مدایح و مراثی امام حسین

مرتب سازی براساس

نوحه شور امام حسین علیه السلام با صدای جواد مقدم -( من اگه عمریه اسمتو بردم ) *

1894
1

نوحه شور امام حسین علیه السلام با صدای جواد مقدم -( من اگه عمریه اسمتو بردم ) من اگه عمریه اسمتو بردم
علتش اینه که روزی تو خوردم
زنده ام با تو من بی تو می مردم
بی تو میمردم بی تو می مردم
دل بی خبره کربلاس، تنگ سفر کربلاس
دل های همه نوکرا، مست سحر کربلاس
محض دعای مادره نوکرت اگه نوکره
گفتی که جوونی ما بیمه علی اکبره
اقام اقام اقام حسین
چشمه چشممو حوض کوثر کن
سرمایم اشکامه اینو باور کن
پس تو سرمایمو چند برابر کن
چند برابر کن چند برابر کن
عشقمه داری سینه زن، این همه داری سینه زن
کربلا داری سینه چاک، علقمه داری سینه زن
رزق چشامون هر شب از گریه به تو مارو بس
مردن پای عشق تو والا حیات طیبه س
اقام اقام اقام حسین
هرکی شد کربلایی وطن داره
مادرت لطف بی حد به من داره
آخ حسینش چقد

  • پنج شنبه
  • 6
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 05:30
  • نوشته شده توسط
  • علی کفشگر فرزقی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 حسین برازنده

شور مناجاتی اباعبدالله -(میتونم با عشق تو دنیا رو جابجا کنم) * حسین برازنده

1112

شور مناجاتی اباعبدالله -(میتونم با عشق تو دنیا رو جابجا کنم) میتونم با عشق تو دنیا رو جابجا کنم
ممنونم اجازه دادی که بازم صدا کنم
محاله که دستمو از دامن تو جدا کنم
ارباب
وقتی که دورم از شما دنیا آقا دلگیره
به درد و غم اسیره و پای دلم زنجیره
شبای جمعه که میشه قلبم آقا
میره تا شش گوشه و آروم میگیره
آروم جونم حسین
ای همزبونم حسین
با تو خوبه حال من
ای مهربونم حسین
انت‌فی‌قلبی- (حسین)۴
بند۲⃣
همراه نوکراته مهر و تسبیحی از تربت
حال و هوایی داره این شبا روضه و هیئت
میرسه بر مشام من هر لحظه بوی غربت
ارباب
کوچه سینه‌زنی و هیئتا باز به راهه
سینه‌ی سینه‌زنای عاشق تو پر آهه
راه رسیدن به خداس راه هیئت
هر راهی غیر از راه شماست بی‌راهه
تویی شاه بی‌نظیر
معنی خیر کثیر
تو

  • دوشنبه
  • 19
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 11:07
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

شعر امام حسین(ع) -( ذکرِ حُسین هیچ کَم از یا صَمَد نـبود ) * محمد قاسمی

1072

شعر امام حسین(ع) -( ذکرِ حُسین هیچ کَم از یا صَمَد نـبود  ) ذكرِ حُسين
انـدازه ی بـزرگــیِ لطفـت عدد نـبود

در ذهن سائلی که گـدایی بلد نـبود

دریافت ، وقـت رو زدنِ خـود نیازمنـد

ذکرِ حُسین هیچ کَم از یا صَمَد نـبود

دست تو خورد بر سر دوشم، ز گرمی اش

فهمید دل که ضربه ی تو دست رد نـبود

از بس بدم ، اگر تو رفـیقم نمی شدی

هـرگز کسی انیس دلــم تا ابد نـبود

در ذهن من که مَظهَر بودن تویی و بس

بی تو تمام هستیِ من می شود”نـبود”

می خواستم به پات بیفتد جـنازه ام

ای کـاش وعده گاه تو زیـرِ لَحَـد نـبود

...

در وصف خوبی تو همین جمله کافی است

غـیر از حرام زاده کسی با تو بد نـبود

خون تو بهـترین سَنـدِ غربت علی ست

بر آنکه گفـته فاطمیه ، مُسـتَند نـبود

شاعر

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:06
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر روضه امام حسین(ع) -( مضطرب قلب تمام حرم طاها شد ) *

1869
3

شعر روضه امام حسین(ع) -( مضطرب قلب تمام حرم طاها شد  ) خسته و لب تشنه
کربلا غوغا شد،

وای از آن لحظه که خورشید ولا تنها شد،

همه جا ریخت بهم،

در دل کرببلا سیل بلا برپا شد

زد به میدان ارباب،

مضطرب قلب تمام حرم طاها شد

لحظاتی گذشت،

جنگ بین یم خوبی و پلیدیها شد،

چه نمایان جنگی!!،

لرزه ای برهمه اندام عدو پیدا شد،

همگی ترسیدند،

زنده انگار اسدالله علی اعلی شد،

خسته و لب تشنه،

از دل کینه برون نور دل زهرا شد،

تشنگی رنجش داد،

غرق آتش تن آن لاله ی بی همتا شد،

بی حیا سنگی زد،

خورد با ضربت و پیشانی آقا وا شد،

حال شد روضه شروع،

وای از آن لحظه که پیراهن شه بالا شد،

چشم یک بد کردار

خیره بر سینه ی نورانی آن والا شد،

سینه را کرد هدف،

سر تیر از

  • شنبه
  • 8
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:17
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 علی اصغر یزدی

شعر مرثیه امام حسین (ع) -( راوی نوشت روی تنت پا گذاشتند ) * علی اصغر یزدی

2646
1

شعر مرثیه امام حسین (ع) -( راوی نوشت روی تنت پا گذاشتند ) راوی نوشت روی تنت پا گذاشتند
سر را جدا نموده و تن را گذاشتند

آقا بگو که بی صفتان روی پیکرت
جایی برای بوسه ی زهرا گذاشتند؟؟

نزدیک عصر بود که زینب اسیر شد
نزدیک عصر بود تورا جا گذاشتند

رفتند و پیکری که به خون شد خضاب را
بر روی خاک در دل صحرا گذاشتند

دادی به خاک جسم علی اصغر و ببین
اکنون به روی نیزه سرش را گذاشتند

خیز و ببین که راس علی اکبر تورا
در همجواری سر سقا گذاشتند

تا خون کنند قلب رباب حزینه را
گهواره را برای تماشا گذاشتند

بخشیدی از کرامت خود هرچه داشتی
راس تو را درون کلیسا گذاشتند

تا بوسه گیرد از لب تو چوب خیزران
سر را میان تشت به پهنا گذاشتند

در گوشه ی خرابه همه هستی تورا
سیلی زد

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

مدح و مرثیه امام حسین (ع) -( چه خوب شد به غلامی اش انتخاب شدیم ) * علیرضا خاکساری

2217
3

مدح و مرثیه امام حسین (ع) -( چه خوب شد به غلامی اش انتخاب شدیم  ) چه خوب شد به غلامی اش انتخاب شدیم
دعای فاطمه بودیم مستجاب شدیم
به هر کتیبه قسم مادرش صدامان زد
اگر که گریه کن محفلش حساب شدیم
به قدر بال مگس چشم هایمان تر شد
و صاحب دو سه تا کوهی از ثواب شدیم
همیشه بیشتر از احتیاج مان دادند
به من بگو در این خانه کی جواب شدیم؟
میان این همه عنوان به لطف حضرت حق
گدای گل پسر فاطمه خطاب شدیم
میان روضه ی سنگین ماتمش هرشب
شبیه شمع همه ذره ذره آب شدیم
همین که از لب خشکیده و عطش خواندند
کنار تک تک اهل حرم کباب شدیم
حسین خواسته که ما دخیل دستان
گره گشای علی اصغر رباب شدیم

کسی چرا ز قنوت امام آب نگفت
ز غیرت و شرف حیدر رباب نگفت

روایت از پسر سر به زیر یعنی چه
خجالت پدر

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:29
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

شعر مرثیه امام حسین(ع) -( هم‌سنگر من سنگرت را پس گرفتم ) *

1294
2

شعر مرثیه امام حسین(ع) -( هم‌سنگر من سنگرت را پس گرفتم  ) پرت را پس گرفتم
ای صید پر کنده پرت را پس گرفتم

هم‌سنگر من سنگرت را پس گرفتم

خیلی برای پرچمت سختی کشیدم

تا بیرق آب‌آورت را پس گرفتم

از پنجه غارتگران جسم قاسم

عمامه پیغمبرت را پس گرفتم

پیراهنت را پس نمی‌دادند اما

من یادگار مادرت را پس گرفتم

با گرگ‌ها جنگیده‌ام ای یوسف من...

تا عضو عضو پیکرت را پس گرفتم

رأس تو را «بازیچه» خود کرده بودند

از دست «سربازان» سرت را پس گرفتم

ای زینت دوش نبی الله خاتم

از ساربان انگشترت را پس گرفتم

قدری رباب آرام شد، وقتی که فهمید...

...مهد علی اصغرت را پس گرفتم

دیگر به درد او نخواهد خورد اما

خلخال‌های دخترت را پس گرفتم

آه ای برادر جان، برادرزاده‌ام گفت

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 14:47
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شعر مناجات و مرثیه امام حسین(ع) -( با گریه داریم از تو می خوانیم انگار ) * حسین ایمانی

2836

شعر مناجات و مرثیه امام حسین(ع) -( با گریه داریم از تو می خوانیم انگار  ) باران که می گـیرد پریـشانیم انگار

با گریه داریم از تو می خوانیم انگار

یک سال نَه... صد سال نَه‌... ما پشتْ در پشت

از جـیره خوارانِ همین خـوانیم انگار

مـادر برایِ نوکـری زایـیده ما را

جز این از او چیزی نمی دانیم انگار

با تربتِ ارباب کـامِ مـا شـده باز

از روزِ اول روضه می خوانیم انگار

ارباب را گـفتیم قبل از آب... بابا

شاگـردهایِ این دبسـتانیم انگار

از کار و بارِ ما کسی چیزی نپرسید

دنیا خودش فهمیده حیرانیم انگار

حیرانِ اربابیم و سرگـردانِ عباس

پایـینِ نیـزه کـنجِ ویـرانیم انگار

هر جا دلش می خواسته دل را کشیده

او خواسته که ندبه می خوانیم انگار

شاعر : حسین ایمانی

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:54
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 میلاد  حسنی

یا اباعبدالله -(بر بوریای کهنه کفن گریه می‌کند) * میلاد حسنی

1275

یا اباعبدالله -(بر بوریای کهنه کفن گریه می‌کند) بر بوریای کهنه کفن گریه می‌کند
«تا خامه لب گشود سخن گریه می‌کند»
پای غمش به داغ جوان دیده ها قسم
«بیچاره است مرد چو زن گریه می‌کند»
باران غاضریه نشان سرور نیست
«صبحی‌ست کز وداع چمن گریه می‌کند»
معمار قبر پر شده از آب واقف است
«تعمیر بر بنای کهن گریه می‌کند»
آه ای حجاز زاده عراق آمدی چرا؟
«از درد غربت تو وطن گریه می‌کند»
باور نمی‌کنی؟ خودت از خیزران بپرس
«دندان دمی که ریخت دهن گریه می‌کند»
گفتم مرو برادر من خواهش مرا
«چون طفل بر زمین مفکن، گریه می‌کند»
میل به باغ کی کنم آخر که مثل ابر
«گُل نیز بی تو بر سر من گریه می‌کند»
«بیدل به هر کجا رگ ابری نشان دهند
بر ماتم حسین و حسن گریه می‌کند»

  • شنبه
  • 24
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

همراه با کاروان حسینی از مدینه تا شام -( می خواست یزید محو سازد اسلام) * حسین نبی زاده اردکانی

984

همراه با کاروان حسینی از مدینه تا شام -( می خواست یزید محو سازد اسلام) ۱. می خواست یزید محو سازد اسلام
هرکس که علیه اوست سازد اعدام
۲. ساکت بنمود عدّه ای را با زر
با زور نمود جمعی از راه به در
۳. یک عدّه ز ترس خویش ساکت گشتند
جمعی ز ره درست خود برگشتند
۴. بوزینه به دوش و جام مشروب به دست
برمسند ختم مرسلین او بنشست
۵. یک روز بزد لاف که وحیی نرسید
بازیچه ی هاشمی ست این وعد و وعید
۶. اعمال خلاف عفّت و شرع نمود
در دین خدا دست به بدعت بگشود
۷. می رفت اساس دین حق برگردد
قوم عربی به جهل ملحق گردد
۸. می خواست که از حسین بیعت گیرد
تا در کف خود تمام قدرت گیرد
۹. هیهات، حسین و این چنین کار سخیف
فرزند علی نمی شود خوار و خفیف
۱۰. بیرون ز مدینه شد سوی بیت خدا
از قبر رسول گشت ب

  • چهارشنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 17:28
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

غزل امام حسین(ع) -(آدم میان روضه سبکبال می شود) * امیر عظیمی

1895
1

غزل امام حسین(ع) -(آدم میان روضه سبکبال می شود) آدم میان روضه سبکبال می شود
مست می محول‌الاحوال می شود
بزم عزا بهشت زمین است و آسمان
از دیدن بهشت زمین لال می شود
بال عروج ماست سلام علی‌الحسین
روضه برای روح پر و بال می شود
شادی واقعی ست دم یاحسین ما
با یاحسین، فاطمه خوشحال می شود
چشمی که بود کاسه‌ی خون بین روضه‌ها
جای قدوم کشته‌ی گودال می شود
گودال‌قتلگاه چه با اهل‌بیت کرد
یک کاروان الف ز غمش دال می‌ شود
از قتلگاه زینب کبری دو داغ دید
بالای تل دو مرتبه بی‌حال می‌ شود
هم سینه ی حسین لگدمال شمر شد
هم زیر سم اسب لگد‌مال می شود

  • چهارشنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 19:08
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا رسول زاده

غزل امام حسین(ع) -(تفسیر آیه های خدا شرح ذات توست ) * رضا رسول زاده

951

غزل امام حسین(ع) -(تفسیر آیه های خدا شرح ذات توست  ) تفسیر آیه های خدا شرح ذات توست
زنده هنوز دین خدا از حیات توست
تعریف شیعه از عرفه مدح کربلاست
جوشن کبیر وصف تمام صفات توست
روز شهادت تو خداوند جلوه کرد
این تازه گوشه ای زِ جلال ممات توست
بُهت پیمبران الهی عجیب نیست
وقتی که کائنات شب و روز، مات توست
راه کمال خلق به تو ختم می شود
چشم حسینیان سوی فُلک نجات توست
"قَد قامتِ الصَّلاة"، قیام تو است و بس
اسلام، استوار به روح صلات توست
این گریه بر مصائب تو رُشدمان دَهد
فیّاض اشک مایی و اینها زکات توست
عالَم حریف شور سر ما نمی شود
مستی ما زِ تربت و آب فرات توست
در حسرت زیارت شش گوشه، نوکرت...
در انتظار برگه ی سبز برات توست

  • چهارشنبه
  • 28
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 20:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر اهل بیت -( از ما مگیر هرگز تمنای دعا را ) * محمد مهدی نسترن

2620
8

شعر اهل بیت  -( از ما مگیر هرگز تمنای دعا را  ) از ما مگیر هرگز تمنای دعا را

ما را نبردی؛ پس بیاور کربلا را

از دست دارم میدهم اشک و بکا را

از دامنت خالی نکن دست گدا را

خسته شدم با این همه چون و چرا من

لبریزِ ازعشق تو بود این دل ؛ نه آهن

زیبا ترین افسانه ها را ما کشیدیم

یک گنبد و یک صحن و یک اقا کشیدیم

هر جا نبود اسمت به اسمت پا کشیدیم

یا خون دل خوردیم گاهی یا کشیدیم

دلبسته این پرچم سرخ و سیاهیم

ما از محرم تا محرم غرق آهیم

زیباتر از این روضه ها جایی ندیدیم

رنگین تر از چای دمت چایی ندیدیم

جز از در روضه بفرمایی ندیدیم

دیدیم هر چه غیر از اقایی ندیدیم

هر سال رفتن های ما با آمدن بود

امسال هم گر امدم لطف حسن بود

از عمه گویم از سر

  • دوشنبه
  • 1
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 05:08
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسین صیامی

دیر راهب راهب نصرانی -( الا که تا سر نی بال و پر درآوردی ) * حسین صیامی

1765
1

دیر راهب راهب نصرانی -( الا که تا سر نی بال و پر درآوردی  ) الا که تا سر نی بال و پر درآوردی

بگو چگونه شد از دِیر سر درآوردی

چراغ خانۀ زهرا! میان کافِرها

در این مکاشفه قرص قمر درآوردی

به میهمانی خون خدا بیا راهب!

بیا که از دل صندوق، زر درآوردی

اسیر منطق دیر خراب بودی که

حسین آمد و از عشق سردرآوردی

بیا تو لااقل آزاده باش و این سر را

به احترام درآور اگر درآوردی

چرا تحیر محضی؟! به ما بگو راهب!

مگر چه چیزی از آن غیر سر درآوردی؟!

چرا به ولوله افتاده آسمان و زمین

ستون عرش خدا را مگر درآوردی؟!

رگ بریده، لب خشک، گَرد خاکستر

بگو چه دیدی؟ با چشم تر درآوردی

تمام شب تویی و پرسشی که کعبه گریست...

حسین جان! چه شد از دیر سردرآوردی؟!

شاعر : حسین صیام

  • دوشنبه
  • 1
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 05:26
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 اسماعیل شبرنگ

امام حسین (ع) -(لبریز محبت خداییم همه) * اسماعیل شبرنگ

1099

امام حسین (ع) -(لبریز محبت خداییم همه) لبریز محبت خداییم همه
از هر که به غیر او جداییم همه
در مکتب سرخ رهبر عاشورا
دانشجوی درس کربلاییم همه

  • یکشنبه
  • 1
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 09:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 محمد قاسمی

سرپنـاه ما -(ای سـایه سـار گیسوی تو سرپنـاه ما ) * محمد قاسمی

884

سرپنـاه ما -(ای سـایه سـار گیسوی تو سرپنـاه ما ) ای سـایه سـار گیسوی تو سرپنـاه ما
ای صبح و شب شمایل تو مِهر و ماه ما
مِهر تو آتشی ست به شدّت گُناه سوز
مـاه تو مـاه بخشش جُـرم و گُنـاه ما
تا سهم اشک ما برسد باز دوخته ست
با صد هزار امید به چشمت نگـاه ما
تا بر جبینِ مان عَرقِ نوکری توست
هرشب مُعطّر است لبـاس سـیاه ما
مثل همیشه باز ندیده گرفته شد
با لطف گریه هـای عزا ، اشتباه ما
مقصود،اگر خُداست‌ومقصد اگرکه‌عرش
باید به کربـلا برسـد ختـم راه ما
تمرین کنیم بلکه کمی مُخلصت شویم
شاید اثر کنـد به دل خَلـق ، آه ما
با ذاکرت بگو به بیان احتیاج نیست
وقتی که هست روضه ی تو قتلگاه ما

  • سه شنبه
  • 3
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 09:42
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 حسن کردی

امام حسین ع حضرت زینب س -(دیوانه ی او جان و تنش را نشناسد) * حسن کردی

1343
1

امام حسین ع حضرت زینب س -(دیوانه ی او جان و تنش را نشناسد) دیوانه ی او جان و تنش را نشناسد
هنگامه ی مجنون شدنش را نشناسد
یک بار اگر زایر عطر حرمش شد
حق دارد از ان پس وطنش را نشناسد
ارباب محال است که فردای قیامت
لبخند به لب سینه زنش را نشناسد
ای کاش اویسش بشوم چونکه بعید است
محبوب من عطر قرنش را نشناسد
انکه گل گم شده اش گفت اِلَييَ
حق داشته زینب بدنش را نشناسد
بر این گل صد برگ چه رفته ست که خواهر
این یوسف بی پیرهنش را نشناسد

  • چهارشنبه
  • 11
  • مهر
  • 1397
  • ساعت
  • 09:36
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

سید الشهدا -( با حال زار و مضطرم بوسه گرفتم ) * محمد جواد شیرازی

1595

سید الشهدا  -( با حال زار و مضطرم بوسه گرفتم ) با حال زار و مضطرم بوسه گرفتم
از عکس صحن دلبرم بوسه گرفتم

با گریه خوابم برد دیشب، تا خودِ صبح
در خواب از کل حرم بوسه گرفتم

روی نگین خاتمم نام حسین است
با نیت از انگشترم بوسه گرفتم

کارم جلو افتاد تا از مهر تربت
در سجده با چشم ترم بوسه گرفتم

من که نشد از مرقدش بوسه بگیرم
جایش ز دست مادرم بوسه گرفتم

خیلی دلم بر غربت و تنهایی اش سوخت
از قاب عکس رهبرم بوسه گرفتم

***

جانم فدایش زیر لب ارباب می گفت:
از لاله های پرپرم بوسه گرفتم

مانند صفحه صفحه ی قرآنِ پاره
از قطعه های اکبرم بوسه گرفتم

می گفت با مشک پُر از تیر علمدار
از بازوی آب آورم بوسه گرفتم

جای رباب و اهل خیمه پشت خیمه
از کام خشک اصغرم ب

  • شنبه
  • 20
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 جواد کلهر

ذبیح الله -( اگر آب را دجله نایاب کرد ) * جواد کلهر

1093

ذبیح الله -( اگر آب را دجله نایاب کرد ) اگر آب را دجله نایاب کرد
شهادت تو را گوهری ناب کرد

دو دندان شیری به شش ماهگی
دل مادرت را علی آب کرد

نَمی از دو چشمش روان سوی گل
وز آن غنچه را قطره شاداب کرد

ندید او که شیرین زبانی کنی
فقط عکسی از خنده را قاب کرد

هوا گرم و سوزان عطش مثل نار
به حسرت نظر سوی گرداب کرد

ندای غریبی هل من معین
به گهواره او را چه بی تاب کرد

پدر غیر رسم دلیران رزم
اضافه تقاضا به آداب کرد

که ای قوم رحمی به طفلم کنید
ز خجلت نظر سوی اصحاب کرد

چه تیری رها کرد بر حلق او
به سمتش مگر نیزه پرتاب کرد

چو ماهی فقط کودکی شیر خوار
تلذی به دست پدر باب کرد

نه باب و رباب و نه خواب و نه آب
پیمبر لبش را چه سیراب کرد

علی را پد

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:42
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 جواد کلهر

داغ یاس -( از بسکه ز هر داس زمین پر شده از یاس ) * جواد کلهر

1052

داغ یاس  -( از بسکه ز هر داس زمین پر شده از یاس ) از بسکه ز هر داس زمین پر شده از یاس
پیداست چرا خم شده این گونه قد داس

نه ساقه و نه برگ و نه گل را نبود تاب
تا جلوه گری داشته باشد به بر ناس

وقتی که شده دشت و دمن پر ز گلابش
هر بی بصر این رایحه را می کند احساس

با آنکه شده یاس پراکنده از این داس
عیبم نکند مدعی از طعنه به خناس

الماس تو و یاس پر احساس تویی تو
ای ماه بنی هاشمیان حضرت عباس

بیهوده نمادی ز عطش نیست لبانت
آبی نرسیده به تو چون جامه کرباس

تو آب نخوردی و گذشتی ز لب آب
تو آب حیات قدح خضری و الیاس

شد بند دلم پاره سکوتت ز چه باقیست
آوای رجز خوانی در بیشه هماس

دیگر نتوان گفت برادر تو به پا خیز
ریزد ز دو چشمان ترم سوده الماس

کو آب مدا

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 17:53
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 جواد کلهر

مدح و مناجات -( چه کسی توان که به مدحتت سخنی سزا به لب آورد ) * جواد کلهر

1319
1

مدح و مناجات -( چه کسی توان که به مدحتت سخنی سزا به لب آورد ) چه کسی توان که به مدحتت سخنی سزا به لب آورد
نتوان به منقبتت کسی بجز هاشمی نسب آورد
به فدای حضرت فاطمه که عقیله العرب آورد
به غلامی سر کوی تو رسد ار کسی حسب آورد
که خدا ز نخل وجود تو به زمینیان رطب آورد
نه عجب که عالمه ای چنین که به مکتب ادب آورد

که فلک ز مقدم او ز جان سر شادی و طرب آورد

تو خدای خالق زینبی که به خلقتت نبود خلل
که شده برون جلوات حق ز طفیل هستی ات از ازل
تو که ای قرین نبود تو را گل بی بدیلی و بی بدل
نبود به سان تو دختری به چه مفخری زنمت مثل
که به شرح اسم تو کم بود فوران قصیده و صد غزل
ز شکرفروشی لعل تو چکد از هزایمه هم عسل

که به غیر خالق ذوالمنن قمری برون به شب آورد

نتوان به

  • سه شنبه
  • 23
  • آبان
  • 1396
  • ساعت
  • 20:13
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

مقتدایم هستی "حسین" -(عاشقی بی مدعایم دوستت دارم حسین ) * زهرا رضازاده

1972

مقتدایم هستی "حسین"  -(عاشقی بی مدعایم دوستت دارم حسین ) عاشقی بی مدعایم دوستت دارم حسین
در مسیر کربلایم دوستت دارم حسین

از شقایق می شنیدم داغ ها دیده دلت
با غمت درد آشنایم دوستت دارم حسین

در رکابت می شوم جنگاوری تیز و شجاع
با تو از هر غم رهایم دوستت دارم حسین

تا که هل من ناصرت آمدبه گوشم بی دریغ
در جوارت جان فدایم دوستت دارم حسین

در نماز ظهر عاشورا به تو دادم سلام
با شعارت هم صدایم دوستت دارم حسین

قایق ام در گل نشسته دست طوفان ها اسیر
تا که هستی نا خدایم دوستت دارم حسین

از ازل نامت شده ورد زبانم روز و شب
تا که هستی مقتدایم دوستت دارم حسین

بر سر قبرم بگویند او حسینی بوده است
تا کنی یک دم صدایم دوستت دارم حسین

هر محرم می شود داغ دلم پرسوزتر
گ

  • دوشنبه
  • 3
  • دی
  • 1397
  • ساعت
  • 13:11
  • نوشته شده توسط
  • 09127033809
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

حج ناتمام (زین سفر من نگرانم بیا برگردیم) * مرتضی محمودپور

767

حج ناتمام (زین سفر من نگرانم بیا برگردیم) ◾حج ناتمام

زین سفر من نگرانم بیا برگردیم
از غمت اشک‌فشانم بیا برگردیم

کودکانت همه آشفته‌دل و سرگردان
فکر گلهای خزانم بیا برگردیم

طفل ششماهه به دامان رباب افتاده
به لبم آمده جانم بیا برگردیم

روح‌حجی و به اتمام نیآمد حج‌ت
ای همه روح و روانم بیابرگردیم

ای غریب حرم‌الله امام مظلوم
شه بی‌نام و نشانم بیابرگردیم

حال‌سقای‌حرم‌ازهمه‌جانسوزتر است
گشته پژمرده گلانم بیا برگردیم

  • سه شنبه
  • 1
  • مرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 09:35
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) -( بر فاطمه نور دو عینی ) * رضا یعقوبیان

283

حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) -( بر فاطمه نور دو عینی ) حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)
بر فاطمه نور دو عینی
شمع وجود عالمینی
هستی پیغمبر حسینی
مظلوم عالم یا حسین جان (3)
********
ای گلبن عترت حسین جان
ای بر همه عزت حسین جان
سر تا به پا رحمت حسین جان
مظلوم عالم یا حسین جان (3)
********
شمع شبستان هدایت
جان همه عالم فدایت
آرزویم کرب و بلایت
مظلوم عالم یا حسین جان (3)
********
مظهر حی داوری تو
نور دل پیغمبری تو
با خلق و خوی حیدری تو
مظلوم عالم یا حسین جان (3)
********
کرب و بلایت جنت ماست
ولایت توعزت ماست
حب تو جاه و حشمت ماست
مظلوم عالم یا حسین جان (3)
********
بر عاشقان چراغ راهی
بر شیعیان پشت و پناهی
امشب نما بر ما نگاهی
مظلوم عالم یا حسین جان (3)
***

  • یکشنبه
  • 21
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 22:21
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

ورود به محرم -(ای اهل آسمان و زمین غم شروع شد) * امیر عظیمی

1064

ورود به محرم -(ای اهل آسمان و زمین غم شروع شد) ای اهل آسمان و زمین غم شروع شد
ماه عزای عالم و آدم شروع شد

حور و ملک، پری و بشر زار می‌زنند
هنگامه‌ی مصیبت اعظم شروع شد

باز این چه نوحه‌ای‌ست که بر سینه می‌زنم
باز این چه مرثیه‌ست که اشکم شروع شد

روضه،‌خروش،‌زمزمه،‌واحد،‌زمینه،‌شور
جانم‌حسین،‌سینه زنی،‌دم شروع شد

نوحوا‌علی‌الحسین، امام زمان گریست
اشک و عزای ِ‌فاطمه نم‌نم شروع شد

از عرش بوی پیرهن خونی حسین
آورده‌ جبرییل، محرم شروع شد

ده روز بعد خواهرش از حال می‌رود
ده روز بعد شمر به گودال می‌رود

  • یکشنبه
  • 10
  • شهریور
  • 1398
  • ساعت
  • 11:04
  • نوشته شده توسط
  • محدثه محمدی
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

امام حسین (ع) -(گلبن باغ ولا ای امید ما سوا) * رضا یعقوبیان

255

امام حسین (ع) -(گلبن باغ ولا      ای امید ما سوا) گلبن باغ ولا ای امید ما سوا
ای عزیز فاطمه نور چشم مرتضی
ای گل باغ ولایت یا حسین
در جهان شمس هدایت یا حسین
یا حسین جانم حسین (4)
********
محور عترت تویی بر همه عزت تویی
یا حسین فاطمه پا به سر رحمت توی
مرتضی را نور عینی یا حسین
شمع حمع عالمینی یاحسین
یا حسین جانم حسین (4)
********
روسیاهم یاحسین ده پناهم یا حسین
امشب از لطف و کرم کن نگاهم یا حسین
گرچه بر گلزار تو خارم حسین
کن نگاهی بر دل زارم حسین
یا حسین جانم حسین (4)
********
ما همه مهمان تو ریزه خور خوان تو
ای امید عالمین دست ما دامان تو
ای گل عالم به جان خواهرت
ریزه خواران را مرانی از درت
یا حسین جانم حسین (4)
********
آمدیم ما سوی تو جنت ما

  • دوشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 16:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

خورشید عصمت -(گل باغ ولایی هستی مصطفایی) * رضا یعقوبیان

1263

خورشید عصمت -(گل باغ ولایی هستی مصطفایی) گل باغ ولایی هستّی مصطفایی
این جهان و به محشر همه امید مایی
ای همه هستم مولا حسین
دل به بستم مولا حسین
********
در سپهر ولایت تویی خورشید عصمت
گل زهرا تو هستی نور چشمان امّت
ای همه هستم مولا حسین
دل به تو بستم مولا حسین
********
مهر تو در سرشتم کربلایت بهشتم
نام تو،یا حسین جان روی قلبم نوشتم
ای همه هستم مولا حسین
دل به تو بستم مولا حسین
********
تویی مولا حبیبم تو به دردم طبیبم
ای گل فاطمیون از غمت بی شکیبم
ای همه هستم مولا حسین
دل به توبستم مولا حسین
********
گرچه من روسیاهم برتو مولاپناهم
ای صفا بخش عالم از کرم کن نگاهم
ای همه هستم مولا حسین
دل به تو بستم مولا حسین
********
گرچه من بی بهایم

  • یکشنبه
  • 11
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:01
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

وقايع روز پنجم محرم *

997

وقايع روز پنجم محرم وقايع روز پنجم محرم
?در اين روز كه مطابق با روز يكشنبه بوده است، عبيدالله بن زياد مردي را به دنبال شبث بن ربعي فرستاد كه در دارالاماره حضور يابد، شبث بن ربعي خود را به بيماري زده بود و مي‌خواست كه ابن زياد او را از رفتن به كربلا معاف دارد، ولي عبيدالله بن زياد براي او پيغام فرستاد كه: مبادا از كساني باشي كه خداوند در قرآن فرموده است: «چون به مؤمنين رسند گويند:
و اذا لقو الذين آمنوا قالو آمنا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انا معكم انما نحن مستهزئون» (سوره ي بقره: 14)
از ايمان آورندگانيم، و هنگامي كه به نزد ياران خود- كه همان شياطينند- روند، اظهار دارند: ما با شماييم و مؤمنين را به سخره مي‌گيريم

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 14:07
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب

گريز به روضه ى هتك حرمت به كودكان ابى عبدالله *

6

گريز به روضه ى  هتك حرمت به  كودكان ابى عبدالله گريز به روضه ى
هتك حرمت به
كودكان ابى عبدالله
ميزان الحكمه، ج3، ص 1346
زيارت ناحيه مقدسه

بسم الله الرحمن الرحيم
قال رسول الله ص :
مَن لَطَمَ خَدَّ اَمريٍ مُسلِمٍ
اَو وَجهَهُ بِدَّدَ اللهُ عِظامَهُ يَومَ القِيامَةِ وَ حُشِرَز
مَغلُولاً حَتّي يَدخُلَ جَهَنَّمَ، اِلّا ان يَتوبَ.
هركه به گونه يا چهره شخص مسلماني سيلي زند، خداوند استخوانهاي او را در روز قيامت خُرد كند و دست بسته محشور شود، تا آنكه به جهنم درآيد مگر اينكه توبه كند
عرض كنيم يا رسول الله بلايي به سر پاره هاى تن شما آوردند كه امام زمان عج در زيارت ناحيه مي فرمايند :
و سُبِىَ كالعبيد
يعنى بچه هاى تو را چون برده ها مى بردند
و صفَّدوا فى

  • چهارشنبه
  • 14
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 18:20
  • نوشته شده توسط
  • سجاد
ادامه مطلب
 حسین برازنده

شور امام حسین (ع)امام حسن(ع) -(با تو حالم خوبه با تو من آروومم) * حسین برازنده

2087
0

شور امام حسین (ع)امام حسن(ع) -(با تو حالم خوبه      با تو من آروومم) با تو حالم خوبه با تو من آروومم
توی این سینه‌زنی به جنون محکومم
حسین(ع) شب و روزم با غمت سر میشه
حسین(ع) توی روضه چشم من تر میشه
حسین(ع) دعا کن حالم بهتر میشه
نفسی لک‌الفدا حسین(ع) خون خدا
بابی انت و امی ای شاه کربلا
آقام(۳) حسین(ع)}۴
بند۲⃣
همه امیده امروز و فردامی
میخونم باز از عمق وجود آقامی
حسین(ع) به گدایی تو عادت دارم
حسین(ع) تو رو دارم پس سعادت دارم
حسین(ع) میدونی میل شهادت دارم
روحی‌ لک‌الفدا حسین(ع) جونم فدا
السلام علیک ،ای شاه سر جدا
آقام(۳)حسین(ع)}۴
بند۳ امام حسن(ع)
با شما تونوسم به تو دل میبازم
تو خیالم آقا بقیعو میسازم
حسن (ع) گنبد و گدسته‌ای میسازم
حسن (ع) به ضریح آقا دل میبازم
حس

  • دوشنبه
  • 19
  • شهریور
  • 1397
  • ساعت
  • 12:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد