روضه ای باز و مستدل، از دست
دوراین باده مست بسیــار است
تشنه ي خود پرست بسیار است
در مسیر سقوط قامت او
ارتفاعات پست بسیار است
پای آهوی چشم او پر خار
در رکابش نشست بسیار است
مشک او شد هزار رشته قنات
احتمال شکست بسیار است
تاسرش را به آسمان ببرند
نیزه و دار و بست بسیار است
می شود پرچمش بلند انگار
دست بالای دست بسیار است
ای فرات! آه خانه ات آباد
دست او دست دشمنش افتاد
بر زمین خورد تا کتل، از دست
خورد رو دست بی محل، از دست
بی قرار حرم نشست از پا
گفت مرثیه خوان غزل، از دست
قاسم آب بود اما حیف
پا شد احلی من العسل، از دست
کاش حالا که مشک را بردند
می گذشتند لااقل، از دست
دیده شد روی دست های همه
روضه ای
- جمعه
- 25
- مهر
- 1393
- ساعت
- 18:50
- نوشته شده توسط
- سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب