وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس

اشعار حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام -( وقتی قرار شد دلی امتحان شود ) *

2170

اشعار حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام -( وقتی قرار شد دلی امتحان شود ) وقتی قرار شد دلی امتحان شود

باید دچار درد و غمی بیکران شود

رویی برای آنکه شود آبروی دین

باید اسیر سیلی نامحرمان شود

از بهر حفظ معجر خود دختر یتیم

باید به پشت خار مغیلان نهان شود

آن شیر زنی که درد و بلا را به جان خرید

باشد سزا کفیل امام زمان شود

قامت برای آنکه بگردد ستون عشق

باید به زیر بار مصائب کمان شود

باید سفیر واقعه بهر حیات نور

با دست بسته در پی قاتل روان شود

آتش به جان خرید چو آگاه شد دلش

باید به شام و کوفه چو آتش فشان شود

  • یکشنبه
  • 1
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 14:13
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 اسماعیل تقوایی

یا زینب -( ازآنزمان که خون برادر به خاک ریخت ) * اسماعیل تقوایی

4121
0

یا زینب -( ازآنزمان که خون برادر به خاک ریخت ) از آنزمان که خون برادر به خاک ریخت
آمال مرگ برای تو کاری مدام شد
یکسال ونیم طاقت تو بیشتر نبود
هجران بین تو و حسینت تمام شد
در نیمه رجب که مه کردگار بود
با مرگ، زندگی زبرایت به کام شد
شادان زوصل بود ی ودر آخرین دمت
ذکر لبت به جمله شهیدان سلام شد
آمد به یاد تو سر ازتن جدای یار
یادآور تو شیون بین خیام شد
درخاطرت گذشت غروب غریبی ات
آتش به خیمه ها زجنود حرام شد
یاد آمدت اسارت وبزم یزیدیان
قلبت دوباره زخمی اوضاع شام شد
اشکت بریخت باز برای رقیه ات
خاص آنزمان که مرگ بر او التیام شد
لبخند تو به لحظه ی آخر چه دیدنی است
گویی پر ازشمیم حسینت مشام شد

شاعر : اسماعیل تقوایی

  • دوشنبه
  • 6
  • اردیبهشت
  • 1395
  • ساعت
  • 04:10
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 قاسم نعمتی

حضرت زینب(س)-وفات -( حسین خواهر تو بر غمت دچار شده ) * قاسم نعمتی

3612
3

حضرت زینب(س)-وفات -( حسین خواهر تو بر غمت دچار شده ) حسین خواهر تو بر غمت دچار شده
دلم هوای تو کرده که بی قرار شده
تمام موی سرم ، پینه های دستانم
خودت بیا و ببین که چه گریه دار شده
مگر نگفتم عزیزم که بی تو می میرم
همیشه قاتل عاشق غم نگار شده
در احتضار کنار تمامتان بودم
برس به داد دلم وقت احتضار شده
اگر تو کشته ی اشکی دو دیده ی تر من
برای روضه ی تو سفره دار شده
ز خاطرم نرود خاطرات کرببلا
دوباره دور و بر من پر از غبار شده
به روی چادر من جای پای قاتل توست
لگد به روی لگد بر تنم نثار شده
دم غروب به آتش گرفته ای گفتم
بدو عزیز دلم موقع فرار شده
میان آن همه نامحرمان خودت دیدی
چگونه خواهری بر ناقه ها سوار شده
سر تورا سر بازار بس که رقصاندند
گلوی خشک تو د

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1394
  • ساعت
  • 05:24
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 رضا باقریان

غزلی در مصیبت عمه سادات به قلم رضا باقریان -( قصد کجا را کرده ای، ای آسمانی؟ ) * رضا باقریان

4313
5

غزلی در مصیبت عمه سادات به قلم رضا باقریان -( قصد کجا را کرده ای، ای آسمانی؟ ) قصد کجا را کرده ای، ای آسمانی؟
پرواز با بال شکسته می توانی؟

پرواز کن تا حاجت خود را بگیری
شاید نمی خواهی دگر زنده بمانی

یک سال و چندین ماه، هرشب گریه کردی
با بال و پرهای کبود و ارغوانی

یک سال و نیم انگار که آبی نخوردی
هرشب به اشک و ناله و غم میهمانی

هرشب دعای رفتنت را دوست داری
بهر ملاقات حسینت بی امانی

اصلاً بیا و فکر کن چیزی ندیدی
با آنکه داری از برادر یک نشانی

در گوشه ی هجره نشستی تا ببینی
یک اتفاقی سرخ، حتی ناگهانی

تو که توان پر گشودن را نداری
قصد کجا را کرده ای، ای آسمانی؟

شاعر : رضا باقریان

  • جمعه
  • 3
  • اردیبهشت
  • 1395
  • ساعت
  • 16:37
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 محمد جواد پرچمی

حضرت زینب(س)-وفات -( عاشق همیشه قسمتش حیران شدن بود ) * محمد جواد پرچمی

2918
1

حضرت زینب(س)-وفات -( عاشق همیشه قسمتش حیران شدن بود ) عاشق همیشه قسمتش حیران شدن بود
پاره‌گریبان ، بی سر و سامان ‌شدن بود
اول قرار ما دو تا قربان شدن بود
رفتی و سهم من بلاگردان شدن بود
یکسال و نیم آتش‌گرفتن سهم من بود
تقدیر پروانه از اول سوختن بود
یکسال و نیم از رفتن تو گریه کردم
با هر نخ پیراهن تو گریه کردم
خیلی برای کشتن تو گریه کردم
با خنده‌های دشمن تو گریه کردم
هرشب بدون تو هزاران شب گذشته
دیگر بیا آب از سر زینب گذشته
آخر مرا با غصّه‌ی ایّام بردند
با خاطرات سیلی و دشنام بردند
بین همان شهری که بزم عام بردند
این آخر عمری مرا در شام بردند
پروانه ها خاکسترم را جمع کردند
از زیر سایه بسترم را جمع کردند
گفتم به عبدالله که یاد قَرَن کن
کمتر کنارم صحب

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1394
  • ساعت
  • 05:25
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 سیروس بداغی

بلای عشق -( ای دختری که مثل تو را ما ندیده ایم ) * سیروس بداغی

4416
11

بلای عشق -( ای دختری که مثل تو را ما ندیده ایم ) ای دختری که مثل تو را ما ندیده ایم
از هر چه غیر نامِ شما دل بریده ایم

گویا که ما هماره به معراج رفته ایم
آن دم که در عزای تو باسر دویده ایم

ارزان به دستِ ما نرسید این بلای عشق
این تحفه را به نقدِ جوانی خریده ایم

در روضه های کرب و بلا سر شکسته ایم
وقتی که ذکرِ حال شما را شنیده ایم

هر چند پی به اوج قضایا نبرده ایم
اشکیم و پای بیرق "زینب" چکیده ایم

شاعر : سیروس بداغی

  • دوشنبه
  • 6
  • اردیبهشت
  • 1395
  • ساعت
  • 04:08
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

حضرت زینب(س)-وفات -( بار دیگر محرم آمده است ) * مهدی مقیمی

3051
2

حضرت زینب(س)-وفات -( بار دیگر محرم آمده است ) بار دیگر محرم آمده است
ماه وصل حسین با زینب
از ورود به کربلا تا شام
روضه ها خوانده میشود امشب

مثل امشب در اوج تنهایی
در دلش با حسین نجوا کرد
چشمهایش دوباره ابری شد
زخم کهنه دوباره سر وا کرد

در خیالش دوباره در میدان
حرمله با دو دست پر آمد
عکس نیزه به قاب چشمش بود
یا دوباره سپاه حر آمد

ای برادرهمیشه چشمانم
کربلا را مرور میکردند
صحنه ها یک به یک همه روز از
پیش چشمم عبور میکردند

بعد از این مدت از دو طفل خود
باز چیزی نگفته خواهر تو
گفته بودم فقط به عبدالله
هر دو طفلم فدای اکبر تو

زخمهای عمیق روی دلم
تا قیامت نمیشود ترمیم
از سنان بیشتر مرا آزرد
ظلم بی حد بجدل ابن سلیم

کس نپرسید از تو ای بجدل
ب

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1394
  • ساعت
  • 05:27
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 حسن لطفی

حضرت زینب(س)-وفات -( من نگاهم نگاهِ بر راهم ) * حسن لطفی

3753
5

حضرت زینب(س)-وفات -( من نگاهم نگاهِ بر راهم ) من نگاهم نگاهِ بر راهم
ناله ام گریه های بی گاهم
حِق حق ام سرفه ام نفس زدنم
من بریده بریده ام آهم
بوی گودال می دهد دستم
تشنه ام روضه های جانکاهم
چشم نه سر نه جان را نه
آه تنها حسین می خواهم
حرم گرم و ساده ام پاشید
رفتی و خانواده ام پاشید
چشم ها تار می شود گاهی
درد بسیار می شود گاهی
درد پهلو چقدر طولانیست
سرفه خونبار می شود گاهی
روضه ای که سکینه هم نشنید
سرم آوار می شود گاهی
پیش ام البنین نشد گویم
حرف دشوار می شود گاهی
گرمی آفتاب یادم هست
التماس رباب یادم هست
شانه وقتی که خیزران بخورد
دست سخت است تا تکان بخورد
و از آن سخت تر به پیش رباب
ضربه ای طفلِ بی زبان بخورد
من صدایش شنیده ام از دور
تیر وقت

  • سه شنبه
  • 15
  • اردیبهشت
  • 1394
  • ساعت
  • 05:30
  • نوشته شده توسط
  • محمد
ادامه مطلب
 مهدی رحیمی زمستان

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س) -( به خواهرش همه جا التفات داشته باشد ) * مهدی رحیمی زمستان

969
-1

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س)  -( به خواهرش همه جا التفات داشته باشد ) پس از حسین چگونه حیات داشته باشد؟
چگونه در دل طوفان ثبات داشته باشد؟

کسی که کرببلا رو به چشم دیده و مانده
گمان نمی کنم اصلا وفات داشته باشد

به وقت مرگ نه ،حقش نبود زینب کبری
کنار خویش دو شاخه نبات داشته باشد؟

چه غم از اینکه کسی هم حرم نداشته باشد
کسی که معجزه در کائنات داشته باشد

قسم به عمه ی سادات می دهد همگی را
کسی که کار مهم با ذوات داشته باشد

دمشق جمع پریشان کربلا و بقیع است
اگر چه فاصله با این نقاط داشته باشد

وزیده پرچم ارباب رو به سوی دمشقش
به خواهرش همه جا التفات داشته باشد

رقیه تا که نخواهد از عمه مشک عمو را
مباد سوریه رود فرات داشته باشد

قسم به اشک رباب و قسم به گوش سه ساله
زی

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 12:02
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س) -( دیدم که غرق خون شده در چنگ دشمن است ) * هادی ملک پور

1444

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س) -( دیدم که غرق خون شده در چنگ دشمن است ) تا آخرین نفس که توانی در این تن است
داغت امانتی است که همراه با من است

رفتی و داغ دامن من را رها نکرد
یاد تو در دل من و اشکم به دامن است

چون شمع ذره ذره دلم آب شد ولی
در من هنوز شعله ی امید روشن است

جان می سپارم و دم آخر دلم خوش است
دیدار تو مقارن این جان سپردن است

یک سال و نیم خواهر تو مرد و زنده شد
یک سال و نیم کار دلم غصه خوردن است

سنگ از مصیبت تو دلش آب می شود
دل های دشمنان تو از جنس آهن است

مویی که شانه بود به آن دست فاطمه
دیدم که غرق خون شده در چنگ دشمن است

رفتی و بین این همه نامرد و بی حیا
یک مرد هم نبود بگوید مزن زن است

شاعر : هادی ملک پور

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 15:55
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

دانلودمتن وسبک واحدسنگین شهادت حضرت زینب کبری -( قلبم پر از درد و ماتمه ، غصه دارم من یه عالمه ) * ابوالفضل آلوئیان

3257
0

دانلودمتن وسبک واحدسنگین شهادت حضرت زینب کبری  -( قلبم پر از درد و ماتمه ، غصه دارم من یه عالمه ) قلبم پر از درد و ماتمه ، غصه دارم من یه عالمه
صبر زیادم برام کمه ، آروم جونی
یه سال و نیمه تو انتظار ، ندارم آروم و قرار
مونده برام این یادگار ، پیرهن خونی
یادم نمیره اون صحنه هایی که دیدم
از روی تل تا گودال و مقتل دویدم
دوید و من دویدم ، برید و من بریدم
غریب مادر
دست رو سرم میزارم ، ابرم و هی می بارم
برید ز تو سر
(ای وای من ، ای وای من)۳ ، داداش حسینم
*******
دلم برات میگه از سفر ، تنها شدم بین یک لشگر
راحت خیالت برا معجر ، ندادم از سر
چی بگم از مجلس حرام ، بازار شام و ملأعام
بارون سنگ از روی بام ، آه ای برادر
یه عده بی حیا دور ناقه میگردن
با دست به ناقه هامون اشاره میکردن
نبودی که ببینی ، چه

  • دوشنبه
  • 13
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 06:18
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب

حضرت زینب(س)-مرثیه -( حرامی دید آشوب تو را چشم ترَت را نه ) * مرضیه عاطفی

1409

حضرت زینب(س)-مرثیه -( حرامی دید آشوب تو را چشم ترَت را نه ) حرامی دید آشوب تو را چشم ترَت را نه

تحمل میکنم اما وداعِ آخرت را نه

لباست کهنه پیراهن٬ تحمل میکنم باشد

ولی ای عشق غارت کردن انگشترت را نه

غریبی تو را شاید دهَم دست فراموشی

هجوم و ازدحام شمرها دور و برت را نه

فراموشم شود گاهی لبان تشنه ات اما

به روی خاک های داغِ صحرا پیکرت را نه

اسارت شاید از یادم رود! یک عمر باورکن؛

به دختر بچه ها طرز نگاه دخترت را نه

نبودی و به شهر شام بی انصاف ها بردند

زنان خویش را در پرده اما خواهرت را نه

بیادم هست گفتی: زینبم آسوده خاطر باش

سرم را میدهم اما نخی از معجرت را نه!

شاعر : مرضیه عاطفی

  • دوشنبه
  • 10
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:37
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلودمتن وسبک شور مدح مناجات باحضرت زینب -( در دل شبیه بیت الاحزان ، شور ِ عزای زهرا افتاد ) * امیر عباسی

2882

دانلودمتن وسبک شور مدح مناجات باحضرت زینب -(   در دل شبیه بیت الاحزان ، شور ِ عزای زهرا افتاد ) در دل شبیه بیت الاحزان ، شور ِ عزای زهرا افتاد

یادم نمیره اون روزی که ، یارم به روی خاکا افتاد

ز باد کفر و فتنه ، بهار ِ من خزونه

چادر خاکی او ، قاتل جونمونه

گریم گرفت به یاد سیلی و روی تو

گریم گرفت به یاد درد پهلوی تو

یازهرا یازهرا

******

وقتِ وداع ِ عالَم سوزش ، وقت ِ عُروج ِ از این دنیا

میگفت که گریه کن یا حیدر ، بر اون تشنه لب ِ عاشورا

حسین ِ من یه روزی ، دور از وطن می مونه

میون قتلگاه بی ، غُسل و کفن می مونه

کرببلا ، وادیِ غربت و ابتلا

اونجا میشه ، سر ِ حسینم از تن جدا

یازهرا یازهرا

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 13
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 06:24
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب
 امیر عباسی

دانلودمتن وسبک بعدشهادت حضرت زینب -( من و این همه غم زهرا زهرا ) * امیر عباسی

2803
8

دانلودمتن وسبک بعدشهادت حضرت زینب  -( من و این همه غم زهرا زهرا ) من و این همه غم زهرا زهرا

سپرم شده خم زهرا زهرا

تویی بهونه ی اشک حسنین

همیشگی شده گریه ی حسین

کجایی ای زهرا

کجایی ای زهرا

******

رفتی از بر من زهرا زهرا

گل پرپر من زهرا زهرا

فِراق تو شده غصه ی دلم

حلال کن علی و از تو خجلم

حبیبه ی طاها

کجایی ای زهرا

******

غمِ من بی حساب زهرا زهرا

سلامم بی جواب زهرا زهرا

ببین که گواه ِ غربتم اینه

شده انیس من چاه مدینه

واویلا وویلا

کجایی ای زهرا

شاعر : حاج امیر عباسی

دانلود سبک

  • دوشنبه
  • 13
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 06:29
  • نوشته شده توسط
  • مجید قنبری
ادامه مطلب
 رضا رسولی

اشعار حضرت زینب (س) یه همراه سبک-واحد -( از جفای اهل کینه ، شد ترک ترک آیینه ) * رضا رسولی

2770

اشعار حضرت زینب (س) یه همراه سبک-واحد -( از جفای اهل کینه ، شد ترک ترک آیینه ) از جفای اهل کینه ، شد ترک ترک آیینه

مادرم زخمی بالش ، از ستم های مدینه

نکردن احترامش ، گرفتن جلو راهش

میون کوچه ها

رخ اون شده نیلی ، ز سنگینی سیلی

نداره دیگه نا

زینب و قلبی که خونه، مادر مرو مادر

حال بابام پریشونه ، مادر مرو مادر

******

رنگ مادرم پریده ، دیگه از دنیا بریده

معلومه از حال و روزش ، توی کوچه چی کشیده

کبوده روی ماهش ، منو کشته اون آهش

بی تاب و مضطرم

براش دل نگرونم ، همش روضه میخونم

خمیده مادرم

زینب و قلبی که خونه، مادر مرو مادر

حال بابام پریشونه ، مادر مرو مادر

شاعر : رضا رسولی

دانلود سبک

  • چهارشنبه
  • 15
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 07:30
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

اشعار حضرت زینب سلام الله علیه به همراه سبک با صدای حاج محمود کریمی/شور -( دل و دلدار کیست زینب است ) *

4381
6

اشعار حضرت زینب سلام الله علیه به همراه سبک با صدای حاج محمود کریمی/شور -( دل و دلدار کیست زینب است ) دل و دلدار کیست زینب است

سر و سردار کیست زینب است

عشق شرر بار کیست زینب است

در دل ما شور کیست زینب است

بانوی مستور کیست زینب است

آنکه بود نغمه ی او صور کیست

زینب است

عمه ی صاحب زمان زینب است

حسرت افلاکیان زینب است

جان و دل بیدلان زینب است

رهبر آزادگان زینب است

رهبر دلدادگان زینب است

مرغ غزل خوان عشق زینب است

لنگر و فرمان عشق زینب است

جان عشق زینب است

روح عشق زینب است

اصل عشق زینب است

عشق عشق زینب است

ماه عشق زینب است

مهر عشق زینب است

جان عشق زینب است

فاتح میدان عشق زینب است

بسم طرب زینب است

بسم جنون زینب است

بسم عشق زینب است

بسم وفا زینب است

بسم صفا زینب است

بسم عشق

  • پنج شنبه
  • 23
  • مهر
  • 1394
  • ساعت
  • 07:01
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

اشعار تقدیم به مدافعان حرم حضرت زینب(س) -( چقدر با شعف و تاب و تب شهید شدند ) * محسن حنیفی

2845

اشعار تقدیم به مدافعان حرم حضرت زینب(س) -( چقدر با شعف و تاب و تب شهید شدند ) چقدر با شعف و تاب و تب شهید شدند

برای دختر شاه عرب شهید شدند

برای حفظ حرم سینه را سپر کردند

شبیه عابس و حر و وهب شهید شدند

من الغریب به آنها رسید نامه عشق

مدافعان حرم منتخب شهید شدند

برای او نوه های غلام ترکی و جُون

چقدر آدم عالی نسب شهید شدند

به احترام قدمهای حضرت زینب

دمشق یا که نشد، در حلب شهید شدند

برای روضه ی آن دست بسته می مردند

میان روضه ی او شب به شب شهید شدند

مسیر قافله تا شام گریه ها کم داشت

گریستند و وجب در وجب شهید شدند

نوای بر لب آنها ذبیح العطشان بود

گمان کنم که همه تشنه لب شهید شدند

به اقتضای ادب بر سر بریده شاه

همه بدون سر و با ادب شهید شدند

شاعر : محسن حنیفی

  • پنج شنبه
  • 28
  • آبان
  • 1394
  • ساعت
  • 08:10
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

شعر حضرت زینب -( ای بلندای قامتت طوبی ) * مرتضی محمودپور

1617

شعر حضرت زینب -( ای بلندای قامتت طوبی ) ای بلندای قامتت طوبی
ای نگاه تو تا به اوادنی
کی مقامات تو شود ادراک
بانوی قهرمان کرببلا

زینت عرش کبریا زینب
اسوه صبر اولیا زینب
در تحیر ز صبر تو عالم
خاک پای تو کیمیا زینب

عفت و عصمت تو زهراییست
راه تو در مسیر شیداییست
تو تجلای نور قرآنی
کار تو با حسین لیلاییست

بشریت همیشه مدیونت
همه تا روز حشر مجنونت
خاک کوی تو سجده‌گاه ملک
من چه گویم ز روی گلگونت

نافله خوانده‌ای تو روح نماز
در میان فغان و سوز و گداز
داغ در بند صبر توست اسیر
با صبوری نموده‌ای اعجاز

خطبه خواندی تو با زبان علی
گشته‌ در کربلا لسان علی
تو پیمبر رسالتت صبر است
تو حسین دگر، به جان علی

السلام ای ملیکه‌ی عصمت
السلام ای حبیبه‌ی

  • سه شنبه
  • 18
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:06
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن اشعار حضرت زینب(س)-مصائب -( باید سرود از حلم زینب ایها الناس ) * محمد جواد شیرازی

2572

متن اشعار حضرت زینب(س)-مصائب -( باید سرود از حلم زینب ایها الناس ) باید سرود از حلم زینب ایها الناس

باید که گفت از رکن مذهب ایها الناس

با اشک چشمم در مقاماتش نوشتم:

"استاد بی همتای مکتب" ایها الناس

آیا کسی مانند او در وادی عشق

کرده ادای حق مطلب ایها الناس؟

چادر نمازش سوخت اما کم نیاورد

گرچه شد از ماتم لبالب ایها الناس

دروازه ی ساعات بود و زینب ای وای

رقاصه ها بر دور مرکب ایها الناس

ناموس حق را بر سر بازار بردند

با حال و روز نامرتب ایها الناس

بزم شراب و خیزران... قاری قرآن

کوه حیا می سوخت از تب ایها الناس

جای تمام بچه ها او کعب نی خورد

در شام، قدش شد مورب ایها الناس

آنقدر این عالم بلا در جام او ریخت

بر کعبه ی غم شد ملقب ایها الناس

مانند زهرا

  • یکشنبه
  • 1
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 06:45
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

رباعی حضرت زینب(س) -( یاد رباب تاب و توانم ربوده است ) * مرتضی محمودپور

1691

رباعی حضرت زینب(س) -( یاد رباب تاب و توانم ربوده است ) یاد رباب تاب و توانم ربوده است
مادر مگو که یاور ارباب بوده است
تا پشت خیمه حنجر گلگون طفل دید
آیات صبر پیش امامش سروده است

شاعر : مرتضی محمودپور

  • سه شنبه
  • 25
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 13:19
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

متن اشعار حضرت زینب(س)-مصائب کوفه -( ذکر لبهام یکسره زینب ) * محمد علی قاسمی

3209

متن اشعار حضرت زینب(س)-مصائب کوفه -( ذکر لبهام یکسره زینب ) ذکر لبهام یکسره زینب

هست علیا مخدّره زینب

از امامش محافظت میکرد

میمنه تا به میسره زینب

می کشم از مصیبتش فریاد

چقدَر بین راه می افتاد

پای این روضه باید اصلا مرد:

«دخَلَتْ زینبُ علی بْنِ زیاد»

دوری از یار سهم زینب شد

مایه ی اقتدار مذهب شد

موی او شد سپید از بس که

پدرش در مقابلش سَب شد

گوییا اینکه برده اند از یاد

که علی کرده کوفه را آباد

کوفه با دخترش چه ها کرده

خوب مزد امامتش را داد

قد زینب زطعنه ها تا شد

بعد سقا اسیر غم ها شد

آنقدَر در جهان بلا دیده

لقبش «کعبةُ الرّزایا» شد

زینب و چشم بی حیا ای وای

زینب و شاه سرجدا ای وای

او سوارِ کجاوه ی عریان

دلبرش روی نیزه ها ای وای

شا

  • یکشنبه
  • 1
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 08:46
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

اشعار حضرت زینب(س)-مدح-کوفه و شام -( با مدد از کرامت زینب ) * وحید دکامین

2576

اشعار حضرت زینب(س)-مدح-کوفه و شام -( با مدد از کرامت زینب ) با مدد از کرامت زینب

کنم آغاز حکایت زینب

سرِ خورشید و عرش بالا هم

بر زمین ارادت زینب

عشق خواهد که عشق آموزد

تحتِ دست و نظارت زینب

ما گدای علی و فاطمه ایم

دست ما و کرامت زینب

فاطمه سیده به نسوان و

ارث مادر سیادت زینب

در ادب هم مقام فاطمه و

مثل حیدر شجاعت زینب

ما اهالی عشق آبادیم

گوشه ای از ولایت زینب

هرکه را دیده ام مقدس شد

بوده تحت قداست زینب

التماس دعای ارباب است

به نماز و عبادت زینب

روز محشر پیمبران حتی

چشمشان بر شفاعت زینب

نکند فهم عقل کوته ما

جلوه ی بی نهایت زینب

او وزیر حسین و بنت حسین

شد دبیر سفارت زینب

هر چه گفتیم در مناقب او

بوده لطف و عنایت زینب

کرده خون اشک

  • یکشنبه
  • 1
  • آذر
  • 1394
  • ساعت
  • 08:50
  • نوشته شده توسط
  • حمید
ادامه مطلب

زبانحال حضرت زینب(س) -( ز هجرانِ تو ای مادر نبوده باورم روزی ) * هستی محرابی

1090

زبانحال حضرت زینب(س) -( ز هجرانِ تو ای مادر نبوده باورم روزی ) ز هجرانِ تو ای مادر نبوده باورم روزی
که در کاشانه ی غربت چو شمعی بی صدا سوزی

کجا آموختی ای گل تو معنای صبوری را ؟
که در تسکین داغِ خود کمی بر من بیاموزی

شاعر : هستی محرابی

  • یکشنبه
  • 19
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:32
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب

وفات حضرت زینب سلام الله علیها -(بانوی قد خمیده، رنج و بلا کشیده) * هستی محرابی

1666
2

وفات حضرت زینب سلام الله علیها -(بانوی قد خمیده، رنج و بلا کشیده) ‍ شعر حضرت زینب س (سبک نوشته)

بانوی قد خمیده، رنج و بلا کشیده
مثلِ تو کس به عالم، جور و جفا ندیده

ای شعرِ تو شکسته، در حنجر و گلویم
ای درد تو هزار و، من از کدام گویم ؟

ای بغضِ خسته ی تو، در سینه ام نهفته
شعرم ز غربتِ تو، جز اندکی نگفته

می سوزم، (در آتشِ غمِ تو (3) )
اشکِ من، (دارو و مرهمِ تو (3) )

ذکرِ لبِ تو والعصر، با شرحه شرحه ی آه!
خورشیدِ غم بر آید، همراهِ گریه با ماه

ای ابرِ آسمانت، هر شب بهانه دارد
در کنجِ غربت و غم، گل آشیانه دارد

مصداقِ آیه های، صبر و سکوتِ قرآن
از تو به آیه آیه، شد کربلا نمایان

آید سکوتِ سرد از، کرببلای عشق ات
آید صدای درد از، گلدسته ی دمشق ات

می سوزم، (در آ

  • یکشنبه
  • 22
  • بهمن
  • 1396
  • ساعت
  • 23:08
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب

شهادت حضرت رقیه(س) -( سر روی پایش بود ، اما نیمه جان بود ) *

2211
3

شهادت حضرت رقیه(س) -( سر روی پایش بود ، اما نیمه جان بود ) سر روی پایش بود ، اما نیمه جان بود
بابایش آنجا بود ، اما بی زبان بود

دستی به لب هایش کشید و بغض حسرت
این زخم لب ، جای عذاب خیزران بود

موهای آغشته به خون و دود بابا
از بی مبالاتی مرد ساربان بود

او با سر بابا ، درآمد کسب میکرد
فکر دو "درهم" بیشتر از این و آن بود

بابا سلام ، حالا جوابم را بده با
لعل لبی که زیر پاهای سنان بود

بابا...ببین ، این خواهر جان بر لبت را
از "کربلا" تا "شام" با نامحرمان بود

یک شب ز روی ناقه افتادم پدر جان
زجر حرامی ، انقدر نامهربان بود...

موهای من کوتاه شد ، با دست نحسش
از بس کشید و دخترت هم ناتوان بود

این چشم های تار و این روی کبودم
زیر هجوم "مشت" های بی امان بود

  • جمعه
  • 7
  • آبان
  • 1395
  • ساعت
  • 15:45
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا زینب (س) -( میان بستر ودر احتضارم ) * اسماعیل تقوایی

1924
6

یا زینب (س) -( میان بستر ودر احتضارم  ) یا زینب(س)
میان بستر ودر احتضارم
برای وصل تو در انتظارم

حسینم شد به پایان فصل هجران
برای دیدن تو بیقرام

دعایم بوده مرگم روز وشبها
اجابت شد دعایم ای نگارم

دم آخر تمامی یادم آید
مصیبتها که گردیده دچارم

غم جدم غم بابا ومادر
غم آن مجتبای خوش عذارم

به خاطر آورم کرببلا را
به یاد آن مصایب اشکبارم

به یاد آرم دهم روز محرم
به یکباره خزان شد نوبهارم

به یاد آرم تنت رادر یم خون
که دادم از کف خود اختیارم

به یاد آرم سرت بر روی نیزه
اسارتها که بودی در کنارم

به یاد آرم جفای شامیان را
که بوده آنزمان بد روزگارم

به یاد آرم رقیه کنج ویران
پذیرا باش جانا اعتذارم

دوام آورده ام یکسال واندی
نمی دانم چگونه،ش

  • چهارشنبه
  • 23
  • فروردین
  • 1396
  • ساعت
  • 14:50
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مظاهر کثیری نژاد

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س) -( سه بار از ته قلبش الشام گفت ) * مظاهر کثیری نژاد

1349

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س)  -( سه بار از ته قلبش الشام گفت ) دیگه قلب من از زدن ایستاد
چه جوری می تونم رو پام واستم
بدون تو بودن عذابه برام
من این زندگی رو نمی خواستم

باید دیگه تسلیم تقدیر شم
غمت کاری کرده که من پیر شم
نه الان که یه سال و نیم پیش بود
می خواستم از این زندگی سیر شم

نه این که گلایه کنم از همه
من از دست دوری فقط عاصی ام
درسته که موهام شد از غم سپید
ولی تو نگو که نمی شناسی ام

نه مشتاق گلزار و نهرم حسین
شده زندگی بی تو زهرم حسین
تو رفتی و یک سال و نیمه که من
با هر چی خوشی بوده قهرم حسین

چقدر این بلا رو تحمل کنم؟
دیگه پر شده کاسه ی صبر من
گره خورده بختم به شام بلا
که اینجا شده آخرش قبر من

بگو کی توی این بلاهای سخت
مراعات کرده نظیرم حسین؟

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 11:59
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

وفات حضرت زینب(س) -(محور صبر و شکیبایی به عالم زینب است) * مرتضی محمودپور

836
2

وفات حضرت زینب(س) -(محور صبر و شکیبایی به عالم زینب است) السلام علیکِ یا شریکه الحسین

یا زینب کبری(س)

محور صبر و شکیبایی به عالم زینب است

شور هر مرثیه،نوحه، بین هردم زینب است

این همان سّر خدا، پیغمبر کرببلاست

رمز کاف سوره‌ و آیات مریم زینب است

آنقدر اشک پیاپی ریخت از داغ حسین

گوئیا سرچشمه آن چاه زمزم زینب است

کوچه و محراب و طشت و قتلگاه کربلا

راز عالم، صاحب اشک دمادم زینب است

کوفه و شام خراب و مجلس نامحرمان

خیمه دار گریه‌های اهل ماتم زینب است

درصلابت‌همچو زهرا،درشجاعت چون‌علی

در بر دشمن نکرده آنکه سرخم زینب است

لا رایت و گفته و الا جمیلا بعد از آن

آنکه چون شمع فروزان سوخت کم کم زینب است

آسمان دیده‌اش بارانی و قلبش حزین

ذوالفقار در ن

  • شنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 15:48
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 محسن حنیفی

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س) -( دست و پا می زدی مقابل من، شمر بالا سر تو یادم هست ) * محسن حنیفی

1457
-1

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س)  -( دست و پا می زدی مقابل من، شمر بالا سر تو یادم هست  ) مادر گریه مادر غم ها جان از غصه آمده بر لب
روضه دار شبانه روز حسین! السلام علیکِ یا زینب

چشم های تو از نجابت و نور، چشم های تو جنس باران است
گریه های زیاد آبت کرد، بس که زخم دلت فراوان است

بین بستر که روضه میخوانی، وسط گریه میروی از حال
وسط روضه ی در و دیوار، وسط روضه ی سر و گودال

رو به کرببلا بکن بانو، لحظه های وداع سنگین است
درد دل کن تو با برادر خود، روضه بی شک دلیلِ تسکین است

خاطرم مانده ای برادر من، زلف هایت به چنگ گرگ افتاد
گره در بین زلف تو می خورد، روی سینه نشست یک صیاد

حرمتت را حرامیان بردند، غارت پیکر تو یادم هست
دست و پا می زدی مقابل من، شمر بالا سر تو یادم هست

نیزه ای میخ را

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 12:04
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب

وفات حضرت زینب سلام الله علیها -(بانوی قد خمیده، رنج و بلا کشیده) * هستی محرابی

1399
1

وفات حضرت زینب سلام الله علیها -(بانوی قد خمیده، رنج و بلا کشیده) ‍ شعر حضرت زینب س (سبک نوشته)

بانوی قد خمیده، رنج و بلا کشیده
مثلِ تو کس به عالم، جور و جفا ندیده

ای شعرِ تو شکسته، در حنجر و گلویم
ای درد تو هزار و، من از کدام گویم ؟

ای بغضِ خسته ی تو، در سینه ام نهفته
شعرم ز غربتِ تو، جز اندکی نگفته

می سوزم، (در آتشِ غمِ تو (3)
اشکِ من، (دارو وُ مرهمِ تو (3)

ذکرِ لبِ تو والعصر، با شرحه شرحه ی آه!
خورشیدِ غم بر آید، همراهِ گریه با ماه

ای ابرِ آسمانت، هر شب بهانه دارد
در کنجِ غربت و غم، گل آشیانه دارد

مصداقِ آیه های، صبر و سکوتِ قرآن
از تو به آیه آیه، شد کربلا نمایان

آید سکوتِ سرد از، کرببلای عشق ات
آید صدای درد از، گلدسته ی دمشق ات

می سوزم، (در آتشِ

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 00:13
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد