وفات حضرت زینب کبری (س)

مرتب سازی براساس
 حسن لطفی

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س) -( خُطبه‌اش را گیسویِ از نِی رهایی قطع کرد ) * حسن لطفی

1246

اشعار شهادت حضرت زینب کبری(س)  -( خُطبه‌اش را گیسویِ از نِی رهایی قطع کرد ) کیست زینب آسمان در مَحضَرَش اُفتاده است
پیشِ او خورشید با خاکسترش اُفتاده است

شام چیزی نیست تا ویران کُنَد با خطبه‌اش
بالِ عزرائیل پایِ شَهپَرَش اُفتاده است

چادرش را می‌تکاند می‌تکاند کوفه را
کیست زینب کوفه یادِ حیدرش اُفتاده است

می‌کَنَد از جا زمینِ شام را با کاخ‌ها
راهِ مولا باز هم بر خیبَرَش اُفتاده است

کیست زینب لحظه‌هایی که علی در رزم بود
ذوالفقار اینَک به دستِ دخترش اُفتاده است

قبل از آنیکه یزید از پیشِ خانم پا شود
دید یِکجا سقفِ ظلمش بر سرش اُفتاده است

مرتضیٰ بر دستمالِ زردِ خود میزد گِره
یا که زینب دو گره بر معجرش اُفتاده است

هرکجا می رفت چشمی سویِ او جرات نکرد
بر سرِ او سایه‌یِ

  • دوشنبه
  • 16
  • مرداد
  • 1396
  • ساعت
  • 12:05
  • نوشته شده توسط
  • ایدافیض
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم
 علیرضا خاکساری

حضرت زینب(س) -( آمدم سوی غمکده خانم ! ) * علیرضا خاکساری

1325
0

حضرت زینب(س) -( آمدم سوی غمکده خانم ! ) آمدم سوی غمکده خانم !

که عزای تو آمده خانم !

اذن سینه زدن بده خانم!

جبل الصبر ! سیده خانم !

کوه ایمانی و یقین زینب!

خواهر غصه ! مادر غم ها !

رونوشت صلابت زهرا

ای شکوهت همیشه پابرجا

السلام علیک یا حلما

خانمی مؤمن و متین زینب!

معجزه به وضوح میکردی

هر نفس کار نوح میکردی

با دمت قبض روح میکردی

خوب فتح الفتوح میکردی

اسدالله چندمین زینب !

تو معلم ندیده استادی

پی تفسیر عدل و بیدادی

دو جوان در مسیر حق دادی

آه ، بانو به زحمت افتادی

درد داری درد دین زینب !

از لبت دائما گوهر میریخت

از دل خطبه ات جگر میریخت

با خروش تو کرک و پر میریخت

رنگ از چهره ی خطر میریخت

زن ندیدم من اینچنین زینب

  • دوشنبه
  • 6
  • شهریور
  • 1396
  • ساعت
  • 19:34
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

دانلودمتن و سبگ نوحه حضرت زینب -( میونِ قتلگاه چه محشری شده به پا ) *

2281
4

دانلودمتن و سبگ نوحه حضرت زینب -( میونِ قتلگاه چه محشری شده به پا ) میونِ قتلگاه چه محشری شده به پا

امون زِ لحظه ای که سرِ تو شده جدا

شد اون سرِ جدا هلالِ روی نیزه ها

غریب کربلا ، حسین غریبِ کربلا

******

به خاک کربلا لب تشنه شد جدا سرِت

من گریه میکنم با ناله های مادرِت

با کعب نِی زدن من و کنار پیکرِت

غریب کربلا ، حسین غریبِ کربلا

******

عزیزِ مادرم ای ذبیحِ مِنَ القفا

با تازیانه ها دست من از تو شد جدا

پاشو من و ببین میونِ این نامَحرما

غریب کربلا ، حسین غریبِ کربلا

  • دوشنبه
  • 3
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 08:34
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 رضا قاسمی

حضرت زینب(س)-وفات -( گریه کردم روضه ی سخت تو را یک سال و نیم ) * رضا قاسمی

1640
1

حضرت زینب(س)-وفات -( گریه کردم روضه ی سخت تو را یک سال و نیم ) گریه کردم روضه ی سخت تو را یک سال و نیم

زهر شد در کام من آب و غذا یک سال و نیم

در شگفتم ، من که با تو زنده بودم روز و شب ...

زنده ماندم بی وجودِ تو چرا یک سال و نیم ؟!

هیچ جا حتی گلستان هم دلم را وا نکرد

بعدِ تو هر چیز ، دق داده مرا یک سال و نیم

با سرِ تو سر شده روز و شبِ این سرنوشت

پیش چشمم بوده ای بر نیزه ها یک سال و نیم

"کاش می شد زودتر جانم شود تقدیم تو " ...

بوده بر روی لب من این دعا ، یک سال و نیم

ابرِ باران زای چشمم لحظه ای خشکی ندید

مثل طوفان بود ، این آب و هوا یک سال و نیم

جسم من اینجاست ، روحم در کنار قبر تو

هم در اینجا بودم و هم کربلا ، یک سال و نیم

روز و شب صد بار مرد

  • دوشنبه
  • 10
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:26
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت زینب(س)-وفات -( همیشه غرقِ غمم نقلِ این دقایق نیست ) * مهدی مقیمی

1187

حضرت زینب(س)-وفات -( همیشه غرقِ غمم نقلِ این دقایق نیست ) همیشه غرقِ غمم نقلِ این دقایق نیست

که حال و روزِ من آن حال و روز سابق نیست

من آن صنوبر خشکم که شعله ور شده ام

از آنچه فکر کنی بی تو پیر تر شده ام

نصیب من شده این قامتی که خم شده است

ز گریه نور دو چشمم چقدر کم شده است

مدینه بی تو برایم همیشه تاریک است

گمان کنم که زمان وصال نزدیک است

به خانه غصّۀ هجده شهید آوردم

سرِ شکسته و موی سپید آوردم

ز دست گریۀ ما اهل شهر خسته شدند

چقدر زینب و ام البنین شکسته شدند

هوای نوحه سرایی گرفته ایم حسین

چقدر روضه دوتایی گرفته ایم حسین

چقدر ما دو نفر مستمع شدیم و رباب

برای ما دو نفر خواند روضۀ غمِ آب

هنوز حرفِ نگفته زیاد دارم من

هنوز کرببلا را به یاد

  • دوشنبه
  • 10
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:31
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب

حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه -( کوفیان را که تو در کوفه تماشا کردی ) *

1631
1

حضرت زینب(س)-مدح و مرثیه -( کوفیان را که تو در کوفه تماشا کردی ) کوفیان را که تو در کوفه تماشا کردی

خطبه ها خواندی و الحق که تو غوغا کردی

همه گفتن که حیدر به میان آمده است

دشمنان پدرت را همه رسوا کردی

گفتی از حیله و نیرنگ همه کوردلان

و تو حق را به همان معرکه افشا کردی

لرزه ها بر بدن غاطبه ی شهر افتاد

کوفه را صحنه ای از محشر کبری کردی

با همان خطبه عجب جنگ نمایان کردی

کمر هرچه حرامی تو ز قد تا کردی

جلوی چشم همه خنده به رویت کردند

تو به چشم اسرا اشک خود اخفا کردی

کوفیان خنده کنان هلهله برپا کردن

مثل یک شیر عرب ولوله برپا کردی

کمرت خم شد از آن اوج مصیبت بانو

یادی از مادر خود حضرت زهرا کردی

کوفه یادآور مظلومیت حیدر بود

یاد مظلومیت و غربت مولا کر

  • دوشنبه
  • 10
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:34
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 امیر عظیمی

حضرت زینب(س)-مدح و وفات -( نور زهرا مآب، یا زینب ) * امیر عظیمی

1944

حضرت زینب(س)-مدح و وفات -( نور زهرا مآب، یا زینب ) نور زهرا مآب، یا زینب

بنتِ آُمُّ الکتاب، یا زینب

پرچم انقلاب، یا زینب

جلوه ی بوتراب، یا زینب

السلام ای عقیله ی حیدر

ذوالفقارِ قبیله ی حیدر

زینب، ای ستر آستان حرم

بعد عباس، پاسبان حرم

دژ مستحکم میان حرم

ای فدایت مدافعانِ حرم

تا که سردارتان سلیمانی است

کار داعش فقط پشیمانی است

نُه فلک، سوگوارِ تو بی بی

آسمان، اشکبار تو بی بی

قلب ها، داغدار تو بی بی

اجل آمد کنار تو، بی بی

عرش را دیده ارغوانی کن

با اجل نیز روضه خوانی کن

اجل ای مرهمی به پیکر من

التیام دل پر آذر من

بنشین اندکی برابر من

تا بگویم، چه آمده سر من

شرح حالم، نگفته معلوم است

در دلم، داغ پنج معصوم است

جدّ من تا که رف

  • دوشنبه
  • 10
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 15:40
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 وحید محمدی

شعر در ذکر مصائب حضرت زینب (س) -(گوشه ی خانه ی خود جای به بستر دارد) * وحید محمدی

955

شعر در ذکر مصائب حضرت زینب (س) -(گوشه ی خانه ی خود جای به بستر دارد) گوشه ی خانه ی خود جای به بستر دارد
مثل زهرا شده و دست روی سر دارد

دختر فاطمه و حیدر کرار است این
عفت فاطمه و هیبت حیدر دارد

زینت حیدر و پیغامبر کرببلاست
این که در جان خود اوصاف پیمبر دارد

گریه گریه همه ی بستر او تر شده است
مثل یک لاله ی مجنون، دل پرپر دارد

لحظه لحظه همه ی خاطره ها در ذهنش
یادی از پر زدن سوره ی کوثر دارد

گُر گرفته بدنش، در تب و تاب است تنش
یاد دیوار و دری روضه ی مادر دارد

همه ی عمر به دل عشق حسینی پرورد
به لبش ذکر حسین تا دم آخر دارد

ظرف یک سال غم کرببلا پیرش کرد
قامتش تا شده، درد کمر و سر دارد

بدنش را طرف سایه نیارید فقط
سینه ای داغ تر از داغ برادر دارد

به روی سینه ی

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 13:05
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 بهمن عظیمی

دانلود متن حضرت زینب -( اگه عاشقم اگر گرفتارم ) * بهمن عظیمی

2289
1

دانلود متن   حضرت زینب -( اگه عاشقم اگر گرفتارم ) اگه عاشقم اگر گرفتارم

اگه عمریه هواییِ یارم

اگه مورد توجّهِ زهرام

واسه ی اینه که زینب و دارم

زینب روح پیکرم

زینب سایه ی سرم

خوش بحال اون که شد ، مدافع حرم

زینب کلنا فداک

******

از همون ازل الی الابد زینب

مُهر عاشقی رو سینه زد زینب

ذکر هر شب و روزم شده دائم

یا عقیله العرب مدد زینب

تو کوه صلابتی

دریای نجابتی

زینب بنت الحیدری ، خدای هیبتی

زینب کلنا فداک

******

ذوالفقار در نیام ثارالله

ای مرام تو مرام ثارالله

خدا می دونه اگر نبودی تو

بی نتیجه بود قیام ثارالله

ای سرچشمه ی بقا

نور عرش کبریا

تحت سلطه ی توئه ، تمام کربلا

زینب کلنا فداک

******

ای فراتر از تمام باورها

به فدای

  • دوشنبه
  • 10
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 17:45
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 محمدرضا نادعلیان

غزل شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(چقدر صبر عجیبی نگاه زینب داشت) * محمدرضا نادعلیان

1064

غزل شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(چقدر صبر عجیبی نگاه زینب داشت) #السلام_علیک_یا_جبل_الصبر_سلام_الله_علیها

زبان اهل عبادت و اهل تقوا صبر
زبان عاشق و معشوق شد خدایا صبر

گذشت نه، نخواهم گذشت از آن که
زمان یاری مسلم نوشت فتوا صبر

چقدر صبر عجیبی نگاه زینب داشت
که در مقابل صبرش فِتاد از پا صبر

عقیله داغ دلش را چه خوب تسکین داد
نکرد ناله و شیون، نکرد الا صبر

خمید سرو بلندش، خمید قامت زینب
ولی نرفت ز حال و نمود تنها صبر

چگونه دید که قاتل به روی سینه نشست؟
چگونه دید؟ چگونه نمود آنجا صبر؟

نبود قابل رأس حسین آن همه مسجد
نبود و کرد در این واقعه کلیسا صبر

غزل تمام شد و شاعرت نفهمیده
"چگونه دید؟چگونه نمود آنجا صبر؟"

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 15:53
  • نوشته شده توسط
  • محمدرضا نادعلیان
ادامه مطلب
 آرمان صائمی

مدح و وفات حضرت زینب سلام الله -( اگر نشانه‌اى از کوه و آبشارى هست ) * آرمان صائمی

1137

مدح و وفات حضرت زینب سلام الله -( اگر نشانه‌اى از کوه و آبشارى هست  ) اگر نشانه‌اى از کوه و آبشارى هست

اگر خزانِ مرا شوقى از بهارى هست

اگر که از سرِ لطف تو بى قرارى هست

اگر که بال و پرى هست..اعتبارى هست

فقط به خاطرِ عرض ارادتم به شماست
به جان مادرم اصلاً سعادتم زِ شماست

تو را به صفحه‌ى دل شاعرانه باید گفت

زِ معجزات بیانت ترانه باید گفت

زِ غصه‌هاى دلت بى بهانه باید گفت

زِ دشت کرب و بلا عاشقانه باید گفت

به نقطه نقطه‌ى شعرم نظر بفرمایید
مرا براى غلامى خبر بفرمایید

تو خواهرى و برادر تو مادرى و پدر

گَهى حسینى و عباس و گه خودِ حیدر

تو وجه مشترکى بین سوره‌ى کوثر

تو شاهِ شامِ بلایى...رقیه سرلشکر

فداى ذکر قنوت و سجود تو بانو
خلاصه گشته خدا در وجود تو بانو

  • جمعه
  • 28
  • مهر
  • 1396
  • ساعت
  • 09:39
  • نوشته شده توسط
  • ح.فیض
ادامه مطلب
 حسن لطفی

شعر وفات حضرت زینب از حسن لطفی -(در بسترم و در آتشِ خورشیدم) * حسن لطفی

1025

شعر وفات حضرت زینب از حسن لطفی -(در بسترم و در آتشِ خورشیدم) بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

در بسترم و در آتشِ خورشیدم
اندازه‌یِ عُمرِ نوح هم غَم دیدم
یک جمله فقط قصه‌یِ عُمرِ من شُد
آمد به سَرَم از آنچه می‌ترسیدم

گفتم که زِ ساربان پس‌اش می‌گیرم
یک روز نفس زنان پس اش می‌گیرم
گفتم که تقاصِ خونِ لبهایت را
در شام زِ خیزران پس اش می‌گیرم

بر سینه‌یِ خود پیرهنت را دارم
بَد جور هوایِ دیدنت را دارم
وا کن گره‌یِ مُشتِ مرا تا بینی
با خویش عقیقِ یَمنت را دارم

این لحظه بدونِ سایه‌ات جانکاه است
باز آ و بگو که فاصله کوتاه است
هر چند تمامِ تَنِ من هم زخم است
کمتر زِ هزار و نُهصد و پنجاه است

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 18:07
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( ای باغبانِ لاله ها زینب ای زینب ) * هستی محرابی

2949
4

شعر شهادت حضرت زینب(س) -( ای باغبانِ لاله ها زینب ای زینب ) ای باغبانِ لاله ها زینب ای زینب
تیمارِ دشتِ کربلا زینب ای زینب

ای با وفا خواهر بیا زینبِ زارم
بینی که در چنگِ عدو من گرفتارم
حالا فقط تنها تویی یارو غمخوارم
بشنو تو از من این وصیت به تو دارم

خواهر اگر دیدی شدم کشته ی عدوان
جا مانده زیرِ آفتاب این تنِ عریان
رأس مرا خواهر بگیر بر سرِ دامان
کن زمزمه در زیرِ لب مویه ی هجران

خود را برای هر بلا تو مُهیا کن
درکاخِ ظالم رفته ای نطقِ قَرّا کن
با خطبه هایت کربلا را تو معنا کن
آن دشمنِ قرآن و دین را تو رسوا کن

ای باغبانِ لاله ها زینب ای زینب
تیمارِ دشتِ کربلا زینب ای زینب

شیون نکن ای خواهرِ مهربانِ من
جانِ تو وُ جانِ همه کودکانِ من
تو نوحه ی غم را ب

  • یکشنبه
  • 19
  • آذر
  • 1396
  • ساعت
  • 11:29
  • نوشته شده توسط
  • احسان نیکخواه
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(آن عصر غریب نا امیدش کردند) * حسن ثابت جو

1019

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(آن عصر غریب نا امیدش کردند) آن عصر غریب نا امیدش کردند
قامت خم و گیسوان سپیدش کردند
امشب که شب شهادت زینب نیست
با جسم برادرش شهیدش کردند

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:30
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(رفتی تو برادرم دلم کشته ی غم شد) * حسن ثابت جو

879

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(رفتی تو برادرم دلم کشته ی غم شد) رفتی تو برادرم دلم کشته ی غم شد
جسم ز عدو، پای ز بی راهه ورم شد
اینها همه پیش سر بر نیزه که هیچ است
رأست به نی و قسمتِ من قامتِ خم شد

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:30
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

معرفی حضرت زینب (س)از زبان خودش -( دختر زهرا و حیدر زینبم) * مرتضی محمودپور

1262
1

معرفی حضرت زینب (س)از زبان خودش -( دختر زهرا و حیدر زینبم) (قسمتی از یک مثنوی)

حضرت زینب(س)

دختر زهرا و حیدر زینبم

زینت ساقی و کوثر زینبم

یک نخی از چادرم حبل المتین

آب سقاخانه‌ام ماء معین

من همان سر نهان عفتم

ذوالفقار در نیام غیرتم

سر معراج نبی چون مادرم

راز دار و سر به مهر حیدرم

هستی از پیدایش زهرا بود

جلوه دین از شکوه ما بود

دختر بیت ولایت زینبم

دختر شیر شجاعت زینبم

زینبم من یادگار حیدرم

لوح و کرسی و قلم را لنگرم

دست زهرا مهد جنبانم شده

هستی عالم به فرمانم شده

گشته آعوش نبوت جای من

بای بسم الله شد بابای من

در شجاعت من علی را مظهرم

زینبم اما حسین دیگرم

دست من دست خدای داور است

باب من ساقی و مامم کوثر است

مادرم خورشید و من ماه

  • شنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 16:05
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(زينبم من زير لب ذكرِ غمِ مادر كنم) * حسن ثابت جو

856

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(زينبم من زير لب ذكرِ غمِ مادر كنم) زينبم من زير لب ذكرِ غمِ مادر كنم
لحظه‌‌اي فكرِ حسن يا گريه بر حيدر كنم
تا بيايي اي حسينم همسفر سازي مرا
خاكِ اين حجره به اشكِ ديدگانم تر كنم

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:32
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(چشمش کویر خشک و ولی تر نمی شود) * حسن ثابت جو

877

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(چشمش کویر خشک و ولی تر نمی شود) چشمش کویر خشک و ولی تر نمی شود
بغض اش همیشه تازه و آخر نمی شود
مانند زینبی که ز میلاد تا به مرگ
هر خواهری که پیر برادر نمی شود

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:33
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 علی اصغر یزدی

مصائب حضرت زینب علیها السلام -(دست و پا می زدی و خواهر تو بین گودال دست و پا گم کرد) * علی اصغر یزدی

1958

مصائب حضرت زینب علیها السلام -(دست و پا می زدی و خواهر تو بین گودال دست و پا گم کرد) دست و پا می زدی و خواهر تو
بین گودال دست و پا گم کرد
تیغ ها در طواف جسم تواند
کعبه را بین اشقیا گم کرد

گفت زینب که سهم دارم من
از تنی که به خاک افتاده
جسم او را به خاک و خون نکشید
این چنین شد که او تو را گم کرد

شمر می گفت با تنش چه کنیم؟
پیرمردی عصا زنان آمد
بی حیایی به خیمه حمله نمود
و سنان بود که دعا گم کرد

قد زینب کمان شدست اگر
علتش شد کمان ابروی تو
تیر ها از کمان رها می شد
و تورا بین تیر ها گم کرد

روی تل دید زینب کبری
آن تنی را که غرق تیر شده
روی تل دید مادری را که
در جوانی ضعیف و پیر شده

روی تل دید عده ای نامرد
سمت گودال خون سرازیرند
دید بعد از عموی تشنه لبان
بزدلان در مصاف چون شیرند

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 11:39
  • نوشته شده توسط
  • علی اصغر یزدی
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(مي‌روم با اشك و ناله در عزای كربلايت) * حسن ثابت جو

1084
1

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(مي‌روم با اشك و ناله در عزای كربلايت) مي‌روم با اشك و ناله در عزای كربلايت
لحظه‌هاي آخرم شد نيمه‌جانم هم فدايت
من هنوزم رخت ماتم بر تنم دارم برادر
با صدايي كه گرفته نوحه مي‌خوانم برايت

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:34
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(نسيمي كز دلِ زينب برآيد) * حسن ثابت جو

963
1

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(نسيمي كز دلِ زينب برآيد) نسيمي كز دلِ زينب برآيد
هر آن كس بشنود عمرش سرآيد
از اين دردي كه بر زينب رسيده
ز سوزش سينه‌ها از تن در آيد

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:35
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسین نوری

زمینه و شور شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(میدونستم آخر میای و منو میبری پیش مادر ) * حسین نوری

2837
1

زمینه و شور شهادت حضرت زینب سلام الله علیها -(میدونستم آخر میای و منو میبری پیش مادر ) میدونستم آخر میای و
منو میبری پیش مادر
میدونی چقدر گریه کردم
به یادت برادر

تو دستمه پیرهن یادگارت هنوزم
یکسالو نیمه دارم با غم تو میسوزم۲

چقدتوروصدا زدم
یکی به دادم نرسید
چقد بهم طعنه زدن
میدونی زینب چی کشید

من گریه میکنم
تو گریه میکنی
تاروضه میخونم
تو لطمه میزنی
**********
ببخشی منو که از این غم
هنوز خواهرت دق نکرده
بببن پیر شدم بعد داغت
دلم غرق درده

یادم نمیره که افتاده بودی تو گودال
زیر سم مرکبا پیکرت شد لگدمال۲

جمع شده بودن دور تو
همه با هم میزدنت
سرتورو یه بی حیا
جدا میکرد از بدنت

من گریه میکنم
تو گریه میکنی
تا روضه میخونم
تو لطمه میزنی
*******
چقد سخت بود اون لحظه ای که
دیدم خیمه م

  • شنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 21:18
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(دو چشم گرچه بر روی حسين است) * حسن ثابت جو

712

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(دو چشم گرچه بر روی حسين است) دو چشم گرچه بر روی حسين است
بدان این دیده کم سوی حسين است
خدا را شکر سر بر دامن اوست
حجابم طره گیسوی حسین است

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:36
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(بیا بنشین برادر غصه دارم) * حسن ثابت جو

906

دوبیتی شهادت حضرت زینب(س) -(بیا بنشین برادر غصه دارم) بیا بنشین برادر غصه دارم
هزاران سال گویا بی قرارم
اجازه می دهی بعد از اسیری
سرم را روی دامانت گذارم

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:37
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب
 حسین نوری

زمینه ارتحال حضرت زینب سلام الله علیها -(گریم از غم تو ادامه داره) * حسین نوری

943
-1

زمینه ارتحال حضرت زینب سلام الله علیها -(گریم از غم تو ادامه داره) گریم از غم تو ادامه داره
قلبم بگو چجور طاقت بیاره
میلرزه دلم‌از یه بعص سنگین
اب خوش از گلوم نرفته پایین

میسوزم شب وروز به یادتو
زیر لب میخونم با اشک وآه
یادمه غروب عاشورا گرگارو دیدم‌دورقتلگاه
مگه میشه که یادم‌بره
غم لحظه ی اخر تورو
با چشات اینو گفتی بهم از تو قتلگاه خواهرم برو

جدا نمیشد از تو دشمنو
جدا نمیشد خواهرت ازت
جدا نمیشد چادر ازسرم
من تورو صدا میزدم فقط

حسین مهربون من
حسین همزبون من
حسین تنگه واسه تو
دل غرق خون من
حسین ای برادرم
**************
رفتی بدون من دلم رو بردی
رفتی خواهرتو به کی سپردی
رفتی تو دشمنا شدم گرفتار
پای ناموس تو واشد به بازار

مگه میشه که از یادم بره
چه بلایی سرم‌

  • شنبه
  • 11
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 21:23
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 حسن ثابت جو

شعر مدح حضرت زینب کبری(س) -(آن كس كه خريدارِ تو شد حضرت زينب) * حسن ثابت جو

1979

شعر مدح حضرت زینب کبری(س) -(آن كس كه خريدارِ تو شد حضرت زينب) آن كس كه خريدارِ تو شد حضرت زينب
بي‌واهمه بيمارِ تو شد حضرت زينب
آن مرغِ محبت كه سرِ كوي تو پَر زد
همواره گرفتارِ تو شد حضرتِ زينب
در روزِ ولادت كه جهان اشكِ بصر ريخت
اشكِ همه غمخوارِ تو شد حضرتِ زينب
آن كرب و بلايي كه شد از هستِ تو جاويد
خود قصه‌ي غمبارِ تو شد حضرت زينب
آن سر كه به نيزه شد و قرآن به لبش بود
پيوسته مددكارِ تو شد حضرت زينب
آن وقت كه آتش ز جفا بر سرتان ريخت
چشمانِ جهان زارِ تو شد حضرت زينب
آن کوفه و آن هلهله و مجلسِ شادي
بزمِ غمِ پيكارِ تو شد حضرت زينب
آن چوبه‌ي محمل که رخش سرخ شد از تو
سرمايه‌ي ايثارِ تو شد حضرت زينب
آن كافرِ بي دين و همان جام شرابش
شرمنده‌ي گفتارِ تو شد حضرت ز

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 19:38
  • نوشته شده توسط
  • حسن فطرس
ادامه مطلب

زمینه شهادت حضرت زینب (س) -(میکشه خیلی عذاب، افتاده به اضطراب) * محمدرضا رازقی پور

1541
4

زمینه شهادت حضرت زینب (س) -(میکشه خیلی عذاب، افتاده به اضطراب) میکشه خیلی عذاب، افتاده به اضطراب
سینه سوز لحظه هاش
نفسای آخرش، به یاد برادرش
بارونی شده چشاش
جگرش خونه/ روضه میخونه/ توی دستش یه لباس
زخمی کینه/ زمزمش اینه/ داداشم حسین کجاس
بعد کربلا - پر شد از بلا
چی اومد سرش فقط خدا میدونه
دل بشکسته شد - پیر و خسته شد
داداشش فقط رو نیزه ها میدونه
(مظلوم ای حسین۲ حسین غریب مادر)۲
*************
به لبش ناله و آه، داره از تو قتلگاه
کسی غمخوارش نشد
دید گرفتن دورش و، میزنن پیکرش و
یه نفر یارش نشد
غارت پیکر/ دزدی معجر/ آتیش و تو خیمه دید
پریشون احوال/ تا خود گودال/ از حرم خیلی دوید
مرهم که نبود - از غم شد هلاک
والشمر جالس علی صدرالحسین
عریان شد تن - داداشش رو خاک

  • یکشنبه
  • 12
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 12:11
  • نوشته شده توسط
  • سید محسن احمدزاده صفار
ادامه مطلب
 مرتضی محمودپور

متن رباعی شام وفات حضرت زینب کبری(س) -(من زینبم مرثیه خوان کربلایم) * مرتضی محمودپور

945

متن رباعی شام وفات حضرت زینب کبری(س) -(من زینبم مرثیه خوان کربلایم) روضه خوان کربلا
من زینبم مرثیه خوان کربلایم
نای نی سوزان دشت نینوایم
من زائر رگهای ببریده به مقتل
هم زائر راس بریده از قفایم

  • دوشنبه
  • 13
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 01:12
  • نوشته شده توسط
  • حاج مرتضی محمودپور
ادامه مطلب
 اسماعیل تقوایی

یا زینب (س) -(یکسال ونیم بعد تو ماندم برادرم ) * اسماعیل تقوایی

1236
2

یا زینب (س) -(یکسال ونیم بعد تو ماندم برادرم ) یا زینب(س)
یکسال ونیم بعد تو ماندم برادرم
این زنده ماندنم نشده هیچ باورم

یکسال ونیم زینب وهجران واشک وآه
بوده دعای من که رود جان زپیکرم

جانباز کربلا شدم وبود امید من
تا هرچه زودتر شود هجرانم آخرم

همواره صحنه های غم انگیز روز خون
گویی که بوده روز وشبم در برابرم

یادم نمی رود که نشستی بروی خاک
کردی مرا صدا که بیا رفت اکبرم

آه از دمی که شد تن عباس غرق خون
گفتی شکسته ای کمرم میر لشکرم

آه از دمی که شد زتنت، سرجدا حسین
آمد به قتلگه به عزای تو مادرم

ام المصایبم ز عاشور و کربلا
زان واقعه غمینم و رنجور ومضطرم

اینک به بسترم به دلی خون ومحتضر
وقت وصال رسیده بیا ای برادرم

بازآ کنار خواهر خود تا بب

  • دوشنبه
  • 13
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 02:11
  • نوشته شده توسط
  • اسماعیل تقوائی
ادامه مطلب

وفات جانسوز حضرت زینب س -(سری به تشتِ طلا در مقابلِ زینب، چرا دو نیمی تو ای ماهِ کاملِ زینب؟) * هستی محرابی

1114

وفات جانسوز حضرت زینب س -(سری به تشتِ طلا در مقابلِ زینب، چرا دو نیمی تو ای ماهِ کاملِ زینب؟) ‍ #زبانحال_زینب_با_سر
#مبارک_امام_حسین_علیه_السلام

سری به طشتِ طلا در مقابلِ زینب
چرا دو نیمی تو ای ماهِ کاملِ زینب؟

ز نیمِ دیگرت آیا، بگو خبر داری؟
کجا فتاده به خون آن شمائلِ زینب

نهاده قاتلت این سر جلوی رویم تا
به قصدِ اینکه بسوزد فقط دلِ زینب

هلا! تو ماهِ درخشانِ در کسوف امشب
ببر تو هاله ای از غم ز محفلِ زینب

بگو برادرِ زینب چرا دو نیمی تو ؟
تنت به دشتِ بلا سر به مایلِ زینب

ببین چگونه کشیدند و معجر از رویم
بیا جلوی حرامی شو حائلِ زینب

تنت به بسترِ خارا چو صید بحرِ خون
خدا کند که بیایی به ساحلِ زینب

در این خرابه نشینی اگر کم آوردم
چو بارِ غم بنشسته به محملِ زینب

در این سفر چه کشیدم

  • دوشنبه
  • 13
  • فروردین
  • 1397
  • ساعت
  • 13:41
  • نوشته شده توسط
  • ۰۹۱۱۳۵۲۶۵۲۹
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد