شعر شب های قدر

مرتب سازی براساس
 محسن راحت حق

شب نوزدهم.. مرثیه حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام -(فرقِ خونین ات که دیدم دیدگانم تار شد) * محسن راحت حق

1252

شب نوزدهم.. مرثیه حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام -(فرقِ خونین ات که دیدم دیدگانم تار شد) فرقِ خونین ات که دیدم دیدگانم تار شد
ناله هایِ بی رمق با حنجرِ من یار شد

بینِ محرابِ دعا بابا شهیدت کرده اند
این روایت در میانِ عدّه ای انکار شد

"زینتِ دامانِ تو"در خوابِ راحت خفته بود
با صدایِ شیونِ پیکِ خدا بیدار شد

سهمِ زینب از تماشایِ سرِ خونینِ تو..
سرزدن با لطمه و باغصّه ی بسیار شد

فرق خونین ات که دیدم در میانِ خاطرات
یادِ مادر آمد و یادِ در و دیوار شد

قسمتِ تو ..تیغ زهر آلوده شد..امّا زنی
قسمت اش در شهرِ پیغمبر ..نوکِ مسمار شد

پشت دربِ خانه ات افتاده بود و غش نمود
ضربه ها خورد و فقط از زندگی بیزار شد

زینب ات را با خودت بابا ببر از این جهان
خوب می دانی که کارِ دخترت اصرار شد

  • سه شنبه
  • 16
  • اردیبهشت
  • 1399
  • ساعت
  • 10:43
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شب های قدر -(رو به روی ایوون) * مهدی فرهادی

594

شب های قدر  -(رو به روی ایوون) رو به روی ایوون
نم نمای بارون
چه هوایی داره یا حیدر

یه زیارتنامه
میون دستامه
چشایی که زاره یاحیدر

یه نگاه
به گدایی که بی قراره
همه هستیش و پات میذاره
جز تو هیچ امیدی نداره
آواره ۲

دل منم تویی دلدارم
من خدایی دوستت دارم
عمریه میگم با عشقم
عبد حیدر کرارم

یاعلی علی یا حیدر...

دلی که شیداته
همیشه باهاته
میون دستاته یاحیدر

آرزوم این شبها
کربلاعه آقا
براتم باهاته یا حیدر

اقا جون
تویی هستی من نفسم
اگه تو نباشی بی کسم
بذا تا حرمت برسم
غم دارم۲

یاعلی روی لب دارم
تو نجف همش آوارم
خونه ی پدریمه حرم
عبد حیدر کرارم

یاعلی علی یا حیدر...

  • دوشنبه
  • 1
  • دی
  • 1399
  • ساعت
  • 15:06
  • نوشته شده توسط
  • Fatemeh Mahdinia
ادامه مطلب
 میلاد  قبایی

سبک زمینه شبهای قدر، روضه سیدالشهدا(ع) -(تو این شبای قدر...) * میلاد قبایی

880

سبک زمینه شبهای قدر، روضه سیدالشهدا(ع) -(تو این شبای قدر...) تو اين شباي قدر
دل اسير روضته
ميگن اين شبا آقا
تو حرم قيامته

عجب قيامتي به پا
شده ميون قتلگاه
داره مياد يه مادري
با اضطراب و اشك و آه

ميگه حسين جان
فداي خشكي لبات ذبيح العطشان
برات بميرم
رو خاك كربلا تن تو مونده عريان
ذبيح العطشان

" غريب مادر آقام...حسين... "
———————————-
تو اين شباي قدر
آرزومه كربلا
توي هيئتم ولي
روبه رومه كربلا

عجب شكوه و عزتي
معلومه پرچمه حرم
مياد صداي خواهري
شلوغ شده دمه حرم

سالار زينب
برس به داد قلب بي قرار زينب
از وقتي رفتي
بازم فلك داره سر آزار زينب
سالار زينب

" غريب مادر آقام... حسين... "
————————————
تو اين شباي قدر
بي قراره آسمون
آخه اين شبا خوده
خدا ميشه روضه خون

پيچيده توي آسمون
شهيد كربلا حسين
سر از تنت شده جدا
ذبيح بالقفا حسين

بگو سرت كو
عباس و قاسم و عليه اكبرت كو
تو قتلگاهت
اومد سكينه گفت بابا انگشترت كو
بگو سرت كو

" غريب مادر آقام... حسين... "

  • پنج شنبه
  • 9
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 00:52
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مناجات باخدا، ماه مبارک رمضان، شب قدر؛ به نفس حاج مهدی رسولی -(با این زبان که غیبت و دشنامش عادت است...) *

736
2

مناجات باخدا، ماه مبارک رمضان، شب قدر؛ به نفس حاج مهدی رسولی -(با این زبان که غیبت و دشنامش عادت است...) با این زبان که غیبت و دشنامش عادت است
دیگر چه جای توبه و عرض ندامت است

.

هر دم پی گناه به دام گناهی دگر شدم
عمرم به سر رسید و دلم در اسارت است

.

از ادعا پُرَم ، تهی از علم و حکمتم

تنها ثمر به خرمن عمرم جهالت است

.
از حرف حق گریزم و در بند باطلم
غرق تعصبم ، همه کارم لجاجت است

.
کار دلم نفاق و دورویی و کینه است
کار زبان تملق و عرض ارادت است

.

روحی خسیس دارم و دستم گشاده نیست

وقت نیاز خلق دلم بی سخاوت است

.

اشک یتیم لرزه نینداخت بر دلم
این بی تفاوتی همه اش از قساوت است

.

یاران ز نور وقت سحر فیض می برند

بیچاره من که سهم دلم سیل ظلمت است

.

با این همه بدی اگر اهل سحر شدم
حیرت مکن که دلبر من با کرامت است

.

شیطان برو بسوز که نقص از دلم برد

یار خدایی ام که سراپا عنایت است

.

یا رب ز عطر سیب معطر نما مرا

این بوی آسمانی اهل شهادت است

.

عطر حرم بزن به دلم یار را بگو

امشب تمام نیت من یک زیارت است

  • یکشنبه
  • 12
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 03:49
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مناجات باخدا در شب قدر -(شب قدر است و از دل بیقرارم...) * محمد جهان زاد

512

مناجات باخدا در شب قدر -(شب قدر است و از دل بیقرارم...) ‍ #ویژه_لیله_القدر

شب قدر است و از دل بی قرارم
عنایت کن خدا چشم انتظارم

نهم قرآن به سر جوشن بخوانم
به درگاهت حزین و اشکبارم

خداوندا گناهانم ببخشا
که هستم عاشقت پروردگارم

به اشکم بنگر از چشمم روان است
به عشقت روز و شب را می شمارم

خطاهایم ببخش ای نازنین یار
به درگاهت نگر من شرمسارم

مجیری خوانده ام عفوم کن ای دوست
که هستم شاکرت در روزگارم

شاعر: #غریب
#محمد_جهان_زاد

  • یکشنبه
  • 12
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 15:23
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه ی مناجات شبهای قدر * مرتضی محمودپور

495
1

زمزمه ی مناجات شبهای قدر ◾مناجات و زمزمه ی
◾شبهای قدر

◾بنداول
شب قدر اومده و آلوده دامن اومدم
همچو مرغ تو قفس به سوی گلشن اومدم
اگه میخوای نبینی شکستمو
حالا وقتشه بگیری دستمو(۲)
یا علی و یا عظیم
یاغفور یا رحیم(۲)

◾بنددوم
روسیاهم روسیاهم روسیاهم روسیاه
من خطا کردم و آلوده شدم به هرگناه
از گناه افتادم از پا آخدا
این گنهکار و بخشا آخدا (۲)
یاعلی و یاعظیم
یاغفور و یا رحیم (۲)

◾بندسوم
گفتی واسطه بیار آورده ام نیمه‌ ی شب
بعلی ذکر من در هر نفس به زیر لب
به علیً منو بخشا آخدا
واسطه عزیز زهرا آخدا
یاعلی و یاعظیم
یاغفور و یارحیم (۲)

  • دوشنبه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 01:55
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

زمزمه، مناجات شب های قدر، امام حسین(ع) -(الهی به این عبد ناچیز نگاهی..) * رضا ملایی

609
1

زمزمه، مناجات شب های قدر، امام حسین(ع) -(الهی به این عبد ناچیز نگاهی..) بند اول

الهی به این عبد ناچیز نگاهی
الهی ندارم به غیرت پناهی
الهی ندارم به جزء رو سیاهی

الهی همیشه برام تکیه گاهی
الهی رحیمی میبخشی به آهی
الهی نزاشتی برم تا تباهی

ببین‌ مضطرم/دم آخرم
بزار باشه ذکر و یاد مادرم

حال اضطراب/تو روز حساب
حسین باشه من رو کنه انتخاب

امیری حسینو ونعم الامیر
بیا دست این نوکراتو بگیر ۴

بند دوم

الهی امیدی به هر نا امیدی
الهی گناه دلم رو ندیدی
الهی به داد گدایت رسیدی

الهی کی داره به جز تو هوامو
الهی همیشه شنیدی صدامو
الهی اجابت نمودی دعامو

به لب این دعا خدایا خدا
بیا بنده ات رو ببر کربلا

به لطفت قسم تو کار و کسم
بدونه حسین خیلی دلواپسم

امیری حسینو ونعم الامیر
بیا دست این نوکراتو بگیر ۴

بند سوم

حسینو قسم میدمش به جوونش
گداشو ببخشه به حق اذونش
بریده دیگه نوکر تو امونش

قسم به تنه ارباََ اربای اکبر
قسم به تلضی یه لب های اصغر
ببخش به نگاهِ پریشان مادر

بالای سرش / اومد مادرش
همون لحظه که میبرید خنجرش

رسید خواهرش / پیش پیکرش
دیدش دست و پا میزنه دلبرش

امیری حسینو ونعم الامیر
بیا دست این نوکراتو بگیر ۴

  • دوشنبه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 18:46
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مناجات با امام زمان(عج) در شب قدر -(سفره دار خدا امام زمان...) * علی صالحی

1098
1

مناجات با امام زمان(عج) در شب قدر -(سفره دار خدا امام زمان...) سفره دار خدا امام زمان
دگر امشب بيا امام زمان

شب قدر است هر كجا هستي
التماسِ دعا امام زمان

منكه امشب به يادِ تو هستم
ياد كن پس مرا امام زمان

دست بر دامنت اگر نرنم
بروم پس كجا؟ امام زمان

آمدم آشتي دهي من را
باخودت، با خدا امام زمان

كاش قرآن به سر بگيرم من
يك شبِ قدر با امام زمان

جاي دوري نمي رود كه كني
گوشه چشمي به ما امام زمان

خوب شد در شبِ عزاي علي
با تو هم هم صدا امام زمان

شبِ تقديرِ من بيا بنويس
يك سفر كربلا امام زمان

  • دوشنبه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 19:04
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 محسن طالبی پور

زمینه مناجاتی شب قدر -(به علی قسم از پا افتادم من...) * محسن طالبی پور

525

زمینه مناجاتی شب قدر -(به علی قسم از پا افتادم من...) به علی قسم از پا افتادم من
یا الهی بلندم کن از رو خاک
می دونم کسی که باشه با حیدر
تو خودت می رسونیش تا افلاک
بین خرابه همه پلای پشت سرم
بگیر تو دست من و من عاشق حيدرم
بعلى الهی العفو

به علی قسم اینبارم دریابم
آخه بازی این دنیا رو خوردم
با الهی دوباره ستاری کن
که به دنیا خجالت آوردم
با سنگ غفلت بازم شکسته بال و پرم
زیر پرم رو بگیر تا آسمونا برم
بعلى الهی العفو

به علی قسمت می دم یا رب
که نرونی من و با این حالم
بده فرصت جبرانی ای رحمن
گرچه بدتره حالم از هر سالم
می دونی بودم من از گریه کنای حسین
یه عمری دلخون شدم با کربلای حسین
به حسینت الهی العفو

  • دوشنبه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 19:40
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مراسم قرآن به سر گرفتن ویژه شبهای قدر با نوای سیدرضا نریمانی -(یا من تُحلّ به عُقدالمکاره...) *

941

مراسم قرآن به سر گرفتن ویژه شبهای قدر با نوای سیدرضا نریمانی -(یا من تُحلّ به عُقدالمکاره...) قرآن ها رو آماده کنید
"اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِیهِ، وَ فِیهِ اسْمُکَ الاَْکْبَرُ، وَ أَسْماؤُکَ الْحُسْنى، وَ مَا یُخافُ وَ یُرْجى أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ"
"قرآن هارو بر سر بگذارید"
"اللَّهُمَّ به حقِ هَذَا الْقُرْآنِ وَ به حقِ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ به حقِ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ ، وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ"
_
"ده مرتبه:" بِکَ یَا اللّهُ…"
_
"الهی بمُحَمَّدٍ .… "
_
"الهی بعَلِیٍّ .... "
_
"الهی بفاطِمَةَ .... "
چرا ای باغبان از آتشِ گلشن نمی گویی
چرا با فضه ات گفتی،ولی با من نمی گویی
تو آن شب خواب بودی من آمدم بازویِ تو دیدم
مبادا که بیدارت کنم،آهسته بوسیدم
_
"الهی بالْحَسَنِ .... "
در زمان حاج رضایِ همدانی،که توی نجف تدریس می کرد، یه لاتی بود،گُنده لات بود، نوچه داشت،برو بیا داشت،حالش هم اینجور بود که می خواست جایی بره قُرُق می کردن اونجارو، می بایستن همه برن کنار تا این لاتِ رد بشه،برا خودش حکومتی داشت،یه روزی اومد از کوچه بره،آقا شیخ رضا همدانی هم از روبرو اومد، نوچه ها هم انتظار داشتن که شیخ بره کنار تا گُنده لاتشون که عبدِ فراری نام داشت از کوچه رد بشه،شیخ همچین که داشت می رفت به راهش ادامه داد، روبرو هم قرار گرفتن، عبد فراری اومد کنار،شیخ رفت، تا رفت،گفت:آشیخ! مگه من رو نمیشناسی؟شیخ برگشت گفت:چرا می شناسمت. گفت:پس چرا نرفتی کنار؟مگه قانونِ مارو نمیدونی؟گفت: من کاری باتو ندارم،دارم راهم رو میرم.گفت: من عبدِ فراری ام. یهو شیخ رضا بهش گفت:آی عبدِ فراری! تو از کی فرار کردی؟ از خدا فرار کردی؟ یا از رسولش؟ یا از امیرالمؤمنین؟ از کی فرار کردی؟ یهو بهم ریخت، نوچه ها که رفتن،شیخ هم که رفت،سرش رو انداخت پایین، رفت تو خونه، بعد از دوهفته، آقا شیخ رضا تویِ درسش گفت: آی طلبه ها! اگه امرو میخواهید تشییع یکی از اولیاء خدا شرکت کنید،بعد از درس همراه من بیایید،همه بعد از درس آماده شدن،شیخ جلو،اومدن دَرِ خونه ی عبدِ فراری،طلبه ها تعجب کردن،شیخ گفت اولیاء خدا،اینجا که خونه ی یه لاتِ، آشیخ! مارو کجا آوردی؟ گفت:صبر کنید. یهو دیدن در رو که زدن،از خونه شیوَن و زاری بلند شد،آشیخ رضا گفت:یا الله! رفت داخل،خانومش اومد گفت:آشیخ!مُرد، هر وقت می اومد خونه یا مست بود یا دعوا کرده بود،خونی بود...دو هفته است نمی دونم چطور شده،کی چی بهش گفته، رفته تو زیر زمینِ خونه،هی سرش رو به دیوار میزنه،هی میگه:خدا من از کی فرار کردم که این همه یاغی شدم؟خدایا غلط کردم. تا امروز اینقدر سرش رو به دیوار زد مُرد...امشب ما هم بگیم: خدایا! غلط کردم،ما از کی فرار می کردیم،یک ساله یاغی بودیم
_
نامِ اربابت رو میخوای ببری،نوکر که اسمِ اربابش رو میخواد ببره یه جور دیگه میبَره
الهی بالْحُسَیْنِ ....
_
"الهی بعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ .... "
_
"الهی بمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ .... "
_
"الهی بجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد "....
_
"الهی بمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ" ....
_
"الهی بعَلِیِّ بْنِ مُوسى .... "
کی دلش شکست؟ کی دلش هوایِ حرمش رو کرد؟کی دلش رفت تویِ صحنِ گوهر شاد؟قربونِ کبوترای حرمت امام رضا
_
"الهی بمحَمَّدِ بْنِ عَلِی" ....
_
"الهی بعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّد .... "
_
"الهی بالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ .... "
_
رفقا! این همه وقت میذاری،آیا دنبالِ آقاتم می گردی؟"لَیتَ شعری اَینَ استقرَّت بکِ النَّوی" حرف میزنی با امام زمانت؟

منم آیینه ی غمت،باعثِ ماتمت،یامهدی!
منم نوکرِ روسیاه،به من نگو نیا،یامهدی!

قَدِّ خمت،رنج و غمت،واسه گناهامِ
گریه هایِ دَم به دَمِت،واسه گناهامِ

آقا! زنجیریِ گُنام
آقا! هرزه شده چشام

تمومِ عالم یه طرف
فقط خودتونُ میخوام

آقا! شرمنده ی تواَم

"الهی بالْحُجَّةِ .... "

حالا دستت رو بیار بالا همه با هم: "اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن. صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

  • دوشنبه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 19:58
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب
 طاها تحقیقی

سبک شور شب های قدر و شهادت امیرالمؤمنین(ع) -(بازم شبای روشنه اَحیا رسیده از راه..) * طاها تحقیقی

742

سبک شور شب های قدر و شهادت امیرالمؤمنین(ع) -(بازم شبای روشنه اَحیا رسیده از راه..) بند اول:

باز شبای روشنه اَحیا رسیده از راه
ببین که بازم با سینه زن هات شدم من همراه
میام گدایی به دره خونه ی تو ای شَهَنشاه
یاحیدر

ای ساکنِ عَرشِ مُعَلّا
تو بشری یا خودِ الله
قسم به حسن و حسینت
منو جُدایی از تو کَلّا

علی علی علی علی علی
می تَپه دل برات
علی علی علی علی علی
عشقِ صحن و سَرات
علی علی علی علی علی
مستم از اون نگات
علی علی علی علی علی
شاهی به نوکرات

یا حیدر سروری یا حیدر رهبری
یا حیدر برتری یا حیدر محشری

یاحیدر یامولا

بند دوم:

روضتون آقا وَاللهِ داره چه قدر سوز و آه
میگن که گریه میکنه حتی تو این شبا ماه
میام گدایی به دره خونه ی تو ای شَهَنشاه
یاحیدر

دلم به روی تو اسیره
بهونه ی حرم میگیره
گدای دوره گردت آقا
بدونِ عشقِ تو میمیره

علی علی علی علی علی
ای شه لامکان
علی علی علی علی علی
ای امیر جهان
علی علی علی علی علی
قبله ی مؤمنان
علی علی علی علی علی
عشقِ صاحب زمان

یا حیدر یا کریم یا حیدر یا رحیم
یا حیدر یا عظیم یا حیدر یا فهیم

یاحیدر یامولا

  • دوشنبه
  • 13
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 21:11
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

شعر شب قدر -(قرآن به سر بگیر تا که حس کنی...) *

1068
3

شعر شب قدر -(قرآن به سر بگیر تا که حس کنی...) قرآن به سر بگیر تاکه حس کنی..

نیزه چقدرگریه برای حسین کرد

  • سه شنبه
  • 14
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 16:04
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مناجات باخدا در شب قدر -(با چشم تر بر روی سر قرآن گرفتیم...) * محمد جواد شیرازی

545

مناجات باخدا در شب قدر -(با چشم تر بر روی سر قرآن گرفتیم...) با چشم تر بر روی سر قرآن گرفتیم
ذکر بِکَ یا رب و یا رحمن گرفتیم

با ذکر آن سرچشمه ی رحمت، محمد
در راه دریای خدا جریان گرفتیم

جانی نمانده بود بین سینه هامان
گفتیم فورا بِعَلیٍ، جان گرفتیم

بِفاطِمَه گفتیم، مادر سر رسید و
از دست هایش رزق آب و نان گرفتیم

ذکر لب ما سینه زن ها بِالحَسَن شد
خیر دو دنیا را از آقامان گرفتیم

گفتیم یاد رأسِ بر نی، بالحُسَینِ
آتش گرفتیم و سپس باران گرفتیم

از خیر ذکر بِعَلیِ بنِ الحُسَینِ
از خوان زین العابدین ایمان گرفتیم

وقتی به ذکر حضرت باقر رسیدیم
فهم معارف را ز رب آسان گرفتیم

بردیم نام حضرت شیخ الائمه
قول نجات از آتش سوزان گرفتیم

بر روی لب آمد دم موسی بن جعفر
از برکت این دم، سر و سامان گرفتیم

تا نوبت ذکر علی موسی الرضا شد
رفتیم با هم دامن سلطان گرفتیم

آمد میان، نام جواد و از سخایش
خیر کثیر و برکت و احسان گرفتیم

با بردن نام علیِ بنِ محمد
قول وصالِ جنت و رضوان گرفتیم

گفتیم ذکر بِالحَسَن را، روزی خود
از سامرا با دیده ی گریان گرفتیم

یعقوب وار از هجر یوسف گریه کردیم
بِالحُجةِ... بوی غم کنعان گرفتیم

قرآن به سر، سر شد... الهی بِالرقیه
از غربتش بر آستین دندان گرفتیم

از شام قدرش که سر بابا بغل کرد
ویرانه غوغا شد، دل ویران گرفتیم

آن قدر ناله زد " أبَ..." کنج خرابه
ما نوکرانش درد بی پایان گرفتیم

  • چهارشنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 16:40
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

روضه و توسل ویژه شب های قدر، بانوای حاج مهدی رسولی -(نیستی شده کنج خرابه خونم...) *

616

روضه و توسل ویژه شب های قدر، بانوای حاج مهدی رسولی -(نیستی شده کنج خرابه خونم...) الهی برایِ غربت آقام بمیرم .. الهی برا مظلومیت آقام بمیرم ..
شب آخری پیغمبرُ در عالم رویا دید، گله کرد؛ یا رسول الله دیدی با من چه کار کردند اینها؟.. پیغمبر فرمود علی جان نفرینشان کن .. (به نظرت چه جوری نفرینشان کرده علی؟.. نگفت خدا اینارو عذاب آسمان و زمین .. بدترین نفرین این بود گفت خدایا علی و ازشون بگیر .. خدایا اینا منو خسته کردن ..)

نکنه هنوزم دوران غربت علی باشه .. قربونِ اون آقایی که شبا می اومد تو خونۀ یتیما در میزد .. یتیمه درُ باز میکرد با یه اخمی چرا دیر کردی؟.. میگفت ببخشید؛ نه تو دیر کردی تو قول داده بودی برای داداشم مرکب بیاری برا من عروسک بیاری صدا میزد این عروسکت، پس مرکب داداشم کو؟.. صدا میزد برو بیدارش کن براش یه مرکبی آوردم هم امن هم راحته .. میدیدن زانو میزنه رو زمین کف دستاشُ گذاشته رو زمین ..
این آقایی که اینجوری برا بچه یتیم مرکب شده، همه هست و نیست عالمه .. ستون عرشِ .. قربونت بشم بچه هاتُ سوار یه ناقه هایی کردن ناامن بود.. این همه به این مردم خدمت کردی..

مردم ما که روضه نمیخونیم فقط گریه کنیم، روضه ها برا درس برا عبرتِ ..
یه وقتی فکر نکنی تو کوفه و مسجد کوفه داشت میگفت خدایا من از ایناخسته شدم اینا همه عافیت طلب بودن" نه .. روایت میفرماید وقتی تو مسجد داشت این جمله رو میگفت صدایِ بیوه زن ها و همسران شهدا و خانواده های شهدای صفین از خونه های کوفه بلند بود این همه کوفه شهید داد پای علی ولی تا آخرین قدم با علی نموند ..

بمیرم برای آقایی که انقدر غریبش کردن این روزایِ آخر وقتی داشت حرف میزد هی میگفت به خدا من مومنم .. پیغمبر به من گفت من مومن از دنیا میرم ..
بعضی ها مظلومیتشون با شهادتشون تموم میشه اما مظلومیت علی باور کن بعد شهادتش بیشتر شد ..
لذا وقتی بعد از سالها دستور دادن دیگه کسی بالایِ منبر علی(ع) رو صب و لعن نکنه میگن اون خطیب تا این دستورُ شنید تو مدینه تو شهر پیغمبر تو نماز بدون لعن خطبه رو تموم کرد میخواست پله رو بیاد پایین مردم بی شرفی که نشسته بودن همه صدا زدند یاخطیب السنه ..
یعنی لعن علی یادت رفت علیُ چرا لعن نکردی چقدر مظلوم ..

شب بیست و سوم روضه مُ اینجور بگم .. بریم کربلا ..اون نانجیب وقتی کارِ ابی عبدالله رو تموم کرد، ایستاد کنارِ لشگر، بچه هارو اسیر کردن حالا میخوان از کربلا ببرن نانجیب شروع کرد خطبه خوندن صدا زد ببینید گوش بدید این بچه ها اسیر معمولی نیستن .. این زنُ بچه زن و بچه پیغمبرن .. اینا خانواده علی اند انقدر سخت به اینا بگیرید ..

ما همه تلاشمون اینه اینارو خردشون کنیم این خانواده یه چیز دارن به نام کرامت انقدر کریم و کرامت و طبع بلند دارن حالا حالاها به ما رو نمیزنن .. انقدر باید اینارو گرسنه نگه داری التماستون کنن غذا بهشون بدی ..
لذا وقتی همین خطیب ملعون اومد پیش یزید حرام زاده صدا زد امیر انقدر گرسنگی بهشون دادیم اینا التماس بکنن یک کلمه التماس نکردن .. یکی شون به مانگفت من گرسنمه ..
لذا امیر مجبور شدم دستور دادم حالا که التماس نمیکنن انقدر این بچه هارو با تازیانه بزنید تا التماستون کنن نزنیدشون ..

خود ملعونش میگه وقتی ما این بچه هارو تازیانه میزدیم اینا یه دونه آخ نگفتن ..
فقط بیشترین کاری که میکردن این بود دستاشونُ آستین هاشونُ میگرفتن جلوی صورتشون تازیانه به سرُ صورت نخوره .. بعضی موقع ها هم که خیلی سخت میشد میدیدم این بزرگترهاخودشونُ می انداختن رو بچه ها کمتر کتک بخورن ..

یه باغچه گل با ساقۀ شکسته
خرابه و مُخَدراتِ خسته
بعد تو ما یه روز خوش ندیدیم
قسم به هر نافلۀ نشسته

نیستی شده کنجِ خرابه خونم
دخترا میزنن زخم زبونم
بزار بگن بابات تورو نمیخواد
دوست دارم دوستم داری میدونم

قصۀ غصه هام نداره آخر
حق بده تارِ چشم دائمم تر
اما بابا سوی چشامُ کم کرد
ضربۀ بی هوای سیلی بیشتر

چقدر صدا زدم بابا کجایی
خسته تو صحرا گم شدم خدایی
من که اصلاً شمرُ حلال نکردم
زجر و حلال نکن توام بابایی

بریم یه جایی که گله نباشه
بین من و تو فاصله نباشه
هر جایی پیشم باشی خوبه اما
بریم یه جا که حرمله نباشه

محاسنتُ کی به خون کشونده
خاک یتیمی روسرم نشونده
عیبی نداره دستاتو نداری
مویی واسه شونه شدن نمونده

  • چهارشنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 16:48
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مناجات باخدا در شب قدر، شهادت امیرالمؤمنین(ع) -(همینکه گفتم الهی...اجابتم کردی) * محمد جواد شیرازی

817

مناجات باخدا در شب قدر، شهادت امیرالمؤمنین(ع) -(همینکه گفتم الهی...اجابتم کردی) همین که گفتم الهی... اجابتم کردی
سریع آمدی و غرق رحمتم کردی

کسی که دست منِ پر گناه را نگرفت
خودت همیشه رسیدی، حمایتم کردی

بزرگواری و اصلا ندیده ای انگار
زمانِ معصیتم گرچه رؤیتم کردی

به پشتوانه ی فضلت گناه کردم من
به پشتوانه ی حِلمت رعایتم کردی

حیا نکردم و مهلت به بنده ات دادی
حیا به جای من و این وقاحتم کردی

به برکتِ نفس و رحمت امام زمان
محب فاطمه و اهل هیئتم کردی

همین که ناله زدم عائذٌ بِأسمائک
گدای دائمیِ آل عصتم کردی
**
صدا زدم مددی... زود آمدی حیدر
به لطف باده ی کوثر طهارتم کردی

پناه می برم امشب به زیر ایوانت
که زیر سایه ی ایوان شفاعتم کردی

اگرچه عبد بدم، باز مُنتسب به توام
تویی همان که همیشه ضمانتم کردی

تو قدر بودی و قدر تو را ندانستند
خودت برای شب قدر، دعوتم کردی

چقدر ناله زدی بین چاه، مظلومم
چقدر گریه کنِ این مصیبتم کردی

فدای زخم عمیق سرت شوم آقا
پرت به خاک مکش، غرق غربتم کردی

صدا زدی به سوی قاتلت، ز دنیایی...
که فاطمه به برم نیست، راحتم کردی

  • چهارشنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 17:05
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مناجات شب قدر، امیرالمؤمنین(ع) -(تا نگاهت بشود سهم گدایت شب قدر...) * مرضیه عاطفی

466

مناجات شب قدر، امیرالمؤمنین(ع) -(تا نگاهت بشود سهم گدایت شب قدر...) تا نگاهت بشود سهم گدایت شب قدر
میشوم زائر ایوانِ طلایت شب قدر

در خیالاتِ خودم آمده ام سمتِ حرم
تا بخوانم دو سه خط گریه برایت شبِ قدر

چشم را بستم و دادم «به تو از دور سلام»
آمدم در نجف و صحن و سَرایت شبِ قدر

بینوا آمده ام تا به نوایی برسم
دردمندم! برسد کاش دوایت شب قدر

غرقِ عصیانم و گفتی که بگو: یازهرا(س)
فرق دارد به خدا ذکرِ شفایت شبِ قدر

عاشقت هست خدا؛ پس بعلی(ع) العفو...
رو زدم بر کرمت، شاه ولایت! شب قدر

نام تو هست امان نامۂ از دوزخ؛ پس-
شبِ قدرم به فدایت! به فدایت شبِ قدر

چشم در چشم تو گفتم صد و ده بار «ألغوث»
تا که بخشیده شوم بعدِ دعایت شب قدر

غمت افتاده به دل! رفتی و با گریه شده-
مسجد کوفه چه دلتنگِ صدایت شبِ قدر

بیتُ الاحزان شده این خانه! ببین جمع شدند...
بچّه هایت همگی دورِ عبایت شب قدر!

  • پنج شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1400
  • ساعت
  • 16:29
  • نوشته شده توسط
  • taherehsadat
ادامه مطلب

مناجات شبهای قدر -( این من و این همه عصیان خدایا چه کنم) * هستی محرابی

555

مناجات شبهای قدر -( این من و این همه عصیان خدایا چه کنم) #مناجات_شبهای_قدر
#إِلَهِی_وَ_رَبِّی_مَنْ_لِی_غَیْرُکَ

این من و این همه عصیان خدایا چه کنم
این من و کوهِ گناهان خدایا چه کنم

پهن شد سفره ی احسانِ تو شهرِ رمضان
من و بی بهره از این خوان خدایا چه کنم

من کی ام بنده ی عاصی و شما عفو کنید
گر نبخشی تو به قرآن خدایا چه کنم

متوسل شدم امشب به سرچشمه ی اشک
هستم از کرده پشیمان خدایا چه کنم

هی بها دادی و من آخرش آدم نشدم
مانده ام بی سرو سامان خدایا چه کنم

گر برانی ز درت بنده ی غفلت زده را
کی رسد فرصت جبران خدایا چه کنم

بس گنه کرده ام از رحمتِ تو دور شدم
شده ام طعمه ی شیطان خدایا چه کنم

حال و روزم همه بیچارگی و حسرت و آه
حیف این سفره ی احسان خدایا چه کنم

ترس من صحنه ی محشر به هنگامِ حساب
زیرِ آن هجمه ی عصیان خدایا چه کنم

گر حسینِ(ع) تو به فریادِ دلِ من نرسد
من در آن دوزخِ سوزان خدایا چه کنم

گفت زینب که حرم سوخته شد در آتش
من و این خیلِ یتیمان خدایا چه کنم!

#هستی_محرابی

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1401
  • ساعت
  • 23:37
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مناجات شبهای قدر -(کجایی بنده ی مسکین، بیا امشب شبِ قدر است) * هستی محرابی

1098

مناجات شبهای قدر -(کجایی بنده ی مسکین، بیا امشب شبِ قدر است) ◾مناجات در شبهای پر فضیلت قدر
◾با گریز روضه ی حضرت علی اصغر(ع)

کجایی بنده ی مسکین، بیا امشب شبِ قدر است
گناهت گر شده سنگین، بیا امشب شب قدر است

گر آب و دانه می خواهی بیا صحنِ کرَم باز است،
فقط بگشا پَرِ شاهین، بیا امشب شبِ قدر است

بخوان با دیدگانِ خیس. مجیر و قدر و جوشن را
مکن بر غیرِ من تمکین، بیا امشب شبِ قدر است

بگو از من چه میخواهی، که از لطفم ببخشایم
کنم باغِ دلت آذین، بیا امشب شبِ قدر است

سلام آورده ام امشب برایت از نسیمِ فجر
بُوَد شیرین تر از شیرین، بیا امشب شبِ قدر است

بیا بارانِ رحمت را به روی تو ببارانم
دعا از تو ز من آمین، بیا امشب شبِ قدر است

شبِ قدر است رنگِ عشق رنگِ دیگری دارد
کنم سال تو را تضمین، بیا امشب شبِ قدر است

تهی دست از درِ این خانه ام بیرون نخواهی رفت
شوی از ذکرم عِطر آگین، بیا امشب شبِ قدر است

سرت بر شانه ی العفو، الهی بالحسین بر لب
تو و این سفره ی رنگین، بیا امشب شبِ قدر است

برای آمدن بر درگهم یک واسطه آور
تو آن قنداقه‌ی خونین، بیا امشب شبِ قدر است

همان طفلِ تلظّی کرده در آغوشِ ثارالله
گلو و تیر و دستِ کین، بیا امشب شبِ قدر است

#هستی_محرابی

  • یکشنبه
  • 28
  • فروردین
  • 1401
  • ساعت
  • 23:44
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مناجات شب قدر -( ای خدا دستِ من و حلقه ی دامانِ شما، عفو کنید) * هستی محرابی

778

مناجات شب قدر -( ای خدا دستِ من و حلقه ی دامانِ شما، عفو کنید) #مناجات_شبهای_قدر_طلب_بخشش
#شب_توبه_و_انابه_به_درگاه_خداوند

ای خدا دستِ من و حلقه ی دامانِ شما، عفو کنید
روسیه آمده ام بر درِ احسانِ شما، عفو کنید

شرم دارم که بگویم چو منم بنده ی تو
چونکه این عبد نشد تابعِ فرمانِ شما، عفو کنید

همه سرمایه ام امشب فقط این اشک شده
دستِ خالیِ منو لطفِ فراوانِ شما، عفو کنید

لایق بندگی ات نیستم و کاش فقط_
می شدم عبد و غلامی درِ سبحانِ شما، عفو کنید

ماندم امشب که چه طوری به شما رو بزنم
گویم هستم منِ آلوده چو مهمانِ شما، عفو کنید

بین گنهکارم و لیک آمده ام بهرِ کرَم
که پناهنده شدم ساحتِ قرآنِ شما، عفو کنید

دردم این است که بازیچه ی شیطان شده ام
این کویرِ دلِ من تشنه ی بارانِ شما، عفو کنید

ذکرِ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ روی لبم
این گناهان و وَ این عبد پشیمانِ شما، عفو کنید

#چهارشنبه_۳۱_فروردین_۱۴۰۱
#هستی_محرابی
#التماس_دعا
@Asharemehrabi

  • چهارشنبه
  • 31
  • فروردین
  • 1401
  • ساعت
  • 16:28
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

مناجات شب قدر -(امشب از افضلِ شبهاست کجایی بنده م شبِ نورانیِ احیاست کجایی بنده م) * هستی محرابی

812

مناجات شب قدر -(امشب از افضلِ شبهاست کجایی بنده م شبِ نورانیِ احیاست کجایی بنده م) #مناجات_با_خدا_در_شبهای_پر_فضیلت_قدر
#شب_های_عفو_و_بخشش_از_گناهان

امشب از افضلِ شبهاست کجایی بنده م
شبِ نورانیِ احیاست کجایی بنده م

پرده ها را بزن امشب ز بَرِ دیده کنار
چهره ام بر تو هویداست کجایی بنده م

سرِ سجاده ی باران بگشا بالِ قنوت
که عروجِ تو از اینجاست کجایی بنده م

تا به معراج رسیدن قدمی بیش نماند
ساغر و باده مهیاست کجایی بنده م

مِهر در جانِ من انداز تو با توبه وُ عفو
ذکرِ التّوبه چه زیباست کجایی بنده م

حمد و تسبیح و مناجات و دعا عطرِ سحر
چه به کامِ تو گواراست کجایی بنده م

شاملِ حالِ که باشد نَعماتِ شبِ قدر
دستِ هر بنده که بالاست کجایی بنده م

شبِ قدر است و غنیمت بشمار این فرصت
رحمتم وسعتِ دریاست کجایی بنده م

دیده ی دل بگشا تا به تماشاگهِ راز
نور در آینه پیداست کجایی بنده م

آمده روحِ خدا هَمرهِ جِبریل و مَلک
عشق در عالم معناست کجایی بنده م

باز درهای اجابت همه رویت باز است
آسمان غرقِ تماشاست کجایی بنده م

شبِ میقات و شده خلوتِ تو وادیِ طور
وعده ی حضرتِ موسی ست کجایی بندم

شبِ قدر است و شبِ مغفرت و بخشش و عفو
تو بیا توبه پذیراست کجایی بنده م

واسطِ فیضِ تو امشب به درِ خانه ی دوست
فرقِ بشکسته ی مولاست کجایی بندم

بابِ حاجاتِ تو وُ دستِ دخیلت به نخِ
چادرِ حضرتِ زهراست کجایی عبدم!

#یکشنبه_۴_اردیبهشت_۱۴۰۱
#هستی_محرابی

  • یکشنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1401
  • ساعت
  • 18:47
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

شب قدر نجوا با امام زمان(عج)با گریز روضه قتلگاه * مرتضی محمودپور

1375
2

شب قدر نجوا با امام زمان(عج)با گریز روضه قتلگاه ◾توسل به امام زمان(عج)
◾در شب قدر

پرونده ام سیاه و حال دلم خرابه
یابن‌الحسن نگاهی بختم کنون به آبه

آقا ببخش من را از بس گناه کردم
گویم به آه و زاری من اشتباه کردم

از پا فتاده‌ام من دستم بگیر امشب
جان علی اکبر جان حسین و زینب

امشب مرا ببخشا بیچاره و فقیرم
در چاه معصیت من افتاده و اسیرم

گرچه بدم ولیکن چون نای در نوایم
سینه زن حسینم شیدای کربلایم

امشب بده برات کرببلای من را
ازعشق روی لیلا تا رو کنم به صحرا

در قتلگاه دیدم راس ز تن جدا را
جسم به خون طپیده راس به نیزه‌ها را

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • دوشنبه
  • 5
  • اردیبهشت
  • 1401
  • ساعت
  • 02:35
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

مناجات با خدا -(قرآن به سر گرفتنم از سر شروع شد) * حامد اهور

592

مناجات با خدا -(قرآن به سر گرفتنم از سر شروع شد) قرآن به سر گرفتنم از سر شروع شد
با فرق زخم خورده ی حیدر شروع شد

تا آتش محبت مولا به دل شکفت
باران لطف های مکرر شروع شد

از اشک توبه راه به هر روضه باز شد
گفتم علی و روضه اکبر شروع شد

گفتم علی، دل و در و دیوار گفت آه
همراه آه، روضه مادر شروع شد

گفتم علی، شکست دلم، خرد شد دلم
یک باغ، داغ لاله‌ی پرپر شروع شد

داغ پدر که از سر این خاندان گذشت
هی داغ پشت داغ برادر شروع شد

دست مرا گرفت خدا، پای روضه‌ها
با روضه زندگی من از سر شروع شد

گفتم گناه کردم و کارم تمام... نه
قدر آمد و ثواب مقدر شروع شد

امشب دلم رها شده از هرچه غیر عشق
آن دل تمام شد، دل دیگر شروع شد

  • پنج شنبه
  • 8
  • اردیبهشت
  • 1401
  • ساعت
  • 16:20
  • نوشته شده توسط
  • احسان مشفق
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

توسل به امام زمان در لیله القدر * مرتضی محمودپور

926
1

توسل به امام زمان در لیله القدر بفرمائید....
یک جرعه غزل ناب ولایی
توسل به امام زمان(عج)

لیله‌القدر آمده قدر حقیقی روی توست
هر عبادت کرده‌ام این دیده‌ی من سوی توست

روی سر قرآن گرفتم در سر سودائیم
فکر کردم لیله‌القدرم به قرآن موی توست

ای طبیب دردمندان دردمندم دردمند
این شفای سینه‌ی بیمار من در کوی توست

یک هزار و اندی از عمرت گذشت ای یار من
حاجتم در هر نفس آن صورت دلجوی توست

جان سقای حرم از این سفر باز آ ببین
هر کجا رفتم شمیمم طره‌ی گسیوی توست

منتظر من؟ یا شما چشم انتظارم میکشی؟
هرصباح‌بعداز دعا درسجده‌گاهم‌بوی‌توست

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • یکشنبه
  • 20
  • فروردین
  • 1402
  • ساعت
  • 13:37
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه مناجات شب قدر بیست و سوم(سبک دامن‌کشان رفتی) * مرتضی محمودپور

1134
3

زمزمه مناجات شب قدر بیست و سوم(سبک دامن‌کشان رفتی) ◾زمزمه مناجات شبهای قدر
(سبک دامن کشان رفتی)

◾بنداول
شب قدر آمدم من
به پیش تو یارب(۳)
ببخشا گناه
مرا یارب امشب(۳)
ببین امشب آمده‌ من سرافکنده
تویی تو مولایی و
من ترا بنده(۳)
ز پا فتاده‌ام بگیر تو دست مرا
به حق ارباب کرم شاه کرببلا

◾بنددوم
خجالت زده آمدم من
ببین سر به زیرم(۳)
ز عمر گران من
به پیش تو سیرم(۳)
ببین نفس دون با من چها کرده
وفا کردی و نفسم
جفا کرده(۳)
به حق شاه کربلا گناهم ببخش
به راس روی نیزه‌ها گناهم ببخش

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • چهارشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1402
  • ساعت
  • 04:42
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب

زمزمه شب قدر امام زمان(عج) -(ابا صالح امشب ،کجایی تو مولا ) * رسول چهارمحالی

217

زمزمه شب قدر امام زمان(عج) -(ابا صالح امشب ،کجایی تو مولا ) ابا صالح امشب ،کجایی تو مولا
بگو جان حیدر ،تو می آیی آ قا
اباصالح امشب،تودر روضه زاری
به مظلومی عشق،تو هم بیقراری
نمی دونم امشب،کجایی کجایی
نجف ،سامرا یا ، تو در کربلایی
مدد یابن الزهرا،مدد یابن الزهرا(2)
بیا جون زهرا ، به بزم عزامون
ببین سینه زن با،دوتاچشم گریون
شب قدره آ قا ، شب اشک جاری
گدا اومدم من ، مرا کن تو یاری
شب قدره مولا ، شب آ ه و ناله
قسم میدهم من ،به حق سه ساله
مدد یابن الزهرا ، مدد یابن الزهرا(2)
گرفتم روی سر ، من آیات قرآن
بده معرفت تا ، شوم غرق ایمان
به نام امامان،دخیل بسته ام من
ازاین ظلمت دل،من خسته ام من
من و حُبِّ حیدر ،من و نام زهرا
قسم بر شهیدی، که بود تشنه آقا
مدد یا بن الزهرا،مدد یابن الزهرا (2)
بیا یک نظر کن ، به حال دل ما
به این شبنم چشم،به آب وگل ما
من ازکودکی با،حسین خو گرفتم
همه هستیم را ، من از او گرفتم
امیری حسینٌ ، و نعم الامیری
شب اول قبر ، تو دستم میگیری
مدد یا بن الزهرا ، مدد یا بن الزهرا(2)

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 10:51
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب

مناجات شب های قدر -(دست منو بگیر، انا عبد الذلیل(2)) * رسول چهارمحالی

197

مناجات شب های قدر -(دست منو بگیر، انا عبد الذلیل(2)) دست منو بگیر، انا عبد الذلیل(2)
الهی یا الهی ، الهی یا الهی
--------------------------
امشب ببین دوباره ، داره بارون میباره
من اومدم گدایی ، گداییت افتخاره
با یه دل شکسته ، گناه دَستَمو بسته
شبنم اشک چشام ، رو گونه ها نشسته
یا غافِرَ الخَطایا
یا کاشِفَ البَلایا
من اومدم گدایی
یا سامِعَ الدَعایا
-------------------------
دست منو بگیر،انا عبد الذلیل(2)
الهی یا الهی ، الهی یا الهی
------------------------
کبوتر دل من ، این دل غافل من
جایی نداره خدا ،لطف تو شامل من
با یه زبون ساده،دل رو زدم به جاده
می گم الهی العفو،عبدِتْ ز پا فتاده
یا ربَّنا حافِظَنا
ناصِرنا حَبیبَنا
دَلیلَنا مُعینَنا
الهَنا طَبیبَنا
---------------------
دست منو بگیر ،انا عَبْد الذلیل(2)
الهی یا الهی ، الهی یا الهی
--------------------
تو این شبای پر بها ،ای آشنای آشنا
آرامشم تویی خدا ، یا رَبَّنا یا ربَّنا
روی سیاهموببین،برق نگاهمو ببین
گدای هرسال اومده،تواشک وآهمو ببین
یا مُعین الضُعَفا
یا کَنْزَ الفُقَرا
یاحَبیَب الاتقیا
یاقاضِی المَنایا
-------------------------
دست منو بگیر ، انا عبد الذلیل(2)
الهی یا الهی ، الهی یا الهی
--------------------------
بادست خالی اومدم ،ازاین حوالی اومدم
حُبِّ علی توسینه با ،مُولی المَوالی اومدم
مجیر و جوشن کبیر ، دل منو کرده اسیر
توبه شکسته اومدم،دستم بگیرنعم الامیر
یا نور النُّور
مُدَبِّر َ النُّور
یاخالق النُّور
مُقَدِّرَ النُّور
----------------------------
دست منو بگیر ، انا عبد الذلیل(2)
الهی یا الهی ،الهی یا الهی

  • پنج شنبه
  • 22
  • تیر
  • 1402
  • ساعت
  • 10:53
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 حسین رحمانی

مناجات با خدا -(روسیاهی آمده شاید که مهمانش کنید) * حسین رحمانی

244

مناجات با خدا -(روسیاهی آمده شاید که  مهمانش کنید) روسیاهی آمده شاید که مهمانش کنید
این گدای بی نوا را غرق احسانش کنید
مژده ی درمان درد لاعلاجم داده اند
درد عصیان دارم امشب زود درمانش کنید
معصیت خشکانده چشمم را بحق فاطمه
این کویر چشم من را خیس بارانش کنید
من دل آلوده ام را روی دست آورده ام
بعد تطهیرش پر از تقوا و ایمانش کنید
بنده ی نفسم شدم این مشکل سخت من است
با نگاهی مشکلم را سهل و آسانش کنید
نو بهاران آمده اما نیامد دلبرم
پس تمام چار فصلم را زمستانش کنید
او پریشانِ پریشان حالی ما می شود
خواهشاً این ماه ما را هم پریشانش کنید
بر دل هرجایی ام ای کاش قلاده زنید
تا نجف برده همانجا کلب دربانش کنید
(سیزده را دوست دارم زاد روز حیدر است)
جان من را سیزده دفعه به قربانش کنید
نیمه ی ماه خدا ماه خدا هم میرسد
کام دل را مست ذکر یا حسن جانش کنید
نان ما را می رساند دست بی منت.. ولی
رزق مشهد، کربلایم را فراوانش کنید
راه کج رفتم ولی دلتنگ راه کربلام
پای من را همدم خار بیابانش کنید
روزه ی ما بی حسین فاطمه بی معنی است
روزه ام را تشنه ی آن کام عطشانش کنید
:::::::::::::::
جار میزد بی حیایی : اهلبیتش را اسیر ...
سنگها را هم نثار ذکر قرآنش کنید

  • چهارشنبه
  • 19
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 12:58
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 محمد زوار

مناجات شب قدر -(يَا عَظِيمَ الْمَن! منم، آن بی حیا) * محمد زوار

370

مناجات شب قدر -(يَا عَظِيمَ الْمَن! منم، آن بی حیا) يَا عَظِيمَ الْمَن! منم، آن بی حیا
باز کن در را به رویم ای خدا

دست‌ْخالی سوی اینجا آمدم
گرچه دیر، اما خدایا آمدم

بندگی را پای شیطان باختم
حیف شد، قدر تو را نشناختم

عمر من پای گناهان آب رفت
وقتِ طاعت، چشم‌هایم خواب رفت (۱)

قطره قطره معصیت‌ها رود شد
نم‌نم این نفسم چنان نمرود شد

عُجْب، دل را‌ از مسیرت دور کرد
با حجابِ نور، آن را کور کرد (۲)

عطر اخلاص از میان برچیده شد
قبلِ بسم‌الله اسمم دیده شد

غیر دنیا را نمی‌دیدم ببخش
جای احسان، بُخل ورزیدم ببخش

غفلت از حال یتیمان داشتم
بیشتر از حق خود برداشتم

بارالها من پشیمانم همین
نه مرا ! قرآنِ بر سر را ببین

لیلة‌القدر است احیا کن مرا
در شب احیا مهیا کن مرا

بر من و جسم نحیفم رحم کن
جان زهرا من ضعیفم رحم کن

ای که در دل مِهر خود را کاشتی
پس بیا یک بار دیگر، آشتی

رحمتت در من اُمیدی ساخته
عَفوِ تو دل را طمع انداخته (۳)

أَیْنَ سَتْرُک؟ أَیْنَ عَفْوُکَ؟ یا کریم
یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رَحیم

بر دلِ من رنگی از اعجاز ده
عاشقان را تا نجف پرواز ده

تا که حیدر هست، دلها منجلی‌ست
مُهر عَفوَم دست مولایم علی‌ست

از علی گفتیم و غم آغاز شد
وای از آن فرقی که دیگر باز شد

ای فلک، حال علی ناگفتنی‌ست
گریه کن زینب که بابا رفتنی‌ست

#محمد_زوار

---------------------------------------

(۱) اللّٰهُمَّ إِنِّى كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأْتُ وَتَعَبَّأْتُ وَقُمْتُ لِلصَّلاةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَناجَيْتُكَ أَلْقَيْتَ عَلَىَّ نُعاساً إِذا أَنَا صَلَّيْتُ (دعای ابوحمزه ثمالی)/ ترجمه: خدایا هرگاه گفتم مهیا و آماده شدم و در پیشگاهت به نماز ایستادم و با تو راز گفتم، چرتی بر من افکندی.

(۲) حَتَّىٰ تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلىٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ (مناجات شعبانیه)/ تفسیر: حُجُب نورانی! حُجُب دو جور است گاهی ظلمانی است، گاهی نورانی. انسان گاهی گناه می‌کند این ظلمانی است، برای او تاریکی می‌آورد. اما گاهی انسان نماز شب می‌خواند و نورانی است ولی اگر در دلش خُطُور کند که الحمدلله ما امشب نماز شب خواندیم و به‌به و چه‌چه بگوید این می‌شود حجاب نورانی. عُجب می‌آورد و عُجب انسان را محروم می‌کند. لذا نباید یک چنین حالتی در انسان پیدا شود، یعنی خوشش بیاید که این کارها را کرده است./ پرسش و پاسخ از حضرت آیت الله خوشوقت اعلی الله مقامه.

(۳) إِذا رَأَيْتُ مَوْلاىَ ذُنُوبِى فَزِعْتُ، وَ إِذا رَأَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ/ ترجمه: مولای من هرگاه گناهانم را می‌بینم بی‌تاب می‌شوم و هرگاه کرمت را مشاهده می‌کنم، به طمع می‌افتم

  • دوشنبه
  • 24
  • مهر
  • 1402
  • ساعت
  • 20:23
  • نوشته شده توسط
  • یوسف اکبری
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

زمزمه شبهای قدر * مرتضی محمودپور

335

زمزمه شبهای قدر ◾زمزمه مناجات
◾شبهای ماه رمضان
◾شبهای قدر

◾بنداول
بنده‌ی عاصی آمد به درگهت یارب
بده پناهم امشب به حضرت زینب
سر تا به پا غرق گناه و روسیاهم من
یارب نما عنایتی محو نگاهم من
به شاه کرببلا
ببخش‌گناه مرا(۲)

◾بنددوم
سرم‌به‌زیر و خالی‌دو دست‌من باشد
ولای مرتضی تمام هست من باشد
من بی ولا همیشه این حالم خرابه
من تشنه‌ام دریا برام عین سرابه
به شاه کرببلا
ببخش گناه مرا(۲)

◾بندسوم
اگر شب قدر است یاد کربلا کردم
برای اهل روضه من روضه به پا کردم(۲)
من‌روضه‌ی شیب‌الخضیب میخوانم‌ امشب
با مادر سادات و با مظلومه‌ی زینب
به شاه کرببلا
بخش گناه مرا(۲)

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • پنج شنبه
  • 30
  • اسفند
  • 1403
  • ساعت
  • 04:10
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

شب بیست و سوم ماه رمضان شب قدر * مرتضی محمودپور

74

شب بیست و سوم ماه رمضان شب قدر ◾مناجات شب قدر
◾بیست و سوم

دست خالی‌تر ز هر شب آمدم
من برای حل مطلب آمدم
من گنه‌‌ کردم ولیکن نادمم
روسیاهم لیک یارب آمدم

چون ز پا افتاده‌ام دستم بگیر
بارالها در پناهت مستجیر
من غلام حلقه برگوش حسین
شد امیر من حسین نعم‌الامیر

بر سرم قرآن نهاده آمدم
بین به درگاهت چه ساده آمدم
آمدم تا که ببخشایی مرا
من ز بیراهه به جاده آمدم

کربلا شد مقصد و مقصود من
با حسینت آمدم معبود من
گرچه آلوده ولیکن عاشقم
در بضاعت این تمام بود من

شاه تشنه دستگیر عالم است
پاره‌ی قلب رسول خاتم است
در پناه شاه بی‌سر آمدم
درعزایش‌سینه‌ام درماتم است

سومین احیای امسال من است
عشق ثاراله پر و بال من است
گریه‌های بی امان بهر حسین
روز و شب‌ این‌حال‌واحوال‌من‌است

برلبم باشد مدام این زمزمه
روزیم کن تا بیایم علقمه
اربعین پای پیاده کربلا
پا به پای کاروان با فاطمه

#مرتضی_محمودپور
@haajmorteza

  • یکشنبه
  • 3
  • فروردین
  • 1404
  • ساعت
  • 20:29
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد