شعر امام زمان (عج)

مرتب سازی براساس

غزل امام زمان(عج) -( ناله ھا رفت و شد فغان باقی ) * سید نقی عباسی

1778
2

غزل امام زمان(عج) -( ناله ھا رفت و شد فغان باقی ) ناله ھا رفت و شد فغان باقی
شعر گفتیم و داستان باقی
چلچراغِ ھمیشه ی طاھا
ھست نام تو در جھان باقی
صبح و ظھر و شبم پُر از نورست
در دلم ھست تا اذان باقی
پی فرش رھت زمین آغوش
وز پی سایه آسمان باقی
تا به کی دیدہ بسته ای، ای جان
تا به کی پردہ در میان باقی
تا به کی مژده ی وصال ای دوست
تا به کی رنج عاشقان باقی
تا به کی جان رفتگان دلتنگ
تا به کی عمر رایگان باقی
تا به کی انتظارمان ای گل
تا به کی امتحان مان باقی
وارثِ نور لایزال تویی
از تو نام پیمبران باقی
زندہ باد ای محمّدِ آخر
از تو تنظیم ھر زمان باقی
تا امام زمان طلوع کند
ھست تا ھر زمان، زمان باقی
عشقِ مهدی مرا بسوز آن قدر
که نماند ز من نشان باقی

شاعر

  • چهارشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 06:30
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

غزل امام زمان(عج) -( چقدر ماه بشمرم شبانه هاي انتظار ) * عباس کریمی

1948
2

غزل امام زمان(عج) -( چقدر ماه بشمرم شبانه هاي انتظار ) چقدر ماه بشمرم شبانه هاي انتظار
چرا صدا نمی كني مرا از اين هميشه زار؟
دچار شكِّ بودنم بدون تو كه مي زنم
يكي به ميخ جبر، چكّشي به نعل اختيار
نه اين كه پشت سر پلي نمانده باشدم ولي...
رجوع من بدون تو؛ حكايت دل ست و دار
دو ريل رفته تا ابد، دو خط تا تو منتشر
در ايستگاه بهتم و دلم نشسته در قطار
اگر چه "از شبي چنين سپيده سر نمي زند"
"نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار"1
سوار سرنوشت من نمي رسد به شهر تو
كه فرصتي نمي دهد به من دوباره روزگار
خدا سپرده ام تو را پناه غربتت شود
نباش فكر عزلتم، مرا به عشق واگذار

شاعر : عباس کریمی

  • چهارشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 07:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( بی مقدم تو باغ شکوفا نمی شود ) * جواد زهتاب

1784
5

غزل امام زمان(عج) -( بی مقدم تو باغ شکوفا نمی شود ) بی مقدم تو باغ شکوفا نمی شود
از اخم غنچه ها گِرِهی وا نمی شود
باران اگر نباشی، مرداب می شود
جوی حقیر، راهی دریا نمی شود
دیروز می شود همه امروزهای من
امّا نشانه ای ز تو پیدا نمی شود
چشمان غیر، زخم مرا تازه می کند
این زخم کهنه بی تو مداوا نمی شود
ای کاش مثل اشک نیفتم ز چشم تو
اشکی که اوفتاد دگر پا نمی شود

شاعر : جواد زهتاب

  • چهارشنبه
  • 30
  • بهمن
  • 1392
  • ساعت
  • 07:41
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی مناجات امام زمان(عج) -( با ایــن دل بیقرار خیلـی سخت است ) * محمد کاظمی نیا

2409
6

رباعی مناجات امام زمان(عج) -(  با ایــن دل بیقرار خیلـی سخت است ) با ایــن دل بیقرار خیلـی سخت است
جا مانـدنمان ز یار خیلـی سخت است
تــو درد فــراق دیده ای،می دانی
بــرگرد که انتظار خیلـی سخت است

شاعر : محمد کاظمی نیا

  • پنج شنبه
  • 1
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:49
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی مناجات امام زمان(عج) -( از حرف لبت بزن ولی شعر بگو ) * سید مجتبی شجاع

2743
1

رباعی مناجات امام زمان(عج) -(  از حرف لبت بزن ولی شعر بگو ) از حرف لبت بزن ولی شعر بگو
از تاب و تبت بزن ولی شعر بگو
حالا که امام عصرمان مظلوم است
از نان شبت بزن ولی شعر بگو

شاعر : سید مجتبی شجاع

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 11:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( روی بام از برکت یک مشت گندم می نشیند ) * توحید شالچیان ناظر

1828
4

شعر مناجات امام زمان(عج) -( روی بام از برکت یک مشت گندم می نشیند ) روی بام از برکت یک مشت گندم می نشیند
یا کریمی که به امّید ترحّم مینشیند
در به در شد بالهایم در پی کسب نشانی
گاه بر بام خراسان گاه بر قم مینشیند
خواهش سبز پیمبرهاست شوق دیدن تو
پیش رویت موسی از بهر تکلم مینشیند
در غزل تا شمه ای از غربتت را مینویسم
رو به رویم ریشخند تلخ مردم مینشیند
دور میبینند آری امر نزدیک فرج را
آه جای حسن ظن سوء تفاهم مینشیند
پرسشی دارم بگو ای ناخدای کشتی دین
موج دریای ستم کی از تلاطم مینشیند ؟
میدرد برق نگاهت پرده ی شب را غروبی
کنج لب های سحر روزی تبسّم مینشیند

شاعر : توحید شالچیان ناظر

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 11:51
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( غیر گنه گر چه مرا کار نیست ) * حسین آذری

2240
5

شعر مناجات امام زمان(عج) -(  غیر گنه گر چه مرا کار نیست ) غیر گنه گر چه مرا کار نیست
در دل ما جـز غمت ای یار نیست
شب همه شب ناله کنم از غمت
چـاره مـرا بهتر از این کار نیست
ای که جهان ریزه خور خـوان توست
ای که به عالم چو تو غمخوار نیست
پای به چشمم بگذار از کـــرم
دیــده اگــر قابـل دیدار نیست
چهره عیان کن که بدانند خلـق
شیعـۀ تو بی کس و بی یار نیست
شمع شبستان هدایت تویــــی
گــر که بیایی شب ما تار نیست
گل نه بل آیینۀ گلـــزار عشق
هیــچ گلی مثل تو بی خار نیست
پر نتوان زد به حریم بهشـــت
آنــــکه به دام تو گرفتار نیست
نالم اگر روز و شب از هجر تـو
غیر خیــــال تو در افکار نیست
آذری از لطف تو دارد بیــــان
ورنه که او خالـــق اشعار نیست

شاعر : حسین آذری

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 11:52
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر مناجات امام زمان(عج) -( حال ما دنیا نشینان بی تو اصلاً خوب نیست ) * مصطفی هاشمی نسب

5569
15

شعر مناجات امام زمان(عج) -( حال ما دنیا نشینان بی تو اصلاً خوب نیست ) حال ما دنیا نشینان بی تو اصلاً خوب نیست
بی تو در دنیای ما جز فتنه و آشوب نیست
باغ های این حوالی را همه سرما زده
دور از خورشید هرگز حاصلی مرغوب نیست
خوب می دانم شبیه عاشقانت نیستم
خوب می دانی که اوضاع دلم مطلوب نیست
قلبم از فرط گنه ویرانه شد ، پس لاجرم
جایگاه چون تو شاهی خانه ی مخروب نیست
بی تو آداب مسلمانی دگرگون گشته است
شیعه ی این روزها چندان به تو منسوب نیست
دیده آلوده ، دل آلوده ، نفس آلوده ، آه
جز تو امیدی برای بنده ی معیوب نیست
کاش می شد خاک پایت سرمه ی چشمم شود
آخر این مژگان من کمتر که از جاروب نیست
با تمام این سخن ها کاش برگردی نگار
کاسه ی صبر من بیچاره چون ایوب نیست
مادرت در کوچه ها ف

  • شنبه
  • 3
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 12:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عچ) -( چشمان بی قرار تو با من دروغ گفت ) * راشین گوهر شاهی

1801
3

غزل امام زمان(عچ) -( چشمان بی قرار تو با من دروغ گفت ) چشمان بی قرار تو با من دروغ گفت
یك جمعه انتظار تو با من دروغ گفت
دل می درید؛ جامه ی شعری كه پر نداشت
خورشید؛ در مدار تو با من دروغ گفت
شمعی، خیال چشم تو را آه می كشید
وحشت از انتحار تو با من دروغ گفت
پروانه ها خیال تو را نقب می زدند
توجیه اضطرار تو با من دروغ گفت
دل بسته ام به بخت بلند ستاره ات؛
شب؛ رانده از قمار تو با من دروغ گفت.
آن زاهدی كه فخر تو در شهر می فروخت؛
شد نئشه از خمار تو با من دروغ گفت
مهدی بیا كه مفتی زهاد شهر مرد
حلاج سر به دار تو با من دروغ گفت

شاعر : راشین گوهر شاهی

  • دوشنبه
  • 5
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:14
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( مرا ببخش نگشتم چنان كه می خواهی ) * علی لواسانی

3217
5

غزل امام زمان(عج) -( مرا ببخش نگشتم چنان كه می خواهی ) مرا ببخش نگشتم چنان كه می خواهی
به پات جان نسپردم ز فرط خودخواهی

همیشه عهد شكستن ز سمت من بوده
مرا ببخش كه سوگند خورده ام گاهی
تمام عمر فقط ادعا، كه یار توام
ولی دریغ چه گویم، خودت كه آگاهی
عزیز كشور جانی و یوسف دنیا
ولی دریغ كه ماه نشسته در چاهی
و باز پرسش آخر، جواب معلوم ست
"عزیز فاطمه آیا بود سویت راهی؟"

شاعر : علی لواسانی

  • دوشنبه
  • 5
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:03
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمد سهرابی

غزل امام زمان(عج) -( هست تا اشک میان دار نگاه من و تو ) * محمد سهرابی

3370
4

غزل امام زمان(عج) -( هست تا اشک میان دار نگاه من و تو ) هست تا اشک میان دار نگاه من و تو
در نیفتند به هم خیل سپاه من و تو
چشم معمار تو برداشت ز جا بیتم را
که دو مصرع نشود حائل راه من و تو
رو به روی تو نشستن چه صفایی دارد
مردمان گر که نباشند گواه من و تو
تو ز افعال من و من ز غمت می گریم
می کشد چرخ فلک آب ز چاه من و تو
روز عاشق به سر زلف تو می ماند و بس
هر دو پیچیده به هم رویِ سیاه من و تو
جوشش اشک ز وا بودن چشمانم نیست
دود در دیده فزون گشته ز آهِ من و تو
بر سر تربت ما شاخه ی تاکی بنشان
که نجاتم دهد از حشر گیاه من و تو

شاعر : محمد سهرابی

  • چهارشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( تا کی در انتظارت، تا چند سال دیگر؟ ) * محمد علي موظف رستمي

1936
3

غزل امام زمان(عج) -( تا کی در انتظارت، تا چند سال دیگر؟ ) تا کی در انتظارت، تا چند سال دیگر؟
چشمان ما خمارت، تا چند سال دیگر؟
ما مانده در زمستان، در قله های هجران
کی می رسد بهارت، تا چند سال دیگر؟
بادی وزید از غرب، پیچید گرد مشرق
ا یان این اسارت، تا چند سال دیگر؟
خط های روی دیوار، در امتداد عشقند
ایّام بی شمارت، تا چند سال دیگر؟
گل های باغ هستی، هر جمعه توی دستم
پس کی کنم نثارت، تا چندسال دیگر؟
دارد نشانی از خون، اسبی کنار خیمه
کی آید آن به کارت، تا چند سال دیگر؟
ای مهر عرش والا، پشت حصار ابری
کی بشکند حصارت، تا چند سال دیگر؟
من باز هم بپرسم، تاریخ وصل یاران
گر نیست این جسارت، تا چند سال دیگر؟

شاعر : محمد علي موظف رستمي

  • چهارشنبه
  • 7
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

شعر مناجات فاطمیه-امام زمان(عج) -( غبار مقدم تو ، توتیای چشمانم ) * قاسم نعمتی

2741
3

شعر مناجات فاطمیه-امام زمان(عج) -(  غبار مقدم تو ، توتیای چشمانم ) غبار مقدم تو ، توتیای چشمانم
ز هجر تو شده ابری هوای چشمانم
سحر که سفرۀ دل وا کنم به راز و نیاز
فقط وصال تو باشد دعای چشمانم
اگر که بغض گلویم کمی ترک بخورد
پر از ستاره شود این فضای چشمانم
تمام عالم هستی، غریب در نظرم
فقط فراق تو شد آشنای چشمانم
دو دیده ام شده تاریک در حجاب گناه
نگاه مست تو باشد ضیای چشمانم
نظر به روی تو آداب و سعی خود دارد
سرت چو مروه و پایت صفای چشمانم
به غیر دامن خیسم ز قطره قطرۀ اشک
کسی دگر نشنیده صدای چشمانم
قسم به فاطمه داغی به سینه دارم من
به دل هوای بقیع و مدینه دارم من

شاعر : قاسم نعمتی

  • شنبه
  • 10
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

زباعی مناجات امام زمان(عج) -( آن عهد ملیح ازلی یـادم رفت ) *

1804
5

زباعی مناجات امام زمان(عج) -( آن عهد ملیح ازلی یـادم رفت ) آن عهد ملیح ازلی یـادم رفت
افتادم و پا شدم، "علی" یادم رفت
گفتم که علی لقمه ی خــود را بخشید
هنگام عمل که شـد ولی..یادم رفت

  • یکشنبه
  • 11
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( ای همیشه شهد یادت از عسل ها بیشتر ) * احمد حسین پور علوی

2813
3

غزل امام زمان(عج) -( ای همیشه شهد یادت از عسل ها بیشتر ) ای همیشه شهد یادت از عسل ها بیشتر
من به دنبال تو هستم در غزل ها بیشتر
هر چه می گویند با یک گل نمی آید بهار
من دلم می گیرد از ضرب المثل ها بیشتر
در حرم تا غرق بهجت می شوم حس می کنم
می وزد عطر تو در بعضی محل ها بیشتر
عده ای ناباورند و خوب می دانم چرا
هست پیرامون تو بحث و جدل ها بیشتر
نام تو دکان بعضی ها شد و این روزها
هست زرق و برق بازار بدل ها بیشتر
از فرج می خوانم و محو مؤذن زاده ام
لحظه ی حی علی خبر العمل ها بیشتر
آسمان ابری ست وقتی گرم می گیرد دلت
تکیه تکیه با علم ها و کتل ها بیشتر
کربلا را با نگاهت غرق باران می کنی
گریه ات می گیرد اما روی تل ها بیشتر
در قصاید پای ثابت هستی اما باز هم -
من ب

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست ) * فاضل نظری

2196
3

غزل امام زمان(عج) -( تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست ) تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست
نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست
فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم
که هر چه رود درین سرزمین مسافر توست
همان بس ست که با سجده دانه برچیند
کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست
به وصف هیچ کسی جز تو دم نخواهم زد
خوشا کسی که اگر شاعرست شاعر توست
که گفته است که من شمع محفل غزلم؟!
به آب و آتش اگر می زنم به خاطر توست

شاعر : فاضل نظری

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:04
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( ميان مردمی و مردم از شما دورند ) * محسن مهدوی

2480
6

غزل امام زمان(عج) -( ميان مردمی و مردم از شما دورند ) ميان مردمی و مردم از شما دورند
ميان مردم صد چهره ای كه صد جورند
ميان طايفه هايی كه چشم سر دارند
وَ از نديدن نور تو غالباً كورند
میان منتظرانی كه ندبه می خوانند
وَ گوييا به صدا كردن تو مجبورند
خدا كند كه نباشم من از كساني كه -
فقط به گريه و زاری و ندبه مشهورند
اگر دعاي شما شاملم شود نروم
ميان مردم صد چهره اي كه صد جورند...

شاعر : محسن مهدوی

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 06:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( چشم تمام آینه ها روشن، چون جلوه گاه حضرت بارانند ) * نجمه سادات هاشمی

1677
2

غزل امام زمان(عج) -( چشم تمام آینه ها روشن، چون جلوه گاه حضرت بارانند ) چشم تمام آینه ها روشن، چون جلوه گاه حضرت بارانند
دارند با وضوی تماشایش، از روی خود غبار می افشانند
مانند عشق خانه براندازست، عطرش که بوی نرگس شیرازست
محتاج وصف بی حد و اندازه ست، این روز مژده داده ی بی مانند
از دیدن تو سیر نخواهد شد، چشمی که روزه بوده هزاران سال
بنشین ببینمت دل سیر آقا، مانند من چقدر فراوانند
کعبه سرود مقطع شعرش را، بیت دوازده به غزل پیوست
تکمیل شد تغزل حج، عشّاق، لبیک گوی مصرع پایانند
این شعر نذر چل سحر آمین ست، امروز ادا شده ست که آدینه ست
صبح است و با ندای "انا المهدی"، مردم دعای ندبه نمی خوانند

شاعر : نجمه سادات هاشمی

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:00
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( چشم تمام آینه ها روشن، چون جلوه گاه حضرت بارانند ) * نجمه سادات هاشمی

1668
1

غزل امام زمان(عج) -( چشم تمام آینه ها روشن، چون جلوه گاه حضرت بارانند ) چشم تمام آینه ها روشن، چون جلوه گاه حضرت بارانند
دارند با وضوی تماشایش، از روی خود غبار می افشانند
مانند عشق خانه براندازست، عطرش که بوی نرگس شیرازست
محتاج وصف بی حد و اندازه ست، این روز مژده داده ی بی مانند
از دیدن تو سیر نخواهد شد، چشمی که روزه بوده هزاران سال
بنشین ببینمت دل سیر آقا، مانند من چقدر فراوانند
کعبه سرود مقطع شعرش را، بیت دوازده به غزل پیوست
تکمیل شد تغزل حج، عشّاق، لبیک گوی مصرع پایانند
این شعر نذر چل سحر آمین ست، امروز ادا شده ست که آدینه ست
صبح است و با ندای "انا المهدی"، مردم دعای ندبه نمی خوانند

شاعر : نجمه سادات هاشمی

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( دوباره وقت اذانست، حضرت خورشيد ) * فخرالسادات موسوی

1573
2

غزل امام زمان(عج) -( دوباره وقت اذانست، حضرت خورشيد ) تو را ستاره ي شرقي، سلام مولایِ...
دل آشناي غزل ها سلام همسايه!
دوباره وقت اذانست، حضرت خورشيد
صداي گرم قدم هاي تو كجاهایِ
بلند آبي صبح ظهور جامانده...؟
كه واژه واژه دلم شد اسير آرايه...؟
وَ عشق خاطره ي سبز ايل باران ست
كه قطره قطره چكيده به روي جا پایِ
غريب عصر سه شنبه دوباره مي آيد -
صداي خيسِ قنوت نگاهِ يلدایِ
هميشه منتظر آن دو چشم نرگس تو:
«و أينَ صاحبُ يومِ طلوع فردایِ... ؟»

شاعر : فخرالسادات موسوی

  • دوشنبه
  • 12
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 عبدالحسین شفیع پور

شعر و نوحه سینه زنی برای غروب جمعه ها -(غروب جمعه میشینم ،چشم به انتظار امیرم) * عبدالحسین شفیع پور

2126
3

شعر و نوحه سینه زنی برای غروب جمعه ها -(غروب جمعه میشینم ،چشم به انتظار امیرم) غروب جمعه میشینم ،چشم به انتظار امیرم

ایشالله جمعه ی دیگه، روی ماهت روببینم

شده گریون دل زارم،چون ندید روی نگارم

عمریه به انتظارش،داده ام داروندارم

گم میشم توی غزلها ،بارونی چش توی غمها

تومثه موجی که رفتی ،بیا به ساحل دریا

هزارودویست سال آقا مونده دل تو شب یلدا

اینجا دل بسته قنوتی ،از سفر بیای تو آقا

نذرمن بوسه به پاته ،روسرم منت میذاری؟

دیگه جمعه هابریدن ،نمیای میلی نداری؟

قبل این ویرون نبودم ،خوب بودم یه روزگاری

دل دادم که پس نگیرم بمونه به یادگاری

دوباره شدم آواره، آقاجون محل بذاره

خودتو گفتی برامن ،بدوخوب معنا نداره

قامتت الف نه داله ،میسوزم با آه وناله

میدونم که سر روشونت ،

  • پنج شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 01:22
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین شفیع پور
ادامه مطلب
 عبدالحسین شفیع پور

شور سینه زنی برای فراق امام عصر -(گریه پای انتظار نشونی از بندگیمه) * عبدالحسین شفیع پور

3067
11

شور سینه زنی برای فراق امام عصر -(گریه پای انتظار نشونی از بندگیمه) دیگه برات غریبه ام نگاه بکن همون بدم

بازاومدم درخونت ایندفعه رو نکن ردم

شماکه بهترمیدونی هزار بارم خطاکنم

نمیتوم عشق تورو ازوجودم جداکنم

چونکه وجودعشق تو اساس این زندگیمه

گریه پای انتظار نشونی از بندگیمه

اگرکه عشقت نباشه واللهِ آواره میشم

نفس کشیدن حرومه بی تو یه بیچاره میشم

یباردیگه کرم کن و این روسیاهه روببخش

قبول دارم ،بی معرفت زخمونمک پاشید همش

شما بزرگی مهربون میگن داری کرم زیاد

من لایقت نیستم آقا عشق تو ازسرم زیاد

عموی تو یل علی همونکه ماهه عشق شاه

همونکه واسه دیدنش روزوشبم ناله وآه

توروقسم به این عمو توروقسم به روضه هاش

براتمو امضا بزن میخوام برم به کربلاش

سروده:عبدالحسی

  • پنج شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 01:45
  • نوشته شده توسط
  • عبدالحسین شفیع پور
ادامه مطلب

غزل امام زمان(ع) -( مي دونم كه من نبايد بنويسم از نگاهت ) * مهدی زارعی

2442
3

غزل امام زمان(ع) -( مي دونم كه من نبايد بنويسم از نگاهت ) مي دونم كه من نبايد بنويسم از نگاهت
اوني كه ستاره هم نيس چي بگه از روي ماهت
مي دونم كه من نبايد شاعر چشم تو باشم
چش سفيديه اگه من بگم از چشم سياهت
نه عقيق و دُرّ و ياقوت و نه فيروزه و الماس
آرزوم اينه بشم ريگ و بيفتم سر راهت
حق دارم برات بميرم، حق داري نخواي ببيني م
خوبياي تو گواهم، بدياي من گواهت
يه درخت خشك و بي جون، چي داره بگه به جنگل؟
چي بگم جز اين كه ننگم واسه ي گل و گياهت
عمريه قطار دنيا داره مي ره سمت درّه
ولي اون وا ميسه وقتي برسه به ايستگاهت
اونايي كه مي سوزونن دلتو هر روز و هر شب
يه شب آتيش مي زنه دنياشونو شعله ي آهت
با گناهاي من و ما، شدي زندوني غربت
به جز اين كه بي گناهي، نبوده چي

  • پنج شنبه
  • 15
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:11
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
استاد سید هاشم وفایی

شعر مناجات امام زمان(عج) -( این جمعه ها بی تو تماشایی ندارد ) *استاد سید هاشم وفایی

3449
7

شعر مناجات امام زمان(عج) -( این جمعه ها بی تو تماشایی ندارد ) این جمعه ها بی تو تماشایی ندارد
تا تو نیایی صبح زیبایی ندارد
دارم یقین روزی تو می آیی وگرنه
هجران بدون وصل معنایی ندارد
گردل به امید ظهورت خوش نباشد
امروز ما امید فردایی ندارد
درغیبت طولانی ات دریاب مارا
شیعه بجز تو هیچ مولایی ندارد
ای آخرین احیاگر دین محمد
اسلام غیر ازتو مسیحایی ندارد
دنیا به تنگ آمد ازاین تاریکی محض
جزدیدن خورشید رویایی ندارد
ای ابر رحمت در عطش زارمحبت
باغ عدالت جزتو سقایی ندارد
تو ذوالفقار انتقام اهلبیتی
زهرا به جزنام تو آوایی ندارد
درسجده های خود «وفایی» ازخداوند
غیر از ظهور تو تمنایی ندارد

شاعر : استاد سید هاشم وفایی

  • شنبه
  • 17
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 04:46
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر فراق امام زمان(عج) -( اشکی برای دیده ی ما جفت و جور کن ) * جعفر ابوالفتحی

2396
6

شعر فراق امام زمان(عج) -( اشکی برای دیده ی ما جفت و جور کن ) اشکی برای دیده ی ما جفت و جور کن
ما را برای این غم عظما صبور کن
صورت کبود منتظرت هست فاطمه
آقا بیا ز خاک مدینه عبور کن
مردم به پای چشم پر از شبنم شما
آقا کمی تو یاد ز اهل قبور کن
من در میان دست تو فکر تو نیستم
من را از این لباس منیت تو دور کن
از حال خود برای تو نامه نوشته ام
از من بگیر و نامه ی من را مرور کن
من کور کور کورم و بی تو اسیرتر
تو نور نور نوری و حالا ظهور کن

شاعر : جعفر ابوالفتحی

  • یکشنبه
  • 25
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 07:58
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر مناجات امام زمان در ایام فاطمیه(س) -( آمد بهار و بهار من نیامد ) * سید محسن حسینی

770

شعر مناجات امام زمان در ایام فاطمیه(س) -( آمد بهار و بهار من نیامد ) آمد بهار و بهار من نیامد
روشنی چشم تار من نیامد
چون خار و خس در رهش افتاده ام من
اما گل بی خار من نیامد
گل نرجس کجایی ـ که مردم از جدایی
**
من هستم غلام و تو هستی امیرم
قسم به مویت که بر مویت اسیرم
این آرزویم بود ای آرزویم
آنقدر دورت بگردم تا بمیرم
گل نرجس کجایی ـ که مردم از جدایی
**
ای آبروی همه از آبرویت
ای لیله ی قدر من خرمن مویت
تو کعبه ای و کعبه در طواف تو
ای حجر الاسود من خال رویت
گل نرجس کجایی ـ که مردم از جدایی

شاعر : سید محسن حسینی

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 12:44
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر مناجات امام زمان(عج) در ایام فاطمیه -( من خار توأم ای گل نرجس ) * سید محسن حسینی

7416
9

شعر مناجات امام زمان(عج) در ایام فاطمیه -( من خار توأم ای گل نرجس ) من خار توأم ای گل نرجس
بیمار توأم ای گل نرجس
شب تا به سحر ای سحر من
بیدار توأم ای گل نرجس
مثل گیسوی تو، من به پیچ و تابم
ای کاش بیایی، یک شب تو بخوابم
تنهایم و جز تو کس ندارم
جز دیدن تو هوس ندارم
از بس که به دنبال تو گشتم
در سینه دگر نفس ندارم
**
ای یوسف زهرا به کجایی
ای ماه دل آرا به کجایی
در راه تو من دیده به راهم
ای گمشده ی ما به کجایی
هر شاخه گل یاس، می زند صدایت
در علقمه عباس، می زند صدایت
هر خوشه بود دیده به راهت
بی تو شه بود دیده به راهت
ای من به فدای گوشه چشمت
شش گوشه بود دیده به راهت
**
ای ماه خجل ز روی ماهت
هستم به خدا دیده به راهت
کی می شود ای یوسف زهرا
یک لحظه تو را کنم نگاهت
ویران

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 13:06
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 سید محسن حسینی

شعر مناجات امام زمان(عج) در ایام فاطمیه -( من که گرفتار آن زلف سیاه توأم ) * سید محسن حسینی

1108
1

شعر مناجات امام زمان(عج) در ایام فاطمیه -( من که گرفتار آن زلف سیاه توأم ) من که گرفتار آن زلف سیاه توأم
عمر من عمری بود دیده به راه توأم
تو مسیحایی و من همه دردم
کی شود من به دور تو بگردم
گل نرجس، گل نرجس، به کجایی
**
بر سر راه تو چون خار و خس افتاده ام
بس که صدایت زدم از نفس افتاده ام
پیر و مراد من کرده ای پیرم
عاقبت از فراق تو می میرم
گل نرجس، گل نرجس، به کجایی
**
حور و ملائک همه محو دل آرائیت
ربوده دل از حجر خال تماشائیت
ای کعبه و مشعر و منای من
ای زمزم و مروه و صفای من
گل نرجس، گل نرجس، به کجایی
**
زمزمه گوید بیا علقمه گوید بیا
ای پسر فاطمه، فاطمه گوید بیا
بی تو شه می گوید مهدی کجایی
شش گوشه می گوید مهدی کجایی
گل نرجس، گل نرجس، به کجایی
**
صورت حاکی شده تو را صد

  • دوشنبه
  • 26
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 13:12
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

قصیده امام زمان(عج) -( باز هم در فکر شوم سنگسار افتاده است ) * سید محمد غفاری

3036
1

قصیده امام زمان(عج) -( باز هم در فکر شوم سنگسار افتاده است ) باز هم در فکر شوم سنگسار افتاده است
آینه چندیست حیران در غبار افتاده است
مشرق چشم سحر را روشنایی نیست، نیست -
پرتوی خورشید هم از اعتبار افتاده استروز
دیگر اقیانوس چشمان زمین آرام نیست
اطلس جغرافیا هم بی قرار افتاده است
طالعی منحوس بر پیشانی هر روزمان
قرعه ی وحشت به نام روزگار افتاده است
در هر آن موجی که می آید تقلّای کسی ست
روی ساحل، ماهی از دریا کنار افتاده است
اشک می ریزد جهان دریا به دریا، رود، رود
مثل آن عاشق که از چشمان یار افتاده است
در عزای دوستان عاشقش پروانه ای -
پیش پای شمع دانی سوگوار افتاده است
گر چه سرگرم ست وقت پرتو افشانی ولی -
قطره قطره شمع بر سنگ مزار افتاده است
زیر تیغ آفتابِ

  • چهارشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل امام زمان(عج) -( می ایستم شبانه کنار چراغ ها ) * علی اصغر شیری

2061
0

غزل امام زمان(عج) -( می ایستم شبانه کنار چراغ ها ) می ایستم شبانه کنار چراغ ها
تنهاتر از همیشه در این کوچه باغ ها
بعد از تو شهر پر شده از سایه های شوم
دیوار باغ پر شده است از کلاغ ها
بی تو تمام پنجره ها سوت و کور ماند
حتی امید نیست به نور چراغ ها
تنها دلیل چلّه نشینی! توئی هنوز
تنها دلیل ماتم این چلچراغ ها
با ندبه ها همیشه به آتش کشیدی اَم
هر صبح جمعه تازه شده سوز داغ ها

شاعر : علی اصغر شیری

  • چهارشنبه
  • 28
  • اسفند
  • 1392
  • ساعت
  • 05:16
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد