برو پسر،وای وای
کاش حالا که داری میری حداقل بودی رشید
مادر جوشنت می بوسید،جنگید نه تورو می دید
سرباز شش

  • چهارشنبه
  • 5
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 17:16
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب

اشعار نگین شب هفتم محرم حاج محمد رضا بذری -( ای تمام لشگرم،ای علی اصغرم ) *

3664
3

اشعار نگین شب هفتم محرم       حاج محمد رضا بذری -( ای تمام لشگرم،ای علی اصغرم ) ای تمام لشگرم،ای علی اصغرم
بهرقربانی تو را،سوی میدان می برم
برتو می نا زم که شش ماهه سربازمنی
من سرافراز تو هستم تو سرافراز منی
(آخرین یارم علی،من تورا دارم علی )2
[چشم خود را بازکن راز دل ابزار کن
بر سر دوش پدر (پر بزن پروازکن)2]2
غنچه ی خندان من از روی بیرنگت بگو
(جان باباهر چه می خواهد دل تنگت بگو )2
(آخرین یارم علی،من تورا دارم علی )2
نوش من سجاده و خون تو آب وضو
(باید از این خون دهم رویه خود را شستشو)2
یا بشور روی پدر را با سرشت دیده ات
(با تبسم کن برایم با لب خشکیده ات)2
(آخرین یارم علی،من تو را دارم علی)2
(طوطیه پر بسته ام ،کودک دلخسته ام
گوش کن تا بشنوی(گریه ی آهسته ام)2]2
(چشم خود را

  • پنج شنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 06:37
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب

اشعار تک ضرب شب هفتم محرم حاج عباس طهما سب پور -( بخواب آروم عزیز جون مادر ) *

5232
5

اشعار تک ضرب  شب هفتم محرم    حاج عباس طهما سب پور -( بخواب آروم عزیز جون مادر ) بخواب آروم عزیز جون مادر
ای شیرین زبون مادر،لالایی می خونه مادر با صدای خسته
دعا می کنه تا بباره بارون،خواهرت رقیه گریون
زل زده به هر دو تامون،با دل شکسته
آخه چیکار کنم برات که اینهمه حالت بده
لب کوچیک و نازکت یه عالمه خشکی زده،چی به سر تو اومده
(روی دستم بخواب،ایشالله که توی خواب
می بینی رویای آب،لالایی لالا علی)3
(حرارت تب تو میره بالا،مونده چند روزه تو گرما)2
کاش یه کم نسیم بیاد تا،باز تو جون بگیری
رویه لبا دیگه دعای صبره،آسمون بدون ابره
گهوارت شبیه قبره،تشنه لب می میری
نه دیگه گریه میکنی ،نه رو لبته خنده ای
به صورت ناخن بکش تا که بدونم زنده ای یه جوجه پرکنده ای
(روی دستم بخواب،روزای قحطیه

  • پنج شنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1393
  • ساعت
  • 16:13
  • نوشته شده توسط
  • محمد امین
ادامه مطلب
 رضا باقریان

نوحه حضرت علی اصغر (ع) -( طفل شش ماهه رباب ) * رضا باقریان

14

نوحه حضرت علی اصغر (ع) -( طفل شش ماهه رباب ) طفل شش ماهه رباب رفته از تشنگی به خواب

از عطش نایی نمانده در گل پرپر حسین

مادرش دنباله چاره در پیش آب آور حسین

وای علی اصغرم2

در حرم ولوله شده صحبت از هرمله شد

لرزه افتاده به جان باغ گلهای لاله ام

دل پریشان گل شش ماهه مانده سه ساله ام

وای علی اصغرم2

طفل شش ماهه رباب رفته از تشنگی به خواب

از عطش نایی نمانده در گل پرپر حسین

مادرش دنباله چاره در پیش آب آور حسین

وای علی اصغرم2

در حرم ولوله شده صحبت از هرمله شد

لرزه افتاده به جان باغ گلهای لاله ام

دل پریشان گل شش ماهه مانده سه ساله ام

وای علی اصغرم2

شاعر : رضا باقریان

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 17
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 07:55
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

غزل حضرت علی اصغر (ع) -( جای گریه پسرم باز کنی لب خوب است ) * رضا دین پرور

3449
5

غزل حضرت علی اصغر (ع) -( جای گریه پسرم باز کنی لب خوب است ) جای گریه پسرم باز کنی لب خوب است
آنقدر گرم شده که نکنی تب خوب است
پیش مادر نشد آرام بگیری اما
بروی خواب کمی محضر زینب خوب است
آنقدر سوختم از هُرم لب سوخته ات
که دوام آورم از داغ تو تا شب خوب است
لحظه ای هم که شده صبر کن از حال نرو
که رقیه به همه گفته مرتب ... خوب است
برو! شاید که خدا خواست هوا ابری شد
آسمان با پدر تشنه ات اغلب خوب است
هول گهواره خالی به دلم هست ولی
نیزه دار تو اگر هست مجرب خوب است
سر تو گرچه می افتد گُلم از دوش پدر
چشم من تا ندویده سوی مرکب خوب است
اصلاً ای کاش دوباره به حرم برگردی
جای گریه پسرم بازکنی لب خوب است

شاعر : رضا دین پرور

  • جمعه
  • 25
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 18:44
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیر حسام یوسفی

متن اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع) از امیر حسام یوسفی -( عرشیان باب حوائج که خطابش کرند... ) * امیر حسام یوسفی

11

متن اشعار شهادت حضرت علی اصغر(ع) از امیر حسام یوسفی -( عرشیان باب حوائج که خطابش کرند... ) عرشیان باب حوائج که خطابش کرند...
فرشیان جای ابا الفضل حسابش کردند
داشت کم کم به تکان های عمو می خوابید
ناگهان هروله کردند و خرابش کردند
مادر اصغر شش ماهه خود اقیانوس است
رب آب است به معنی و ربابش کردند
شایدم او ملکی بود خدا میداند
که به مادر شدن شاه مجابش کردند
تشنگی بوده بهانش که به میدان برود
خواست سر-باز شود پا به رکابش کردند
قطره آبی شد و بر شانه بابا میرفت
تا که در دست پدر بود، حبابش کردند
بی هوا مثل مدینه پسری را کشتند
او از ارباب چکیدست و گلابش کردند
به علی اصغر و ارباب نمیدانستم
او همان محسن زهراست ، جوابش کردند
مثل انگور حسین است ولی زود رسید
چیدنش از سر این شاخه، شرابش کردند
سیل اشک

  • سه شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:18
  • نوشته شده توسط
  • علی
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر (ع) -( ببار، از سر چشم تو آب بردارند ) * رضا دین پرور

2826
3

حضرت علی اصغر (ع) -( ببار، از سر چشم تو آب بردارند ) ببار، از سر چشم تو آب بردارند
نفس بکش که از آتش عذاب بردارند
کشند عاشقتان را به بند بی تابی
اگر ز زلف کمند تو تاب بردارند
جلوس کن که نگاه تو را کتیبه کنند
منادیان،که ز محشر نقاب بردارند
نوشته اند قیامت به یمن حضرتتان
زهرچه گریه کن تو حساب بردارند
به حکم لعل لبت در مدار استمرار
هزار سالک حاضر جواب بر، دارند
زبس شدیم زجام تو مست لایعقل
بگو که حکم حرام از شراب بردارند
عقیق سرخی و وقتش شده سه شعبه دست
زحلقه های نگاهت رکاب بردارند
فرشته ای وسط حوض اشک می بیند
اگرحجاب زچشم رباب بردارن

شاعر : رضا دین پرور

  • جمعه
  • 25
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 19:51
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

اشعار حضرت علی اصغر(ع) * روح اله گائینی

20

اشعار حضرت علی اصغر(ع) بیا که دل تو سینه بی قراره
طاقت انتظار نداره
منتظر یه تک سواره – بیا
بیا – شب غم ما رو سحر کن
به عاشقات کمی نظر کن
یه شب با این گداها سر کن – بیا
بیا که قلب شیعه ، به غصه ها اسیره
ای تو عزیز زهرا، بیا که فردا دیره
بیا که از فراغت ، کاسه صبر لبریز
بهار من بیا که، بهار گشته پاییز
یابن الحسن کجایی،مردم از این جدایی
بیا – سلام ما به قد و بالات
به خون جای اشک چشمات
به پرچم سرخ لثارات – بیا
بیا- سلام ما به هر نمازت
قنوت و هر راز و نیازت
یه سجده و سوز و گدازت – بیا
لب علی اصغر ، خشک مثله کویره
تو آرزوی آب و ، تو آرزوی شیره
بیا آقا به همراهت ، یه مشک آب ثوابه
دل تموم دنیا، برا علی کبابه
یابن الحسن کجا

  • شنبه
  • 26
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 14:16
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

حضرت علی اصغر (ع) -( کوچکترین ستاره دگر قد کشیده ای ) * اسماعیل شبرنگ

13

حضرت علی اصغر (ع) -( کوچکترین ستاره دگر قد کشیده ای ) کوچکترین ستاره دگر قد کشیده ای
با اشک چشم و خون جگر قد کشیده ای
خورشید زاده ای و سرک می کشی به عرش
تا قله ی رفیع سحر قد کشیده ای
شش آیه نور بودی و در لحظه ی قنوت
برروی دست های پدر قد کشیده ای
بعد از تو سرو قامت مادر خمیده شد
حالا عزیز مادر اگر قدکشیده ای
قطعا به جاست از غم تو جان دهم علی
وقتی به دست تیر سه پر قد کشیده ای
همسایه با عمو شده ای روی نیزه ها
شش ماهه کودکم چقدر قد کشیده ای
گهواره سهم من شد و سر نیزه سهم تو
اینگونه شد که کشته پسر قد کشیده ای

شاعر : اسماعیل شبرنگ

  • شنبه
  • 26
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 15:09
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار زمینه حضرت علی اصغر(ع) -( با لبان سرخت ای گل ) * علی محلاتی

53

اشعار زمینه حضرت علی اصغر(ع) -( با لبان سرخت ای گل ) با لبان سرخت ای گل
می زنی ساز ماتم در دل من
قحطی آب زد خزانِ
تشنگی بر لبت ای حاصل من
علی اصغر(2)علی لالا علی جان

خیره مانده چشم تو بر
مشک خالی و گریان عمویت
از همه سو ناامیدی
با سراب عطش آید به سویت
علی اصغر(2)علی لالا علی جان

از درون گهواره
پر کشیدی به روی دست بابا
گشته سیراب حنجرت از
شعبه های جفای تیر اعدا
علی اصغر(2) علی لالا علی جان

شاعر : علی محلاتی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:24
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت علی اصغر (ع) -( چشاتو وا کن که قد مادرت از غصه کمونه ) * وحید کردلو

4084
4

زمینه شهادت حضرت علی اصغر (ع) -( چشاتو وا کن که قد         مادرت از غصه کمونه ) چشاتو وا کن که قد مادرت از غصه کمونه
میترسه که بیدار نشی برات لالایی نمیخونه
گلم دیگه نگیر بهونه/ همین روزا میریم به خونه
برات سنگ تموم میذارم من
رخت به رنگ برگ یاسه/ نگات شبیه التماسه
ولی به خدا شیر ندارم من
لالایی علی اصغرم

خدا کریمه پسرم شاید دعام اثر بذاره
تو هم دعا کن که دیگه آروم آروم بارون بباره
گلم میگیرمت در آغوش/ داری میری دوباره از هوش
نکن با دلم اینقدر بازی
منم شبیه تو میسوزم/ ببین سیاهه حال و روزم
چرا با مادرت نمیسازی
لالایی علی اصغرم

برات بمیره مادرت که دست و پات رمق نداره
غصه نخور عمو جونت، رفته فرات که آب بیاره
عطش لب تو رو سوزونده/ میاد، دیگه چیزی نمونده
نخواه از این که هست

  • دوشنبه
  • 28
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 12:32
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار نوحه حضرت علی اصغر(ع) -( خون گلویت را گرفته ـــ با من از هجران بگفته ) * علی محلاتی

42

اشعار نوحه حضرت علی اصغر(ع) -( خون گلویت را گرفته ـــ با من از هجران بگفته ) خون گلویت را گرفته ـــ با من از هجران بگفته
تیر دشمن در گلوی تو نشسته اصغرم
بین یاران حسین بودی تو آخر یاورم
بغض گریه در گلویم ـــ مادرت در روبرویم
علی اصغر علی اصغر
من به لبهایت اسیرم ـــ می روم آبی بگیرم
خنده هایت ای علی جان، تازه کرده داغ من
می روی ای گل دوباره، پر کند غم باغ من
کن وداعی با رقیه ـــ لعنت حق بر امیه
علی اصغر علی اصغر

شاعر : علی محلاتی

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:31
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار زمینه زمینه / روضه حضرت علی اصغر(ع) -( لالا اصغر، بخواب گل مادر، دیگه نزن پرپر ) * علی محلاتی

49

اشعار زمینه زمینه / روضه حضرت علی اصغر(ع) -( لالا اصغر، بخواب گل مادر، دیگه نزن پرپر ) لالا اصغر، بخواب گل مادر، دیگه نزن پرپر
نداره شیر مادر، خیمه شده محشر لالایی اصغر
زبونت خشک، دور لبونت خشک، تموم جونت خشک
ناخن نزن اصغر، به سینه ی مادر، لالایی اصغر
اصغر آروم بگیر کسی جوابت نمی ده
جز حرمله و سه شعبه تیر
روی دست، حسین تو آروم بخواب
دور از چشمای رباب
تو رفتی و خیمه؛ برات عزا داره لالایی اصغر
به جای تو مونده؛برای یه گهواره لالایی اصغر
چشمم به راه تو؛ همیشه بیداره لالایی اصغر
**********
بارون بارون، آی بچه ها بارون، بارون تیر بارون
می باره تو میدون، همه بیایید بیرون، بارون می باره
پیراهن بابا شده پر خون، چشاش شده گریون
آی بچه ها انگار، علی شده قربون، بارون می باره
قاتل غرق خنده شد

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:32
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار واحد سنگین حضرت علی اصغر (ع) -( ماهی خشکیده لب ،باله مزن در برم ) * علی محلاتی

177

اشعار واحد سنگین حضرت علی اصغر (ع) -( ماهی خشکیده لب ،باله مزن در برم ) ماهی خشکیده لب ،باله مزن در برم
کوچ مکن من خودم، از تو پرستو ترم
با نگه خود مشو، معنی افسردگی
ای گل نازم مخوان، آیه ی پژمردگی
طعم سپید گلو، ذائقه ی تیرهاست
بعد تو بابای تو، طعمه ی شمشیرهاست
می کُشدم اصغرم، خواهش لبهای تو
آب شده جانم از،سوز چشمای تو
تیغ تمشک لبت، خون به دلم می کند
پیکر بی جان تو، بس خجلم می کند

شاعر : علی محلاتی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:35
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار واحد سنگین حضرت علی اصغر (ع) -( بخواب علی اصغر، آروم بگیر مادر ) * علی محلاتی

51

اشعار واحد سنگین حضرت علی اصغر (ع) -( بخواب علی اصغر، آروم بگیر مادر ) بخواب علی اصغر، آروم بگیر مادر
زبونتو نشون نده، برای شیر مادر
دل کندم از مشکی، که خورده تیر مادر
بخواب که دیگه نبینی، شده اسیر مادر
بزن ناخن به سینه م،شاید که خون بباره
ببین که مادرت جز، شرمندگی نداره
آبم کرده خواهش چشمات، علی جون علی جون
ترک خورده غنچه لبهات، علی جون علی جون
برو اما جان مادر کن حلالم حلالم
تک و تنها منتظر بهر وصالم وصالم
علی اصغر لای لای(2)

شش ماهه ی بابا، مهتاب گهواره
یاور بابا گشته ای،حالا که بی یاده
بر روی دستت من، پرپر شدی این بار
شکسته بغض آسمون، توی گلوت انگار
برای حنجر تو، کافیه حتی سوزن
گلویت افتاده بر دستم، علی علی جان
ز اهل خیمه خجل هستم، علی علی جان
کمک کن گوشه ای

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:34
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار واحد سنگین حضرت علی اصغر(ع) -( نگاهت به مشکه، نمی خوابی مادر ) * علی محلاتی

43

اشعار واحد سنگین حضرت علی اصغر(ع) -( نگاهت به مشکه، نمی خوابی مادر ) نگاهت به مشکه، نمی خوابی مادر
گمونم می سوزه، لبای تو اصغر
دعا کن علی جون، که بارون بگیره
یا اینکه کنارت، ربابه بمیره
لالایی عموجون(4)

عمو رفته تا که، برات آب بیاره
دعا کن سه شعبه،رو مشکش نباره
آخه قول آب و،داده به سکینه
آروم باش که خیمه ش ،هنوز رو زمینه
لالایی عموجون(4)

هنوز گرمی تو، رو دستامه اصغر
صدای تپش هات، لالایی مادر
تو رفتی و مونده، به یاد ربابه
زبون قشنگی، که دنبال آبه
لالایی عمو جون(4)

هنوز شیش ماهت بود، چقدر زود پریدی
روی سینه ی بابا، چه آروم خوابیدی
جای ناخن تو، رو سینه م می مونه
مادر تا همیشه، لالایی می خونه
لالایی عمو جون(4)

شاعر : علی محلاتی

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:37
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار شور واحد حضرت علی اصغر (ع) -( تپش های دل مادر ) * علی محلاتی

48

اشعار شور واحد حضرت علی اصغر (ع) -( تپش های     دل     مادر ) تپش های دل مادر
علی لالا بخواب اصغر
لبهایت از، عطش کبود و بی رنگه
لب وا نکن، که دشمن تو دل سنگه
بمیره مادر،که نداره شیر
درد دل کن با، شعبه های تیر
یاعلی اصغر(4)

لبت خشک و دلت دریا
بخواب آروم، گل بابا
بر روی دست من شدی چون گل پرپر
با چه رویی، تو را برم نزد مادر
میوه ی جان و، حاصل بابا
لب تو گشته، قاتل بابا
یاعلی اصغر(4)

شاعر : علی محلاتی

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:38
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار شور حضرت علی اصغر (ع) -( نشسته خورشید عطش بر دل رباب ) * علی محلاتی

49

اشعار شور حضرت علی اصغر (ع) -( نشسته خورشید عطش بر دل رباب ) نشسته خورشید عطش بر دل رباب
خزان خشکی زده بر حاصل رباب
لالا؛ علی تشنه ی شیرم
بخواب که دیگه نبینی
زمونه کرده اسیرم
فدای خنده تو ـــ نگاه چشم ترم
مادر برات بمیره ـــ که تشنه ای پسرم
لالا،علی اصغر مادر

لبای سرخت می زنه آتیشم علی
بیا و برگرد و نرو از پیشم علی
ناخن؛ نزن به سینه ی مادر
که خیمه ها شده محشر
عمو دیگه شده بی سر
لالایی اصغر من ـــ بخواب رو دست بابا
چقدر آروم خوابیدی ـــ تو دشت کرببلا
لالا، علی اصغر مادر

شاعر : علی محلاتی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 17:39
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 محمد خرم فر

دوبیتی حضرت علی اصغر -( آسمان علوی راقمرم ) * محمد خرم فر

3839
12

دوبیتی حضرت علی اصغر -( آسمان علوی راقمرم ) آسمان علوی را قمرم
پسر فاطمه را من پسرم
تیر بنشست چو برحلقومم
دل من سوخت برای پدرم

شاعر : محمد خرم فر

  • سه شنبه
  • 29
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 19:01
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

زمزمه حضرت علی اصغر (ع) -( زبون به دور لبهات نگردون ) * اسماعیل شبرنگ

15

زمزمه  حضرت علی اصغر (ع) -( زبون به دور لبهات نگردون ) زبون به دور لبهات نگردون
تو خیمه قحط آبه علی جون
یاایهاالناس شش ماهه ی من تشنه ی آبه
آروم نداره داره می میره حالش خرابه
صدای بی صداش دیگه جوهر نداره
از گهواره دیگه می خواد پر دربیاره
رفته عمو ... ولی حالا خبر رسیده
تو علقمه افتاده با دست بریده

لحظه ی ترس و رعله واویلا
حرمله و سه شعبه واویلا
چشای خیسم محوه دوباره به سوی نیزه
با چشمای باز منو می بینی از روی نیزه
بایّ ذنب قتلت شیرخواره ی من
رحمی نکردن به دل بیچاره ی من
حس می کنم دستی دلم رو از جا کنده
حرمله وقتی زیر لب لهم می خنده

شاعر : اسماعیل شبرنگ

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 30
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 20:18
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 بهلول حبیبی زنجانی

اشعار حضرت علی ااصغر(ع) -( جان جانداران عالم به فدای اصغر است ) * بهلول حبیبی زنجانی

15

اشعار حضرت علی ااصغر(ع) -( جان جانداران عالم به فدای اصغر است ) جان جانداران عالم به فدای اصغر است
در دیار غربت این دل، آشنای اصغر است
پادشاهان جهان با آن همه جاه و جلال
سائل آن بارگاه با صفای اصغر است
درگهش باب رجا و بحر انسان بر همه
ای بنازم حاتم طایی گدای اصغر است
بر همه دردمندان درگهش دارد دوا
بر مریضان هیئت دارالشفای اصغر است
عاشقانش را بده مژده کلید مشکلات
در دو دست کوچک مشکل گشای اصغر است

شاعر : بهلول حبیبی زنجانی

  • شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1393
  • ساعت
  • 08:01
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 روح اله گائینی

اشعار حضرت علی اصغر(ع) -( کتاب عمر من بی برگ و بار است ) * روح اله گائینی

34

اشعار حضرت علی اصغر(ع) -( کتاب عمر من بی برگ و بار است ) کتاب عمر من بی برگ و بار است
غم عالم به قلب من سوار است
الا ای قوم ظالم جرعه آبی
به روی دست هایم شیر خوار است
بنا گه گفت آن بن سعد ملعون
زبان از گفتن آن شرمسار است
نمی بینی مگر زیر گلویش
الا ای حرمله فصل شکار است
رسید از غیب یک تیر سه شعبه
که از آن تیر بر قلبم شرار است
سرش بر نی به دنبال سر من
و مادر از پی او بیقرار است

شاعر : روح اله گائینی

  • شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1393
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

زمینه شهادت حضرت علی اصغر (ع) -( کسایی که از اطراف ) * اسماعیل شبرنگ

7

زمینه شهادت حضرت علی اصغر (ع) -( کسایی که از اطراف ) کسایی که از اطراف / خیمه مون میان و می رن
آروم آروم دیگه دارن / لالاییمو یاد می گیرن
لای لای / ای نیمه جون مادر ، شیرین زبون مادر
دلت آروم نداره
لای لای / با چشم غرق بارون ، گریه نکن علی جون
شاید بارون بباره
ببخش // مادر تو اگه که شیر نداره
ببین//چشام مثه چشات ابر بهاره
اگه//عمو بره شریعه آب بیاره
عزیز
( غنچه ی پرپر من / علی اصغر من )
می شه تو سینه م یک دنیا / غصه نهفته واویلا
وقتی چشای حرمله / به تو می افته واویلا
ای وای/سه شعبه و گلویی ، که بند شده به مویی
پاشیده حنجر تو
اصغر / فکر دل منم باش ، از ماتم تو ای کاش
بمیره مادر تو
حالا // بوی خون پیچیده تو این حوالی
دیگه // غم تو برامون نذاشته حا

  • چهارشنبه
  • 30
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 23:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر (ع) -( جنگل به خون نشسته و دست تبر بلند ) * میثم داوودی

9

حضرت علی اصغر (ع) -( جنگل به خون نشسته و دست تبر بلند ) جنگل به خون نشسته و دست تبر بلند ...
یعنی نهال کوچک از این بیشتر بلند ...
دست سیاه حرمله و ... تیر سر به زیر
دست حسین (ع) و کودک شش ماهه سر بلند
خونش چکید و لاله سرخی به جای آن
از خاک سرد سر زد و شد تا کمر بلند
دارد به حال خواهر خود فکر می کند
صحرای داغ و خار و لباس سفر بلند ...
چشمش به خاک علقمه افتاد و ناله کرد :
ای دشمنان ! عموی من از خاک اگر بلند...
کودک به خواب رفته ، در خون گرم خویش
او کوچک است و آه ، عبای پدر بلند
حالا نمای بسته گهواره ای که سوخت
آتش میان چشم پدر شعله ور، بلند

شاعر : میثم داوودی

  • سه شنبه
  • 6
  • آبان
  • 1393
  • ساعت
  • 14:26
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 عبدالله باقری

زمزمه حضرت علی اصغر (ع) -( لالالالا، یه کم دیگه دووم بیار ) * عبدالله باقری

60

زمزمه حضرت علی اصغر (ع) -( لالالالا، یه کم دیگه دووم بیار ) لالالالا، یه کم دیگه دووم بیار
یه کم دیگه دندون روی جیگر بذار
مشک و یکی برده که بر میگرده زود
وقتی می رفت فقط به فکر خیمه بود
نده با اشک، زندگیمو به باد
با آب میاد اگه خدا بخواد
عمو رسید کنار علقمه
صدای تکبیرش میاد
لالایی، عموش رفته آب بیاره
لالالالا، منو نکن خونه خراب
چیزی نمونده عمو جون بیاره آب
بابات رفته به یاری آب آورش
داره میاد! چرا خمیده کمرش
علی م داره، میزنه دست و پا
بچه و داره، میمیره ای خدا
فقط یه راه، مونده برا بابا
رو بزنه به دشمنا
لالایی، الهی بارون بباره

شاعر : عبدالله باقری

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 7
  • آبان
  • 1393
  • ساعت
  • 20:48
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

اشعار حضرت علی اصغر(ع) -( این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است ) * یوسف رحیمی

112

اشعار حضرت علی اصغر(ع) -( این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است ) این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است
یعنی تمام شعرم اسیر دو راهی است
این واژه های تب زده غرق تلاطم اند
در های و هوی تشنگی و العطش گم اند
باید ز هرم آه دلی شعله ور کنیم
با چلچراغ اشک شبی را سحر کنیم
باید دخیل دل به پر جبرئیل بست
آری به قلب معرکه باید سفر کنیم
پس از کدام حادثه باید شروع کرد
پس از کدام واقعه صرف نظر کنیم
میدان پر از صدای کف و طبل و هلهله است
خیمه اسیر شیون و آشوب و ولوله است
آرام دیده تری از دست می رود
صبر و قرار مادری از دست می رود
بی تاب می شود ز تلظی اصغرش
با دیدن کبودی لب های پرپرش
در مشک های تشنه نَمی هم نمانده است
آبی به غیر اشک دمادم نمانده است
این اشکهای سرزده خواهی نخواهی

  • شنبه
  • 3
  • آبان
  • 1393
  • ساعت
  • 07:32
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

نوحه واحد حضرت علی اصغر (ع) -( ای طفل ششماهه ی من ) * بهمن عظیمی

81

نوحه واحد حضرت علی اصغر (ع) -( ای طفل ششماهه ی من ) ای طفل ششماهه ی من
ای همه هستم علیّ اصغر من
اینگونه، مکن تلظّی
تو مزن آتش به جان و پیکر من
وای، بنگر بیقرارم ـ شده خون چشم زارم
وای، کن دعا بهر یاران ـ من که آبی ندارم
لای لای علی جان
داغ غربتم علی جان
گشته شعله و شرر زده به جانت
می دانم ای غنچه ی من
تشنه ی آبی و خشکیده لبانت
وای، مزن آتش به جانم ـ کودک مهربانم
وای، چون دل مادر تو ـ خون شده دیدگانم
لای لای علی جان
بر روی دو دست بابا
ای کبوتر عاقبت تو پر گشودی
تا تیر سه شعبه آمد
حنجرت را تو به(بهر) من سپر نمودی
وای، کودک بی گناهم ـ داده ای جان به راهم
وای، حرمله خندد از مین ـ بر من و اشک و آهم
لای لای علی جان
دست و پا، مزن علی جان
که غم تو از ک

  • چهارشنبه
  • 7
  • آبان
  • 1393
  • ساعت
  • 20:17
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر -( شرمنده کرده است نگاه تو آب را ) * مجید گل دار

2214

حضرت علی اصغر -( شرمنده کرده است نگاه تو آب را ) سوزانده داغ تو جگر آفتاب را
تا غنچه ی گلوی تو را دید حرمله
پاشد که با سه شعبه بگیرد گلاب را
با چند قطره آب مگر سیر میشدی؟
از زوزه های تیر گرفتم جواب را
جسم تورا چگونه پدر خیمه می برد
دق می کند اگر که ببیند رباب را
خون تو را به روی هوا ریخت این چنین
آورد از برای ملائک خضاب را
وقتی که خاک دید چنین جامه چاک داد
خشکی بر لب نوه ی بوتراب را

شاعر : مجید گل دار

  • شنبه
  • 11
  • بهمن
  • 1393
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد