شرمنده ام از حال زارم
با این گناه بی شمارم
هیچکی نگاهمم نکرده
من آخه جزتو کیو دارم( ۲)
با دست خالی اومدم باز
آه ای خدای دست و دلباز
بیچاره ام تو چاره سازی
روی منو زمین ننداز
خدایا امشب ببین چشمامو داره میباره
ببین بندت رو که غصه توی دلش بسیاره
الهی العفو
من شنیدم بنده نوازی
از بدیهام خوبی میسازی
اگه منو بسوزونی هم
ندارم اصلا اعتراضی
.
وقتی گناهامو شمردم
دیدم که آبروتو بردم
حق داری اما منم امشب
مولامو واسطه آوردم
.
خدایا امشب نزار این نوکر بمونه مضطر
به حق حیدر، به حق حیدر ، به حق حیدر
الهی العفو
بارون زده به سقف خونه
دلم از این زمونه خونه
اشکم بازم شده روونه
کاشکی بابام زنده بمونه
.
خون از سر زخمیش میباره
حیدر دیگه جونی نداره
آه میکشه میون بستر
مادر رو به یادش میباره
.
میگه با گریه، عزیزم زهرا ، دلم پرآهه
بسه دوریمون،بسه تنهایی، علیت تو راهه
- جمعه
- 8
- خرداد
- 1405
- ساعت
- 22:07
- نوشته شده توسط
- یوسف اکبری

