اشعار مخصوص دفاع مقدس

مرتب سازی براساس

اشعار دفاع مقدس,(آنها که گمنامند ، زهرایی تبارند) *

34342
17

اشعار دفاع مقدس,(آنها که گمنامند ،  زهرایی تبارند) آنها که گمنامند ، زهرایی تبارند

چون فاطمه بی قبر و بی سنگ و مزارند

جامانده های ساحل اروند کنارند

چون مهدی زهرا کس و کاری ندارند

آقا به یارانی که گمنامند بر گرد

جان شهیدانی که گمنامند بر گرد

گمنام یعنی آخر مظلومیت ها

گمنام یعنی دوری از محبوبیت ها

گمنام یعنی ترس از معرو فیت ها

گمنام یعنی بهترین عاقبت ها !!

آخر نیامد برگه ی اعزامی من

از فاطمه تاییدی گمنامی من

گمنام یعنی در پی شهرت نبودن

در کسب منصب ها پی فرصت نبودن

خدمت نمودن در پی منت نبودن

طعنه شنیدن اهل شکایت نبودن

ما فکر نام ! و عاشقان گمنام ... رفتند

ما بی قرار ... آنها ولی ...آرام !! رفتند !

باید به نسل ما از این گلها بگوی

  • جمعه
  • 31
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 08:33
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب
فروشگاه پرچم

اشعار دفاع مقدس,(سن و سالش اگرچه اندک بود) *

29720
2

اشعار دفاع مقدس,(سن و سالش اگرچه اندک بود) سن و سالش اگرچه اندک بود

سن قلبش چقدر وسعت داشت

بذر عشق وشهامت وایثار

در دل آسمانی اش میکاشت

باغبان دلش شهادت بود

لاله هایش درستی وپاکی

بوی جبهه چقدر مستش کرد

جاده ای باصفا ولی خاکی

از زمین تا به آسمان می رفت

با دوپای شکسته وخسته

آری او ابر را نشانه گرفت

بند پوتین راه را بسته

یک وجب آشیانه در خاک و..

آسمانی به وسعت دریا

قدر یک کهکشان تفاوت داشت

جنس او باتمام این دنیا



مادرش درحیاط بی تاب است

خبری از پسر ندارد او

آسمان امید اوتاریک

چند روزی سحر ندارد او

منتظر,مضطرب,پریشان است

وفقط یاد پاک میخواهد

از تمام وجود فرزندش

استخوان یا پلاک میخواهد

روزها گذشت وطی شد غم

مشتی ان

  • جمعه
  • 31
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 08:42
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

سوم خرداد آزادی خرمشهر -(جاری شده از خون شهیدان نهری ) * حسین جعفری

767

سوم خرداد آزادی خرمشهر  -(جاری شده از خون شهیدان نهری ) جاری شده از خون شهیدان نهری
با فاصله و سکون و هجران قهری

در آتش و خون اگر چه تو سوخته ای
در خاطر ما هنوز خرمشهری.

  • چهارشنبه
  • 8
  • خرداد
  • 1398
  • ساعت
  • 16:25
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل عابدی پور
ادامه مطلب

اشعار دفاع مقدس,(بهر دل کندن ز دنیا مرده ایم) *

30782
4

اشعار دفاع مقدس,(بهر دل کندن ز دنیا مرده ایم) بهر دل کندن ز دنیا مرده ایم

از زکات و خمس ما جا خورده ایم

تا فقیر آید بگوییم او غنی است

پول دارد کاذب و پست و دنی است

تا سر ظهری اذان آمد به گوش

دیگ دنیا دوستی آید به جوش

در اذان بازار ها تعطیل نیست

هجر مولا را همین تعلیل نیست؟

باید امشب با شهیدان عهد بست

بند بند حبَِ دنیا را گسست

باید امشب توبه در هیئت کنیم

باید امشب با ولی بیعت کنیم

لقمه ی نا پاک و اموالِ وام

میکند دل را خراب و بی ملام

می کند آنگه دل انکار علی

می شود دل دشمن سید علی

کاذب بیچاره با اموال زار

بی ولایت دم مزن از انتظار

  • جمعه
  • 31
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 09:03
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار دفاع مقدس,(به اتاقی جدا تو را بردند) *

31466

اشعار دفاع مقدس,(به اتاقی جدا تو را بردند) به اتاقی جدا تو را بردند

گرچه بیماری تو مسری نیست

چهره ات کاملا عوض شده است

گل رویت دگر بهاری نیست

نه دو روزت شبیه یکدیگر

نه نگاهت شبیه دیرزو است

تو که هر روز بد تر از دیروز

حال و روزت عجیب جان سوز است

ای که تا ارتفاع می بینی

یاد "بازی دراز " می افتی

خاطره، دلهره، تشنج و بعد

از سر تخت باز می افتی...

تو از امشب شهید خواهی بود

ای که جانباز پیشوند تو بود

بیست و شش-هفت سال پی در پی

انسُلین چای تلخ قند تو بود

شیمیایی است مرد بیچاره

-او که تهمت زدند سل دارد-

این گل رنگ رفته، در این باغ

به خدا حق آب و گل دارد

*****

تا نفس داشت دلخوشی ها را

با سیاست حرام او کردند

حق آب و گلش ولی

  • جمعه
  • 31
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 08:56
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار دفاع مقدس,(كودكي سوخت در آتش به فغان، هيچ نگفت) *

22355
2

اشعار دفاع مقدس,(كودكي سوخت در آتش به فغان، هيچ نگفت) كودكي سوخت در آتش به فغان، هيچ نگفت
مادري ساخت به اندوه نهان، هيچ نگفت
پدر پير شهيدي كه به عشق ايمان داشت
سوخت از داغ پسر هاي جوان، هيچ نگفت

دختر كوچك همسايه ي ما پر زد و رفت
دل آيينه شكست و كس از آن هيچ نگفت
وقتي از شش جهت آوار تبر مي باريد
مردي از حنجر نامرد جهان هيچ نگفت
وطنم زخمي شمشير دو صد حادثه گشت
باز با اين همه چون شير ژيان هيچ نگفت
آن طرف تر، پس ديوار بلند ترديد
شاعري بود كه با طبع روان هيچ نگفت
خاك خوبم، وطنم، درگذر از آتش دود
آب شد، آب، ولي از غم نان هيچ نگفت
شبي از خويشتنم خواستم آيينه چه گفت؟
پاسخش باز همان بود، همان، هيچ نگفت
مي توان گوشه اي از داغ مرا شرح نداد
ولي از اين همه ه

  • دوشنبه
  • 25
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 05:39
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

جنگ وگنج -(جنگ ماگنجینه ایست برای همه ی نسلها) *

9465

جنگ وگنج -(جنگ ماگنجینه ایست برای همه ی نسلها) جنگ ماگنجینه ایست برای همه ی نسلها

جنگ ماگنج بود،خیزکه پاسش داریم

گنج خوددست کسی غیرخدانسپاریم

ماکه ازروزازل عهدولایت بستیم

پس چرادست زیاری ولی برداریم؟

جنگ ماگنج بودخیزکه دشمن آمد

آتش نعره برانگیزکه دشمن آمد

آنقدرصبرنماتاکه شود مثل حسین-ع-

کاسه ی صبرتولبریزکهدشمن آمد

جنگ ماگنج بودخیزکه جان بایدداد

هرچه دلدارطلب کرد،همان باید داد

تاجهان پرشودازعطرارادت به علی-ع-

رنگ حیدربه همه صوت واذان بایدداد

جنگ ماگنج بودخیزکه دل غمگین است

این همه ظلم وستم بردل ماسنگین است

ای-نفس-یوسف زهرااگرامداد کند

رویت ازخون گلویت بخدارنگین است

نفس

  • چهارشنبه
  • 30
  • شهریور
  • 1390
  • ساعت
  • 13:44
  • نوشته شده توسط
  • نفس
ادامه مطلب

غزلی به میمنت هفته دفاع مقدس -(ای دلشکسته سعی بکن پاره ای بخند!) *

10126
1

غزلی به میمنت هفته دفاع مقدس -(ای دلشکسته سعی بکن پاره ای بخند!) رگبار زن به محنت و خُمپاره ای بخند!

ای دلشکسته سعی بکن پاره ای بخند!

جز ساختن به درد نشد چاره ای ، بخند!

از شادی زمانه تو هم ساعتی بنوش

گاهی شبیه آدم میخواره ای بخند!

لب را تکان بده دهنی نوشکفته باش

آخر چرا تو این همه آواره ای !؟ بخند!

یک سنگر آنطرف،همه از قهقهه پُرند

بر دل نکش ز گریه تو دیواره ای،بخند!

در جبهه ی تبسّم ما رعد و برق شو!

رگبار زن به محنت و خُمپاره ای بخند!

سر در نیاور از حرکات زمان خود

مانند طفل ساده به گهواره ای بخند!

لختی برای ابر سیه بی خیال شو

در روبروی شمس چو سیّاره ای بخند!

در این قطار عمر ز ما غم نخواستند

دادا ! بکن به غصّه ی خود چاره ای، بخند!

شاعر: دادا

  • شنبه
  • 2
  • مهر
  • 1390
  • ساعت
  • 17:32
  • نوشته شده توسط
  • ابوالفضل دادا
ادامه مطلب

یاد آنانکه رسیدند تا خـــدا... (بمناسبت هفته دفاع مقدس) *

19642
4

یاد آنانکه رسیدند تا خـــدا... (بمناسبت هفته دفاع مقدس) دل دوبــاره عشــــق قسمت کرده است

یــــاد کاوه، یــــــاد همّـــت کـرده است

یـــاد ســـــــرداران بی سر کرده است

یــــاد بـــــدر و یـــاد خیــبر کرده است

یــــــاد مجـــنون و شلـمــچه کرده است

یـــــــاد غــــوغای حـــلبــچه کرده است

یــــاد فـــکّــه، یــاد مــهران کرده است

یــــاد نجــــوا های چــمران کرده است

یـــاد سـربنــدهای یا زهـــرا (س) بخیر

یـــــاد آن دل های چون دریـــــا بــــــخیر

یــــــــاد آن نـــام آوران بـــی ریـــــــــا

یـــاد آن جان بر کـــفان جبـــهـــــــه ها

یـــــاد ســـنگـــــــرهـــای تــوأم با صفا

نیــمـــه شبـــهــا ذکـــر حـــقّ، یاد خـدا

یــــاد سـ

  • دوشنبه
  • 27
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 08:59
  • نوشته شده توسط
  • محسن زعفرانیه
ادامه مطلب

اشعار دفاع مقدس,(دید در معرض تهدید دل و دنیش را) *

21258
2

اشعار دفاع مقدس,(دید در معرض تهدید دل و دنیش را) دید در معرض تهدید دل و دنیش را
رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را
رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر
چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را

رفت و یک قاصدک سوخته تنها آورد
مشت خاکستری از حادثه مینش را
استخوان های نحیفی که گواهی می داد
سن و سال کم از بیست به پایینش را
ماند سردرگم و حیران که بگیرد خورشید
زیر پابوس سبک یا غم سنگیش را
بود ناچیز تر از آن که فقط جمجمه ای
کند آرام دل مادر غمگینش را
باز هم خنده به لب داشت کدر کرد و کبود
تلخی غربت در چهره شیرینش را
شب آخر پس از اتمام مناجات انگار
گفته بود از همه مشتاق تر آمینش را
ماجرای تو خدا خواست کند تازه عزیز
قصه یوسف و پیراهن خونینش را
کفن پاک تو سجاده پ

  • دوشنبه
  • 25
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 05:52
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

اشعار دفاع مقدس,(کسی نگفت از میان توفان، چــــگونه آن شب گذشته بودی؟) *

21226
4

اشعار دفاع مقدس,(کسی نگفت از میان توفان، چــــگونه آن شب گذشته بودی؟) کسی نگفت از میان توفان، چــــگونه آن شب گذشته بودی؟
ز گردباد و تگرگ و باران، چــــــــــگونه آن شب گذشته بودی؟

کسی نگفت از میان آتش، مـــــــــیان آن شعله های سرکش
بهانه در دل، شراره در جــــان، چگونه آن شب گذشته بودی؟

نه ردّپایی، نه گرد راهی، فقط تــــــــــــــفنگی شکسته دیدم
تو بی نشان از کنار یاران، چـــــــــگونه آن شب گذشته بودی؟

به بال سرخت که بسته بود آن نــــــــــــشان پرواز آسمان را؟
بگو که از خطّ و خون یاران، چــــگونه آن شب گذشته بـودی؟

کسی نگفت از دل هیاهو، زخــــــــــون و سنگر، زموج و بـاران
تو بی قرار از نهیب توفان، چـــــــــگونه آن شب گذشته بـودی؟

فقط شنیدم که بال خــــ

  • دوشنبه
  • 25
  • اردیبهشت
  • 1391
  • ساعت
  • 06:08
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

شهیدان را به نوری ناب شوییم *

39219
6

شهیدان را به نوری ناب شوییم شهیدان را به نوری ناب شوییم
درون چشمۀ مهتاب شوییم
شهیدان همچو آب چشمه پاکند
شگفتا آب را با آب شوییم؟
×××
مبادا خویشتن را واگذاریم
امام خویش را تنها گذاریم
ز خون هر شهیدی لاله ای رست
مبادا روی لاله پا گذاریم
×××
نوشیدن نورِ ناب، کاری است شگفت
این پرسش را جواب، کاری است شگفت
تو گونه ی یک شهید را بوسیدی؟
بوسیدن آفتاب کاری است شگفت
شاعر:قیصر امین پور

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:13
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار دفاع مقدس,(شب است و سكوت است و ماه است و من) *

35064
9

اشعار دفاع مقدس,(شب است و سكوت است و ماه است و من) شب است و سكوت است و ماه است و من
فغان و غم اشك و آه است و من
شب و خلوت و بغض نشكفته‌ام
شب و مثنوي‌هاي ناگفته‌ام

شب و ناله‌هاي نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
من امشب خبر مي‌كنم درد را
كه آتش زند اين دل سرد را
بگو بشكفد بغض پنهان من
كه گل سرزند از گريبان من
مرا كشت خاموشي ناله‌ها
دريغ از فراموشي لاله‌ها
كجا رفت تأثير سوز و دعا؟
كجايند مردان بي‌ادّعا؟
كجايند شور‌آفرينان عشق؟
علمدار مردان ميدان عشق
كجايند مستان جام الست؟
دليران عاشق، شهيدان مست
همانان كه از وادي ديگرند
همانان كه گمنام و نام‌آورند
هلا، پير هشيار درد آشنا!
بريز از مي صبر، در جام ما
من از شرمساران روي توام
ز دُردي كشان سبوي ت

  • جمعه
  • 31
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 09:30
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

بس که برای عشق شما گریه می کنم *

36607

بس که برای عشق شما گریه می کنم بس که برای عشق شما گریه می کنم
با هر نوای عشق شما گریه می کنم
از کودکان مکتب ایثار و غیرتم
عمری برای عشق شما گریه می کنم
روح و وجود و هر نفسم وصله بر شماست
روحم فدای عشق شما گریه می کنم
ای عاشقان شاه شهیدان، شُبِیریان
من از وفای عشق شما گریه می کنم
مردان آسمان به فدای صفایتان
من از صفای عشق شما گریه می کنم
راه شما راه خداوند اکبر است
پس با خدای عشق شما گریه می کنم
هر بانگ تکبیر شما بانگ زینب است
با هر ندای عشق شما گریه می کنم
چون یا حسین بر دلتان نقش بسته است
با کربلای عشق شما گریه می کنم
سر بندتان نام اباالفضل و فاطمه است
زیر لِوای عشق شما گریه می کنم
اینک برای کشور ما یک دعا کنید
من با دعای

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:21
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

اشعار دفاع مقدس-(گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند) * اصغر عظیمی مهر

39616
25

اشعار دفاع مقدس-(گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند) گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند

مادرت می گفت دکترها جوابت کرده اند

مرگ تدریجی ست این دردی که داری می کشی

منتها با قرص های خواب ، خوابت کرده اند

خواب می بینی که در(( سردشتی )) و (( گیلان غرب ))

خواب می بینی که در آتش کبابت کرده اند

خواب می بینی می آید بوی ترش سیب کال

پس برای آزمایش انتخابت کرده اند

خواب می بینی که مسولان بنیاد شهید

بر در دروازه های شهر قابت کرده اند

خواب می بینی کنار صحن (( بابا یادگار ))

بمب ها بر قریه ی (( زرده )) اصابت کرده اند

قصر شیرینی که از شیرینی ات چیزی نماند

یا پلی هستی که چون سر پل خرابت کرده اند؟

خوشه خوشه بمب های خوشه ای را چیده ای

بادِ خاکی با ک

  • جمعه
  • 31
  • شهریور
  • 1391
  • ساعت
  • 09:51
  • نوشته شده توسط
  • جواد
ادامه مطلب

گفتم که : چرا دشمنت افکند به مرگ؟ *

33296
1

گفتم که : چرا دشمنت افکند به مرگ؟ گفتم که : چرا دشمنت افکند به مرگ؟
گفتا که : چو دوست بود خرسند به مرگ
گفتم که : وصیّتی نداری؟ خندید
یعنی که همین بس است: لبخند به مرگ
شاعر:قیصر امین پور

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:24
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

صد مرتبه روی درد را کم کردی *

35218

صد مرتبه روی درد را کم کردی صد مرتبه روی درد را کم کردی
آن‌ قدر که پشت مرگ را خم کردی
از دوش تو با طلوع تاول خواندم
در ساحت صبح غسل شبنم کردی
×××
مستی‌ست که از می محرم زده‌است
با زخم به روی زخم مرهم زده است
با دلهره نشمری تاول‌ها را
صبح است و دوباره باغ شبنم زده است
×××
دیدم دیدم شبی رُخ‌ات را دیدم
آن خال سیاه را سحر بوسیدم
آن شب به شهادت همه تاول‌ها
از شوق تو در پوست نمی‌گنجیدم
×××
او آینه‌دار آفتاب دریاست
هر صبح و غروب در رکاب دریاست
با آتش بادهای مسموم بگو
این تاول آتشین حباب دریاست
شاعر:سعید حدادیان

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:34
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

ياد آنانكه رسيدند تا خدا !! (سروده زيباي آقاي محسن زعفرانيه بمناسبت دفاع مقدس) *

32001
7

ياد آنانكه رسيدند تا خدا !! (سروده زيباي آقاي محسن زعفرانيه بمناسبت دفاع مقدس) دل دوبــاره عشــــق قسمت کرده است

یــــاد کاوه، یــــــاد همّـــت کـرده است

یـــاد ســـــــرداران بی سر کرده است

یــــاد بـــــدر و یـــاد خیــبر کرده است

یــــــاد مجـــنون و شلـمــچه کرده است

یـــــــاد غــــوغای حـــلبــچه کرده است

یــــاد فـــکّــه، یــاد مــهران کرده است

یــــاد نجــــوا های چــمران کرده است

یـــاد سـربنــدهای یا زهـــرا (س) بخیر

یـــــاد آن دل های چون دریـــــا بــــــخیر

یــــــــاد آن نـــام آوران بـــی ریـــــــــا

یـــاد آن جان بر کـــفان جبـــهـــــــه ها

یـــــاد ســـنگـــــــرهـــای تــوأم با صفا

نیــمـــه شبـــهــا ذکـــر حـــقّ، یاد خـدا

یــــاد سـ

  • شنبه
  • 1
  • مهر
  • 1391
  • ساعت
  • 11:11
  • نوشته شده توسط
  • علي احمدي
ادامه مطلب

گرفتند انتقام کوچه ها را *

34732

گرفتند انتقام کوچه ها را گرفتند انتقام کوچه ها را
شکستند ازدحام کوچه ها را
سفر کردند و ما با نیشخندی
عوض کردیم نام کوچه ها را
شاعر:سید حبیب نظاری

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:36
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

ز جاده های خطر بوی یال می آید *

37142
1

ز جاده های خطر بوی یال می آید ز جاده های خطر بوی یال می آید
کسی از آن سوی مرز محال می آید
صدای کیست؟ خدایا درست می شنوم؟
دوباره بوی صدای بلال می آید
ز بس فرشته به تشییع لاله آمد و رفت
صدای مبهم برخورد بال می آید
مپرس از دل خود "لاله ها چرا رفتند"
که بوی کافری از این سوال می آید
بیا و راست بگو، چیست مذهبت ای عشق
که خون لاله به چشمت حلال می آید
به لحظه لحظه ی این روزهای سرخ قسم
که بوی سبزترین فصل سال می آید
شاعر:قیصر امین پور

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:38
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

بسیجی معنی ایثار و غیرت... *

54438
5

بسیجی معنی ایثار و غیرت... بسیجی شـورو عشق است و رشادت

بسیجی رهـــســپـار اســــت با ولایت

بسیجی مــعــنـــی صــبـــر و قـناعت

بسیجی مــکتــبـــش نــور و شــهادت

بسیجی اســوه اش چـمــران و هــمت

بسـیـجــی مـعــنــی ایثـــار و غــیرت

بسیجی شــیعه ی مولا عـلــــی است

بسیجی خــادم ســیــد عـــــــلی است

بسیجی مــنـطقش حبّ حســین است

بسیجی عاشــق پـیـر خــــمـین است

بسیجی در کــــلامــش اقتـدار است

بسیجی در مـــرامـــش ابتکار است

بسیجی ســربـلـند و ســرفـراز است

برای کـشـــــورش آیـنــده ساز است

"سروده : محسن زعفرانیه"

  • سه شنبه
  • 7
  • آذر
  • 1391
  • ساعت
  • 08:57
  • نوشته شده توسط
  • علي احمدي
ادامه مطلب

نوزده سال مثل برق گذشت *

43215

نوزده سال مثل برق گذشت نوزده سال مثل برق گذشت
نوزده سال از نیامدنت
کوچه مشتاق گام هایت ماند
خانه چشم انتظار در زدنت
مثل این که همین پریشب بود
آمدی با پسرعموهایت
خنده هایت درست یادم هست
بس که آشفته بود موهایت
رو به من... رو به دوربین با شوق
ایستادید سر به زیر و نجیب
آخرین عکس یادگاری تان
بین این قاب ها چقدر غریب...
هیچ عکاس عاقلی جز من
دل به این عکس ها نمی بندد
تازه آن هم به عکس ساده ی تو
که سیاه و سفید می خندد
شاعر:سعید بیا بانکی

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:42
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

وانهاده است به میدان بدنش را این بار *

42028
1

وانهاده است به میدان بدنش را این بار وانهاده است به میدان بدنش را این بار
همره خویش نبرده است تنش را این بار
تا ز مرز خودی خود گذرد، تجربه کرد
پا نهادن به سر خویشتنش را این بار
زین سپس خلوت او معبد ابراهیمی ست
که شکسته است بت ما و منش را این بار
آنقَدر رفته در این مرحله از خویش که من
خوانده ام فاتحه ی آمدنش را این بار
مثل یک موج در آغوش خطر حس می کرد
لحظه ی آبی دریا شدنش را این بار
تا از او گَرد تعلق نشود دامنگیر
همه دیدند به دریا زدنش را این بار
دل من چشم تو روشن که نسیم آورده است
بویی از رایحه ی پیرهنش را این بار
سینه سرخان مهاجر که روایت کردند
بال در بالِ مَلَک پر زدنش را این بار:
دیده بودند به تشییع شقایق هامان
بر سر دست ملای

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:54
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

تو همچون غنچه های چیده بودی *

42824
0

تو همچون غنچه های چیده بودی تو همچون غنچه های چیده بودی
که در پرپر شدن خندیده بودی
مگر راز حیات جاودان را
تو از فهمیده ها فهمیده بودی؟
شاعر:قیصر امین پور

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 16:56
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

دور تا دور حوض خانه م *

48748
2

دور تا دور حوض خانه م دور تا دور حوض خانه ما
پوکه های گلوله گل داده است
پوکه های گلوله را آری
پدر از آسمان فرستاده است
عید آن سال، حوض خانۀ ما
گل نداد و گلوله باران شد
پدرم رفت و بعد هشت بهار
پوکه های گلوله گلدان شد
پدرم تکه تکه هر چه که داشت
رفت همراه با عصاهایش
سال پنجاه و هفت چشمانش
سال هفتاد و پنج پاهایش
پدرم کنج جانماز خودش

بی نیاز از تمام خواهش ها
سندی بود و بایگانی شد
کنج بنیاد حفظ ارزش ها
روی این تخت رنگ و رو رفته
پدرم کوه بردباری بود
پدر مرد من به تنهایی
ادبیات پایداری بود ....
شاعر:سعید بیا بانکی

  • پنج شنبه
  • 7
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 17:05
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

بئیررزمنده نین خاطره سی - (اولار کی مکتب عشقه علاقه مند اولدی) *

45579

بئیررزمنده نین خاطره سی - (اولار کی مکتب عشقه علاقه مند اولدی) اولار کی مکتب عشقه علاقه مند اولدی

یقین واریم ایکی دنیاده سربلند اولدی

بیرعده فیض شهادتله یئتدی آماله

قانلارائیله دی نفرین بخته اقباله

شهادت اولمادی قسمت بوفیض ده ن قالدوخ

بوامتخانید ه افسوس نمره آز آلدوخ

واروخ ولی شهدانین یولینی گیتمک ده

کمک لیق ائیله سین آلله بوفیضه یئتمک ده

قالانلارا شهدانین پیامینی یئتیراخ

وصیتینی سوزینی سلامینی یئتیراخ

اودور کی ائیستیوره مطیعی امتحان ائلیم

کمک لیق ائیله سه بئیر خاطره بیا ائلیم

بوخاطره نه ئوزومده ن کی بئیر عزیز ده ن دی

دئین بسیجی مقا مات شهریمیزده ن دی

اولوبدی جبهه ده مرد دفاع وسنگردی

ئوزیده حوزه گوروبدی اودی سخنوردی

بیوردی بئیرگونی ار د و

  • جمعه
  • 15
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 20:55
  • نوشته شده توسط
  • علی اشرفی راد(عین الدین)
ادامه مطلب

اين قافله اي که لاله گون مي آيد *

40073

اين قافله اي که لاله گون مي آيد اين قافله اي که لاله گون مي آيد
از دشت حماسه و جنون مي آيد
با اين همه فرمانده بي سر آري
از مطلع فجر و فتح خون مي آيد
*
اين قافله از مرگ ندارد پروا
دارد روي شانه پرچم عاشورا
اين قافله صد علي اکبر دارد
با پيکر غرق خون و ارباً اربا
*
باقي است هنوز باور قاسم ها
فرياد و خروش آخر قاسم ها
هر چند که ماند زير تانک دشمن
گلبرگ نحيف پيکر قاسم ها
*
يک دشت عطش نوش صداي تشنه

شد باز شلمچه، کربلاي تشنه
گلواژه «ساقي العطاشا» گل کرد
بر روي لب قمقمه هاي تشنه
*
با ترکش و انفجار مين مي افتاد
با زخم دل و زخم جبين مي افتاد
يک ياس کنار علقمه مي روييد
هر دست که بر روي زمين مي افتاد
*
آن روز سبکبار و رها مي رفتند
در او

  • دوشنبه
  • 18
  • دی
  • 1391
  • ساعت
  • 15:20
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

رباعی آزادسازی خرمشهر-یک شهر *

43718

رباعی آزادسازی خرمشهر-یک شهر یک شهر
یک شهر به وسعت تمام ایران
دنیا ز کار ماست مات و حیران
آزاد نموده ایم خرمشهر را
با لطف خدا و لشکری از ایمان

  • سه شنبه
  • 26
  • شهریور
  • 1392
  • ساعت
  • 06:24
  • نوشته شده توسط
  • امین بهاری زاده
ادامه مطلب

شعر دفاع مقدس -( رفتی سبد سبد گل پرپر بیاوری ) * حسین عبدی

34097
1

شعر دفاع مقدس -( رفتی سبد سبد گل پرپر بیاوری ) رفتی سبد سبد گل پرپر بیاوری
مرهم برای زخم كبوتر بیاوری
ردِّ هزار چلچله را پر كشیده ای
تا از شب طلائیه سر در بیاوری
كنج كدام خاطره جا مانده غربتت
رفتی نشانی از غم مادر بیاوری
این قطعه خاك، بوی ملائك گرفته است
ای كاش هدیه، تربت سنگر بیاوری
می شد كه در مسیر رهایی شكوفه داد
بوی بهشت از دل معبر بیاوری
از پشت خاكریز، نه از پشت میز ها
شمعی به یاد غربت حیدر بیاوری
زخمی ترین نشانۀ پرواز در تو بود
رفتی كه تا دو بال سبك تر بیاوری

شاعر : حسین عبدی

  • سه شنبه
  • 7
  • آبان
  • 1392
  • ساعت
  • 07:55
  • نوشته شده توسط
  • یحیی
ادامه مطلب

قطره های باران *

44496
1

قطره های باران تقدیم به روان پاک تمام شهیدان و امام شهیدان
ای قطره های باران، در چشم می گساران
از عاشقان بپرسید، حال و هوای یاران
از کاروان به جا ماند، چند یار به یادگاری
پرسید زیادگاران، داستان سربه داران
مستان همه برفتند، از بند نفس برستند
بال سفر گشودند، آن خیل بیقراران
آدرس باغ گُل را، از باغبان بپرسید
جاوید نام عشاق، ماند به یادگاران
از شهر خون و آتش، بستان و کوچه هایش
پرسید راه و رسم، مردان روزگاران
از لاله های گلگون، از دشت های مجنون
پرسید وصفِ حال، آن خیل نامداران
نام و نشان بگیرید، از خیل بی نشانان
از نام های گمنام، از چشم به راهداران
روزی زحق فراخواند، بهر دفاع زمیهن
آحاد عاشقان را، آن پیرِ در جمار

  • پنج شنبه
  • 6
  • تیر
  • 1392
  • ساعت
  • 15:28
  • نوشته شده توسط
  • امین بهاری زاده
ادامه مطلب
راهنمای علائم موجود در فهرست:
عدد کنار این علامت نشانگر تعداد کاربرانی ست که این مطلب را پسندیده و به دفترچه شعر خود افزوده اند
عدد کنار این علائم نشانگر میزان محبوبیت شعر یا سبک از نظر کاربران می باشد
اشعار ویژه در سایت برای کاربران قابل دسترس نیست و فقط از طریق خرید اپلیکیشن مورد نظر این اشعار در داخل اپلیکیشن اندرویدی قابل رویت خواهند بود
این علامت نشانگر تعداد کلیک یا بازدید این مطلب توسط کاربران در سایت یا اپلیکیشن می باشد