شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس
 حسن لطفی

شعر مناجات محرمی امام زمان(عج) -( بـه باد بیـرقِ مشكیتـان رهـا كردند ) * حسن لطفی

2955

شعر مناجات محرمی امام زمان(عج) -( بـه باد بیـرقِ مشكیتـان رهـا كردند ) بـه باد بیـرقِ مشكیتـان رهـا كردند
دوباره چشمِ مرا خرجِ روضه ها كردند
دو گنبدِ حـرمین و دو پرچـمِ مشكی
دوباره پای مـرا سمتِ گریه وا كردند
دعای مـادرِ مـن بود و شانۀ پدرم
اگر كـه عُمرِ مرا وقفِ این عزا كردند
بگیـر زیـرِ بغل هایِ مادرِ خـود را
بیا برایِ شـما خیمه ای به پـا كردند
بگیر دستِ غـریبم خدا مـرا بِخَـرد
مرا به مرحمتِ دستِ تو سـوا كردند
مریض بودم و دارُالشِـفاء كه آوردند
به خرجِ فاطمه دردِ مرا دوا كـردند
نبود دستِ تـو و مـن نگاهِ زینب بود
من و تو را خودشان اهـلِ كربلا كردند
نوشت نامِ مرا مـادرت به جـایِ دلـم
مـیـانِ سینـه حسیـنیـه ای بنا كردند
خدا كنـد كه شبی در خرابه گریه كنیم
چه خوب شد

  • شنبه
  • 18
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 13:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر مناجات محرمی امام زمان(عج) -( غمی به وسعت عالم نشسته بر جانش ) * مریم سقلاطونی

2231
3

شعر مناجات محرمی امام زمان(عج) -( غمی به وسعت عالم نشسته بر جانش ) غمی به وسعت عالم نشسته بر جانش
تمام ناحیه خیس از دو چشم گریانش
شبیه ابر بهاری هوای ناحیه را
پر از ترنم غم کرده اشک سوزانش
سلام کرد به جدش ... سلامی از سر صدق
سلام آن که کند جان فدای جانانش
سلام کرد بر آن گونه های خاک آلود
بر آن تنی که نمودند نیزه بارانش
سلام کرد بر آن بوسه گاه نورانی
سلام آنکه کند جان خویش قربانش
سلام آن که دلش زخمی مصیبت هاست
سلام آن که اگر بود کربلا –جانش
میان طف ، سپر نیزه و سنان می کرد
و می سپرد به شمشیرها گریبانش
سلام کرد بر آن جام نیزه نوشیده
بر آن کسی که شکستند عهد و پیمانش
سلام آنکه اگر نی نوا حضور نداشت
علی الدوام شده ناله ی فراوانش
سلام آن که سرازیر می شود هر روز
به

  • یکشنبه
  • 19
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 04:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر مناجات محرمی امام زمان(عج) -( همیشه مزّه ی چایی روضه ها خوب است ) * حسن لطفی

4500
6

شعر مناجات محرمی امام زمان(عج) -( همیشه مزّه ی چایی روضه ها خوب است  ) همیشه مزّه ی چایی روضه ها خوب است
كنارِ لطفِ شما حال و روزِ ما خوب است
میان نافله وقتی قنوت می گیری
برای حالِ دلِ ما كمی دعا خوب است
بده به راه خدا دست های ما خالی است
كنارِ خانه ی تان چند تا گدا خوب است
اگر تو باشی و یادِ تو باشد و اشكم
برای نوكرِ این خانواده هر كجا خوب است
بكُش حسین بگو، پاره پاره كن جگرم
قسم كه آخرِ كارِ من و شما خوب است
سفید می شود این تارهای مو كم كم
عبورِ عُمر در این زینبیه ها خوب است
نوشته ام كه مرا در حصیر بگذارید
به آن كه اهلِ كفن نیست، بوریا خوب است

شاعر : حسن لطفی

  • دوشنبه
  • 20
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( گفتند میایی ؛خودت هم بی قراری ) * عباس احمدی

3305
5

شعر مناجات امام زمان(عج) -( گفتند میایی ؛خودت هم بی قراری ) گفتند میایی ؛خودت هم بی قراری
ما منتظر ماندیم و طی شد روزگاری
در جستجوی خیمه ی سبزی که گفتند...
آواره ایم آواره ی کوه و صحاری
بچه که بودم مادرم هر جمعه میگفت :
می آید از سمت مدینه تک سواری
چشم دلم افسوس که کور است و دیری ست
فهمیده ام باید بسازم با نداری
ما بی شما خیلی دوامی هم نداریم
این عمرها را نیست دیگر اعتباری
مُردند پیران و جوانان پیر گشتند
خیلی مصیبت دارد این چشم انتظاری
آقا بیا از این جهان رفع ستم کن
بر هم بزن رسم و رسوم برده داری
آل خلیفه تا به کی باید بگیرد
با کُشته های شیعه عکس یادگاری
آقا نمیخواهم که وقتت را بگیرم
میدانم امشب با عمویت وعده داری
میدانم امشب آمدی با یاد قاسم
بر زخم جا

  • سه شنبه
  • 21
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ما که در فطرت ذاتی به خدا محتاجیم ) *

2834
6

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ما که در فطرت ذاتی به خدا محتاجیم ) ما که در فطرت ذاتی به خدا محتاجیم
بیشتر از همه بر کرببلا محتاجیم
به همین سینه زدن، ناله زدن، گریه و شور
ما به این نوکریِ بزم عزا محتاجیم
به دم نوحه، به مظلوم کشیدن، به دعا
به حسینیه و این حال و هوا محتاجیم
روزمان شب نشود تا که نگوییم حسین
ما به ذکر تو به همراه بکاء محتاجیم
شهدا سینه‌زن اکبر لیلا بودند
ما به فرهنگ اصیل شهدا محتاجیم
ما به آن‌کس که در این خیمه‌ی تو جان داده
تا شفاعت کند او روز جزا محتاجیم
زشت باشد که سر نوکرت از تن نرود
تا رود این سر ما پای شما محتاجیم
ما فقط نه، که همه خیل رسل می‌گویند
یابن‌زهرا ،به تو ای خون خدا محتاجیم
ما گدای حسن و نسل کریمش هستیم
ریزه خوار کرم طفل یتیمش هستی

  • سه شنبه
  • 21
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات با امام زمان(عج) -( تفسیر عشق، درس الفبای کربلاست ) * علی عباسی

8778
14

شعر مناجات با امام زمان(عج) -( تفسیر عشق، درس الفبای کربلاست ) تفسیر عشق، درس الفبای کربلاست
لب تشنه، خضر در پی صحرای کربلاست
باز این چه شورش است که درخلق عالم است
نیل فرات تشنه موسای کربلاست
عیسی به عرش رفت ولی روضه خواند و گفت
عریان به روی خاک، مسیحای کربلاست
باید علی شود زکریای کربلا
وقتی که روی نی سر یحیای کربلاست
مجنون کجاست تا که ببیند چه چشم ها
دنبال ردّ محمل لیلای کربلاست
بعد از گذشت این همه سال از شهادتش
خلقت هنوز مات معمّای کربلاست
ای با خبر ز سرّ معما ،شما بگو
ای روضه خوانِ ناحیه ،آقا ،شما بگو
آهی بکش، به باد بده دودمان ما
شعری بخوان که شعله بیفتد به جان ما
صمصام انتقام خدا صبرمان دهد
یک شب اگر شما بشوی روضه خوان ما
تاریخ را ورق بزن، از کربلا ب

  • شنبه
  • 25
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بوی ظهور می رسد از کوچه های ما ) * علی ناظمی

2108
2

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بوی ظهور می رسد از کوچه های ما ) بوی ظهور می رسد از کوچه های ما
نزدیک تر شده به اجابت دعای ما
دیگر دو بال آرزویمان شکسته است
از انتظار پر شده حال و هوای ما
این هفته هم سه شنبه شب جمکران گذشت
پاسخ نداشت این همه ، آقا بیای ما
ما از ندیدنت به خدا شکوه می کنیم
ای امتداد هرشب یا ربنای ما
دیگر به آخر خط دوری رسیده ایم
ای انتهای غیبت تو ابتدای ما
این پنج روزه نوبت ما ، کاش با تو بود
بر روی رد پای تو می بود پای ما
یک جمعه گریه های تو را درک می کنیم
عجل ، امام منتقم کربلای ما

شاعر : علی ناظمی

  • پنج شنبه
  • 30
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( زخم فراق ها همه تعمیر میشود ) * فرشید یار محمدی

2111

شعر مناجات امام زمان(عج) -( زخم فراق ها همه تعمیر میشود ) زخم فراق ها همه تعمیر میشود
وقتی دلی به گریه نمک گیر میشود
زائر سرای حضرت زهراست روضه ها
آنجا که شهر دوست به تصویر میشود
در هیئت حسین از امورات رایج است
کوه گناه اگر پی تطهیر میشود
احلی من العسل شود اینجا نگاه ها
حقا محال هاست که تفسیر میشود
اینجا عجیب نیست که در بارگاه او
هر قطره اشک لایق تقدیر میشود
اصلا کسی که روی به ارباب میکند
گویا حسین گشته و تکثیر میشود
پس السلام حضرت عالیجناب عشق
ای نوکری درگهتان انتخاب عشق

شاعر : فرشید یار محمدی

  • سه شنبه
  • 5
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:39
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علیرضا خاکساری

شعر فراق امام زمان(عج) -( کربلا قحط آب نشد که شد ) * علیرضا خاکساری

2469
2

شعر فراق امام زمان(عج) -( کربلا قحط آب نشد که شد ) کربلا قحط آب نشد که شد
جگر تو کباب نشد که شد
زیر کوهی ز تیغ و نیزه و تیر
حال و روزت خراب نشد که شد
طبق حکمی که هیچ نمی ارزید
کشتن تو ثواب نشد که شد
تا سرت را ز تن جدا بکنند
شمر آخر مجاب نشد که شد
"علی" و "قحط شیر" و "گهواره"
غم بانو رباب نشد که شد
با شروع اسارتش زینب
بازویش بسته بر طناب نشد که شد
از تو نه از رقیه میپرسم
زجر پیک عذاب نشد که شد
در قبال سوال " أینَ أبی؟؟ "
تازیانه جواب نشد که شد
چشم چرانی به دختران شما
بین کوفه صواب نشد که شد
خواهرت شهر شام مهمان
بزم ننگ شراب نشد که شد

شاعر : علیرضا خاکساری

  • یکشنبه
  • 10
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 11:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( کمـی مولا تـو فکـر قلب حیـران میکنی امشب ؟ ) * سید محسن حبیب الله پور

2334
3

شعر فراق امام زمان(عج) -( کمـی مولا تـو فکـر قلب حیـران میکنی امشب ؟  ) کمـی مولا تـو فکـر قلب حیـران میکنی امشب ؟
مــرا فــارغ ز هـجــر و داغ نـیـران میکنی امشب
به دشتی، لاله زاری، یا به صحرایی،! نمی دانم
همی دریـای این دل را تو طوفان میکنی امشب
کـویـری را نـمِ اشک شمـا سـرسبــز خواهد کرد
کجـا را بـا قـدم هـایـت گلـستـان میکنی امشب
تــب هـجـران و سـوز اشـک، نــور دیــده را بــرده
مـرا انــگــار مـثـــل پـیــر کنــعـان میکنی امشب
خوشـا آن کس که یـار است و خبر دارد ز امروزت
تــو هـم حتـمــا هـوای دیـدن آن میکنی امشب
سپر کن لحظـه ای هـر چنــد اندک بـا رفیـقـانـت
هـوای هـم نشیـنـی با رفیقـان میکنی امشب؟
دمت گرم است!بین مابشین و روضه خوانی کن
چـرا خـود را ز ما اینـگـو

  • دوشنبه
  • 11
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 14:50
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بد جور دل شکسته ای و گریه می کنی ) * حسن لطفی

4736
8

شعر مناجات امام زمان(عج) -( بد جور دل شکسته ای و گریه می کنی ) بد جور دل شکسته ای و گریه می کنی
از اشک چهره شسته ای و گریه می کنی
بگذار تا عبایِ تو را ما تکان دهیم
بر خاکها نشسته ای و گریه می کنی
امشب به صبح امر به فرما طلوع مکن
امشب عجیب خسته ای و گریه می کنی
خونِ جگر برای شما قوت شب شده
با ناله عهد بسته ای و گریه می کنی
زنجیرها که پشت تو را زخم کرده اند
هر روز بین دسته ای و گریه می کنی
هیات تمام شد همه رفتند و تو هنوز
یک گوشه اي نشسته ای و گریه می کنی
آبی بزن به صورت مادر،ز دست رفت
چون مادرت شکسته ای و گریه می کنی

شاعر : حسن لطفی

  • چهارشنبه
  • 13
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( من بال و پر شکسته ام آقا پَرَم بده ) *

2395
3

شعر فراق امام زمان(عج) -( من بال و پر شکسته ام آقا پَرَم بده ) من بال و پر شکسته ام آقا پَرَم بده
آقا بیا و بال و پرِ دیگرم بده
بار دگر غلامی ما را قبول کن
ارباب من سِله از مادرم بده
راضی شو از گدا و بیا آبرو بخر
با لطف خود عنایتی از یاورت بده
با یک نظر طبابت صدها بلا کنی
پس ای طبیب پا و دل مضطرم بده
گریه میان روضه به ما چشم دل دهد
اینک بصیرتی تو به چشک تَرَم بده
خواهم تمام عمر که شَوَم پیش مرگ تو
بهر سپر شدن به ولایت سَرَم بده
ایمان نینوایی ما را زیاد کن
از خیمه حسین کمی باورم بده
بر عاقبت به خیری خود می کنم دعا
با مرگ سرخ زندگی برترم بده
این امتحان سخت که دارم به پیش رو
آمادگی روز و شب آخرم بده

  • پنج شنبه
  • 14
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( یوسف نیامدی سربازار، این دهــــــــه ) * رضا دین پرور

1738
1

شعر مناجات امام زمان(عج) -( یوسف نیامدی سربازار، این دهــــــــه ) یوسف نیامدی سربازار، این دهــــــــه
یااینکه من ندیدمت ای یار، این دهــــه
بیگاته ها مرا به پشیزی نمی خرنــــــد
من را ببین به چشـــم خریدار،این دهه
من باورم نمیشود ایـــــــــــنجا نیامدی
ازیاد من نمی رود این بار ایـــــن دهه
قطعاً تو آمدی و ســــرودی و دم زدی
بیخود نبود ناله اشعـــــــــار ،این دهه
آقا برای آمــــــــــــــدنت پهن کرده ام
سجاده ای به وسعـــت دیدار ،این دهه
رجعت،بلوغ سینه زنیهای شیعه است
عالم شد از حضور توسرشار، این دهه
خون شهیدکرببلا خــــــــط قرمز است
خطی که داد بر همه اخطـار،این دهه
ازغیردل بریدن و برتو رسیدن است
درسی که داشت مکتب ایثار،این دهه
آقا شما بگو چه کنم باســـــ

  • سه شنبه
  • 19
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج) ویژه شب سوم محرم -( آقا سلام از چه نگاهت پراز غم اســت ) * رضا دین پرور

7437
9

شعر امام زمان(عج) ویژه شب سوم محرم -( آقا سلام از چه نگاهت پراز غم اســت ) آقا سلام از چه نگاهت پراز غم اســت
برشانه های زخمی تان کوه ماتم است
چشمان مهربان شما غرق غــــم شده
امشب که سومین شب ماه محرم است
یک عمرخوانده ام زشما جمعه عصرها
اما جوابهای شما گنگ و مبهم اســـت
آقابریده ام، نفسم بند آمــــــــــــــــــده
آب و هوای شهر، بدون شما سم است
یک عده روسیاه نشستند منتــــــــظر
درهیئتی که سردرآن چند پرچم است
آقا نیامدید دلم شور مـــــــــــــــــیزند
دلواپسم اتاق دلم سرد و درهم اســــت
امشب گریز روضه مان میخورد به آن
بانوی داغدار که قدّش کمی خم است
انگارمرجـــــــــــع دل پردردتان شده
آن نیزه ای که با ســـــر بابا معمم است
امشب به عرش میرسداز خاکهای شام
بانوی عاشقی

  • سه شنبه
  • 19
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 08:02
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( بپذیرید عرض تسلیتِ ) * رضا دین پرور

2051
2

غزل امام زمان(عج) -( بپذیرید عرض تسلیتِ     ) بپذیرید عرض تسلیتِ
سینه ها، دست ها، بدن ها را
بپذیرید سرسلامتی ِ
روضه خوان ها و سینه زن ها را
قرن تا قرن عصرتان شده تا
پشت درپشتمان شود عاشق
نسل در نسل گریه کن کردند
عام ها، خاص ها، قَرَن ها را
دست بوس نگاه تو چشمی
که بیفتد به چشم تو گذرش
اشک هایت تبرکی دادند
شال مشکی و پیرهن ها را
دل ماها گرفته آقا جان
چقدر غم به سینه ات داری
چشمهایت مگر عزا دارند؟
کشته ها را و بی کفن ها را
از کنارغرور صاحب مشک
مادری قد خمیده می آید
شاید از علقمه کند روزی
یا ابالفضلِ این دهن ها را
تا نمردم بیا تو را به خدا
حاضر ِآخرالزمان ،برگرد
تا نمردم بگیر در آغوش
این وجود غریب و تنها را

شاعر : رضا دین پرور

  • سه شنبه
  • 19
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 08:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( عده اي بي خبر از علتِ اشك ) * یاسر قربانی

1732
3

شعر فراق امام زمان(عج) -( عده اي بي خبر از علتِ اشك ) عده اي بي خبر از علتِ اشك
بـا مـن از كار خـدا مي گـويند
ظاهرا چاره ي اين حال مرا
در تسـلاي دلـم مي جويند
ناگـزيـرم كـه بـجنـبانـم سـر
مـحـض تـأييد ؛ تبسم بـزنـم
چاره اي نيست كه فرياد تو را
بي هـوا بـر سـر مـردم بزنم
من فقـط فكـر تـو در سر دارم
خنده اي كن ، به دلم روح بده
اشك در سيل كشيده ست مرا
خبـر از « مـعجزه ي نـوح » بـده
اي مسافر ، سفرت طول كشيد
عـزم بـرگـشـت نـداري انگـار !!!
مُردَم از چشم به راهي ، برگرد
« دست از كُشتن صبرم بردار »
طعنه زد عقل كه : «برمي گردد
ظرف صد سال وَ يا سيصد سال
منتظر باش ، تـو هم مثل همه
بر سرت شيره ي ديدار ، بِمال»
گفتم : اي عقل ، جوابت اينست
« مـن فـقـط مـعـتـكـ

  • پنج شنبه
  • 21
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر مناجات امام زمان(عج) -( تو چون به جلوه در آیی سپیده خواهد شد ) *استاد سید هاشم وفایی

1941

شعر مناجات امام زمان(عج) -( تو چون به جلوه در آیی سپیده خواهد شد ) تو چون به جلوه در آیی سپیده خواهد شد
فروغ باغ سحرگاه دیده خواهد شد
چراغ صبح ز نور تو می شود روشن
که با تجلی رویت سپیده خواهد شد
بدون فیض وصالت ،به زیر بار فراق
بلند قامت هستی خمیده خواهد شد
به پاس مقدمت ای نوبهار عدل و امید
ز باغ وحی گل نور چیده خواهد شد
ز فیض جلوۀ نور تو ای بهشتی روی
دوباره روح به جان ها دمیده خواهد شد
به گوش اهل جهان از کنار بیت عتیق
صدای روح نوازت شنیده خواهد شد
بیا که با تو شکوفه دهد نهال امید
بهار رحمت حق با تو دیده خواهد شد
رسید مژده به ما کز نسیم آمدنت
بهار عدل علی آفریده خواهد شد
طناب ظلم و ستم گرچه محکم و کاری است
به ذوالفقار تو روزی بریده خواهد شد
خوشا به حال کسی کو

  • شنبه
  • 23
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( معنی فاصله ها چیست برایم بنویس ) * مهرشاد واحدی

4371
4

غزل امام زمان(عج) -( معنی فاصله ها چیست برایم بنویس ) معنی فاصله ها چیست برایم بنویس
درد این واژه سرا چیست برایم بنویس
تو تماشاگر من بلکه نه من فاصله ای
علت دوری ما چیست برایم بنویس
همه جا غرق دعا میشوم از آمدنت
معنی اشک و دعا چیست برایم بنویس
خون دل خوردنت از بار گناهان من است..
معنی شرم و حیا چیست برایم بنویس
مثنوی نه ، غزلی نه ، نه قصیده آقا
مصرع از درس وفا چیست برایم بنویس
دست من را تو نگیری به زمین می افتم
حکمت دست شما چیست برایم بنویس
تو برایم بنویسی به یقین میفهمم
حرمت خون خدا چیست... برایم بنویس

شاعر : مهرشاد واحدی

  • یکشنبه
  • 24
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( آسمان بیدار کرد از خواب خوش خورشید را ) * زهرا محمودی

2211
3

غزل امام زمان(عج) -( آسمان بیدار کرد از خواب خوش خورشید را ) آسمان بیدار کرد از خواب خوش خورشید را
عشق زد بر گردنش یک رشته مروارید را
عطر نرگس ها وزید و باز باران خنده کرد
مست کرد از گوشه ی هر نغمه اش ناهید را
باد بر گیسوی باغ انتظارش شانه زد
تا به رقص انداخت موجش شاخه های بید را
ماه پشت پرده بالا زد حجاب ابر را
تا زمین بهتر ببیند آنچه می تابید را
چند قرن است این غزل ها از بیانت عاجزند
واژه ها وا کرده اند اینجا لب تمجید را
ای یقین محض هرکه پشت در جامانده است
می رسد روزی که می کوبد در امید را
آه! وقتی لحظه ی تحویل دل ها باشی و...
با اذان خود گواراتر کنی این عید را
من کلاس اول شعرم اجازه یک سوال
می زنی بر دفترم با مهر خود تایید را؟

شاعر : زهرا محمودی

  • یکشنبه
  • 24
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 05:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج) - هشتم محرم -( آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد ) * عباس احمدی

8772
7

شعر امام زمان(عج) - هشتم محرم -( آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد ) آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد
کاش می آمد و از دور تماشا میکرد
فال من ،یوسف گمگشته اگر می آمد
با دل مرده ی من کار مسیحا میکرد
گرچه پرونده ی اعمال سیاهی دارم
کاش می آمد و با این همه امضا میکرد
من اگر منتظر واقعه ی او بودم
کِی قرار دل ما امشب و فردا میکرد
کاش می آمد و یک شب وسط سینه زنی
در عزای پدرش ناحیه نجوا میکرد
شب هشتم وسط روضه ی اربا اربا
گریه بر تشنگی اکبر لیلا میکرد
من یقین دارم اگر کرب و بلا داشت حضور
بر سر نعش علی یاری بابا میکرد
یا که در هلهله ی آن همه نامحرم هرز
مهدی ما کمک زینب کبری میکرد

شاعر : عباس احمدی

  • یکشنبه
  • 24
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 07:57
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر امام زمان(عج)-چهار محرم -( همیشه شامل الطاف بیکران هستیم ) *

2256
1

شعر امام زمان(عج)-چهار محرم -( همیشه شامل الطاف بیکران هستیم ) همیشه شامل الطاف بیکران هستیم
چرا که تحت نظرهای آسمان هستیم
تو یاد مائی و ما یاد هرکسی جز تو
تو فکر مائی و ما فکر آب و نان هستیم
نه از تو حرف شنفتیم و نه سخن گفتیم
هماره مایه ی ننگیم ما ؛زیان هستیم
اگر که ابر تویی ما کویر بی آبیم
اگر بهار تویی ما همه خزان هستیم
کسی که گمشده پشت گناه ماهاییم
تو آشکاری و ماییم که نهان هستیم
به انتظار خودت امتحان مکن ما را
که ما رفوزه ی هر روز امتحان هستیم
اباالرحیم تو هستی و با وجودت ما
همیشه صاحب بابای مهربان هستیم
به یاد عمه ی سادات اشک میریزیم
برای عمه ی سادات روضه خوان هستیم
به یاد محمل عریان و کوچه و بازار
به یاد نیزه ی خورشید کاروان هستیم

  • یکشنبه
  • 24
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 08:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( به خدا انتقام می گیریم ) * حسین ایزدی

2932
0

شعر مناجات امام زمان(عج) -( به خدا انتقام می گیریم ) به خدا انتقام می گیریم
کربلا انتقام می گیریم
تن صد چاک یادمان نرود
نیزه ها انتقام می گیریم
بی کفن بود، پیرهن که نداشت
بوریا انتقام می گیریم
سرت از قفا بریده شده
از قفا انتقام می گیریم
ما ز خون شما نمی گذریم
شهدا انتقام می گیریم
جمعه با ندبه یاد منتقمت
با دعا انتقام می گیریم
ذکر هیهات منّا الذاله به لب
ذکر ما «انتقام می گیریم»
پای میز مذاکره بروید
از شما انتقام می گیریم
العجل حضرت اباصالح
تو بیا انتقام می گیریم

شاعر : حسین ایزدی

  • یکشنبه
  • 24
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( عاقبت روزی گره خواهد گشود از بند ما ) * ابراهیم کریمی

1989
6

غزل امام زمان(عج) -( عاقبت روزی گره خواهد گشود از بند ما ) عاقبت روزی گره خواهد گشود از بند ما
عاقبت روزی شود از عمقِ دل لبخند ما
جمعه های بی تو اما پر شده از چون و چند
خسته شد تقویم از اما و چون و چند ما
وای از آن لحظه که ما بی پرده می بینیمتان
می شود آن روز چشمان شما سوگند ما
دست من در دست تو چنگ است در حبل المتین
نیست چیزی غیر من مانع بر این پیوند ما
عکس ایامی که بی تو سر شده، با تو شود
ظلم و تبعیض و غم و رنگ و ریا در بند ما
تا ابد دیگر نیاید مثل تو معشوق پاک
هم نیاید عاشقان بی وفا مانند ما
انتظار ما شده ارثیۀ ما از پدر
کاش مانع می شدی زین ارث بر فرزند ما

شاعر : ابراهیم کریمی

  • یکشنبه
  • 24
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:01
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

دوبیتی امام زمانی ازمهدی عظیمی -( جان دادن ما در ره دلدار خوش است ) * مهدی عظیمی

1973
3

دوبیتی امام زمانی ازمهدی عظیمی -( جان دادن ما در ره دلدار خوش است  ) جان دادن ما در ره دلدار خوش است
یاری طلبی زیار بی یار خوش است
هنگامه شب که آسمان تاریک است
صحبت زطلوع صبح دیدار خوش است

شاعر : مهدی عظیمی

  • سه شنبه
  • 26
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:29
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

دوبیتی مهدوی از مهدی عظیمی -( هرکس که شود گم زتو پیدا بشود ) * مهدی عظیمی

1858
3

دوبیتی مهدوی از مهدی عظیمی -( هرکس که شود گم زتو پیدا بشود  ) هرکس که شود گم زتو پیدا بشود
هر کس شنود نام تو شیدا بشود
با تابش روی پرشرارت خورشید
سخت است برایش که هویدا بشود

شاعر : مهدی عظیمی

  • سه شنبه
  • 26
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 13:32
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( گفته بودند تو نمی ‌آیی، شک نکردم! خودت قضاوت کن ) * نغمه مستشار نظامی

2144
0

غزل امام زمان(عج) -( گفته بودند تو نمی ‌آیی، شک نکردم! خودت قضاوت کن ) گفته بودند تو نمی ‌آیی، شک نکردم! خودت قضاوت کن
حقّ من را که سال ها این‌جا، منتظر بوده‌ ام رعایت کن
گفته بودند بین یارانت، جای یک دختر دهاتی نیست
باشد آقا فقط همین یک بار، چند لحظه قبول زحمت کن
دل من شور می ‌زند گاهی، که مبادا دل شما تنگ ست
درد دل هم نمی ‌کنی با من، لطف کن لااقل نصیحت کن
من همیشه به یادتان هستم، پای شالی، کنار گندم زار
اگر از این طرف گذر کردی. با درختان باغ صحبت کن
پدرم گفته بود: بعد از من، تو نگهبان باغ ها هستی
باید این سیب ها به او برسند، منتظر باش و خوب دقّت کن
در بهاری که می ‌رسد از راه، آخرین مرد می‌رسد ناگاه
دخترم منتظر بمان اینجا، جای من با امام بیعت کن

شاعر : نغمه مست

  • چهارشنبه
  • 27
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 04:31
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( از بس که ندارم غمِ دیدار شما را ) *

2013
7

شعر فراق امام زمان(عج) -( از بس که ندارم غمِ دیدار شما را ) از بس که ندارم غمِ دیدار شما را
گویا که رها کرده دلم کار شما را
آن روز نیاید که گناه منِ عاشق
آزرده کند چشم گُهربارِ شما را
نالایقم و دور ز کوی تو نگشتم
نازم کرم و رأفت بسیار شما را
اُفتم ز فراق تو به دامان بلا ، گر
کز دست دَهَم سایه دیوار شما را
من نوکریت را به دو عالم نفروشم
بر کس ندهم خدمت دربار شما را
در منزلتِ گریه کنِ حُزن تو این بس
زهرا کند تکرار ، عزادار شما را
در سینه زنی ، یاکه حرم ، یاکه به روضه
از من بِسِتان جان گرفتار شما را
هر بار که گشتیم گرفتار بلایی
خواندیم فقط نام علمدار شما را
در ماه عزا توشه ای از معرفتم ده
تا آن که بپویم رَهِ دشوار شما را

  • سه شنبه
  • 3
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 14:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( گفتم: این رسم وفا با من مهجور نبود ) * حسن بیاتانی

4114
14

شعر مناجات امام زمان(عج) -( گفتم: این رسم وفا با من مهجور نبود  ) گفتم: این رسم وفا با من مهجور نبود
گفت: این عشق تو با شکوه تو جور نبود
گفتمش: کورشد این چشم و جمال تو ندید
گفت: می‌دید اگر چشم دلت کور نبود
گفتم: افتاده‌ام از خواب و خوراک از پی تو
گفت: کس در طی این مرحله مجبور نبود
گفتم: آواره‌ی صحرا شده‌ام در طلبت
گفت: اینقدر ره منزل ما دور نبود
گفتم: ای یار مرنجان دل ما را ز فراق
گفت: قدر دل من، قلب تو رنجور نبود
گفتمش: خانه‌ی دل منتظر مقدم توست
گفت: هر بار که من آمده ام نور نبود
گفتم: ای شاه، شب و روز دعا گوی توأم
گفت: کی بنده دعا کرد که ماجور نبود
گفتم: ای خسرو شیرین دهنان تلخ مگوی
گفت: شعر تو بود، لحن من اینجور نبود

شاعر : حسن بیاتانی

  • شنبه
  • 7
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 16:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( ساحل به ساحل می روم، دریا به دریا ) * مجتبی حاذق

5121
3

شعر مناجات امام زمان(عج) -(  ساحل به ساحل می روم، دریا به دریا ) ساحل به ساحل می روم، دریا به دریا
خود را به ساحل می زنم، دل را به دریا
تا مثل مجنونِ بیابانگرد باشم
یا سر به جنگل می گذارم یا به دریا
دریا شما هستی و ما بیچاره هایی
که می گریزیم از غم دنیا به دریا
بی شک وجود تو دلیل بودنِ ماست
وابستگی دارند ماهی ها به دریا
ما لکّه ی ننگیم بر دامان هستی
پاکیزه خواهد کرد ما را آب دریا

شاعر : مجتبی حاذق

  • شنبه
  • 7
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 16:25
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر امام زمان(عج)-مناجات محرمی(مدافعان حرم) -( رسیده ایم كه سرها بـه آستـان بدهیم ) * حسن لطفی

2806
7

شعر امام زمان(عج)-مناجات محرمی(مدافعان حرم) -( رسیده ایم كه سرها بـه آستـان بدهیم ) رسیده ایم كه سرها بـه آستـان بدهیم
به رویِ چَشم بفرما، چگونه جان بدهیم؟
فقط برایِ حسین و فقط برایِ حسن
نیامدیم كه دل دستِ ایـن و آن بدهیم
حسین گفتنِ ما روزِ حشر دیدنی است
قرارِ ماست قیامـت خودی نشان بدهیم
رسیـده ایـم تـسلایِ سینـه­ات باشیم
كه اشك های تو را دستِ آسمان بدهیم
بیار تُربت و بر چَشم های ما عنایت كـن
كه جانِ تازه­ای امشب به دیدگان بدهیم
حراستِ حـرمِ عمّه هـای تـو با ماست
نفس بـده كه بر آن مأذنه اذان بدهیم
شنیده ایم دوبـاره جسارتی شده است
چه می شود به برِ زینبیه جان بدهیم
تمامِ عـمـر نمك گیرِ مجتبی هستیم
شبِ یتیم شده، گـرمِ گـریه ها هستیم

شاعر : حسن لطفی

  • شنبه
  • 7
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 16:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد