حضرت علی اصغر (ع)

مرتب سازی براساس

حضرت علی اصغر(ع) -( او منتظر وقت سفر بود، نبود؟ ) * امیر اکبرزاده

1379

حضرت علی اصغر(ع) -( او منتظر وقت سفر بود، نبود؟ ) او منتظر وقت سفر بود، نبود؟

مشتاق گذشتن از خطر بود، نبود؟

تا لحظه‌ی آخر به خودش فکر نکرد

شش ماه کفن‌پوش پدر بود، نبود؟

شاعر : امیر اکبرزاده

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 05:31
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

حضرت علی اصغر(ع) -( آمدم خیمه تا وداع کنم ) * مهدی مقیمی

4563
6

حضرت علی اصغر(ع) -(  آمدم خیمه تا وداع کنم ) آمدم خیمه تا وداع کنم

دیدم از داغ آب می سوزی

بردم آبت دهم ولی دیدم

زیر این آفتاب می سوزی

کاش آبی شود مهیا تا

خجل از روی خواهرت نشوم

سعی کردم که وقت بردن تو

چشم در چشم مادرت نشوم

پشت سر را نگاه کن پسرم

جلوی خیمه ها رباب نشست

به امیدی که خیمه برگردی

آمد و زیر آفتاب نشست

من که طاقت ندارم ای گل من

که نگاهی کنم به پشت سرم

لیک حس می کنم که آمده اند

جلوی خیمه ها زنان حرم

گر چه ای کودکم نمی بینم

ذره ای رحم در دل اعدا

شاید این دفعه وضع ، فرق کند

کودک من توکلت به خدا

به رخ کودکم نگاه کنید

رنگ ، دیگر به روی طفلم نیست

کوفیان إرحمو بهذالطفل

قطره ای هم برای او کافیست

خودمانیم شیرخوار

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 05:33
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار شب هفتم به همراه سبک/زمینه -( اصغر من عمو رفته که آب بیاره ) * محسن مقدم

3517
3

اشعار شب هفتم به همراه سبک/زمینه -( اصغر من عمو رفته که آب بیاره ) اصغر من عمو رفته که آب بیاره

اصغرمن توی گهواره بی قراره

اصغر من شاید امشب بارون بباره

چرا به پیچ وتابی آرامش ربابی

لالایی می خونم تا گل پسرم بخوابی

نیست رمقی تو چشمات رحمی بکن به بابات

من بمیرم براتو خون میاد از رو لبهات

واای علیم رو نی آروم گرفته

واای خدا کنه سرش نیافته

شب بلا شب عطش دوباره شور وهروله

لالالالایی پسرم بخواب که خوابه حرمله

لالایی اصغرم

ای پسرم داره می میره مادر تو

ای پسرم چه می سوزه بال و پر تو

ای پسرم بزرگه نیزه از سر تو

اسیر تیر وسنگی رو نی چقد قشنگی

مثل عموت اباالفضل مرد نبرد و جنگی

چه جور طاقت بیارم خون از سرت روونه

دیگه دارم می میرم خدا خودش می دونه

واای

  • دوشنبه
  • 18
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 15:25
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( سعی دارد کودکش را در عبا پنهان کند ) * مجید تال

4517
8

حضرت علی اصغر(ع) -(  سعی دارد کودکش را در عبا پنهان کند ) سعی دارد کودکش را در عبا پنهان کند

باید او تن را جدا ؛ سر را جدا پنهان کند

گریه ی اصغر ، صدای هلهله ، با تیر خود

حرمله باید صدا را در صدا پنهان کند

مشتی از خون علی را ریخت سمت آسمان

خواست تا جرم زمین را در هوا پنهان کند

با غلاف خنجری ، بابا پسر را دفن کرد

کربلا را خواست تا در کربلا پنهان کند

گیرم اصلا طفل خود را پشت خیمه دفن کرد

خنده های آخرش را در کجا پنهان کند..

شاعر : مجید تال

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 05:44
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( خندیدی و شکستم و عالم خراب شد ) * سید محمد جوادی

2128
0

حضرت علی اصغر(ع) -( خندیدی و شکستم و عالم خراب شد ) خندیدی و شکستم و عالم خراب شد

سهم تمام ثانیه‌ها اضطراب شد

تیری رسید و صحبت من ناتمام ماند

گفتم که آب؛ تیر برایم جواب شد

تیری رسید حنجرت آتش گرفت و بعد

از آتش گلوی تو قلبم کباب شد

تصویر حلق پاره‌ات ای کودک شهید

در چشم‌های دخترکی تشنه قاب شد

آنجا که موج‌موج دل آب سنگ شد

آنجا که فوج‌فوج دل سنگ آب شد

تیری رسید و هستی من را به باد داد

آهنگ من بریده بریده «رباب» شدa

شاعر : سید محمد جوادی

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 03:42
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار حضرت علی اصغر سلام الله علیه -( پسرش زیر عبا بود و به میدان آمد ) *

3712
-2

اشعار حضرت علی اصغر سلام الله علیه -( پسرش زیر عبا بود و به میدان آمد ) پسرش زیر عبا بود و به میدان آمد

لب او خشک ولی اشک به چشمان ترش

همه دیدند زبان دور لبش می چرخاند

چه تبی داشت مگر ماهی کوچک جگرش

سر سوزن رمق از تشنگی اش داشت نداشت

رو به آخر شده دیگر نفس مختصرش

دست زیر سر و دیدند که بالا آمد

هلهله بود و کف و خنده فقط دور و برش

حرمله گودی زیر گلویش را تا دید

بی هوا تیر رها کرد به سمت پسرش

ناگهان دید سرش سمت عقب برگشته

پدرش مات شده سمت مقابل نظرش

بعد از آن روز سرش را به سر نیزه زدند

همه جا زودتر از باد رسیده خبرش

مادرش دید ولی سوخت کنار ناقه

بی تعادل شد و از نیزه زمین خورد سرش

------

حرمله از سر پر خون تو نان درآورد

تو به این روز سر گندم ری افتاد

  • دوشنبه
  • 2
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 15:40
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( رزق اشک من اگر خوب مقرّر گردد ) * مجتبی کرمی

2267

حضرت علی اصغر(ع) -( رزق اشک من اگر خوب مقرّر گردد ) رزق اشک من اگر خوب مقرّر گردد

مژه باید به شما که برسد تر گردد

یعنی آنقدر که تا نام ربابت آمد

گریه ی نوکرتان چند برابر گردد

مادر و خیمه و یک طفل ....و یک سال گذشت

منتظر پشت درم تا شب اصغر گردد

ظاهرا طفل ولی آنقدری مرد شده

که به تیر سه پر حرمله پرپر گردد

کاش مردی وسط هلهله مضطر نشود

یک قدم سمت حرم ، چند قدم برگردد

سمت عرش از کف دستش چقدر خون بارید

نکند معصیت قوم مکرّر گردد

وای بر مادرش آن دم که عدو با نیزه

پشت این خیمه بخواهد پی یک سر گردد

شاعر : مجتبی کرمی

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 03:46
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار حضرت علی اصغر سلام الله علیه -( خدایا می بینی دارم می میرم ) *

2136

اشعار حضرت علی اصغر سلام الله علیه -( خدایا می بینی دارم می میرم ) خدایا می بینی دارم می میرم

خدایا پریشونم و سرگردون

خدایا شده اگه حتی بی سر

علی مو به من برگردون

نور چشماتو ازم نگیر

جونمو خواستی ازم بگیر

راهی میدون شدی برو

دست باباتو محکم بگیر

پیرم کردی میری و می دونم

نمیشه بی تو بمونم تا برگردی

تو حرم می مونم هی قل هو الله می خونم

------

هیچ کی از حالم خبر نداشت

اون همه ناله اثر نداشت

مادرت شد خون جگر علی

بس که دندون رو جیگر گذاشت

بیا لالا اسیر قفس کبوترم

بی نفسه لالا لالا دیگه زاری بسه

یکی به دادم برسه

خدایا چه سر و صدایی اومد

خدایا چه خبره توی میدون

خدایا دیگه دارم از حال میرم

علی مو به من برگردون

------

افتاده آتیش به جون ما

بچه

  • دوشنبه
  • 2
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 15:43
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( نام تو را همینکه صدا می‌زند رباب ) * سید محمد جوادی

2560
4

حضرت علی اصغر(ع) -( نام تو را همینکه صدا می‌زند رباب ) نام تو را همینکه صدا می‌زند رباب

آتش به جان کرب و بلا می‌زند رباب

مثل دل پدر گلویت پاره پاره است

اما دوباره حرف شفا می‌زند رباب

شد سینه پر ز شیر؛ ولی شیرخواره نیست

مادر بیا که باز صدا می‌زند رباب

چون در خیال خویش بغل می‌کند تو را

بوسه به زخم حلق شما می‌زند رباب

زحمت برای مادر و خلعت برای غیر

دیگر نگو که ناله چرا می‌زند رباب

قلب سکینه از غم تو تیر می‌کشد

در هرکجا که حرف تو را می‌زند رباب

شاعر : سید محمد جوادی

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 03:59
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار حضرت علی اصغر سلام الله علیه -( لالا لالا نیلوفر من ) *

5244
10

اشعار حضرت علی اصغر سلام الله علیه -( لالا لالا نیلوفر من ) لالا لالا نیلوفر من

نسوزان قلب مضطر من

بخواب آروم ای اصغر من لالایی

از این غصه گریه ام می گیره

که لب هات مثل یه کویره

الهی که مادر بمیره لالایی

دریایی ولیکن لبات از عطش خشکیده

چقدر مادر از گریه هات رنجیده

چه زجری کشیده

تلضی تو سوزونده قلبمو

چطور ببینم این چشم پرغمو

چطور ببینم این درد ماتمو

لالا لالایی ای اصغر رباب

-----

نبینم مادر مضطری تو

نبینم پاره حنجری تو

رو دست بابا بی سری تو لالایی

می ترسم از تو سر بگیرن

تو رو از من آخر بگیرن

خوشی رو از مادر بگیرن لالایی

بی آبی شده آتیش و قلبمو سوزونده

باید کم کم از هم جداشیم اصغر

که چیزی نمونده

چیزی نمونده پرپر بشی علی

چیزی نموند

  • دوشنبه
  • 2
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 15:44
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( یاس حرم ز شاخه جدا از سه شعبه شد ) *

1567
1

حضرت علی اصغر(ع) -(  یاس حرم ز شاخه جدا از سه شعبه شد ) یاس حرم ز شاخه جدا از سه شعبه شد

کوچکترین شهید فدا از سه شعبه شد

بین گلو و تیر ، که سنخیتی نبود

تکخال عشق بود و دو تا از سه شعبه شد

شش ماه او تمام شد و در منای عشق

قربان سیدالشهداء از سه شعبه شد

وقتی پدر ز حنجر او تیر را کشید

زد دست و پا به خون و رها از سه شعبه شد

در پاسخ به شادی شرم آور عدو

در خیمه های تشنه عزا از سه شعبه شد

دیدی دلا به محشر کبرای کربلا

شور قیامتی که به پا از سه شعبه شد

آنجا که کاخ صبر و امیدش خراب شد

غمخانه ی رباب بنا از سه شعبه شد

سید محمد میر هاشمی

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:04
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار حضرت علی اصغر سلام الله علیه -( چشم به هم زدیم و شش ماه گذشت ) *

2461
4

اشعار حضرت علی اصغر سلام الله علیه -( چشم به هم زدیم و شش ماه گذشت ) چشم به هم زدیم و شش ماه گذشت

عمر تو به قد یک آه گذشت

از مقابلم سر شاه گذشت

سر تو با سر ماه گذشت

بین خیمه بی تاب شدی رفتی و

با سه شعبه سیراب شدی رفتی و

بر روی من لبخند زدی رفتی و

روی نیزه بدخواب شدی رفتی

---

کشتی مادر پریشونتو

تا می بینه روی گلگونتو

کاش می شد با معجرم پاک کنم

لکه های خون رو گونه تو

داغ به جون مادر زدی رفتی و

تیر به قلب لشکر زدی رفتی و

پای بابا جنگیدی و رفتی و

روی دستاش پرپر زدی رفتی

-----

آه بلنده چقدر نیزه ها

از سر تو شعله ور نیزه ها

کی سرت رو بسته بر نیزه ها

برگ گل کجا و سرنیزه ها

زیر نور خورشیدی و رفتی و

مثل غنچه خشکیدی و رفتی و

از دل من دل کندی و رفت

  • دوشنبه
  • 2
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 15:46
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( بی‌تاب که او را نکند دیر بخواهد ) *

1617
1

حضرت علی اصغر(ع) -( بی‌تاب که او را نکند دیر بخواهد ) بی‌تاب که او را نکند دیر بخواهد

می‌رفت که آب از شرر تیر بخواهد

می‌دید پدر در جگر معرکه تنهاست

شایسته‌ی او نیست دگر شیر بخواهد

می‌دید کسی نیست علم را بفرازد

می‌دید کسی نیست که شمشیر بخواهد

وقتی که زمین تشنه‌ی خون گل سرخ است

باید که گلویش ز کمانگیر بخواهد

می‌رفت سوی معرکه بی‌تاب پریدن

بی‌تاب که او را نکند دیر بخواهد‌

سید ضیا قاسمی

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:09
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( هَل من مُعین..." شنیدی و ابیات ناب را ) * عارفه دهقانی

847

حضرت علی اصغر(ع) -( هَل من مُعین..." شنیدی و ابیات ناب را ) هَل من مُعین..." شنیدی و ابیات ناب را

دادی به شیوه ی خودت آخر جواب را

اذن شهادت است در اعماق گریه ات

تنها به این بهانه طلب کردی آب را

مردی شدی برای خودت روی دست من!

دشمن شناخت زبده ترین هم رکاب را

گردن گرفته ای دگر ای نور چشم من!

ای کاش حرمله نزند آفتاب را!

چشم تو باز مانده شبیه لبت علی!

لالاییِ سه شعبه گرفت از تو خواب را!

قنداقه دست و پای تو را سخت بسته است

زیر عبا ادامه بده پیچ و تاب را

هرجای خیمه گاه، نگاهِ رباب هست!

خواهر! بیا ببر تو ازینجا رباب را

شاعر : عارفه دهقانی

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:12
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

اشعار شب هفتم محرم -( غصه تو دلم ریختی با لب هات ) *

2620
1

اشعار شب هفتم محرم -( غصه تو دلم ریختی با لب هات ) شب هفتم

(زمینه)

غصه تو دلم ریختی با لب هات

خیمه رو به هم ریختی با اشکات

چشم آسمون خونه برا تو

عالمو به هم ریختی با چشمات

دیدم که بی صدایی دیدم رو نیزه هایی

چشات خمار خوابه عزیزکم لالایی

من دارم می میرم تو رو می بینم

سرت رو نیزه پر از خونه

من دارم می میرم تو رو می بینم

موهای خونیت پریشونه

-------

داغ تو دیگه درمون نداره

روحمو از تن بیرون میاره

آسمون پر از ابر شه چه فایده

هر روزم اگه بارون بباره

ما زیر تیغ آفتاب تو سایه بون مایی

مادر فدای سایه ات عزیزکم لالایی

ای پرستوی من بسوزه دستی

که از خواب ناز بیدارت کرد

ای پرستوی من بسوزه دستی

که با بی رحمی شکارت کرد

-------

غنچه ای

  • چهارشنبه
  • 4
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 15:11
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 سید محمد میرهاشمی

حضرت علی اصغر(ع) -( جگر اهل حرم سوخته آب ) * سید محمد میرهاشمی

2050
1

حضرت علی اصغر(ع) -( جگر اهل حرم سوخته آب ) جگر اهل حرم سوخته آب

دیده بر دست عمو دوخته آب

کربلا وادی سوزنده ، مگر

رسم ایثار نیاموخته آب ؟

از عطش اصغر ششماهه ببین

بهترین یاس حرم سوخته آب

نیست در کوفه چرا مهر و وفا

رسم کوفی است که آموخته آب

سوز جانکاه عطش بر دل ها

شعله ای هست که افروخته آب

با گلان حرم اظهار مکن

کینه های به دل اندوخته آب

گر میسر شود اول بدهید

به علی اصغر دل سوخته آب

شاعر : سید محمد میرهاشمی

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:15
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( دوباره ولوله در لشگر عدو انداخت ) * هادی ملک پور

2384

حضرت علی اصغر(ع) -( دوباره ولوله در لشگر عدو انداخت ) دوباره ولوله در لشگر عدو انداخت

کسی که فکر زدن بین گفتگو انداخت

همان که دست پدر شیر خواره را می دید

چرا نگاه به باریکیِ گلو انداخت؟

نشست و... تیر میان کمان گرفت و کشید

نشست تیر و سرش را ز رو به رو انداخت

امید بود حرم آرزو به دل نشود

میان این همه امید و آرزو انداخت

تو را حسین چه ناباورانه می نگرد

که بود غنچۀ او را زِ رنگ و رو انداخت؟

تو تشنه بودی و بابا فقط برای خدا

به قوم سنگدل رو سیاه رو انداخت

تو تشنه بودی و این خشکی لبت همه را

به یاد علقمه و قصه ی عمو انداخت

حسین خون گلو را به آسمان پاشید

سپس عبای خودش را به روی او انداخت

یه پشت خیمه همین دفن کردنش بس بود

به نیش نیزه عدو را

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 05:27
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( روز عاشورا درآن جوش و خروش ) *

1972
3

حضرت علی اصغر(ع) -( روز عاشورا درآن جوش و خروش ) روز عاشورا درآن جوش و خروش

شد زمین از خون یاران لاله پوش

آمد آوائی از آن صحرا به گوش

باغبان باغ گلها زد خروش

گلفروشم گلفروشم گلفروش

گرچه گردیدند یارانم شهید

حق که گلهای مرا پرپر بدید

با نگاهی لاله هایم را خرید

درچنین باغی که گشته لاله پوش

غنچه ای دارم که از سر برده هوش

غنچه ام از هر گلی زیباتر است

عطراو از هر گلابی بهتر است

گرچه از باد حوادث پرپر است

از عطش پژمرده و زین رنگ و روش

می کشم کوهی ز درد و غم به دوش

تشنه است امّا لبش آب بقاست

کودک است امّا پُر از قدر و بهاست

از غمش در خیمه ها ماتم سراست

غم از این غم می زند در سینه جوش

تیر گلچین کرده جای آب نوش

کیست تا از جان مدد ک

  • سه شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 05:42
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( فضای گاهواره برای تجلی اش تنگ است ) * حسین ایزدی

1808

حضرت علی اصغر(ع) -( فضای گاهواره برای تجلی اش تنگ است ) فضای گاهواره برای تجلی اش تنگ است

علی کسی است که با کفر بر سر جنگ است

شبیه کودکی حیدر است و از اول...

صدای گریه ی او با رجز هماهنگ است

أناالغریب امام است، آتشش زده است

و زندگیِ پس از غربت (ولی) ننگ است

بیا به منبر دست حسین خطبه بخوان

برای کوفه صدایت عجب خوش آهنگ است

علی برای هدایت طلوع نموده، ولی

همیشه پاسخ کوفه برای حق، سنگ است

گمان کنم که (سفیدی) برات دردسر است

لباس سرخ مبارک، چقدر خوش رنگ است

شاعر : حسین ایزدی

  • پنج شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:54
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( داری مقابل پدرت راه می روی ) * علی اصغر ذاکری

1306
0

حضرت علی اصغر(ع) -( داری مقابل پدرت راه می روی ) داری مقابل پدرت راه می روی

زیبائی تو را به تماشا نشسته است

تصویر دلبرانه ای از روی ماه تو

در چشم پیرمرد چه زیبا نشسته است

هر روز لحظه لحظه ی دامادی تو را

با خود هزار مرتبه تصویر می کند

لبخندهای ماحَضر سفره ی لبت

او را چقدر سیر نمک گیر می کند

تو فکر می کنی که عصای پدر شوی

حالا که روزگار دلش را ش ک س ت ه است

تو فکر می کنی که... ولی نه، نمی شود

حالا که تیر توی گلویت نشسته است

دارد به زیر داغ تو از دست می رود

کمتر به روی دست پدر دست و پا بزن

نزدیک تر شدی به خدا روی دست او

با حنجری بریده خدا را صدا بزن

بر روی خشکی لب بابا چکیده و

شرمنده کرده قطره ی اشک تو آب را

بعد از تو تا همیشه

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 03:39
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( ناله ات در نفس باد، مکرّر گم شد ) * سید محمد مهدی شفیعی

1909
0

حضرت علی اصغر(ع) -( ناله ات در نفس باد، مکرّر گم شد ) ناله ات در نفس باد، مکرّر گم شد

گریه ی تو وسط خنده ی لشکر گم شد

سوره ای بود سپاهم که تلاوت کردم

آیه ای پشت سر آیه ی دیگر گم شد

ماند از سوره فقط آیه ی ((بسم الله)) اش

آه کوتاهترین آیه هم آخر گم شد

دور خوردی می شش ماهه من دست به دست

دست من تا که رسیدی می و ساغر گم شد

دست من منبر فریاد غم انگیزت بود

آه! یکمرتبه در خون تو منبر گم شد

زوزه ی تیر سه شعبه همه را ساکت کرد

لحظه ای بعد صدای علی اصغر گم شد

قدمی سوی سپاه و قدمی سمت حرم

از خجالت پدر پیر تو سردرگم شد

کاش اجزای تو در قبر تو کامل باشند

گرچه گویند که در عصر دهم سر گم شد...

شاعر : سید محمد مهدی شفیعی

  • پنج شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 08:56
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر(ع) -( خونابِ غم به سینۀ مادر نمی رسید ) * علیرضا شریف

1639
1

حضرت علی اصغر(ع) -( خونابِ غم به سینۀ مادر نمی رسید ) خونابِ غم به سینۀ مادر نمی رسید

این تیرِ غیظ كرده اگر سر نمی رسید

دستِ كمی ز نیزۀ ابنِ اَنَس نداشت

بَد می بُرید، كاش كه تا پَر نمی رسید

یك قطره هم ز مهریۀ مادرِ حسین

یعنی به كامِ تشنۀ اصغر نمی رسید؟

خیلی نداشت فاصله تا خیمه ها پدر

می رفت هر چه باز به آخر نمی رسید

كاری نداشت غیرِ خجالت كشیدنش

زیرِ عبا سرش كه به پیكر نمی رسید

می مُرد در تحیُّرِ این داغِ دلخراش

زینب اگر به دادِ برادر نمی رسید

جز خنده هایِ سرخِ لب و چشمِ نیمه باز

تسكین بر آتشِ دلِ خواهر نمی رسید

نبضِ پدر شمارشِ معكوس می گرفت

نه، این گلو به بستنِ معجر نمی رسید

تیرِ سه شعبه جایِ همه سهم برده بود

چیزی به چشمِ حسرتِ ل

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 03:41
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 محسن ناصحی

حضرت علی اصغر(ع) -( می کشد روضه به جایی که نباید بکشد ) * محسن ناصحی

2409
6

حضرت علی اصغر(ع) -( می کشد روضه به جایی که نباید بکشد ) ناله ات در نفس باد، مکرّر گم شد

گریه ی تو وسط خنده ی لشکر گم شد

سوره ای بود سپاهم که تلاوت کردم

آیه ای پشت سر آیه ی دیگر گم شد

ماند از سوره فقط آیه ی ((بسم الله)) اش

آه کوتاهترین آیه هم آخر گم شد

دور خوردی می شش ماهه من دست به دست

دست من تا که رسیدی می و ساغر گم شد

دست من منبر فریاد غم انگیزت بود

آه! یکمرتبه در خون تو منبر گم شد

زوزه ی تیر سه شعبه همه را ساکت کرد

لحظه ای بعد صدای علی اصغر گم شد

قدمی سوی سپاه و قدمی سمت حرم

از خجالت پدر پیر تو سردرگم شد

کاش اجزای تو در قبر تو کامل باشند

گرچه گویند که در عصر دهم سر گم شد...

شاعر : محسن ناصحی

  • پنج شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 09:17
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

لالایی -( هرچی میگم لالایی ساکت نمیشه اصغرم ) * اسماعیل تقوایی

2286
9

لالایی -( هرچی میگم لالایی ساکت نمیشه اصغرم  ) لالایی
هرچی میگم لالایی ساکت نمیشه اصغرم
چیکارش کنم خدا یه وقت نمیره اصغرم
گریه های اصغرم آتیش به جونم میزنه
میکنم باگریه هاش گریه آخه یه مادرم
چند روزیه قحطی آبه مادرش شیرنداره
داره پژمرده میشه نوگل من برابرم
خبر اومد که عمو رفته براش آب بیاره
امیدم زیاد شده تو خیمه ام منتظرم
عمو دیر کرده چرا،این صدای حسینمه
بمیرم داره میگه شکستی داداش کمرم
با زبون بی زبونی داره اصغرم میگه
دیگه من آب نمیخوام عمو بیا دور وبرم
گل شیش ماهه ی من داره تلظی می کنه
می کشه زبون روی لبای خشکش اصغرم
یه صدای پا میاد بابا حسینش اومده
گفت بده تا ببرم اصغرو سیراب بیارم
ای خدا پس نمیاد چرا حسین به خیمه ام
پس چرا صدای گریه ن

  • پنج شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 12:44
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محسن ناصحی

حضرت علی اصغر(ع)، مناجات با خـدا -( مشغول کار هستی و در زیر آفتاب ) * محسن ناصحی

1767
2

حضرت علی اصغر(ع)، مناجات با خـدا -(  مشغول کار هستی و در زیر آفتاب ) مشغول کار هستی و در زیر آفتاب

حس می کنی که بین تنوری، - پُر التهاب-

هم تشنه ای و هم رمضان نه محرّم است

کافی است اینکه روزه بگیری بدون آب

تو روزه ای و کودک تو تشنه مانده است

بی اختیار روضه ی تو می شود رباب

در زیر آفتابی و هی چنگ می زنی

بر انعکاس تشنه ی صحرایی از سراب

چشمت سیاه می رود و باز می شود

این روضه پیش چشم تو قدر یکی دو باب

در خیمه ای و دست تو گهواره ی علی است

ای کودکم ! عزیز دلم ! ناز من ! بخواب

حتماً عمو برای تو آبی می آورد

با گریه هات مادر خود را نده عذاب

از هوش می روی، دو سه ساعت گذشته است

پا می شوی، سوال تو مانده است بی جواب

آخر گناه کودک شش ماهه ات چه بود؟

افطار آم

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 03:55
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

شیرخواره -( با اینکه بچه هستم با اینکه شیرخوارم ) * اسماعیل تقوایی

1610
1

شیرخواره -( با اینکه بچه هستم با اینکه شیرخوارم  ) با اینکه بچه هستم، با اینکه شیرخوارم
میخوام برم به میدون، دیگه طاقت ندارم
بابام صداش بلنده، هل من معین میخونه
میخوام برم باجونم،براش مایه بذارم
مادر میگه عمو جون،رفته که آب بیاره
بگید عمو بیادش،من آب لازم ندارم
اگه خدا نکرده،چیزیش بشه عمو جون
پیش بابای خوبم،همیشه شرمسارم
حرمله منتظرباش،آماده کن سه شعبه
فدایی بابامم،برات گلو میارم
آماده ام بابا جون،منو ببر به میدون
شیش ماهه ام ولیکن،سربازجون نثارم
خون گلوم رو بابا،بپاش به آسمونا
تاباشه پیش خدا،همیشه اعتبارم
گریه نکن بابا جون، ببین علی میخنده
برو به پشت خیمه،آماده کن مزارم

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 12
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 12:51
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مظاهر کثیری نژاد

حضرت علی اصغر(ع) -( "تنت به ناز طبیبان نیازمند" شده ) * مظاهر کثیری نژاد

1165

حضرت علی اصغر(ع) -( "تنت به ناز طبیبان نیازمند" شده ) "تنت به ناز طبیبان نیازمند" شده

"وجود نازکت آزرده ی گزند" شده

رسید کوفه به جایی که پایه ی ظلمش

به سهم خواهی از این شیر خوار بند شده

به روی دست ، پدر می دهد تو را از دست

پدر دوباره پسر داد و ارجمند شده

تو آخرین نفر از لشکری و بعد از تو

میان لشکر دشمن بگو بخند شده

تو را به نیت قلب حسین تیر زدند

اگر چه زخم تن او هزار و اند شده

فشار مادرت افتاد تا سرت افتاد

...و هر چه شوری دریاست آب قند شده!

فقط به جرم "علی "بودن است اینگونه

هر آنچه را که مقاتل نوشته اند شده

علی اکبر و سقا و قاسم و... حالا

کسان تو هدف هرچه ناکسند شده

اگر که "خون خدا" زاده ای بنابراین

تمام خون تو سمت خدا بلند شده

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 03:57
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت علی اصغر (ع) -( لالا لالا ، ای شیرخوارم ) * میثم میرزایی

2144
1

حضرت علی اصغر (ع) -( لالا لالا ، ای شیرخوارم ) لالا لالا ، ای شیرخوارم

آب نیست اما ، چند قطره اشکی دارم

نگاه چون بارونم ، به چشمای بی جونت

دلم میسوزه تازه ، درومده دندونت

بابا ، بابا

رو دستم بخواب فقط گریه نکن

قلبم شد کباب فقط گریه نکن

مثل اکبرم عصای دستمی

سردار رباب فقط گریه نکن

لالا لالا ، لالا علی اصغرم لالا

شاعر : میثم میرزایی

دانلود سبک

  • سه شنبه
  • 13
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 16:22
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

زمینه ده شب محرم _ حضرت علی اصغر (ع) -( شبِ قحطِ آب ، دلا چه بیتاب ) * افشین منصوری فر

1926
1

زمینه ده شب محرم _ حضرت علی اصغر (ع) -( شبِ قحطِ آب ، دلا چه بیتاب ) حضرت علی اصغر (ع)

شبِ قحطِ آب ، دلا چه بیتاب
از رَمَقْ اُفتاد ، (طفلکِ ارباب)٢
چه بیقرار و بیتاب
اصغر رو دستِ ارباب
نوای لبهاش آب آب
(طفل صغیره ، داره میمیره)٢
اصغر شده زار و پریشون
نمونده تویِ پیکرش جون
یه قطره آبی نیست خدایا
میونُ این (دشتِ پُر از خون)٢
(لالا لالا اِی گل بابا)۴
******
دیگه شدْ پَرپَر ، گُلِ نیلوفر
با یه سه شعبه ، (سیراب شد اصغر)٢
داره می‌باره بارون
از یه گلویِ بی جون
فواره فواره خون
(اصغر فدا شد ، حاجت روا شد)٢
هِی دستو پا زد در تب و تاب
سرباز شش ماهه ی ارباب
ببین چطور ، رو دستِ خورشید
خونینْ شده (صورتِ مهتاب)٢
(لالا لالا اِی گل بابا)۴
*********

شاعر : افشین منصوری فر

دان

  • پنج شنبه
  • 15
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 06:38
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

حضرت علی اصغر(ع) -( گهواره نیست جای من و گریه های من ) * محمود ژولیده

1854

حضرت علی اصغر(ع) -( گهواره نیست جای من و گریه های من ) گهواره نیست جای من و گریه های من

قنداقه نیست جای من و دست و پای من

من قول می دهم که ز خود راضی اَت کنم

بهتر ز خنده نیست رجز ، از برای من

لبخند می زنم به تو وقت شهادتم

تا سر زند ز حرمله تیر بلای من

باید دَمارِ تیر سه شعبه در آورم

زان پس رباب نغمه کند لای لای من

کاری کنم که هلهله ها بی اثر شود

ذبح عظیم می شود این ماجرای من

باید به روی دست تو من دست و پا زنم

تا سرفراز گردی از این ادعای من

حیرت زده کنم همۀ این سپاه را

احیاگرِ غدیرِ علی کربلای من

بالای دست حضرت سلطان فدا شدن

یعنی رسیدن به لقای خدای من

حتی اگر به نیزۀ دشمن رود سرم

عالم خبر شوند از این ابتلای من

تا روز حشر من سند غر

  • چهارشنبه
  • 7
  • مهر
  • 1395
  • ساعت
  • 04:02
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد