وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس

شعر وداع حضرت زینب(س) -( كربلا شده دشت خون يارب ، مي كند وداع با حسين زينب ) *

18114
103

شعر وداع حضرت زینب(س) -( كربلا شده دشت خون يارب ، مي كند وداع با حسين زينب ) كربلا شده دشت خون يارب ، مي كند وداع با حسين زينب
مي رود حسين سوي قربانگاه ، وامحمدا يا رسول ا...
*****
زينب آمده روبروي او ، بوسه مي زند بر گلوي او
خون فشان بود چشم آل ا... ، وامحمدا يا رسول ا...
*****
مهلا اي حسين قدري آهسته ، چون سكينه ات ره به تو بسته
كن نظاره اين سوز آهش را ، غرقه بوسه كن روي ماهش را
اشك او شده بر تو سد راه ، وامحمدا يا رسول ا...
*****
لحظه اي مرو به سوي ميدان ، گيرم اي حسين بر سرت قرآن

جان خواهرت ميرسد بر لب ، بي تو يا اخا چه كند زينب
اين دل من و موج اشك و آه ، وامحمدا يا رسول ا...
*****
اين وصيت مادرت باشد ، كهنه پيرهن در برت باشد
بلكه اندر اين دشت پر وحشت ، پيراهن تو

  • شنبه
  • 25
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 06:53
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( نشستِ پرچمِ تو پشتِ من شکست ببین ) * غلامرضا رهنمایی قراملکی

2428
1

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( نشستِ پرچمِ تو پشتِ من شکست ببین ) نشستِ پرچمِ تو پشتِ من شکست ببین
دلم چو لاله ز داغت به خون نشست ببین
نوایِ ناله­ام آتش در استخوان انداخت
چو بند بندِ وجودت زِ هم گسست ببین
توانِ طاقتِ گل آب شد زِ موجِ عطش
نشسته غنچه به راهت قدح بدست ببین
بیا که دوش به دوشت به سویِ خیمه رویم
زبانِ خندة این قومِ پستِ پست ببین
میانِ رفتن و ماندن کدام چاره کنم؟
نه پایِ رفتنم از تو نه ماندن است ببین
تمامِ فاجعه بعد از تو اتفاق افتاد
(نگاه کن به نگاهم هر آنچه هست ببین)

شاعر : غلامرضا رهنمایی قراملکی

  • پنج شنبه
  • 4
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 06:07
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر روضه حضرت زینب(س) -( من زاده زهرایم ) *

8513
17

شعر روضه حضرت زینب(س) -( من زاده زهرایم ) من زاده زهرایم
من دختر پیغمبرم
بردار و چوب خیزران
از بوسه گاه مادرم
این سر بریده ، لبش دریده ، واغربتا واغربتا (2)
ظالم مزن چوب جفا
در پیش زینب بر لبم
بردار و چوب خیزران
ورنه دهد جان زینبم
با دست بسته ، از پا نشسته ، واغربتا واغربتا (2)
حسین خوب ومهربان
من زینبم من زینبم
تو رأس نی بودی ولی
من سر زدم به محملم
خون از سر من ، ریزد به دامن ، واغربتا واغربتا (2)
ای همسفر زینب رفتیم و خداحافظ
ای تاج سر زینب رفتیم و خداحافظ
ماندی تو سالارت ، عباس علمدارت
ما همره بیمارت رفتیم و خداحافظ
ای همسفر زینب رفتیم و خداحافظ
ای تاج سر زینب رفتیم و خداحافظ
جسم پاک تو در خاک سر بروی نی باشد
دنبال سرت زینب رفتیم و

  • یکشنبه
  • 26
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 08:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( با بارگاه زینب کبری چه می کنید ) * علیرضا برات وند

2477

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( با بارگاه زینب کبری چه می کنید ) با بارگاه زینب کبری چه می کنید
باقلب پاره پاره زهرا چه می کنید
کفتارهای شوم پر از کینه از علی
گرد حریم دختر مولا چه می کنید
زاییده از درون کدامین تجاوزید
با اهل بیت حضرت طاها چه می کنید
دنیایتان خراب و قیامت خراب تر
در دادگاه ویژه فردا چه می کنید
ازحد گذشت جرأت وگستاخی شما
با بارگاه وگنبد خضراء چه می کنید
بر مرکب جهالت خود تیز می روید
باتیغ تیز حضرت مولا چه می کنید
امروزتان که رفت ولی وای بر شما
در رزمگاه مهدی زهرا چه می کنید

شاعر : علیرضا برات وند

  • چهارشنبه
  • 10
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 06:48
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

روضه حضرت زینب(س) -( حالا كه باز روضة هر شب شروع شد ) * محمود ژولیده

4468
2

روضه حضرت زینب(س) -( حالا كه باز روضة هر شب شروع شد ) حالا كه باز روضة هر شب شروع شد
آوارگيِ موكبِ زينب شروع شد
مي گفت مادرش كه بميرم براي او
تازه بكاء و نالة هر شب شروع شد
سوزي كه از مقطع الاعضا گرفته بود
صوت الحزين شد و چو ، نِي از لب شروع شد
بعد از جدا شدن ز تن پاره پاره ديد
درد و بلا و غصه لبالب شروع شد
وقتي زمان قافله سالاري اش رسيد
زخم زبان و كينه مرتب شروع شد
گاهي تنور ، طور تجلاي نور بود
گاهي ز دِير نالة يا رب شروع شد
سرها به نيزه رفت و بدنها به نيزه خفت
يعني كه اصل صحبت و مطلب شروع شد
خورشيدها به نيزه ، همه در تلاوتند
هشتاد و چند ضجّة كوكب شروع شد
زينب نظاره مي كند و خطبه مي كند
يعني پيام تازة مكتب شروع شد
تفسير كرد از نوك نيزه برادرش
آن

  • شنبه
  • 2
  • آذر
  • 1392
  • ساعت
  • 12:35
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( خواهرت شدم برادرم باشی ) *

4298
7

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( خواهرت شدم برادرم باشی ) خواهرت شدم برادرم باشی
ناموست شدم بالا سرم باشی
نگرون نخ پیرهنت شدم
نگرون نخ معجرم باشی
فردا خیلی سرمون شلوغ میشه
دور بال و پرمون شلوغ میشه
تو رو میزنن منو هم میزنن
فردا دور و برمون شلوغ میشه
حاضرم به پای تو جون بذارم
جای تو پا توی میدون بذارم
اگه با سر تو روبرو بشم
حق بده سر به بیابون بذارم
حرف رفتن و بذار کنار داداش
کفن منو بذار کنار داداش
بذار انگشتر تو دربیارم
بیا گوشوارمو در بیار داداش
تو بذار آفتاب رو تو ببوسم
پیشونی زیر مو تو ببوسم
فردا که گلو برات نمیزارن
بذار امشب این گلو تو ببوسم
فردا کی به خواهشم جواب میده
به لب تشنه تو کی آب میده
بین اینهایی که قاتل منن
حرمله خیلی منو عذاب میده

  • چهارشنبه
  • 17
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 12:47
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 علی اکبر لطیفیان

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت ) * علی اکبر لطیفیان

4248
2

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت ) در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت
وقت طواف چهارمش خاکسترش ریخت
فطرس شد و غسل تقرب کرد روحش
هر کس که خاک چادرش را بر سرش ریخت
از زینبش زهرای دیگر ساخت زهرا
مادر تمام خویش را در دخترش ریخت
او «زینت» است و بی نیاز از زینتی هاست
پس از مقامش بود اگر که زیورش ریخت
وقتی دهان وا کرد، دیدند انبیا هم
نهج البلاغه بود که از منبرش ریخت
وقتی دهان وا کرد، از بس که غیورند
مولا صدای خویش را در حنجرش ریخت
در کوفه حتی سایه اش را هم ندیدند
فرمود: غُضّوا... چشم ها در محضرش ریخت
زن بود اما با ابهّت حرف می زد
مردی نبود آن جا مگر کرک و پرش ریخت
به مرقدش، تازه نگاه چپ نکرده!
صد لشگر تازه نفس ، دور و برش ریخت
یک گوشه ا

  • سه شنبه
  • 3
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:15
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

آن سوی میزان فقط یک تار موی زینب است * جعفر ابوالفتحی

3210
1

آن سوی میزان فقط یک تار موی زینب است یا ام المصائب و یا ام العجائب
یا زینب کبری (سلام الله علیها)
آبروی اهل ایمان ز آبروی زینب است
حوض کوثر مملو از آب وضوی زینب است
این سوی میزان ملائک مست مست مست مست
آن سوی میزان فقط یک تار موی زینب است
از چه صحن بوتراب از بوی جنت پر شده ؟
درب و دیوار حریمش مست بوی زینب است
کعبه می گردد به دور گنبد شاه دمشق
سوی هر قبله نما حقاً بسوی زینب است
حوض کوثر شد موثّر از صفای اشک او
آب زمزم قطره ای از آب جوی زینب است
قل هو اللهٌ احد ، تفسیر نام مرتضی است
ذوالفقار مرتضی تفسیر هوی زینب است
وحی را با خطبه اش معنا نمود و زنده کرد
جبرئیل الحق گدا و خاک کوی زینب است
رقص مستی ملائک در جنان از روی چیست ؟
رقص مست

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 09:59
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب

شعر مدح و مرثیه حضرت زینب(س) -( در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت ) *

2853
1

شعر مدح و مرثیه حضرت زینب(س) -(  در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت ) در سیر دل جبریل هم بال و پرش ریخت
وقت طواف چهارمش خاکسترش ریخت
فطرس شد و غسل تقرب کرد روحش
هر کس که خاک چادرش را بر سرش ریخت
از زینبش زهرای دیگر ساخت زهرا
مادر تمام خویش را در دخترش ریخت
او «زینت» است و بی نیاز از زینتی هاست
پس از مقامش بود اگر که زیورش ریخت
وقتی دهان وا کرد، دیدند انبیا هم
نهج البلاغه بود که از منبرش ریخت
وقتی دهان وا کرد، از بس که غیورند
مولا صدای خویش را در حنجرش ریخت
در کوفه حتی سایه اش را هم ندیدند
فرمود: غُضّوا... چشم ها در محضرش ریخت
زن بود اما با ابهّت حرف می زد
مردی نبود آن جا مگر کرک و پرش ریخت
وقتی که وا شد معجرش، بال فرشته
پوشیه های عرش را روی سرش ریخت
به مرقدش، تا

  • سه شنبه
  • 3
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 06:19
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر فرخنده

غزلی در مصیبت حضرت زینب (س) -( وقت خزان زینب پر غم رسیده است ) * امیر فرخنده

2936
4

غزلی در مصیبت حضرت زینب (س) -( وقت خزان زینب پر غم رسیده است ) وقت خزان زینب پر غم رسیده است
آری دوباره سوز محرم رسیده است
در بین آسمان (ترنم) به یک نگاه
ام المصائب و غم اعظم رسیده است
یک سال از فراق حسین سر نکرده است
حالا شبیه مادر ماتم رسیده است
از بین دود و قافله و غم گذشته او
با انتظار و گریه ی نم نم رسیده است
با چادری شبیه به دیوار خورده ها
مویی سپید و خاکی و درهم رسیده است

شاعر : امیر فرخنده

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 15:25
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( من دلی دریاکرم دارم مرا نشناختید ) *

2792
1

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( من دلی دریاکرم دارم مرا نشناختید ) من دلی دریاکرم دارم مرا نشناختید
روحی ازحق،محترم دارم ،مرا نشناختید
درروان نقره گون صبح،چون مهرمنیر
زرفشانی دم به دم دارم ،مرانشناختید
ازمحمد(ص)نسب برده ،خدیجه فطرتم
حشمت از آن محتشم دارم مرانشناختید
برسرمهردخترم درخانه ی قطب ولا
چادرنون وقلم دارم مرانشناختید
مادرم زهرا سلیمانش کسی همچون علی
همسری غیرت حشم دارد مرانشناختید
شب زدایی میکنم از خاطر آیینه‌ها
دیده ای خورشید دم دارم مرا نشناختید
پاسدار حرمت گلهای کوثرپرورم
من دلی چون کربلا دارم مرانشناختید
در طواف قبله ی دلها، حسین گل جبین
حالت ِمرغ حرم دارم،مرانشناختید
آن برادر کو،ندیده درهمه ملک وجود
ساقی صاحب عَلم دارم مرانشناختید
بانوی شعر دلم ا

  • یکشنبه
  • 8
  • دی
  • 1392
  • ساعت
  • 05:37
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

غزل وفات حضرت زینب (س)از علی ناظمی -( صورت به خاک مانده و چشمم به در بیا ) * علی ناظمی

3980
1

غزل وفات حضرت زینب (س)از علی ناظمی -( صورت به خاک مانده و چشمم به در بیا ) صورت به خاک مانده و چشمم به در بیا
ای یاور غریب ترین محتضر بیا
پایین نرفت بعد تو آب خوش از گلوم
تا بیشتر ازین نگدازد جگر بیا
خشکیده ام به یاد تو لب می زنم به هم
با آب قهرم ای غم چشمان تر بیا
خورشید یار گریهٔ هر روزهٔ من ست
مهمان آفتاب سه روزه، دگر بیا
می میرم و به یاد زمین خوردن توام
افتاده ام به زانوی غم، زودتر بیا
کابوس قتلگاه رهایم نمی کند
زجر مرا مخواه از این بیشتر، بیا
پیچیدن کفن چقدر کار می برد؟
عمر مرا رسانده همین غم به سر بیا
گودال لب به لب شده بود از هجوم زخم
از چشم گود رفته بپرس این خبر بیا
جان دادنم شبیه تو بی کس شده حسین
شرمنده ام نیامدم ای همسفر بیا

شاعر : علی ناظمی

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 17:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 احمد ایرانی نسب

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( صبــر را آفریـد شــد زینب ) * احمد ایرانی نسب

2681
3

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( صبــر را آفریـد شــد زینب           ) صبــر را آفریـد شــد زینب
هـرچه آمد پدیـد شد زینب
فاطمــــه بـــاب جنت اعـلا
و بـه آن در کلید شد زینب
منـه آلوده را خریده حسیــن
سبب ایـن خرید شـد زینب
دخت و خواهر،و عمه آخـرهـم
مـادر دو شهیــد شد زینب
ظهـر روز دهـــم ز روی تـل
ضربـانش شدید شــد زینب
آنکه سر می برید دشمـن بود
آنکـه دل می برید شد زینب
یا خـدا،یا نبـی،پــدر،مـادر
از همـه ناامیــد شــد زینب
و بـرادر بــه زیر ضـربت هـا
سایه ای را که دیـد شـد زینب
سرزنـان سوی قتلگه که رسید
بوسه گـاهش وریـد شد زینب
خارجی ها به خطبه آمـده انـد
خـار چشم یزیــد شـد زینب
ایـن صــدای علیست ای مردم
که به دختـر رسیـد شـد زینب
نغمـــه ی مـــا رأیــتُ الا را

  • شنبه
  • 30
  • فروردین
  • 1393
  • ساعت
  • 12:43
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

یک دوبیتی زیبا در شرح مصائب حضرت زینب -( سمت این واژه , مسیر سخنم می لرزد ) * ایمان کریمی

3365
0

یک دوبیتی زیبا در شرح مصائب حضرت زینب  -( سمت این واژه , مسیر سخنم می لرزد ) سمت این واژه , مسیر سخنم می لرزد
دست بیمار , ولی سینه زنم می لرزد
ظهر , نی زار , عطش , شیب , نگویید بس است
اسم گودال میاید بدنم می لرزد...

شاعر : ایمان کریمی

  • پنج شنبه
  • 25
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 04:56
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

شعر روضه وفات حضرت زینب کبری (س) -( مادر گریه! مادر غم ها! جان از غصه آمده بر لب! ) * محسن حنیفی

5211
2

شعر روضه وفات حضرت زینب کبری (س) -( مادر گریه! مادر غم ها! جان از غصه آمده بر لب!  ) مادر گریه! مادر غم ها! جان از غصه آمده بر لب!
روضه دار شبانه روز حسین! السلام علیکِ یا زینب!
چشم های تو از نجابت و نور، چشم های تو جنس باران است
گریه های زیاد آبت کرد، بس که زخم دلت فراران است
بین بستر که روضه می خوانی، وسط گریه می روی از حال
وسط روضه ی در و دیوار، وسط روضه ی سر و گودال
رو به کرببلا بکن بانو، لحظه های وداع سنگین است
درد دل کن تو با برادر خود، روضه بی شک دلیلِ تسکین است
****
خاطرم مانده ای برادر من، زلف هایت به چنگ گرگ افتاد
گره در بین زلف تو می خورد، روی سینه نشست یک صیاد
حرمتت را حرامیان بردند، غارت پیکر تو یادم هست
دست و پا می زدی مقابل من، زخم بال و پَر تو یادم هست
نیزه بر

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 15:27
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( غروب می رود و آفتاب می ماند ) * محمد علی بیابانی

3395
3

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( غروب می رود و آفتاب می ماند ) غروب می رود و آفتاب می ماند
و همچنان به دلم اضطراب می ماند
چه دیر سرزدی ای ماه من . . . نگفتی که-
چه چشم ها که به شوقت ز خواب می ماند
تنور وضع سرت را به هم زده اما
به موی سوخته عطر و گلاب می ماند
بگو به نیزه ات آهسته تر قدم بردار
که پای دیده ام از این شتاب می ماند
سرم که هست برای ادای حق سرت
چه غصه دستم اگر در طناب می ماند
به لطف خون تو تنها نه ساقه ی نیزه
زمین هم از برکاتت خضاب می ماند
شکوه نیزه تو بهتر است پس غم نیست
کجاوه ای هم اگر بی حجاب می ماند
به التماس دعاهای سنگ های جفا
سر و جبین و لبت مستجاب می ماند
میان این همه سر چشم ها چه مبهوتند
به نیزه ای که نگاه رباب می ماند
لبان خشک تو یا چوب

  • چهارشنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 05:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

غزلی در مدح و مصیبت عمه سادات حضرت زینب(س) -( با ناله های زینب هم ناله شد دل ما ) * محسن حنیفی

3195
1

غزلی در مدح و مصیبت عمه سادات حضرت زینب(س)  -( با ناله های زینب هم ناله شد دل ما ) با ناله های زینب هم ناله شد دل ما
با روضه های زینب زیباست محفل ما
با گریه های زینب هم سفره ایم هر روز
با نوحه های زینب حزن است حاصل ما
با آیه های زینب شد ماندگار اسلام
شد خطبه های زینب قرآن نازل ما
گاهی میان محمل گاهی کنار مقتل
با نغمه های زینب آمیخته گل ما
گاهی به کنج ویران گاهی درون زندان
گاهی میان عدوان اشک است شامل ما
وقتی که در کجاوه، آتش نثار او شد
هم سوخت محمل او هم سوخت محفل ما
از کربلا و کوفه تا شام زد شکوفه
منزل به منزل آمد تا کنج منزل ما
سوز تهجّد او اشک تشهّد او
از نافله دهد روح تا قلب غافل ما
طعم دعای زینب شب ناله های زینب
تا های هایِ زینب نَجوای کامل ما
باشد به آل حیدر زینب حسین

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 17:29
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر زبانحال حضرت زینب(س) -( چشم تو سمت من دل من گير نيزه هاست ) * محمد علی بیابانی

3034
2

شعر زبانحال حضرت زینب(س) -( چشم تو سمت من دل من گير نيزه هاست ) چشم تو سمت من دل من گير نيزه هاست
اين سينه پاره پاره شمشير نيزه هاست
عشقت مرا به كوچه و بازار مي كشد
زينب اسير رشته زنجير نيزه هاست
سر خي معجر من و پيشانيت حسين
اثبات آيه آيه تفسير نيزه هاست
اي لاله اي كه خون چكد از ساقه ات هنوز
اين زخم هاي وا شده تقصير نيزه هاست
قرآن مخوان دوباره كه يكبار ديده ام
آن سنگ ها كه بابت تقدير نيزه هاست
قرآن مخوان كه پيرزني روي بام ها
در انتظار پاسخ تكبير نيزه هاست
اين گيسوان پخش شده بين كوچه ها
از ردپاي رأس تو در زير نيزه هاست
حالا به اين بهانه نگاهش به سوي ماست
نامحرمي كه چشم و دلش سير نيزه هاست
****
در بين راه نيزه تو ايستاده بود
جا ماندن كه باعث تأخير نيزه هاست

  • چهارشنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 05:26
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

مصیبت حصرت زینب با قلم قاسم نعمتی -( هنگامه وصال من و دلبرم شده ) * قاسم نعمتی

2853

مصیبت حصرت زینب با قلم قاسم نعمتی -( هنگامه وصال من و دلبرم شده ) هنگامه وصال من و دلبرم شده
این الحسین زمزمه آخرم شده
چشمم به راه مانده کجایی عزیز من
پیراهن تو گرمی بال و پرم شده
از گریه پینه بسته دگر چشم های من
عالم سیاه پیش دو چشم ترم شده
موی سپید و قد کمانم چه دیدنی ست
غم های کربلاست چنین یاورم شده
من پیر سالخورده ام و دست های من
محتاج شانه های علی اکبرم شده
از خاطرم نمی رود آن لحظه فراق
ناله زدی که وقت وداع از حرم شده
داغیِ بوسه از لب تو مانده بر لبم
خون گلوی تو نفس حنجرم شده
من بین قتلگاه تو جان دادم ای حسین!
این چند ماهه جان تو درد سرم شده
می خواستم بغل کنمت جان تو نشد
نیزه شکسته زحمت این پیکرم شده
من پا به پای پیکر تو ضربه خورده ام
سر تا به پا تمام ت

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 17:31
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعری در توصیف غم های حضرت زینب (س) -( خون دلی که خورده ای آغاز راه بود ) *حجه الاسلام والمسلمین جواد محمد زمانی

2867
2

شعری در توصیف غم های حضرت زینب (س) -( خون دلی که خورده ای آغاز راه بود ) خون دلی که خورده ای آغاز راه بود
پرواز آسمانی ات از دودِ آه بود
خورشید خردسالی ات اندوه ابر داشت
وقتی ز داغ مادر تو تیره ماه بود
می دید موج مدّ نگاهت که همچو ماه
دریای ناله های علی رو به چاه بود
از روزهای زخم که بر مجتبی گذشت
خون لخته های طشت فقط عذرخواه بود
مثل تو شوق نیزه و شمشیر بوسه خواست
وقتی دلت به گوشه ای از قتلگاه بود
می سوختی که در تب حمله به یوسفت
کاری اگر ز دست تو آمد نگاه بود
رو کرده ای به سمت مدینه که ای رسول
این پاره تن، حسین تو روحی فداه بود
***
اندوه های قلب تو از سرمه رنگ داشت
از زخم صبح آینه ات شام زنگ داشت
خون بود لخته لخته به چشم تو می نشست
لختی اگر وداع برادر درنگ داشت
از

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 17:54
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر مصیبت جانسوز حضرت زینب از مسعود اصلانی -( امشب سری به خلوت پروانه ها بزن ) * مسعود اصلاني

7551
7

شعر مصیبت جانسوز حضرت زینب از مسعود اصلانی -( امشب سری به خلوت پروانه ها بزن ) امشب سری به خلوت پروانه ها بزن
با یک دل شکسته خدا را صدا بزن
امشب بیا به روضه یک خواهر شهید
طعنه به غربت دل آیینه ها بزن
با اشک لقمه ای ز سر سفره عزا
با نیت تقرب محض و شفا بزن
و بعد در میان عزادارهای عشق
خود را شبیه اهل سماوات جا بزن
وقت عزای حضرت زینب رسیده است
حرف غریب بودن یک تشنه را بزن
با یاد خاطرات خودش خواهری گریست
یاد غمی که گفت کسی: بی هوا بزن
تا می زدند طفل یتیم سه ساله را
می گفت عمه: بس کن و اصلاً مرا بزن
در لحظه های آخر خود بی قرار بود
زینب دلش گرفته و چشم انتظار بود
می ریخت روی دامن غربت ستاره را
در دست داشت پیرهن پاره پاره را
در ماندن و نماندن خود مانده بود که
انداخت از نفس نفس ا

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 18:29
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن کردی

شعر وفات حضرت زینب از حسن کردی -( گفته بودم كه دير يا زود از ) * حسن کردی

3020
3

شعر وفات حضرت زینب از حسن کردی -( گفته بودم كه دير يا زود از ) گفته بودم كه دير يا زود از
راه مي ايي و مرا با خود
بعد يك سال و نيم خون گريه
ميبري تا وصال خود، تا خود
چقدر چشم من به راهت بود
صبح و شب نامتان به روي لب
امدي و خوش امدي اما
دير كردي و پير شد زينب
نه درست است،اشتباهي نيست
چهره ام يك كمي فقط اخر...
نه كه يك سال و نيم كم باشد
بي تو چل سال رفته بر خواهر
خب بيا بگذريم وقتش نيست
يك كمي از خودت بگو اقا
خودتان شرح مي دهي يا من
روضه را باز تر كنم حالا
تشنه لب لحظه هاي اخر را
از دم اخر تو مي گويم
سرِ زينب فدات،دلدار از
رنج هاي سرِ تو مي گويم:
زخم زير گلو؟ نه طاقت نيست
قلب و تيرِ سه شعبه؟ اصلآ نيست
سنگ و شمشير سختيش مثلِ
لحظه هاي به نيزه رفتن نيست
اسمان

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 18:37
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعری زیبا برای روز وفات حضرت زینب (س) -( خواهش نمود عقیله زهرا که بسترش ) * یاسر مسافر

3904
7

شعری زیبا برای روز وفات حضرت زینب (س) -( خواهش نمود عقیله زهرا که بسترش ) خواهش نمود عقیله زهرا که بسترش
در زیر آفتاب شود چون برادرش
گرمای ظهر و تشنگی و یاد کربلا ....
روضه گرفته است در این روز آخرش
*
ای یوسفم برادر در خون تپیده ام
شکر خدا به آخر راهم رسیده ام
طوفان دمیده آمده ام تا به ساحلت
با یاد کربلای تو خلوت گزیده ام
اصلا خبر شدی که بعد از فراق تو
یک لحظه هم خوشی به دنیا ندیده ام ؟
با آن شتاب قافله و نیزه دارها
با پای خسته پابه پایت دویده ام
وقت هجوم چوب به لبهای زخمی ات
شرمنده ات شدم که فقط لب گزیده ام
یک سال و نیم غصه و اندوه و اشک و آه
من از رباب خجالت کشیده ام
یادش بخیر قامت لیلای کربلا
تکه به تکه شد ، بریده بریده ام
هر روز در بقیع جگرم شعله ور شده
وقتی صدا

  • سه شنبه
  • 23
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 18:39
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محسن طالبی پور

دانلود سبک زمینه حضرت زینب کبری(س) -( رفتی بـرادر زینـب و بـا غم (تنها گذاشتی2) ) * محسن طالبی پور

3564

دانلود سبک زمینه حضرت زینب کبری(س) -( رفتی بـرادر زینـب و بـا غم (تنها گذاشتی2) ) زمینه
(یه سبك آی شیعه ها باز)
رفتی بـرادر زینـب و بـا غم (تنها گذاشتی2)
اینـجـا بدون مونس وهمدم (تنها گذاشتی2)
مونـده ازم این قد کمونی
میکشه منو این پریشونی
روضه های این (پیرهن خونی2)
نام یاحسین وقـتی می برم
خون می ریزه از چشمـای ترم
واویلاه حسین
******
هر شب عزیزم راس تو رو نی (پیش چشامه2)
چیزی که سخـتـه خاطره های (کوفه و شامه2)
یادمه هنوز اشک رباب و
اسیری و اون بزم شراب و
جسارت اون (خونه خراب و2)
وقتی که می زد با خیزرونش
جون می دادیم از زخم زبونش
واویلاه حسین

شاعر : محسن طالبی پور

دانلود سبک

  • پنج شنبه
  • 1
  • خرداد
  • 1393
  • ساعت
  • 16:23
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

شعر مرثیه حضرت زینب(س)-مرثیه گودال -( دار و ندار زینب، روح بهار زینب ) * امیر عظیمی

4982
3

شعر مرثیه حضرت زینب(س)-مرثیه گودال -( دار و ندار زینب، روح بهار زینب ) دار و ندار زینب، روح بهار زینب
به گلشن نبوّت بنفشه زار زینب
ای که حسین ماند از تو یادگار زینب
زِ سرّ حق تعالی پرده برآر زینب
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب
ای که برادرانت همه مطاف بودند
به دور تو چو کعبه گرم طواف بودند
کنار چادر تو به انعطاف بودند
اُف به سراب دنیا، به روزگار زینب
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب
بیا به قتلگاهم ماهِ منیر بنگر
بیا برادرت را یک دل سیر بنگر
به زیر پای نیزه مرا حصیر بنگر
حصیر را به شن ها وامگذار زینب
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب
کشته شده حسینت چو آفتاب تشنه
به روی خاک اِبنِ ابوتراب تشنه
مثل دو تا علیّ اش رفته بخواب تشنه
بیا به زخم هایم گریه ببار زینب
نیزه شکسته ها

  • چهارشنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 04:29
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

مدیون دست و پنجه ی حکاک زینبیم * جعفر ابوالفتحی

4287
2

مدیون دست و پنجه ی حکاک زینبیم یا ام المصائب و یا ام العجائب
یا زینب کبری (س)

ما سر سپردگان غم پاک زینبیم
در زیر پای فاطمه و خاک زینبیم
بر قلب ما نوشته شده "کلب کربلا"
مدیون دست و پنجه ی حکاک زینبیم
وقتی که نام حضرت عباس می بریم
سربازهای بی سر و بی باک زینبیم
الحق زمین کرببلا ملک زینب است
ما آجری ز آجر املاک زینبیم
ما با شتاب نور اگر طی کنیم راه
عاجز ز درک پهنه ی افلاک زینبیم
شکر خدا که صبح و شب و ظهر و عصر را
در روضه ای ز روضه ی غمناک زینبیم

سروده جعفر ابوالفتحی

  • چهارشنبه
  • 4
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 06:57
  • نوشته شده توسط
  • جعفر ابوالفتحی
ادامه مطلب
 محمد مبشری

زمینه وفات حضرت زینب از محمد مبشری -( لحظه به لحظه،عمرش عذابه ) * محمد مبشری

4246
4

زمینه وفات  حضرت زینب از محمد مبشری -( لحظه به لحظه،عمرش عذابه ) لحظه به لحظه،عمرش عذابه
تمومه غصه ش، بزم شرابه
سر حسين و تا كه ديد
نفس آسمون گرفت
ضربه ى چوب خيزران
از تو دلش امون گرفت
داره مى سوزه،داره ميميره
بعد از عاشورا، از دنيا سيره
(بى بى جان زينب)

داغ عزيزاش،چقد عظيمه
سوخته و ساخته، يه سال و نيمه
يادش نميره كه چه كرد
نيزه با پيكر حسين
مقابل چشاش زدن
به روى نى سر حسين
رفته كربلا،لحظه ى آخر
زير لب ميگه، غريب مادر
(ابا عبدالله)

كاشكى برم تو،سپاه زينب
بدم سرم رو، تو راه زينب
دلم ميخواد يه روز منم
پيرو اين علم بشم
همراه با سينه زنا
مدافع حرم بشم
ذكر يا حيدر،ميشه تكبيرم
ابا عبدالله، ميگم ميميرم.
(ابا عبدالله)

شاعر : محمد مبشری

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 04:39
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمود ژولیده

شعر وفات حضرت زینب -( قیامت بر قیامت بوسه می زد ) * محمود ژولیده

4841
4

شعر وفات حضرت زینب -( قیامت بر قیامت بوسه می زد ) قیامت بر قیامت بوسه می زد
شهادت بر مرامت بوسه می زد
تو ان نوری که هفتاد دو خورشید
به بام احترامت بوسه میزد
تو هجده سر به روی نیزه دیدی
لباس صبر را در بر کشیدی
به پاس احترام هیجده سر
شهادت را در عالم برگذیدی
تو هستی ساقی جام شهادت
پرستوی عطش ، مظلومه زینب
کشیدی پر سوی بام شهادت
حریم کعبه را مسجود زینب
غلام عشق را معبود زینب
حسین کربلا اری حسین است
حسین شام و کوفه بود زینب

شاعر : محمود ژولیده

  • پنج شنبه
  • 26
  • تیر
  • 1393
  • ساعت
  • 13:33
  • نوشته شده توسط
  • سبحان
ادامه مطلب
 علی محلاتی

اشعار واحد تند حضرت زینب (س) -( وقتی که دلم می گیره توی شهر خودمون ) * علی محلاتی

34

اشعار واحد تند حضرت زینب (س) -( وقتی که دلم می گیره توی شهر خودمون ) وقتی که دلم می گیره توی شهر خودمون
پامیشم میرم دوباره طرف هیئتمون
بچه های هیئتی حرف منو خوب می دونن
می خونن شور میزنن از عشق زینب می خونن
یا زینب یا زینب
داغ زینبِ سوزونده دل عباس و حسین
داغ زینبِ شکسته کمر یاس حسین
همه عالم میدونن که ما محب زینبیم
ما محبینِ محبینِ محبِ زینبیم
یازینب یازینب
سینه ی زخمی ما وقف عزای زینبه
آزمون دیدن کرببلای زینبه
اگه قسمت باشه و خدا بخواد یه بار دیگه
کربلایی شدن از فیض دعای زینبه
یازینب یا زینب

شاعر : علی محلاتی

  • چهارشنبه
  • 30
  • مهر
  • 1393
  • ساعت
  • 14:47
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( لحظه ها لحظه های آخر بود ) * حسن لطفی

4740
4

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( لحظه ها لحظه های آخر بود ) لحظه ها لحظه های آخر بود آخرین ناله های خواهر بود
خواهری که میان بستر بود خنجری خشک و دیده ای تر بود
چقدر سینه اش مکدر بود
بسترش را رو به قبله تا کرده روی خود را به کربلا کرده
مجلس روضه را بپا کرده باز هم یاد درد ها کرده
یاد باغ گلی که پرپر بود
پلکهایش کمی تکان دارد رعشه ای بین بازوان دارد
پوستی روی استخوان دارد خاطراتی ز خیزران دارد
چشم از صبح خیره بر در بود
تا علی اکبرش اذان ندهد اصغرش خنده را نشان ندهد
تا علمدار سایبان ندهد تا حسینش ندیده جان ندهد
انتظارش چه گریه آور بود
زیر این آفتاب می سوزد تنش از التهاب میسوزد
یاد عباس و آب میسوزد مثل روی رباب میسوزد
یاد لبهای خشک اصغر بود
میزند شعله مرث

  • چهارشنبه
  • 24
  • اردیبهشت
  • 1393
  • ساعت
  • 05:17
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد