شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
 قاسم نعمتی

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ای دیده خون ببار نیامد نگار ما ) * قاسم نعمتی

6193
8

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ای دیده خون ببار نیامد نگار ما  ) ای دیده خون ببار نیامد نگار ما
آخر سحر نگشت شب انتظار ما
یا ذالکرم به غربت عشاق رحم کن
کی می رسی به داد دل بی قرار ما
صاحب عزا به مجلس ما هم سری بزن
رحمی نما بر این جگر داغدار ما
ای کاش گریه وا کند این دیده بنگرم
در مجلس عزا تو نشستی کنار من
بیمار رو به قبله شدیم از فراق تو
دیگر ز اشک و گریه گذشت است کار ما
یا صاحب البکاء سبوئی حواله کن
خشکانده است گناه دو ابر بهار ما
سوگند بر نوای حسین جان فاطمه
باشد گدائی حرمت اعتبار ما
خیمه زدی به چادر خاکی ِ مادرت
تا درس نوکری بدهی بر تبار ما
ای کاش با دعای شما تا خدا رویم
همراه تو زیارت کرب و بلا رویم

شاعر : قاسم نعمتی

  • یکشنبه
  • 8
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 محمود ژولیده

شعر مناجات امام زمان(عج) -( تا تو به دل نظر کنی دیده پر آب می شود ) * محمود ژولیده

3166
5

شعر مناجات امام زمان(عج) -(  تا تو به دل نظر کنی دیده پر آب می شود ) تا تو به دل نظر کنی دیده پر آب می شود
حال ، خراب می شود سینه کباب می شود
تا تو نظر نیفکنی حال بکا نمی رسد
آدم اگر دعا کند بی تو جواب می شود
هر چه عیار بیشتر حال بکاء بیشتر
کاسۀ چشم عاشقان جام شراب می شود
گرچه گهی به لغزشم داده غم تو ارزشم
آنکه تو ارزشش دهی گوهر ناب می شود
تا تو مرا صدا کنی دیده ز خواب می رَهَد
تا تو مرا رها کنی دیده به خواب می شود
گر نظر حرام را دیده ببندد از همه
در همه جا به چشم دل عکس تو قاب می شود
مَحرم روی حضرتت گر نشود نگاه من
پردۀ رَنجِشَت بر این دیده حجاب می شود
گاه بخوانی ام بخود گاه برانی اَم ز خود
گاه خطاب می شود گاه عتاب می شود
چون تو کنی هدایتم عشق رسد به غایتم
چشم

  • یکشنبه
  • 15
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 15:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد فردوسی

شعر مناجات امام زمان(عج) -( این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ... ) * محمد فردوسی

2169
5

شعر مناجات امام زمان(عج) -( این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ... ) این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ...
... غم نخور ... می رسد امداد به امّید خدا
چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده
عقده ها می شود آزاد به امّید خدا
دل ما که به خدا تنگ شده، منتظریم
تا که از ما بکند یاد به امّید خدا
با دعای «فرج» و «ندبه» ی او مأنوسیم
کِی اثر می کند «اوراد» به امّید خدا ؟
باید از گندم بد بوی گنه دور شوم
تا شوم یار قلمداد به امّید خدا
گِره از کار گِره خورده ی ما باز شود
فرصتی می شود ایجاد به امّید خدا ...
... که به دست پسر فاطمه بوسه بزنیم
یک به یک با همه اولاد به امّید خدا
خبر آمدنش را همه جا پخش کنید
می رسد لحظه ی میعاد به امّید خدا
منتقم می رسد و روز ظهورش حتماً
می شو

  • یکشنبه
  • 15
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 15:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج)-مناجات -( ما که پروانه صفت دور شما سوخته ایم ) * مصطفی هاشمی نسب

2846
3

شعر امام زمان(عج)-مناجات -(  ما که پروانه صفت دور شما سوخته ایم ) ما که پروانه صفت دور شما سوخته ایم
آتشــی در دل انس و ملک افروخته ایم
همگی ســینه زن مکتب عظمای توأیم
مــا بصیرت ز شهیــدان تو آموخته ایم
در جهان گریه و مرثیه و دم ثروت ماست
ما بقی را به سـر زلف تو بفروخته ایم
ما مسلمان شمائیم و به دستور شما
چشم خود بر دو لب نائبتان دوخته ایم
نُه دی جلوه ای از روضۀ پر فیض تو بود
با غم عشق تو طومار ستم سوخته ایم
عمر ما رفت ولی شکر که یک کرب و بلا
توشــــه بهر ســفر آخرت اندوختــه ایم

شاعر : مصطفی هاشمی نسب

  • یکشنبه
  • 15
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 15:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمانی -( گویا شب شعر است و ، در خواب نمی گنجم ) * جعفر ابوالفتحی

1307

غزل امام زمانی -( گویا شب شعر است و  ، در خواب نمی گنجم ) یاصاحب الزمان (عج)

گویا شب شعر است و ، در خواب نمی گنجم

خورشید غمینم در ، مهتاب نمی گنجم

من دلزده از اشکم ، دیدار تو را خواهم

در کاسه ی چشم خویش ، با آب نمی گنجم

من بی ادبم بگذار ، مهر از دو لبت گیرم

امشب بخدا در این ، آداب نمی گنجم

بسته به نیاز خود ، سائل ز تو می گیرد

در زمره ی سائل ها ، ارباب نمی گنجم

تا عرش خدا تا عشق ، ره می روی و همراه

من را ببر آقا در ، محراب نمی گنجم

سروده جعفر ابوالفتحی

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:40
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

غزل-داد و بیداد از زمان ،آیا جوابم کرده است؟ * جعفر ابوالفتحی

1345
1

غزل-داد و بیداد از زمان ،آیا جوابم کرده است؟ یا صاحب الزمان (عج)
داد و بیداد از زمان ،آیا جوابم کرده است؟
آتش هجرش خداوندا کبابم کرده است
خویش را دیدم در این پرده ، نه مخلوقیتم
ابر من ، من را چه دور از آفتابم کرده است
بین من تا او نباشد راه ، من خود حاجبم
اف بر این من ها که من را در حجابم کرده است
چار فصل سال چشم من پر از آب است ، شکر
کوزه ای هستم که مولایم پر آبم کرده است
خال ابرو و جمال و روی دلجویش کنار
پیچش گیسوی او خانه خرابم کرده است
کلمه های عرش را در قالب این جسم ریخت
من نفهمیدم که من را او ، کتابم کرده است
من که با این عالم خاکی ندارم ارتباط
عشق او من را به این عالم مجابم کرده است
سروده جعفر ابوالفتحی

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:40
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( داد و بیداد از زمان ،آیا جوابم کرده است؟ ) * جعفر ابوالفتحی

2067
3

شعر فراق امام زمان(عج) -( داد و بیداد از زمان ،آیا جوابم کرده است؟ ) داد و بیداد از زمان ،آیا جوابم کرده است؟
آتش هجرش خداوندا کبابم کرده است
خویش را دیدم در این پرده ، نه مخلوقیتم
ابر من ، من را چه دور از آفتابم کرده است
بین من تا او نباشد راه ، من خود حاجبم
اف بر این من ها که من را در حجابم کرده است
چار فصل سال چشم من پر از آب است ، شکر
کوزه ای هستم که مولایم پر آبم کرده است
خال ابرو و جمال و روی دلجویش کنار
پیچش گیسوی او خانه خرابم کرده است
کلمه های عرش را در قالب این جسم ریخت
من نفهمیدم که من را او ، کتابم کرده است
من که با این عالم خاکی ندارم ارتباط
عشق او من را به این عالم مجابم کرده است

شاعر : جعفر ابوالفتحی

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( گویا شب شعر است و ، در خواب نمی گنجم ) * جعفر ابوالفتحی

1660
4

شعر فراق امام زمان(عج) -( گویا شب شعر است و ، در خواب نمی گنجم ) گویا شب شعر است و ، در خواب نمی گنجم
خورشید غمینم در ، مهتاب نمی گنجم
من دلزده از اشکم ، دیدار تو را خواهم
در کاسه ی چشم خویش ، با آب نمی گنجم
من بی ادبم بگذار ، مهر از دو لبت گیرم
امشب بخدا در این ، آداب نمی گنجم
بسته به نیاز خود ، سائل ز تو می گیرد
در زمره ی سائل ها ، ارباب نمی گنجم
تا عرش خدا تا عشق ، ره می روی و همراه
من را ببر آقا در ، محراب نمی گنجم

شاعر : جعفر ابوالفتحی

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من ) *

3553
8

شعر مناجات امام زمان(عج) -( عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من ) عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من
شب هجران نکند قصد دل آزاری من
روزگاری که جنون رونق بازارم بود
تو نبودی که بیایی به خریداری من
برگ پاییزی ام و خسته دل از باد خزان
باغبان نیز نیامد پی دلداری من....

  • دوشنبه
  • 16
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( خدا کند که در و تخته ای به هم بخورد ) * رضا دین پرور

2688
7

شعر مناجات امام زمان(عج) -( خدا کند که در و تخته ای به هم بخورد ) خدا کند که در و تخته ای به هم بخورد
و یا جرقه ی عشق تو بر سرم بخورد
تویی که در همه دنیا زبانزدی آقا
غروب جمعه شد اما نیامدی آقا
من انتظار تو را می کشم بیا برگرد
شکسته وزن کلامم "توروخدا" برگرد
غروب جمعه شده بازهم دلم تنگ است
کبوترم که بدون تو سهم من سنگ است
چقدر شکوه کنندت زبان قاصرها
چقدر بی تو بخوانند شعر - شاعرها
به روی قلب من آقاست زخم کاریتان
خودت بگو چه بگویم برات آقاجان
«روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم
بیا که بی تو جهان فقر مطلق است انگار
بیا که کفر - بدون تو بر حق است انگار
بیا که رونق بازارها شکستنی است
و با فلاسفه شیطان برادر تنی است
نگار من به فدای

  • چهارشنبه
  • 18
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( *شرح احوال مرا بر در این خانه بخوان ) * علیرضا انصاری

2051
7

شعر فراق امام زمان(عج) -( *شرح احوال مرا بر در این خانه بخوان ) *شرح احوال مرا بر در این خانه بخوان
شعر بی خط مرا شعله مستانه بخوان
*گر نبودم که کنم جان بفدای معشوق
تربتم را به ره آن شه جانانه بخوان
*مِی تویی باده تویی ساقی میخانه تویی
یک شبی شعر مرا بر در میخانه بخوان
* نعره مستانه ات گوش جهان را پُر کرد
خطی از حالِ خرابِ منِ ویرانه بخوان
*معنی پیچش زلفت به جانِ صفحه نبود
شرح عاشق شدن از قصه این شانه بخوان
*قصه قاصدکِ خسته صحرا خواندم
یک سحر شعله به چشم من دیوانه بخوان

شاعر : علیرضا انصاری

  • یکشنبه
  • 22
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 08:08
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات با امام زمان(عج) -( شعری مگر که این همه شیرین بهانه ای ) * محمد روحانی

2957
1

شعر مناجات با امام زمان(عج) -(  شعری مگر که این همه شیرین بهانه ای   ) شعری مگر که این همه شیرین بهانه ای
نثری مگر که محرم اسرار خانه ای
تا چند چون نسیم سحر با شمیم گل
در برگ برگ سرو و صنوبر روانه ای
پرسیده ام ز هر که نشان تو بی نشان
دارد به خاطر از تو پریشان نشانه ای
دیریست در هوای رخت بال میزنم
مرغ دلم نمی پرد از آشیانه ای
ترسم به آرزو نرسد ناله ی امید
دل را به سوی خویش بخوان با بهانه ای
اکنون که اختیار جهان با نگاه توست
تا چند پشت پرده منتظر آره یا نه ای
تا باز شعله ور شوم از شوق انتظار
آی آتش نهفته بیفشان زبانه ای

شاعر : محمد روحانی

  • یکشنبه
  • 22
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( شعر بی خط مرا شعله مستانه بخوان ) * علیرضا انصاری

2001
2

شعر مناجات امام زمان(عج) -( شعر بی خط مرا شعله مستانه بخوان ) *شرح احوال مرا بر در این خانه بخوان
شعر بی خط مرا شعله مستانه بخوان
*گر نبودم که کنم جان بفدای معشوق
تربتم را به ره آن شه جانانه بخوان
*مِی تویی باده تویی ساقی میخانه تویی
یک شبی شعر مرا بر در میخانه بخوان
* نعره مستانه ات گوش جهان را پُر کرد
خطی از حالِ خرابِ منِ ویرانه بخوان
*معنی پیچش زلفت به جانِ صفحه نبود
شرح عاشق شدن از قصه این شانه بخوان
*قصه قاصدکِ خسته صحرا خواندم
یک سحر شعله به چشم من دیوانه بخوان

شاعر : علیرضا انصاری

  • دوشنبه
  • 23
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( انگار برای نفسم همنفسی نیست ) *

1768
2

غزل امام زمان(عج) -( انگار برای نفسم همنفسی نیست ) انگار برای نفسم همنفسی نیست
در دشت وجودم اثر خار و خسی نیست
رفتند رقیبان و به این نکته رسیدیم
در شهر شما هیچ کسی یار کسی نیست
خاموش نشستیم در این خلوت غمبار
ما را به جز اندیشه ی عصیان هوسی نیست
پرواز نموده ست دلم در طلب دوست
هر چند که محدوده آن جز قفسی نیست
ای جمعه آخر تو به فریاد دلم رس
در باقی این هفته که فریادرسی نیست

  • دوشنبه
  • 23
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( نَمی از چشم های توست چشمه، رود، دریا هم ) * سید محمد جواد شرافت

1828
2

غزل امام زمان(عج) -( نَمی از چشم های توست چشمه، رود، دریا هم ) نَمی از چشم های توست چشمه، رود، دریا هم
کمی از ردّ پای توست جنگل، کوه، صحرا هم
تو از تورات و انجیل و زبور، از نور لبریزی
تو قرآنی، زمین مات شکوهت، آسمان ها هم
جهان نیلی ست طوفانی، جهان دل مرده ظلمانی
تویی تو نوح، موسی هم، تویی تو خضر، عیسی هم
نوایت نغمه ی داوود، حُسنت سوره ی یوسف
مرا ذوق شنیدن می کشد، شوق تماشا هم
«تو آن ماهی که در پایت تلاطم می کند دریا»
من آن دریای سرگردان دور افتاده از ماهم
اسیر روی ماه تو، هوا خواه نگاه تو
نشسته بین راه تو نه تنها من که دنیا هم
«تمام روزها بی تو شده روز مبادا»1 نه
که می گرید به حال و روز ما روز مبادا هم
همه امروزها مثل غروب جمعه دلگیرند
که بی تو تیره و تلخ

  • سه شنبه
  • 24
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر امام زمان(عج)-مناجات-تاجگذاری -( هر لحظه تو احوال مرا می بینی ) *استاد سید هاشم وفایی

1865
3

شعر امام زمان(عج)-مناجات-تاجگذاری -( هر لحظه تو احوال مرا می بینی ) هر لحظه تو احوال مرا می بینی
آئینـــۀ اقبــال مرا می بینی
می میرم و زنده می شوم از خجلت
چون نامۀ اعمال مرا می بینی
***
ای جلوۀ نور سرمدی یا مهدی
گنجینۀ علم احمدی یا مهدی
هدیه به امامت تو ما آوردیم
صدباغ گل محمدی یا مهدی
***
برچینی بشکستۀ دل بند زدند
ما را به ولایت تو پیوند زدند
آغاز امامت تو گویی به بهشت
زهرا و علی ز شوق لبخند زدند

شاعر : استاد سید هاشم وفایی

  • سه شنبه
  • 24
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 07:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( آقا! به این زمانه ی نامرد بر نگرد، دیگر نمی تپد دل انسان برای تو ) * محمد شکری فرد

1910
3

غزل امام زمان(عج) -( آقا! به این زمانه ی نامرد بر نگرد، دیگر نمی تپد دل انسان برای تو ) آقا! به این زمانه ی نامرد بر نگرد، دیگر نمی تپد دل انسان برای تو
تقویم ها به سوگ بهارت نشسته اند، دنیا رقم زده ست زمستان برای تو
کابوس های هر شبه ام تلخ تر شدند، مردم تو را خلیل امامت نخواستند
افروختند آتش نمرود را ولی، آتش نشد دوباره گلستان برای تو!
گرگی به قلب باور انسان هُجوم بُرد، "تاریخ مصرف دل انسان" سر آمده ست
خالی شده ست کاسه ی نذر و نیاز ها، سر می برند برّه ی ایمان برای تو
جرم برادران تو از حد گذشته است، پیراهنت هنوز به دندان گرگ هاست
یعقوب هم برای تو اشکی نریخت...نه، حتّی نساخت کلبه ی احزان برای تو
یک شعر انتظار به دردت نمی خورد، "میدان لاله زار" به دردت نمی خورد
نامش مزیّن ست به نام

  • سه شنبه
  • 24
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 16:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مثنوی امام زمان(عج) -( چقدر وصف شما ای بهار مارا کشت ) * علیرضا حکمتی

4017
7

مثنوی امام زمان(عج) -( چقدر وصف شما ای بهار مارا کشت ) چقدر وصف شما ای بهار مارا کشت
نیامدی، عطش انتظار مارا کشت
نیامدی و زمین در ملال می پوسد
میان چرخش این ماه و سال می پوسد
شما که از دل ما درد و داغ می گیری!
بگو کی از دل ماهم سراغ می گیری!؟
بهار سبز خداوند! می رسی آخر
ز پشت فاصله هر چند، می رسی آخر
تو از میان غم و درد می رسی از راه
درست مثل همان مرد می رسی از راه
شبیه مرد بزرگی که آسمانی شد
همان که کشته ی شمشیر بدگمانی شد
همان درخت بزرگی که سخت تنها ماند
تبر وزید، ولی تک درخت تنها ماند
همین که او به زمین خورد، گرگ آمده بود
برای کشتن مرد بزرگ آمده بود
نشست بردل او تا رسید با تیغش
گلوی تشنه ی او را درید با تیغش
بیا بزرگ! که ما انتقام می خواهیم
برا

  • سه شنبه
  • 24
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 16:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( گاهی شبیه اشکی و گاهی کبوتری ) * عالیه مهرابی

3158
2

غزل امام زمان(عج) -( گاهی شبیه اشکی و گاهی کبوتری ) گاهی شبیه اشکی و گاهی کبوتری
بغضی که می نشینی و پلکی که می پری
ای نامه ای که زود به دستم نمی رسی
تو هر چه سر به مهرتری، خواندنی تری
تو کیستی که نام تو را تاک بر لبش
آورد و داد این همه انگور عسکری
آمد بهار و باز تو در راه مانده ای
آمد بهار دیگر و تقویم دیگری
سیبی که تا رسیدن تو صبر می کنم
هر قدر دیر هم برسی، باز نوبری
دامن گرفته است جهان تابش تو را
یک کهکشان و دامن این قدر مشتری؟!
ای فصل ناگزیر به تقویم ها بگو:
از دست روزها چقَدَر آن طرف تری؟!

شاعر : عالیه مهرابی

  • سه شنبه
  • 24
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 16:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 جواد شیخ الاسلامی

غزل امام زمان(عج) -( دوباره پنجره را بي خبر نخواهي ديد ) * جواد شیخ الاسلامی

1997

غزل امام زمان(عج) -( دوباره پنجره را بي خبر نخواهي ديد ) دوباره پنجره را بي خبر نخواهي ديد
وَ چشم خسته من را به در نخواهي ديد
همين که ماه حقيقي بر آيد از دل چاه
در آسمان اثري از قمر نخواهي ديد
ميان ماست، همين جا؛ به دور تر هر قدر -
که خيره تر بشوي بيشتر نخواهي ديد
چنين که در پي او خيره اي به صحرا، هيچ -
به جز دو بوته ی بي بار و بر نخواهي ديد
تمام درد همين ست، مرد کم هست و -
ميان سينه ی مردان جگر نخواهي ديد
ز خير تيغ گذشتيم دستشان حتّي
براي ولوله طبل و سپر نخواهي ديد
ولي من و تو دو کوهيم، کوه هايي که
ميان سينه ي مان جز شرر نخواهي ديد
دو کوه تکيه به هم داده ايم و از دشمن
به خون سينه ی ما تشنه تر نخواهي ديد
خلاصه حرف زيادست، اگر به هم برسيم
جداي اين که

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( زمین دور تو می چرخد چه شوق ممتدی دارد ) * محمد حسین انصاری نژاد

1717
1

غزل امام زمان(عج) -( زمین دور تو می چرخد چه شوق ممتدی دارد ) زمین دور تو می چرخد چه شوق ممتدی دارد
کدام آدینه تا آواز آمد آمدی دارد
نیستان در نیستان، این مزامیر زبور کیست؟
به آهنگی حجازی نغمه های ممتدی دارد
چه فرقی می کند، انجیل هم ردّ بهار توست
کلیسا با تمام شوق، زنگ معبدی دارد
از آن بالا ببین صحرا به صحرا خشکسالی را
چقدر ابر سترون، آسمان وضع بدی دارد
کجای خاک مثل جمکران بوی ظهور توست؟
تمام جاده اینجا از نفس هایت ردی دارد
در ایوان شهید هشتم امّا فکر می کردم
خراسانی تر از چشم تو دنیا مشهدی دارد؟
از این سمت آسمان حتی تماشایی ترست انگار
که خاک از تپّه های نرگس اینجا گنبدی دارد
صدایت می کند: هوشیدر زرتشت من برگرد
سپند شوق بر آتش به نامت موبدی دارد
خدایا خو

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:32
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( از آن فرداي وهم آلود، از تقدير مي ترسم ) * رضا کرمی

1675

غزل امام زمان(عج) -( از آن فرداي وهم آلود، از تقدير مي ترسم ) از آن فرداي وهم آلود، از تقدير مي ترسم
من از بي مهري آيينه با تصوير مي ترسم
تمام راه ها بر جاده ی آسودگي ختمند
از آن پايي كه خواهد رفت در زنجير مي ترسم
تب خورشيد را از من مگير اي ابر هرجايي!
مسلمانم، ولي از سايه ی تكفير مي ترسم
ميان ماندن و رفتن اسير دست ترديدم
عنانم دست تو اي دل، كه از تدبير مي ترسم
كدامين چشم ها بر جاده ی موعود خواهد ماند!؟
من از اين مردم خو كرده با تاخير مي ترسم...

شاعر : رضا کرمی

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( ستاره ماه، ستاره ماه، بخواب، خواب ببين يوسف ) * نغمه مستشار نظامی

1717
1

غزل امام زمان(عج) -( ستاره ماه، ستاره ماه، بخواب، خواب ببين يوسف ) ستاره ماه، ستاره ماه، بخواب، خواب ببين يوسف
كمر به قتل تو مي بندند برادران پس از اين يوسف!
ستاره ماه، ستاره ماه، تو ماه گمشده در چاهي
ولي سقوط نخواهي كرد از آسمان به زمين يوسف
صداي قافله مي آيد، تو را براي من آوردند
بيا ستاره ترين: خورشيد، بيا عزيزترين: يوسف!
نخواستم كه نگاهم را به چشم هاي تو... امّا واي
چه آتشي ست در اين تقوي؛ چه آتشي ست ببين: يوسف
ترنج و دست، ترنج و تو، ترنج و دست، ترنج و ماه
فرشته بود؟ نه زيباتر... بيا كمي بنشين يوسف!
بيا كمي بنشين اينجا... چراغ محفل ما روشن
گناه قلب زليخا نيست، دو چشم كرده كمين يوسف
دو چشم مثل دو تا شاهين، دو چشم مثل دو تا خورشيد
وَ صد شكار كه مي سوزند،به

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( خیابان در خیابان پایکوب آهن ودود ست ) * محمد حسین انصاری نژاد

1563
1

غزل امام زمان(عج) -( خیابان در خیابان پایکوب آهن ودود ست ) خیابان در خیابان پایکوب آهن ودود ست
مسافر خسته از موسیقی شهر غم آلود ست
به دوشش کوله باری از دوبیتی های دلتنگی
مزامیر نیستانش پر از اندوه داوود ست
به صحرا چشم می دوزد سواری خسته پیدا نیست
وَ بر دریا که از اندوه ماهی ها نمک سود ست
می اندیشد به یک آدینه آن صبح تماشایی
می اندیشد ظهورش در کدامین صبح موعود ست
تمام سارها آن روز شاعر می شوند از شوق
وَ شاعر تر از آن ها بید مجنون لب رود ست
جهان پلکی به هم تا می زند قد راست خواهد کرد
وَ مي بيند زمين را خالي از بت هاي نمرود ست

شاعر : محمد حسین انصاری نژاد

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:40
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( قسم به جان تو ای آشنای دیرینه ) * سید اکبر سلیمانی

1711

غزل امام زمان(عج) -( قسم به جان تو ای آشنای دیرینه ) قسم به جان تو ای آشنای دیرینه
همیشه پاک و صمیمی، زلال آئینه
تمام خواب مرا، شب به شب معطّر کرد
گلی شبیه تو، آرام و با طمأنینه!
همین که اسم تو و حرف جاده می آید
دلم قرار ندارد دوباره در سینه
نشسته بی تو در این ازدحام تنهایی
غروب غمزده ای در نگاه آئینه
تمام هفته به دنبال واژه می گردم
وَ شعر می کنم آخر، تو را در آدینه!

شاعر : سید اکبر سلیمانی

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( از حصار فاصله بر من تبسّم می کنی ) * مریم توفیقی

1681
3

غزل امام زمان(عج) -( از حصار فاصله بر من تبسّم می کنی ) از حصار فاصله بر من تبسّم می کنی
ابرها را با سلامی در دلم گم می کنی
در کدامین جاده هستی تک سوار بی نشان؟
با نگاهت ماه را مدّ تلاطم می کنی
با نوائی سبز، همرنگ سکوت مصطفی
همچو حیدر بر گنه کاران ترحّم می کنی

خاک از شوق حضورت آب بر مو می زند
با ظهورت چشمه را غرق توهّم می کنی
ندبه ندبه از دعایم عشق می بارد ولی -
با دو رکعت نافله بر من تقدّم می کنی
در غروب جمعه ها، از قبله گاه عاشقان
با سمات دل کشت دل را ترنّم می کنی
خوب می دانم که می آئی، عزیز فاطمه
از حصار فاصله بر من تبسّم می کنی!

شاعر : مریم توفیقی

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( خیابان در خیابان پایکوب آهن ودود ست ) * محمد حسین انصاری نژاد

1463
2

غزل امام زمان(عج) -( خیابان در خیابان پایکوب آهن ودود ست ) خیابان در خیابان پایکوب آهن ودود ست
مسافر خسته از موسیقی شهر غم آلود ست
به دوشش کوله باری از دوبیتی های دلتنگی
مزامیر نیستانش پر از اندوه داوود ست
به صحرا چشم می دوزد سواری خسته پیدا نیست
وَ بر دریا که از اندوه ماهی ها نمک سود ست
می اندیشد به یک آدینه آن صبح تماشایی
می اندیشد ظهورش در کدامین صبح موعود ست
تمام سارها آن روز شاعر می شوند از شوق
وَ شاعر تر از آن ها بید مجنون لب رود ست
جهان پلکی به هم تا می زند قد راست خواهد کرد
وَ مي بيند زمين را خالي از بت هاي نمرود ست

شاعر : محمد حسین انصاری نژاد

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( قسم به جان تو ای آشنای دیرینه ) * سید اکبر سلیمانی

1665

غزل امام زمان(عج) -( قسم به جان تو ای آشنای دیرینه ) قسم به جان تو ای آشنای دیرینه
همیشه پاک و صمیمی، زلال آئینه
تمام خواب مرا، شب به شب معطّر کرد
گلی شبیه تو، آرام و با طمأنینه!
همین که اسم تو و حرف جاده می آید
دلم قرار ندارد دوباره در سینه
نشسته بی تو در این ازدحام تنهایی
غروب غمزده ای در نگاه آئینه
تمام هفته به دنبال واژه می گردم
وَ شعر می کنم آخر، تو را در آدینه!

شاعر : سید اکبر سلیمانی

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( از حصار فاصله بر من تبسّم می کنی ) * مریم توفیقی

1694
2

غزل امام زمان(عج) -( از حصار فاصله بر من تبسّم می کنی ) از حصار فاصله بر من تبسّم می کنی
ابرها را با سلامی در دلم گم می کنی
در کدامین جاده هستی تک سوار بی نشان؟
با نگاهت ماه را مدّ تلاطم می کنی
با نوائی سبز، همرنگ سکوت مصطفی
همچو حیدر بر گنه کاران ترحّم می کنی
خاک از شوق حضورت آب بر مو می زند
با ظهورت چشمه را غرق توهّم می کنی
ندبه ندبه از دعایم عشق می بارد ولی -
با دو رکعت نافله بر من تقدّم می کنی
در غروب جمعه ها، از قبله گاه عاشقان
با سمات دل کشت دل را ترنّم می کنی
خوب می دانم که می آئی، عزیز فاطمه
از حصار فاصله بر من تبسّم می کنی!

شاعر : مریم توفیقی

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:59
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( آواره بیرون می روم با سایه ای تنها ) * اکرم بهرامچی

1990
1

غزل امام زمان(عج) -( آواره بیرون می روم با سایه ای تنها ) آواره بیرون می روم با سایه ای تنها
شاید تو آنجایی میان شهر آدم ها
در آن طرف شهری ست با جغرافیای بیست
آنجا به غیر از عشق بی شک ماجرایی نیست
من این طرف در مرکز یک شهر خاموشم
پس کوچه هایش را در این دفتر نمی پوشم
ها می کنم دستان سردم را که خشکیده ست
انگار قندیل از نگاه شهر باریده ست
این جمعه ها ی ساکت و تعطیل، کمرنگ ست
در ندبه ها فرصت برای حرف ها تنگ ست
حالا دعاهای زمین عصیان تکرار ست
طرز نگاه آدمک ها گنگ و آوار ست
در کوچه ها مانده ست ردی از نگاهی خیس
شاید خیابان می رود سمت گناهی خیس
فرم مداد قرمزم خاکستری رنگ ست
یک روزنامه داد زد هر روزمان جنگ ست
هر روز می گردم پی شهری که آنجایی
شهری که نان می دا

  • چهارشنبه
  • 25
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 07:10
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد