حضرت علی اصغر (ع)

مرتب سازی براساس
 رضا قاسمی

حضرت علی اصغر(ع) -(نای بستنِ چشاتو نداری) * رضا قاسمی

568

حضرت علی اصغر(ع) -(نای بستنِ چشاتو نداری) نای بستنِ چشاتو نداری
با چشای باز داری خواب می‌بینی
من دارم توو گریه‌هام غرق می‌شم
تو می‌خندی اشکامو آب می‌بینی

یادته قصه‌شونو گفته بودم
اون شبی که ما بودیم و جبرئیل
حالا اینجا زیر گنبد کبود
من مثِ هاجرم و تو اسماعیل

همیشه قصه‌ی اونا روضه بود
من می‌فهمیدم که هاجر چی کشید
ولی آخرش لبای تشنه‌شون
به بهشتِ خنکِ چشمه رسید

یعنی قصه‌ی ما هم اون‌طوریه؟!
یعنی آخرش تو هم آب می‌خوری؟!
یعنی میشه ببینم مثل قدیم
داری رو دست بابا تاب می‌خوری؟!

بیا آرزوهامو بازی کنیم
یه کم از تشنگی‌مون فرار کنیم
به عموت بگیم بیاد کمک کنه
مشکا رو رو ناقه‌مون سوار کنیم

مثلا توو اولین تولدت
داری بیشتر شبیه بابا می‌شی
آخ که اون لحظه برات غش می‌کنم
دست بابا رو می‌گیری پا میشی

مثلا یه سال گذشته از عطش
یه نگاه به من و بابا می‌کنی
که داریم بهت می‌گیم بگو علی
یاعلی می‌گی زبون وا می‌کنی

عزیزم من چشام آب نمی‌خوره
به تو یک قطره سرابم برسه
می‌دونم که آخرش تشنه می‌ری
اگه حتی به تو آبم برسه

یه صدای مهربون می‌گه رباب!
عمه اومده منو بیدار کنه
می‌گه بچه‌تو بده دست باباش
نمی‌دونم که می‌خواد چی‌کار کنه

وای می‌خواد بچه‌مو میدون ببره
نه می‌خواد رو بزنه برای آب
رو نزن تشنه بمیره بهتره
رو نزن حسین! می‌میره رباب

  • جمعه
  • 26
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 14:55
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محسن حنیفی

حضرت علی اصغر(ع) -(فرات از یاد برده مستی خم غدیرش را) * محسن حنیفی

561

حضرت علی اصغر(ع) -(فرات از یاد برده مستی خم غدیرش را) فرات از یاد برده مستی خم غدیرش را
شکسته چون حریم کوثر و خیر کثیرش را

امام تشنه کامی آسمان را تار میبیند
به او نوشانده یک دریا عطش های کویرش را

اگر چه ناله ی "مُنُوا عَلی بنِ المُصطفی" سر داد
ولی خواهش نکرده کم، شکوه کم نظیرش را

نشد مقبول بزمش، یاری پیغمبران حتی
در آغوشش گرفته یاری طفل صغیرش را

صدای گریه ی او نظم لشکر را به هم میزد
قتیل اشک آورده است، سرباز دلیرش را

علی، انسش به مرگ از شیر مادر بیشتر باشد
دوباره کوفه میبیند سر منبر امیرش را

گلوی کودکی های علی اکبر به غارت رفت
نشد تا بشنود دنیا اذان دلپذیرش را

گلویش "خطبه ی نورانیه"? می خواند تا محشر
عوض می کرد اگر تیر سه پر قدری مسیرش را

تصور میکنم که کودکانه، لحظه آخر
گرفته جای انگشت رقیه چوب تیرش را

خوشا طفلی که در بین مزارش تا خود محشر
گرفته در بغل بابای در بین حصیرش را

? خطبه نورانیه منسوب به امیرالمومنین علی(ع) است
که در آن اوصاف و شخصیت حقیقى امام معصوم و شرایط
ایمان و اوصاف مؤمن و چگونگى کسب معرفت نسبت به
امام را بیان فرموده اند.

  • جمعه
  • 26
  • آبان
  • 1402
  • ساعت
  • 14:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

نوحه واحد حضرت علی اصغر(ع) -(شش‌ماهه اما، اُمُّ الکتابی) * رضا خورشیدی‌فرد

16

نوحه واحد حضرت علی اصغر(ع) -(شش‌ماهه اما، اُمُّ الکتابی) شش‌ماهه اما، اُمُّ الکتابی
هل من معین را، تنها جوابی

ای بر رباب، نور دو عین
قرآن کوچک اباعبدالله الحسین

نوۀ شیرخدایی، یا علی اصغر
یار مصباح الهدایی، یا علی اصغر

«ای عزیز دل بابا، یا علی اصغر»

با خنده بردی از سینه غم را
داری به دستِ کوچک علم را

تو حیدری، در کودکی
باب الحوائج و اسدالله کوچکی

بین این لشکر دشمن، مثل تو مردی نیست
روبروی تو در اینجا، نه هماوردی نیست

«ای عزیز دل بابا، یا علی اصغر»

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

سبک واحد شب هفتم محرم باب الحوائچ حضرت علی اصغر (ع) -(الهی که، مادر فدای تو بشم) * ابوذر رئیس میرزایی

430

سبک واحد شب هفتم محرم باب الحوائچ حضرت علی اصغر (ع) -(الهی که، مادر فدای تو بشم) الهی که، مادر فدای تو بشم
ازت خجالت می کشم
شیری نداشتم

منو ببخش، غم تو مونده رو دلم
چند روزی توی بغلم
تشنت گذاشتم

من پا نیزه تو اون بالایی
برا تو میخونم لالایی
ازتو در نمیاد صدایی

آه
کم نمیشه از این غمم
برات به سینه میزنم

علی علی
غنچه ی پرپر رباب
حالا دیگه راحت بخواب
علی علی

آروم جونم علی علی
_
بدون تو، کجا رو دارم که برم
صدات می پیچه توسرم
عزیز جونم

بدون تو، چیکار کنه حالا رباب؟
زنده باشه چرا رباب؟
عزیز جونم

ای طفل زبون بسته ی من
این نیزه دارا خیلی بدن
سرتو جلوم تکون میدن

آه
دیگه خوابم نمی بره
چشام برای تو تره

ای وای من
با صدای بلند علی
از روی نی بخند علی
ای وای من

آروم جونم علی علی
➖➖➖

انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد.

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 21
  • شهریور
  • 1403
  • ساعت
  • 19:32
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه حضرت علی اصغر(ع) -(گل کوچک و سپیدِ حسین) *

9

نوحه حضرت علی اصغر(ع) -(گل کوچک و سپیدِ حسین) گل کوچک و سپیدِ حسین
تو هم می‌شوی، شهیدِ حسین

«بگو که یک‌شبه مردی شدی برای خودت
و ایستاده‌ای امروز روی پای خودت»

دیدم خواندی رجز، بر دستان پدر
گفتی بر دست او، باید باشم سپر

«ای یاسِ تشنه‌لب»

اگر تشنه‌لب، اگر نیمه‌جان
نگاه تو بود، سوی آسمان

شنیده‌اند ملائک همه صدای تو را
«پدر قنوت گرفته تو را برای خدا»

با بالی غرق خون، پروازت دیدنی‌ست
لشکر شد زیر و رو، اعجازت دیدنی‌ست

«ای یاسِ تشنه‌لب»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:43
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه وفات حضرت رباب سلام الله علیها -(برگشتم خونه ولی بغلم نیس بچه‌م) *

435

زمینه وفات حضرت رباب سلام الله علیها -(برگشتم خونه ولی بغلم نیس بچه‌م) سید محمد حسین آل مجتبی

➖➖➖
برگشتم خونه
ولی بغلم نیس بچه‌م
برگشتم خونه
نمیره یادم محرم
برگشتم خونه
با یه دنیا غم

آخر سرم اومد
چیزی که ازش می‌ترسیدم
باور نمی‌کنم
یه ساله صداشو نشنیدم

حتما اگه الان بود
باید زبون وا می‌کرد
حتما اگه الان بود
منو مادر صدا می‌کرد
.....
برگشتم خونه
ولی خیلی بی‌قرارم
برگشتم خونه
ولی گهواره‌شم ندارم
برگشتم خونه
با حال زارم

هی حسرت می‌خورم
کاش که دور بود از چشم حسود
چیزیش نبود آخه
یه کم فقط تشنه‌ش شده بود

هیچ کسی نمی‌فهمه
اون روزا چی کشیدم
هیچ کسی نمی‌فهمه
بچه‌م رو چه حالی دیدم
....‌
برگشتم خونه
هنوز انگاری اسیرم
برگشتم خونه
ولی تو سایه نمیرم
برگشتم خونه
ای کاش بمیرم

سنیگنی این غم
تا ابد می‌مونه رو شونه‌ام
تا آخرین نفس
همه جا من روضه می‌خونم:

پشت خیمه‌ها دشمن
با علی چکار دارن
پشت خیمه‌ها دشمن
بچه‌مو راحت بذارن
➖➖➖
▪️ وفات حضرت رباب سلام الله علیها روز ۲۱ ماه رجب است.

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • چهارشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:24
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

نوحه حضرت علی اصغر(ع) -(از عطش سر نهاده به شانه) * حسین عباسپور

10

نوحه حضرت علی اصغر(ع) -(از عطش سر نهاده به شانه) از عطش سر نهاده به شانه
سوی میدان علی شد روانه
در پی‌اش حسرتی مادرانه

کی هراسی از لشکر دشمن داشت
غنچه‌ای بود و میل شکفتن داشت

لب‌تشنه می‌جوید دریا را
می‌خواهد آغوش زهرا را

«غنچۀ پرپر، علی‌اصغر»

مرد شش‌ماهه عزم سفر کرد
جان خود را فدای پدر کرد
تیری آمد گلو را سپر کرد

آسمان دلتنگ از قفس دنیاست
که خدا او را پیش خودش می‌خواست

با خون تر شد کام عطشانش
بابا ماند و طفل بی‌جانش

«غنچۀ پرپر، علی‌اصغر»

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد #ده_شبی_محرم شب هفتم (باب الحوائج حضرت علی اصغر علیه السلام ) -(الهی که، مادر فدای تو بشم) * ابوذر رئیس میرزایی

317

واحد #ده_شبی_محرم شب هفتم  (باب الحوائج حضرت علی اصغر علیه السلام ) -(الهی که، مادر فدای تو بشم) الهی که، مادر فدای تو بشم
ازت خجالت می کشم
شیری نداشتم

منو ببخش، غم تو مونده رو دلم
چند روزی توی بغلم
تشنت گذاشتم

من پا نیزه تو اون بالایی
برا تو میخونم لالایی
ازتو در نمیاد صدایی

آه
کم نمیشه از این غمم
برات به سینه میزنم

علی علی
غنچه ی پرپر رباب
حالا دیگه راحت بخواب
علی علی

آروم جونم علی علی
_
بدون تو، کجا رو دارم که برم
صدات می پیچه توسرم
عزیز جونم

بدون تو، چیکار کنه حالا رباب؟
زنده باشه چرا رباب؟
عزیز جونم

ای طفل زبون بسته ی من
این نیزه دارا خیلی بدن
سرتو جلوم تکون میدن

آه
دیگه خوابم نمی بره
چشام برای تو تره

ای وای من
با صدای بلند علی
از روی نی بخند علی
ای وای من

آروم جونم علی علی
➖➖➖

منبع جواز نوکری

لینک کانال تلگرام
t.me/javazenokari

  • پنج شنبه
  • 12
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 10:18
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(شاخه گل من از ساقه افتاد) * سید مهدی حسینی

13

زمینه شهادت حضرت علی اصغر(ع) -(شاخه گل من از ساقه افتاد) شاخه گل من از ساقه افتاد
از روی دستای حسین قنداقه افتاد
از ساقه افتاد از ساقه افتاد

خدا گواهه صد دفعه مردم
وقتی که بعد از تو یه جرعه آب خوردم
خدا گواهه خدا گواهه

دستای خالیمو تکون میدهم
لبای خشکشو نشون میدهم
بچه ام هنوزم تشنه آبه
بدون مادرش نمیخوابه

لالا لالا لالا گلم لالا
میبینی حال و روزم رو از اون بالا
لالا لالا لالا گل پونه
خبر داری دل مادر برات خونه

خون گلوشو من پاک کردم
من با همین دستم تنش رو خاک کردم
بالای نیزه چشماشو بسته
از بس سرش افتاده از نیزه شکسته

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:56
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر حضرت علی اصغر علیه السلام -(حالا که دیگر هست راه آسمان بسته..) * سید پوریا هاشمی

463

متن شعر حضرت علی اصغر علیه السلام -(حالا که دیگر هست راه آسمان بسته..) حالا که دیگر هست راه آسمان بسته..
دشمن روی ما آب را با قصد جان بسته

زخم لبت وا شد..زبانت را نکش رویش
جان رباب آرام شو طفل زبان بسته!

میخواستم در مجلس دامادی ات باشم
مادر به تو صدجور امیدِ گران بسته

گریه کنی با تیر می‌گیرد تو را از من
چون حرمله امروز بر دوشش کمان بسته

ذبح تو خیلی جایزه دارد دراین لشکر
او هم‌ برایش شرط با شمر و سنان بسته

من با صدای تیر فهمیدم تورا کشتند
چشمان من را اضطرابِ تیرشان بسته

حالا سه دندان داری اما حیف پنهان است
آنقدر محکم تیر خوردی شد دهان بسته

تیری که چشمان عمویت را زیارت کرد
حالا دخیلش را میان ابروان بسته

آواره شد از غربتت بابات ای مظلوم
راهش به میدان بسته، راهش بر زنان بسته

سخت است اما از روی نیزه نیوفت اصلا
دشمن تورا با روسری خواهران بسته

  • دوشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

زمینه شب هفتم محرم حضرت علی اصغر(ع) -(آرزوم بود بزرگ بشی بشی عصای پیری) * امیر رضایی

12

زمینه شب هفتم محرم حضرت علی اصغر(ع) -(آرزوم بود بزرگ بشی  بشی عصای پیری) آرزوم بود بزرگ بشی
بشی عصای پیری
آرزوم بود مثل عموت
علم به دست بگیری

اما میبینم که حالا
که تو تشنه ترینی
باید به خواب بری تا که
خواب آب و ببینی

کاشکی یه بار منو ، مادر صدا کنی
از آغوش این همه غم ،‌ منو رها کنی
سخته که بچه ای ، یه قطره آب بخواد
مادر ولی ازش دیگه ، هیچ کاری بر نیاد

علی اصغرم

چقد تو این دو سه روزه
علی شدی اذیت
ببند چشاتو پسرم
که دیگه شدی راحت

بابات به پشت خیمه ها
می‌لرزه دست سردش
کاشکی قلب رباب هم
پیش تو دفن میکردش

فرات شده خجل ، از غم تشنگیت
تیر سه شعبه شد علی ، مرحم تشنگیت
باور نمیکنم ، ازم گرفتنت
رباب بشه فدای اون ، رگای‌ گردنت

علی اصغرم

  • شنبه
  • 26
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 01:18
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 سید پوریا هاشمی

متن شعر حضرت علی اصغر علیه السلام -(فکر کن تشنگی به دنیا نیست..) * سید پوریا هاشمی

497

متن شعر حضرت علی اصغر علیه السلام -(فکر کن تشنگی به دنیا نیست..) فکر کن تشنگی به دنیا نیست..
خیمه ی ما کنار دریا نیست

فکر کن در مدینه ایم اصلا..
خبر از آفتاب صحرا نیست

فکر کن شیر می‌خوری راحت..
مادرت شرمسار بابا نیست

فکر کن مشک ها پر از آب است
غصه ای در وجود سقا نیست

فکر کن حرمله نیامده است..
تیرها با کمانش اینجا نیست

فکر کن تختِ تحت خوابیدی
همه اش واقعی ست رویا نیست

آه دیگر بس است فکر و خیال
پسرم جا برای حاشا نیست

به خدا مادر تو صد دفعه..
رفت دنبال آب، اما نیست!

بین آغوش من بمان امن است
جای دیگر بغیر بلوا نیست

تو حواست فقط به بابات است
چاره ات خواب نیست لالا نیست

پسرم حرمله کمان دارد
تیرهایش یکی و دوتا نیست

تیر مردانه می‌زنند به تو
ذره ای رحم بین اینها نیست

تیر آمد..درست سمت سرت
سر روی پیکر تو حالا نیست

بین میدان و خیمه مانده حسین
راه دیگر برای آقا نیست

ختم تو پشت خیمه برپا شد!
عفو کن مجلس تو غوغا نیست

  • دوشنبه
  • 16
  • مهر
  • 1403
  • ساعت
  • 13:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

متن شعر عزای شب هفتم محرم الحرام نذر_حضرت_علی_أصغر_علیه_السلام -(نشستم پیش گهواره) * مرضیه عاطفی

443

متن شعر عزای شب هفتم محرم الحرام نذر_حضرت_علی_أصغر_علیه_السلام -(نشستم پیش  گهواره) نشستم پیش گهواره
دلم آشوبه، پُر درده
عزیزم رفته با، باباش
بشه سیراب و برگرده

دلم رفته به دنبالش
که وابسته م بهِش خیلی
خدایا زود برگرده
شدم دلواپسِش خیلی

میاد خنده رویِ لبهاش
صداش می پیچه توو گوشم
صحیح و سالم و سیراب
میاد الان توو آغوشم

گلم روو دستایِ باباش
شده سرحال و رفته خواب
شده ساکت صدا-گریه ش
بهش دادن گمونم آب

نمیدونم چرا داره
تو چشماش اشکِ لبریزی
پریشونه چرا زینب(س)؟!
بهم میخواد بگه چیزی

میرم پایِ درِ خیمه
عجب حالِ دلم زاره
خدا رو شکر هستیم و
حسینم(ع) داره میاره

گمونم تویِ آغوشِش
براش یه سایه بون ساخته
نیفته تا بهش آفتاب
عَباش و روو سر انداخته

نمیدونم چرا پاهاش
نداره قدرتِ رفتن
تعلُّل میکنه داره
حسینم(ع) واسه برگشتن

شده نزدیکتر اما
بمیرم! داده قربونی
همه هستیم و می‌بینم
تویِ قنداقهٔ خونی

هنوزم تشنه و خشکه
لبایِ شیرخوارِ من
گلوش و بُرده ضربِ تیر
سرش افتاده روو گردن

به هم ریخته چقد موهاش
چقد شعله وَرِه آهم
دیگه بسته شده با خون
چشایِ خیس شیش-ماهه م

دلم آتیشه! می بینم
سرش روو نیزه رفته؛ وای
حلالم کن...برو...مادر
خداحافظ...علی(ع) لای لای!

  • شنبه
  • 12
  • آبان
  • 1403
  • ساعت
  • 12:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

واحد حضرت علی اصغر(ع) -(با همین خشکی لب‌هات) * رضا خورشیدی‌فرد

14

واحد حضرت علی اصغر(ع) -(با همین خشکی لب‌هات) با همین خشکی لب‌هات
با همین سرخی چشمات
دل‌خوشی مادری
با همین چهرۀ زردت
با همین دستای سردت
دل ما رو می‌بری

ولی، به خاطر غریبی بابات برو
علی، عزیز جون من جونم فدات برو
علی، علی

سخته برام یه لحظه هم نباشی
سخته برام یه لحظه هم خزونت
اما برو از توی آغوش من
تو بغل بابای مهربونت

بگو لبیک، پسرم با گریه‌ها
بگو لبیک، به امام کربلا

غمی در قافله دارم
از فرات من گله دارم
خیلی از ما دل سوزوند
میون گرمای آفتاب
لااقل یه قطرۀ آب
کاش به لب‌هات می‌رسوند

علی، هنوز امید دارم که بارون بباره
ولی، هرچی دیدم آسمون ابری نداره
علی، علی

کاشکی می‌گفتی به من ای عزیزم
چه‌جوری با خاطره‌هات سرکنم
گفتم برو بین آغوش بابات
اما برام سخته که باور کنم...

دیدم افتاد، به روی شونه سرت
من بمیرم، غرق خونه حنجرت

شاعر و نغمه‌پرداز: رضا_خورشیدی‌فرد

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:00
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(داره قلبم با نفسای زخمی تو می‌زنه) * حسین عباسپور

13

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(داره قلبم با نفسای زخمی تو می‌زنه) داره قلبم با نفسای زخمی تو می‌زنه
رو لبای خشک تو ردّ اشک چشای منه

سرخی چشمای تو بی‌تابم کرده
کاش می‌شد سقا با دست پر برگرده

دست و پا نزن تو آغوش من
علی جان بمون تا نمیره رباب
تشنه‌کام من تلظی نکن
یه کم توی آغوش مادر بخواب

می‌شه ناامید، امید آخرم
هستی رباب، علی اصغرم

می‌ری میدون دستای مولا پشت و پناهت علی
اما مونده چشمای مادر خیره به راهت علی

پشت سرت دعای مادر همینه
گلوی نازتو حرمله نبینه

مثل من تو هم، برای حسین
واسه غربتش بی‌قراری علی
تیر اگه یه وقت، بیاد سمت‌تون
می‌خوای که واسه‌ش جون بذاری علی

رو به سوی حق، برو دلاورم
هستی رباب، علی اصغرم

علی انگار خوابیده آروم زیر عبای بابا
توی میدون چی شده می‌لرزه قدمای بابا

منتظر بودم مادر پیشم برگردی
گلوتو آخر چرا با خون تر کردی؟

سخته باورش که من زنده‌م و
ببینم که رو شونه افتاد سرت
مادرت برات بمیره علی
سه‌شعبه چه‌ها کرده با حنجرت

لالایی بخواب، لالۀ پرپرم
هستی رباب، علی اصغرم

شاعر: حسین_عباس‌پور
نغمه‌پرداز: سیدعلی‌اکبر_حسین‌پور

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:01
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(یه مادر چطوری می‌تونه دلش طاقت بیاره) *

13

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(یه مادر چطوری می‌تونه دلش طاقت بیاره) (به یاد کودکان مظلوم غزه)

یه مادر چطوری می‌تونه دلش طاقت بیاره
وقتی می‌بینه گلش از تشنگی آروم نداره
وقتی که می‌بینه از آسمون هم آتیش می‌باره
آروم نداره، آروم نداره

خیمه خیمه پی یک جرعۀ آب
داره می‌ره ولی نیست غیر سراب
هر کسی که بچۀ تشنه داره
زیر لب می‌گه وای از دل رباب

داغ، داغ بزرگیه
حال، حال عجیبیه
آه، آه غریبیه

خدا برا هیچ‌کس نیاره
کی می‌تونه طاقت بیاره

«وای، وای از دل رباب»

یه پدر غنچۀ بی‌سرش رو رو دستش می‌گیره
جا داره هر آدم آزاده‌ای از غم بمیره
اگه حتی بارونم بباره دیگه خیلی دیره
گریه‌م می‌گیره، گریه‌م می‌گیره

چه غمی سخت‌تر از این تو عالمین
واسه بچه‌ش می‌خونه شهادتین
هر کسی این صحنه‌ها رو می‌بینه
زیر لب می‌گه وای از دل حسین

داغ، داغ بزرگیه
حال، حال عجیبیه
آه، آه غریبیه

خدا برا هیچ‌کس نیاره
کی می‌تونه طاقت بیاره

«وای، وای از دل حسین»

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:48
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(از یادم نمی‌ره، داغش تا قیامت) * محمدرضا رضایی

15

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(از یادم نمی‌ره، داغش تا قیامت) از یادم نمی‌ره، داغش تا قیامت
بغضِ تو گلومه، اون قحطی آب و
بی‌تابی و غربت

اشک آسمونو دیدم، جون من رسیده بر لب
پسرمو کشتن
با تیر سه شعبه آخر، هستی‌مو گرفتند زینب
پسرمو کشتن

«پریشونه رباب،‌ ای وای ای وای
نبود یه قطره آب، ای وای ای وای»

از یادم نمی‌ره، رو دست باباش بود
چشم نیمه‌جونش، بسته می‌شد اما
خنده رو لباش بود

کوفیا چقدر بی‌رحمن، پیش چشم غرق خونم
پسرمو کشتن
با چشمای پُر بارونم، لالایی براش می‌خونم
پسرمو کشتن

«دیگه آروم بخواب، لالا لالا
ای هستی رباب،‌ لالا لالا»

از یادم نمی‌ره، تُو میدون غریب شد
با خون گلویِ اصغر هم شکست و
هم شیب‌الخضیب شد

با یاد نماز صبرش، بی‌صبره هنوزم قلبم
پسرمو کشتن
از عرش خدا هم اومد، تسلیت برای این غم
پسرمو کشتن

«بارونیه چشام، ای وای ای وای
وای از دل آقام، ای وای ای وای»

شاعر: جمعی_از_شاعران
نغمه‌پرداز: محمدرضا_رضایی

  • پنج شنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 20:44
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(مثه ابر بهاری بی‌تو، شده حالم) *

10

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(مثه ابر بهاری بی‌تو، شده حالم) مثه ابر بهاری بی‌تو، شده حالم
گرفتار خزون شد مادر، همه‌سالم
تو رفتی رفته با تو از دست، همه هستیم
چه فکرایی که داشتم واسه‌ت، تو خیالم

پسرم بعد هر نماز، همه‌ش این بود دعای من
که ببینم جوونی‌تو، بشی نور چشای من

شب‌ها که می‌خونم، باز لالایی برات
تو گوشم می‌پیچه، باز آهنگ صدات
واسه‌م مونده فقط، از تو خاطره‌هات

«لالایی پسرم، لالایی پسرم»

خبر از حال و روز صاحب علم اومد
می‌دونی چی به روز اهلِ حرم اومد
شدی تو دلخوشی خیمه، ولی مادر
از اون چیزی که می‌ترسیدم، سرم اومد

آخه کی باورش می‌شد، تو رو از من جدا کنن
با سه‌شعبه فکری واسه، خشکی اون لبا کنن

خوب شد که نبودم، اون لحظه روبروت
با این تیر اگه که، افتاد از پا عموت
هر چی فکر می‌کنم... سخته داغ گلوت

«لالایی پسرم، لالایی پسرم»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:42
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت رباب(س) -(مادر شهید، همسر شهید) *

8

شور حضرت رباب(س) -(مادر شهید، همسر شهید) مادر شهید، همسر شهید
احترامشو، داره هر شهید

بانوی باصلابت حرمه
از وقارش هرچی که می‌گی کمه
چقَدَر ساده رد شدیم همیشه
از کنار نامی که محترمه

سراب چی بگه، آخه از آبروی آب؟
ادب می‌کنیم، بعد از این موقع خطاب
صداش می‌زنیم، همیشه حضرت رباب

«بانوی سیدالشهدا، یا حضرت رباب
سلام خدا به شما، یا حضرت رباب»

همدم امام، همسر امام
توی کربلاست، یاور امام

تو صبوری زبونزد همه شد
از روزی که عروس فاطمه شد
تو دلش چی گذشته لحظه‌ای که
با یه تیر سه‌شعبه همهمه شد

کیه بدونه، غم چشم‌انتظاری‌شو؟
ولی ندیده، هیچ‌کسی گریه‌زاری‌شو
کسی ندیده، ناله و بی‌قراری‌شو

«بانوی سیدالشهدا، یا حضرت رباب
سلام خدا به شما، یا حضرت رباب»

گرچه روضه‌هاش، غیر غم نداشت
از حماسه‌ها، چیزی کم نداشت

از غم و داغ سیدالشهدا
که سه روز مونده بود رو خاک بلا
زیر سایه نرفت تا آخر عمر
به فدای این همه عشق و وفا

می‌شد همه‌جا، روضه‌خونش صدای آب
دلش می‌گرفت، تا می‌دید زنجیر و طناب
کیه بدونه، چی کشید تو بزم شراب؟

«بانوی سیدالشهدا، یا حضرت رباب
سلام خدا به شما، یا حضرت رباب»

شاعر و نغمه‌پرداز: جمعی_از_شاعران

  • شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 00:45
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

واحد حضرت علی اصغر(ع) -(دعام اینه پسرم قیامت که می‌شه روسفید باشم) * محمد جواد الهی پور

15

واحد حضرت علی اصغر(ع) -(دعام اینه پسرم قیامت که می‌شه روسفید باشم) دعام اینه پسرم
قیامت که می‌شه روسفید باشم
تو دشت کرب‌وبلا
مادر کوچیک‌ترین شهید باشم

برو مادر، خون تو رنگین‌تر از خون بابا نیست
خیالت تخت، مادرت کنار عمه‌ها تنها نیست
برو مادر که دنیا جای ما نیست

آخه دنیا بی‌حسین همه‌ش عذابه
زندگی بعد حسین فقط سرابه
اومدن با شما حسرت ربابه

«علی جانم»

یه کاری کن پسرم
دیگه داره نزدیک غروب می‌شه
یه کاری کن پسرم
حاجتم روا بشه چه خوب می‌شه

چه خوب می‌شه، پسر بابا بشه سپر بابا
چه خوب می‌شه، بلاگردون بشی دور سر بابا
چه خوب می‌شه، بشی سپر بابا

دیگه از اینجا به بعد کار رباب نیست
برو پیش خدا کارت بی‌جواب نیست
لالایی نمی‌خونم که وقت خواب نیست

«علی جانم»

بخند به روی بابا
عطشو دیگه به روت نیار مادر
بخند به روی بابا
اگه حتی شد گلوی تو پرپر

بخند مادر، پسرم باید قوی‌تر از این باشه
بخند می‌خوام، آخرین تصویرم از تو همين باشه
دعات واسه ما صبر و یقین باشه

خدا می‌دونه بابات چه حالی داره
دعا کن که داغتو طاقت بیاره
خدا مرهمی روی دلش بذاره

«علی جانم»

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:21
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(اومدیم کنارِ گهوارۀ گلت نشستیم) *

12

زمینه حضرت علی اصغر(ع) -(اومدیم کنارِ گهوارۀ گلت نشستیم) اومدیم کنارِ گهوارۀ گلت نشستیم
تو لالایی خوندی ما چشا رو ابری کردیم
تو رو دیدیم اما تازه فهمیدیم آخه
تو چقدر صبوری ما چقدر بی‌صبری کردیم

نه لب وا کردی به گلایه
نه بی‌قراری برا اصغر
خدا چه صبری به تو داده
چه صبری داده به تو مادر

داغ علی مونده روی دل‌ها
نشنیده هیچ‌کسی از تو اما‏
نوایی به غیر وا حُسینا

«وا حُسینا وا حُسینا»

خدا می‌دونه که توی خیمه چی کشیدی
تا دیگه نیومد صدای گریه‌های اصغر
کوه غم رو شونه‌ت، سیل اشکت جاری می‌شد
طوفانی به‌پا بود، بی‌صدا در زیر معجر

سکوت تو عالمو کشته
آخه غم تو بی‌حسابه
یه داغی مونده توی قلبت
اونم سؤالی بی‌جوابه

بگید به کوفیای بی‌احساس!
مگه شش‌ماهه چقدر آب می‌خواس؟
سه‌شعبه کجا و حنجر یاس؟

تو دلت نشسته غمی جانسوز اما بانو
انگاری تو هم به آرزوت آخر رسیدی
از بقیه حالا تو دیگه شرمنده نیستی
میون شهیدا داری تو حالا شهیدی

غم علی سخته برا تو
دلت آرومه ولی حالا
فدایی شد شش‌ماهۀ تو
تو اقتدا کردی به زهرا

توی نگاه حسین چی دیدی؟
که آخر از علی دل بریدی
تو هم دیگه مادر شهیدی!

  • یکشنبه
  • 20
  • اردیبهشت
  • 1405
  • ساعت
  • 22:24
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

شور حضرت رباب(س) -(مادر سردار شش ماهه ی کربلا) * محمدرضا مصطفوی

16

شور حضرت رباب(س) -(مادر سردار شش ماهه ی کربلا) بند_اول

مادر سردار شش ماهه ی کربلا
همسر و غمخواره،سرداره کربلا
وصف تو میگن کل راویان تاریخ
دلبره و دلداره،سلطان کربلا

بی‌بی‌ربابم،عبدت کن منو خطابم
بی‌بی‌ربابم،دست‌ رد نزن خانوم نکن جوابم
همه‌میدونن،کلب آستانه‌ی خانوم ربابم
بی‌بی‌ربابم،تو محشر منم بکن جزو نوکرات حسابم

مادر اصغره،تو قبیله برتره
تو فصاحت بازم از همگان سرتره
واقعا محشره،دلبره تاج سره
حضرت ربابه اونکه از همه بهتره

بند_اول

مادر علی اصغر،مادر سکینه ای
از غم عشق حسین،روز و شب به گریه ای
وصف تو میگن کل راویان تاریخ
تو بلاغت انگار ثانی عقیله ای

بی‌بی‌م ربابه،اونکه معنی حجابه
بی‌بی‌م ربابه،نوکری براش ثوابه
یه کربلامن،میخوام از دستای خانوم
بی‌بی‌م ربابه،کربلا امضا کن حالم خرابه

مادر سکینه،خدایی بی قرینه
بی هماننده برترین زن قبیله
دل بهش اسیره،چقدر غمش عجینه
به بی بی رباب میگن ثانی عقیله

  • سه شنبه
  • 5
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 23:05
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمدرضا سروری

حضرت رباب(س) -(بر سر گهواره خونین و خالی) * محمدرضا سروری

25

حضرت رباب(س) -(بر سر گهواره خونین و خالی) بر سر گهوارة خونین و خالی تا به کی باید بنالی؟

مهد می جنبانی و طفلی خیالی تا به کی باید بنالی؟

اشک می ریزی چرا در این حوالی تا به کی باید بنالی؟

کن رها یک لحظه این آشفته حالی تا به کی باید بنالی؟

گریه منما جان من با هر سوالی تا به کی باید بنالی؟

با دلی خونین و با قدی هلالی تا به کی باید بنالی؟

غصه را دِه با صبوری انتقالی تا به کی باید بنالی؟

******

طفل از کف داده ای سخت است می دانم رباب

من که خود هم در کنارت نوحه می خوانم رباب

باید از سوز و گدازت کم کنی ای مهربان

مثل کوهی زیر غم ها با تو می مانم رباب

مادری و بی قراری مثل باران بهاری

اشک خون از دیده باری تا به کی باید بنالی؟

بر سر گهوارة خونین و خالی تا به کی باید بنالی؟

******

خیره کمتر شو به این گهواره تابت می بَرد

با نِیِ دل ناگرانی حسِّ خوابت می بَرد

مادر غمدیده ای هستی دچار اضطراب

بی‌قراری نور چشمان پُر آبت می بَرد

مادری و داغ داری در میان آه و زاری

دل به اندوه می سپاری تا به کی باید بنالی؟

بر سر گهوارة خونین و خالی تا به کی باید بنالی؟

******

اشک ریزی را رها کن صبر و طاقت پیشه کن

فکر این جا مانده ها با قلبِ مثل شیشه کن

چارة درد جدایی را صبوری کن رباب

ناله کمتر کن به احوال حرم اندیشه کن

مادری و غصه باری داده از کف شیر خواری

غرق داغِ بیشماری تا به کی باید بنالی؟

بر سر گهوارة خونین و خالی تا به کی باید بنالی؟

******

قلب زارت را به تیر بی قراری خون مکن

با نگاه کردن به قنداقه غمت افزون مکن

مادری می دانم و داغِ برابر دیده ام

خانة دل را به آوار عزا گلگون مکن

مادری و غم نثاری غصه بر هم می گذاری

از غم اصغر فگاری تا به کی باید بنالی؟

بر سر گهوارة خونین و خالی تا به کی باید بنالی؟

******

نیمه شب با گریه یاد اصغرت افتاده ای

صبح تا شب با فغان دیگرت افتاده ای

آب می بینی ولی از خوردنش دوری کنی

یاد طفل تشنه کام پرپرت افتاده ای

مادری و فکر یاری تشنگی شد زخم کاری

از عزیزت شرمساری تا به کی باید بنالی؟

بر سر گهوارة خونین و خالی تا به کی باید بنالی؟

******

از فراز دیده ها این ابر خون باران ببر

خوابِ غم از آسمانِ چشم بیداران ببر

سروری با اقتدار و افتخار آید پدید

ناله و اندوه و ماتم از دل یاران ببر

مادری و ناله داری یک گلستان لاله داری

حسرت آلاله داری تا به کی باید بنالی؟

بر سر گهوارة خونین و خالی تا به کی باید بنالی؟

******

  • چهارشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1405
  • ساعت
  • 01:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد