حضرت علی اصغر (ع)

مرتب سازی براساس
 رضا اسماعیلی

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( دریا تو، رودها به لبان تو می‌رسند ) * رضا اسماعیلی

1635

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( دریا تو، رودها به لبان تو می‌رسند ) دریا تو، رودها به لبان تو می‌رسند
آیینه‌ها، به نام و نشان تو می‌رسند
طعم لبان تردِ تو را تشنه است آب
دریاچه‌ها به فصل لبان تو می‌رسند
رندان تشنه لب، که تویی خضر راهشان
پشت عطش، به آب روانِ تو می‌رسند
در کربلای خون و خطر، ای پناه عشق!
آزادگان، به خط امان تو می‌رسند
"هو" می‌چکد ز حنجره‌ات، ای اذان سرخ !
خون جامگان، به بوی اذان تو می‌رسند
گفتی " فیا سُیوف خُذینی" به بزم عشق
شش ماهه مرد! دل شدگان تو می‌رسند
آمد ز راه حرمله و آسمان شکافت
خیل فرشتگان، نگرانِ تو می‌رسند
با حنجر نشسته به خون، گفته‌ای اذان
دل برده‌ای - قسم به خدا - از فرشتگان

شاعر : رضا اسماعیلی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 قاسم نعمتی

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( داغ مجنونی تو بر دل لیلا بس بود ) * قاسم نعمتی

2221
4

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( داغ مجنونی تو بر دل لیلا بس بود ) داغ مجنونی تو بر دل لیلا بس بود
این تلذیِّ تو بر کشتن بابا بس بود
تا قیامت به دل سوخته آل علی
داغ شش ماهگی محسن زهرا بس بود
بهر تر کردن لب های به هم چسبیده
قطره ای آب از پهنۀ دریا بس بود
روضه خوان عطشت سینه مجروح رباب
ذکر لالایی او زان همه غوغا بس بود
سرت انداختی از دور گلویت دیدند
قدر یک بوسه می آوردی تو بالا بس بود
ماندم این تیر چگونه ز گلویت بکشم
خشکی حنجر و این طرح معما بس بود
گِل شد از گریۀ او خاک مزارت برخیز
به تسلیِ دلش خنده ای زیبا بس بود
مخفی ات می کنم اینجا سر نیزه نروی
داغ بی سر شدنت بر جگر ما بس بود

شاعر : قاسم نعمتی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( هر كی گوشش به سخن های منه ) * شهید غلامعلی رجبی

7058
21

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( هر كی گوشش به سخن های منه ) هر كی گوشش به سخن های منه
دیگه از تشنگی فریاد نزنه
هر چی یار داشته بابا فدا شده
بچه ها دیگه بابا تنها شده
بابای ما دیگه سقا نداره
رفته و برای ما آب بیاره
من از اون گوشه ی خیمه می دیدم
حرفاشو با قوم كافر شنیدم
می خواد از ماها خجالت نكشه
داره از دشمنا منت می كشه
نمی گم منت ذلت می كشه
بلكه منت هدایت می كشه
بچه ها دست بابا خونی شده
گمونم شش ماهه قربونی شده
عباشو طوری رو اصغر كشیده
گمونم خیلی خجالت كشیده

شاعر : شهید غلامعلی رجبی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:09
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( با سر انگشت دو تا دست بیا حلقه بساز ) * علیرضا لک

4406
7

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( با سر انگشت دو تا دست بیا حلقه بساز ) با سر انگشت دو تا دست بیا حلقه بساز
تازه این می شود اندازه ی دور کمرش
تنگ کن حلقه ی دستان خودت را حالا
این شود گردن او... آخ چه آمد به سرش!
از ترک خوردن لب هاش حرم ریخت به هم
تا که آرام شود دست به دستش کردند
هرکسی بوسه بر آن گونه ی بی تاب گذاشت
آخر کار رساندند به دست پدرش
آفتاب آمده بالا و نفس گیر شده
پوست نازک او زیر عبا می سوزد
گریه دارد ولی از زور عطش هیچ صدا
نمی آید دگر از داغی آه جگرش
ای فرات از لب تفتیده خجالت نکشی!
ماهی بی رمق آورده دم ساحل تو
پدر او چه کند جای دو تا قطره ی آب
تا که راضی شوی این بار به درد ضررش
"یک نفر نیست بیاید که به دستش بدهم"
تا به او آب دهد گرچه ندارد سودی
پدرش گفت

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 یوسف رحیمی

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( از هُرم عطش اگر چه بی تاب شده ) * یوسف رحیمی

1982

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( از هُرم عطش اگر چه بی تاب شده ) از هُرم عطش اگر چه بی تاب شده
با زمزمۀ سه شعبه ای خواب شده
تصویر به خون نشستۀ پیکر او
بر قلب شکستۀ پدر قاب شده
***
نگاهش دم به دم اعجاز کرده
که او را اینچنین ممتاز کرده
به لطف دست های کوچک خود
گره های بزرگی باز کرده
***
دلم را غرق خون دیدی و رفتی
شبیه ماه تابیدی و رفتی
اگر چه اشک هایت آتشم زد
چه مظلومانه خندیدی و رفتی
***
ندارد طاقت این قلب شکسته
ببیند پیکرت در خون نشسته
چگونه من بریزم خاک بابا
به روی این دو چشم نیمه بسته

شاعر : یوسف رحیمی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( اصغرم رعنا شده ) * داود رحیمی

5610
9

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( اصغرم رعنا شده ) اصغرم رعنا شده
روی نیزه خنده های آخرش زیبا شده
قد کشیده روی نی
قد و بالای گلم اندازه ی سقا شده
کودکم مردی شده
بین سرها سر در آورده چقدر آقا شده
آبرویم را خرید
افتخار مادرش در پیش مادرها شده
دید امامش بی کس است
مثل زهرا در حمایت از امامش پا شده
اصغرم بر نیزه و...
بین لشکر بر سر گهواره اش دعوا شده
**
ای رفیق نیمه راه
نیستی در این بیابان مادرت تنها شده
رسم دنیا را ببین
مادرت با حرمله آواره ی صحرا شده
***

شاعر : داود رحیمی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 12:28
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( ای چشمهایت روشنی ای قصّه ات غم ) * علیرضا لک

2125

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( ای چشمهایت روشنی ای قصّه ات غم ) ای چشمهایت روشنی ای قصّه ات غم
ای مرکز ثقل تمام گریه هایم
کوچکترین لب تشنه در گهواره ی داغ
حبل المتین اشک در دستان ماتم
در تار و پود بند قنداقت نهان است
سرّ مداوای دم عیسی بن مریم
می سوزم از شرم ترک های لب تو
وقتی که سیرت می کند یک قطره شبنم
تو گریه کردی و ز سمت ناله هایت
آید صدا مثل دو چوب خورده بر هم
ماهی تُنگ خالی دست حسینی
شاید دلی هم بشکند از کلّ عالم
تا قطره ی آبی برای تو بگیرد
کج کرده سر پیش عدو فرزند زمزم
دنیا بمیرد پای این فوّاره ی خون
ای اوج مظلومیّت ماه محرّم

شاعر : علیرضا لک

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:18
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( بخواب ای کودک بی‌شیر اصغر ) * مجتبی روشن روان

3880
1

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( بخواب ای کودک بی‌شیر اصغر ) بخواب ای کودک بی‌شیر اصغر
مرا با گریه کردی پیر اصغر
گلویت پاره شد از گوش تا گوش
مگر خورده ز آن شمشیر اصغر
شدی کشته وگرنه دشمن پَست
تو را می‌بست با زنجیر اصغر
لب خشک و گلوی تو نکرده
به قلب حرمله تأثیر اصغر
نمی‌فهمم سه‌شعبه معنی‌اش چیست
چه کرده با گلویت تیر اصغر
دگر بعد از تو ای پاره گلویم
کند لقمه گلویم گیر اصغر
نمی‌دانم چرا آنروز ارباب
تو را آورد با تأخیر اصغر
تنت را چون میان خاک دیدم
شدم از زندگانی سیر اصغر
به همراه پدر بر نیزه رفتی
تو را اینگونه شد تقدیر اصغر
برای تو ز قرآن روضه گویم
بخوانم سورۀ تکویر اصغر
کجایی طفلک معصوم مادر
درون سینه داریم شیر اصغر

شاعر : مجتبی روشن روان

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( حس پدرانه کمتر از مادر نیست ) * داود رحیمی

6624
7

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( حس پدرانه کمتر از مادر نیست ) حس پدرانه کمتر از مادر نیست
جسم پسرم هست ولیکن سر نیست
با تیر زدی قبول! اما نامرد
این تیر سه شعبه مال این حنجر نیست
***
این قوم همیشه عقده ای در دل داشت
از روز ازل عقیده ای باطل داشت
شش ماهه و شصت ساله فرقی نکند
این طایفه با نام علی مشکل داشت

شاعر : داود رحیمی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:22
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( کودک میان خیمه دلش بیقرار آب ) * سید محمد جوادی

2112
1

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( کودک میان خیمه دلش بیقرار آب ) کودک میان خیمه دلش بیقرار آب
امّا به دست دشمن سرکش مهار آب
چندین بنفشه بین حرم رو به قبله، حیف
بی سر میان معرکه خفته سوار آب
چشمان دخترک به سوی نهر علقمه است
یعنی که می کشد به خدا انتظار آب
لب را به شِکوه باز نمود و به گریه گفت
با ما نبود جان پدر این قرار آب
گر تشنه لب به خیمه بمیرد برادرم
گردد سیاه در دو جهان روزگار آب
وقتی خبر رسید عمو تشنه شد شهید
دیگر نبود بر لب دختر شعار آب

شاعر : سید محمد جوادی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( پر می کشد پروانه ای زخمی به سویت ) * حسنا محمدزاده

2093
1

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( پر می کشد پروانه ای زخمی به سویت  ) پر می کشد پروانه ای زخمی به سویت
گهواره ای جان می دهد در آرزویت
باید به دست تیرهای تشنه یک روز
باغ گل سرخی بروید از گلویت
با مشتی از گل های پرپر آسمان هم
سرمست باشد روز و شب از سُکرِ بویت
هفتاد و دو خورشید می آیند آرام
دنبال نورِ چشم های چاره جویت
در قلبِ این منظومه ی آشفته باید
کوچک ترین سیاره باشد ماهِ رویت
از کهکشان راه شیری تا لب خاک
لبریز گردند استکان ها با سبویت
حتما خدا در خلقتش یک روزِ معصوم
دل های عاشق را گره می زد به مویت
هر روز می گردند مادر های بی خواب
گهواره های درد را در جستجویت

شاعر : حسنا محمدزاده

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( داغ جـان سـوزت مـرا دلگیر کرد ) *استاد سید هاشم وفایی

2015
2

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( داغ جـان سـوزت مـرا دلگیر کرد ) داغ جـان سـوزت مـرا دلگیر کرد
غُـربتـم را خـون تـو تفسیـر کرد
زودتـر از تـو بـه قلب من نشست
چون رها دشمن بسویت تیر کرد
خنـدۀ غـرق جــلال تـو به مرگ
دشمـن مغــرور را تحقیر کرد
گر که خـوناب دلم از دیـده ریخت
داغ تـو در سینــه ام تـأثیر کرد
عمـر کـوتـاه و مصیبت سنــج تو
مـادر غمــدیـده ات را پیــر کرد
تـا کـه خـونت موج زد در آسمان
چــرخ از ایثــار تـو تقـدیر کرد
تیــر آمــد بـر گلــوی تــو، ولـی
تیـر کـار تیغـــۀ شمشیــر کرد
هـر کسی بهـر عـزایت گریه کرد
چون «وفائی» خویش را تطهیر کرد

شاعر : استاد سید هاشم وفایی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( باغبان گل فروشم عطر ناب آورده ام ) *استاد سید هاشم وفایی

4683
12

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( باغبان گل فروشم عطر ناب آورده ام ) باغبان گل فروشم عطر ناب آورده ام
یک چمن گل دارم و با خود گلاب آورده ام
تا که گلزار جهان را باز عطر آگین کنم
غنچه ای زیبا ز حُسن انتخاب آورده ام
موج هل من ناصرم پیچید و او لبیک گفت
آخرین سرباز خود را در رکاب آورده ام
غربت پور علی را تا ملائک بنگرند
یادگار دیگری از بوتراب آورده ام
ناطق قرآنم و قرآن گواهی می دهد
سورۀ نوری به همره زین کتاب آورده ام
چهرۀ خورشیدیش روشن ترین صبح من است
شب پرستان روی دستم آفتاب آورده ام
باغ ما سیراب از سرچشمۀ فیض خداست
کس نپندارد گلم را بهر آب آورده ام
تا نماند هیچ عذری از برای هیچ کس
همرهم سرفصلی از فصل الخطاب آورده ام
شاهد پیروزی این انقلاب سرخ اوست
پرچم سبزی برای ا

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( او غربت صدای پدر را شنیده است ) * محمد ارجمند

2099
1

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( او غربت صدای پدر را شنیده است ) او غربت صدای پدر را شنیده است
شش ماهه ای که سنّ بلوغش رسیده است
با بال های ناله که از حال رفته بود
تا پیش چشمذدهای پدر پر کشیده است
دست سه شعبه ای که به سویش دراز شد
هرگز چنین بهار قشنگی نچیده است
آن سو صدا زدند که سیراب می شود
تیرش ز آه و اشک علی آبدیده است
خون گلوی ملتهبش بر زمین نریخت
این باغ لاله را کس دیگر خریده است
از تکّه های حنجره ای خشک و بی رمق
ته مانده ی غریب صدایش چکیده است
پوشانده بود زیر عبا چون که مادرش
در این لباس تازه علی را ندیده است
گهواره بی دلیل به خود تاب می دهد
این بستر بدون علی خواب دیده است

شاعر : محمد ارجمند

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( گشودی چشم، در چشم من و رفتی به خواب اصغر ) * محمد حسین شهریار

5764
19

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( گشودی چشم، در چشم من و رفتی به خواب اصغر ) گشودی چشم، در چشم من و رفتی به خواب اصغر
خداحافظ، خداحافظ، بخواب اصغر بخواب اصغر
بدست خود به قاتل دادمت، هستم خجل
اما ز تاب تشنگی آسوده ‌ای از التهاب اصغر
به شب تا مادرت گیرد به بر قنداقه خالیت
بگریند اختران شب ‌ها به لالای رباب اصغر
کبوتر گو به نسوان مدینه با پرِ خونین
خبر کن آنچه بو بردند از وای غراب اصغر
تو با رنگ پریده غرق خون، دنیا به من تاریک
کجا دیدی شب آمیزد، شفق با ماهتاب اصغر
برو سیراب شو از جام جدّت ساقی کوثر
که دنیا و سرآبش را ندیدی جز سراب اصغر
گلوی تشنه ی بشکافته، بنمای با زهرا
بگو کز زهر پیکان ها به ما دادند آب اصغر
الا ای غنچه نشکفته پژمرده، بهارت کو؟
چه در رفتن به تاراج خزان ک

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( غنچه پرپر من گو که گناه تو چه بود ) *

1906
1

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( غنچه پرپر من گو که گناه تو چه بود  ) غنچه پرپر من گو که گناه تو چه بود
پاره پیکر من گو که گناه تو چه بود
باورم نیست سرت را به سر نیزه زدند
آخر ای اصغر من گو که گناه تو چه بود
چون که دیدم پدرت خاک به رویت می ریخت
سوخت پا تا سرمن گو که گناه تو چه بود
دشمن سنگ دلت سر ز تنت کرده جدا
نیست این باور من گو که گناه تو چه بود
آب هم گر به تو می داد عدو میمردی
نور چشم تر من گو که گناه تو چه بود

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( ای حرمله شرر به دل مادرم زدی ) *

3686
2

شعر مرثیه حضرت علی اصغر(ع) -( ای حرمله شرر به دل مادرم زدی ) ای حرمله شرر به دل مادرم زدی
زین تیر ها که جانب اهل حرم زدی
پشتم شکست امید مرا نا امید کرد
تیری که تو به دیده آب آورم زدی
یاس مرا شکستی و پر پر نمودی اش
دیگر چرا تو شعله به برگ و برم زدی
بر قلب داغدار من ای کاش می زدی
تیری که بر گلوی علی اصغرم زدی
می خواستی اگر بزنی ای لعین چرا
آن لحظه ای که بود علی در برم زدی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( عمود خیمه فتاد و عمو... چه میفهمی ) * علیرضا خاکساری

2012
3

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( عمود خیمه فتاد و عمو... چه میفهمی ) عمود خیمه فتاد و عمو... چه میفهمی
نگاه مادر و صد آرزو چه میفهمی
دوباره دل نگرانی خانمی محزون
دوباره هلهله های عدو چه میفهمی
نماز دیگری و استغاثه ای دیگر
تیممی که به جای وضو... چه میفهمی
برای جرعه ی آبی به آب و آتش زد
ز اشک هاجر در جست و جو چه میفهمی
حسین فاطمه حجت تمامی اش را کرد
ولی تو از دل پر درد او چه میفهمی
اگر کسی به اشارات تو محل ندهد
و یا که در وسط گفتگو... چه میفهمی
کمان و حرمله و تیر مست زهر آلود
نشانه گیری از روبه رو چه میفهمی
به روی دست پدر بچه دست و پا بزند
سه شعبه گیر کند در گلو چه میفهمی
پس از جسارت و بیرون کشیدن ازدل خاک
سنان رود به گلویی فرو چه میفهمی
غروب روز دهم در هجوم مرکب

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 14:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی حسنی

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( به روی صورت طفل آفتاب می ریزد ) * علی حسنی

2131

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( به روی صورت طفل آفتاب می ریزد ) به روی صورت طفل آفتاب می ریزد
خدا به چهره ی ماه اش نقاب می ریزد
به چشم های کسی هجر قطره ی آبی
اگر فشار بیارد سراب می ریزد
رباب پیش خودش فکر می کند حتما
عمو به کام علی قطره آب می ریزد
کنار علقمه شمر لعین می خندد
ز چشم های گلی تا که خواب می ریزد
لباس رزم ندارد ولی بلند شود
به قلب لشگر دشمن عذاب می ریزد
رسیده است زمان نبرد و بین دل
عروس فاطمه هی اضطراب می ریزد
خدا به خیر کند دست تیر،حلق علی
میان معرکه از گل گلاب می ریزد
حسین روی سرش می زند و می گرید
به کام حرمله گویی شراب می ریزد
میان خنده ی انذار با عبای خودش
پدر به روی عزیزش حجاب می ریزد
به سمت خیمه پدر می رود و می آید
چقدر غصه به روی رباب می ر

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 15:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

دانلود سبک زمزمه حضرت علی اصغر(ع) -( علی جانم! یه خورده گریه کن بابا ) * رضا تاجیک

7650
9

دانلود سبک زمزمه حضرت علی اصغر(ع) -( علی جانم! یه خورده گریه کن بابا ) سبک: چرا ز دخترت نمیگیری خبر
علی جانم! یه خورده گریه کن بابا
تا که بدونن زنده ای تو خیمه ها
ببین یه خواهش بیشتر از تو ندارم
بگو چطور سر تو رو نگه دارم
یه دست من به بند پیرهنت یه دست من ببین زیر تنت
ای وای من سرت رها شده چی بگم ز گردنت
لا لا لالایی اصغرم
بابای تو بدون هست و نیس شده
عبام ز خون حنجر تو خیس شده
لشگر شام حرمتمو نگه نداشت
دیدی چطور رو سر من منّت گذاشت
انگار اومد دوباره زلزله داره میاد صدای هلهله
ببین دارن یه چند نفر میرن دستبوسی حرمله
لا لا لالایی اصغرم

شاعر : رضا تاجیک

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 16:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل مصیبت حضرت علی اصغر(ع) -( از من نگیری خنده هایت را علی اصغر ) * وحیده گرجی

2817
5

غزل مصیبت حضرت علی اصغر(ع) -( از من نگیری خنده هایت را علی اصغر ) از من نگیری خنده هایت را علی اصغر
شیرینی دنیای من ... بابا ... علی اصغر
از لشکرم دیگر نمانده یاوری، یاری
بابا ببین تنها شدم، تنها، علی اصغر
داغ بنی هاشم اگرچه سخت بود اما
داغ علی انداختم از پا علی اصغر
انگشتهای کوچکت از گونه ام انگار
دارد که بر می دارد این غم را علی اصغر
بگذار دردم در دلم پنهان شود هر چند
پیری شده در چهره ام پیدا علی اصغر
خورشید چشمم! لذت شیرین دنیایم!
تاب غروبت را ندارم یا علی اصغر
می خوانم از چشمان معصومت که می گویی
میدان نرو تنها، نرو، یا با علی اصغر
بی تابی و بی تابیت آتش به جانم زد
باشد... بیا با من.. بیا بابا.. علی اصغر

شاعر : وحیده گرجی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( پسرم از نفس افتاد... به دادم برسید ) *

3269
14

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( پسرم از نفس افتاد... به دادم برسید ) پسرم از نفس افتاد... به دادم برسید
داد از این همه بی داد به دادم برسید
تشنه ام ؛شیر ندارم ؛چه کنم ؛حیرانم
باید آخر چه به او داد به دادم برسید
دیگر از شدت گرما و عطش همچو کویر
چاک خورده لب نوزاد به دادم برسید
بوی آب و دل بی تاب و سپاهی بی رحم
طفلی و این همه جلاد به دادم برسید
آب دامی ست که دلبند مرا صید کند
وای از حیله ی صیاد به دادم برسید
با پدر رفت و ندانم چه شده کز میدان...
شاه پیغام فرستاد : به دادم برسید
بارالها چه بلایی سرش آمد که حسین
میزند این همه فریاد به دادم برسید

  • سه شنبه
  • 21
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( یابن خیر النساء خداحافظ ) * حامد خاکی

2966
2

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( یابن خیر النساء خداحافظ ) یابن خیر النساء خداحافظ
در پناه خدا، خداحافظ
تو هنوزم مرا نبوسیدی
پدر تشنه ها خداحافظ
دست کم می شود مرا ببری
مرد بی انتها خداحافظ
خواهشی قبل بُردنم دارم
التماس دعا خداحافظ
بی قراری، قرار می خواهی
من نمردم، که یار می خواهی
پر پرواز و بال پروازی
انتهای زمان آغازی
چه کنم یار کوچکت باشم
چه کنم تا دلت شود راضی
اکبرت رفت با عمو چه شود
یک نگاهی به من بیندازی
هر چه باشم منم علی هستم
از چه با بی کسیت می سازی؟
یاد دارم مرا بغل کردی
گفتی ای یار آخرم نازی
سخنانت عجیب غوغا کرد
بند قنداقه ی مرا وا کرد
روی دستان باب من رفتم
با سرم باشتاب، من رفتم
خیمه پرسید بر نمی گردی؟
مگر اینکه به خواب، من رفتم
مشک سقاییِ

  • سه شنبه
  • 21
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( کاش میشد که نسیمی خبرت را می برد ) *

4098
10

شعر  شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( کاش میشد که نسیمی خبرت را می برد ) کاش میشد که نسیمی خبرت را می برد
خبر سوختن بال و پرت را می برد
کاش میشد که زبان دور لبت چرخاندن
اثری داشت که سوز جگرت را می برد
کاش جای عطشی که رمقت را برده
خواب می آمد و چشمان ترت را می برد
تو روی دست پدر عازم میدان بودی ؟
یا که تقدیر گلویت پدرت را می برد
لب زدن ها پدرت را نگرانت کرده
عطش تو نفس مختصرت را می برد
فاصله کم شده و حرمله با قدرت زد
دست بابات نبود تیر سرت را می برد
خوب شد تیر سه پر گرچه سپر را کج کرد
سنگرت بود و گرنه سپرت را می برد
دست و پا می زنی اما پدرت حیران است
گلویت زیر عبا تا به حرم پنهان است
این طرف ناله و آن سوی ولی غوغا شد
گرچه لب خشک ولی چشم همه دریا شد
مادرش زد به سر و

  • سه شنبه
  • 21
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( گر بال و پر زند پرش از دست می رود ) *

3198
4

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( گر بال و پر زند پرش از دست می رود ) گر بال و پر زند پرش از دست می رود
گر تیر را کِشد...سرش از دست می رود
مانده به معرکه ، برود خیمه ؟ مانده است
بین دو راهی اصغرش از دست می رود
مأیوس ایستاده و قنداقه روی دست
دارد امید آخرش از دست می رود
قنداقه را اگر ببرد جانب حرم
دارد یقین که مادرش از دست می رود
اصغر بُدند جمله شهیدان رفته اش
حالا علی اکبرش از دست می رود

  • سه شنبه
  • 21
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
مرحوم محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

شعر حضرت علی اصغر(ع) -( اصغرم من در بر حق سرفرازی می کنم ) *مرحوم محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

2971
4

شعر حضرت علی اصغر(ع) -( اصغرم من در بر حق سرفرازی می کنم  ) اصغرم من در بر حق سرفرازی می کنم
از پدر با خنده ی خود دلنوازی می کنم
می زنم گلبوسه بر تیر سه شعبه زان که من
در جنان با محسن شش ماهه بازی می کنم
ای پدر مانند پرچم بر سر دوشم بگیر
تشنه ی گلبوسه تیرم در آغوشم بگیر
خون به جای جوهر از جام بنا گوشم بگیر

شاعر : محمد حسن فرحبخشیان - ژولیده نیشابوری

  • یکشنبه
  • 26
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر مصیبت حضرت علی اصغر -( تشنگی برده ز تن تاب و ز سر هوش مرا ) * محمود ژولیده

2504
3

شعر مصیبت حضرت علی اصغر -( تشنگی برده ز تن تاب و ز سر هوش مرا ) تشنگی برده ز تن تاب و ز سر هوش مرا
تیر باید کندت مست و قدح نوش مرا
جرعه نوشانه همه در معرکه سیر آب شدند
بگمانم که پدر کرده فراموش مرا
ای خدا مرحمتی کن عوض پرچم فتح
پدرم آید و گیرد بسر دوش مرا
حرمله منتظر و تیر بود تشنه خون
من به خون دهم و او بدرد گوش مرا
مادرم فاطمه آغوش گشوده است پدر
که بگیرد ز سر دوش در آغوش مرا
نفروشم به خدا آبروی خویش به آب
تشنه آب نیم تا که دهد نوش مرا
گفت یکبار دگر شاعر ژولیده پدر
تشنگی برد ز تن تاب و ز سر هوش مرا

شاعر : محمود ژولیده

  • یکشنبه
  • 26
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( بی لبن تشنه اصغر من ) *

2522
3

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( بی لبن تشنه اصغر من ) بی لبن تشنه اصغر من
چون دلم زار و تپان اصغر من
چنگ بر سینه بی شیر رباب
مزن ای خسته روان اصغر من
بر تو پیکان اجل بال گشود
طفل نگشوده زبان اصغر من
تشنه کامی ز لبانت پیداست
نیست حاجت به بیان اصغر من
رمز عشقی که من آموختمت
مکن از خنده عیان اصغر من
دل دشمن چو به حال تو نسوخت
از غمت سوخت جهان اصغر من
ترسم از آب کند سیر تو را
این همه تیر و کمان اصغر من
سنگدل حرمله از دیدن تو
حلق تو کرد نشان اصغر من
سربنه ای گل من پژمان بر خاک
پای ننهانده بر آن اصغر من
سوختی همچو من از داغ عطش
بر لب آب روان اصغر من
دفن کردم عقب خیمه گهم
جسمت از خصم نهان اصغر من
آه ، دشمن ز کجا یافت تو را
که سرت زد به سنان اصغر من
قبر

  • یکشنبه
  • 26
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( علی جون گریه رو بس کن، مادرت طاقت نداره ) * عمار موحد

2708
12

شعر شهادت حضرت علی اصغر(ع) -( علی جون گریه رو بس کن، مادرت طاقت نداره ) علی جون گریه رو بس کن، مادرت طاقت نداره
همه میگن توی خیمه، عمو رفته آب بیاره
ماهی کوچیک تشنه، که لبات مثل کویره
من دیگه شیری ندارم، الهی رباب بمیره
یه دفه تو دل میدون، محشر کبرا به پا شد
صوت "هل من ناصر" اومد، تو حرم غوغا به پا شد
علی با چشمای خستش، به چش عمه نگا کرد
با یه ضربه مثل حیدر، بند قنداقه رو وا کرد
آقامون اومد تو خیمه، علی اصغر و بغل کرد
با نگاه مهربونش، همه مشکلا رو حل کرد
وقتی اومد توی میدون، همه جا ولوله افتاد
چشم ابن سعد نامرد، تو چش حرمله افتاد
امون از تیر سه شعبه، گل و از ساقه جدا کرد
انگاری یه سیب سرخ و، از رو قنداقه جدا کرد.

شاعر : عمار موحد

  • چهارشنبه
  • 29
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل حضرت علی اصغر علیه السلام -( چشم و چراغ من، پسرم اندکی بخواب ) * عمار موحد

2537
7

غزل حضرت علی اصغر علیه السلام -( چشم و چراغ من، پسرم اندکی بخواب ) چشم و چراغ من، پسرم اندکی بخواب
بی‌تابی تو حال حرم را کند خراب
مادر، کویر خشک مرا زیر و رو نکن!
شیری نمانده و شده چشمت پر از سراب
پرپر نزن قناری کز کرده در قفس!
لرزیدن تنت همه را می‌دهد عذاب
از سمت علقمه خبری می‌رسد به گوش
طاقت بیار! مشک عمو پر شده از آب
نه نه عزیزکم خبری نیست، آب نیست
شرمنده‌ام نکن علی و بگذر از رباب

یک ظهر داغ بود و عطش بود و جنگ بود
دلشوره بود و ترس و بلا بود و اضطراب
وقتی که ابر پرده‌ی خیمه کنار رفت
قنداق ماه بود به دستان آفتاب
گفتند بین لشگر تاریک کوفیان
باید که ریشه کن بشود نسل بوتراب
برخیز حرمله گره کور باز کن!
این طفل تشنه آمده ما را کند کباب
تیر سه شعبه‌ای که نماید

  • سه شنبه
  • 28
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 05:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد