ای مسیحای شهیدم ـــ خیز و ببین از ره رسیدم
خون چشمانم شده با خون رگهایت عجین
می شود با هر سکوتت عشق زینب آتشین
بعد تو من ساربانم ـــ من بزرگ خاندانم
یابن الزهرا یابن الزهرا
می روم ای جان خواهر ـــ جان فدایت ای برادر
یا حسین شام غربانت چه پیرم کرده است
در میان موج عشقت دل اسیرم کرده است
قصه ها دارد دل من ـــ غصه ها شد حاصل من
یابن الزهرا یابن الزهرا
داغ تو کرده کمانم ـــ بی تو بیجان ناتوانم
دشمنت زخم زبان بر قلب زینب می زند
زینبت بهر تو ای گل ناله در شب می زند
بی تو بیماری غریبم ـــ من به دنبال طبیبم
یابن الزهرا یابن الزهرا
باغبان دشت گل ها ـــ می روی آیا تو تنها؟
در میان خیل نامحرم اسیرم ای حس
- چهارشنبه
- 30
- مهر
- 1393
- ساعت
- 13:33
- نوشته شده توسط
- محمد










