شعر شب های قدر

مرتب سازی براساس

اشعار شب قدر -( به دلم گريه و اشک و آه بده ) *

1036
-1

اشعار شب قدر -( به دلم گريه و اشک و آه بده ) اومدم بگم به من پناه بده
به دلم گريه و اشک و آه بده
ديگه ازدنيا ببين خسته شدم
توبه یه نشونيه يه راه بده

اومدم دست به دعا من بگيرم
توي اين شبا بگم من فقيرم
تو بيا نگاهي از وفا بکن
بدون تو من خدايا ميميرم

اگه ميشه به منم کن نظري
تو مناجاتم و توي سحري
لطف تو زياده من خوب ميدونم
من و قاطيِ خوبات خوب ميخري

جز در اين خونتو من نزدم
خودمم خوب ميدونم خيلي بدم
ميدونم گناه من زيادشده
تو يه لطفي کن به من نکن ردم

عبد روسياهتم خوب ميدونم
الهي العفودارم ميخونم
تو شباي رحمتت يه قول ميدم
پاي عهدم با شما من بمونم

جز محبت ز تو من نديده ام
هجر دوري ز تو من کشيده ام
فاصله ي بين ما گناهامه
از غمه دوري ببين بري

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 17:18
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار شب قدر -( برگشته سر به زیر و پشیمان تر از همه ) *

1146
1

 اشعار شب قدر -( برگشته سر به زیر و پشیمان تر از همه ) عبدی که بود پست و هَوَس ران تر از همه
برگشته سر به زیر و پشیمان تر از همه

از خود فرار کرده غلام فراری ات
سوی تو بازگشته گریزان تر از همه

یا که مرا مقابل این خوبها بزن
یا که مرا ببخش نمایان تر از همه

از روی جهل حال خوشی را که داشتم
بر معصیت فروختم ارزان تر از همه

وقتی سلاح اشک مرا غفلتم گرفت
ماندم میان معرکه حیران تر از همه

غیر از تو ای کریم کسی می خرد مگر ؟
آن را که بی بها شد و ویران تر از همه

من نا امید نیستم از لطف و رحمتت
هستم اگر چه بی سر و سامان تر از همه

خواهی گرفت روز حساب و کتاب خلق
بر نوکران فاطمه آسان تر از همه

دلبسته ام به لطف کریمان در این میان
بر رحمت حسین فراوان تر از همه

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:08
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 رضا تاجیک

شب قدر -( تو خودت گفتى اگه راضى بشن ) * رضا تاجیک

1042

شب قدر -( تو خودت گفتى اگه راضى بشن  ) آره بايد اى خداى مهربون
ديگه اين وجدانمو قاضى كنم
براى اينكه نگاهم بكنى
پدر و مادرمو راضى كنم

تو خودت گفتى اگه راضى بشن
دراى بهشتو روم وا مى كنن
با يه لبخند پر از قيمتشون
منو تو قلب بهشت جا مى كنن

به خدا كه مى دونم طاعتشون
شرط استجابت دعام شده
خدا رو شكر اگه راضين ازم
اولين دليل گريه هام شده

هميشه از مادرم اينو ميخوام
تو دعا كن بشم عاقبت به خير
تو دعا كن توى اين راه بمونم
يه روزى بشم مثه حر و زهير

آره از دعاى مادر پدرم
سياهى لشگر روضه ها شدم
يه روزى مياد ايشالا كه ميگن
فداى شهيد كربلا شدم

توى قلب عاشقات حرم دارى
منو تو گوشه ى اون حرم ببخش
اى خدا منو به سوز پدرم
اى خدا منو به مادرم ببخش

ب

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:33
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 محسن کاویانی

شب قدر -( ای که بخشندگی ات سخت عذابم کرده ست ) * محسن کاویانی

1118
1

شب قدر -( ای که بخشندگی ات سخت عذابم کرده ست ) وَ خجالت زده ام لطفِ تو آبم کرده ست
ای که بخشندگی ات سخت عذابم کرده ست

باید اقرار کنم وقتِ خطاهام فقط
عیب پوشیت به انجام مجابم کرده ست

گفتم آدم شدم و سیب به دستم دادی
مهربانیِ تو بدجور خرابم کرده ست

بارها وقت مناجات مرا خواب گرفت
بارها گرمیِ آغوشِ تو خوابم کرده ست

رفت از یاد من این لطف که تنها خورشید
لایقِ این که چنان ماه بتابم کرده ست

جز در خانه ی تو من که ندارم جایی
هرکسی همدم من بود جوابم کرده ست

نردبان کرد مرا ، رفت و سپس دشمن شد
آن که غیرازتو مرا دوست خطابم کرده ست

نکند خسته شدی از منِ بدقول بگو
نکند دوست ، خطاکار حسابم کرده ست

به خطاکاری خود معترفم ، آه ولی
بِعَليٍّ بِعَليٍّ بِعَ

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:34
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

شب قدر -( از آن توست بزرگی و من شبیه همه ) *

940

شب قدر -( از آن توست بزرگی و من شبیه همه ) بر آستان تو ای جان فقیر آمده ام
مرا نگاه بکن سر به زیر آمده ام

از آن توست بزرگی و من شبیه همه
فقیر هستم و پیشت حقیر آمده ام

برای اینکه رها از مَنیَّتَم بکنی
به پیشگاه تو مثل اسیر آمده ام

غم عذاب ندارم ولی ز بیم فراق
ببین به زمزمه ی یا مجیر آمده ام

شبیه زائر دلخسته ای که جامانده
به پای بوسی جوشن کبیر آمده ام

بگیر دست مرا و ببخش جُرمم را
دگر به روم نیاور که دیر آمده ام

صراط نوکری زهرای تو ولای علی است
همیشه سوی تو از این مسیر آمده ام

یتیم کوفه ی تنهائیم علی بپذیر
برای توست که با ظرف شیر آمده ام

به شوق کرببلا یاد ناله ی زینب
به پای سفره ی نعم الامیر آمده ام

چه کربلا چه شاهی ز صدر زین افت

  • پنج شنبه
  • 12
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 18:35
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

مناجات با خدا شب قدر -( کرده گناهم از تو دور ، امشب دو دستی ) *

939

مناجات با خدا شب قدر  -( کرده گناهم از تو دور ، امشب دو دستی ) من با تو بال و پر گرفتم یا الهی
کِی دامن دیگر گرفتم یا الهی

ده مرتبه نام تو را با اشک بردم
قرآن به روی سر گرفتم یا الهی

آغوش تو باز است از بس مهربانی
امشب تو را در بر گرفتم یا الهی

کرده گناهم از تو دور ، امشب دو دستی
دامانِ چشم تر گرفتم یا الهی

شرمنده ام از بس ز عصیان توبه کردم
اما گناه از سر گرفتم یا الهی

با ذکر یا حیدر ، سحر این حال خوش را
از روضه و منبر گرفتم یا الهی

امشب قبولم کن که من این اشکها را
از روضۀ حیدر گرفتم یا الهی

هر چه نباشد خاک پای اهل بیتم
سرمایه از این در گرفتم یا الهی

یک کربلا می خواستم آن هم که امسال
از مادرش آخر گرفتم یا الهی

  • یکشنبه
  • 22
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 05:16
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

شعر شب نوزدهم -( آسمان تیره زمین در اضطراب ) * مرتضی محمودپور

1166

شعر شب  نوزدهم  -( آسمان تیره زمین در اضطراب ) بند اول
آسمان تیره زمین در اضطراب
یک جهان نامردمی رفته به خواب
تا شرف مُرد و شرافت دفن شد
مردی و مردانگی همچون سراب
در نیام است تیغ غیرت وای وای
دردها بی دردی و این بهت خواب
بیکران باب علوم مصطفی
در میان کوفه تنها بوتراب
ناسپاسان پشت بر دین کرده‌اند
ابن عم مصطفی در پیچ و تاب

کوفه امشب شاهد یک ماجراست
آخر عمر علی شیر خداست

بند دوم
دین فروشان پشت پا بر دین زدند
تیغ بر فرق علی از کین زدند
کینه بر سینه ز خیبر داشتند
همچو شیطان سنگ بر آیین زدند
پرده‌ی نیرنگ تا بالا گرفت
مکر کردند و دم از تمکین زدند
باور دین ریشه در دلها علیست
تیشه‌ها بر ریشه‌ی حق بین زدند
روبرویِ عدل حیدر صف به صف
کافرانه طبل آهن

  • شنبه
  • 22
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:48
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

شعر شبهای قدر -( عجب سِرٌِ نهان دارد شبِ قدر ) * هستی محرابی

1353
-1

شعر شبهای قدر -( عجب سِرٌِ نهان دارد شبِ قدر ) عجب سِرٌِ نهان دارد شبِ قدر
صفای روح و جان دارد شبِ قدر

شب قدر و شبِ تنزیلِ قرآن
که درک بیکران دارد شبِ قدر

به تا هفت آسمان تا عرشِ اعلا
طوافِ عرشیان دارد شبِ قدر

چه فرخنده شبی تا مَطلعِ الفَجر
نزولِ قدسیان دارد شبِ قدر

بیا امشب که رحمت مثلِ باران
به روی عاشقان دارد شبِ قدر

هبوط آید فرشته دسته دسته
وصالِ عارفان دارد شبِ قدر

شب قدر و بیا قدرش بدانیم
چه اکسیرِ گران دارد شب قدر

بیا بر سر بنهِ قرآنِ ناطق
بشارت بر جهان دارد شب قدر

بیا تقدیرِ حق گردد مقدر
چو هر کس امتحان دارد شب قدر

شبِ امضای تقدیر ِامور است
چه حکمت ساربان دارد شب قدر؟

به خلوت گوشه ای احیا گرفتن
مصلای خزان دارد شب قدر

قسم

  • یکشنبه
  • 19
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:08
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

مناجات -(مهربانا! مهربانی آنِ توست، جانِ عاشق مست و سرگردانِ توست) * هستی محرابی

845
1

مناجات -(مهربانا! مهربانی آنِ توست، جانِ عاشق مست و سرگردانِ توست) ‍#نجواهای_عاشقانه_با_خدا_در_شب_قدر

مهربانا! مهربانی آنِ توست
جانِ عاشق مست و سرگردانِ توست
ای جلا بخشِ قلوبِ عارفان
جانِ ما پرورده ی احسانِ توست

مهربانا! جانِ ما درمان نما
جرعه نوشِ چشمه ی قرآن نما
این گدایانِ سیه پرونده را
در حریمِ سفره ات مهمان نما

مهربانا! مهرِ جاویدان تویی
دردمندان را همه درمان تویی
ای نگاهت این و آن را دستگیر
عاشقانت را سرو سامان تویی

مهربانا! مظهرِ رحمان تویی
در صدای عاشقان پنهان تویی
روشنی مثلِ نگاهِ آفتاب
در شبِ ما شمعِ نور افشان تویی

مهربانا! ای فروغِ جانِ من
روشن از رویت شبِ زندانِ من
نام تو آرامشِ جانم بوَد
ای طبیبِ هر غمِ پنهانِ من

مهربانا! سایبانِ رحمتی
جانِ

  • یکشنبه
  • 13
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 16:58
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 رحمان نوازنی

مناجات با خدا شب قدر -(منو مشغول خودت کن بزار درگیر تو باشم ) * رحمان نوازنی

1018
1

مناجات با خدا شب قدر -(منو مشغول خودت کن بزار درگیر تو باشم ) منو مشغول خودت کن بزار درگیر تو باشم
واسه منهم سفره بنداز که نمک گیر تو باشم
تا زیر چشمات بمونم زیر تدبیر تو باشم
دیونم کن دیونم کن که به زنجیر تو باشم
ای خدایا شب قدره من پیشت قدری ندارم
اومدم تا سر به روی دامن عفوت بزارم

منو درگیر خودت کن که فقط مال تو باشم
منو راهی سفر کن که به دنبال تو باشم
من بی چیز و بخر تا جزو اموال تو باشم
حال خوبی نصیبم کن پی احوال تو باشم
من می خوام مال تو باشم سندم رو بزن امضا
حلقه ای توی گوشم کن من بشم نوکر زهرا

تو قفس در به درم من زخمیه بال و پر من
گناهام رو می بینی که چی آورده به سر من
چونکه یک عالمه غفلت پر شده دور و بر من
توی تاریکی و ظلمت کوخدایا سحر من
سحر

  • دوشنبه
  • 14
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 12:22
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

پس قدر بدانیم -(روز قدر هم به مانند شب قدر است) * مرتضی محمودپور

670

پس قدر بدانیم -(روز قدر هم به مانند شب قدر است) بارخداوندا

بنده‌ات‌را دریاب

گناه کرده به درگاهت آمدم یارب

ببین میان سحر ناله میزنم هرشب

به غیر لطف تو امید روز و شبهایم

به درگه که زنم من‌همیشه دست طلب

  • دوشنبه
  • 14
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 رضا باقریان

مناجات با خدا -(لااقل این روزها خوب است عطشان می‌شوی) * رضا باقریان

934
3

مناجات با خدا -(لااقل این روزها خوب است عطشان می‌شوی) لااقل این روزها خوب است عطشان می‌شوی
در مرام نوکری پاره گریبان می‌شوی

در کنار آب لب تشنه شدن بیهوده نیست
این‌چنین، همدرد سالار شهیدان می‌شوی

این لبِ خشکیده را نذر لبی خشکیده کن
خود به خود با گفتن یک آب، گریان می‌شوی

آب می‌نوشی بگو جانم فدایت یاحسین
بی طبیب و نسخه اینجا زود درمان می‌شوی

این کرمخانه گدا را مثل آقا می‌کند
مور هم باشی اگر، روزی سلیمان می‌شوی

هر که هر جا می‌رسد با او به جایی می‌رسد
خاک پای او شوی یک روزه سلمان می‌شوی

پلک چشمت زخم بردارد اگر در ماتمش
شامل فرمایش شاه خراسان می‌شوی

  • پنج شنبه
  • 17
  • خرداد
  • 1397
  • ساعت
  • 10:45
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

غزل شب های ماه رمضان شب قدر -(تشنه‌ام این رمضان تشنه‌تر از هر رمضانی) * علیرضا قزوه

1000
2

غزل شب های ماه رمضان شب قدر -(تشنه‌ام این رمضان تشنه‌تر از هر رمضانی) تشنه‌ام این رمضان تشنه‌تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیلةالقدر عزیزی‌ست بیا دل بتکانیم
راستی روزه مگر چیست؟ همین خانه‌تکانی

ماه کنعان! ندهد سلطنت مصر فریبت
تو چرا مثل پدر نیستی ای یوسف ثانی؟

نیست تقصیر عصا، معجزۀ موسوی‌ات نیست
کاش می‌شد که شعیبت بپذیرد به شبانی

بی‌نشانان زمین، زنده‌به‌گوران زمانیم
همه همسایۀ مرگیم، همین است نشانی

  • جمعه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 18:01
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر شب قدر -(پاشیده‌اند عطر دعا باز در زمین) * سیدضیاءالدین شفیعی

572
1

شعر شب قدر -(پاشیده‌اند عطر دعا باز در زمین) پاشیده‌اند عطر دعا باز در زمین
آنک دوباره قافلۀ ناز در زمین

صبح و سلام می‌رسد از آسمان، ببین
آورده‌اند یک سحر آواز در زمین

هر شب، هزار ماه به ما سجده می‌برند
در حسرت شکفتن یک راز در زمین

رازی که آن سپیده دم از سینۀ علی
بر لب رسید و رفت به اعجاز در زمین

گفتند: او نشانی شب‌های قدر بود
گفتیم: مانده روزنه‌ای باز در زمین

شاید شبی بشارتی از آسمان رسید
چون یازده نشانۀ پرواز در زمین

  • چهارشنبه
  • 18
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 11:50
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شعر شب قدر -(آزرده طعم دورى، از یار را چشیده) *حجه الاسلام رضا جعفری

540

شعر شب قدر -(آزرده طعم دورى، از یار را چشیده) آزرده طعم دورى، از یار را چشیده
روى سحر قدم زد با کسوت سپیده

روى زمین قدم زد با آسمان سخن گفت
از ابرها بپرسید از گفته و شنیده

می‌رفت سوى مسجد امّا نه مثل هر شب
چون عاشقى که وقت وصل دلش رسیده

تکبیر گفت و الحمد تا انتهاى سوره
بهر رکوع خم شد با قامتى خمیده

برخاست از رکوع و آرام رفت سجده
اشک خداست این که روى زمین چکیده

تیغى فرود آمد کعبه شکست و تسبیح
محراب ماند و تیغى کاین کعبه را دریده

او سجده کرد امّا سر بر نداشت دیگر
سجده به این طویلى مسجد به خود ندیده

کعبه شکست برداشت امّا نه بهر میلاد
نزدیک شد زمان دیدار یک شهیده

  • چهارشنبه
  • 18
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شب قدر -(من ز طفلی آشنای حیدرم) * رضا یعقوبیان

717
0

شعر شب قدر -(من ز طفلی آشنای حیدرم) من ز طفلی آشنای حیدرم
فخر من باشد گدای حیدرم
لطف برمن کرده حی لم یزل
شامل لطف و عطای حیدرم

بار دیگر گشته مهمان علی
شاملم گردیده احسان علی
در شب قدر و شب نور وامید
دست من باشد به دامان علی

شامل لطف و عطای داورم
ریزه خوار سفره پیغمبرم
فخر من تا روز محشر این بود
شیعه ای از شیعیان حیدرم

ماشیفتگان آل طاها هستیم
دلسوختگان غم زهرا هستیم
از بسکه کریم و مهربان است علی
دلباخته حضرت مولا هستیم

به مسجد شد به پا غوغای محشر
به محراب دعا افتاده حیدر
ز ظلم و کینه های ابن ملجم
شده فرقش دوتا ساقی کوثر

علی شیعیان شد موسم غم
حسن همراه زینب غرق ماتم
علی مرتضی فرقش شکسته
به شمشیر جفای ابن ملجم

از این غم قلب ه

  • پنج شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 11:37
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شب قدر ضربت خوردن مولا امیرالمؤمنین علیه السلام -(این دلم مست تولای علیست) * رضا یعقوبیان

1331

شعر شب قدر ضربت خوردن مولا امیرالمؤمنین علیه السلام -(این دلم مست تولای علیست) السلام ای نوری کبریا
یار پیغمبر علی مرتضی
تو گل گلزار دینی یا علی
تو امیرالمومنین یا علی
همسر محبوبه حق فاطمه
در جهان مشکل گشایی بر همه
هر دلی را تو خدایی می کنی
از همه مشکل گشایی می کنی
هر گره با دست تووا می شود
عبد درگاه توآقا می شود
ما همه ذره تویی چون آفتاب
یا علی از مرحمت بر ما بتاب
بر تو و مظلومه زهرایت قسم
بی تو مولا دردو عالم بی کسم
ای که هستی عالمی را دستگیر
جان زهرا همسرت دستم بگیر
شاملم لطف توو احسان تو
در شب قدرم علی مهمان تو
بودی امشب میهمان دخترت
دم به دم جان تو آمد بر لبت
ذکر تو انا الیه راجعون
قلب دختر با نگاهت گشته خون
دختر مظلومه ات شد بی شکیب
گفت با توآن عزیز غم نصیب
ای که ع

  • پنج شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 11:38
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شب قدر ضربت خوردن مولا امیرالمؤمنین علیه السلام -(یا علی ای روح قرآن ) * رضا یعقوبیان

734
-1

شعر شب قدر ضربت خوردن مولا امیرالمؤمنین علیه السلام -(یا علی ای روح قرآن ) یا علی ای روح قرآن
مایه آرامش جان
نام تو حک شده بر دل ما
ذکر تو حل کند مشکل ما
یا علی یا علی یا علی جان(۲)

همسر زهرا تویی تو
بر همه مولا تویی تو
یا علی رهبر انس و جانی
نور قلب همه شیعیانی
یا علی یا علی یا علی جان

منشاء جود و سخایی
یا علی امید مایی
از کرامت نگاهی به ما کن
یک نجف بر همه ما عطا کن
یا علی یا علی یا علی جان

سائل درگاهت هستم
بر سر راهت نشستم
گرچه نزد تو من رو سیاهم
با وجود بدی کن نگاهم
یا علی یا علی یا علی جان

ای گل باغ ولایت
کن نگاهی بر گدایت
داده‌ای با ولا آبرویم
طوف قبرت بودآرزویم
یاعلی یاعلی یاعلی جان

یاور پیغمبری تو
حیدری تو حیدری تو
یارو همسنگرمصطفایی
توملقب به شیرخدایی
ی

  • پنج شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 11:40
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شب قدر ضربت خوردن مولا امیرالمؤمنین علیه السلام -(نور خلاق مبین یا امیرالمومنین) * رضا یعقوبیان

884
1

شعر شب قدر ضربت خوردن مولا امیرالمؤمنین علیه السلام -(نور خلاق مبین یا امیرالمومنین) نور خلاق مبین یا امیرالمومنین
یار ختم المرسلین یا امیرالمومنین
آمده مدح وثنای تو به قرآن کریم
قدرو طاها یا وسین یا امیرالمومنین
کس به غیر از احمد و زهرا تو را نشناخته
ای امام اولین یا امیرالمومنین
یاری دین خدا کردی کنار مصطفی
توبه عزم راستین یا امیرالمومنین
یوسف مصری بود محو رخ زیبای تو
نازنین و مه جبین یا امیرالمومنین
فخر دارد جبرئیل از اینکه استادش تویی سرور روح الامین یا امیرالمومنین
علم و حلم وحکمتش راداده حق هدیه به تو چشمه علم الیقین یا امیرالمومنین
روشنی بخش تمام عالم خلقت تویی
ای مه روی زمین یا امیرالمومنین
جمله شاهان همه خاک کف پای تواند
نور چشم مسلمین یا امیرالمومنین
قبله گاه عاشقان

  • پنج شنبه
  • 19
  • اردیبهشت
  • 1398
  • ساعت
  • 11:41
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

مهمان زهرا -(مرتضی راحت ز غمها می شود ) * رضا یعقوبیان

2242
3

مهمان زهرا  -(مرتضی راحت ز غمها می شود ) مرتضی راحت ز غمها می شود
دردهای او مداوا می شود
بارخ گلگون وفرق غرقه خون
در جنان مهمان زهرا می شود

جهانی بی سر و سامان شد امشب
روان حیدر سوی جانان شد امشب
بریزد اشک غم از دیده زینب
حسن نالان حسین گریان شد امشب

تمام عالم هستی غمین است
علی راهی سوی خلدبرین است
محبانش همه در سوز و ماتم
شب قتل امیرالمومنین است

چراغ مسجد کوفه خموش است
تمام شهر کوفه در خروش است
کنار خانه بی حیدر امشب
صدای ناله طفلان به گوش است

نوای غم رسدهرلحظه بر گوش
ز غم محراب کوفه شد سیه پوش
به خانه پیکر حیدر به دست
امام مجتبی گردد کفن پوش

صفای کوفه امشب زین جهان رفت
یتیمان را امام مهربان رفت
علی مرتضی فرق شکسته
از این دنیا

  • چهارشنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 00:04
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شب قدر و متن نوحه شهادت حضرت علی(ع) -(کس همچو زینب ماتم ندیده) * رضا یعقوبیان

1020
1

شعر شب قدر و متن نوحه شهادت حضرت علی(ع) -(کس همچو زینب     ماتم ندیده) کس همچو زینب ماتم ندیده
خدا گواه است چه ها کشیده
فرق پدر را. شکسته دیده
علی علی جان (۲)

نصیب زینب رنج و محن شد
علی به دست حسن کفن شد
حسین پریشان. گریان حسن شد
علی علی جان

قرآن ناطق گردیده خاموش
حسن پدر را کرده کفن پوش
تابوت حیدر گرفته بر دوش
علی علی جان

امشب ابوالفضل. در شور و شین است
گریان بابا نور دو عین است
همناله با مولا حسین است
علی علی جان

درون خانه غم حجله بسته
علی روان شد. فرق شکسته
منتظراو زهرا نشسته
علی علی جان

بدرقه کردند با اشک چشمان
ریزدسرشک زینب چو باران
جسم علی شد به خاک پنهان
علی علی جان

جسم علی را بردندز خانه
از فاطمه اش دارد نشانه
نیمه شب شد دفن، مخفیانه
علی علی جان

عل

  • چهارشنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 00:17
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
 رضا یعقوبیان

شعر شب قدر و متن نوحه شهادت حضرت علی(ع) -(بار دیگر شور واویلا بپاشد ) * رضا یعقوبیان

1132
2

شعر شب قدر و متن نوحه شهادت حضرت علی(ع) -(بار دیگر شور واویلا بپاشد ) بار دیگر شور واویلا بپاشد
کوفه از داغ علی ماتم سرا شد
ماتم عظمی بپاشد کوفه امشب درعزاشد
ای علی جان ای علی جان(۲)

ناله طفلان بی بابا به گوش است
ازچه امشب مسجدکوفه خموش است
مسجدومحراب ومنبر منتظر ازبهرحیدر
ای علی جان ای علی جان

آن یتیمانی که گردیده نمک گیر
گرد بیت مرتضی با کاسه شیر
ای پدرجان ماغریبیم بعدتومابی حبیبیم
ای علی جان علی جان

ازغم داغش حسین گشته سیه پوش
جسم پاکش را حسن کرده کفن‌پوش
سوزدومیگریدامشب مجتبی همراه زینب
ای علی جان ای علی جان

زینب غم دیده می سوزد از این غم
ریزد اشک از دیدگانش همچو زمزم
برلبش دارد نوایی ای پدر داد از جدایی
ای علی جان ای علی جان

همچو زهرا دفن اوگشته شبانه

  • چهارشنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 00:17
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

مناجات -(تو آگاهی که قلبی زار دارم پناهم ده که با تو کار دارم) * هستی محرابی

1495
2

مناجات -(تو آگاهی که قلبی زار دارم پناهم ده که با تو کار دارم) #مناجات_رمضانیه

تو آگاهی که قلبی زار دارم
پناهم ده که با تو کار دارم

چگونه از تو من شاکر نباشم
همین بس فرصتِ دیدار دارم

دلم قرص است روزِ بی کسی ها
کنارم لااقل یک یار دارم

تمامِ اشتباه و غفلتم را
خودم بر درگهت اقرار دارم

الهی بارم از ره توشه خالیست
تو میدانی گنه بسیار دارم

من اکنون آمدم با روسیاهی
عرق از شرم بر رخسار دارم

نه اشکِ بوثمالی و نه از خود
نمازِ جعفرِ طیار دارم

نه آن حالِ دعای با خلوص و
نه آن شورِ کمیلی وار دارم

وجودم شد اسیرِ دستِ شیطان
که قلبی خسته و بیمار دارم

خدایا شرمسارم از خطایم
ز بس که زشتیِ کردار دارم

ندانستم که با کوهِ گناهم
که از خود بین تو دیوار دارم

مرا از درگ

  • چهارشنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 23:42
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعی شب قدر * مرتضی محمودپور

1075
1

رباعی شب قدر شب قدر

یارب به شب قدر ترا میخوانم
تا صبح به درگاه تو من میمانم
با دست تهی به درگه‌ات آمده‌ام
بر بنده‌ی خود هرچه بگویی آنم

  • جمعه
  • 3
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 02:58
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 وحید زحمتکش شهری

شب قدر -(شب قدر آمده دل را ز غم آزاد کنید) * وحید زحمتکش شهری

1032

شب قدر -(شب قدر آمده دل را ز غم آزاد کنید) شب قدر آمده دل را ز غم آزاد کنید

با دعا، توبه، مناجات دل آباد کنید

مرغ دل را بپرانید به سوی ملکوت

بین قرآن به سر از رو سیَهان یاد کنید

#وحید_زحمت_کش_شهری

در این شب های عزیز ما را از دعای خیر خود بی بهره نگذارید??

  • جمعه
  • 3
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 18:54
  • نوشته شده توسط
  • وحید زحمت کش شهری
ادامه مطلب

شب قدر -(امشب بنا دارم که قرآن سر بگیرم سمتِ بهشتِ جانِ جانان پَر بگیرم) * هستی محرابی

1564
2

شب قدر -(امشب بنا دارم که قرآن سر بگیرم سمتِ بهشتِ جانِ جانان پَر بگیرم) #شب_قدر_شب_اشک_و_استغاثه
#شبی_که_امیدها_جان_میگیرد
#ليلة_القدر_خير_من_الف_شهر

امشب بنا دارم که قرآن سر بگیرم
تا در بهشتِ جانِ جانان پَر بگیرم

هر جا قلم دل را کشانَد می‌نشینم
تا من سراغ از فاتحِ خیبر بگیرم

عرضِ ادب سوی مدینه می کنم تا
اذنِ جنان را من ز پیغمبر بگیرم

عشقم حسین است و براتِ کربلا را
از دستِ پاکِ حضرتِ مادر بگیرم

هر جا که گلزارِ حسین است مامنِ من
باید از این دریا فقط گوهر بگیرم

مهمانِ شش گوشه شدن یعنی که باید
هر جایی از عرشِ خدا لنگر بگیرم

گفتم اگر قسمت شود اول در آغوش
قنداقه ی نازِ علی اصغر بگیرم

هر گوشه از صحن و شبستانِ حرم را
صد منبرِ اشک از تنِ اکبر بگیرم

آنجا که ساقی آ

  • جمعه
  • 3
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 19:52
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مناجات -(این همه غفلتِ جان را چه کنم من مولا غمِ یک عمر زیان را چه کنم من مولا) * هستی محرابی

868

مناجات -(این همه غفلتِ جان را  چه کنم من مولا غمِ یک عمر زیان را چه کنم من مولا) #مناجات

این همه غفلتِ جان را چه کنم من مولا
غمِ یک عمر زیان را چه کنم من مولا

باغِ جانِ تو نصیبم شد و رد کرده دلم
که ز کف داده عنان را چه کنم من مولا

چطور از بی خبریِ دلم آگه نشدم
که فنا کرده نهان را چه کنم من مولا

بین زبانم دگر از فرط گنه لال شده
گر ببندی تو زبان را چه کنم من مولا

گوش کن آهِ تمنای مرا خالقِ من
سوزِ اشکِ نگران را چه کنم من مولا

روضه خوان کرده مرا خشکیِ لبهای حسین
نیزه و کعب و سنان را چه کنم من مولا

گر نگریم دمی از غربتِ او می میرم
تو بگو آتشِ جان را چه کنم من مولا

گرَم ای جان تو ببخشی به جنانم ببری
بی حسین باغِ جنان را چه کنم من مولا!

#شنبه_۴_خرداد_۹۸
#هستی_محرابی

  • شنبه
  • 4
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 22:03
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

حقیقت لیله‌القدر فاطمه است * مرتضی محمودپور

1069

حقیقت لیله‌القدر فاطمه است ◾حقیقت شب قدر

آب حیات ماه صیام است فاطمه
معنای هر سلام و قیام است فاطمه
زهرا حقیقت شب قدر صیام ماست
بهر نجات حسن ختام است فاطمه

  • یکشنبه
  • 5
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 03:03
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 امیر عباسی

واحد ایام شهادت امام علی علیه السلام و ‌شبهای قدر -(سلام مخلوقات و خالق،به تو ولیّ کبریایی) * امیر عباسی

656
1

واحد ایام شهادت امام علی علیه السلام و ‌شبهای قدر -(سلام مخلوقات و خالق،به تو ولیّ کبریایی) سلام مخلوقات و خالق،به تو ولیّ کبریایی
تو اولین مظلومِ عالَم،تو حیدری تو مرتضایی
از تو فروزان اَنوار قرآن
ای یکه تازِ وادیِ ایمان
ای عادت تو عطا و احسان
مولا علی جان مولا علی جان...

محراب مسجدِ قتگاهَت،از کینهٔ بی حدّ اعدا
شمشیر کین خورده به فرقت،که گشته ای مهمانِ زهرا
دلخون و خسته آه و واویلا
سرت شکسته آه و واویلا
به خون نشسته آه و واویلا
مولا علی جان مولا علی جان...

در این لَیالیِ معظم،ما را زِ مَرحَمَت دعا کن
مثل شهیدان قلب ما را،از زائران کربلا کن
امام عالَم علی علی جان
هستی مکرّم علی علی جان
نورِ مُجَسَّم علی علی جان
مولا علی جان مولا علی جان...

  • سه شنبه
  • 7
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 16:27
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

شب قدر(شد شب قدر، بایدی روی بسوی او کنم) *

606

شب قدر(شد شب قدر،  بایدی روی بسوی او کنم) شب قدر
شد شب قدر، بایدی روی بسوی او کنم
درخم رحمت خدا جام دلم فرو کنم

شب شب استجابت ولطف خدای، بیکران
درگه رب خویش را، در زده گفتگو کنم

عطر دعا بخود زنم بخشش او طلب کنم
زخم دل گنه زده با کرمش رفو کنم

درشب قدر طالع آدمیان رقم خورد
توبه نمایم وسپس بخت خوش آرزو کنم

کتاب حق بسر برم، چارده گوهر خدا
واسطه کرده ، از خدا مسئلت، آبرو کنم

ماه خدای مهربان روی به آخرش رود
بر برکات ماه او کاش همیشه خو کنم

شعر:اسماعیل تقوایی

  • چهارشنبه
  • 8
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 01:19
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد